فهرست مطالب

علوم ادبی - پیاپی 11 (بهار و تابستان 1396)
  • پیاپی 11 (بهار و تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/06/31
  • تعداد عناوین: 9
|
  • لیلا آقایانی چاوشی * صفحات 9-28
    طنز یکی از انواع شیوه های بیان است؛ شیوه ای هنری و اثرگذار در بیان و انتقال انواع مضامین. کاربرد طنز به شیوه ها و مقاصد مختلف در انواع آثار هنری به کار گرفته می شود. مقالات شمس تبریزی در شمار متونی است که این شیوه بیان در آن سهمی برجسته دارد. با توجه شخصیت شمس و کارکردی که طنز در انتقال موثر آموزه های حکمی و معرفتی دارد، این نکته قابل انتظار است. بر اساس مطالعه پیش رو می توان گفت طنز در مقالات، شیوه ای برجسته در بیان است که به شکلی گسترده و در انواع اشکال آن با توجه به انواع طنز در مباحث نقد ادبی امروز به کار گرفته شده است؛ طنز واژگانی، طنز مفهومی و طنز روایی انواعی مهم از طنزهایی به کار رفته در مقالات است. علاوه بر این، زبان شمس در مقالات با نازکی خاصی همراه است به طوری که می توان گفت سایه ای از طنز بر سراسر مقالات وجود دارد و لحن شمس به طور کلی صبغه طنزآمیز دارد. طنزی که علاوه بر ذهن وقاد و زبان پرورده شمس، برخاسته از اندیشه های حکیمانه و فرزانه منشی شمس است.
    کلیدواژگان: طنز، مقالات شمس، شمس تبریزی، طنز واژگانی، طنز مفهومی
  • حجت الله امیدعلی*، مهدی دهرامی صفحات 29-51
    تصویر که بازتابی از عواطف و اندیشه های شاعر و راهی برای محسوس ساختن درونیات وی است، هنگامی ارزش بلاغی خواهد یافت که در راستای پروراندن اندیشه ها و عواطف سراینده قرار گیرد. هدف این مقاله نشان دادن کارکرد های هنری تصویر در شعر نصرت رحمانی و هماهنگی آن با عواطف و اندیشه های اوست که با روش توصیفی تحلیلی در دو محور تصاویر زبانی (Verbal Images) و تصاویر خیالی (Images Figurative) به تناسب ذهنیت و عاطفه رحمانی با تصاویر شعری پرداخته است. رحمانی با فرا خوانی واژگانی خاص و ساخت توصیفات اصلی و حقیقی به خلق تصاویر زبانی ملهم از فضای تیره و سیاه جامعه پرداخت؛ این نگرش فضای مزبور را که متناسب با اندیشه خود او بود، تحت گونه ای از ادبیات که به رمانتیسم سیاه مشهور است، به تصویر کشی.. تصاویر خیالی او نیز که بازتاب عواطف اوست در وجوهی مانند تشبیه، استعاره، اسنادهای مجازی و دیگر صورخیال ارائه شده که تجسم بخش روحیه شکست و ناامیدی شاعر است.
    کلیدواژگان: نصرت رحمانی، رمانتیسم سیاه، تصویر زبانی، تصویر خیالی، عاطفه
  • هادی بیدکی * صفحات 53-83
    مجالس النفایس یکی از مهمترین تذکره های شاعران است که قزوینی دومین ترجمه آن را ترتیب داده و علی اصغر حکمت آن را در سال 1321 ش. تصحیح و منتشر کرده است. در این مقاله تصحیح حکمت با سه نسخه اقدم و معتبر از متن ترکی، مقابله و مقایسه شده و این نتیجه حاصل شد که متن ترجمه قزوینی و تصحیح حکمت با محتوای مجالس النفایس همخوانی و تطابق چندانی ندارد؛ زیرا از سویی، گاه مطالبی در نسخ ترکی وجود دارد که قزوینی آنها را از ترجمه خود حذف و مطالبی را به ترجمه خود اضافه کرده که در متن اصلی وجود ندارد و گاهی هم بخشی از ترجمه های او با متن مبدا اختلاف دارد. از دیگر سو، تصحیح حکمت نیز علاوه بر تفاوت با متن مبدا، دارای ضبط های اشتباه نیز هست. ترجمه قزوینی نفوذ گسترده ای در منابع تاریخ ادبی و کتاب شناسی بعد از خود داشته است؛ بنابراین، ضروری است بر اساس نسخ اقدم و معتبر مجددا تصحیح شود.
    کلیدواژگان: بررسی، بازشناسی، مجالس النفایس نوایی، ترجمه قزوینی
  • مریم خلیلی جهانتیغ، زینب شیخ حسینی*، محمد بارانی صفحات 85-107
    ساختارگرایی رویکردی است که قواعد ساختاری حاکم بر متون را با توجه به روابطشان در کل متن مورد بررسی قرار می دهد. پس از پراپ پژوهشگران همواره تلاش نموده اند تا متون مختلف را مورد بررسی قرار داده با کشف الگوی ساختاری آنها، دستوری واحد برای تحلیل ساختار آنها ارائه نمایند. در پژوهش حاضر سعی شده است ساختار داستان های پهلوانی ایرانی با تکیه بر داستان های پهلوانی شاهنامه، بانوگشسب نامه، «کک کوهزاد»و... به روش تحلیل محتوا و بر اساس نظریه ساختار اسطوره های تقویمی مورد بررسی قرار گیرد تا به این پرسش ها پاسخ داده شود که: آیا می توان برای داستان های پهلوانی ایران ساختاری مستقل از ساخت داستان های حماسی غربی ارائه داد؟ و دیگر اینکه آیا نبرد میان پهلوانان از نوع نبرد های میان مردگان و زندگان یا نبرد میان خیر و شر است؟ هدف تحقیق، یافتن اشتراکات و افتراقات ساختی این داستان هاست که قطعا محصول گفتگوی ناخودآگاه اذهان ملت هاست. نتیجه پژوهش نشان می دهد که ساختار داستان های پهلوانی ایران مستقل از داستان های غربی می باشد. این داستان ها که از اسطوره خیر و شر تاثیر پذیرفته، از دو سطح اسطوره ای و روایی تشکیل شده است که ممکن است در بعضی از داستان ها مثل بانوگشسب نامه که فقط سطح روایی در آن نمایان شده است، قابل مشاهده نباشند.
    کلیدواژگان: ساختارگرایی، داستان، منظومه پهلوانی، بانوگشسب نامه، کک کوهزاد
  • سارا سعیدی*، محمد احمدی صفحات 109-127
    رشیدالدین وطواط از جمله قصیده سرایان قرن ششم هجری است که تبحر خاصی در به کارگیری صناعات ادبی داشته و شعر گفتن برای او ابزاری برای به نمایش درآوردن مهارت های بلاغی بوده است. شعر او در میان محققان معاصر چندان مقبولیت نیافته و اغلب کسانی که در حوزه آثار کلاسیک فارسی تحقیق کرده اند بیشتر کتاب حدائق السحر و دیدگاه های انتقادی وطواط در این کتاب را مدنظر داشته اند و به شعر و شرح حال او نپرداخته اند. در این تحقیق به روش تحلیلی و توصیفی با توجه به منظومه فکری و فرهنگی شعر وطواط، نقاط ضعف و قوت شعر و دلایل عدم مقبولیت آن و نیز بدعت ها و بدایع شعر او و نیز جایگاه اشعار او در گستره شعر فارسی مورد ارزیابی قرار می گیرد. حاصل پژوهش نشان می دهد هرچند که وطواط توانایی به کار گیری هر نوع و هر قسم و یا از هر پایه و درجه الفاظ و عباراتی را که می خواست در شعر داشت، اما همین لفظ اندیشی، او را از ارائه تجربه های خالص شاعری دور کرده است. شعر او به غیر از تشبیب ها، تا حدودی غزل ها و تخلص های خاص او چیزی به سنت شعر فارسی نیفزوده است. اشعار وطواط نمونه بارز دور شدن از شعر حقیقی و در عوض حرکت به جانب صنعت گرایی است.
    کلیدواژگان: نقد، رشیدالدین وطواط، قصیده، غزل، تشبیب، تخلص، نقد بلاغی
  • فاطمه سادات طاهری*، زهرا عسگری صفحات 129-155
    نادر ابراهیمی نمایشنامه نویس، مستندساز، ترانه سرا و یکی از داستان نویسان برجسته معاصر است که افزون بر داستان های کوتاه خود و دیگر آثارش، رمان هفت جلدی آتش بدون دود را نوشت که با نگارش آن جایزه «نویسنده برگزیده ادبیات داستانی 20 سال بعد از انقلاب» را به خود اختصاص داد. علاوه بر قدرت داستان نویسی، انتخاب زبان ادبی و نثر شاعرانه، یکی از برجستگی های آتش بدون دود و دیگر آثار ابراهیمی است که وی را به عنوان داستان نویسی صاحب سبک معرفی کرده است. نگارنده این مقاله می کوشد با بررسی توصیفی- تحلیلی این رمان و استخراج شواهد و ویژگی های ادبی و سبک ساز آن به این سوال پاسخ دهد که چه عواملی موجب شاعرانگی نثر آتش بدون دود و برجستگی سبک آن شده است. چنین استدلال می شود که ابراهیمی در آتش بدون دود با نوشتن داستانی واقع گرایانه درباره مردم ترکمن صحرا و ستم هایی که نسبت به آنها اعمال شده است با انتخاب نثر شاعرانه، زبان ادبی، عناصر موسیقایی و آشنایی زدایی، زبان ساده و آمیخته به لغات گویشی خاص منطقه، ترکیب سازی های ابتکاری، باستانگرایی های قاموسی و نحوی و استفاده از امکانات شعر منثور و شعر کهن، چنان رستاخیزی در کلمات داستان خود ایجادکرده که در کنار محتوای دلنشین داستان، زبان زیبا و شاعرانه داستانش را در خاطر خواننده جاودانه کند.
    کلیدواژگان: نادر ابراهیمی، آتش بدون دود، زبان شاعرانه، رستاخیز کلمات، موسیقی کلام
  • ابراهیم محمدی، مریم افرافر* صفحات 157-185
    رمان نو یکی از گونه های مهم رمان است که از نظر محتوا و فرم بسیار متفاوت از گونه پیشین خود است. نویسندگان این نوع رمان هریک به شیوه ای مستقل و بدون رعایت اصول و چارچوبی خاص قلم می زنند. بنیانگذار و نظریه پردازی که قواعد این گونه رمان را به طور منسجم و منظم تبیین کند وجود ندارد. البته این گونه رمان ها رها شده و بدون موازین نیستند و حتی مهم و تاثیرگذار هم هستند، به طوری که نویسندگان این گونه با خلق آثاری برجسته سه دهه آن را تداوم دادند. رمان نو وصف دنیای معاصر است و بشر این عصر را آگاهانه یا ناآگاهانه صرفا توصف می کند، نه نقد و نمی خواهد از آن عبور کند. رمان نو به ملاک ها و عناصر سنتی چون طرح، شخصیت، تشریح حالت های روحی و ذهنی اشخاص، ارتباط معمول بین زمان و مکان و ایجاد نظامی از علائم جهت راهنمایی خواننده، عمل داستانی، سلسله حوادث منظم، شیوه های معمولی روایت داستان توجهی ندارد. موضوع برایش بی اهمیت است و آنچه مهم است خود رمان و نوشتن رمان است.
    کلیدواژگان: مکتب ادبی، رمان نو، رب گریه، ناتالی ساروت، ادبیات فرانسه
  • محمود مهرآوران، مهدی قاسمی* صفحات 187-212
    یکی از علت های د لنشینی غزلیات حافظ چندصدایی بودن آنهاست. غزل هایی که گرچه عرفانی اند، اجتماعی نیز هستند. غزل های اجتماعی حافظ آمیخته با طنز، حدیث نفس و درد جامعه اند. در میان این آمیختگی نکات عرفانی و طنز، صدایی رسا شنیده می شود؛ صدایی که منتقدانه و زیرکانه به نقد جامعه برخاسته است تا در هیاهوی ادعاهای مدعیان و ستم های فرادستان، فریاد انسانیت سر دهد. در این نوشتار نگاه منتقدانه حافظ را در چهار عنوان بررسی و با شواهد مربوط تحلیل کرده ایم: نقدهای حکومتی، نقد نهادها و مظاهر عقیدتی- اجتماعی، نقد رفتارهای اخلاقی- اجتماعی و نقد صفات شخصی. نتیجه تحقیق نشان می دهد که حافظ شاعری منتقد و نقادی تیزبین است؛ نقد های حافظ، نقدهایی درونی اند که بیش از آنکه جامعه را مسئول نواقص اجتماعی بداند، خود انسان را به ایجاد نقص های اجتماعی متهم می کند؛ یعنی حافظ نقدهای اجتماعی خود را بیشتر به انسان و رفتار او که نمود و نماد جامعه خود است وارد می کند. او انسان را سازنده اجتماع خود می داند و به همین دلیل جامعه را چه مثبت باشد و چه منفی زاییده نوع رفتار افراد همان جامعه می داند
    کلیدواژگان: نقد، نقد اجتماعی، حافظ، جامعه
  • عفت نقابی*، اکرم زارعیان صفحات 213-244
    نقش ترجمه در وام گیری، اقتباس و بومی سازی آثار ادبی و در نهایت در تحول ادبی کشور ها بسیار برجسته و غیر قابل انکار است؛ تا آنجا که می توان گفت نمونه های موفق وام گیری ادبی با تکامل بخشیدن به مقوله بندی های مرسوم در یک فرهنگ معین و پیچیده کردن آنها، موجب تحول ادبی نظام مند در پیکره فرهنگ می شوند. شایان ذکر است که عصر مشروطیت در ایران و نهضت در مصر، وضعیت فرهنگی مشابهی داشته اند؛ به طوری که وضعیت شعر در ادبیات عرب پیش از نهضت و وضع شعر فارسی در عصر بازگشت ادبی دچار ضعف و انحطاط چشمگیری بوده است. آنچه مهم است اینکه در این عصر برخی از شاعران و نویسندگان برجسته برای رهایی از این تنگناها و شرایط حاکم اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، از طریق ترجمه و وام گیری ادبی از دیگر فرهنگ ها در بومی سازی آثار ادبی کوشش های بسیار نموده و دست آوردهای ادبی مشابهی داشته اند که برای مقایسه و مقارنه قابل تامل هستند. از همین رو با عنایت به همزمانی ملک الشعرای بهار و احمد شوقی در این جستار بر آنیم که ضمن نشان دادن نقش این دو شاعر در تحول و تجدد نظام ادبی در ایران و مصر، به چگونگی تاثیرپذیری این شاعران از فابل های لافونتن بپردازیم و با ارائه اشترکات و تفاوت شیوه فردی هریک در بومی سازی مفاهیم ترجمه شده، به نوع انتقال مفاهیم وام گرفته شده هر یک از آنها دست یابیم.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، بهار، شوقی، لافونتن، تحول ادبی، وام گیری ادبی
|
  • Leila Aghayani Chavoshi * Pages 9-28
    Satire is a form of speech, an artistic and effective form in transferring a variety of themes. Satire is used in literary works in different forms and with different purposes. Maghalat Shams Tabrizi is one the texts in which this form has an eminent role. Taking into consideration Shams character and the function of satire in effective trasmiting of wise teaching this usage of satire is expected. According to this examine satire can be considered as one of the outstanding form of speech in Maghalat. A form which is used widely and in different types- types which are introduced in modern literary criticism. Verbal satire, Situational satire, and narrative satire are some of the most important types of satire in Mghalat Shams.
    Besides these known types of satire, Shams language in Mghalat is accompanied by a kind of subtleness as it can be said that the shadow of satire is spread all throughout Maghalat and Shams tone is generally satiric.
    Keywords: satire, Mahghalat Shams, Shams Tabrizi, verbal satire, narrative satire
  • Hojjatollah Omidali *, Mahdi Dehrami Pages 29-51
    The image is a reflection of his inner emotions and thoughts of the poet and sensible way and when the Gorge will be singing in the train of thought and emotion. The purpose of this article is to show the functions of artistic images in poetry and harmony with the emotions and thoughts of his Rahmani that Analytical method with two image-oriented language (Verbal Image) and imaginary (Figurative Image) to fit the mindset and emotion Rahmani's poetic images. Pictures poets through summon words and making original descriptions created that this will make the room dark and in accordance with his ideas and the way in which Black called Romanticism. Rahmani imaginary images that reflect his emotions funds such as simile, metaphor, imagery and other virtual documents provided that embodies the spirit of defeat and despair of the poet.es that reflect his emotions funds such as simile, metaphor, imagery and other virtual documents provided that embodies the spirit of defeat and despair of the po
    Keywords: Nosrat Rahmani, black romanticism, image, emotion
  • Hadi Bidaki * Pages 53-83
    Majalis-ol-Nafayis is one of the biography of poets which ghazvini organized the second translation it and Ali-Asghar Hekmat is edited and published it in 1321. We are compare and contrast Hekmat’s edition with tree older and credible manuscripts and found which has not congruence text of Ghazvini’s translation and Hekmat’s edition with text of Majalis-ol-Nafayis, Because, from one side existent sometimes subjects in the Turkish manuscripts which Ghazvini is removed from own translation them. As sometimes is added subjects to own translation which not existent in the main text and sometimes is differ one of section from his translations with source text. On the other, Hekmat’s edition sometimes is differ with source text and have influenced record wrong in it. Ghazvini’s translation is wide influenced in the sources literary history and bibliographies after his; So it is essential be edited according to older and credible manuscripts again. . . . . . .
    Keywords: Study, Recognition, Nawai's Majalis-ol-Nafayis, Ghazvini's Transliton
  • Zeynab Sheik Hosseini * Pages 85-107
    Structuralist is approach that examines rules governing structure of texts according to their relations the entire text. After Prop researchers tried to examine the various texts with the discovery of their structure, they offer single command structure analysis. In this study, we tried to examine Iranian heroic stories based on stories of Shahnameh, Garshasp nameh, Coke Kuhzad and… with the content analysis method based on the theory of the structure of legends calendar to answer these question that can offer the Independent structure to Iranian hero stories from the building of Western epic story? And is the battle between the heroes type of the battle between the living and the dead, or the battle between good and evil? The aim of this study is to find similarities and differences between the making of this story that it is definitely the product of Vintage unconscious minds nations. Research results show that the heroic stories of the two levels mythical and validity of which may be in some stories, are not visible both together.
    Keywords: structure, epic, story, heroic story
  • Sara Saeedi *, Mohammad Ahmadi Pages 109-127
    Rashid al-Din Muhammad Umar-i Vatvāt is one of panegyrist poets in 12th-century, who had special skills in using artistic devices in composing poetry and this was a way for him to illustrate his talent in this regard. Unfortunately his poetry has never had popularity among contemporary scholars and they had only paid attention to his book about rhetoric known as Hadaegh –al Sehr, on the contrary to the litterateurs in past who were fond of his poetry and paid a lot of attention to his poems and his biography in various anthologies. In this essay we have analyzed the pros and cons of Rashid’s poetry and have tried to answer why contemporary scholars haven’t had interest in his poetry from different angles. Rashid’s innovations in poetry have also been analyzed in his essay and his position among poets and in the history of Persian poetry has been determined
    Keywords: criticism, Rashid al-Din Muhammad Umar-i Vatv?t, rhetoric
  • Fatemesadat Taheri *, Zahra Asgari Pages 129-155
    Nader Ebrahimi is a scriptwriter, playwright, documentary filmmaker, songwriter, and an outstanding contemporary novelist. In addition to his short stories, Ebrahimi has written a seven-volume novel called Atash- e Bedoon- e Dood (Fire without Smoke) which has won the award of The-Twenty-Years-after-the-Revolution Novelist. A figurative language, a poetic prose, and his individual style are the distinctive features of Ebrahimi’s works, including Atash- e Bedoon- e Dood. This article by use of a descriptive method and a focus on the literary and stylistic features of the text attempts to answer this question "what has brought about such a poetic, impressive style in the AtasheBedoon- e dood?” It is argued that Ebrahimi’s disninction in Atash-e Bedoon- e Dood lies in his realistic story about of the people of the Torkaman Sahra and presenting the injustices done to them in the Pahlavi era. Furthermore, his figurative language, poetic prose, figures of speech, deployment of defamiliarization technique, the inclusion of regional phrases and regional dialect, lexical and syntactic archaism, and use of ancient poetry and prose result in such resurrection in the words of his novel that enchant every reader’s mind.
    Keywords: Nader Ebrahimi, Atash- e Bedoon- e Dood (Fire without Smoke), poetic language, defamiliariztion, figures of sound, figures
  • Ebrahim Mohammadi, Maryam Afrafar * Pages 157-185
    Fiction has always had a special place among nations but today novel is new concept that has emerged from the seventeenth century and developments to the present day. After World Wars I and II appeared in 1950 a kind of novel that ignore the rules of classic novels and cared for his creativity in the form and its content. The authors of this novel as a way of writing that's why we can`t To find rules for it can not be considered. The school does not have a theoretician and chief so it can be said that the literary school but it is a kind of important and influential that lasted three decades and created outstanding works. Although it ca`nt name it to school but abandoned it because other novels and standards anonymous and can not be considered outside of school. We want to examine this type and to examine its principles.
    Keywords: Novel, novelist, literary school, modern novel
  • Mahmoud Mehravaran, Mehdi Ghasemi * Pages 187-212
    Polyphony is one of the main secret of Hafiz's poem beauty.At the first glance , ghazaliats seems to be mystical poems but they are social ones.The social ghazals are combined with humour ¡Soliloquy and his society problem.In the middle of mentioned combination,Hafiz's audible sound can be heard while he criticize his society smartly ,thereby calling humanities in the uproar of false- sage and wrongdoer .The research studies Hafiz in terms of four viewes :the criticism of government, religious organization,the current behavior and the personal traits. The result shows Hafiz is a sharp _sighted critic.His criticism is internal that accused humans more than society for causing social defect.Thus,Hafiz's criticism pays attention to humans and behavior which are symbols of his society.He belives that human is founder society.For the same reason, a society ,whether closed or open, is make by people who live in.
    Keywords: criticism, Social criticism, Hafiz, Society
  • Effat Neghabi *, Akram Zareeyan Pages 213-244
    The development of literary traditionusually happens through the influence oftranslated prominent literary works. These translated works by borrowing, localizing and adapting, could change the traditional categoriesin a given culture andcause a systematicdevelopment on the body of culture.
    Due to many similar cultural aspects (in spite of geographical and social differences) between thePersian Constitutional Revolution and Al-Nahda in Egyptlike the situation of poetry in Arabic and Persian literature, which both of them were in decline and tragic weakness, and similarities between the situation of poets and writers for redemption fromthe dominant political, social and cultural conditions, and due toconcurrencyMalek o-ShoarāBahār and Ahmed Shawqi, we interested to find out the simultaneity and differences between their poems which were influenced by La Fontaine's fables.
    Thus, by selecting onepoem from each poets, we intendedto find out the simultaneity in adapting the educational concepts and throughshowingthe similar and different aspects in their individual methods, on localizing the concepts,we inferred how they havetransferred the loan concepts.
    It must be mentioned that surveying these two poems could help us to find out the link between the statewhich madethesepoems to be created and to find the contexts which literary traditions absorb and simulate the elements from the other traditions. In this survey the methods that literary culturesreacted to such absorptions and simulations also were introduced. Comprehensionthese two issues could explain the processof development of literary tradition.
    Keywords: Comparative literature, Fable, Bah?r, Shawqi, La Fontaine