فهرست مطالب

بررسی مسائل اجتماعی ایران - سال هشتم شماره 2 (پاییز و زمستان 1396)
  • سال هشتم شماره 2 (پاییز و زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/12/07
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مینا امیری، ابوعلی ودادهیر * صفحات 1-23
    داغ ننگ و تبعیض دو مضیقه یا قید و بند اجتماعی هستند که تمایل افراد برای فاش نمودن وضعیت ابتلا به اچ آی وی / ایدز را تقلیل داده و دسترسی افراد مبتلا به حمایت و مراقبت های بهداشتی را محدود می کنند. در مقام یک برساخته اجتماعی-فرهنگی، داغ ننگ مرتبط با اچ آی وی/ ایدز، با تبعیض های ساختاری و نهادی همراه است. فرایند داغ ننگ در اثر تعامل سه عامل مشترک محیط، نظام مراقبت های بهداشتی و واسطه ها ایجاد می شوند و با پیامدهای فردی و اجتماعی متعددی همراه است. داغ ننگ مرتبط با اچ آی وی / ایدز ممکن است با ویژگی های فردی مانند سن، تحصیلات، جنسیت و پیشرفت بیماری ارتباط داشته باشد. افرادی که وضعیت ابتلای خود را به اچ آی وی / ایدز فاش می کنند، ممکن است با داغ ننگ و تبعیض مواجه شوند؛ بنابراین افشا سازی می تواند یک خطر یا تضییع هویت اجتماعی قابل توجه برای آنها باشد. اچ آی وی/ ایدز به عنوان یک نابرابری اینترسکشنال جهانی در نظر گرفته شده است که تحت تاثیر مضیقه های اجتماعی نظیر تبعیض های نژادی- قومیتی، جنسیتی، طبقاتی و مرتبط با ناتوانی و کم توانی افراد قرار می گیرد. این مضیقه ها به طور همزمان و به شکلی نظام مند گسل ها، بی عدالتی ها و نابرابری های جامعه را تشدید می نمایند. یک چرخه نادرست بین داغ ننگ، تبعیض و نقض حقوق بشر وجود دارد. داغ ننگ و تبعیض هم در سطوح مختلف فردی، گروهی، اجتماعی و جهانی رخ می دهند. بنابراین، مداخله های لازم برای مدیریت آنها بایستی علاوه بر آموزش فردی، به اصلاح بسترهای جامعه نیز اختصاص یابد. عوامل ساختاری، اجتماعی-فرهنگی، سیاسی، و اقتصادی به شکل هم افزایانه ای (اینترسکشنال) تجربه اچ آی وی و ایدز را تحت تاثیر قرار می دهند و در شکل گیری تحولات اچ آی وی / ایدز نقش مهمی را ایفا می کنند. اصلاح این عوامل ساختاری و مناسبات هم افزایانه می تواند موجب افزایش اثربخشی برنامه های مداخله ای در افراد مبتلا به اچ آی وی / ایدز جامعه گردد.
    کلیدواژگان: داغ ننگ، تبعیض، مضیقه (قیدوبند) اجتماعی، هم افزایی (اینترسکشنالیتی)، افشا سازی، اچ آی وی - ایدز
  • سید احمد فیروزآبادی *، شکوه دیباجی فروشانی صفحات 25-51
    جامعه ایران بیش از یک قرن است که در معرض تغییرات اجتماعی-اقتصادی قرار دارد و به سرعت نهادهای سنتی از جمله خانواده دستخوش تغییر شده است. یکی از نشانه های این تغییرات افزایش تعداد زنان سرپرست خانوار است؛ زنانی که به گواهی آمار جزء فقیرترین فقرا قرار دارند. هر کشوری از جمله ایران، برای این گروه از زنان براساس ارزش ها و ایدئولوژی های حاکم بر آن کشور سیاست ها و برنامه هایی را در نظر گرفته است. هدف این پژوهش، نقد و بررسی سیاست اجتماعی در باب زنان سرپرست خانوار از طریق بررسی قوانین مکتوب ایران پس از انقلاب است که با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و با رجوع به متن قوانین اساسی، مدنی، جامع نظام رفاه و تامین اجتماعی، کار و برنامه های پنج ساله پس از انقلاب به این مهم می پردازد. برای فهم بهتر سیاست اجتماعی در ایران، مروری بر گونه شناسی هایی از سیاست اجتماعی در کشورهای مختلف با ایدئولوژی های متفاوت در بخش نظری داشته ایم. یافته های این پژوهش نشان می دهد قوانین ایران در حوزه قوانین اساسی، بیشتر سوسیال دموکرات و فراگیر؛ در حوزه قوانین مدنی، سنتی و غیرواقع گرا؛ و در حوزه حقوق اجتماعی تا حدی رو به سیاست های لیبرالی و بازارمحور است. در ایران نقش اصلی زنان، خانه داری و مادری است، اما اگر به طور ناگهانی سرپرست خانوار از خانه غایب شود، براساس سیاست توانمندسازی زنان سرپرست خانوار، انتظار می رود این زنان در عین حفظ نقش قبلی خود، خانه را به قصد کار ترک کنند. اگر سیاست ما بر نقش سنتی زنان تاکید دارد، چرا در پی توانمند سازی زنانیم؛ به نظر می رسد در این سیاست ها ناهمخوانی هایی وجود دارد.
    کلیدواژگان: تناقض سیاستگذاری، زنان سرپرست خانوار، سیاست اجتماعی، سوسیال دموکرات، لیبرال، محافظهکار
  • منصوره اعظم آزاده، خدیجه مظفری صفحات 53-74
    این مطالعه به بررسی عوامل اجتماعی موثر بر طرد اجتماعی زنان ازدواج کرده با اتباع خارجی (عراقی – افغانی) می پردازد. مدل تحقیق شامل متغیرهای؛ «عوامل مطرود ساز پیشین»، «طرد جنسیتی»، «طرد دوران گذار به بزرگسالی»، «احساس نابرابری» و «احساس داغ ننگ» است که به عنوان عوامل تاثیرگذار بر ابعاد مختلف طرد اجتماعی(اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، حقوقی) این گروه از زنان لحاظ شده اند. روش تحقیق پیمایش، جامعه آماری زنان ازدواج کرده با اتباع خارجی (عراقی – افغانی) ساکن شهرستان نیشابور، حجم نمونه 182 نفر، و روش نمونه گیری، نمونه گیری دردسترس است. مبتنی بر یافته ها، «احساس داغ ننگ»، «احساس نابرابری»، «عوامل مطرودساز دوران گذار»، «عوامل مطرودساز پیشین» و به نسبت کمتر «طرد جنسیتی» در ایجاد مطرودیت اجتماعی این گروه از زنان نقش دارند. تحلیل رگرسیونی چند متغیره نشان داد از بین این پنج متغیر، تنها «طرد جنسیتی» قابلیت توضیح متغیر طرد را نداشته و چهار متغیر دیگر 1/36 درصد از تغییرات طرد اجتماعی را تبیین می کنند. یافته های تحلیل مسیر نیز نشان می دهد «احساس داغ ننگ» قوی ترین پیش بین تغییرات متغیر طرد اجتماعی در نمونه مورد بررسی است.
    کلیدواژگان: طرد، احساس داغ ننگ، احساس نابرابری، عوامل مطرودساز پیشین، طرد دوران گذار، زنان
  • محسن نیازی، محمد عباس زاده، موسی سعادتی * صفحات 75-101
    پژوهش حاضر با هدف بررسی سهم مولفه های سرمایه اجتماعی در تبیین رفتارهای پرخطر در بین جوانان صورت گرفته است. روش تحقیق پیمایش و جامعه آماری کلیه افراد واقع در سنین 34-15 سال شهر تبریز به تعداد 579694 نفر است. از این تعداد، 630 نفر با استفاده از فرمول آماری کوکران و شیوه خوشه ایچندمرحله ای به عنوان حجم نمونه تعیین شدند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته و جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزارهای SPSS 22 و Smart-PLS استفاده شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که همبستگی معکوس و معنی داری بین تمامی مولفه های سرمایه اجتماعی شامل حمایت اجتماعی، مشارکت اجتماعی، آگاهی اجتماعی، انسجام اجتماعی و اعتماد اجتماعی با بروز رفتارهای پرخطر در سطح معناداری کمتر از 01/0 وجود دارد. نتایج حاصل از مدل معادلات ساختاری پژوهش نیز نشان داد که متغیرهای حاضر در مدل مسیر توانسته اند 6/17 درصد از تغییرات متغیر وابسته رفتارهای مخاطره آمیز را تبیین نمایند.
    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، حمایت اجتماعی، مشارکت اجتماعی، اعتماد اجتماعی، رفتار پرخطر، جوان
  • اکبر طالب پور، فردین منصوری، تورج رستمی صفحات 103-126
    تحقیق حاضر با بررسی تاثیر استفاده غیر متعارف و بی رویه از شبکه های اجتماعی مجازی در گرایش جوانان شهر کرمانشاه به ناهنجاری های اجتماعی، سعی در شناسایی آسیب ها و ناهنجاری های ناشی از استفاده از این فناوری ارتباطی نوین دارد.روش انجام تحقیق پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه جوانان 15 تا 35 ساله شهر کرمانشاه تشکیل داده اند که بر اساس سرشماری سال 1390، 341652 نفر بوده اند. برای برآورد حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده گردید و بر این اساس حجم نمونه270 نفر برآورد شده است.به منظور تنظیم مدل نظری و فرضیات تحقیق از نظریه های مختلف در حوزه علوم اجتماعی و علوم ارتباطات اجتماعی بهره گرفته ایم.نتایج تحقیق نشانگر آن است که ؛ ناهنجاری های اجتماعی ؛ مدگرایی، انحراف جنسی، تنش خانوادگی، کم رنگ شدن ارزش های دینی، بحران هویت، دوستی آسیب پذیر و انزوا و تنهایی متاثر از شبکه های اجتماعی مجازی، در حد متوسط و بالاتر در بین پاسخگویان وجود دارد. همچنین نتایج آزمون فرضیات نشان می دهد؛ که ارتباط معنادار قوی بین استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و ناهنجاری های اجتماعی وجود دارد. با توجه به نتایج تحقیق می توان اذعان داشت که استفاده از شبکه های مجازی در گرایش جوانان مورد مطالعه به انواع ناهنجاری های اجتماعی نقش داشته اند.
    کلیدواژگان: شبکه اجتماعی مجازی، ناهنجاری اجتماعی، گرایش، بحران هویت، کرمانشاه
  • فاضل الیاسی سرزلی *، علی پژهان، میثم موسایی صفحات 127-147
    در این مقاله تفسیر معنایی توسعه نیافتگی استان کرمانشاه به عنوان رویکردی تفسیری که ریشه تجربه ی زیسته ی صاحبان حرف و شرکت ها دارد مورد بررسی قرار گرفته است. این تحقیق بر این اساس که تفسیر معنایی و روایت های فردی، تجربه ی شخصی افراد، صاحبان مشاغل و دست اندرکاران صنعت این استان بسی فراتر از داده ها و ارقامی که در ترازهای مالی بیان شده است، می تواند بازنماینده ی شرایط اقتصادی و توسعه ی این استان باشد، رویکردی کیفی مبتنی بر نظریه ی بسترمدار یا گراندد تئوری را مورد توجه قرار داده است. در تحقیق حاضر جامعه ی آماری همان صاحبان حرف و مشاغل صنعتی شهرک های صنعتی استان است. نتایج تحقیق نشان می دهد که افراد مورد مصاحبه عوامل بسیاری را همانند روحیه ی غیرصنعتی، مداخله های نهادی و دولتی، فقدان خوشه بندی صنعتی، سیاست های کتاب بسته، عدم تنفیذ تصمیمات، عدم روش دانش بنیان، نبود روحیه ی تکنوکراتیک و فقدان بازی آزاد به عنوان عوامل توسعه نیافتگی صنایع این استان لحاظ کرده اند و در نتیجه در این تحقیق 8 مقوله ی هسته ایی بعنوان عامل توسعه نیافتگی از تفاسیر معنایی این افراد استخراج شده و این افراد همین عوامل را ناشی سوء مدیریت مالی و فقدان رویکرد راهبردی/ مدیریتی مناسب به حساب آورده اند.
    کلیدواژگان: توسعه نیافتگی، شهرک های صنعتی، استان کرمانشاه، تفسیر معنایی، چالش ها
  • علیرضا قربانی *، مصطفی خسروی صفحات 149-169
    تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه عضویت در شبکه های اجتماعی مجازی و وقوع رفتارهای پرخطر انجام یافته است. روش پژوهش پیمایشی با طرح تحقیق مقطعی است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان کارشناسی دانشگاه پیام نور مرکز گنبدکاووس به تعداد 2000 نفر است که با استفاده از فرمول کوکران یک نمونه 313 نفری از آن با استفاده از نمونه گیری طبقه ای نسبتی و تصادفی انتخاب شده است. ابزار تحقیق شامل سه پرسشنامه: اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه شبکه های اجتماعی مجازی و پرسشنامه استاندارد رفتارهای پرخطر می باشد. کار تجزیه و تحلیل و پردازش داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS انجام شده است. یافته ها نشان دادند: بین استفاده از شبکه اجتماعی مجازی و وقوع رفتار پرخطر(انحراف جنسی و خودکشی) با توجه به مقدار معنی داری (0. 20 برای انحراف جنسی و 0. 62 برای خودکشی) رابطه ای وجود ندارد (مقادیر کمتر یا مساوی 0. 05). اما در دو رفتار پرخطر خشونت و مصرف مواد مخدر این رابطه معنادار بوده است. به طوری که مقدار معنی داری در هر دو رفتار 0. 000 شده است. با توجه به مقدار ضریب همبستگی شدت این دو رفتار پرخطر متوسط رو به پایین می باشد (برای متغیر خشونت مقدار ضریب 0. 39 و برای متغیر مصرف مواد مخدر، مقدار ضریب 0. 24 می باشد). هم چنین نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که نوع و میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی توان پیش بینی وقوع رفتارهای پرخطر را دارند.
    کلیدواژگان: شبکه های اجتماعی، مجازی، رفتارهای پر خطر، دانشجویان، دانشگاه
  • اعظم راودراد، عاطفه آقایی صفحات 171-189
    از کارکردهای رسانه تولید اجتماعی معنا است. رسانه ها با قدرت ارتباطی خود می توانند نگرش جامعه به مسائل بهداشتی و بیماری هایی مانند بیماری اچ آی وی/ ایدز را تغییر دهند. در این تحقیق وضعیت نمایش رسانه ای این بیماری را در سینما و تلویزیون ایران از دیدگاه صاحبنظران حوزه ارتباطات سلامت مطالعه می کنیم تا هم به شناخت از وضع موجود رسیده و هم پتانسیل های رسانه ای ایران را شناسایی کنیم. روش تحقیق مصاحبه عمیق و تحلیل محتوای کیفی متن مصاحبه ها است. جامعه هدف عبارت است از صاحبنظران حوزه ارتباطات سلامت. روش نمونه گیری هدفمند است که تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته است. در این پژوهش از 14 نفر از صاحبنظران ایرانی حوزه ارتباطات سلامت پرسیدیم: چرا مواجهه رسانه ها با بیماری اچ آی وی/ ایدز مهم است؟ ارزیابی شما از نمایش بیماران اچ آی وی در سینما و تلویزیون ایران چیست؟ آیا ظرفیت هایی در سینما وتلویزیون ایران برای کمک به مسائل اجتماعی مرتبط با این بیماری وجود دارد؟یافته های تحقیق نشان داد صاحبنظران با اینکه نقش رسانه ها را در حل مسائل اجتماعی بیماری اچ آی وی/ ایدز مهم می دانند اما به کارکرد سینما و تلویزیون ایران و معنایی که از طریق آن در مورد بیماری اچ آی وی/ ایدز برساخت می شوند نقد دارند. در نهایت به نظر می رسد پیوند و تعامل ضعیفی میان صاحبنظران حوزه ارتباطات سلامت، پزشکان و متولیان امر سلامت و تولیدکنندگان برنامه های تلویزیونی وجود دارد.
    کلیدواژگان: بیماری اچ آی وی، ایدز، رسانه ها، ارتباطات سلامت، صاحبنظران، مصاحبه عمیق
  • هرمز محمد پور لیما *، علیرضا محسنی تبریزی صفحات 191-207
    هدف اصلی این پژوهش بررسی عوامل تاثیرگذار فردی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی، زیستی وپزشکی، محیطی و تغییر و تحولات روستایی بر گرایش روستاییان به سوء مصرف مواد مخدر و رفتار اعتیادی است. پژوهش حاضر از نوع مطالعات تحلیلی-توصیفی با استفاده از روش پیمایش و پرسشنامه محقق ساخته بوده است. از نظریه های آنومی مرتون و دورکیم، نظریه همنشینی افتراقی ساترلند، نظریه خرده فرهنگ آلبرت کوهن، نظریه کنش اجتماعی پارسنز، نظریه کنترل اجتماعی هیرشی، نظریه سازگاری الکساندر ونظریه بیگانگی ملوین سیمن در تدوین چارچوب نظری تحقیق استفاده شده است. فرضیه اصلی پژوهش این است که میان عوامل فوق (به عنوان متغیرهای مستقل) و گرایش به سوء مصرف مواد مخدر و رفتاراعتیادی روستاییان (به عنوان متغیر وابسته) رابطه معناداری وجود دارد. جامعه آماری، پژوهش حاضر را جمعیت بالغ (18 سال به بالا) ساکن در مناطق روستایی اشکورات تشکیل می دهند. با توجه به وسعت جامعه آماری، 109 روستا به عنوان حجم نمونه با در نظر گرفتن بعد خانوار و جنس تعیین گردید. حجم نمونه از طریق کوکران 361 نفر تعیین و در نهایت 381 پرسشنامه پس از برگشت مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از دو شیوه آمار توصیفی و استنباطی و نرم افزارSpss و مدل رگرسیون چندگانه برای آزمون فرضیات پژوهش استفاده شده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که بهترین پیش بین سوء مصرف روستاییان به ترتیب، عوامل محیطی، عوامل فرهنگی، تحولات روستا، عوامل خانوادگی، عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، عوامل زیستی و پزشکی و عوامل فردی بوده است.
    کلیدواژگان: رفتارهای پرخطر، محیط های روستایی گیلان، سوء مصرف مواد مخدر، عوامل خانوادگی، عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، عوامل فرهنگی، عوامل زیستی و پزشکی
  • مریم بخشی پور، حسین آقاجانی مرساء، علیرضا کلدی صفحات 209-232
    تحقیق حاضر به بررسی توزیع قدرت درخانواده معاصر به عنوان یک مساله اجتماعی می پردازد. چارچوب نظری پژوهش ، تلفیقی از تئوری های تبیین قدرت در خانواده و نظریات اندیشمندانی چون زیمل، وبلن، گیدنزو بوردیو در رابطه با سبک زندگی می باشد. فرضیه اصلی پژوهش این است که میان توزیع قدرت در خانواده و سبک زندگی زنان رابطه معنادار وجود دارد . تحقیق حاضر، به لحاظ ماهیت ، کاربردی، به لحاظ زمان ، مقطعی و به لحاظ معیار وسعت، پهنا نگر می باشد. روش تحقیق پیمایش و ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری را کلیه زنان متاهل مناطق 1و19 شهر تهران در سال 1396تشکیل می دهند. داده های تحقیق با استفاده از فرمول کوکران وروش نمونه گیری خوشه ایسهمیه ای در دسترس از 383 نفر جمع آوری گردیده است. رابطه بین متغیر مستقل(توزیع قدرت در خانواده) و متغیر وابسته(سبک زندگی خانواده) باآزمون کای اسکوئر() سنجیده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد توزیع قدرت در خانواده معاصر نیازمند عدالت وتقارن بیشتری است؛ 46درصد از خانواده های معاصر، توزیع قدرت متقارن و 54 درصد از خانواده ها ، توزیع قدرت نامتقارن مرد محور را تجربه می کنند. بین توزیع قدرت در خانواده وسبک زندگی زنان رابطه معنادار وجود دارد. با مدرن ترشدن سبک زندگی زنان جامعه، ازخانواده هایی سالم ترو دموکراتیک تر بهره مند خواهیم شد.
    کلیدواژگان: قدرت متقارن، قدرت نامتقارن، خانواده، تصمیم گیری، تقسیم کارخانگی، سبک زندگی مدرن، الگوی مصرف
  • یونس نوربخش، هابیل حیدرخانی، اصغر محمدی صفحات 233-257
    محققان بسیاری در زمینه ی سلامت روانی مطالعه و پژوهش انجام داده اند، اما ارزیابی سلامت اجتماعی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. سلامت اجتماعی ارزیابی شخص از نحوه ی عملکردش در اجتماع و نوع نگرش نسبت به دیگر افراد جامعه است و بدون شک شیوه ی برخورد با مسائل مربوز به خود و نوع نگرش او به سایر گروه های اجتماعی را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
    با توجه به اهمیت بحث از سلامت اجتماعی، پژوهش حاضر با استفاده از روش میدانی، تکنیک پیمایش، ابزار پرسشنامه و استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS، به دنبال پاسخ به این سوال اصلی می باشد که آیا بین ابعاد مختلف حمایت اجتماعی و متغیرهای زمینه ای با سلامت اجتماعی جوانان ساکن در مناطق حاشیه نشین ارتباط وجود دارد؟ جامعه آماری پژوهش حاضر جوانان 15 تا 29 سال مناطق حاشیه ای شهر کرمانشاه می باشد که تعداد 384 نفر از آنها به عنوان حجم نمونه مورد بررسی قرار گرفته است.
    نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین حمایت عاطفی (26/0)، حمایت ابزاری (41/0)، حمایت اطلاعاتی (31/0)، حمایت ارزیابانه (22/0)، جنس (مردان بیشتر از زنان) و درآمد (33/0) و میزان سلامت اجتماعی جوانان ارتباط مثبت و مستقیم و معنادار وجود دارد. اما بین متغیر سن و سلامت اجتماعی ارتباط معناداری مشاهده نشد. نتایج تحلیل رگرسیونی نیز نشان می دهد که 29/0 درصد از کل تغییرات میزان سلامت اجتماعی در بین جوانان ساکن در مناطق حاشیه ای وابسته به 4 بعد حمایت اجتماعی می باشد.
    کلیدواژگان: سلامت اجتماعی، حمایت اجتماعی، متغیرهای زمینه ای، جوانان، مناطق حاشیه نشین
  • افسانه توسلی، فاطمه سمواتی، معصومه فتحعلی زاده صفحات 259-276
    مدرنیته باعث دگرگونی و تغییرات سریع در مد شده است. مد از پیامدهای مدرنیته است و این مدرنیته است که سرعت و تنوع را در درون خود، برای انسان به ارمغان آورده است. مد نقش مهمی در بازتولید روابط طبقاتی ایفا می کند. امروزه استفاده از برند تا حدودی ملاک تشخیص افراد و جایگاه اجتماعی و ثروت و موفقیت آن ها می باشد. جوانان نیز بر حسب مقتضیات سنی انتظار دارند از ارزش واحترام دیگران برخوردار باشند و برای رسیدن به این هدف از ابزارها و شیوه های مختلف استفاده می کنند.
    این پژوهش به طور عمده بر سهم تبلیغات، اتحاد و تمایز یافتگی افراد در جامعه به عنوان متغیرهای استفاده از برند و مدگرایی متمرکز است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی می باشد و مطالعه برروی 210 نفر از زنان مراجعه کننده به مراکز خرید شهر تهران انجام گرفت. بدین منظور از ابزار پرسشنامه با 74سوال استفاده گردید. انتخاب نمونه ها بصورت تصادفی بوده است.
    هدف این پژوهش، بررسی سه عامل موثر در مد گرایی و ارتباط آن با برند می باشد. این عوامل شامل تبلیغات، اتحاد و تمایز است. اتحاد میل به همرنگی با دیگران را ارضا می کند و تمایز میل به جدایی و ممتاز بودن از دیگران را برآورده می سازد.
    نتایج نشان می دهد بین تبلیغات و برند رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و همچنین دو عامل تمایز و اتحاد ( با اختلاف کمی) رابطه مثبت و معناداری با برند دارند. در نهایت می توان گفت که استفاده از برند می تواند با افزایش مدگرایی رابطه معناداری داشته باشد.
    کلیدواژگان: برند، تبلیغات، مدگرایی، مصرف، مراکز خرید، تهران
|
  • Mina Amiri, Abouali Vedadhir * Pages 1-23
    Stigma and discrimination are two social oppressionsor social pressure, which reduce the tendency of individuals for HIV/AIDS status disclosure and limit accessibility of patients with HIV/AIDS to support and health care, which can affect their physical and emotional health. As a social constructed, stigma related to HIV is associated with structural and institutional discriminations. Stigma process is created by interaction of three factors: environment, health care system and intermediaries, and associated with numerous personal and social consequences associated. Stigma related to HIV/AIDS may associate with personal characteristics such as age, education, gender and progression of disease. Patients who disclosure their HIV/AIDS status may expose with stigma and discrimination; therefore HIV/AIDS disclose can be a substantial social risk or social wastage for them. So, HIV/AIDS is considered as a global intersectional inequality, which affected by social oppressions such as racism, gender discrimination, classism,ableism and disability. This oppressions simultaneously and systematically aggravate faults, social equities and equalities. There is a vicious cycle between stigma, discrimination and human rights violations. Stigma and discrimination occur both at individual and social levels, therefore interventions preventing stigma must be devoted to improve the socio-cultural contexts in addition to individual training. Structural, cultural, political and socio-economic factors affect HIV/AIDS experience; they also play an important role in shaping developments and prevalence rates of HIV/AIDS. Modifying these structural factors and intersectional relations can enhance efficiency of interventional programsin patients with HIV/AIDS in the society.
    Keywords: Stigma, Discrimination, Social Oppressions, Disclosure, HIV, AIDS
  • Seyed Ahmad Firouzabadi *, Shokouh Dibaji Forooshani Pages 25-51
    It is more than a century that Iranian society has undergone socioeconomic changes same as all around the world. These changes have been on the path of development and modernization and have rapidly altered traditional institution including family. A sign of these changes is the increased in number of female-headed households; which, according to the reports of the Statistical Center of Iran, has increased by 72% in the past 15 years. Referring to the growing trend in the number of female-headed households who are considers as the poorest poor group in the societies, every state including Iran, has its own program for supporting them. The purpose of this research is to study social policy regarding female-headed household by reviewing the relevant written laws in the country. The findings show that Iranian laws are mostly socio-democratic in the domain of constitutional laws, traditional and idealistic in the realm of civil laws, and somehow liberal and market-oriented in the domain of social laws. In accordance with global evolution in recent decades, development plans in Iran have shifted from supportive policy to empowerment discourse.
    Conclusion
    Results show a contradiction between laws and plans for female-headed household in Iran. It means that, as the major role of women in Iran is to be a wife/mother; if male heads of households suddenly disappear, based on empowerment policy, women are expected to leave the house for work. It means they have to keep their previous roles besides new one.
    Keywords: Social Policy, Female-headed household, Contradiction, Social democratic, Liberal, Conservative
  • Mansooreh Azam Azadeh, Khadije Mozaffari Pages 53-74
    This study examines the social factors affecting social exclusion of the Iranian women married to foreign nationals (Iraqi and Afghan). The research‘s model consists of following variables:ex-exclusions factors, gender exclusion, exclusion factors of the transition period, feeling of inequality and feeling of Stigma. These are affecting factors with various dimensions of social exclusion of these women.
    The Method Is Survey, Statistical Populations Are women married to foreign nationals living in Neyshabur. Sampling Size Is 182 women and Sampling Method Is Convenience one.
    Based on the finding, the feeling of stigma, the feeling of inequality, factors of the transitions period, ex-Exclusion factors and gender exclusion are effective in explaining variations in exclusion of these women.
    Multiple regression analysis showed that only the sexual exclusion factor did not explain the exclusion albeit, four other factors explain 37 percent of the variations in exclusion.
    Analysis of theoretical model showed that the feeling of Stigma is the most important and the strongest variable explaining the rejection of women married to foreign nationals.
    Keywords: Social Exclusion, Feeling of Stigma, Social Inequality, Ex-Exclusion Factors, Exclusions Factors of the Transitions Period, women
  • Mohsen Niazi, Mohammad Abbaszadeh, Musa Saadati * Pages 75-101
    The present research is aimed at studying the effect of social capital components on risky behaviors among young people. The research method is survey and the population of this study includes all individuals aged 15-34 years old in Tabriz, (579694 people), of which 630 were selected by using Cochran statistical formula and multi-stage clustering method. The data gathering tool was a researcher-made questionnaire. SPSS-22 and Smart-PLS software were used to analyze the data. The results of the research indicate that the correlation between all social capital components including social support, social participation, social awareness, social cohesion and social trust with risky behaviors at a meaningful level of less than 0.01 was confirmed, the type of relationship is negative and inverse. The results of the Structural Equation Modeling study showed that the variables in the path model were able to explain17.6% of the dependent variable variations of risky behaviors.
    Keywords: Social capital, Social Support, Social Participation, Social Trust, Risky Behavior, Youth
  • Akbar Talebpour, Fardin Mansouri, Toraj Rostami Pages 103-126
    The present research tries to recognize damages and disorders caused by using modern communication technology, by examining the impact of virtual social networks on youth tendency in Kermanshah towards social disorders. The method of research was survey study. The sample population of the present research were all 15 to 35 year old youth of Kermanshah city; which according to 1390 census, were 341,652 persons. The sample size of study was estimated by using Cochran formula 270 persons which was taken from Kermanshah youth population. In order to constitude theoretical framework and hypotheses of the study, various theories have been used in the field of social sciences and social communications. The research results show, according to survey respondents,social disorders such as; tendency towards fashion, sexual deviations, family tensions, fading religious values, identity crisis, vulnerable friendship, isolation and individualism were exist in moderate level or higher level in sample society.The research result showed; survey respondents believed that virtual social networks caused social disorders in moderate and higher levels.The results of hypotheses testing showed that all of the hypotheses have been verified with 99 percent certainty which means that there is a significant correlation between using virtual social networks and dependent variables and factors which were mentioned above. According to the results of the study it can be concluded that the use of virtual networks among youth in the study population have contributed to a variety of social disorders.
    Keywords: Virtual Social Networks, social Disorders, tendency, Identity Crisis, Kermanshah
  • Fazel Eliass Sarzalii *, Ali Pezhhan, Meysam Mousaei Pages 127-147
    In this paper, the semantic interpretation of the non-development of Kermanshah province as an interpretive approach, which is the root of the life experience of the owners and companies, has been studied. The research, based on the fact that the semantic interpretation and individual narratives, the personal experience of individuals, business owners and industry practitioners in this province, far beyond the figures and figures expressed in the financial equilibrium, can be a reflection of The economic and developmental conditions of this province have taken into account the qualitative approach based on the theory of grounded theory. In the present study, the Subjects are the same as the owners of the industrial enterprises and industrial towns of the province. The results of the research show that the interviewees mentioned many factors, such as non-industrial spirit, institutional and governmental interventions, lack of industrial clustering, closed book policies, lack of decision making, and lack of free play has been considered as an underdevelopment factor for the province's industries. As a result, in this research 8 basic categories have been extracted from the semanticinterpretations of these individuals and these are the same factors due to maladministration and the lack of an appropriate strategic / managerial approach.
    Keywords: underdeveloped, industrial towns, Kermanshah province, sematic interpretation, Challenges
  • Alireza Ghorbani *, Mostafa Khosravi Pages 149-169
    This article aims to examine the relationship between membership in social networks and the risky behaviors carried out. The research method was survey with cross-sectional design. The statistical population consisted of all undergraduate students of Payame Noor University of Gonbad-e-Kavos center with 2000 students. By using Cochran formulas, a sample of 313 students were selected using stratified random sampling. The instrument includes three questionnaires: demographic, virtual social networking questionnaire and standard risky behaviors questionnaire. Using SPSS software for data processing and analysis, the findings showed that there was no relationship between the use of virtual social network and the occurrence of risky behaviors (sexual deviation and suicide) with respect to meaningful value (0.20 for sexual deviation and 0.62 for suicide) (values less than or equal to 0.05). But in two risky behaviors of violence and drug abuse, this relationship was significant. So that the meaningful value in both behavior was 0.000. Regarding the correlation coefficient, the severity of these two low risky behaviors was moderate (for the violence variable, the coefficient is 0.39 and for the drug variable, the coefficient is 0.24). Also, the results of regression analysis showed that the type and amount of use of virtual social networks can predict the occurrence of risky behaviors.
    Keywords: Social networks, Virtual, Risky Behaviors, Students, University
  • Azam Ravadrad, Atefeh Aghaie Pages 171-189
    One of the functions of the media is the social production of meaning. The media can use their communicative power to change the attitude of society about health issues such as HIV/AIDS. In the present research the representation of this disease in Iranian cinema and television from the viewpoint of experts in health communication is studied. So it can give both an understanding of the current situation in this regard as well as the media potentials of Iran. In-depth interview was used as the data collection technique in a qualitatively content analysis method. The target population consisted of experts in health communication. The sampling was purposeful and continued until theoretical saturation was reached. In this study fourteen Iranian experts in health communication were asked three questions: why is the encounter of the media with HIV/AIDS important? How do you evaluate the representation of HIV positive patients in Iranian cinema and television? Are there potentials in Iranian cinema and television to help deal with the social issues concerning this disease? The findings of this study indicate that while experts find the role of the media in solving social problems connected with HIV/AIDS very important, they level criticism at the function of Iranian cinema and television and the meanings that are constructed through them about HIV/AIDS. There seems to be a weak interaction between experts in health communication, doctors and health authorities and the producers of TV programs.
    Keywords: HIV, AIDS, Media, Health Communication, Experts, In-depth Interview
  • Hormoz Mohammadpoor Lima *, Ali Reza Mohseni Tabrizi Pages 191-207
    The main objective of this research is to investigate the influential factors of individual, social, cultural, family, biomedical, environmental and rural change during the last three decades on the villager's tendency towards drug abuse and addictive behavior. This research is a descriptive-analytic study using a survey method and researcher-made questionnaire. Anomie theories of Merton and Durkheim, the anomy theory of Sutherland, the subculture theory of Albert Cohen, the Parsens social action theory, the theory of social control, the theory of Alexander's compatibility, and the theory of Malvin Seeman on alienation, are used as the theoretical framework of the research. The main hypothesis of the research is that there is a significant relationship between the above factors (as independent variables) and the tendency toward drug abuse (as a dependent variable). The statistical population of the present study is the adult population (18 years and older) living in rural areas of Ashkhurat (Lower, Oliya, Shwaileh). According to the size of the statistical population, 109 villages were selected as sample size, taking into account the size of the household and the gender. The sample size was 361 based on Cochran formula and 381 questionnaires were analyzed after the return. For analyzing the data, two methods of descriptive and inferential statistics and SPSS software and multiple regression models have been used to test the research hypotheses. The results of this study indicate that the best predictor, of rural abuse are environmental, cultural, socio-economical, social, biological and medical, individual drug, familial Factors.
    Keywords: Risky Behaviors, Drug Abuse, Rural Areas of Guilan, Socio-Bio-Medical Factors, Cultural, Familiar, Economic, Environmental Factors
  • Maryam Bakhshipour, Hossein Aghajani Mersa, Ali Reza Kaldi Pages 209-232
    The present research investigates the distribution of power in contemporary family as a social problem. Theoretical framework of research is combination of power determination theories in family, as well as theories of Simmel , Veblen , Bourdieu and Giddens about lifestyle .The major hypothesis of the research is that there is significant relationship between distribution of power in the family and the women's lifestyle. The research method is survey and the collection tool is a researcher- made questionnary. The statistical population consists of all married women in districts 1 and 19 of Tehran in 1396.The research data was collected from 383 respondents by using of Cochran formula , as well as available quota sampling method.The Relationship between independent variable (distribution of power in the family) and dependent variable (family lifestyle) was investigated by Chi-square test. The results of the research show that the distribution of power in the contemporary family needs more justice and symmetry. 46 percent of contemporary families experience symmetric power distribution, and 54 percent of them experience the distribution of asymmetric man-centered power. there is significant relationship between power distribution in family and Women's lifestyle. With the modernization of the lifestyle of Women in society, we will benefit from more democratic families.
    Keywords: symmetric power, Asymmetric power, family, decision – making, division of household work, Modern lifestyle, pattern of consumption
  • Younes Nourbakhsh, Habil Heidarkhani, Asghar Mohammadi Pages 233-257
    Many researchers have done research on mental health, but social health assessment has been less widely considered. Social health is a person's assessment of how it functions in society and the attitude toward other people in society, and undoubtedly will affect the way in which he or she will deal with his own problems and his attitude towards other social groups.
    Given the importance of discussing social health, the present study uses a field method, a survey technique, a questionnaire tool, and the use of SPSS and AMOS software to answer the main question, is there a connection between the various dimensions of social protection and social health of young people living in marginalized areas? The statistical population of the study is 15-29 year old youths in the outlying regions of Kermanshah. 384 of them have been studied as sample size.
    The results of the research indicate that there is a direct and significant relationship between emotional support (0.26), instrumental support (0.41), informational support (0.31), appraisal support (0.22), sex (men more than women) income 0.33) and social health of young people. However, there was no significant relationship between age and social health. The results of regression analysis show that 0.29 percent of the total changes in social health among young people living in marginalized areas is related to social support dimensions.
    Keywords: Social Health, Social Support, Background variable, Youth, Sedimentary Regions
  • Afsaneh Tavassoli, Fatemeh Samavati, Masoomeh Fathalizadeh Pages 259-276
    Modernity has undergone transformation and rapid changes in fashion. Fashion is a consequence of modernity, and this is the modernity that brings the speed and diversity within itself to human beings. Fashion plays an important role in restoring class relations. Today, brand use is partly about identifying people and their social status and wealth, also their success. Young people have eexpectations based on age requirements and use different tools and methods to achieve their goals.
    This research mainly focuses on the contribution of advertising, the unification and differentiation of individuals in society as brand and model variables. The research method is descriptive correlation. A study was conducted on 210 women referring to shopping centers in Tehran. For this purpose, a questionnaire with 74 questions was used. Selection of samples has been random.
    The purpose of this study is to investigate three factors affecting modeling and its relationship with brand. These factors include advertising, unity and differentiation. It satisfies the desire for harmony with others and fulfills the distinction between the desire for separation and privilege from others.
    The results show that there is a positive and significant relationship between advertising and brand, and there are also relationship between distinct and unity (with little difference) with brand. Finally, it can be said that using brand can have a significant relationship with increasing modernity.
    Keywords: Brand, Advertising, Modeling, Consumption, Shopping Centers