فهرست مطالب

اشارات - پیاپی 4 (پاییز و زمستان 1394)
  • پیاپی 4 (پاییز و زمستان 1394)
  • 172 صفحه، بهای روی جلد: 70,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1396/12/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • اکبر قربانی صفحات 5-30
    در معناشناسی اوصاف الهی و سخنگفتن از خدا، نظریات و دیدگاههای گوناگونی مطرح گردیده است که از یکسو بیانگر اهمیت مساله زبان دین، و از سوی دیگر نمایانگر کوشش الهیدانان و فیلسوفان دین در شناخت خداوند و توصیف اوست. یکی از این دیدگاهها نظریه تشبیه در عین تنزیه یا جمع تشبیه و تنزیه است که در آن میان تنزیه و تشبیه، نوعی توازن و تعادل برقرار میشود؛ به این معنا که تنزیه وتعالی خداوند از مخلوقات مانع تدانی و قرب و معیت او با آنها نیست. این دیدگاه، هم با شواهدی از متون مقدس دینی و مذهبی قابل تایید است و هم از سوی برخی حکیمان الهی و فیلسوفان مسلمان پذیرفته شده است. علامه سیدمحمد حسین طباطبایی با عنایت به مبانی حکمت متعالیه و با تاکید بر اشتراک معنوی و تشکیک وجودی، مفاهیم دینی در باب صفات الهی را جامع میان نفی و اثبات دانسته و بر دیدگاه جمع تشبیه و تنزیه تاکید کرده است. از نظر او، اشتراک معنوی صفات الهی با صفات انسانی، مستلزم اشتراک مصداقی خدا و انسان و افتادن در ورطه تشبیه نیست. دراین نوشتار، ضمن اشاره به برخی دیدگاههای مطرح در معناشناسی صفات الهی، دیدگاه علامه طباطبایی را بررسی و با ارائه شواهدی از قرآن و احادیث در تایید دیدگاه تعالی و تدانی الهی در سخنگفتن از صفات خداوند بر نمونهای از توانمندیها و قابلیتهای فلسفه و حکمت اسلامی در مساله زبان دین اشاره می کنیم.
    کلیدواژگان: زبان دین، تعالی(تنزیه)، تدانی(تشبیه)، اشتراک معنوی و تشکیک وجودی، علامه طباطبایی
  • محمد اصغری صفحات 31-48
    این مقاله میکوشد جایگاه هگل را به طور مختصر در پراگماتیسم آمریکایی (کلاسیک و جدید) در دوبخش بررسی کند. بخش نخست به بررسی جایگاه هگل در پراگماتیسم کلاسیک و بخش دوم نیز به ارزیابی همین جایگاه در نئوپراگماتیسم می پردازد. در بین پراگماتیست های کلاسیک هر سه فیلسوف کلیدی در تبیین اندیشه های پراگماتیکی خود به هگل متوسل شده اند ولی هم رویکردی ایجابی به او داشتند و هم اعتراف نموده اند تا چه حد هگلی هستند؛ مثل دیویی که اصطلاح دیالکتیک هگل را به کار می برد و هم اینکه رویکرد سلبی به او دارند و برخی دیدگاه های او را که در تضاد با رویکرد پراگماتیکی است رد می کنند؛ مثل جیمز که فلسفه هگل را به امپریالیستی بودن متهم می نماید و معتقد است که امر جزئی و فردی را فدای امر کلی و انتزاعی می کند. در بین پراگماتیست های جدید نیز بیش از همه رورتی و براندوم در فلسفه خودشان رویکرد هگلی اتخاذ نموده اند. برای مثال رورتی تاریخ گرایی خود را مدیون هگل دانسته و دیالکتیک هگل را در بستر فرهنگ ادبی به نقد ادبی تعبیر نموده است. رابرت براندوم نیز به هگلی بودن خود آشکارا اعتراف نموده و بحث هنجاریت و اجتماعی بودن مفاهیم و نیز نظریه کل گرایی خود را وامدار هگل دانسته و از او تفسیر پراگماتیستی-تحلیلی ارائه داده است.
    کلیدواژگان: هگل، پراگماتیسم کلاسیک، نئوپراگماتیسم، کلگرایی، دیالکتیک، تاریخ گرایی
  • شمس الله سراج، سمیه منفرد صفحات 49-66
    یکی از مهمترین مسائلی که فلاسفه اسلامی با آن درگیر بوده اند، تبیین فلسفی معاد جسمانی به منزله یکی از ضروریات کتاب و سنت است. در تاریخ فلسفه اسلامی، صدرالمتالهین شاخص ترین فیلسوفی است که برای اثبات معاد جسمانی به شیوه فلسفی اهتمامی گسترده و ژرف ورزیده است. صدرالمتالهین مدعی است با پی ریزی حرکت جوهری در کنار اصالت، تشکیک و اشتداد وجود، تبیینی از نحوه پیدایش و بقای نفس ارائه می دهد که می تواند معارف نقلی را بهصورت عقلی و استدلالی تحلیل کند. این جستارمیکوشد با ارائه تعریفی از روش عقلانی مورد نظر ملاصدرا در اثبات امور اخروی نشان دهد که صدرالمتالهین به کمک اصول فلسفی اش موفق به تبیین عقلانی معاد جسمانی گردیده است، اما معادی که ملاصدرا در نهایت اثبات میکند کاملا بر معاد قرآنی سازگار نیست. این ناسازگاری هم با استناد به عبارات خود صدرا و هم از نظرگاه پیروانش نشان داده شده است.
    کلیدواژگان: معاد جسمانی، ملاصدرا، مبانی عقلی، معاد قرآنی
  • رضا نصیری حامد صفحات 67-90
    جهان اسلام در برهه های مختلف از جمله دوران معاصر تنها درگیر جدال و معارضه بین عقلانیت و عقلگرایی با گرایشات ضد عقلی نبوده است. برعکس، جهان اسلام در عرصه تفکر و اندیشه ورزی از جمله در حوزه فلسفه سیاسی شاهد نزاع بنیادینی بین طرفداران نحلههای مختلف عقلگرایی نیز بوده است. در دوران جدید یکی از جریانات پرنفوذ در جریان اسلام به ویژه کشورهای عربی زبان گرایش نو اعتزالی بوده است که با خوانش جدیدی به تامل در میراث فکری و معنوی جوامع اسلامی پرداخته است. این جریان بهرغم دستاوردهای عقلانی قابل توجهی که در بازخوانی اندیشههای سنتی جهان اسلام داشته است، به دلایلی همچون اتکا به عقل خودبنیاد و نیز استفاده از روششناسی و معرفتشناسی مدرن، برای حوزه متعارف مطالعات و اندیشهورزی اسلامی چالشزا و مشکلآفرین بوده و واکنشهایی را نیز به دنبال داشته است. نوع نقد و شیوه مواجهه این جریان با عقلانیت معمول در جهان اسلام نه فقط از حیث برخی مبادی و اصول فکری متفاوت است، بلکه علاوه بر آن از برخی پیشزمینههای معرفتی مغایر با اندیشه های سنتی اسلامی برخوردار است و همین گاهی همسخنی این گرایش فکری با حوزههای اندیشه حتی عقلانی در جهان اسلام را دشوار میسازد. یکی از این زمینههای مورد اختلاف و نزاع بین طرفین در نسبت بین دین و عقل است که به نوبه خود بر حوزهی سیاسی و تامل درباره آن نیز تاثیر میگذارد. در این میان به ویژه خوانش محمدعابد الجابری و دلالتهای سیاسی برداشتها و تفسیر وی از روند جریان فکری جهان اسلام حائز اهمیت زیادی است. این جریان بینش خوبی درباره روند جریانات فکری جهان اسلام به دست میدهد ولی آنچه در این نوشتار بر آن تاکید میشود، ارائه تصویری از چالش و تعارضی است که بر اثر خوانش این جریان نه فقط با ضد عقلگرایان بلکه حتی بین عقلگرایان ایجاد شده است. خوانش و قرائتی که لزوما نباید قضاوی ارزشی درباره آن داشته و به یکباره آن را مثبت و یا منفی قلمداد نمود. با وجود قوام یافتن نسبی ادبیات این گروه از نواندیشان و روشنفکران اسلامی، به نظر می رسد هنوز برای کاربردی و عملیاتی نمودن این مباحث و التزام به نتایج پژوهش های ایشان، راه درازی در پیش است.
    کلیدواژگان: عقلانیت، فلسفه سیاسی، محمدعابدالجابری، دین، عقل، نواعتزالی
  • سیمین اسفندیاری، پرستو غلامی صفحات 91-110
    هرمنوتیک دانشی است که به فرآیند فهم یک اثر می پردازد تا راهی بهتر برای فهم اثر ارائه کند و در مواردی هرمنوتیک به معنای تفسیر به کار می رود که دقیق نیست. رویکردهای اولیه به علم هرمنوتیک معطوف به تفسیر متن بوده که در دوره حاکمیت مذهب بیشتر متون دینی مورد توجه و تفسیر قرار می گرفته است. پس از آن دوره هرمنوتیک فلسفی است که نماینده های آن هایدگر و گادامر هستند که نگاهی وجودی به فهم و تفسیر دارند و این دوره هرمنوتیکی با گادامر کمال می یابد و دوره شکوفایی و اوج هرمنوتیک است. سپس دوره هرمنوتیک مدرن است که بیشتر رویکردی انتقادی به هرمنوتیک فلسفی است.
    هرمنوتیک با شکل خاص و گسترده ای که میان فیلسوفان غربی وجود دارد در میان مسلمان نبوده است، اما گاهی برخی بحثها قرابت و نزدیکی با بحث هرمنوتیک دارد. مطهری به عنوان یکی از حکمای نوصدرایی در بحث فهم متن، خاصه متن قرآن سخنان مهمی بیان داشته که حاکی از اهمیت بحث فهم و تفسیر متن است. ایشان معتقد بودند در فهم متن نباید به ظواهر متن اکتفا کرد و باید برای رسیدن به درک مقصود مولف به ورای ظاهر متن رفت و مراد او را از تالیف آن متن دریافت کرد. البته از نظر مطهری رسیدن به این مهم به ویژه در متون مقدس مستلزم روش شناسی خاصی است.
    این مقاله بر آن است تا هرمنوتیک فلسفی گادامر و فهم متن و شرایط آن از نگاه مطهری را بایکدیگر مقایسه کند.
    کلیدواژگان: هرمنوتیک، گادامر، هرمنوتیک فلسفی، فهم متن، تفسیر، مطهری
  • نیما نریمانی صفحات 111-134
    نوخاسته گرایی عموما به منزله راهکاری در عرصه تبیین پدیدارهای طبیعی در برابر چالش های تقلیل گرایی فیزیکی طرح می گردد. به طور خاص اهمیت این راهکار در حوزه فلسفه ذهن و ماهیت نفس و رابطه آن با بدن در برابر چالش های نگاه تقلیل گرایانه و فیزیکالیستی به ذهن است که مفری برای عبور از اشکالات وارد شده به فیزیکالسیم تقلیل گرا است. آنچه این رویکرد نو را نسبت به فلسفه اسلامی و خصوصا فلسفه صدرایی با اهمیت می سازد از دو جهت است؛ جهت نخست، اشتراک این دو در نقد تقلیل گرایی فیزیکالیستی و عدم تقلیل کامل ذهن به بدن است و جهت دوم رویکرد یگانه انگار هردو نسبت به واقعیت عالم و مخالفت با دوگانه انگاری متافیزیکی است. در این مقاله، در ابتدا با شرح و تبیین فیزیکالیسم تقلیل گرا و چالش های پیش روی آن خصوصا در عرصه ذهن، به معرفی و تبیین نوخاسته گرایی می پردازیم و پس از آن نگاه صدرایی به نفس و رابطه آن با بدن را تبیین می کنیم تا در نهایت ارزیابی مقایسه ای و تطابق دو نگاه نوخاسته گرایی و صدرایی به ذهن و رابطه آن با بدن با یکدیگر امکان پذیر گردد.
    کلیدواژگان: فیزیکالیسم، نوخاسته گرایی، نگاه صدرایی به نفس، تقلیل گرایی
  • قدرت الله قربانی صفحات 135-160
    امروزه گفتگوی ادیان و فرهنگ ها برای ایجاد بستر های لازم همزیستی و همفکری میان انسان ها بسیار مهم و حیاتی است. در این زمینه یافتن محورهای مشترک مورد تاکید فرهنگ ها و تمدن ها بیشتر از هر چیزی برای تحقق همزیستی ضرورت می یابد و نوع نگاه به انسان، جایگاه او در نظام هستی، نسبت او با خدا و دیگران، ماهیت زندگی فردی و اجتماعی او، غایت و نهایت او در این جهان و دیگر مسایل حیات بشری می توانند در شکل دادن همزیستی بشری نقش موثری داشته باشند. عرفان اسلامی با بهره گیری از آموزه های معنوی دین اسلام و عرفان هندی با تاکید بیشتر بر اهمیت حیات معنوی بشری می توانند با در ارائه تصویر مشترک از انسان و با بیان برخی صفات معنوی و ضرورت تعالی روحانی او توصیف نسبتا همگون و کاربردی تری ارائه نمایند. در واقع، محوریت حیات معنوی انسان و اهمیت اهداف و سیر و سلوک روحانی او و ابزاری انگاشتن زندگی دنیوی و محوریت تکامل معنوی برای انسان از منشظر عرفان اسلامی و هندی این امکان را می دهد تا در دنیای بحران زده کنونی که انسان در تعریف هویت خود مشکلات اساسی دارد و سکولاریسم و الحاد بخش زیادی از حیات او را به خود اختصاص داده است، از قابلیت های این دو رویکرد عرفانی برای بازتعریف هویت انسان استفاده موثری گردد. بنابراین، اهمیت گفتگوی مشترک عرفان هندی و اسلامی، ضمن در نظر داشتن برخی از اختلاف منظرها، تلاش برای تقرب به فهمی مشترک و مقرون به صواب از انسان به ویژه با تاکید بر محوریت امور معنوی در کلیت زندگی اوست که این کار تنها با بررسی های دقیق ابعاد گوناگون انسان شناسی در عرفان اسلامی و هندی امکان پذیر است.
    در این مقاله ضمن تبیین اهمیت جایگاه انسان در تحقق گفتگوی ادیان، فرهنگ ها و همزیستی بشری، تلاش می شود ابعاد مشرک انسان شناختی عرفان اسلامی و هندی که در فعلیت دادن به موارد فوق نقش بیشتری دارند نشان داده شوند.
    کلیدواژگان: انسان شناسی، عرفان اسلامی، عرفان هندی، همزیستی بشری، انسان کامل
|
  • Akbar Qorbani Pages 5-30
    There are different views on the semantics of Divine attributes and speaking of God that explain the significance of religious language on the one hand and the theological and philosophical efforts to realize and describe God on the other. “God’s transcendence and immanence” is a theory that claims God’s transcendence does not preclude His immanence in creation. This theory has been confirmed by scriptures and accepted by some Muslim sages as Allama Tabatabayi. He, relying on the principles of Sadra’s philosophy, says religious concepts of God’s attributes have both negative and affirmative meanings.This article will consider Allama Tabatabayi’s view as an instance of Islamic philosophy’s capacity in the problem of religious language.
    Keywords: language of religion, transcendence, immanence, Allama Tabatabayi
  • Mohammad Asghari Pages 31-48
    This article will consider the place of Hegel in American Pragmatism in two sections briefly. First section has been dedicated to the role of Hegel in classical pragmatism and second section investigates and evaluates the same role in neopragmatism. Among classical pragmatists, all three main pragmatists appeal to Hegel’s philosophy in order to explain their pragmatic thoughts, they have positive approach to Hegel, and they confess themselves as Hegelian. At the same time, they have negative approach to him and reject his anti pragmatism thoughts. However, Rorty and Brandom, among neopragmatists, adopt Hegelian approach in their philosophies. The strengths and weaknesses of these views will appear in this consideration.
    Keywords: Hegel, classical pragmatism, neopragmatism
  • Shamsollah Seraj, Somayyeh Monfared Pages 49-66
    The philosophical explanation of bodily resurrection, as a necessary belief in the quran and tradition, is one of the important problem for Muslim philosophers. Mulla sadra is the most prominent philosopher who made a broad and deep effort to prove the bodily resurrection in a philosophical way. He claimed that he has explained the formation and survival of the soul by some of his philosophical principles such as substantial motion, and principality, gradation and intensity of existence, and thus has analyzed the relevant quranic and traditional evidence rationally. This article will shows that Mulla sadra has been able to give a rational explanation of bodily resurrection, but it is not fully compatible with quranic resurrection.
    Keywords: bodily resurrection, Mulls sadra, quranic resurrection
  • Reza Nasiri Hamed Pages 67-90
    New mu`tazila is one of the most influential rational movement in modern times in the Islamic world especially in the Arab countries whit a new readings of the intellectual and spiritual heritage of Islamic community. Despite it's remarkable intellectual achievements in reading of the Islamic traditional thoughts, and because of it's reliance on autonomous intellect and modern epistemology and methodology, it confronted the conventional studies and Islamic thoughts with challenges. The intellectual principles and epistemic background of this type of critique of the usual rationality in the Islamic world is partially inconsistent with the Islamic traditional thoughts. And this is why it's dialogue with other views even with rationalism in Islamic world is troublesome. The relationship between reason and religion is one of the disagreements that will affect the political realm. In this regard, Mohammed abed al-jabri's conception and interpretations of the Intellectual currents is very important in Islamic world. This article will consider the challenges of this kind of rationalism.
    Keywords: rationality, political philosophy, Mohammed abed al-jabri, religion, reason, New mutazila
  • Simin Esfandiari, Parastoo Gholami Pages 91-110
    Hermeneutic is the field of study deals with the better ways to understanding a work. Sometimes it means commentary that is not accurate. The initial approaches to Hermeneutics was concerned with the interpretation of texts especially religious texts in the period of religious authority. Then there's the period of philosophical Hermeneutics that culminates in Gadamer's philosophy. Then comes the period of modern Hermeneutics that is a more critical approach to the philosophical Hermeneutics. There is not Western Hermeneutics among Muslims. But occasionally some of their discussions are similar to Hermeneutics is. To understand a text, especially the Quran, Motahari as a neo_sadraee philosopher says, we must look beyond the appearance of the text in order to understand, by a specific meyhodology, the author's purpose of his work. This article will compare Gadamer and Motahari on the ways of understanding a text.
    Keywords: Hermeneutics, Gadamer, Motahari, commentary
  • Nima Narimani Pages 111-134
    Emergentism as a solution to the problems of physicalistic explanation of natural events is against the physicalistic reductionalism. It is important especially in the philosophy of mind, because it claims to resolve the problem of mind-body relationship. Interestingly, emergentism and Islamic philosophy (in particular Mulla-Sadra’s Philosophy) have two common aspects. First, they both criticize the physicalistic explanation of mental states. Second, they have monistic approaches to the world. In this article, emergentistic and Mulla-Sadra’s views of the nature of mind and its relation to body are evaluated.
    Keywords: Physicalism, Emergentism, Mulla-Sadras view of mind, Reductionism
  • Qodratullah Qorbani Pages 135-160
    Today, the role of dialogue of religions and cultures is vital for providing necessary basis of coexistence and consultation between people. This dialogue can be done on the common matters such as the human nature, his place in the world, his relation to God, world and others, his social and individual life, and his end of life. In this regard, Islamic mysticism by the spiritual teachings of Islam, and Indian mysticism by too much emphasis on the importance of human spiritual life, and the necessity of human ideal sublimity can give nearly similar and more effective guidelines. Therefore, the dialogue of the Islamic and Indian mysticism, in spite of some different attitudes, gives access to a common justified understanding of man and his spiritual life. Some aspects of this common understanding will be considered in this article.
    Keywords: anthropology, Islamic mysticism, Indian mysticism, human coexisten