فهرست مطالب

پترولوژی - پیاپی 32 (زمستان 1396)
  • پیاپی 32 (زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/12/09
  • تعداد عناوین: 10
|
  • غلامرضا قدمی*، آرمین بهرامپور، حبیبه عطاپور، محمد پوستی، حمید احمدی پور صفحات 1-20
    در شمال شهر کرمان، در میان روستای ده‏ بازرگان و سرآسیاب شش، در راستای گسل کوهبنان، مجموعه‏ ای از دایک‏ ها رخنمون دارند که سازندهای شمشک، بیدو و هجدک را قطع کرده‏ اند. دایک‏ های پورفیری و گلوموپورفیری دربردارنده درشت بلورهای الیوین (30 درصد حجمی)، پیروکسن (20 درصد حجمی) و آمفیبول (5 درصد حجمی) در زمینه‏ ای از میکرولیت‏ های پلاژیوکلاز و سانیدین (15 درصد حجمی)، ریز بلورهای پیروکسن (20 درصد حجمی)، آمفیبول (5 درصد حجمی) و کانی‏ های کدر (5 درصد حجمی) هستند. برپایه تجزیه‏ نقطه‏ ای پیروکسن‏ های از نوع دیوپسید (En49-42Fs15-8Wo47-42)، الیوین‏ ها از نوع کریزولیت (Fo86-80)، پلاژیوکلازها از نوع لابرادوریت An66-51)) و ادخال‏ های کدر در الیوین‏ ها از نوع کروم اسپینل (Cr1.3-1.25)، (Fetotal0.708-0.548) و (Al0.518-0.433) هستند. نبود درشت بلورهای کانی‏ های روشن، بافت پورفیری (درشت بلورهای الیوین، پیروکسن و آمفیبول) و نزدیک‏ بودن مقدار اکسیدهای SiO2 (44.25-46.43 wt.%)، MgO (5.81-19.12 wt.%)، Na2O (1.55-2.03wt.%) و K2O (1.18-1.71 wt.%) با ترکیب لامپروفیرهای آلکالن (SiO2=42.5 wt.%، MgO=7.2 wt.%، Na2O=3 wt.%، K2O=2 wt.%)، همانندی دایک‏ ها را به لامپروفیرهای آلکالن (مونشیکیت) بیشتر نشان می‏ دهد تا گروه لامپروفیرهای کالک آلکالن (اسپسارتیت). نمودارهای شیمیایی پیروکسن‏ ها نشان می‏ دهد این لامپروفیرها در فشار 10-5 کیلوبار، دمای700 تا900 درجه سانتیگراد و در حضور کمتر از 10 درصد آب پدید آمده‏ اند. شیمی کل لامپروفیرها نشان می‏ دهد ماگمای مادر این سنگ‏ ها چه بسا از نوع قلیایی بوده و از یک گوشته متاسوماتیسم شده (اسپینل–گارنت–لرزولیتی با کانی آب دار) برخاسته و سپس در یک پهنه پس از برخورد جایگزین شده‏ است.
    کلیدواژگان: لامپروفیر قلیایی، مونشیکیت، ده بازرگان، کرمان، ایران مرکزی
  • حیدر اصغرزاده اصل، ابراهیم طالع فاضل*، بهزاد مهرابی، فربیرز مسعودی صفحات 21-40
    منطقه آق درق (شمال اهر) در پهنه اهر- ارسباران، از مناطق توانمند برای کانی سازی شناخته می شود که هنگام پیجویی های رسوب های آبراهه ای و کانی سنگین، نشانه هایی از عنصرهای تنگستن، مس و طلا در آن گزارش شده است. سه رخداد معدنی چندفلزی، شامل کانه زایی استوک ورک- انتشاری مس چوپانلار (میزبان کوارتزمونزونیت Omz)، کانه زایی رگه ای مس- طلا± تنگستن آیران گلی (میزبان گرانودیوریت Og) و اسکارن آهن± مس گودال (میان واحد کوارتزمونزونیت و سنگ های کربناته متبلور)، در منطقه شناسایی شدند. از دیدگاه شیمیایی، در منطقه آق درق، گرانیتوییدهای متاآلومین میزبان کانه زایی سرشت اکسیدان و تیپ I دارند و از سری های ماگمایی پتاسیم بالا تا شوشونیتی هستند. در این توده ها، میزان SiO2 برابر با 5/63 تا wt% 6/67، Al2O3 برابر با 14 تا wt% 5/16 و نسبت K2O/Na2O برابر با 5/0 تا 8/1 است. در گرانیتوییدها و دایک های منطقه، غنی شدگی LILE در برابر تهی شدگی نسبی HFSE و HREE پیامد فرایندهای تبادلی سیال- مذاب مرتبط با پهنه زمین ساختی فرورانش است. به دنبال تحولات ماگمایی، نوعی گذار شیمیایی در توده های نفوذی منطقه آق درق دیده می شود که در آن خاستگاه گرانودیوریت (Og) از فاز ماگمایی نخستین با نسبت کم K/Na و Fe2O3/FeO است و پس از آن کوارتزمونزونیت (Omz) به صورت یک فاز تاخیری سرشار از پتاسیم (K/Na>1) و اکسیدان (Fe2O3/FeO>1) در منطقه پدید آمده است. به نظر می رسد در ماگمای سرشار از پتاسیم و اکسیژن بالا، محتوای بالای عنصرهای فرار پیامد اشباع شدگی آب و درجه کم تبلور در سنگ های کوارتزمونزونیتی با رخداد مجموعه عنصرهای Cu−Au±W در مجموعه آذرین درونی آق درق سازگار است. از آنجایی که برپایه ویژگی های زمین شناسی صحرایی و زمین‏ شیمیایی- فلززایی، رخداد کانه زایی در منطقه آق درق اغلب با استوک های کوارتزمونزونیت تاخیری وابستگی دارد، پس شناسایی دقیق این توده ها و دایک های پتاسیم بالای وابسته به آنها به عنوان راهبرد اکتشافی، نقش موثری در پیشبرد عملیات های پیجویی و به ویژه برگزیدن نقاط حفاری در مجموعه آذرین درونی شیورداغ و در پی آن پهنه فلززایی اهر- ارسباران دارد.
    کلیدواژگان: زمین شیمی- فلززایی، توده های نفوذی تاخیری پتاسیم بالا، راهبرد اکتشافی، پهنه اهر- ارسباران، آق درق
  • امیر اثنی عشری *، فاطمه سرجوقیان صفحات 45-66
    سنگ های الترامافیکی (هورنبلندیت و پیروکسنیت) در نزدیکی توده آذرین درونی ملاطالب در فاصله میان شهرستان های الیگودرز و ازنا، در بخش میانی پهنه سنندج- سیرجان، رخنمون دارند. این سنگ ها کومولاهای برخاسته از ماگمایی بونینیتی هستند. این ماگما در هنگام آغاز فرورانش نئوتتیس (تریاس پایانی- ژوراسیک آغازین) از گوه گوشته ای برخاسته‏ است. در ادامه فرایند فرورانش، سنگ های فلسیک همجوار، با کمی تاخیر، در ژوراسیک میانی متبلور شده اند. بررسی فراونی عنصرهای اصلی در کانی های الیوین، پیروکسن، آمفیبول و کانی فرعی پلاژیوکلاز در سنگ های الترامافیک نشان‏ دهنده تبلور آنها از ماگمایی ساب آلکالن و کالک آلکالن در پهنه فرورانش است. ترکیب شیمیایی کانی های نخستین گویای فوگاسیته کم اکسیژن در ماگمای اولیه است. به کارگیری روش های گوناگون دما- فشارسنجی روی این کانی ها گویای آنست که این کانی ها در دمای نزدیک به 1200- 1000 درجه سانتیگراد (مگر آمفیبول که در دمای 880 درجه متبلور شده است) و فشار 85/5 کیلوبار (که هم ارز با ژرفای نزدیک به 17 کیلومتری زمین است) پدید آمده اند. در یک پهنه فرورانش طبیعی و در ژرفای 17 کیلومتری زمین، دمای گوه گوشته ای باید کمتر از این مقدارهای به دست آمده باشد. شرایط ژئودینامیکی در هنگام آغاز فرورانش به گونه ای بوده که بالاآمدن سست کره از کنار پوسته فرورانده و جایگیری آن در کنار گوه گوشته ای شدنی بوده است. همین پدیده عامل افزایش چشمگیر دما در گوه گوشته ای دانسته می شود. چنین سازوکاری با سرشت بونینیتی این سنگ ها همخوانی دارد.
    کلیدواژگان: الترامافیک، بونینیت، دما- فشارسنجی، آغاز فرورانش، پهنه سنندج- سیرجان
  • علیرضا زراسوندی*، محسن رضایی، هوشنگ پورکاسب، سینا اسدی، امیر مرتضی عظیم زاده صفحات 67-86
    کانسار مس پورفیری ایجو در 72 کیلومتری شمال خاوری شهربابک، در بخش باختری کمربند دهج- ساردوییه در پهنه آتشفشانی– نفوذی سنوزوییک کرمان ‏واقع شده است. در این کانسار توده های آذرین درونی گرانیتوییدی میوسن با ترکیب غالب گرانیت، گرانودیوریت، تونالیت و کوارتز دیوریت، درون سنگ‏های آتشفشانی و توالی های آذرآواری ائوسن جایگیری کرده اند. دگرسانی های پتاسیک، پروپیلیتیک، پتاسیک- فیلیک، فیلیک و آرژیلیک از دگرسانی های همراه با توده های آذرین درونی ایجو هستند. با وجود این، بیشتر کانه‏زایی هیپوژن این کانسار در پهنه دگرسانی پتاسیک این کانسار رخ داده است. هدف این پژوهش بررسی شیمی کانی های بیوتیت تعادل دوباره یافته برای شاخص سازی پهنه دگرسانی پتاسیک این کانسار در هنگام آغاز کانه‏ زایی و نیز بررسی تغییرات زمین‏شیمیایی پس از کلریتی‏شدن بیوتیت است. برپایه شیمی بیوتیت‏های تعادل دوباره یافته، فوگاسیته اکسیژن در هنگام پیدایش پهنه دگرسانی پتاسیک ایجو بالا و بیشتر در محدوده بافری هماتیت- مگنتیت (HM) بوده است. همچنین، میانگین دمای پهنه دگرسانی پتاسیک هنگام کانه‏ زایی سولفیدی 98/399 درجه سانتیگراد است. افزون بر این، تغییرات مقدارهای Log (fH2O/fHF) و Log (fH2O/fHCl) نشان‏دهنده نبود سیال هموژن در هنگام پیدایش پهنه دگرسانی پتاسیک این کانسار است. کلریت‏های ثانویه که جانشین بیوتیت در پهنه دگرسانی پتاسیک کانسار ایجو شده اند، ترکیب کلینوکلر دارند. دمای کلریتی‏شدن از مقدار کمینه 48/325 تا بیشینه 51/373 درجه سانتیگراد است. فرایند کلریتی‏شدن بیوتیت‏های تعادل دوباره یافته در پهنه دگرسانی پتاسیک، به علت پیدایش کانی های پتاسیم فلدسپار، افزایش میزان منیزیم و نیز کاهش شدید میزان K2O و SiO2 را در پی داشته است. در کل، به نظر می‏رسد دماهای بالا، به همراه غالب ماندن فوگاسیته اکسیژن بالا از علت های کانه‏ زایی کم سولفیدی و در پی آن، سرشت نیمه اقتصادی این کانسار به شمار می رود.
    کلیدواژگان: بیوتیت، کلریت، کانسار مس پورفیری ایجو، کمربند دهج- ساردوییه، کرمان
  • فهیمه کوزه کولانی*، محمد رهگشای، هادی شفایی مقدم صفحات 87-104
    توده‏ های آذرین درونی دگرگون شده مافیک- حدواسط جنوب‏ باختری سلماس در شمال‏ باختری ایران و در پهنه ساختاری سنندج- سیرجان هستند. این توده‏ ها با ترکیب متاگابرو و متادیوریت در مجموعه‏ ای از سنگ‏ های آتشفشانی- رسوبی دگرگون شده منسوب به پرکامبرین نفوذ کرده‏ اند. سن‏ سنجی کانی زیرکن به روش U-Pb در دو نمونه از سنگ‏ های متاگابرویی، سن های 5/2±7/548 و 0/7±1/553 میلیون سال پیش و در نمونه ای از سنگ متادیوریتی نیز سن 5/6±542 میلیون سال پیش (نئوپروتروزوییک پایانی - کامبرین) را نشان می‏ دهد. برپایه داده های زمین‏ شیمیایی، این سنگ‏ ها از مذاب‏ های وابسته به پهنه های فرورانش پدید آمده‏ اند. مقدارهای (t)ԑHf در این سنگ‏ ها از 2/6+ تا 16/14+ است. سن مدل هافنیم سنگ‏ های مافیک- حدواسط جنوب‏ باختری سلماس، مقدارهای 593 تا 1000میلیون سال پیش (نئوپروتروزوییک) را نشان می‏ دهد. داده های سن‏ سنجی و ایزوتوپ Hf نشان می‏ دهند مجموعه نفوذی‏ های دگرگون شده مافیک- حدواسط به سن نئوپروتروزوییک پایانی- کامبرین در شمال‏ باختری ایران، به فرایند ماگمایی گسترش یافته (ماگماتیسم کادومین) در کناره شمالی گندوانا مرتبط است.
    کلیدواژگان: سنگ هایمافیک- حدواسط، سن سنجی U-Pb، سن مدل Hf، فرایند ماگمایی کادومین، گندوانا، سلماس، پهنه سنندج- سیرجان
  • اشرف ترکیان*، طاهره مولایی یگانه، علی اصغر سپاهی گرو صفحات 105-126
    توده آذرین درونی کوه دروازه در جنوب قروه رخنمون دارد. الیوین گابرو، دیوریت های گابرویی، کوارتز مونزونیت و گرانیت از سنگ های سازنده این توده هستند؛ اما در اینجا، تنها به بررسی سنگ های لوکوکراتیک تا مزوکراتیک جوان‏ تر (کوارتز مونزونیت و گرانیت) پرداخته می شود. این سنگ ها دچار دگرگونی دینامیکی شده و در برابر فاصله از پهنه برشی دستخوش دگرریختی متغیری شده‏ اند؛ به‏گونه ای که به کاتاکلاستیک، پروتومیلونیت و میلونیت رده‏ بندی می شوند. دارابودن پورفیروکلاست ها، خمش در بلورها و ماکل آنها، بافت های میرمکیت و پرتیت پدیدآمده از تنش از ویژگی‏ های ساختاری هستند که در آنها یافت می‏ شوند. برپایه ریزساختارها، دمای دگرریختی سنگ ها نزدیک به 500-600 درجه سانتیگراد بوده است. داده های زمین‏ شیمیایی نشان‏ دهنده سرشت کالک‏ آلکالن، آهن‏ دار، نوع I و متاآلومین تا کمی پرآلومین‏ بودن سنگ های فلسیک هستند. غنی شدگی LREEها در برابر HREE، ناهنجاری منفی از عنصرهای Ti، P، Sr، Nb و Ba، آنومالی مثبت Pb، Th و U و محتوای Th/Ta نشان دهنده پهنه کمان قاره ای هستند. دارابودن انکلاوهای مافیک، حجم بزرگ گرانیت ها و روند منفی محتوای Zr در برابر سیلیس، همگی نشان‏ دهنده پیدایش سنگ های فلسیک هنگام فرایند ذوب‏ بخشی هستند. برپایه ویژگی‏ های زمین‏ شیمیایی، خاستگاه گرانیتوییدهای بررسی‏ شده از ذوب‏ بخشی سنگ های متابازیتی پوسته زیرین است.
    کلیدواژگان: سنگ های فلسیک، دگرریختی، گرانیت نوع I، پوسته زیرین، کمان حاشیه قاره، قروه، سنندج- سیرجان
  • محمدحسین یوسف زاده*، فاطمه فنودی، غلامرضا فتوحی راد صفحات 127-144
    سنگ‏ های آتشفشانی ترشیری در منطقه خوان گسترش بسیاری دارند و دربردارنده تناوبی از سنگ‏ های گدازه‏ ای و آذر‏ آواری هستند. گدازه‏ ها بیشتر دربردارنده داسیت، آندزیت و تراکی‏ آندزیت بازالتی هستند و سرشت کالک‏ آلکالن (پتاسیم متوسط) دارند. بلورهای پلاژیوکلاز (‏ ‏با منطقه‏ بندی شیمیایی نوسانی و ترکیب آندزین تا الیگوکلاز)، هورنبلند، کوارتز و پیروکسن فراوان‏ ترین درشت بلورهای این‏ سنگ‏ ها هستند‏ .‏ آپاتیت‏ کانی فرعی‏ این سنگ‏ ها‏ست. بیشتر بافت‏ های‏ این سنگ‏ ها پورفیریتیک با‏ زمینه میکروگرانولار و میکرولیتی،‏ گلومروپورفیریتیک،‏ جریانی و حفره‏ ای هستند. بافت غربالی، خوردگی‏ خلیجی و منطقه‏ بندی از بافت‏ های‏ کانیایی آنها بوده و نشان‏ دهنده نبود تعادل و آلایش ماگما در ‏هنگام بالاآمدن است. تهی‏ شدگی سنگ‏ های منطقه از Nb و Ti، همانندی آنها با ماگماتیسم پهنه فرورانش را نشان می‏ دهد. بی‏ هنجاری منفی Nb در ‏ سنگ‏ های منطقه،‏ ویژگی سنگ‏ های قاره‏ ای است و نشان‏ دهنده مشارکت‏ پوسته‏ ای در فرایندهای ماگمایی است. برپایه نمودارهای عنکبوتی بهنجارشده عنصرهای کمیاب و نادر خاکی، تهی‏ شدگی نمونه های بررسی‏ شده از عنصرهای ناسازگار با پتانسیل یونی بالا (مانند: Ti، Nb، P و Zr) پیامد ماگماتیسم وابسته به پهنه فرورانش، خاستگاه گوشته‏ ای متاسوماتیزه و غنی شده در پی فرایندهای فرورانش و‏ از‏ سوی دیگر،‏ ‏ دارابودن آمفیبول و نیز بالا‏ بودن فوگاسیته اکسیژن در ماگماست. برپایه نمودارهای شناسایی پهنه زمین ساختی ماگما، سنگ‏ های آتشفشانی منطقه در پهنه فرورانش حاشیه قاره‏ ای فعال پدید آمده اند.
    کلیدواژگان: آندزیت، کالک آلکالن، حاشیه فعال قاره ای، خاستگاه گوشته ای، خوان- قهستان، بلوک لوت
  • فرهاد آلیانی*، زینب دارایی زاده صفحات 145-166
    گابروهای ایزوتروپ افیولیت کرمانشاه شامل طیف وسیعی از گابرو، لوکوگابرو، الیوین گابرو، گابرو نوریت، الیوین گابرو نوریت و تروکتولیت می باشند که عمدتا ریز تا متوسط بلور بوده و از پلاژیوکلازهای یوهدرال ساب هدرال، کلینوپیروکسن و ارتوپیروکسن های ساب هدرال، الیوین و به مقادیر کم آمفیبول تشکیل یافته اند. گابروهای مذکور با مقادیر بالای MgO و CaO و مقادیر اندک TiO2، K2O، P2O5، Zr و Y مشخص می شوند. ویژگی های ژئوشیمیایی گابروها، ماهیت تولئیتی غنی از منیزیم، فقیر از پتاسیم و تیتانیم پروتولیت آنها و تولید ماگما در موقعیت جزیره قوسی را اثبات می نماید. طرح پراکندگی چند عنصری بهنجار شده با N-MORB و گوشته اولیه، الگوهای تقریبا یکنواختی برای عناصر با قدرت میدان بالا، تهی شدگی نمونه ها از عناصری مانند P، Zr، Sm، Ti و Y؛ و غنی شدگی آنها از عناصر لیتوفیل بزرگ یون مانند Ba، Rb، K، Th و Sr؛ و نیز آنومالی منفی Nb را نشان می دهد. الگوهای عناصر نادر خاکی نشان می دهد که گابروها نیز همانند تولئیت های جزیره قوسی از LREE تهی شده اند. گابروهای ایزوتروپ افیولیت کرمانشاه مشخصات انتقالی بین بازالت های پشته میان اقیانوسی و تولئیت های جزایر قوسی داشته، بنابراین ممکن است در موقعیت حوضه پشت قوس یا محیط سوپراسابداکشن زون تشکیل شده باشند.
    کلیدواژگان: گابروهای ایزوتروپ، حوضه پشت قوس، سوپرا سابداکشن زون، افیولیت کرمانشاه، تراست اصلی زاگرس
  • مهرداد براتی*، زهرا گلزار خجسته، میثم قلی پور صفحات 167-196
    اندیس آهن تکیه بالا در جنوب شرق استان کردستان و در زون زمین ساختی سنندج- سیرجان واقع شده است. سنگ های رخنمون یافته در منطقه ی مورد مطالعه شامل گرانیت، گابرو، دیوریت، کوارتزمونزونیت، کوارتزمونزودیوریت و اکتینولیت شیست تا کلریت شیست می باشند. کانه زایی آهن در این منطقه درون یک زون برشی، در محل یک گسل و در سنگ میزبان شیستی رخ داده است. مگنتیت با بافت توده ای، دانه ای، افشان، زونینگ و مارتیتی کانه ی اصلی این اندیس را تشکیل می دهد. کانی های دیگر مانند هماتیت، گوتیت، لیمونیت و پیریت نیز در این اندیس مشاهده می شوند. دگرسانی های موجود در منطقه نیز شامل دگرسانی اپیدوتی، کلریتی، سرسیتی، اکتینولیتی و سیلیسی می باشد. بررسی ژئوشیمی عناصر اصلی و فرعی کانسنگ مگنتیت و استفاده از نمودارهای ارائه شده توسط محققین مختلف نشان می دهد که این اندیس در گروه کانسارهای اکسید آهن، زیر تیپ IOA و تیپ IOCG قرار می گیرد. مطالعه ی عناصرREE نشان می دهد که الگوی پراکندگی این عناصر به همراه پارامترهای تفریقی محاسبه شده تشابه این ذخیره را با تیپ IOA مورد تاکید قرار می دهند. سیال کانه-ساز، طی فرآیندهای تفریق و تبلور توده های آذرین حدواسط به صورت یک فاز سیال هیدروترمالی غنی از آهن تشکیل و سپس اختلاط آن با آب های جوی سبب تغییر شرایط محیط و ته نشست ذخیره شده است.
    کلیدواژگان: تکیه بالا، استان کردستان، شیست، مگنتیت، تیپ کایرونا
  • زهرا مهرپویا*، فرامرز طوطی، کاظم کاظمی، محمدعلی برقی صفحات 197-212
    منطقه زرین دشت در استان تهران، در میان شهرستان‏ های دماوند و فیروزکوه جای دارد. این منطقه با گسترش نزدیک به 10 کیلومتر مربع، بخشی از پهنه ساختاری البرز مرکزی به شمار می رود. برپایه بررسی‏ های سنگ‏ نگاری و زمین‏ شیمیایی، سنگ‏ ‏ های آذرآواری منطقه زرین‏ دشت ترکیب تراکیت، داسیت، ریوداسیت و ریولیت دارند. بررسی های میکروسکوپی و تجزیه XRD نشان می‏ دهند این سنگ ها دارای شیشه‏ و بلورهای کوارتز، کلینوپتیلولیت، آنالسیم، ناترولیت، هیولاندیت، مونت‏ موریونیت، کائولینیت، ایلیت و کلریت هستند. بافت توف‏ ها ویتروفیری است. برپایه داده‏ های زمین‏ شیمیایی، سنگ‏ های یادشده سرشت کالک‏ آلکالن دارند و از نوع متاآلومین تا پرآلومین است. الگوی تغییرات عنصرهای کمیاب و کمیاب خاکی بهنجارشده به ترکیب کندریت و گوشته اولیه برای نمونه های منطقه زرین دشت نشان دهنده غنی شدگی این سنگ ها از LREE و LILE نسبت به HREE و HFSE و آنومالی منفی Eu، Ba، Ti، Sr و P است. این پدیده و نیز جایگاه نمونه ها در نمودارهای گوناگون شناسایی پهنه زمین ساختی، نشان دهنده پیدایش سنگ های زرین دشت در پهنه فرورانش حاشیه فعال قاره ای هستند. کلریت‏ ها افزون بر حضور در زمینه سنگ، کمابیش حفره ها را (به صورت بادامکی) پر کرده ‏ اند؛ اما آنالسیم بیشتر در زمینه سنگ پراکنده بوده و گویا پیامد بازتبلور شیشه‏ های آتشفشانی، مانند شارد‏ های درون سنگ، هستند. این کانی‏ های ثانویه پیامد دیاژنز تدفینی– دگرگونی درجه پایین در توف‏ های زرین دشت دانسته می شوند که زیر فشار لایه های بالایی روی داده است.
    کلیدواژگان: زئولیت، ژئوشیمی، دیاژنز تدفینی، توف های سازند کرج، زرین دشت، البرز مرکزی
|
  • Gholamreza Ghadami *, Armin Bahrampour, Habibe Atapour, Mohammad Poosti, Hamid Ahmadipour Pages 1-20
    In the north of Kerman city, between Deh-Bazargan and Sarasiab 6 villages and along the Koohbanan fault, several lamprophyric dykes have been intruded the Shemshak, Bidu and Hodjedk Formations. The dykes show porphyry and glomeroporphyry textures and contain coarse-grained phenocrysts of olivine (30 vol.%), pyroxene (20 vol.%) and amphibole (5 vol.%) crystals in a matrix containing 10 vol.% plagioclase and sanidine microlites, fine-grained pyroxene (20 vol.%) and amphiboles (5 vol.%). Electron microprobe analyses show that the pyroxenes are diopside (Fs7.84-15.11)-)Wo42.20-46.75)-)En41.57-49.24), olivines are chrysolite (Fo85/79-91.20), plagioclases are labradorite (An50.94-66.30) and opaque inclusions in olivines are chrome-spinel (Cr1.3-1.25)-(Fe0.708-0.548)-(Al0.518-0.433). Petrographical evidences such as lack of coarse-grained felsic minerals, the presence of porphyritic texture and the co-existence of coarse-grained pyroxene, olivine and amphibole minerals as well as the similar oxides contents of SiO2 (44.25-46.435 wt.%), MgO (5.81-19.125 wt.%), Na2O (1.55-2.035 wt.%), K2O (1.18-1.715 wt.%) to the average of the well-known alkaline lamprophyres (SiO2=42.5 wt.%, MgO=7.25 wt.%, Na2O=35 wt.%, K2O=25 wt.%), suggest that the studied dykes are similar to the alkaline lamprophyres (monchiquites) rather than calcalkaline spessartites. Thermo-barometric studies of pyroxenes show that the rocks under discussion have been formed under pressure of 5-10 Kb and temperature of 700-900 ºC with less than 10 percent water contents. Whole rock chemical analyses of the studied lamprophyres indicate that the parent magmas were alkaline type and originated from a metasomatized spinel-garnet-lhezrolite mantle source containing hydrous minerals, then they were emplaced in a post-collisional arc setting.
    Keywords: alkaline lamprophyre, monchiquite, Deh-Bazargan, Kerman, Centeral Iran
  • Heydar Asgharzadeh-Asl, Ebrahim Tale Fazel *, Behzad Mehrabi, Fariborz Masoudi Pages 21-40
    The Agh-Daragh study area in the north of Ahar is located in Ahar-Arasbaran zone. The area is distinguished by W, Cu and Au metal endowment and has been explored during stream sediment and heavy mineral exploration. At least, three mineral occurrences are detected in Agh-Daragh area including Cu stockwork-disseminated mineralization in Chupanlar (occurred in Omz quartz-monzonite), Cu-Au±W vein-type mineralization in Ayran Goli (occurred in Og granodiorite), and Fe±Cu skarn in Gowdal (occurred between quartz-monzonite unit and crystallized carbonate). Chemically, Agh-Daragh mineralization-related metaluminous granitoids belong to oxidized, I-type and high-K calc-alkaline to shoshonitic series. They have SiO2 = 63.5–67.6 wt%, Al2O3 = 14–16.5 wt%, and K2O/Na2O = 0.5–1.8. Moreover, LILE enrichment relative to HFSE depletion and HREE in the granitoids and the dikes occurred due to fluid-melt interaction, which are characteristics of subduction tectonic environment. In their magmatic evolution, the Agh-Daragh intrusive rocks underwent a transition from the early intrusive phases belonging to granodiorite (Og unit) with low K/Na and Fe2O3/FeO ratios and to the late intrusive phases belonging to quartz-monzonite (Omz unit) enriched in K (K/Na >1) and oxidized (Fe2O3/FeO >1). It seems that high content of volatiles in high-K and oxygenate magmas occurs due to saturation of magmatic melt in water under a lower degree of quartz-monzonite crystallization immediately preceding Cu-Au±W mineralization at Agh-Daragh intrusive suite. Combining our field geology and geochemical-metallogenic evidences, we conclude that the mineralization in Agh-Daragh area mostly occurred in accompany with late quartz-monzonite stocks; as a result, identification of high-K intrusive rocks and related dikes have important implications for proceeding exploration planning specially indicating of drilling points, and further refines the basis for mineral exploration in Sheyviar Dagh intrusive suite and subsequently in Ahar-Arasbaran metallogenic zone.
    Keywords: geochemical-metallogenic, high-K late intrusive rocks, exploration implication, Ahar-Arasbaran zone, Agh-Daragh
  • Amir Esna-Ashari *, Fatemeh Sarjoughian Pages 45-66
    In the central part of the Sanandaj-Sirjan zone, there is an ultramafic rock exposure (hornblendite and pyroxenite) adjacent to Molataleb felsic complex completely located between Azna and Aligoodarz towns. The ultramafic rocks are actually cumulates derived from boninitic magma. During Upper Triassic-Lower Jurassic time the boninitic magma has been originated from mantle wedge as the result of initiation of Neo-Tethys subduction. Later, when subduction was proceeding, the felsic rocks crystallized in Middle Jurassic. Major elements composition of olivine, pyroxene, amphibole and minor plagioclase from the ultramafic rocks reveals crystallization from a sub-alkaline to calc-alkaline magma in a subduction zone setting. Primary minerals have chemical characteristics typical of those derived from a magma with low oxygen fugacity. Different methods for minerals thermobarometry indicate that amphiboles crystallized in relatively low temperature (880°C) but crystallization condition of other minerals corresponds to higher temperatures (1000-1200°c). They were crystallized at pressure condition equal to 5.85 kbar corresponding to the depth of ~17 km. It is not common that a mantle wedge at the depth of ~17 km to be affected by such high thermal gradient during the normal subduction process. Asthenospheric flow around the subducting slab edge during subduction initiation can explain high thermal gradient prevailed the infant mantle wedge. This mechanism corresponds to the boninitic nature of the ultramafic rocks.
    Keywords: ultramafic, boninite, thermobarometry, initiation of subduction, Sanandaj-Sirjan zone
  • Alireza Zarasvandi *, Mohsen Rezaei, Houshang Pourkaseb, Sina Asadi, Amir Mortaza Azimzadeh Pages 67-86
    The Iju porphyry copper deposit is located 72 km NE of Shahr-e- Babak in the western part of the Dehaj - Sardueih zone in the Kerman Cenozoic volcano - plutonic belt. In this deposit, the Miocene granitoids with dominant composition of granite, granodiorite, tonalite and quartz diorite were intruded in the Eocene volcanic and pyroclastic sequences. The potassic, propylitic, potassic-phyllic, phyllic and argillic facies are the main hydrothermal alterations in the Iju intrusive masses. Nevertheless, the hypogene mineralization is manly occurred in the potassic alteration. The aim of present work is the investigation of reequilibrated biotite and chlorite chemistry to characterize the potassic alteration in the onset of mineralization. Also, the chlorite data is used for assessing the geochemical changes owing to chloritization of biotite. Based on reequilibrated biotites, it is proved that oxygen fugacity during the potassic alteration was high so that mostly belongs to the hematite- magnetite buffering district. Moreover, the temperature in the onset of sulphide mineralization has an average of 399.85 °C. According to variations in Log (fH2O/fHF) and Log (fH2O/fHCl) values, it seems that non-homogenous hydrothermal fluids were contributed in the formation of potassic alteration in the Iju deposit. Secondary chlorites that replaced biotite have clinochlore composition and chloritization occurred around 325.48 to 373.51 °C. The chloritization process lead to Mg increasing as well as significant K2O and SiO2 decreasing contents due to the formation of K-feldspar minerals. Overall, it seems that high temperatures and the prevailing of high oxygen fugacity could be considered as one of main reasons for the low sulphide mineralization and the sub-economic nature of the Iju porphyry deposit.
    Keywords: biotite, chlorite, Iju porphyry copper deposit, Dehaj - Sardueih, Kerman
  • Fahime Kozekoulani *, Mohammad Rahgoshay, Hadi Shafaii Moghadam Pages 87-104
    The southwest Salmas metamorphosed mafic-intermediate intrusive rocks are located in Sanandaj-Sirjan zone in NW of Iran. The metamorphosed intrusives rocks comprise metagabbro and metadiorite that intruded the Precambrian metamorphosed volcanic-sedimentary rocks. U-Pb zircon dating of two samples of metagabbro rocks yielded age of Ca. 548/7±2/5 Ma to 553/1±7/0 Ma and one sample of metadiorite rock yielded age of 542±6/5 Ma (late Neoproterozoic-Cambrian). Based on the obtained geochemical results, these rocks were crystallized from subduction-related melts.The ɛHf(t) values of these rocks are variable from  to 힏. Hf model ages of mafic-intermediate rocks from the SW Salmas show values of 593-1000 Ma (Neoproterozoic). U-Pb zircon dating and Hf isotope results indicate that late Neoproterozoic-Cambrian metamorphosed mafic-intermediate intrusive rocks in the northwest of Iran were related to widespread magmatism (Cadomian magmatism) along the northern margin of Gondwana.
    Keywords: mafic- intermediate rocks, U-Pb geochronology, Hf model age, Cadomian magmatism, Gondwana, Salmas, Sanandaj- Sirjan zone
  • Ashraf Torkian*, Tahereh Molaei Yeganeh, Ali Asghar Sepahi Gerow Pages 105-126
    The Darvazeh pluton is located in the south of Qorveh. Olivine gabbro, diorite, quartz monzonite and granite rocks are rock forming of this body, but this paper is focused on the leucocratic to mesocratic rocks (quartz monzonitic and granitic rocks). These rocks were effected by dynamic tectonic activity during the intrusion and according to the distance of shear zone; deformation can be classified to cataclastic, protomylonite and mylonite. Microstructure evidences including the presence of porphyroclasts, bending of crystals and their twining, myrmekitic and pertite textures which caused by stress. Based on the microstructure features, deformations occurred at temperature of about 500-600 ° C. The geochemical data suggested that the felsic rocks belong to calc-alkaline, ferroan, I-type and metaluminous to slightly peraluminous series. Enrichment in LREE/HREE; negative anomalies of Ba, Ti, P, Sr, Nb and U, Th, Pb positive anomalies and Th/Ta ratios indicate continental arc setting. The presence of mafic enclaves, high volume of granite and negative trend of Zr versus SiO2, all suggest that the felsic rocks were generated via partial melting process. According to geochemical characteristics, the studied granitoid was originated by partial melting of meta basaltic rocks in the lower crust.
    Keywords: felsic rocks, deformation, I-type granite, lower crust, continental arc margin, Qorveh, Sanandaj-Sirjan
  • Mohammad Hossein Yousefzadeh *, Fatemeh Fanoodi, Golamreza Fotoohirad Pages 127-144
    The Tertiary volcanic rocks in the Khan area have vast outcrops and alternatively include of lava and pyroclastic rocks. The composition of most lavas are dacite, andesite and basaltic trachyandsite with medium potassium calc-alkaline nature. The most phenocrysts in these rocks include oscillatory chemical zonal plagioclases with andesine to oligoclase composition, hornblende, pyroxene, and quartz with apatite as a common accessory mineral. The most important textures of these rocks are porphyritic with microgranular and microlitic matrix, glomeroporphyritic, flow and vesicular. The essential mineral textures are sieve, gulf corrosion and zoning, which point to inequilibrium and magma mixing processes during magma ascension. Depletion of Ti and Nb of these rocks can be indication of magmatism of subduction zone.Nb negative anomaly in the rocks under study is indicator of continental rocks and may be related to crustal involvement in magmatic processes. Based on normalized spider diagrams for rare and rare earth elements, depletion of incompatible elements with high ionic potential such as Ti, Nb, P and Zr in the studied samples can be attributed to magmatism of subduction zone and may be ascribed to the presence of an enriched and metasomatized mantle source by subduction processes and also the occurrence of amphibole and high oxygen fugacity in the magma. Based on the interpretation of tectono-magmatic diagrams, the study volcanic rocks are related to active continental margin subduction zone.
    Keywords: andesite, calc-alkaline, active continental margins, mantle source, Khan– Ghohestan, Lut Block
  • Farhad Aliani*, Zeinab Daraeezadeh Pages 145-166
    The isotropic gabbros of Kermanshah ophiolite are mainly represented by, gabbro, leucogabbro, olivine gabbro, gabbronorite, olivine gabbronorite and Troctolite. The gabbros are medium grained with euhedral to subhedral plagioclase, subhedral orthopyroxenes and clinopyroxenes, olivine and together with rare amphiboles. The gabbros are characterized by high contents of MgO, CaO and low TiO2, K2O, P2O5, Zr and Y. The geochemical signature of the gabbros indicates tholeiitic affinity for the protolith, with magma generation in island arc-setting. N-MORB and primitive mantle normalized multielement patterns of the gabbros show flat patterns for HFS-elements and depletion in (P, Zr, Sm, Ti, and Y) and enrichment of LIL-elements (Ba, Rb, K, Th, Sr) with negative Nb anomalies suggesting involvement of subduction component in the depleted mantle source and formation in a supra-subduction zone tectonic setting. REEs exhibiting flat to slightly depleted LREE patterns, geochemically similar to island arc tholeiites. In general, isotropic gabbros have transitional characteristics between mid-ocean ridge basalt and island-arc tholeiite on discrimination tectonomagmatic diagrams. It is therefore proposed that these gabbros may have originated in a back-arc basin tectonic setting.
    Keywords: Isotropic gabbro, back arc basin, Suprasubduction zone, Kermanshah ophiolite, Main Zagros Thrust zone
  • Mehrdad Barati*, Zahra Ghilzar Khojasteh, meisam Gholipoor Pages 167-196
    The Tekieh Bala iron index is located in the south east of Kordestan province in Sanandaj- Sirjan geotectonic zone. Exposed rocks at the study area are including granite, gabbro, diorite, quartzmonzonite, quartzmonzodiorite and actinolite schist to chlorite schist.Orebody is located in the fault-beratited zone. Magnetite, hematite, goethite, limonite and pyrite included iron minerals in this index. Epidotization, chloritization, sericitization, actinolitization and silicification are the main alteration around the orebody. Geochemical studies of major and trace elements from the magnetite ore and use of diagrams provided by the various researchers shows that this index placed in group of iron oxide deposits, IOA sub-type and IOCG-type. REE Studies have shown, patterns of these elements, and calculated differential parameters emphasize the similarity of this deposit and IOA-type. Ore forming fluids were formed in differentiation and crystalization of intermediate intrusions rocks as a iron-rich hydrothermal fluids, mixing with the meteoric waters has been led to change in the environmental conditions and deposition of orebody.
    Keywords: Tekieh Bala, Kordestan province, Schist, magnetite, Kiruna-type
  • Zahra Mehrpooya*, Faramarz Tutti, Kazem Kazemi, Mohammad Ali Barghi Pages 197-212
    The Zarrin Dasht region is located in Tehran province, between Damavand and Firuzkuh cities. This region with 10 Km2 area belongs to Central-Alborz zone. On the base of petrographic and geochemical studies, the volcaniclastic rocks of the Zarrin Dasht area are trachyte, dacite, rhyodacite and rhyolite. Petrographic evidence as well as XRD analyses point to the presence of glass and crystallization quartz, clinoptilolite, analcime, natrolite, heulandite, montmorillonite, kaolinite, illite and chlorite. Texture of tuffs is vitrophyric. Based on the geochemical data, these rocks are calk-alkaline and metaluminous to peraluminous composition. Primitive mantle-normalized and chondrite-normalized trace elements and rare earth elements patterns indicate enrichment in LREE and LILE and depletion in HREE and HFSE with pronounced negative anomalies in Eu, Ba, Nb, Ti, Sr and P in the Zarrin Dasht samples. Samples position on the various tectonic setting discrimination diagrams demonstrate that these rocks were formed in environment related to subduction in active continental margins. Chlorites, are present in the rock context and also relatively filled cavities as amygdaloidal, while analcime was mainly distributed in the rock context. It seems these minerals are the result of recrystallization of volcanic glasses such as shard in the rock. Secondary minerals can be considered as a burial diagenesis and low-grade metamorphism in the studied tuffs that occurred under the upper floor pressure.
    Keywords: Zeolite, Geochemistry, Burial Diagenesis, Tuffs of Karaj Formation, Zarrin Dasht, Central Alborz