فهرست مطالب

پژوهش های نقد ادبی و سبک شناسی - پیاپی 30 (زمستان 1396)
  • پیاپی 30 (زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/12/03
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمدعلی آتش سودا صفحات 11-48
    این مقاله به بررسی سبک نثر در داستان های صادق هدایت اختصاص دارد. بدین منظور ابتدا ویژگی های سبکی نثر وی از داستان هایش استخراج شد و سپس این ویژگی ها تحت عناوین مربوط دسته بندی گردید. با توجه به تحقیق حاضر می توان گفت که کاربرد برخی واژگان غریب از زبان عامیانه، استفاده از واژگان فرنگی، توصیف برای معرفی شخصیت و فضاسازی، طرح پرسش های ابهام آور تکرار اعداد، نحو ساده و گاه معیوب و سرانجام شاعرانگی از طریق تشبیه و اسناد مجازی و تشخیص، مهم ترین ویژگی های نثر هدایت است. مهم ترین نتیجه ای که از بررسی ویژگی های نثر صادق هدایت و ذهنیت حاکم بر داستان هایش می توان گرفت این است که فضای سیاه و یاس آلود این داستان ها با زبان به کار گرفته شده در نثر نویسنده هماهنگ است.
    کلیدواژگان: صادق هدایت، ادبیات معاصر، سبک، داستان
  • شیوا پورجهان، علی محمدی * صفحات 49-70
    ادبیات نمایشی، برخلاف جایگاه و پیشینه ای که در ادبیات غرب دارد، چنان که بایسته و شایسته باشد، در ایران مورد اقبال و توجه نویسندگان و مخاطبان ادبیات قرار نگرفته است؛ به همین سبب، مراحل رشد، تکامل و شکوفایی خود را به کندی طی می کند. این ژانر نوپای ادبی، به ویژه در سال های معاصر از قلم نویسندگان به نام و صاحب سبکی هم چون غلامحسین ساعدی، بهرام بیضایی و اکبر رادی، بهره برده است. در این میان اکبر رادی، که با حفظ وفاداری به درام، جز برای تئاتر قلم نزده، بیشتر شایان توجه است. رادی در حوزه نمایش نامه نویسی، یکی از برجسته ترین نویسندگان معاصر به شمار می رود. کسی که در پیش برد نوع نمایش نامه و جهان نمایش نامه نویسی در ایران، نقش به سزایی دارد. وی با حدود پنجاه سال کوشش، با خویش کاری شایسته برای آفرینش آثاری ارجمند و خلق شخصیت های ماندگار در زمینه تئاتر، امروزه با عنوان پدر نمایش نامه نویسی معاصر ایران شناخته می شود. پژوهش حاضر به بررسی شخصیت های نمایشی اکبر رادی و سیر تحول آن ها می پردازد. نویسندگان این مقاله، نخست به دسته بندی گونه های شخصیتی در نمایش نامه های رادی پرداخته ، سپس وجوه تمایز و تشابه شخصیت ها، تحول و تکامل آن ها را برجسته ساخته اند.
    کلیدواژگان: اکبر رادی، تحول، شخصیت، نمایش نامه
  • علی نجفی ایوکی*، فاطمه حاجی قربانی صفحات 71-85
    پژوهش حاضر می کوشد با روش بررسی متن ادبی و تحلیل محتوای آن، چگونگی حضور اسطوره گیلگمش و شیوه های فراخوانی و به کارگیری آن شخصیت را در سروده «مرثیه إلی عائشه» از «عبدالوهاب البیاتی» (1926-1999) مورد بررسی و نقد قرار دهد؛ زیرا این شاعر کوشیده برای اصالت بخشی به سروده و پوشیده تر و ادبی تر کردن متن، با بهره گیری از شگرد نقاب، بیانی نمادین و سمبولیک داشته باشد و از رهگذر اسطوره گیلگمش و انکیدو مراد خویش را غیرمستقیم به مخاطب القا نماید. دخالت دهی اسطوره یادشده در متن شعری، این فرصت را به بیاتی داده است تا متنی منسجم و در هم تنیده به نمایش بگذارد. در دیگر سوی چنین استنباط می شود که هدف اصلی شاعر از کاربست این اسطوره در آن سروده، بیان مساله سیاسی اجتماعی و به چالش کشیدن آن باشد. آنچه را که در سروده شعری شاهدیم این است که بیاتی معادل گیلگمش و عائشه معادل انکیدو قرار گرفته اند و به نقش آفرینی می پردازند.
    کلیدواژگان: اسطوره، گیلگمش، بیاتی، مرثیه إلی عائشه، خوانش سیاسی - اجتماعی
  • سید رزاق رضویان * صفحات 87-117
    جنبش ادبی رمان نو یکی از جریان های پیشرو و شالوده شکن در داستان نویسی جهان بوده است. این جریان ادبی در فرانسه بسیاری از اصول داستان نویسی سنتی را تحت الشعاع قرار داد و نوعی شالوده شکنی در عرصه نوشتار و سنت های ادبی به وجود آورد. رمان نو که از جریان های تاثیرگذار ادبیات مدرن به شمار می رود در جامعه ادبی ایران نیز نویسندگان و علاقه مندانی را به خود جلب کرد. در دوره ای که رئالیسم وجه غالب داستان نویسی در ایران بود، «هوشنگ گلشیری» متاثر از رمان نو به دنبال به کارگیری شیوه های نوینی در روایت و تکنیک داستان نویسی بوده است. این مقاله می کوشد اثبات کند که گلشیری در برخی از آثار خود تحت تاثیر رمان نو بوده است. نگارندگان در ابتدا نگاهی مختصر به جنبش رمان نو داشته، سپس به بیان شباهت ها و تفاوت های رمان نو در فرانسه و ایران پرداخته اند. در بحث اصلی مقاله نیز با لحاظ برخی از تفاوت ها در درون مایه و مضمون، نشان خواهیم داد که هم نوایی و هم پیوندی برخی از آثار گلشیری با رمان نو قابل تایید و اثبات است.
    کلیدواژگان: رمان نو، هوشنگ گلشیری، تاثیرپذیری، ادبیات داستانی
  • مهری قادری بیباک، سید مهدی مسبوق * صفحات 119-144
    ابوالعلاء معری در میان شاعران دوره ها ی مختلف ادبیات عربی جایگاه ویژه ای دارد. او در دوره شکوفایی علمی و ادبی می زیست و عصر او شاهد بروز و ظهور بزرگانی هم چون متنبی و شریف رضی بود. بی شک شاعری که توانسته در میان چنین شاعرانی رخ بنماید در خور این است که شعر او مورد نقد و بررسی قرار گیرد تا جلوه های زیبایی آن بازشناخته شود.پژوهش حاضر کوشیده با استفاده از ابزارهای زبانی و تکیه بر دانش زبان شناسی و نیز بهره گیری از نظریات سبک شناسان معاصر، قصیده لامیه معری در دیوان سقط الزند را با روش توصیفی- تحلیلی مورد واکاوی قرار دهد. برآیند پژوهش نشان می دهد که معری توانسته با به کارگیری ظرفیت های وسیع زبان عربی شعر خود را به لحاظ آوایی از حیث موسیقی خارجی، داخلی، کناری و معنوی غنی سازد. هم چنین به لحاظ توجه به لایه نحوی، از ویژگی های تعبیری جملات ماضی، مضارع، اسمیه و نیز جملات انشایی بهره گرفته و معانی مورد نظر خود را به نظم کشیده که در این میان جمله فعلیه جایگاه خاصی در مدایح وی داشته است. از نظر ادبی نیز معری توانسته با بهره گیری از تشبیه و استعاره تصویرهای زیبایی ترسیم نماید که در این میان تشخیص در مدایح او از جایگاه ویژه ای برخوردار است.
    کلیدواژگان: ابوالعلاء معری، سبک شناسی، بلاغت، سقط الزند
  • آرش مشفقی*، زهرا دوستی صفحات 145-167
    جامعه شناسی ادبیات،(1) بررسی و تحلیل علمی یک اثر ادبی است. بررسی و تحلیلی که رویدادها، روابط و پدیده های اثر ادبی را بر مبنای اصول جامعه شناسی می سنجد. رمان «پرنده من» اثر فریبا وفی، یکی از آثار داستانی معاصر است که بخشی از اجتماع، با انواع ریزه کاری هایش در آن منعکس شده است. پی یر بوردیو یکی از مطرح ترین جامعه شناسان معاصر فرانسوی است که با ارائه «نظریه عمل» بر مبنای «میدان» و «منش»، به تحلیل جامعه شناسی کنش کنش گران در عرصه اجتماع پرداخته است. این نوشتار بر آن است تا جامعه منعکس شده در رمان «پرنده من» را براساس «نظریه عمل» بوردیو، مورد بررسی و تحلیل قرار بدهد. بر طبق نظریات بوردیو، کنش کنش گران در این رمان، حاصل «میدان و منشی» است که شخصیت ها بدان متعلق اند. از دیدگاه بوریو، چهار سرمایه اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و نمادین، بیشترین سهم را در مشخص کردن مرز میدان ها دارند و منش (عادت واره ها) افراد در کنار ویژگی های طبقه هر فرد، شکل دهنده کنش افراد در جامعه است.
    کلیدواژگان: جامعه شناسی ادبیات، پرنده من، فریبا وفی، پی یر بوردیو، نظریه عمل، میدان، منش یا عادت واره
  • اعظم سادات موسوی، محمدعلی گذشتی * صفحات 169-193
    گروه اسمی یکی از واحدهای ساختاری زبان فارسی است که در مرتبه ای بالاتر از کلمه و پایین تر از بند قرار دارد. این واحد ساختاری دارای سه عنصر: وابسته پیش رو (پیشین)، هسته و وابسته پی رو (پسین) است با 4 جایگاه برای وابسته های پیش رو و 5 جایگاه برای وابسته های پی رو که از مجموع وابسته های پی رو واحد واژگون مرتبه وابسته پی رو شماره 5 می باشد. بر این اساس بخشی از پیچیدگی ساختار جمله، نتیجه پیچیدگی ساختار گروه اسمی مرتبط با واحدهای واژگون مرتبه آن است. این بررسی بر آن است که به تبیین وابسته ای که در گروه اسمی کارکرد توضیحی دارد و در نظریه ساختارگرایی مقوله و میزان واحد واژگون مرتبه نامیده می شود، بپردازد و این مقوله را در کلام حافظ بررسی نماید؛ چرا که حافظ شاعر برجسته ای است که از ظرفیت زبان، بالاترین بهره را برده و یکی از راه های بخشیدن ظرفیت معنایی متناسب کاربرد واحدهای واژگون مرتبه در گروه اسمی است که این ویژگی در کلام وی از بسامد بالایی برخوردار است.
    کلیدواژگان: حافظ، تحلیل ساختار، گروه اسمی، واحد واژگون مرتبه
  • مریم نخعی * صفحات 195-215
    دستور نقش گرای نظام مند، ارائه گر ابزاری برای کشف معنا در زبان و ارتباط کاربرد زبان با بافت های اجتماعی است تا در درک ما از زندگی اجتماعی مشارکت نماید. به این دلیل که در این دستور الگوهای تجربه به صورت افعال و فرآیندها به واسطه فرانقش اندیشگانی حاصل می شوند، بنابراین با بررسی و تعیین افعال و فرآیندها و میزان رخداد آن ها در یک داستان، می توان راه به تجربیات، افکار و دنیای ذهن نویسنده برد. در تحقیق حاضر و بر مبنای این دستور، به بررسی 40 حکایت از هشت باب گلستان سعدی پرداخته شده است تا با تعیین افعال و میزان کاربرد فرآیندهای فرانقش تجربی در آن ها به عنوان شاخصی سبکی، به بررسی ارتباط میان فرآیند به کار رفته و مضمون حکایات گلستان پرداخته شود. نتایج تحلیل، حاکی از آن است که فرآیند رابطه ای و بهره گیری از ساختار وصفی در چهار باب از هشت باب، فرآیند غالب است؛ ضمن آن که پایین ترین میزان بهره گیری از فرآیند ذهنی و وجودی حاکی از بیان پیام موجود در حکایات، با استفاده از زبانی ساده و بدون ابهام و دشواری است.
    کلیدواژگان: دستور نقش گرا، سبک شناسی، فرایندهای فعلی، حکایات گلستان