فهرست مطالب

پایش - سال هفدهم شماره 1 (پیاپی 77، بهمن و اسفند 1396)
  • سال هفدهم شماره 1 (پیاپی 77، بهمن و اسفند 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/12/06
  • تعداد عناوین: 9
|
  • نرگس رستمی گوران، آزاده سیاری فرد، مریم نظری، مریم رهبری، حمیده جوادی نسب، بتول احمدی صفحه 7
    مقدمه
    سلامت زنان از اولویت های جامعه و اهداف توسعه هزاره است که شناسایی ابعاد آن با بررسی مطالعات مربوطه امکان پذیر است. در این راستا، پژوهش حاضر باهدف شناسایی ابعاد مغفول نوع پژوهش های سلامت زنان طی سه دهه پس از انقلاب اسلامی انجام شد.
    مواد و روش کار
    این مطالعه از نوع مروری به روش تحلیل محتوا بود که در سه مرحله مقدماتی، جستجو و تحلیل انجام شد. در این پژوهش ، تمام مقالات چاپ شده در مجلات علمی داخلی و خارجی از ابتدای سال 1360 تا پایان سال 1392 که درباره وضعیت، تعیین کننده ها و پیامدهای سلامت زنان ایرانی بود؛ بدون محدودیت سنی از پایگاه های منتخب، استخراج و پس از اعمال معیارهای ورود و خروج و حذف مطالعات تکراری، اطلاعاتشان شامل سال انتشار، تعداد نویسندگان، اصلی ترین بیماری ها و نازایی، تعیین کننده های اجتماعی سلامت (SDH: social determinants of health)، دوره زندگی و روش اجرا به وسیله نرم افزار SPSS18تحلیل شد.
    یافته ها
    در این مطالعه، 1880 مقاله فارسی و 4090 مقاله انگلیسی بررسی شدند (جمعا 5970 مقاله). فراوانی پژوهش های مروری 15/4درصد، مداخله ای 12/22درصد، مقایسه ای22/34 درصد و توصیفی51/37درصد بود. بیشترین فراوانی پژوهش های انجام شده از نظر دوره زندگی مربوط به دوران باروری 76/00درصد، از نظر طبقه بار بیماری مربوط به بارداری و عوارض آن 30/12درصد و از نظر SDH مربوط به آموزش، آگاهی و تحصیلات 36/6درصد بود.
    بحث و نتیجه گیری
    روند انتشار مقالات در سه دهه اخیر، رو به رشد اما فاقد انسجام و الگوی ثابت بود؛ بنابراین مدیریت منابع پژوهشی براساس اهداف اصلی نظام سلامت درباره پژوهش های مربوط به سلامت زنان ضروری است.
    کلیدواژگان: زنان، پژوهش، سلامت، جمهوری اسلامی ایران، انقلاب اسلامی
  • راضیه معصومی، فاطمه زارعی، سیدعلی آذین، سپیده علمی صفحه 21
    مقدمه
    رفتار جنسی تابلویی از زندگی مرتبط با سلامت افراد جامعه است، اما اطلاعات منسجمی درباره بدنه دانش بومی فعلی در این زمینه وجود ندارد.
    مواد و روش کار
    در این پژوهش مروری بر متون با هدف بررسی مقالات موجود در زمینه رفتار جنسی در بازه زمانی آبان ماه 1394 تا اردیبهشت ماه 1395 انجام شد. مقالات فارسی از سال های 1380 تا 1395 و از پایگاه های اطلاع رسانی Iran Medex، Magiran و SID با کلید واژه «جنسی» و کلمات مترادف«جماع»،«هم خوابگی/همبستری»،«مقاربت»و«نزدیکی»در عنوان و یا چکیده و یا واژگان کلیدی جستجو شدند. مقالات انگلیسی مربوط به سال های 2010 تا 2015 بوده و از پایگاه های اطلاعاتی PubMed/Medline،Scopus،Science Direct و ProQuest با استفاده از واژگان کلیدی Sexual knowledge«،»sexual attitude«،»sexual practice«،»sexual performance«،»sexual function«، »sexual dysfunction«،»sexual satisfaction«،»sexual behavior جستجو شدند. از 1183 مقاله یافت شده، 234 مقاله به علت تکراری و عدم ارتباط حذف و تنها 951 خلاصه مقاله بررسی شدند.
    یافته ها
    مقالات بررسی شده بر اساس عنوان، چکیده و کلید واژه مورد بررسی و به سه حیطه زیست-پزشکی، روانشناختی، و جامعه شناختی تقسیم بندی شدند. بر این اساس 481 مقاله در حیطه زیست پزشکی، 347 مقاله در حیطه روان شناختی و 123 مقاله در حیطه جامعه شناختی قرار گرفتند. ضعف اشراف محققان به علم کامش شناسی و بکارگیری واژگان تخصصی سکسولوژی به جای یکدیگر و عدم افتراق و تمیزآنان وتمرکز عمده مقالات برزندگی جنسی زوجی افراد متاهل عدم و پرداخت به زندگی جنسی فرد مجرد در سایر مقاطع زندگی (قبل از ازدواج و سالمندی) دو چالش قابل تامل بود.
    بحث و نتیجه گیری
    مستندات نسبتا خوبی در حوزه رفتار جنسی در دوحوزه زیست-پزشکی و روان شناختی موجود است؛ لذا، به دلیل نقش اساسی عوامل فرهنگی-اجتماعی بر رفتار جنسی در ایران، برنامه ریزی، طراحی و انجام مطالعات جامعه شناسی بومی مبتنی بر رویکرد ارتقای سلامت جنسی پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: رفتار جنسی، مرور، ایران
  • طاهره رستمی، امیرحسین آشنا، محمود طاووسی، علی منتظری صفحه 33
    مقدمه
    سرمایه فرهنگی محتوای مرکزی روابط اجتماعی و تعیین کننده شیوهی زندگی افراد است. از آنجا که ابعاد ذهنی و عینی سرمایه فرهنگی میتواند منابع تسهیل کننده نحوه احساس، اندیشه، عمل، شناخت، فهم و ادراک جهان پیرامونی باشد؛ به نظر میرسد سرمایه فرهنگی با بسیاری از ابعاد زندگی هر فرد از جمله سلامت وی ارتباط داشته باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه سرمایه فرهنگی و سلامت روان جوانان شهر تهران انجام گرفت.
    مواد و روش کار
    جامعه آماری در این مطالعه مقطعی جوانان 18 تا 29 ساله شهر تهران بودند. سرمایه فرهنگی با استفاده از یک پرسشنامه کوتاه و سلامت روان با ابزار GHQ-12 سنجیده شد. در این مطالعه متغیر وابسته (سلامت روان) با استفاده از نقطه برش به دو حالت (سلامت روان مطلوب و نامطلوب) تقسیم شده و در تحلیل به کار گرفته شد، سپس رابطه این دو با استفاده از آزمونهای آماری مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    در مجموع 164 نفر جوان (46/4 درصد زن و 53/6 درصد مرد) در این مطالعه شرکت کردند. میانگین (انحراف معیار) سنی شرکتکنندگان (3/33) 23/75 سال و میانگین (انحراف معیار) سالهای تحصیل آنها (2/75)13/40 سال بود. میانگین (انحراف معیار) نمره سرمایه فرهنگی و سلامت روان شرکتکنندگان به ترتیب (0/54)2/95 و (0/50)2/38 بود. نتایج تحلیل رگرسیون داده ها نشان داد، بین سرمایه فرهنگی و سلامت روان پاسخگویان پس از تعدیل با متغیرهای زمینهای از جمله سن، جنسیت، تحصیلات و شغل پاسخگویان رابطه معناداری وجود دارد.
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این مطالعه مبنی بر بهبود سلامت روان با افزایش میزان سرمایه فرهنگی درجوانان، به نظر می رسد به نظر می رسد ارتقای سرمایه فرهنگی زمینه افزایش آگاهی و شناخت در میان جوانان نسبت به استفاده از محصولات فرهنگی را فراهم می نماید و این امر به نوبه خویش موجب تامین و ارتقای سلامت روان آنها می شود.
    کلیدواژگان: سرمایه فرهنگی، سلامت روان، جوانان، تهران
  • طوبی رشادتیان، ماریا چراغی، محمدحسین حقیقی زاده، هاشم محمدیان صفحه 41
    مقدمه
    ارتقای سلامت روان به عنوان یک اولویت در سطح جهانی مطرح شده است. لذا، هدف این پژوهش بررسی ارتباط سبک زندگی مروج سلامت با تنش روان شناختی بزرگسالان مبتنی بر سازه مراحل تغییر از الگوی فرانظریه ای بود.
    مواد و روش کار
    این مطالعه توصیفی- تحلیلی بر روی 261 مراجعه کننده به مراکز بهداشتی شهر اهواز انجام شد. حجم نمونه مبتنی بر نتایج مطالعه پایلوت 280 نفر برآورد شد. برای نمونه گیری از روش طبقه بندی تصادفی شده استفاده شد. داده ها توسط پرسشنامه سبک زندگی با پنج خرده مقیاس (وضعیت تن سنجی، گروه های غذایی، عادات غذایی، فعالیت بدنی و مواد مخدر)، پرسشنامه تنش روان شناختی بزرگسالان (مقیاس کسلر) و پرسشنامه تغییر جمع آوری شد. داده های استخراج شده از پرسشنامه ها توسط آزمون های تی تست مستقل و آنالیز واریانس تجزیه وتحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد میانگین نمره تنش روان شناختی در زنان نسبت به مردان در، شاغلان نسبت به بیکاران، در افرادی که پیاده روی داشتند نسبت به کسانیکه نداشتند، در مصرف کنندگان نمک نسبت به کسانیکه مصرف نمک نداشتند، در افرادی که لبنیات مصرف می کردند نسبت به کسانیکه مصرف لبنیات نداشتند، در افرادی که روزانه میوه مصرف می کردند نسبت به کسانیکه روزانه مصرف میوه نداشتند و نهایتا، در افرادی که در بین مراحل مختلف تغییر اصلاح سبک زندگی قرار داشتند به لحاظ آماری تفاوت معنی دار دارند.
    بحث و نتیجه گیری
    لازم است متولیان امر سلامت، راهبردهای مناسب مقابله با تنش های روانی را در زنان، بیکاران و کسانیکه در انجام رفتارهای مروج سلامت کوتاهی می کنند بکار بگیرند تا تنش های روانی کاهش یابد. می توان با طراحی سازوکارهای تغییر رفتار متناسب با مرحله ای که افراد در آن واقع اند برای برون رفت از آن مرحله راهکارهای مناسبی برای اصلاح هر چه بهتر سبک زندگی مرتبط با تنش روان شناختی بزرگسالان ارائه کرد. در این راستا حمایت پژوهش های مختلف از اثرگذاری راهکارهای مبتنی برسازه ی مراحل تغییر بیش از پیش احساس می شود.
    کلیدواژگان: سبک زندگی مروج سلامت، تنش روان شناختی، بزرگسالان، مراحل تغییر
  • بیرام بی بی بیات، بهرام محبی، آذر طل، رویا صادقی، میر سعید یکانی نژاد صفحه 53
    مقدمه
    کیفیت زندگی موضوعی پیچیده و چند بعدی است که دو مقیاس سلامت جسمی و سلامت روانی را شامل می شود. کیفیت زندگی به این مفهوم است که فرد چگونه جنبه های مختلف زندگی اش را ارزیابی میکند. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر برنامه آموزشی مبتنی بر رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت بر بهبود کیفیت زندگی در رابطان سلامت بر اساس الگوی بزنف در سال 96-95 طراحی و اجرا شد.
    مواد و روش کار
    این مطالعه از نوع نیمه تجربی بود که بر روی 200 نفر از رابطان سلامت مراکز بهداشتی درمانی جنوب تهران که به روش نمونه گیری خوشه ایدر دو گروه 100نفری مداخله و مقایسه قرار گرفتند، انجام شد . مداخله در شش جلسه آموزشی در مدت45-30 دقیقه انجام شد و شش ماه بعد از مداخله آموزشی پیگیری صورت گرفت. مداخله آموزشی در خصوص رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت و کیفیت زندگی با استفاده روش های سخنرانی، پرسش و پاسخ، بحث گروهی و یادآمد آموزشی با استفاده از پیامک، در اختیار قرار دادن پوسترها و پمفلت های آموزشی در گروه مداخله انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه های روا و پایای رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت HPLPII و کیفیت زندگی (SF-36) و پرسشنامه محقق ساخته الگوی بزنف بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری کای دو ، t مستقل، tزوجی در سطح معنی داری کمتر از 0/05 با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 انجام گرفت.
    یافته ها
    نتایج مطالعه نشان داد دو گروه از نظر میانگین نمره، سازه های الگوی بزنف و ابعاد کیفیت زندگی رفتارهای ارتقا پس از مداخله آموزشی به جز عدم محدودیت در ایفای نقش به علت مشکلات عاطفی و سلامت روان اختلاف معنادار داشتند.
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج مطالعه نشان دهنده تاثیر مثبت برنامه آموزشی بر اساس مدل بزنف در افزایش رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت و در نتیجه بهبود کیفیت زندگی در رابطان سلامت بود.
    کلیدواژگان: رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت، کیفیت زندگی، رابطان سلامت، الگوی بزنف، مداخله ی آموزشی
  • مریم حنیفی، زهرا جلیلی، رضا توکلی صفحه 67
    مقدمه
    یکی از سرطان هایی که سلامت زنان را به خطر می اندازد، سرطان دهانه رحم است. امروزه انجام آزمون های تشخیصی و معاینات، می تواند نقش بسزایی در تشخیص سرطان ها بخصوص سرطان دهانه رحم در مراحل ابتدایی داشته باشد. هدف این پژوهش تعیین تاثیر مداخله آموزشی مبتنی بر الگوی بزنف بر ارتقای رفتار پیشگیری سرطان دهانه رحم در زنان بود.
    مواد و روش کار
    تحقیق حاضر یک مطالعه از نوع نیمه تجربی بود که زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی-درمانی شهر دماوند و مراکز تابعه، در سال 96-1395 در آن شرکت کردند. نمونه ها به روش تصادفی ساده در دو گروه 60 نفری (آزمون و کنترل) قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها در این مطالعه پرسشنامه ای پژوهشگر ساخته مبتنی بر سازه های الگوی بزنف بود. مداخله آموزشی در گروه آزمون در 2 جلسه (هرجلسه 60 دقیقه) انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمونهای آماری کای دو، تی زوجی، تی مستقل و مک نمار نرم افزار SPSS نسخه23 انجام شد.
    یافته ها
    در این مطالعه میانگین بیشترین فراوانی سن زنان مراجعه کننده برای پیشگیری سرطان دهانه رحم در گروه آزمون و کنترل در سنین بین (3/38±31/25) سال بوده است. نمرات سازه های الگوی بزنف شامل آگاهی، عوامل قادرکننده، قصدرفتاری و رفتاردرگروه آزمون، بعد ازمداخله در مقایسه با گروه کنترل اختلاف معنی دار نشان داد.
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که مداخله آموزشی براساس سازه های الگوی بزنف برارتقای رفتار پیشگیری سرطان دهانه رحم در زنان تاثیر داشته است.
    کلیدواژگان: الگوی بزنف، رفتار پیشگیری، سرطان دهانه رحم
  • ناهید مشهود کرمانچی، زهرا جلیلی، محمود محمودی مجدآبادی فراهانی صفحه 75
    مقدمه
    پیش بینی می شود که تا سال 2020 موارد ابتلای جدید به انواع سرطان 50 درصد افزایش یابد. یکی از سرطان ها که سلامت زنان و مردان را به خطر می اندازد، سرطان پستان است که شایع ترین سرطان در بین زنان و دومین عامل مرگ ومیر ناشی از سرطان در زنان دنیا است. امروزه انجام آزمونهای تشخیصی و معاینات، می توانند نقش بسزایی در تشخیص سرطان ها بخصوص سرطان پستان در مراحل ابتدایی داشته باشد. هدف این پژوهش تعیین تاثیر آموزش نظریه محور بر رفتار خودآزمایی پستان در زنان است.
    مواد و روش کار
    تحقیق حاضر یک مطالعه از نوع نیمه تجربی قبل و بعد با گروه شاهد، شامل زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی-درمانی جنوب تهران، در سال 96-1395 بود. با توجه به معیارهای ورود به مطالعه نمونه ها به روش تصادفی ساده در دو گروه 47 نفری آزمون و 47 نفری شاهد قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها در این مطالعه پرسشنامه پژوهشگر ساخته مبتنی بر سازه های الگوی باور سلامت که در گروه آزمون و شاهد توزیع گردید و پس از انجام پیش آزمون بر اساس نتایج آن مداخله آموزشی در گروه آزمون در 4 جلسه به مدت 45 دقیقه انجام شد.
    تجزیه و تحلیل با استفاده از آزمونهای آماری کای اسکوئر، تی زوجی، تی مستقل، مک نمار و ویلکاکسون انجام شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS ویرایش 23 استفاده گردید.
    یافته ها
    در این مطالعه میانگین نمرات تمام سازه های الگوی باور سلامت به جز منافع درک شده در گروه آزمون، بعد از آموزش در مقایسه با گروه شاهد اختلاف معنی دار نشان داد.
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که مداخله آموزشی بر اساس سازه های الگوی باور سلامت بر رفتار خودآزمایی پستان در زنان تاثیر داشته است، بدین رو به آموزش مبتنی بر این الگو پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: الگوی باور سلامت، سرطان پستان، زنان، خودآزمایی پستان
  • ایمان تقی زاده فیروزجانی، زهره سادات، محسن تقدسی، بدری ترکی حبیب آبادی صفحه 85
    مقدمه
    کیفیت روابط زوجین نقش اساسی در ارزیابی کیفیت کلی ارتباطات خانوادگی دارد. سنجش کیفیت روابط زوجین با استفاده از ابزاری روا و پایا از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف از پژوهش حاضر تعیین ویژگی های روانسنجی و اعتبار یابی پرسشنامه کیفیت روابط زوجین بود.
    مواد و روش کار
    در این مطالعه روش شناسی با استفاده از روش استاندارد مستقیم و بالعکس (Back & Forward) ابتدا نسخه انگلیسی ابزار به فارسی ترجمه گردید. روایی پرسشنامه کیفیت روابط زوجین با استفاده از روایی محتوای کیفی و کمی، روایی صوری، روایی سازه (تحلیل عاملی تاییدی)، روایی همزمان و مقایسه گروه های شناخته شده تعیین شد. پایایی ابزار با استفاده از همسانی درونی و آزمون مجدد بررسی شد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS نسخه 16 و AMOS نسخه 22 تحلیل شد.
    یافته ها
    در بررسی اعتبار کمی و کیفی محتوا و اعتبار صوری همه سوالات مورد تایید قرار گرفتند. مقادیرCVI و CVR کل ابزار به ترتیب 0/94 و 0/92بدست آمد. تحلیل عاملی تاییدی نشان داد ابزار از ساختار تک عاملی همچون نسخه اصلی برخوردار است. در ارزیابی روایی همزمان یافته ها نشان داد همبستگی معنی داری بین نمرات حاصل از ابزار کیفیت روابط زوجین و ابزارهای رضایت زناشویی انریچ و مقیاس ارزیابی رابطه وجود دارد. نتایج مقایسه گروه های شناخته شده با استفاده از ابزار رضایت زوجی کانزاس نشان داد، نمره کیفیت روابط زوجی گروه دارای رضایت بطور معنی داری بیش از افراد فاقد رضایت است. ارزیابی پایایی ابزار نشان داد همسانی درونی و نیز ثبات ابزار با استفاده از آزمون مجدد عالی بود (به ترتیب آلفای کرونباخ 0/90و همبستگی درون طبقه ای 0/92).
    بحث و نتیجه گیری
    یافته ها نشان داد نسخه فارسی ابزار کیفیت روابط زوجین از نظر ویژگی های ساختاری مطلوب بوده و ابزاری روا و پایا برای اندازه گیری کیفیت روابط زوجین است.
    کلیدواژگان: روان سنجی، اعتبار یابی، کیفیت روابط بین زوجین، تحلیل عاملی تاییدی
  • زهرا معروفی، مجیده هروی کریموی، ناهید رژه، سید حمید شریف نیا، علی منتظری صفحه 95
    مقدمه
    یکی از مشکلات ارزیابی دانش بیماران مبتلا به اختلال شریان کرونر فقدان ابزار اندازه گیری دانش بیماران قلبی است. پرسشنامه سنجش دانش بیماران مبتلا به اختلال شریان کرونر (the Coronary Artery Disease Education Questionnaire: CADE-Q) یکی از ابزارهای اندازه گیری دانش بیماران مبتلا به اختلال شریان کرونر است.
    مواد و روش کار
    پژوهش حاضر با هدف تعیین روایی و پایایی نسخه فارسی پرسشنامه سنجش دانش بیماران مبتلا به اختلال شریان کرونر(CADE-Q) انجام شد. مطالعه حاضر یک پژوهش روش شناختی است که روی 300 بیمار مبتلا به اختلال شریان کرونر انجام گرفت. پس از ترجمه و اخذ نظرات کارشناسان ادبیات فارسی و بیماران قلبی، روایی صوری و محتوای پرسشنامه به صورت کیفی انجام گرفت. سپس روایی شامل مقایسه گروه های شناخته شده از نظر تحصیلات و روایی ملاکی ( سنجش همبستگی بین نسخه فارسی پرسشنامه CADE-Q و مقیاس HADS ) و پایایی ابزار با تحلیل همسانی درونی و آزمون باز آزمون صورت گرفت.
    یافته ها
    نتایج تحلیل مقایسه گروه های شناخته شده نشان داد که میانگین دانش بیماران مبتلا به اختلال شریان کرونر با تحصیلات بالاتر به طور معنا دار بالاتر از سایر بیماران است. روایی ملاکی بیانگر همبستگی معنادار بین نسخه فارسی پرسشنامه CADE-Q و مقیاس HADS بود. میزان کل همبستگی درونی (آلفا کرونباخ) برای زیر مقیاس ها 0/843بود. ضریب پایایی آزمون باز آزمون شاخص همبستگی درون خوشه ای(ICC) به فاصله زمانی دو هفته در کل 0/900 بود.
    بحث و نتیجه گیری
    یافته های پژوهش، مبین روایی و پایایی مناسب نسخه فارسی پرسشنامه CADE-Q بود که قابلیت به کار گیری در موقعیت های مختلف از جمله محیط های بالینی و تحقیقاتی را دارد. پیشنهاد می شود در مطالعات آینده ویژگی های روان سنجی در حجم نمونه بالاتر و تحلیل عاملی انجام گیرد.
    کلیدواژگان: روایی، پایایی، روانسنجی فارسی، پرسشنامه سنجش دانش بیماران مبتلا به اختلال شریان کرونر (CADE، Q)
|
  • Narges Rostami Gooran, Azadeh Sayarifard, Maryam Nazari, Rahbari Maryam, Hamideh Javadinasab, Batoul Ahmadi Page 7
    Objective
    The present study aimed to identify the neglected aspects of women's health during the three decades after the Islamic Revolution of Iran.
    Methods
    This was a descriptive review of the literature. All Persian and English articles published in journals from 20 March 1981.to 20 March 2013. The data were collected on health status, determinants and health outcomes of Iranian women, regardless of age limit. Studies were reviewed for eligibility based on inclusion and exclusion criteria and duplicate studies were excluded. Then the information including year of publication, number of authors, 17 major diseases in women and infertility, SDH (social determinants of health), life stage and methods were recoded and were analyzed.
    Results
    In all 1880 Persian articles and 4090 English articles were reviewed (a total of 5970 articles). The frequency of research type was 4.15% for reviews, 22.12% for interventional, 22.34% for comparative and 51.37% for descriptive studies. Most researches based on life cycle was about the reproductive age 76%, based on burden of disease was about pregnancy and its complications 30.12% and based on SDH factors was about education and awareness 6.36%.
    Conclusion
    The findings suggest that although scientific publications on women’s health in Iran increased dramatically, no consistent trend observed nor the designs and topics showed integrative coherences.
    Keywords: women, research, health, Islamic Republic of Iran, Islamic Revolution
  • Raziyeh Maasoumi, Fatemeh Zarei, Seyyed Ali Azin, Sepideh Elmi Page 21
    Objective(s)
    This study aimed to perform a review of the literature to examine sexual behavior in Iran.
    Methods
    A review of Iranian literature covering all full publications in both Persian (2001- 2015) and English language (2010-2015) on sexual behavior was carried out. The search strategy included a combination of keywords ' 'Jensi'[Sexuality], Jema'[Coitus], Nazdiki[Coition], 'Mogharebat' and 'sexual attitude','sexual practice', "sexual performance','sexual function','sexual dysfunction',’sexual satisfaction', 'sexual behavior in English language. All papers were filtered by 'Hamkhabegi/Hambastari'[Intercourse], in Persian language and 'Sexual', Sexual knowledge', keywords in title, abstract and keywords. The databases we used to search the publication in Persian language were Iran Medex, Magiran and SID. Furthermore, in English language PubMed/Medline, Scopus, Science Direct and ProQuest were used. A total of 1182 abstracts were identified and after exclusion of 234 duplicates and irrelevant papers, 951 abstracts were reviewed by 2 investigators.
    Results
    All scientific documents were categorized in three bio-medical, psychological and sociological domains. According to the data pool, 481 articles were classified in bio-medical, 347 in psychological and 123 articles in sociological domain.
    Conclusion
    There was relatively acceptable evidence on bio-medical and psychological issues. However, providing enough evidence on sociological perspective need further well designed investigations.
    Keywords: Sexual behavior, Review, Iran
  • Tahereh Rostami, Amir Hossein Ashna, Mahmoud Tavousi, Ali Montazeri Page 33
    Objective(s)
    It is believed that cultural capital is a non-financial asset and has strong association with social relationships and life styles. As such it is understood that cultural capital even has relationship with people’s health including mental health.
    Methods
    This was a population based study on a sample of adolescents living in Tehran, Iran. We measured cultural capital with a short questionnaire and mental health was assessed using the General Health Questionnaire (GHQ-12). To explore the data, association between cultural capital and mental health was assessed.
    Results
    In all 384 adolescents were entered into the study. The mean age of participants was 23.7 (SD = 3.23) years. The mean score for cultural capital score was 2.95 (SD = 0.54) out of 5 and it was 2.38 (SD = 0.50) out of 12 for mental health. The association between cultural capital and mental health was investigated using the logistic regression analysis. After controlling for demographic variables the results revealed that there was a significant association between cultural capital and mental health (OR = 0.92, (5% CI = 0.86-0.98; P = 0.02) indicating that increased cultural capital could decrease mental health problems.
    Conclusion
    The findings suggest that improving cultural capital could lead to improvement of mental health among adolescents.
    Keywords: Cultural Capital, Mental health, Health, Youth
  • Toba Reshadatian, Maria Cheraghi, Mohammad Hossein Haghighi Zadeh, Hashem Mohamadian Page 41
    Objective(s)
    Promoting mental health is a global priority. Therefore, this study aimed to evaluate the relationship between behaviors related to healthy lifestyle with the psychological distress of adults based on stages of change construct.
    Methods
    This descriptive-study was conducted on 261 adults admitted to the health centers of Ahwaz, Iran. Stratified random sampling was employed. Data was collected by a questionnaire. Health promoting lifestyle was measured in five subscales (anthropometric status, food groups, dietary habits, physical activity, and substance and drug abuse). Psychological distress was measured based on the Kessler's scale. The stages of change construct also were recorded. The data were analyzed using independent t-test and one-way analysis of variance.
    Results
    The findings indicated that the mean scores of psychological distress in women versus men, employed versus unemployed, those who do daily walking versus not walking individuals, salt users versus not using salt, dairy products users versus not using dairy products, daily fruit consumers versus not using daily fruit, and those who were in different stages of lifestyle was significantly higher. (P
    Conclusion
    The findings indicated that there were relationship between healthy life style and psychological well-being.
    Keywords: Health promoting lifestyle, Psychological distress, Adults, Stages of change
  • Beyrambibi Bayat, Bahram Mohebb, Azar Tol, Roya Sadeghi, Mir Saeed Yekaninejad Page 53
    Objective(s)
    This study aimed to assess the effectiveness of an educational intervention on health promoting behaviors to improve and quality of life among health volunteers.
    Methods
    This experimental study conducted on 200 health volunteers of health centers in Tehran, Iran. The intervention included six educational sessions each lasting for 30-45 minutes. Follow up assessment performed six month later. Study instruments included the Health-promoting Behaviors (HPLP-II), Quality of life (SF-36) and a designed questionnaire based on the BAZNEF constructs.
    Results
    The findings revealed that, before intervention, there were no significant differences in demographics, and health-promoting behaviors between two groups (p>0.05). After the intervention, mean scores of the BASNEF model constructs, health-promoting behaviors, and quality of life (except for role emotional and mental health) increased significantly in the intervention group (p
    Conclusion
    The study results revealed that the BASNEF-based intervention was effective in improving health promoting behaviors and quality of life among health volunteers.
    Keywords: Health-promoting Behaviors, Quality of life, Health Volunteers, BAZNEF Model, Intervention Educational
  • Maryam Hanifi, Zahra Jalili, Reza Tavakoli Page 67
    Objective(s)
    One of the cancers that endanger women's health is cervical cancer. The purpose of this study was to determine the effect of an educational intervention based on the BASNEF model on promoting cervical cancer preventive behavior in women.
    Methods
    This was a semi-experimental study among women referring to health centers in Damavand, Iran, in year 2016. Women were randomly assigned either to intervention (n = 60) or control (n = 60) groups. Data were collected by a self-designed questionnaire based on the BASNEF model constructs. After the pre-test, the intervention group received an educational program in 2 sessions each lasting for 60 minutes while the control group received nothing. The analysis was performed using t-test, paired t-test, and McNemar test. In order to analyze data, SPSS version 23 was used.
    Results
    The mean age of women was (31.25 ± 3.38) years. The findings indicated that compared to the control group the intervention group showed significant improvements on knowledge, and behavioral variables (p = 0.001).
    Conclusion
    The results of this study showed that educational intervention based on the BASNEF model was effective in promoting cervical cancer prevention behavior in women.
    Keywords: BASNEF Model, Preventive Behavior, Cervical Cancer
  • Nahid Mashhod Kermanchi, Zahra Jalili, Mahmoud Mahmoudi Majdabadi Farahani Page 75
    Objective
    The purpose of this study was to assess the effectiveness of a theory-based educational intervention on women's breast self-examination behavior.
    Methods
    This was a semi-experimental study on sample of women referring to health care centers in southern Tehran in 2017. Simple random sampling was applied and 47 women assigned to intervention group and 47 women assigned to control group. The intervention group received 4 educational sessions each lasting for 45 minutes. Pre- and post-intervention data were collected by a self-designed questionnaire based on the Health Belief Model constructs. For statistical analysis, chi-square, paired t-test, independent t-test, McNemar and Wilcoxon tests were used. Data was analyzed using SPSS ver. 23.
    Results
    The mean scores of all constructs of health belief model, with the exception of the perceived benefits in the experimental group, were significantly better than the control group.
    Conclusion
    The results of this study showed that the educational intervention based on health belief model has could influence breast self-examination behavior in women.
    Keywords: Health belief model, breast cancer, Women, Breast self-examination
  • Iman Taqizadeh Firouzjaei, Zohreh Sadat, Mohsen Taghadosi, Badri Turki Habibabadi Page 85
    Objective(s)
    One of the dimensions of couple's relationships is the quality of marital relationships that has a fundamental role in evaluating the quality of family relationships. Evaluation of marital quality using valid and reliable tools is crucial. The purpose of this study was to determine psychometric properties of the Relationship Quality scale (RQ).
    Methods
    In this cross-sectional study, the English version of the scale was translated into Persian language using a standard translation technique. Validity of the questionnaire was assessed by qualitative and quantitative content validity, face validity, construct validity, convergent and known groups comparison. Reliability was determined by internal consistency and test re test. Data were analyzed using SPSS software version 16 and statistical software AMOS version 22.
    Results
    In evaluation of quantitative and qualitative content validity, all questions were approved. Content Validity Index (CVI) and Content Validity Ratio (CVR) were obtained 0.94 and 0.92 respectively. The Confirmatory factor analysis confirmed one -factor structure. In the evaluation of concurrent validity, the findings showed that the RQ scale is correlated with the relationship assessment scale (RAS) and the marital satisfaction ENRICH scale. The known groups comparison discriminated between people with and without marital satisfaction based on Kansas Marital Satisfaction Scale (p
    Conclusion
    The results showed that the Persian version of the quality of the relationship scale had a good structural characteristic and it is a reliable and valid instrument in assessing the quality of the relationship between couples.
    Keywords: Psychometrics, Validation, Quality of relationships, Confirmatory factor analysis
  • Zahra Maroufi, Majideh Heravi Karimooi, Nahid Reje, Hamid Sharifnia, Ali Montazeri Page 95
    Objective
    The present study was conducted to evaluate validity and reliability of the Persian version of Coronary Artery Disease Education Questionnaire (CADE-Q).
    Methods
    This was a methodological study on 300 patients with coronary artery disease. After translating, content validity and face validity of the questionnaire were carried out qualitatively. Then, known groups comparison (in terms of education) and criterion validity (correlation between Persian version of CADE-Q and HADS scale) were carried out to examine validity. Reliability was assessed by internal consistency analysis and test re-test analyses.
    Results
    The instrument showed significant differences among patients who differed in education. The mean knowledge of patients with higher education was significantly higher than other patients. Criterion validity showed a significant correlation between CADE-Q Persian version and HADS scale (r = 0. 862). The internal consistency as measured by Cronbach’s alpha was 0.843. The intraclass correlation coefficient to test stability with a two-week interval was 0.900.
    Conclusion
    The findings indicated that the Iranian version of CADE-Q has satisfactory psychometric properties. The questionnaire, now can be used in different situations, including clinical and research environments.
    Keywords: Validity, Reliability, Psychometric, the Coronary Artery Disease Education Questionnaire (CADE-Q)