فهرست مطالب

راهبرد فرهنگ - پیاپی 40 (زمستان 1396)
  • پیاپی 40 (زمستان 1396)
  • 220 صفحه، بهای روی جلد: 80,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1396/12/28
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محمدرضا طالبان * صفحات 7-35
    بسیاری از جامعه شناسان از اواخر قرن بیستم به بعد، دست به آسیب شناسی رشته شان زدند و از وضعیت موجود جامعه شناسی انتقاد های جدی نمودند. در این میان، جاناتان ترنر فراتر از یک تحلیل آسیب شناسانه رفت و یک برنامه درمانی نیز برای بهبود جامعه شناسی پیشنهاد نمود: به وجود آوردن یک شاخه مهندسی در جامعه شناسی. از نظر ترنر، مشکل بنیادین جامعه شناسی ریشه در انفصال میان تئوری با پژوهش و عمل داشته که مانع از آن گردیده است تا جامعه شناسی یک علم انباشتی شود؛ و اگر جامعه شناسی نتواند یک علم انباشتی شود، نمی تواند هیچ تاثیر واقعی بر جهان اجتماعی داشته باشد. مهندسی اجتماعی که جوهر وجودی اش عبارت است از «عمل جامعه شناختی» یا کنش ورزی ملهم از تئوری جامعه شناختی، بهترین رویکرد برای ایجاد تفاوت در عالم واقع و جهان اجتماعی است. رویکرد مهندسی در جامعه شناسی وابسته است به توسعه نظریه های روشن تر و دقیق تر، آزمون یا راستی آزمایی های چنین نظریه هایی و تمایل عمل کنندگان به استفاده از ایده های نظری هنگامی که به مشکلات مشتریان یا کارفرمایان شان می پردازند. بدین ترتیب، مهندسی اجتماعی می تواند ارتباط متقابل میان نظریه و تحقیق را اجتناب ناپذیر سازد و این دو را به یکدیگر و به عمل پیوند بزند. بنا به دیدگاه ترنر، امیدوارانه ترین راه برای ادغام مجدد نظریه با تحقیق در جامعه شناسی، عمل است؛ و بهترین راه برای استفاده از عمل جامعه شناختی، اتخاذ رویکرد مهندسی اجتماعی توسط جامعه شناسان است.
    کلیدواژگان: بحران جامعه شناسي، معايب تئوري در جامعه شناسي، معايب پژوهش در جامعه شناسي، مهندسي اجتماعي، جاناتان ترنر، عمل جامعه شناختي
  • حیدر جانعلیزاده چوب بستی، اکبر علیوردی نیا، محمدمهدی فرزبد * صفحات 37-70
    هدف اصلی این مقاله بررسی حوزه مطالعاتی حافظه جمعی از جهت پارادایمیک بودن یا ناپارادایمیک بودن آن است. برای تحقق این هدف سعی شد ضمن معرفی حوزه مطالعاتی حافظه جمعی به عنوان رویکردی جدید در علوم اجتماعی، ارزیابی نظام یافته ای نیز از نقاط ضعف و قوت رویکرد های نظری و عملی به کار گرفته شده در آن، صورت پذیرد. در این راستا از نظریه پارادایم ریتزر به عنوان چارچوب بحث و بررسی استفاده شده است. بدین ترتیب که با مرور ادبیات مطالعات حافظه جمعی در قالب چهار مولفه اصلی شکل دهنده پاردایم، یعنی مثال واره، تصور بنیادی از موضوع، تئوری ها و روش ها، افزون بر سنجش فرضیه ناپارادایمیک بودن این حوزه مطالعاتی که از جانب برخی از محققان آن مطرح گشته، صورت بندی جدیدی از تحولات نظری، استراتژی های روش شناختی و نیز چالش هایی که این حوزه در مسیر پیشرفت با آن مواجه است ارائه می شود. در پایان مقاله نیز تلاش شده متناسب با این چالش ها، پیشنهادهایی برای مواجهه با آنها در جهت افزایش انسجام نظری حوزه مطالعاتی حافظه جمعی داده شود.
    کلیدواژگان: جامعه شناسی حافظه جمعی، حافظه جمعی، پارادایم، فرآیند های یادآوری و فراموشی، محصولات و اقدامات حافظه ای
  • ملیحه تابعی، علی یوسفی *، غلامرضا صدیق اورعی صفحات 71-94
    تضاد مرگ با زندگی، انکار مرگ و ضرورت تداوم زندگی، انسان ها را ناگزیر از پذیرش مرگ ساخته است. این وضعیت سبب شده انسان ها همواره در مرز پذیرش و انکار مرگ حرکت کنند. به علاوه آنچه مرگ را پذیرفتنی یا قابل انکار می سازد، معانی ساخته شده اجتماعی مرگ است که از طریق فرایند های متعدد یادگیری به جامعه منتقل می شود.
    نتایج تحلیل پدیدارشناختی تجربی واکنش به مرگ بین 8 مشارکت کننده زن در مشهد که با حداکثر نوسان از لحاظ دین داری برگزیده شده اند نشان داده اولا واحد های معنایی واکنش به مرگ را می توان در ذیل سه موضوع اصلی شامل «آمادگی برای مرگ»، «دانستن زمان مرگ» و «اراده مرگ» قرارداد که هر سه بر معنای کلی تر مفهوم «پذیرش یا انکار مرگ» دلالت دارند. ثانیا فهم های مذهبی تاثیر عمیقی بر تجربه های واکنش به مرگ دارند. افراد مذهبی میل به پذیرش و افراد غیرمذهبی میل به انکار مرگ دارند؛ فکر مداوم درباره مرگ، میل به دانستن بیشتر درباره مرگ و تمهید برای مرگ از جمله دلالت های پذیرش مرگ بین مشارکت کنندگان مذهبی و جایگزینی فکر مرگ، عدم تمایل به دانستن درباره مرگ و تمهید ننمودن برای مرگ بین مشارکت کنندگان غیرمذهبی دلالت روشنی بر به حاشیه راندن و انکار مرگ دارد.
    کلیدواژگان: واکنش به مرگ، پذیرش مرگ، انکارمرگ
  • مجید مختاریان پور * صفحات 95-128
    در فرایند خط مشی گذاری، مرحله اجرا از اهمیت دوچندانی برخوردار است چرا که در واقع ثمره واقعی خط مشی در این مرحله به بار می نشیند. این مقاله به ارائه شبکه اجرای تعاملی ای می پردازد که از طریق آن می توان با موفقیت بیشتری به اجرای سیاست های فرهنگی کشور پرداخت. این تحقیق با استفاده از روش تحلیل مضمونی مشتمل بر سه مرحله کدگذاری توصیفی، کدگذاری تفسیری و تدوین مضامین فراگیر انجام گرفته و به منظور دستیابی به الگویی برای اجرای سیاست های فرهنگی کشور، مصاحبه های نیمه ساخت یافته ای با خبرگان، سیاست گذاران و مجریان فرهنگی کشور تا دستیابی به مرحله اشباع نظری صورت گرفته است. حاصل پژوهش 548 کد بوده که در قالب 61 کد توصیفی، 11 کد تفسیری و 2 مضمون فراگیر طبقه بندی شده اند و برقراری ارتباط بین این مضامین منجر به طراحی شبکه اجرای تعاملی سیاست های فرهنگی کشور شده است. در الگوی پیشنهادی، اجرای خط مشی در دو مرحله «برنامه ریزی و ایجاد شبکه پشتیبانی» و «پیاده سازی برنامه ها» صورت می پذیرد. در مرحله اول که مشتمل بر چهار گام «تصمیم سازی»، «تصمیم گیری و تنظیم برنامه های عملیاتی»، «ایجاد شبکه پشتیبانی نرم افزاری» و «ایجاد شبکه پشتیبانی سخت افزاری» می باشد، چهار بازیگر شامل سیاست گذاران فرهنگی، نخبگان فرهنگی، مدیران فرهنگی، کارشناسان فرهنگی دولتی به ایفای نقش می پردازند. سپس در مرحله پیاده سازی برنامه ها، مجریان فرهنگی دولتی، موسسات فرهنگی خصوصی، تشکل های فرهنگی مردمی، مروجان فرهنگی و نهایتا جامعه (مردم) با همکاری همدلانه خود و استفاده از تمام ظرفیت های کشور به اجرای تعاملی سیاست های فرهنگی می پردازند. در این مقاله نقش های متعدد هر یک از بازیگران هشت گانه فوق تشریح شده است. در این الگو همچنین مردم به عنوان بازیگر نهم، با ایفای چهار نقش به عنوان مجری، پایشگر، هدف و شاخص در اجرای سیاست های فرهنگی مشارکت می نمایند.
    کلیدواژگان: سیاست گذاری فرهنگی، اجرای سیاست های فرهنگی، اجرای تعاملی، بازیگران اجرا، تحلیل مضمونی
  • زهرا اردکانی فرد *، حامد بخشی صفحات 129-158
    شبکه های اجتماعی، رسانه های جدیدی هستند که به هر فردی امکان می دهند تولیدکننده پیام باشد و افراد از این طریق می توانند ابعاد مختلف زندگی و سبک زندگی خود را با به اشتراگ گذاری تصاویر و متون نمایش دهند. هدف از این تحقیق ارائه یک گونه شناسی از بازنمایی سبک زندگی توسط جوانان ایرانی در شبکه اجتماعی فیس بوک است.
    این کار از طریق تحلیل محتوای کیفی بر روی صفحه فیس بوک 44 نفر از جوانان 18-35 ساله که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند، انجام شد.
    یافته های پژوهش حاکی از آن است که افراد در فیس بوک، سبک زندگی خود را عمدتا براساس پنج مولفه سبک پوشش و آرایش، اوقات فراغت، روابط بین فردی، سبک تغذیه و دکوراسیون منزل نشان می دهند. با توجه به تاکید افراد در بازنمایی هر یک از این مولفه ها، سه گونه از بازنمایی سبک زندگی در فیس بوک جوانان ایرانی تفکیک و شناسایی شد: گونه خودنما، گونه فراغت نما و گونه روابط نما. گونه خود نما، خود به سه دسته بدن نما، پوشش نما و تخصص نما تقسیم می شود. فراغت نماها نوعی از بازنمایی شاد و فراغتی از زندگی خود دارند و گونه روابط نما، سبک زندگی خود را در جمع و در کنار دیگران بازنمایی می کند.
    کلیدواژگان: شبکه های اجتماعی، فیس بوک، سبک زندگی، بازنمایی، بازنمایی سبک زندگی
  • حکیمه سادات شریف زاده، سیداحمد میرمحمدتبار *، صمد عدلی پور صفحات 159-180
    در سال های اخیر، با توجه به اهمیت نشاط اجتماعی در ایران، تحقیقات متعددی در این حوزه انجام شده است. با در نظر گرفتن فراوانی و تنوع تحقیقات انجام شده در زمینه نشاط اجتماعی ، نیاز به انجام تحقیقات ترکیبی مثل فراتحلیل در این حوزه احساس می شود. اصلی ترین سوال پژوهش حاضر این است که مهم ترین عوامل موثر بر نشاط اجتماعی در تحقیقات انجام شده در ایران کدام اند؟
    جامعه آماری تحقیق همه مقالات معتبر علمی است که طی سال های 1384 تا 1394 با موضوع نشاط اجتماعی منتشر شده است. در نهایت 24 تحقیق انتخاب و با نرم افزار جامع فراتحلیل (CMA2)، مورد تحلیل قرار گرفتند.
    یافته های تحقیق نشان داد که متغیر های رضایت از زندگی، عزت نفس، دینداری و ارتباط اجتماعی، به نسبت سایر متغیرها، تاثیر زیادی بر نشاط اجتماعی در ایران دارند. نتایج اندازه اثرات نشان می دهد که رابطه رضایت از زندگی و نشاط اجتماعی، معادل 0/61 و در حد زیاد می باشد. رابطه عزت نفس و نشاط اجتماعی در تحقیقات مرورشده حدود 0/58 و در حد زیاد قرار دارد. نتایج اثرات ترکیبی تصادفی نشان می دهد که رابطه دینداری و نشاط اجتماعی معادل 0/39 و رابطه ارتباط اجتماعی و نشاط اجتماعی، حدود 0/37 و هر دو در حد متوسط است.
    کلیدواژگان: نشاط اجتماعی، رضایت از زندگی، عزت نفس، دینداری، فراتحلیل
  • محسن گل پرور، سعید حیدریان صفحات 181-210
    عدالت در بسیاری از پژوهش ها به عنوان متغیری که زمینه بازداری از رفتار های انحرافی را فراهم می کند، معرفی شده است. با این حال نتایج به دست آمده در مطالعات انجام شده در این مورد، گاهی با یکدیگر ناهمخوان اند. به همین دلیل این پژوهش با هدف بررسی نقش تعدیل کننده پنج ارزش فرهنگی شامل فاصله قدرت، اجتناب از تردید، مردانگی/ زنانگی، جمع گرایی/ فردگرایی و غایت نگری زمانی (پویایی کار) در رابطه عدالت ادراک شده با رفتار های انحرافی اجرا شد. نمونه پژوهش 280 نفر بودند که به شیوه سهل الوصول (در دسترس) انتخاب شدند. ابزار های سنجش متغیرها شامل پرسشنامه ارزش های فرهنگی، پرسشنامه عدالت ادراک شده و پرسشنامه رفتار های انحرافی بودند. نتایج نشان داد که در مردانگی/ زنانگی و فاصله قدرت بالا، بین عدالت توزیعی با رفتار های انحرافی معطوف به سازمان و در مردانگی/ زنانگی بالا، بین عدالت توزیعی با رفتار های انحرافی معطوف به افراد، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. در پویایی کار پایین، رابطه عدالت رویه ای با رفتار های انحرافی معطوف به سازمان نیرومندتر از این رابطه در پویایی کار بالا است. همچنین در اجتناب از تردید پایین ، عدالت رویه ای با رفتار های انحرافی معطوف به افراد، دارای رابطه مثبت و معنادار و در مردانگی/ زنانگی پایین، رابطه عدالت رویه ای با رفتار های انحرافی معطوف به افراد منفی است. ولی این رابطه در مردانگی/ زنانگی بالا مثبت است. در مجموع نتایج پژوهش نشان داد که ارزش های فرهنگی می تواند روابط متعارف بین عدالت ادراک شده با رفتار های انحرافی را تحت تاثیر قرار دهد. این یافته برای پژوهش و نظریه پردازی در ایران، واجد اهمیت است.
    کلیدواژگان: ارزش های فرهنگی، عدالت توزیعی، عدالت رویه ای، رفتار های انحرافی
|
  • Mohammad Reza Taleban * Pages 7-35
    Many sociologists since late 20th century have embarked on a pathological study of their discipline and raised serious criticisms against the existing sociology. Among them, Jonathan Turner went beyond a pathological analysis and offered a curative plan for the improvement of sociology. In Turner’s viewpoint, the fundamental problem of sociology has its roots in the gap between theory and research and action, which has hindered sociology from becoming a cumulative science. If sociology fails to become a cumulative science, it cannot leave any real impact on the social world. Social engineering, whose existential essence is “social action” or practice inspired by sociological theory, is the most appropriate approach for creating a difference in the real world and the social world. Engineering approach in sociology depends on the development of clearer and more precise theories, verification of such theories and inclination of actors to apply these theories when they are dealing with the problems of their clients or employers. Thus, social engineering can make the mutual relationship between the theory and research inevitable and connect them to each other and to action. According to Turner, the most encouraging way to reintegrate the theory and research in sociology is action; while the best way for using sociological action is adoption of social engineering approach by sociologists.
    Keywords: Sociological Crisis, Defects of Theory in Sociology, Shortcomings of Research in Sociology, Social Engineering, Jonathan Turner, Sociological Action
  • Heidar Janalizadeh Chub Basti, Akbar Aliverdinia, Mohammad Mahdi Farzbod * Pages 37-70
    The present paper is an attempt to find out whether collective memory is a paradigmatic or nonparadigmatic field of study. Therefore, while introducing the collective memory field of study as a new approach in the social sciences, attempts have been made to offer a systematic assessment of the weak and strong points of the theoretical and practical approaches that have been employed in this field. In this regard, Ritzer’s paradigm theory has been used as a theoretical framework. Hence, in the first place, the available literature related to collective memory studies and the four constituting components of a paradigm, i.e. (exemplar, image of the subject matter, theories and methods) were reviewed. In the next step, the hypothesis of some scholars who argue that this field of study is nonparadigmatic were assessed. Then, a new formulation of the theoretical developments, methodological strategies and challenges that this field faces in its progress was presented. Finally, concomitant with these challenges, some suggestions have been made to face the said challenges in order to maximize the theoretical cohesion of the collective memory studies.
    Keywords: Sociology of Collective Memory, Collective Memory, Paradigm, Processes of Remembering, Forgetting, Mnemonic Products, Practices
  • Maliheh Tabei, Ali Yousefi *, Gholamreza Sediq Urai Pages 71-94
    The conflict between life and death, denial of death and the necessity of continuation of life have forced human beings to accept the death. As a result, human beings always move on the borderline between acceptance and denial of death. Moreover, what make death acceptable or deniable are socially constructed meanings of death, which are transferred to the society through various processes of learning. The results of experimental phenomenological analysis of reactions of eight women respondents of the city of Mashhad to death, who were selected with the maximum level of variation in their religiosity, show that first of all, the semantic units of reaction to death can be classified under three main themes, including “readiness for death”, “knowing the time of death” and “willing to die”, the three of which signify the more general meaning of the concept of “acceptance or denial of death”. Secondly, religious understandings have a profound impact on experience of reaction to death. Religious people are more inclined towards accepting the death while non-religious people are more inclined towards denying the death. Continuous thinking about the death, inclination towards knowing more about death and making the preparations for death are among the signifiers of acceptance of death among the religious respondents and substitution of thinking about the death, disinclination towards knowing about death and lack of preparation for the death among the non-religious respondents are clear connotations of marginalization and denial of the death.
    Keywords: Reaction to Death, Acceptance of Death, Denial of Death
  • Majid Mokhtrianpour * Pages 95-128
    The stage of implementation enjoys a crucial significance in the process of policymaking, for the real fruits of the policy are borne at this stage. The present paper is an attempt to offer an interactive implementation network through which the national cultural policies can be implemented more successfully. Thematic analysis method, consisting of three stages, i.e. descriptive coding, interpretative coding and development of universal themes, has been used. In order to develop a model for the implementation of national cultural policies, semi-structured interviews were conducted with the experts, policymakers, and cultural executives until data saturation was achieved. The results of the research included 548 codes categorized into 72 descriptive codes, 43 interpretative codes and 20 universal themes. Establishment of relations between these themes led to the development of a network for interactive implementation of national cultural policies. In the proposed model, the implementation of policy takes place in two stages: “planning and establishment of a support network”, and “launching of the plans”. In the first stage, which contains four steps, i.e. “decision-making”, “decision-taking and adjustment of operational plans”, “establishment of software support network” and “establishment of hardware support network”, four actors, i.e. cultural policymakers, cultural elites, cultural managers, and governmental cultural experts, play their roles. In the stage of launching the plans, the governmental cultural executives, private cultural organizations, non-governmental organizations, promoters of culture and finally the society (people), through their cordial cooperation and using all the capacities of the country, engage in interactive implementation of cultural policies. The roles of the said eight actors have been clearly explained. In this model, people, as the ninth actor, through playing four roles, i.e. executive, observer, objective and index, participate in the implementation of the cultural policies.
    Keywords: Cultural Policymaking, Implementation of Cultural Policies, Interactive Implementation, Actors of Implementation, Thematic Analysis
  • Zahra Ardakanifard *, Hamed Bakhshi Pages 129-158
    Social networks are new media allowing people to produce their own massages and share different aspects of their lives and lifestyles with others through demonstrating pictures and texts. The objective of this research is to offer a typology of representation of lifestyle by Iranian youth in their Facebook pages.
    To achieve this objective, the Facebook homepages of 44 young people aging 15-35 were analyzed through qualitative content analysis using targeted sampling method.
    The findings of the research indicate that people exhibit their lifestyles in the Facebook mostly through five components: dressing and makeup styles, leisure hours, interpersonal relations, nutrition style and decoration of their homes. Based on the interest of people in representing each of the mentioned components, three types of lifestyle representation in the Facebook were identified and classified: self-exhibitionists, leisure hours-exhibitionists and relationship-exhibitionists. It was found that self-exhibitionists were further classified into three categories: body-exhibitionists, garment-exhibitionists, and specialization-exhibitionists. The leisure hour-exhibitionists are interested in exhibiting a happy and leisure-based lifestyle. The relationship-exhibitionists represent their lifestyles on the side of others and among others.
    Keywords: Social network, Facebook, Lifestyle, Lifestyle Representation, Typology
  • Hakimeh Al-Sadat Sharifzadeh, Seyed Ahmad Mirmohammad Tabar *, Samad Adlipour Pages 159-180
    Happiness given the importance of social happiness in Iran, several studies have been conducted in this field in recent years. Due to the abundance and diversity of studies conducted in the field of social happiness, it is necessary to conduct a combinative research, like meta-analysis, in this area. The main question of this research is: What are the most important factors affecting social happiness in the findings of researches conducted in Iran?
    The population of the study consists of almost all research papers that studied social happiness and were published between 2001 and 2015 in Iran. Finally 24 researches were selected and analyzed by Comprehensive Meta-analysis software (CMA2).
    The results showed that life satisfaction, self-esteem, religious and social relations – compared to other variables – have significant impacts on social happiness in Iran. The results of effect size showed that the relationship between life satisfaction and social happiness in the studies reviewed is positive and high level (effect size = 0.61). Also the relationship between self-esteem and social happiness in the studies reviewed is positive and high level (effect size = 0.58). Random combined effects show that the relationship between religious and social happiness, which stands at 0.39, is positive and moderate. The relationship between social relations and social happiness is also positive and moderate (effect size = 0.37).
    Keywords: Social Happiness, Iran, Meta-analysis, Self-esteem, Religiosity
  • Mohsen Golparvar, Saeed Heidarian Pages 181-210
    Justice in many studies has been introduced as a variable that prepares the ground for inhibition of deviant behaviors. Nevertheless, the findings of various studies conducted on this issues show that the obtained results are sometimes inconsistent with each other. Therefore, the present research was conducted with the objective of studying the moderating role of five cultural values, including, power distance, uncertainty avoidance, masculinity/femininity, collectivism/individualism and work dynamic on the relationship between perceived justice and deviant behaviors. The research sample consisted of 288 respondents who were selected through convenience sampling technique. Research instruments included Cultural Values Questionnaire, Perceived Justice Questionnaire and Deviant Behaviors Questionnaire. Hierarchical regression analysis was employed to analyze the garnered data. The results indicated that in high masculinity/femininity and power distance there is a positive significant relationship between distributive justice and deviant behaviors toward the organization, and in high masculinity/femininity, there is a positive significant relationship between distributive justice and deviant behaviors toward individuals. In low work dynamic compared to high work dynamic, there is a stronger relationship between procedural justice and deviant behaviors toward the organization. Also in low uncertainty avoidance, there is a positive significant relationship between procedural justice and deviant behaviors toward individuals, and in low masculinity/femininity there is a negative significant relationship between procedural justice and deviant behaviors toward individuals, but in high masculinity/femininity there is a positive significant relationship between procedural justice and deviant behaviors toward individuals.. The results of this study showed that the cultural values can affect the normal relations between perceived fairness and deviant behaviors. The findings of the present study are highly important for future research and theorizing in Iran.
    Keywords: Cultural Values, Distributive Justice, Procedural Justice, Deviant Behaviors