فهرست مطالب

تحقیقات حمایت و حفاظت جنگل ها و مراتع ایران - سال پانزدهم شماره 2 (پیاپی 30، پاییز و زمستان 1396)
  • سال پانزدهم شماره 2 (پیاپی 30، پاییز و زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/12/19
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مقاله پژوهشی
  • آزاده دلجویی *، سید محمدمعین صادقی، احسان عبدی، مژگان حسنوند صفحات 115-130
    ساخت شبکه جاده های جنگلی از جمله دخالت های انسانی است که سبب آشفتگی در جنگل می شود. هدف از این پژوهش، تعیین فاصله اثرگذار جاده های درجه دو جنگلی بر فلور، شکل زیستی و انتشار جغرافیایی گونه های گیاهی در تیپ ممرز- راش، جنگل خیرود نوشهر بود. بدین ‏منظور، 36 خط نمونه به طول 100 متر (در هر دامنه خاک ریزی و خاک برداری 18 خط نمونه) از حاشیه جاده تا درون جنگل انتخاب و در طول هر خط نمونه، هشت قطعه نمونه به ابعاد 2×1 متر با فواصل صفر متری (حاشیه جاده)، پنج، 10، 15، 20، 30، 45 و 100 متری برداشت شدند. نتایج نشان داد که بیشینه فاصله اثرگذار جاده بر فلور، 15 متر است زیرا که از این فاصله به بعد، درصد فراوانی دو خانواده ی Fagaceae و Betulaceae به صورت غالب در می آید و خانواده های Rosaceae، Cyperaceae و Poaceae درصد حضورشان کاهش می یابد. بیشترین فاصله اثرگذار بر شکل زیستی، 20 متر است زیرا بعد از این فاصله درصد حضور ژئوفیت ها و همی کریپتوفیت ها کم و بر درصد حضور فانروفیت ها افزوده می شود. جاده های جنگلی تا بیشینه فاصله 15 متر بر انتشار جغرافیایی گیاهان اثرگذارند زیرا بعد از این فاصله، کروتیپ های جهان وطنی و نیمه ‏ جهان وطنی حضور ندارند و درصد حضور گونه های چندناحیه ای کاهش و شکل غالب انتشار جغرافیایی به صورت اروپا- سیبری یا اروپا- سیبری و مدیترانه‏ ای تغییر می یابد. استفاده از بیل مکانیکی به جای بولدوزر در هنگام ساخت جاده که تخریب کمتری در عرصه ایجاد می کند و رعایت دقیق استانداردهای پروفیل های طولی و عرضی جاده جنگلی می تواند باعث کاهش اثرات منفی جاده بر بوم سازگان شود.
    کلیدواژگان: اکولوژی جاده، حاشیه جاده، خط نمونه، فاصله اثرگذار
  • امید قدیریان، محمود رضا همامی*، علیرضا سفیانیان، سعید پورمنافی، منصوره ملکیان، مصطفی ترکش صفحات 131-146
    شناسایی مناطق جنگلی مستعد خشکیدگی به منظور انجام اقدامات پیشگیرانه می تواند نقش بسزایی در مبارزه با این پدیده ایفا کند. مطالعات قبلی حاکی از کارآمدی مدل سازی در شناسایی این گونه مناطق است. از این‏رو برای شناسایی مناطق جنگلی مستعد خشکیدگی در استان لرستان از 15 مدل به صورت ترکیبی استفاده شد. مناطقی از جنگل که دارای زوال بالای 50% بودند به عنوان متغیر وابسته و عوامل محیطی میانگین بارندگی سالیانه، میانگین دمای سالیانه، میانگین رطوبت نسبی، شاخص خشکی، شاخص خشکسالی، تبخیر و تعرق، شاخص گرد و غبار، فاصله از اراضی کشاورزی و آبراهه ها، شیب، جهت و NDVI به عنوان متغیرهای مستقل وارد مدل ها شدند. میزان AUC هر مدل در نقشه خروجی حاصل از آن ضرب و میانگین 15 مدل به عنوان مدل ترکیبی در نظر گرفته شد. نقشه احتمال خشکیدگی حاصله بیانگر افزایش احتمال خشکیدگی از قسمت های مرکزی جنگل های استان به سمت قسمت های جنوب و جنوب غربی بود. مدل های جنگل تصادفی و ماشین بردار پشتیبان با AUC برابر 1 بالاترین و مدل Bioclim با AUC برابر با 75/0 کمترین کارایی را داشتند. طبق مدل ترکیبی حدود 7/23، 5/7 و 5/19 درصد از جنگل های استان لرستان به ترتیب احتمال خشکیدگی کم، متوسط و زیاد را دارا هستند. عوامل اقلیمی شاخص خشکی، بارش، دما و تبخیر و تعرق به ترتیب بیشترین تاثیرگذاری را در مدل ها داشتند. پژوهش پیش رو علاوه بر تاکید بر کارایی مدل سازی در شناسایی مناطق جنگلی دارای احتمال خشکیدگی، نشان داد که استفاده ترکیبی از مدل ها نتایج بهتری را نسبت به استفاده مجزا از آن ها به بار می آورد.
    کلیدواژگان: زوال جنگل های زاگرس، تغییر اقلیم، اقدامات سازشی، جنگل تصادفی، ماشین بردار پشتیبان
  • فرشاد حقیقیان*، حسن جهانبازی صفحات 147-155
    منطقه «کره‏بس» یکی از رویشگاه های گونه های متعدد بادام وحشی در استانچهارمحال و بختیاری است. طی سال های 1393-1391 جمع آوری و شناسایی آفات چهارگونه بادام وحشی Amygdalus arabica Oliver،Amygdalus elaeagnifolia Spach،Amygdalus haussknechtii (C. K. Schneider) و Amygdalus scoparia Spach در این منطقه انجام شد. نمونه ها ازابتدا تا پایان فصل رویش به روش های معمول جمع آوری و شناسایی شد. جهت تعیین میزان آلودگی آفات تعداد ده پایه از هر گونه در سه طبقه ارتفاعی 1600-1800، 1800-2000 و 2000 متری در دو دامنه شمالی و جنوبی در این منطقه انتخاب و درصد آلودگی پایه های یاد شده نسبت به آفات تعیین شد. نتایج به دست آمده نشان داد سوسک طوقه و ریشه Capnodis tenebrionis Linnaeus، سوسک چوبخوارOsphranteria coerulescens Redt ، سوسک پوستخوارGuerinScolytus amygdali، زنبور مغزخوار بادام Eurytoma amygdali End، زنجره هایCicadatra alhageosKolenati،Chlorosalta smaragdula ، زنجرک Paoli Empoasca decedens، پروانه Staudinge Lasiocampa nanaو جوجه تیغی Hystrix indica Kerrنقش مهمی در تخریب بادام های وحشی در این منطقه دارند. به علاوه دو گونه انگل گل دارLoranthus grewinskii Boiss & Buhse و . Orobanch spروی گونه ها فعالیت قابل چشم گیری دارند و خسارت وارد میکنند. همچنین میزان آلودگی آفات مختلف براساس گونه بادام و گونه آفت متفاوت است. در مجموع متوسط آلودگی آفات بر روی کل پایه های انتخاب شده چهار گونه بادام در این رویشگاه نشان داد سوسک طوقه و ریشه sinoirbenet .Cدارای بیشترین میزان آلودگیو پروانه برگخوار anan .L دارای کمترین میزان آلودگی به ترتیب با 25/11 درصد و 66/1 درصد بودند.
    کلیدواژگان: آفات، بادام وحشی، شناسایی، کره بس، استان چهارمحال و بختیاری
  • اسماعیل کرمی دهکردی*، راضیه منصوری نژاد، جواد رحیمیان صفحات 156-175
    جنگل های زاگرس در دهه اخیر، با پدیده خشکیدگی مواجه شده اند و تبدیل به یکی از دغدغه های مهم ذی نفعان از جمله جوامع روستایی و عشایری شده است. موفقیت مدیریت خشکیدگی مستلزم مشارکت خانوارهای روستایی وابسته به این جنگل ها است. هدف پژوهش حاضر بررسی میزان مشارکت جوامع روستایی در تصمیم گیری، تهیه، نظارت و ارزشیابی مدیریت خشکیدگی جنگل های بلوط است. داده ها از طریق یک روش شناسی توصیفی-تحلیلی با استفاده از مصاحبه ساختارمند گردآوری شده و نمونه ای متشکل از 250 خانوار روستایی ساکن در اطراف جنگل های آلوده به خشکیدگی در استان کهگیلویه و بویراحمد از طریق یک روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. روایی محتوایی پرسشنامه از طریق نظرات متخصصان مرتبط و پایایی ابزار با استفاده از آزمون راهنما و محاسبه ضریب کرونباخ آلفا (مقادیر بین 662/0 تا 981/0) بدست آمد برای تحلیل روایی سازه از تحلیل عاملی تاییدی استفاده گردید. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بیشتر پاسخگویان مشارکت ضعیفی در مراحل مختلف مدیریت خشکیدگی داشتند و مشارکت کنندگان اغلب در نقش دریافت کننده اطلاعات یا ارائه دهندگان اطلاعات در مرحله شناسایی خشکیدگی و حفاظت از پروژه های اجرا شده فعالیت کرده بودند. تحلیل همبستگی و رگرسیون نشان داد که مشارکت روستاییان به طور مثبت و معنی داری تحت تاثیر متغیرهایی همچون خسارت خانوارها ناشی از خشکیدگی، درصد جنگل آلوده شده در منطقه، سطح تحصیلات، توانایی مالی و فکری خانوار در مشارکت، میزان تعاملات با کنشگران بیرونی، شرکت در دوره های ترویجی، و مداخله و حمایت های مالی برای ارتقای مشارکت توسط سازمان های بیرونی است.
    کلیدواژگان: مشارکت، خانوار روستایی، جنگلهای زاگرس، مدیریت خشکیدگی، کهگیلویه و بویراحمد
  • صلاح الدین کمانگر *، حسین لطفعلی زاده، عباس محمدی خرم آبادی، فرناز سیدی صاحباری صفحات 176-186
    جوانه خوار بلوط1758 Tortrix viridana L. دارای دشمنان طبیعی متعددی است، به منظور شناسایی پارازیتوییدهای جوانه خوار بلوط و بررسی میزان تاثیر این عوامل طبیعی در کنترل جمعیت آفت، مطالعه حاضر، در شهرستان های مریوان و بانه طی سال های 1391 و 1392 انجام شد. نمونه برداری به صورت هر ماه یکبار، از اواسط اسفند ماه با بازدید از جنگل های آلوده، انجام شد که حداقل 50 تخم آفت جمع آوری و به منظور خروج پارازیت های احتمالی تخم، به آزمایشگاه منتقل شدند. همزمان با ظهور لاروها و شفیره های آفت، با بازدید هفتگی از مناطق آلوده، از هر منطقه مشخص، حداقل 100 لارو و یا شفیره جمع‏ آوری و پس از انتقال به آزمایشگاه در ظروف پرورش قرار داده شده و با بازدید مرتب قفس ها، پارازیتوییدهای خارج شده جمع آوری و شناسایی و میزان پارازیتیسم و نوع پارازیتویید در هر مرحله مشخص شد و در نهایت درصد کلی پارازیتیسم تعیین گردید. بر اساس نتایج، هیچ گونه پارازیتوییدی از تخم های آفت خارج نشد. اما با بررسی لاروها و شفیره های آفت، در مجموع 10 گونه زنبور پارازیتویید متعلق به 6 خانواده مختلف و 3 گونه مگس پارازیتویید متعلق به خانواده Tachinidae شناسایی شدند. بررسی ها نشان داد که میزان پارازیتیسم لاروهای سنین پایین بسیار ناچیز بود اما در لاروهای سنین بالا و شفیره ها، پارازیتیسم بین 15 تا 25 درصد بود. بر اساس نتایج به دست آمده، در هر دو سال اجرای پروژه، گونهGoniozus yezo Terayama، 2006 با میانگین 7/66 درصد، بیشترین فراوانی را داشت و پس از آن گونه هایBrachymeria minuta (Linnaeus، 1767) با 13 و Apantelessp. با 5/8 درصد، نسبت به سایر گونه ها فراوانی بیشتری داشتند.
    کلیدواژگان: پارازیتویید، جوانه خوار بلوط، کردستان، Tortrix viridana L
  • ناصر فرار *، عباسعلی زمانی، مصطفی حقانی، ارسلان جمشید نیا صفحات 187-198
    ارتباط بین اندازه ی بدن، رژیم غذایی، باروری و برخی جنبه های تولیدمثلی در شب پره ی برگ خوار دو نواریStreblote siva (Lefebvre) (Lep.، Lasiocampidae) در آزمایشگاه ارزیابی شد. به منظور بررسی تاثیر کیفیت گیاه میزبان در افزایش وزن این حشره، میزان ازت خام برگ های گیاهان مورد آزمایش با استفاده از دستگاه کجلدال اندازه گیری شد. دامنه ی به نسبت زیاد در وزن لارو سن ششم، شفیره، حشره ی ماده بالغ باعث به وجود آمدن دامنه ی زیاد تخم ریزی شده که نتیجه ی تغذیه روی گونه های گیاهی متفاوت می باشد. نتایج نشان داد اختلاف معنی داری روی وزن، طول بال جلو و تعداد تخم حشرات ماده بالغ پرورش یافته روی میزبان های مختلف گیاهی، وجود دارد در حالی که از نظر اندازه ی تخم اختلاف معنی داری دیده نشد (P<0.05). وزن لارو سن ششم با وزن شفیره ی ماده، وزن حشره ی ماده بالغ و تعداد تخم ارتباط معنی داری داشت اما با اندازه ی تخم تفاوت معنی داری نشان نداد (P<0.05). برای میانگین RAF50 مقدار 01/0±23/0 به دست آمد که نشانگر بیشترین تخم ریزی حشرات ماده در اوایل دوره ی زندگی نسبت به بقیه ی طول عمر می باشد. حشرات ماده ی جفت گیری کرده به طور معنی داری دارای طول عمر بیشتر بودند (P<0.05). نسبت حشرات نر به ماده ی جمع آوری شده 1 به 1 به دست آمد (P=0.66). افزایش وزن لاروها روی دو تیمار غذایی کنوکارپوس و کنار اختلاف معنی داری نشان نداد در حالی که با آکاسیا اختلاف معنی داری داشتند (P<0.05).
    کلیدواژگان: تولیدمثل، اندازه بدن، وزن شفیره، باروری
  • سیده معصومه زمانی*، سمیرا فراهانی، محمد ابراهیم فراشیانی، منصور صالحی، سمانه سماوات صفحات 199-202
    شمشاد خزری (Buxus hyrcana Pojark.) از معدود درختان پهن برگ همیشه سبز جنگل های خزری است که دیر زیستی بالایی (بالغ بر 500 سال) داشته و امروزه به دلیل کاهش چشمگیر جنگل های آن، در فهرست گونه های گیاهی در خطر انقراض اتحادیه بین المللی حفظ طبیعت (IUCN) قرار دارد (Jalili & Jamzad، 1999). متاسفانه در حال حاضر آفت شب پره شمشاد (Cydalima perspectalis Walker) به سرعت روی این میزبان در مناطق شمالی کشور در حال توسعه است و درختان شمشاد (از نهال تا درخت مسن) در اثر تغذیه لاروهای این آفت دچار خشکیدگی شده اند. این مسئله، ضرورت اقدامی جدی را برای کنترل این آفت ایجاب می کند. با توجه به وجود درخت شمشاد در اکوسیستم های طبیعی جنگل و نیز در فضای سبز و مناطق شهری، باید از ترکیبات ایمن و دوستدار محیط زیست در جهت کنترل این آفت استفاده کرد. هدف این تحقیق جمع آوری و شناسایی هیفومیست های بیمارگر شب پره شمشاد در مناطق آلوده بود. در این ارتباط، ضمن بازدید از مناطق آسیب دیده شمشاد در استان گیلان، اقدام به جمع آوری حشرات مشکوک به آلودگی قارچی شد (شکل 1). پس از ضدعفونی و کشت نمونه حشرات آلوده در آزمایشگاه، جدایه های قارچی بدست آمده شناسایی شدند.
    کلیدواژگان: شمشاد خزری، کنترل بیولوژیک، بیمارگر حشرات، گزارش جدید
  • مجید توکلی، اسدالله حسینی چگنی*، صمد خاقانی نیا صفحات 203-209
    زنبور برگخوار بلوط Periclista sp. (Hymenoptera: Tenthredinidae) آفت مهم درخت بلوط در سراسر دنیاست. طی چند سال گذشته در جنگل های بلوط منطقه قلایی شهرستان الشتر استان لرستان، منحصرا روی گونه بلوط Quercus infectoria، یک گونه حشره آفت برگخوار طی اردیبهشت و خرداد ضمن برگخواری شدید خسارات جدی به این درختان تحمیل می کند. پس از جمع آوری و شناسایی مقدماتی نمونه های لارو، با استفاده از تکثیر و توالی یابی قسمتی از ژنcytochrome oxidase subunit I هویت آنها تایید شد که این آفت یک نوع زنبور از خانواده Tenthredinidae متعلق به جنس Periclista است. تنها میزبان شناخته شده آن در منطقه گونه Q. infectoria است. خسارات وارده توسط این آفت بسیار زیاد و جدی است زیرا لاروهای آن به شدت برگخوار بوده و درختان بلوط را به طور کامل فاقد برگ می کنند. به منظور شناسایی دقیق گونه در آینده دستیابی به حشره بالغ ضروری است.
    کلیدواژگان: زنبور برگخوار بلوط، لرستان، تشخیص مولکولی، COI
|
  • A. Deljouei *, S.M.M. Sadeghi, E. Abdi, M. Hasanvand Pages 115-130
    Constructing forest roads network is a kind of human intervention that causes disturbances in the forest. The aim of this study was to determine the effective distance of secondary forest roads on flora, life forms and chorology of plants in Hornbeam-beech Kheyrud forest in Nowshahr. For this purpose, 36 transects with a length of 100 m (eighteen transects at each fill slope and cut slope) were selected from the road edge into forest interior. Along each transect, 8 plots of 2 × 1 m were collected by intervals of zero (road edge), 5, 10, 15, 20, 30, 45 and 100 meters. The results showed that the maximum effective distance of road on the flora was 15 meters, because in other distances, the frequency of Fagaceae and Betulaceae plants became dominant, and moreover, presence of Rosaceae, Cyperaceae and Poaceae plants decreased. Furthermore, the maximum effective distance on life form was 20 meters, as a result, after this interval percentage of geophytes and hemicryptophytes decreased, however, there was an increase in percentage of phanerophytes. Also, the forest roads effect on chorology were up to a maximum distance of 15 m. Cosmopolitan and sub-cosmopolitan chorotypes were not exist in higher distances and the presence of multiregional species was declined. Dominant form of distribution altered in the form of Europe-Siberia or Europe-Siberia and Mediterranean. Using the excavator instead of bulldozer for the road constructing that provide less environment disturbance and strict compliance with longitudinal and transverse profiles of forest roads can reduce the negative effects of roads on ecosystem.
    Keywords: Effective distance, road ecology, road edge, transect
  • O. Ghadirian, Mahmood Reza Hemami *, A. Soffianian, S. Pourmanaphi, M. Malekian, M. Tarkesh Pages 131-146
    Identifying forest areas susceptible to decline in order to take preventive measures can play a significant role in inhibiting this phenomenon. Previous studies suggest the high performance of modeling to identify such areas. Hence, we used 15 models to identify forest areas prone to decline in Lorestan province. For modeling, forest areas with over 50% tree mortality were used as dependent variable, and environmental factors including annual mean rainfall, annual mean temperature, relative humidity, aridity index, evapotranspiration, dust storm index, drought index, distance to surface waters and agricultural lands, slope, aspect and NDVI as independent variables were introduced into the models. AUC of each model was multiplied by its output and the mean of these models was considered as the combined model. The forest decline risk map resulted from the combined model indicated a decline trend from central parts of the Lorestan’s forests to the south and south-western parts. The Random forest and Support vector machine were recognized as the best models with AUC value of 1 and the Bioclim as the weakest model with AUC of 0.75. According to the combined model, approximately 23.7%, 7.5%, and 19.5% of the studied forests had low, medium, and high risk of decline respectively. The climatic factors including aridity index, rainfall, temperature, and evapotranspiration were the most influencing environmental factors, respectively. The present research, in addition to emphasizing the modeling efficiency in identification of forest areas susceptible to decline, indicated that the combination of models yields better result rather than their separate use.
    Keywords: Zagros forests decline, climate change, adaptive measures, random forest, support vector machine
  • Farshad Haghighian *, H. Jahanbazi Pages 147-155
    The "Karebas" area is one of the habitats of various wild almond species in Chaharmahal and Bakhtiari province. During 2012- 2014, collecting and identification of pests of four wild almond species, Amygdalus arabica Oliver, Amygdalus haussknechtii (C. K. Schneider), Amygdalus elaeagnifolia Spach and Amygdalus scoparia Spachwas carried out in this region. Sampling was performed by the usual methods from the beginning until the end of the growing season. In order to determine the degree of infestation of pests, ten shrubs from each species in three altitude classes (1600-1800, 1800-2000, 2000 m) in both northern and southern ranges of this area were selected and infestation level was determined for each pests. The results indicated that Capnodis tenebrionis, Osphranteria coerulescens, Scolytus amygdali, Eurytoma amygdali, Cicadatra alhageos, Chlorosalta smaragdula, Empoasca decedens, Lasiocampa nana, Hystrix indica, Loranthus grewinskii and Orobanch sp have important role in destroying wild almonds in this area. In addition, we found two species of flowering parasites Loranthus grewinskii Boiss & Buhse and Orobanch sp. having a significant activity and damage on the species. Also, the infestation level of different pests varied according to the almond and pest species. In general, average pest infestation on the all selected shrubs of the four almond species in this habitat showed that the C. tenebrionis infecting crown and root and L. nana had the highest (11.52%) and lowest (1.66%) infestation level, respectively.
    Keywords: Pests, wild almond, identification, Karebas, Chaharmahal va Bakhtiary province
  • E. Karamidehkordi *, R. Mansori Nejad, J. Rahimian Pages 156-175
    Iran's Zagros forests have faced with the Dieback phenomenon in the recent decade. This crisis has become a major concern for stakeholders, including rural and nomadic communities. The success of dieback management involves the participation of these communities, who depends on the forests. This paper aims to investigate participation of rural communities in the decision making, developing, monitoring and evaluation of the oak forest trees dieback management projects. In this descriptive-explanatory study, the data were collected through structured interviews. A sample of 250 rural households living in the surrounding of the damaged forests in the Kohgiluyeh and Boyer-Ahmad province were randomly selected through a multi-stage sampling technique. The content validity of the questionnaire was assessed through a panel of experts and its reliability was confirmed using a pilot study and the Alpha Chronbach Test (0.662-0.981). A confirmatory factor analysis was utilized for analyzing construct validity. Most respondents had a poor participation in decision making, monitoring and evaluation in all the stages of dieback management activities. The participants were mostly in the position of the inactive information receivers or providers at the stage of diagnosing dieback and conserving the implemented projects. The participation was significantly and positively explained by variables such as the effect of dieback damage on rural household's livelihoods, forest area proportion infected with dieback, level of education, the financial abilities and knowledge to participate in the projects, interaction between rural households and external actors, participating in extension training courses, and financial support from external organizations to enhance participation.
    Keywords: Participation, rural households, forest, dieback management, Kohgiluyeh, Boyer-Ahmad Province
  • Salah-Al-Din Kamangar *, H. Lotfalizadeh, A. Mohammadi-Khoramabadi, F. Seyedi-Sahebari Pages 176-186
    Tortrix viridana L. 1758 has many parasitoids. In this investigation, we tried to identify these parasitoids and determine their effects on reducing the pest population. This project was conducted in Marivan and Bane regions during 2012 and 2013. By visiting infested forests, once a month, at least 50 eggs were collected and transported to the laboratory to emerge the possible parasitoids. Concurrent with the emergence of larvae and pupae of the pest, by weekly visits of the contaminated areas, at least 100 larvae or pupae were collected and transported to the laboratory. Parasitoids were collected by regular visits of the cages and parasitism rate, kind of parasitoid in each stage and finally the percentage of parasitism were determined. The results did not reveal any parasitoids from the eggs, however by survey of larvae and pupae as a result of this study, 10 species of parasitoid wasps belonging to six families and three species of tachinid fly emerged from the collected larvae and pupae. The results showed that larval parasitism was negligible in the early instars but it was ranged between 15 to 25% on old larval stages and pupae. Based on the results obtained over the two years, Goniozus yezo Terayama, 2006 with an average frequency of 66.7% of the total population, had the highest frequency followed by Brachymeria minuta (Linnaeus, 1767) and Apanteles sp. with 13 and 8.5%, respectively.
    Keywords: green oak roller, Kurdistan, Parasitoid, Tortrix viridana L
  • Nasser Farrar *, A.A. Zamani, M. Haghani, A. Jamshidnia Pages 187-198
    The Streblote siva (Lefebvre) (Lepidoptera: Lasiocampidae) is an invasive defoliator of Conocarpus erectus, Ziziphus spina-christi and Acacia ampliceps in southern of Iran. The relationship between fecundity and body size, egg size, Mating as well as longevity in female insects was studied under laboratory conditions. Effect of host’s quality on growth and gain of S. siva was performed using hosts nitrogen content which was measured by the Kjeldahl technique. The strange data range of larva weight, pupae and adult female insects rose to crescendo of oviposition in order to using different nutrition on plant species. However, there were strange relationships among fecundity and pupal weight, adult weight, there was no significant difference in the egg size of the insect reared on different plants hosts (P
    Keywords: Reproduction, body size, pupal weight, fecundity
  • S.M. Zamani *, S. Farahani, M.E. Farashiani, M. Salehi, S. Samavat Pages 199-202
    The box tree moth Cydalima perspectalis (Walker, 1859) is an invasive pest causing severe damage to box trees (Buxus spp.). It is native to Japan, Korea and China, but established populations have been recorded in a number of locations across Europe since 2007 and yet the spread of the insect is continuing. The pest was reported in northern Iran in 2016. The damage caused by the larvae of this pest, which often leads to a complete defoliation of the trees, necessitates a serious action to control it. In the present study, in the course of forest survey in the distribution areas of this pest in Guilan province, larvae that were infected with fungal mycelium were observed, which ultimately led to the isolation and identification of Beauveria bassiana (Balsamo) Vuillemin species. So far, B. bassiana has been reported as an entomopathogenic fungus, especially lepidoptera larvae in many countries, but this is the first report of the natural occurrence of this pathogenic fungus on the box tree moth. Since the biocontrol of this pest by fungal pathogens can be used as an appropriate alternative or at least a supplement to chemical pesticides, further researches on the efficacy of this entomopathogenic fungus against C. perspectalis is in progress.
    Keywords: Buxus hyrcana, biological control, entomopathogen, Beauveria bassiana
  • M. Tavakoli, A. Hosseini-Chegeni *, S. Khaghaninia Pages 203-209
    The oak defoliator wasp, Periclista sp. (Hymenoptera: Tenthredinidae) is a major pest of oak tree around the world. During the last years an outbreak due to an exclusive re-emergent pest defoliator of the oak Quercus infectoria in Ghelaii rural district, Lorestan province was occurred. This pest imposing severe loss to the oak trees during April to June. After insect collection and preliminary identification of specimens, the identifying the larva was confirmed using sequencing of a COI gene fragment as a tenthredinid wasp species belonging to the genus Periclista. The oak tree Q. infectoria is the exclusive host of pest wasp species in this region. The loss caused by this pest is serious since that the larvae are highly phytophagous and can completely defoliate the oak trees. As a further study, adult stage is needed to specific identification of this wasp pest species.
    Keywords: Oak defoliator wasp, Lorestan, molecular identification, COI