فهرست مطالب

پژوهشنامه عرفان - سال هشتم شماره 17 (پاییز و زمستان 1396)
  • سال هشتم شماره 17 (پاییز و زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/12/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • محمدمهدی اسماعیل پور * صفحات 1-17
    نجم الدین رازی از عرفای مشهور سده ششم و ابتدای سده هفتم هجری است که آثار متعددی در حوزه عرفان اسلامی تالیف کرده است. او در مهم ترین اثرش مرصادالعباد از ابتدا و انتهای آفرینش و آغاز سلوک و نهایت سیر و مقصد و مقصود عاشق و معشوق خبر می دهد. در عرفان رازی، حق تعالی که زیبای مطلق است اسما و صفات خود را در کائنات متجلی کرده تا هر ذره ای به اندازه استعداد خویش به کمال نایل شود، اما این انسان است که با بهره مندی از آیینه «دل»- که جایگاه جمیع اسما و صفات زیبای حق تعالی است- زیبایی های او را به تمام و کمال بازتاب می دهد.
    کلیدواژگان: زیبایی عرفانی، نجم الدین رازی، مرصادالعباد، عرفان اسلامی، جمال
  • زهره الله دادی دستجردی *، سعید واعظ صفحات 19-44
    معرفت یکی از اصطلاحات پربسامد و پرکاربرد در متون عرفان و تصوف است؛ برای پی بردن به اهمیت این اصطلاح در مبانی عرفان و تصوف هرکدام از عرفا طبق مشرب فکری و اعتقادی خود، تعریفی از معرفت ارائه داده و به بررسی مفاهیم مرتبط با آن ازجمله عقل، ایمان، محبت، آفرینش، وجود، تجلی، کشف و شهود و... پرداختهاند. در این جستار، متون عرفان و تصوف فارسی مورد بررسی قرار گرفته و هر کجا آی های از قرآن با اصطلاح معرفت تفسیر یا تاویل شده، استخراج گردیده است. عرفا با تبیینی که از بحث معرفت ارائه داده و با تسلطی که بر معنا و مفهوم آیه های قرآن داشته اند؛ مابهازای تاویلی یا مفهومی بسیاری از واژگان قرآن را معرفت و مفاهیم مرتبط با آن دانستهاند؛ شجره طیبه، ملوک، حق، امانت، سدره المنتهی، لوح محفوظ، ام الکتاب، رحمت، سکینه، تقوی، نور و... ازجمله واژ های قرآنی هستند که مصداق مفهومی آنها با معرفت یکی دانسته شده و آیه برطبق این اصطلاح تفسیر شده است. این ساز و کار هم به تفهیم هرچه بیشتر بحث معرفت کمک کرده و هم زمینه ای را برای آشنایی با تفسیر عرفانی واژگان قرآنی فراهم آورده است. زبان فارسی نیز با فصاحت و بلاغت خود، در این رسایی و رسانندگی نقش بسزایی داشته است.
    کلیدواژگان: معرفت، آیات قرآن، تاویل، عرفان و تصوف
  • رضا الهی منش *، سعید حضوری صفحات 45-66
    در این مقاله ضمن تبیین اخلاق خاص قرآن که می توان آن را «اخلاق عرفانی قرآن» نامید، تطبیق آن با عرفان به ویژه عرفان عملی صورت گرفته است. علامه طباطبایی ذیل تفسیر برخی آیات قرآن از سه نوع اخلاق «مادی- فلسفی»، «عام انبیا» و «خاص قرآن» نام برده و نوع اخیر را مخصوص اسلام و غیر مسبوق به سابقه معرفی نموده است. با تامل در ماهیت، مبانی و اهداف این نوع اخلاق، مشاهده می گردد که تشابهات فراوانی میان آن و عرفان عملی وجود دارد. ازاین رو این پژوهش با بیان ماهیت اخلاق خاص قرآن، آن را با عرفان نظری و عملی نیز تطبیق خواهد داد؛ زیرا این دو در مبانی، روش ها و اهداف بسیار با یکدیگر همخوانی دارند.
    کلیدواژگان: اخلاق، عرفان، قرآن، توحید، اخلاق توحیدی
  • نفیسه اهل سرمدی *، جعفر شانظری صفحات 67-85
    ابن عربی در عبارات بسیاری از وقوع محالات عقلی در ساحت خیال سخن می گوید. این نوشتار با بررسی و تحلیل این مسئله از دیدگاه او، به بیان دو نظر در این باره می پردازد.
    نظر نخست با شواهدی از سخن ابن عربی مبتنی بر اختلاف فضاهای معرفتی و درنتیجه اختلاف موازین به کار گرفته شده در این ساحات، تقویت می شود.
    نظر دوم که مورد پذیرش این پژوهش است؛ مستند به عباراتی دیگر از ابن عربی است. تعریفی که او از محالات عقلی ارائه می دهد در بحث حاضر بسیار راه گشا بوده و فتح بابی جهت راه یابی به رای صائب است. وی در پاره ای از عبارات، تحقق محال را به تصور محال معنا می کند و بدین ترتیب از وجود محال، وجود ذهنی و نه وجود خارجی آن را اراده می کند. غالب مثال هایی که برای اجتماع نقیضین و یا اجتماع ضدین ذکر می شود از نظر منطقی قابل مناقشه است. به علاوه که ابن عربی خود به صراحت از اختلاف جهات و حیثیات سخن می گوید. مطلب دیگر اینکه او حتی آن هنگام که کلامش ناظر به عرصه خیال است؛ در نظر ندارد که در این حوزه هم «وقوع محالات عقلی» را لحاظ کند و هم «عدم وقوع آن را».
    کلیدواژگان: محالات عقلی، اجتماع نقیضین، طور ورای عقل، عقل قابلی، خیال
  • حسن بلخاری قهی * صفحات 87-105
    رویکرد شگرف حکما و عرفای مسلمان به نور و رنگ، معانی لطیف و مفاهیم ظریفی از این عناصر هنری ارائه نمود که در آثار شگفت و متعالی هنرمندان ایرانی اسلامی به کمال ظهور یافت. در این میان تاکید قرآن بر تمایز میان نور و نار و نیز بازتاب کامل این معنا در ذوق و عقل و تخیل حکما و عرفای مسلمان، دست مایه ای عمیق در دست هنرمندان مسلمان نهاد که در آثار خود معانی لطیف، روحانی و آسمانی را با رنگ های شفاف، براق، نرم و مواج (با توجه به سبکی و روانی آن ها و مهم تر فقدان بعد در نور) و مفاهیم غیر لطیف را با رنگ هایی غلیظ و شدید به تصویر کشند.
    این مقاله با روش تحلیلی تفسیری ابتدا به بررسی تمایز میان نور و نار در قرآن و سپس در آرای حکما و عرفایی چون شیخ اشراق و علاء الدوله سمنانی (با تاکید بر رساله نوریه او) پرداخته و آن گاه بازتاب این معنا را در برخی از مهم ترین نگاره های تاریخ نگارگری اسلامی (به ویژه شعله فروزان اطراف سر معصومین علیهم السلام) و نیز نگاره هایی که آتش در آن ها حضور دارد، مورد توجه قرار می دهد. فرض بر این است که بنا به نوع کارکرد آتش، رنگ ها جلوه نوری و ناری یافته اند.
    کلیدواژگان: قرآن، نگارگری اسلامی، نور، نار، عرفان اسلامی
  • حمیدرضا سروریان *، علی فرضی صفحات 107-129
    سهروردی و ملاصدرا بر این باورند بدون عناصر قهر و محبت، انتظام یافتن هستی امکان ناپذیر است؛ از نظر سهروردی، عشق و محبت در مجموع هستی سریان داشته و هر موجودی، چه نوری و چه غیر نوری، از آن بهره مند است و لازمه این عشق و محبت، حصول و وجود نظام اتم و احسن می باشد. طبق اصول سهروردی، جهات قهر و محبت در نزد حق تعالی ضروری است: قهر ازسوی موجود مافوق بر مادون مطرح است و محبت از ناحیه قاهر سافل بر عالی. ازاین رو، انتظام نظام جهان بر پایه قهر و محبت است. از دیدگاه ملاصدرا نیز، محبت یا عشق مانند وجود، حقیقتی است که در تمام اشیا و موجودات به سبب وجود آن ها ساری است. به نظر وی، اساس جهان آفرینش به محبت و قهر است و همین عشق و محبت است که سبب ایجاد موجودات و نیز محفوظ ماندن آن ها می شود. و بنابر وحدت شخصی وجود که مختار نهایی ملاصدرا است، تمامی کائنات؛ هم آنچه خوب محسوب شده و هم آنچه بد تلقی می شود؛ جلوه های مختلف حق تعالی هستند: بعضی جلوه محبت او و برخی جلوه قهر او.
    کلیدواژگان: محبت، قهر، انتظام هستی، سهروردی، ملاصدرا
  • احمد غفاری قره باغ * صفحات 131-151
    اهتمام به معنویت در جهان امروز، ناشی از احساس خلا در دنیای صنعتی است. در این میان، اهتمام به معنویت اسلامی، ضروری است. در این نوشتار، به بررسی اهداف و ویژگی های معنویت در منظر حکیمان و عرفای مسلمان پرداخته شده است. معیار و منشا برای معنویت فعل عبارت است از نیت و معرفت به فعل و جهت گیری اخلاقی آن. هدف زندگی معنوی از دیدگاه آن ها عبارتند از: ارتقای شناخت توحیدی در مراتب مختلف توحید و ارتقای گرایشات عبادی و ارتقای انگیزه برای حرکت به سوی حقیقت اصیل. ویژگی های معنویت اسلامی نیز عبارتند از: هماهنگی با هدف خلقت، هماهنگی با ویژگی های روانی انسان، هماهنگی با توان انسان، هماهنگی با شریعت، فراگیری نسبت به ابعاد فردی و اجتماعی و زمانی و مکانی، فراگیری طولی، تنوع در برنامه معنوی، حفظ واسطه انسانی، همراهی و هماهنگی رشد و تعدیل در ابعاد انسانی، هماهنگی مولفه های معنوی، توجه به تاثیر دوسویه بین رفتار انسان و سنت‏های عالم هستی، جامعیت نسبت به جمیع شئونات و احوال حیات.
    کلیدواژگان: معنویت، هدف، ویژگی، حکمت و عرفان اسلامی
  • محمد غفوری نژاد * صفحات 153-168
    آیت الله میرزا محمدعلی شاه آبادی از بنیان گذاران نظریه فطرت در قرن اخیر به شمار می رود. رهیافت شاه آبادی به نظریه فطرت، درون دینی و احیانا آمیخته با رویکرد ذوقی و عرفانی است. درعین حال بیشتر نظریه پردازی های وی از پشتوانه فلسفی و عقلانی برخوردار است. اثبات اصول اساسی مذهب (اثبات واجب، نبوت و امامت عامه و معاد) براساس مقتضیات فطرت از طرق متعدد، استناد به مقتضیات فطرت در برخی مباحث فلسفی (نفی ماهیت، مکان مندی، جسمانیت،...از واجب تعالی) و همچنین علم النفس، ارائه تحلیلی جامع از فطری بودن دین و تمسک به اقتضائات فطرت برای سیر و سلوک و خودسازی، مهم ترین نوآوری های وی در این باب قلمداد می شود. مهم ترین عامل توفیق شاه آبادی در پدید آوردن این نو آوری ها، اهمیت دادن او به آموزه های کتاب و سنت و تامل عمیق در آن هاست.
    کلیدواژگان: فطرت، نظریه فطرت، شاه آبادی، خداشناسی فطری، برهان فطرت
  • امیر غنوی * صفحات 169-189
    جایگاه رفیع ابن سینا در فلسفه نباید ما را از توجه به جنبه های عرفانی اندیشه او بازدارد. نگاه عرفانی ابن سینا از مرزهای تفکر مشائی فراتر رفته و بر فیلسوفان بزرگی چون شیخ اشراق و صدرالمتالهین اثرگذارده است. او دو طرح سلوکی در کتاب اشارات ارائه کرده و در هر یک از زاویه ای به مراحل تعالی معنوی نگریسته است. در این مقاله، از طرح اول گفت وگو کرده ایم که از منظر روانشناختی سیر تحول روحی سالک را ترسیم کرده و از ظهور انوار عالم غیب، اتصال به عالم الهی و سیر کمالی سالک در مواجهه با فضای روحانی سخن گفته است. این مقاله، تلاش دارد تا افزون بر تحلیل نگاهی نقادانه به حاصل کار داشته و با تکیه بر تراث وحیانی، قوت و ضعف طرح بلند ابن سینا را نمایان کند.
    کلیدواژگان: ابن سینا، مقامات عارفان، عرفان سینوی، منظر روانشناختی
  • فاطمه کوپا * صفحات 191-207
    رسائل فارسی خواجه عبدالله انصاری با بهره گیری از یکی از گونه های زبانی خاص از ساحتی تجربی و معنایی ویژه سخن می گوید، ازاین رو باید با تاملی ژرف به اندرون آن قدم نهاد و معنای نهایی را دید و دریافت، زیرا این زبان پیرایه ای بر آن معنا نیست، بلکه با آن هم سو و هم عنان است، این رسائل در مجموعه ای بالغ بر هیجده رساله در عباراتی آراسته به سجع و دیگر آرایه های بلاغی درخور تامل است.
    پژوهش حاضر بر آن است که مضامین محتوایی این رسائل را با تاکید بر دو مفهوم «عشق و سرسپردگی» به عنوان توان مایه معنوی گذار از طریق حق؛ و جایگاه «انسان کامل» و محوریت وجودی او به عنوان هدف غایی خلقت، بررسی و مقایسه ای ضمنی با برخی از آثار عرفانی او کند.
    به جز این برآیندهای نهایی، پژوهش حاضر حاکی از هم گونی و هم سانی مضامین رسالات با امهات آثار عرفانی و سیر دایره وار و رو به تکامل عشق و معرفت و منزلت انسان کامل به عنوان کلمه فاصل و جامع و روح عالم (انسان کبیر) است.
    کلیدواژگان: رسائل فارسي پير هرات، عشق و محبت، انسان کامل
  • هادی وکیلی *، هادی جعفری امان آبادی صفحات 209-230
    بنیاد تجربه دینی از دیدگاه رودلف اتو، نومینوس یا امر قدسی ست؛ امری که ناگفتنی و نافهمیدنی، و درعین حال، پیشینی است. او در بخشی از کتاب ایده امر قدسی می گوید هرکسی که هیچ تجربه یی درونی و معنوی از دین نداشته است یا نمی تواند داشته باشد، بهتر است دست از خواندن این کتاب بکشد. و ازآنجاکه امر قدسی این گونه است، اتو تلاش می کند با توصیفات خویش درباره تجلیات امر قدسی در درون انسان ها، کاری کارستان کند؛ یعنی درباره چیزی بگوید که گفتنی نیست! البته اتو این توصیفات را به گونه یی پراکنده گفته است، اما همه آنچه در این مقاله آمده، صورت بندی تفسیری تازه و منسجمی از این توصیفات پراکنده درباره امر قدسی و تجلیات آن است. امر قدسی ازآنجاکه ماده و مایه و بی صورت است، برای اینکه در درون انسان تجلی کند، باید به صورت های گوناگونی درآید و اگر چنین نشود، در روح انسان، تجربه نخواهد شد.
    کلیدواژگان: امر قدسی (نومینوس)، ماده، صورت، خشیت دینی، حیرت، احساس مخلوقیت و خاک ساری
  • محمود یوسف ثانی *، یحیی موسوی صفحات 231-253
    انسان گذشته و امروز و آینده، در همه حال، نیازمند یافتن راه حلی برای حذف یا کاهش درد بوده و هست و خواهد بود. درد واژه ای کلیدی در حل معمای سعادت بشر است. یعنی نمی توان برنامه ای کارامد برای سعادت بشر پی ریزی کرد و درعین حال، نسبت به این واژه بی تفاوت بود. تصوف نیز همچون بسیاری از ادیان و مکاتب، درصدد ارائه راه حل برای دردهای بشر بوده و سعی کرده نه تنها لایه های سطحی درد، بلکه لایه های عمیق تر آن را نیز بکاود. مقاله حاضر، اذعان می کند آموزه های اخلاقی صوفیان، عملا در کاهش دردهای فردی و اجتماعی تاثیر چشمگیری ایفا می کنند، ولی بخش قابل توجهی از تعالیم صوفیانه در مواجهه با دردها را مبتنی بر موضعی منفعلانه و پذیرا می بیند و هرچند باید اقرار کرد که انفعال در وقت اضطرار، خود کاهنده درد است ولی نمی توان آن را به شکل یک نسخه کلی، در همه شرایط برای بشر تجویز کرد.
    کلیدواژگان: تصوف، درد مادی، درد جسمی، درد روانی، سازش با درد، مبارزه با درد