فهرست مطالب

دانشکده پزشکی اصفهان - پیاپی 462 (هفته دوم اسفند 1396)
  • پیاپی 462 (هفته دوم اسفند 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/12/15
  • تعداد عناوین: 5
|
  • مقاله پژوهشی
  • ابراهیم حسنی، علیرضا ماهوری *، میر موسی آقداشی، نگین حسین زاده، اسما حسنی صفحات 1873-1878
    مقدمه
    چندین مطالعه در مورد اثرات افزودن هر یک از داروهای نیتروگلیسیرین و دگزامتازون به لیدوکائین، بر کیفیت بی حسی ناحیه ای داخل وریدی انجام شده است. با این حال، مطالعه ای در مورد مقایسه ی اثرات افزودن این دو دارو به این منظور انجام نشده است. مطالعه ی حاضر، به منظور مقایسه ی اثرات افزودن نیتروگلیسیرین یا دگزامتازون به لیدوکائین بر کیفیت بیهوشی ناحیه ای داخل وریدی طراحی گردید.
    روش ها
    در یک مطالعه ی کارآزمایی بالینی تصادفی دو سو کور، 90 بیمار با درجات بیهوشی I و II بر اساس American Society of Anesthesiologists (ASA) کاندیدای عمل جراحی انتخابی دست و ساعد، به طور تصادفی وارد یکی از سه گروه لیدوکائین (لیدوکائین + دارونما)، دگزامتازون (لیدوکائین + دگزامتازون) و نیتروگلیسیرین (لیدوکائین + نیتروگلیسیرین) شدند. زمان شروع بلوک های حسی و حرکتی و از بین رفتن آن ها، زمان شروع درد تورنیکه، میزان مواد مخدر مورد نیازدر طی ریکاوری بیماران و عوارض جانبی احتمالی، ثبت و در سه گروه مقایسه شد.
    یافته ها
    شروع بلوک حسی و حرکتی در گروه های دگزامتازون و نیتروگلیسیرین در مقایسه با گروه لیدوکائین سریع تر بود (050/0 > P). زمان از بین رفتن بلوک حسی و حرکتی، به طور واضحی در گروه دگزامتازون طولانی تر بود و مصرف مخدر نیز در این گروه در مقایسه با دو گروه دیگر کمتر بود (050/0 > P). اختلاف معنی داری از نظر شروع درد تورنیکه بین سه گروه وجود نداشت (050/0 > P). از نظر سن، جنس و مدت زمان عمل جراحی، اختلاف معنی داری بین سه گروه وجود نداشت (050/0 < P).
    نتیجه گیری
    افزودن دگزامتازون به لیدوکائین در بی حسی ناحیه ای داخل وریدی، کیفیت بی حسی را بیش از نیتروگلیسیرین و دارونما بهبود می بخشد.
    کلیدواژگان: دگزامتازون، نیتروگلیسیرین، لیدوکائین، بی حسی ناحیه ای، داخل وریدی
  • مجید فرهادیان، زهرا مروتی، علیرضا شمس الدینی *، حسین اکبری اقدم، فرزانه صابری صفحات 1879-1884
    مقدمه
    استئوآرتریت دست، به عنوان یکی از شایع ترین بیماری های مفصلی و یکی از عوامل ناتوانی در دوره ی سالمندی شناخته می شود. مطالعه ی حاضر با هدف بررسی تاثیر تمرینات دست بر کارکرد و نقایص فیزیکی بیماران دچار استئوآرتریت دست صورت گرفت.
    روش ها
    در این مطالعه ی شبه تجربی، 15 بیمار با تشخیص استئوآرتریت دست با نمونه گیری ساده انتخاب شدند. کارکرد دست، شدت درد، دامنه ی حرکتی و قدرت گرفتن دست بیماران به ترتیب با استفاده از پرسش نامه ی ناتوانی شانه، بازو و دست، مقیاس دیداری درد، گونیامتر و دینامومتر در ابتدا و پس از 8 هفته مداخله، مورد ارزیابی قرار گرفت. داده های این پژوهش با استفاده از آزمون Paired t تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    پس از مداخله، درد کاهش معنی داری داشت. همچنین، دامنه ی حرکتی مچ و انگشت شست بهبود یافت و نیز قدرت گرفتن و کارکرد دست، پس از مداخله افزایش نشان داد.
    نتیجه گیری
    تمرین درمانی، بر درد، دامنه ی حرکتی و قدرت گرفتن و کارکرد دست در بیماران دچار استئوآرتریت تاثیر مثبتی دارد و می توان از این روش در توان بخشی این عارضه استفاده کرد.
    کلیدواژگان: استئوآرتریت دست، تمرین درمانی، درد، دامنه ی حرکتی، قدرت گرفتن دست
  • نعیمه کاردان پور *، فریبرز خوروش، فرزین خوروش، محمد معمارزاده صفحات 1885-1891
    مقدمه
    دردهای نوروپاتیک محیطی، یک اختلال شایع در بیماران مبتلا به دیابت است که باعث ناتوانی قابل توجهی در بیماران می شود. درمان های مختلفی برای درمان این عارضه بیان شده است. در مطالعه ی حاضر با هدف یافتن بهترین دارو برای درمان این بیماران (از لحاظ قدرت کاهش درد در کوتاه مدت)، مقایسه ای بین داروهای دولوکستین، ونلافاکسین و پره گابالین انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه، 115 بیماران مبتلا به پلی نوروپاتی دیابتی شرکت داشتند. بیماران به صورت تصادفی در سه گروه دریافت کننده ی دولوکستین (روزانه یک عدد قرص 60 میلی گرمی)، ونلافاکسین (روزانه یک عدد قرص 5/37 میلی گرمی) و پره گابالین (روزانه یک عدد قرص 300 میلی گرمی) تقسیم شدند. در پایان هفته ی ششم، شدت درد و مدت درد (ساعت در روز) در سه گروه بررسی شد.
    یافته ها
    شدت درد پس از 6 هفته درمان در گروه دولوکستین به صورت معنی داری کمتر از گروه های دیگر بود (030/0 = P). اختلاف میانگین شدت درد در بیماران سه گروه کاهش داشت، اما معنی دار نبود (174/0 = P). در خصوص مدت زمان درد نیز مشخص شد که بعد از درمان، مدت زمان درد میان گروه های مختلف اختلاف معنی داری نداشت (050/0 < P).
    نتیجه گیری
    هیچ تفاوتی در نتایج درمان با استفاده از داروهای دولوکستین، ونلافاکسین و پره گابالین در کاهش درد در بیماران مبتلا به پلی نوروپاتی دیابتی دیده نشد. از این رو، می توان بر اساس شرایط بیمار، یکی از داروهای مورد نظر را تجویز کرد.
    کلیدواژگان: دولوکستین، ونلافاکسین، پره گابالین، دیابت، درد نوروپاتیک، اعصاب محیطی
  • صبرا موسوی زادگان، محسن معروفی * صفحات 1892-1901
    مقدمه
    اختلال دو قطبی، یک بیماری پیچیده و مزمن با اپیزودهای مانیا و افسردگی است. با توجه به احتمال وجود نقص در عملکردهای عصب روان شناختی در بیماران مبتلا به اختلال دو قطبی، هدف از انجام مطالعه ی حاضر، تعیین میانگین نمره ی عملکردهای اجرایی (انعطاف پذیری شناختی و حافظه ی کاری) در فازهای مانیا، یوتایمیا و افسردگی در اختلال دو قطبی نوع یک و مقایسه ی آن با افراد عادی بود.
    روش ها
    در یک مطالعه ی علی- مقایسه ای در سال 1395، 41 بیمار مبتلا به اختلال دو قطبی نوع یک مراجعه کننده به اورژانس، بخش ها و درمانگاه های روان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با تشخیص روان پزشک بر اساس Diagnostic and statistical manual of mental disorders-5 (DSM-5)، مقیاس مانیای Young و افسردگی Hamilton و 18 فرد سالم بر اساس پرسش نامه های Symptom checklist-90-Revised V.4.1 (SCl-90-R V.4.1) و Short form Health Survey-36 (SF-36) با نمونه گیری در دسترس به پژوهش وارد شدند. این افراد با آزمون های کامپیوتری Wisconsin (Wisconsin card sorting test-version 3 یا WCST-V3) و حافظه ی کاری Wechsler (Working Memory WIS Software V-4 یا WMW V-4) مقایسه شدند.
    یافته ها
    در شاخص های عملکردهای اجرایی، بیماران در فازهای بیماری تفاوت معنی داری نداشتند، اما در مقایسه با گروه شاهد، در شاخص های انعطاف پذیری شناختی در آزمون Wisconsin، تعداد طبقات صحیح کمتر (004/0 = P)، تعداد خطای درجاماندگی بیشتر (0001/0 > P)، تعداد کوشش های بیشتر (001/0 = P)، پاسخ های نادرست بیشتر (003/0 = P) و مدت زمان اجرای آزمون طولانی تر (002/0 = P) داشتند. عملکرد گروه مانیا در مقایسه با گروه شاهد در تمامی شاخص های حافظه ی کاری، به طور معنی داری ضعیف تر بود (050/0 > P). بیماران یوتایمیک نسبت به گروه شاهد در شاخص های تکرار ارقام رو به جلوی دیداری (001/0 > P) و جمع حافظه ی دیداری (0001/0 > P) عملکرد ضعیف تری داشتند.
    نتیجه گیری
    اختلال دو قطبی با نقایص شناختی همراه است و نقص عملکردهای اجرایی در فاز مانیا بیشتر مشهود است. این نقایص، حتی در طول دوره های یوتایمیا ادامه می یابد. با توجه به یافته های متناقض، انجام مطالعات بیشتر ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: اختلال دو قطبی، مانیا، افسردگی، عملکردهای اجرایی
  • محمود خاکساری مهابادی، رضا رنجبر*، حسین نجف زاده ورزی، حسن مروتی، الناز لک صفحات 1902-1915
    مقدمه
    گزارش هایی وجود دارد که آلبندازول از جفت عبور می کند و باعث ناهنجاری در جنین می شود. همچنین، شواهدی در دست است که علت اصلی عوارض ناشی از آلبندازول متابولیت سولفوکسید آلبندازول می باشد که در کبد تولید می گردد. به این منظور، اریترومایسین به عنوان مهار کننده ی آنزیم های متابولیزه کننده انتخاب شد. از سوی دیگر، رادیکال های آزاد از دلایل عمده ی اثرات و عوارض ناهنجاری زایی هستند. به این منظور، از عصاره ی گیاه آقطی به عنوان آنتی اکسیدان استفاده شد.
    روش ها
    تعداد 42 سر موش صحرایی آبستن به 6 گروه تقسیم شدند. گروه اول، هم حجم با آلبندازول، نرمال سالین به صورت خوراکی، گروه دوم آلبندازول با دز 30 میلی گرم/کیلوگرم به صورت خوراکی، گروه سوم همراه با آلبندازول عصاره ی آقطی با دز 600 میلی گرم/کیلوگرم به صورت داخل صفاقی، گروه چهارم همراه با آلبندازول، اریترومایسین با دز 60 میلی گرم/کیلوگرم به صورت داخل صفاقی، گروه پنجم عصاره ی آقطی و گروه ششم اریترومایسین دریافت کردند. تمامی داروها در روزهای 11-9 آبستنی تجویز شدند. در روز بیستم آبستنی، برش های میکروسکوپی از جفت جنین ها تهیه و به روش هماتوکسیلین- ائوزین و تری کروم Mason رنگ آمیزی و مطالعه شدند.
    یافته ها
    بررسی میکروسکوپی نشان داد که در گروه آلبندازول ضخامت لایه ی اسپانژیوم نسبت به گروه شاهد افزایش و ضخامت لایه ی لابیرنت، کاهش معنی داری داشت. در گروه چهارم، ضخامت لایه ی اسپانژیوم نسبت به گروه آلبندازول به تنهایی تغییر معنی داری نداشت، اما ضخامت لایه ی لابیرنت افزایش معنی دار را نشان داد. در گروه سوم، ضخامت لایه ی اسپانژیوم در مقایسه با گروه آلبندازول کاهش و ضخامت لایه ی لابیرنت افزایش معنی داری داشت.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج این مطالعه، عصاره ی هیدروالکلی آقطی نسبت به اریترومایسین در کاهش عوارض ناشی از آلبندازول روی جفت موثرتر می باشد.
    کلیدواژگان: عصاره ی آقطی، جفت، آلبندازول، جنین، موش صحرایی
|
  • Ebrahim Hassani, Alireza Mahoori *, Mir-Mousa Aghdashi, Negin Hoseinzadeh, Asma Hassani Pages 1873-1878
    Background
    Previous studies evaluated the effects of adding nitroglycerin and dexamethasone to lidocaine on the quality of the intravenous regional anesthesia (IVRA). However, no comparison was so far made between the two drugs when they are used as adjuvants in intravenous regional anesthesia. This study was designed to compare the effects of adding nitroglycerin or dexamethasone to lidocaine on the quality of intravenous regional anesthesia.
    Methods
    In a prospective randomized double-blinded clinical trial study, 90 patients, with the classes I and II of American Society of Anesthesiologists (ASA) grading, undergoing hand or forearm surgery were randomly allocated into three groups of lidocaine (lidocaine placebo), dexamethasone (lidocaine dexamethasone), and nitroglycerin (lidocaine nitroglycerin). The onset and the recovery times from sensory and motor blocks, the starting time of tourniquet pain, the amount of narcotics required during patients’ recovery, and probable side effects were all recorded and compared between the three groups.
    Findings: The onsets of sensory and motor blocks occurred earlier in dexamethasone and nitroglycerin groups in comparing to lidocaine group (P 0.05). No significant variations were detected in gender, age, and duration of operations among the study groups (P > 0.05).
    Conclusion
    Adding dexamethasone to lidocaine in intravenous regional anesthesia improves the quality of anesthesia more than nitroglycerin and placebo.
    Keywords: Dexamethasone, Nitroglycerine, Lidocaine, Anesthesia, Regional, Intravenous
  • Majid Farhadian, Zahra Morovati, Alireza Shamsoddini *, Hossein Akbari-Aghdam, Farzaneh Saberi Pages 1879-1884
    Background
    Hand osteoarthritis is one of the most prevalent joint diseases and one of factors that cause disability in older adults. The present study aimed to investigate the effects of hand exercise on function and physical impairments in patient with hand osteoarthritis.
    Methods
    15 patients with hand osteoarthritis were selected via simple sampling in this quasi-experimental study. Hand function, pain, range of motion, and grip strength were assessed using a questionnaire of disabilities of the arm, shoulder, and hand, visual analogue scale, goniometer, and dynamometer at baseline and after 8 weeks of intervention. Data were analyzed using paired t test.
    Findings: Pain was significantly decreased after intervention. In addition, the range of motion for the wrist and the thumb was improved. The strength and function of the hand increased after intervention.
    Conclusion
    This study shows that therapeutic exercises have a positive effect on pain, range of motion, grip strength, and hand function in patients with hand osteoarthritis. This method can be used in rehabilitation of this condition.
    Keywords: Hand, Osteoarthritis, Exercise, Pain, Range of motion, Hand strength
  • Naeimeh Kardanpour *, Fariborz Khorvash, Farzin Khorvash, Mohammad Memarzadeh Pages 1885-1891
    Background
    Peripheral neuropathic pain is a common disorder in patients with diabetes mellitus, which causes significant disability. Various treatments for this disorder have been proposed. This study aimed to find the best medicine for treating these patients (in short-term pain relief) via a comparison between duloxetine, venlafaxine, and pregabalin.
    Methods
    115 patients with diabetic polyneuropathy participated in this study. Patients were randomly divided into three groups of duloxetine (60 mg daily), venlafaxine (37.5 mg daily), and pregabalin (300 mg daily). At the end of the sixth weeks, pain severity and duration (hours per day) were evaluated and compared in three groups.
    Findings: The severity of pain after 6 weeks of treatment in the duloxetine group was significantly lower than the other groups (P = 0.030). However, the mean difference in pain intensity in the three groups was reduced, but there was no statistically significant difference (P = 0.174). Regarding the duration of pain, it was found that after the treatment, the duration of pain was not significantly different between the groups (P
    Conclusion
    There was no difference in the results of treatment with duloxetine, venlafaxine, and pregabalin in reducing pain in patients with diabetic polyneuropathy. Therefore, one of the drugs can be prescribed according to the conditions of the patient.
    Keywords: Duloxetine hydrochloride, Venlafaxine hydrochloride, Pregabalin, Diabetes mellitus, Neuropathic pain, Peripheral nerves
  • Sabra Mousavizadegan, Mohsen Maroufi * Pages 1892-1901
    Background
    Bipolar I disorder (BID) is a complex and chronic disorder characterized by episodes of mania and depression. Considering the possibility of neuropsychological function deficit in patients with bipolar disorder, the purpose of this study was to determine the mean scores of executive functions (cognitive flexibility and working memory) in mania, euthymia, and depression in bipolar I disorder and compare them with controls.
    Methods
    In a causal-comparative study in 2016, 41 patients with bipolar I disorder referring to emergency rooms, psychiatric departments, and clinics of Isfahan University of Medical Sciences, Iran, with psychiatrist’s diagnosis based on Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders-5 (DSM-5), Young Mania Scale, and Hamilton Depression Scale, and 18 healthy controls based on Symptom Checklist-90-Revised V.4.1 (SCl-90-R V.4.1) and Short Form Health Survey-36 (SF-36) questionnaires were selected to participate in the study through convenience sampling. The participants were compared using Computerized Wisconsin Card Sorting Test-Version 3 (WCST-V3) and Working Memory WIS Software V-4 (WMW V-4).
    Findings: In indices of executive functions, there were no significant differences among patients, but compared to the controls, in the Wisconsin test, patients had less number of correct categories (P = 0.004), more perseveration error (P
    Conclusion
    Bipolar disorder is associated with cognitive deficits, and executive function deficit is more evident in the mania phase. These deficits are found even during the euthymic phase. Considering controversial findings, further studies seem to be necessary.
    Keywords: Bipolar disorder, Mania, Depression, Executive function
  • Mahmood Khaksary-Mahabady, Reza Ranjbar *, Hossein Najafzadeh-Varzi, Hasan Morovvati, Elnaz Lak Pages 1902-1915
    Background
    There are some reports that albendazole passes placenta and causes disorders in fetus. Besides, there is some evidence that the effect apparently is related to its active metabolite, albendazole sulfoxide. So, erythromycin is the choice to inhibit metabolizing enzymes. On the other hand, free radicals have an important role in teratogenic effect. For this reason, the Sambucus ebulus extract as an antioxidant agent was selected for this study.
    Methods
    This study was performed on 42 pregnant rats divided into six groups. Control group received oral normal saline and test groups received albendazole (30 mg/kg/oral), albendazole (30 mg/kg/oral) plus Sambucus ebulus extract (600 mg/kg/intraperitoneal), albendazole (30 mg/kg/oral) plus erythromycin (60 mg/kg/intraperitoneal), erythromycin (60 mg/kg/intraperitoneal), and Sambucus ebulus extract (600 mg/kg/intraperitoneal), respectively. All drug administered on 9 to 11 days of gestation. On 20th day of gestation, placenta were harvested, and tissue sections were stained using hematoxylin and eosin (H&E) and Masson's trichrome, and examined under light microscope.
    Findings: Based on microscopic study, albendazole significantly increased the thickness of spongy layer and decreased the thickness of labyrinth layer of placenta compared to control group. In forth group, compared to albendazole group, the thickness of spongy layer was not significantly different, but the thickness of labyrinth layer was significantly increased. In third group, compared to albendazole group, the thickness of spongy layer decreased, and the thickness of labyrinth layer increased significantly.
    Conclusion
    According to our findings, Sambucus ebulus extract compared to erythromycin, decreases the effect of albendazole in placenta much better.
    Keywords: Sambucus ebulus, Placenta, Albendazole, Fetus, Rat