فهرست مطالب

مطالعات میان فرهنگی - پیاپی 32 (پاییز 1396)
  • پیاپی 32 (پاییز 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/08/20
  • تعداد عناوین: 6
|
  • علمی - پژوهشی
  • سروناز تربتی * صفحات 9-34
    تحقیق حاضر به ضرورت گفتمان سازی در عرصه ی اقتصاد مقاومتی می پردازد و ابعاد فرهنگی آن را به عنوان زیرساخت تقویت بنیان های فرهنگ مقاومت برای نیل به «اهداف اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل»، در نظر می گیرد. برای اجرای این طرح نیاز به آشنایی با اصطلاحات و مبانی نظری نشانه شناسی و تعریف و تبیین اصطلاح گفتمان است. در علم نشانه شناسی تمامی پدیده های فرهنگی و اجتماعی به عنوان نشانه در نظر گرفته می شوند و سوال آن چگونگی شکل گیری معنا و هدف آن تحلیل، فهم و تفسیر نشانه هاست. نظام های گفتمانی نیز از نشانه هایی شکل گرفته اند که به معنا و کردارهای گفتمانی شکل می دهند. این تحقیق با بهره گیری از رویکرد و روش کیفی نشانه شناسی ساختارگرا به مشخص کردن چگونگی پیوند و نظم پایگانی دال ها برای معنادار ساختن نشانه ها در یک نظام گفتمانی، تبیین محورهای همنشینی، جانشینی و تفسیر نشانه ها و معین نمودن دال مرکزی که نشانه های دیگر حول آن نظم می گیرند، می پردازد. با این پرسش که چه موانع فرهنگی برای تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی وجود دارد و این فرضیه که رفع این موانع و گفتمان سازی می تواند به تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی یاری ببخشد، سه هدف اصلی دنبال می شود: 1- تحلیل نشانه شناختی موانع فرهنگی اقتصاد مقاومتی، 2- تبیین نشانه شناختی گفتمان اسلامی-ایرانی برای عبور از موانع و رفع نشانه های رسوب یافته ی گفتمان مصرف گرایی، 3- بازگشت به گفتمان اسلامی- ایرانی و بازاحیای مدلول ها با محوریت دال «سعادت» با ارائه راه کارها برای گفتمان سازی در رسانه ها. نتایج حاصل ارائه راه کارهایی برای گفتمان سازی در رسانه ها جهت تقویت فرهنگ مقاومت است.
    کلیدواژگان: اقتصاد مقاومتی، رسانه، سعادت، گفتمان سازی، نشانه شناسی
  • زهرا خسروانی، مسعود جعفری نژاد *، علیرضا گلشنی صفحات 35-60
    هدف پژوهش حاضر بررسی سبک زندگی کارگزاران سیاسی در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت (سبک زندگی کارگزاران سیاسی استان فارس بین سالهای 1396-1392) است. سوال اصلی پژوهش این است که آیا سبک زندگی کارگزاران سیاسی استان فارس در بین سال های 1396-1392 با شاخص های سبک زندگی اسلامی- ایرانی مطابقت دارد؟ در راستای یافتن پاسخ به پرسش فوق الگویی طراحی گردید که مبانی سبک زندگی کارگزاران سیاسی را از قرآن، سنت معصومین (ع) و عقل گرفته شد. با توجه به این که هسته ی اصلی فرهنگ کشور ما را دین تشکیل داده است، توجه به سبک زندگی بومی مستلزم توجه به ظرفیت هایی است که در این زمینه در بطن دین نهفته است. لذا با نگاهی به قرآن، سنت معصومین (ع) و عقل می توان مولفه های سبک زندگی اسلامی را یافت و آن را الگو قرار داد.به نظر می رسد موثرترین و عملی ترین روش در تربیت فرد با تمام ابعاد دینی، اخلاقی، سیاسی آن ارائه الگو می باشد. روش پژوهش حاضر به دلیل اینکه موضوع سبک زندگی کارگزاران سیاسی در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و مولفه های مربوط به آن غالبا کیفی است از روش مصاحبه حضوری و روش دلفی استفاده شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که سبک زندگی کارگزاران سیاسی بر مبنای الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت است اما میزان آن از دیدگاه کارمندان، کارگزاران و ارباب رجوع با هم تفاوت دارد. هم چنین شاخص های سبک زندگی کارگزاران سیاسی شامل تقوا، عدالت، امانت داری، تواضع و فروتنی، توجه به کرامت انسان ها، صداقت و راستی، ساده زیستی و قناعت، قانون مداری، مسئولیت پذیری، مشورت و همفکری، تخصص و تعهد در سبک زندگی کارگزاران سیاسی برحسب نوع پاسخگویان (کارمند، کارگزار و ارباب رجوع) در سطح p<0.01 تفاوت معناداری دارد. به این صورت که کارگزاران شاخص های سبک زندگی خود را بیشتر از کارمندان و ارباب رجوع بر مبنای الگوی اسلامی – ایرانی ارزیابی کرده اند و کارمندان و ارباب رجوع شاخص های سبک زندگی کارگزاران سیاسی را کمتر گزارش کرده اند.
    کلیدواژگان: سبک زندگی، کارگزاران سیاسی، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، استان فارس
  • زهرا نورانی آسیابر، طهمورث شیری*، رضا علی محسنی صفحات 61-85
    هدف شبکه اجتماعی فراهم آوردن امکان ارتباط بین سرمایه های فردی است تا از طریق مشارکت به رشد و ارتقای جوامع کمک کند. از سوالات مهم تحقیق حاضر این است که: میزان مشارکت شهروندی بین ساکنان شهر تهران چگونه است؟ و «میزان استفاده از شبکه های اجتماعی در حضور دو متغیر اعتماد اجتماعی و سرمایه فرهنگی تا چه میزان بر مشارکت شهروندان تهرانی موثر است؟» این تحقیق از نوع توصیفی- علی است که از روش پیمایشی استفاده شده است که با نمونه گیری طبقه بندی و خوشه ایچند مرحله ای در بین460 شهروند تهرانی بالای 18 سال اجرا گردید. در بررسی رگرسیون چند متغیره یافته های تحقیق حاکی از آن است تمامی متغیرهای مستقل بر مشارکت تاثیر مستقیم دارند و متغیر سرمایه فرهنگی به عنوان درونی ترین متغیر بیشترین تاثیر مستقیم را بر متغیر مشارکت دارد.
    کلیدواژگان: مشارکت، شبکه های اجتماعی، اعتماد اجتماعی، سرمایه فرهنگی، شهروندان تهرانی
  • عبدالله مهربان * صفحات 87-108
    روند روبه افزایش گرایش های واگرایانه در اروپا ذهن را به سوی واکاوی این پدیده متناقض با همگرایی اروپایی متبادر می سازد. اتحادیه ای که با هدف تشکیل فدراسیونی اروپایی پا به عرصه وجود نهاد، اینک با چالش تفرق و واگرایی روبرو است. این پژوهش ضمن مفروض شمردن تفاوت های فرهنگی و هویتی در سطوح ملی و فروملی در سطح اروپا، با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی به بررسی کژکارکرد های سیاست مشترک هویت سازی اروپایی توسط اتحادیه می پردازد. در پاسخ به این پرسش که «تاثیر هویت های ملی، فروملی از جمله قومی، مذهبی و فرهنگی بر همگرایی اتحادیه اروپا چیست؟»این فرضیه مطرح گردید که «هویت های ملی، فروملی در اتحادیه اروپا با تشکیل هویت مقاومت در دو سطح ملی و فروملی، مهمترین چالش جدی برای هویت پروژه ای اتحادیه اروپا مبنی بر همگرایی در آینده خواهند بود.»، یافته های آماری ارائه شده در مقاله نشان می دهد که گرایش به هویت های فروملی و ملی در مقابل هویت فراملی افزایش پیدا کرده است. با وجود تلاش های اتحادیه اروپا در راستای سیاست گذاری های مشترک هویتی، میزان تعلق خاطر به وفاداری های فراملی فاصله چشم گیری با حد مورد انتظار اروپاگرایان دارد. در عوض گرایش به سمت هویت های فروملی و ملی و همچنین گسست از هویت فراملی روزبه روز روبه افزایش است. رویکرد هویت سازی مشترک اتحادیه اروپا پروژه ای است و این امر با ماهیت فرایندی هویت متناقض است. این مسئله موجب واکنش و تقویت هویت های مقاومت در مقابل ماهیت دستوری هویت پروژه ای اتحادیه گشته و اتحادیه اروپا نظاره گر افزایش واگرایی ملی و فروملی در سطح کشورهای عضو است.
    کلیدواژگان: اتحاديه اروپا، واگرايي، هويت پروژه اي، هويت مقاومت
  • بررسی تطبیقی مکاتب مطالعات فرهنگی و جامعه شناسی فرهنگی
    صادق جهانبخش گنجه * صفحات 109-139
    فرهنگ، بستری است که تمام رفتارهای پایدار اجتماعی در درون آن صورت می گیرد. منظور از بستر، محیط غیرمادی ساخته شده انسانی است که شامل ارزش ها، باورها، آداب و رسوم و غیره است و مهمترین ویژگی آن پایداری و چسبندگی است و به رفتارهای پایدار انسان شکل می دهد. در حقیقت رفتارهای پایدار انسان نتیجه فرهنگ خاصی است که دارد و تفاوت این رفتارها نتیجه تفاوت فرهنگ ها است. براین اساس مکاتب و نظریات گوناگونی به فرهنگ و زمینه های آن ها پرداخته اند. در این مقاله ما در صدد برآمده ایم تا دو مکتب مطالعات فرهنگی و جامعه شناسی فرهنگی را که ضمن تاثیر گذاری بر جریان های موجود در جامعه نقش مهمی را در این راه ایفا کرده اند، بررسی کنیم. براین اساس در ابتدا مکتب مطالعات فرهنگی معرفی شده است و در مرحله بعد به معرفی جامعه شناسی فرهنگی پرداخته ایم و در پایان مقایسه ای بین دو مکتب مذکور از حییث تفاوت های دو مکتب ذکر شده است. دو مکتب فوق با وجود مشترکاتی مانند خاستگاه مارکسیستی و خاستگاه اروپایی دارای تفاوت هایی نیز با هم هستند این تفاوت ها عبارتند از نوع نگاه آن ها به فرهنگ، موضوع مورد مطالعه آن ها، تفاوت در مکان های جغرافیایی متفاوت و نوع رویکرد اتخاذ شده از طرف دو مکتب برای بررسی پدیده های اجتماعی. براین اساس این مکاتب اگرچه شباهت هایی باهم دارند اما از نظر هستی شناسی یعنی نوع نگاه آن ها به فرهنگ، معرفت شناسی و روش شناسی دارای تفاوت های اساسی با هم دیگر هستند.
    کلیدواژگان: فرهنگ، مطالعات فرهنگي، جامعه شناسي فرهنگي، تحقيقات ميان رشته اي فرهنگي
  • محمدسالار کسرایی، سهیل حمیدی ساوجی * صفحات 141-162
    موسیقی مردم پسند، به عنوان یکی از پرمخاطب ترین تولیدات فرهنگی، نقش مهمی در شکل دادن به باورهای عمومی در هر جامعه ایفا می کند. موسیقی ابزار یا منبعی است که مردم برای سامان دادن به خویشتن، در مقام عاملان برخوردار از ذوق و قریحه و در مقام موجوداتی که قادر به احساس، تفکر و عمل در زندگی خود هستند، به آن روی می آورند. تولیدات رسانه های گروهی (و از جمله موسیقی مردم پسند) همچون خصلت خود آگاهی عمل می کنند که آگاهی، بینش، ارزش ها، و هنجارها را شکل می دهند. در ایران پس از انقلاب نیز، این سبک موسیقی در دهه 70، مجوز انتشار یافت و از طریق انتقال معانی، نقشی مهم در شکل دادن به باورهای عمومی داشته است. در این پژ‍وهش، معانی موجود در ترانه های این سبک موسیقایی مورد بررسی قرار گرفته تا به این سوال پاسخ داده شود که «در متن ترانه های موسیقی مردم پسند که در دهه 70، مجوز انتشار یافته اند، چه مفاهیمی بازنمایی می شود؟» برای پاسخ گویی به این سوال با استفاده از روش تحلیل گفتمان لاکلا و موفه، به بررسی متن ترانه های مورد نظر، پرداخته شده است. طبق نتایج حاصل شده، دو گفتمان اصلی در ترانه های موسیقی مردم پسند ایران قابل شناسایی می باشد: 1) گفتمان توصیف کننده شرایط موجود 2) گفتمان آرزوها.در این ترانه ها، گفتمان آرزوها، با دال مرکزی روشنایی و معطوف نمودن توجه به زندگی، خواسته ها، امیدها و آرزوهای مردم و همچنین دارا بودن خصلت چند صدایی، به مقابله با گفتمان شرایط موجود با دال مرکزی شب، که معنای کلی غم و تنهایی را القا می کند پرداخته است.
    کلیدواژگان: موسیقی مردم پسند، بازنمایی، متن، تحلیل گفتمان، چند صدایی
|