فهرست مطالب

مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران - سال ششم شماره 4 (زمستان 1396)
  • سال ششم شماره 4 (زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/11/24
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سید مهدی اعتمادی فرد *، انیس صارمی صفحات 551-570
    مسئله اصلی مقاله حاضر به مهاجرت علمی از دانشگاه به حوزه علمیه و شناخت انگیزه های این مهاجرت مربوط است که معمولا در سویه مخالف از حوزه ها به دانشگاه ها رایج است. به منظور پاسخ گویی به این مسئله، با استفاده از مصاحبه های عمیق اپیزودیک با 23 نفر از مهاجران از دانشگاه به حوزه، همچنین مشاهده های میدانی در حوزه های علمیه قم و تهران، درنهایت به سنخ بندی سه گانه ای از انگیزه های ایشان رسیدیم. هسته اصلی این بود که این دانشجویان با سه رویکرد متفاوت دینی که خود با خرد ابزاری منفعت محور نیز پیوند دارد، دست به چنین انتخابی می زنند. نمونه های متعلق به سنخ نخست با عنوان «محافظان دین» می خواهند از صورت های سنتی دین داری در مقابل عناصر تغییربخش فعلی در جامعه محافظت کنند. دومین سنخ با عنوان «پیام آوران دین» طلاب هستند که قصد دارند پیوند مسالمت آمیزی میان دین و مسائل جامعه امروزی فراهم کنند. درنهایت نمونه های متعلق به سنخ سوم با عنوان «امنیت طلبان»، دین را پناهگاه امنی می دانند که در رسیدن به تعالی اجتماعی، امنیت خاطر و مزایای اجتماعی سیاسی برای آن ها مفید است. در پایان تلاش شده است ضمن تحلیل انگیزه ها از خلال سه سنخ، به تبیینی از روابط میان آن ها نیز دست یابیم.
    کلیدواژگان: انگیزه، حوزه علمیه، دانشگاه، دین، سنخ شناسی
  • نادر رازقی *، علی اصغر فیروزجاییان، هادی قاسم زاده صفحات 571-593
    هدف مطالعه حاضر بررسی جامعه شناختی رابطه بین میزان سرمایه اجتماعی معتادان گمنام و تداوم ترک اعتیاد در بین معتادان شرکت کننده در انجمن های معتادان گمنام استان مازندران است. جامعه آماری این مطالعه را تمام اعضای انجمن های معتادان گمنام در استان مازندران تشکیل می دهند. حجم نمونه تحقیق چهارصد نفر است که با نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای جمع آوری شده است. روش پژوهش در این تحقیق پیمایشی است و داده ها با پرسشنامه گردآوری شده است. براساس یافته های پژوهش، فرضیه تاثیر سرمایه اجتماعی شامل متغیرهای مشارکت اجتماعی، هنجارهای همیاری و احساس تعلق بر تداوم ترک اعتیاد معتادان گمنام تایید شده است. نتایج حاصل از آزمون رگرسیون چندمتغیره نشان می دهد که متغیر مشارکت اجتماعی (297/0 =β)، همیاری اجتماعی (147/0 =β) و احساس تعلق (132/0 =β) بیشترین تاثیر، و متغیر اعتماد اجتماعی (074/0 =β) کمترین اثر را بر تداوم ترک اعتیاد در بین معتادان شرکت کننده در انجمن های معتادان گمنام استان مازندران داشته است. همچنین ضریب تعیین نشان می دهد متغیرهای مستقل پژوهش 28/0 از واریانس متغیر وابسته (تداوم ترک اعتیاد در بین معتادان) را تبیین می کند. براساس یافته های تحقیق درمی یابیم با افزایش سرمایه اجتماعی می توان گرایش به سوءمصرف مواد در معتادان را کاهش و تداوم ترک اعتیاد در آن ها را افزایش داد.
    کلیدواژگان: احساس تعلق، تداوم ترک اعتیاد، سرمایه اجتماعی، مشارکت اجتماعی، معتادان گمنام هنجارهای همیاری
  • ندا رضوی زاده * صفحات 595-631
    از دیرباز و هم زمان با رشد گردشگری در دهه های اخیر، زیارت و سفرهای زیارتی داخلی و خارجی در ایران یکی از فعالیت های مذهبی بوده و استقبال زیادی از آن شده است. زیارت پیاده اربعین یکی از اشکال نوظهور سفر زیارتی است که پیش از این ایرانیان توجه زیادی به آن نداشته اند؛ به همین دلیل پژوهش های تجربی، به ویژه از منظر جامعه شناختی در این زمینه انجام نشده یا هنوز منتشر نشده است. مقاله حاضر با اتکا به رویکرد کیفی و با تحلیل مصاحبه هایی که با 36 زائر پیاده زن و مرد ایرانی در مسیر نجف به کربلا انجام شده، درصدد واکاوی ادراک و تفسیر این زائران از تجربه زیسته خود از این سفر است. پس از تحلیل داده های کیفی، سه مضمون اصلی شناسایی شد:تجربه تعلیق امر مادی؛
    رنج مقدس؛ به مثابه مولد معنا؛
    برانگیزانندگی عاطفی مناسک جمعی زیارت.
    این مقولات اصلی شامل شش مقوله فرعی بودند، از جمله: تعلیق عقلانیت ابزاری، به تعلیق درآمدن نظم سلسله مراتبی قشربندی اجتماعی، ادراک امر قدسی و غیبی، چشمداشت پاداش، احساس تعلق هویتی به اجتماع مذهبی با بازسازی تجربه تاریخی رنج آلود و اعلان عملی باور به عقیده مذهبی با بازسازی تجربه تاریخی رنج آلود. مقوله فرعی «تعلیق عقلانیت ابزاری» نیز خود شامل دو جزء بود: اختیار وانهاده و بازتفسیر امنیت. در انتها درباره این یافته ها بحث، و دلالت های عملی مرتبط ارائه می شود.
    کلیدواژگان: اربعین، جامعه شناسی زیارت، زیارت، زیارت پیاده، گردشگری مذهبی، مناسک
  • شیرین احمدنیا، محمد جواد زاهدی مازندرانی *، سیده زهرا کاظمی نژاد صفحات 633-660
    بیماری ایدز تنها یک بیماری، و حامل آن صرفا یک بیمار نیست. از آنجا که راه های انتقال این بیماری شامل رفتارهایی است که در اذهان عمومی با بار ارزش منفی ارزیابی می شود، درباره آن برچسب زنی و نگرش های منفی چشمگیری شکل گرفته است و مبتلایان با انگ افراد منحرف در جامعه مواجه، و غالبا با طرد و تبعیض افراد روبه رو می شوند. این پژوهش با هدف شناخت تاثیر این بیماری و انگ ناشی از آن در تجربه زیسته زنان مبتلا به ایدز یا زنان اچ آی وی مثبت انجام شده است. جمع آوری داده ها نیز با استفاده از روش کیفی و نظریه مبنایی و فن مصاحبه نیمه ساخت یافته با زنان اچ آی وی مثبت مراجعه کننده به «انجمن حمایت از آسیب دیدگان اجتماعی (احیای ارزش ها)» صورت گرفته است. براساس تحلیل یافته های حاصل از این پژوهش، چهار مقوله «افکار و نگرش های منفی موجود در جامعه»، «راه های خاص (حساس از نظر فرهنگی) انتقال بیماری»، «نبود دانش عمومی درباره راه های سرایت بیماری» و «حمایت نکردن خانواده و نزدیکان و طردکردن بیماران» به عنوان شرایط علی «زمینه ساز حساسیت بیمار به انگ اجتماعی» به دست آمد. همچنین یافته ها موید این مطلب است که انگ مرتبط با اچ آی وی موجب بروز رفتارهای تبعیض آمیز با این بیماران و درنتیجه بروز مشکلات و دغدغه در این زنان می شود؛ مشکلات جسمانی، روانی، انزوا و افسردگی، نگرانی های اقتصادی، نگرانی ازدست دادن شغل، توسل به پنهان کاری در محیط کار، تجربه طردشدن و ازدست دادن حمایت خانواده و دوستان، محدودیت دسترسی به درمان، نگرانی درمورد ازدواج و تعاملات اجتماعی محدودتر، از جمله مشکلاتی است که پیش روی این بیماران قرار دارد. این مشکلات در کنار ترس از افشای بیماری و انگ و داغ ننگ آن، سطح کیفیت زندگی در این بیماران را کاهش می دهد.
    کلیدواژگان: انگ اجتماعی، ایدز، حمایت اجتماعی، عاطفی، زنان، طرد اجتماعی
  • حوری کیایی *، حمیدرضا پارسی، علی اکبر فرهنگی صفحات 661-687
    رسانه ها نقش بسیار موثری در ایجاد بستر فرهنگی-اجتماعی مناسب در حوزه توانمندسازی افراد ایفا می کنند. پژوهش حاضر به بررسی تاثیر رسانه های نوشتاری بر توانمندسازی اجتماعی- فرهنگی زنان شاغل با استفاده از روش های اسنادی و پیمایشی پرداخته و اطلاعات در دو پرسشنامه جامع جمع آوری شده است. جامعه آماری شامل پزشکان، پرستاران، بهیاران و رزیدنت های زن مراکز خدمات بهداشتی درمانی شهرهای رشت و انزلی شامل 1964 نفر و مدیران و صاحبان این مراکز است. حجم نمونه شاغلان زن برابر 321 نفر است که به صورت نمونه گیری طبقه ای دو شهر رشت و انزلی و شیوه تصادفی ساده، همچنین نمونه گیری از جامعه صاحبان و مدیران مراکز به روش تصادفی ساده انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که رسانه های نوشتاری تاثیرگذاری لازم را بر نگرش مخاطبان و باورهای جامعه از نظر پذیرش توانمندی زنان در حوزه اجتماع و اشتغال و انعکاس زنان توانمند نداشته و باوجود نگاه مثبت صاحبان و روسای مشاغل به توانمندی زنان در این حوزه، تاثیر و انعکاس این رسانه ها در این زمینه خنثی بوده است. همچنین رسانه های نوشتاری چاپی بیشترین تاثیرگذاری را بر دو بعد توانمندسازی اجتماعی، یعنی آگاهی و اعتماد زنان داشته است. در این بین، توجه به بعد آموزش از توانمندسازی فرهنگی در محتوای رسانه های نوشتاری مشاهده می شود.
    کلیدواژگان: توانمندسازی اجتماعی، توانمندسازی زنان، توانمندسازی فرهنگی، رسانه های نوشتاری، زنان شاغل
  • امیر رستگار خالد *، مسعود سلمانی بیدگلی، محسن افشارنسب صفحات 689-713
    سلامت فرد پایه و بنیان سلامت جامعه است و این دو آن چنان به هم وابسته اند که نمی توان بین آن ها مرز معینی قائل شد. مفهوم سلامت اجتماعی به عنوان بعد مهم دیگر سلامت، در سال های اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است. باید توجه داشت که تندرستی اجتماعی، چگونگی برقراری ارتباط فرد با دیگران، چگونگی واکنش به افراد دیگر و چگونگی تعامل فرد با نهادهای اجتماعی و رسوم جامعه را شامل می شود. این مقاله به بررسی تندرستی اجتماعی زنان با استفاده از تئوری های کیز (1998) و لارسن (1992) می پردازد. گفتنی است ابعاد انسجام اجتماعی، پذیرش اجتماعی، معاضدت اجتماعی، شکوفایی اجتماعی و پیوستگی اجتماعی از تئوری کیز، و ابعاد حمایت اجتماعی و سازگاری اجتماعی از تئوری لارسن استخراج شدند. جامعه آماری زنان شهر کاشان، و روش تحقیق پیمایش و فن جمع آوری داده ها نیز پرسش نامه است. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نیز با یافته های کیز مطابق است و تحلیل عاملی کیز مناسب بودن پنج بعد تندرستی اجتماعی را برای جامعه آماری تحقیقش تایید کرده است. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان می دهد که نتیجه دو شاخص موردنظر لارسن (حمایت و سازگاری اجتماعی) عامل مشترک تندرستی اجتماعی است و مقدار فراوانی از واریانس آن تبیین می شود. آزمون خی دو بین تندرستی اجتماعی و وضعیت تاهل و درآمد معنادار است و بین تندرستی اجتماعی و تحصیلات معنا یی ندارد، اما بین تندرستی اجتماعی و وضعیت اشتغال بستگی به مدل دارد (در مدل لارسن معنا دار است، اما در مدل کیز نه). بنا بر نتایج این پژوهش مسئولان باید نگرانی بیشتری درمورد سلامت اجتماعی زنان داشته باشند و با توجه به اینکه زنان نقشی مهم در خانواده و جامعه دارند و تربیت کنندگان نسل بعدی جامعه هستند، سلامت آن ها به ویژه سلامت اجتماعی شان مهم است.
    کلیدواژگان: تندرستی اجتماعی، حمایت اجتماعی، سازگاری اجتماعی
  • رسول صادقی *، زهرا شهابی صفحات 715-734
    زنان شاغل در فرایند مادری با مسائل و چالش های عدیده ای مواجهند. آن ها با مادرشدن، در معرض نقش های چندگانه و فشارهای ناشی از آن ها قرار می گیرند. در این راستا، هدف از این مقاله فهم ادراک و تجربیات زنان شاغل تحصیل کرده دانشگاهی از فرایند مادری و چالش های مرتبط با آن است. روش پژوهش، کیفی و مشارکت کنندگان 30 زن 20 تا 40 ساله متاهل و شاغل با تحصیلات دانشگاهی در شهر تهران هستند که در زمان مصاحبه یک فرزند داشتند و مادری را تجربه کرده اند. داده ها با استفاده از فن مصاحبه عمیق گردآوری، و به شیوه تحلیل محتوای متعارف تحلیل شده است. نتایج پژوهش در چهار مقوله شامل پارادوکس سختی و لذت بخشی مادری، هویت یابی نقشی چندگانه، فشار نقشی مادری و شاغلی و موانع شغلی مادری و فرزندآوری استخراج و بحث شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد زنان شاغل تحصیل کرده به دلیل داشتن مسئولیت های چندگانه اعم از مادری، همسری، شاغلی و در برخی موارد حتی دانشجویی و فراهم نبودن حمایت های اجتماعی و خانوادگی لازم، همچنین تجربه مادری به مراتب سخت تر و مسائل و چالش های بیشتری در این زمینه، در مقایسه با سایر زنان با مشکلات بیشتری مواجهند. به طورکلی، با وجود همه مشکلات پیش روی زنان شاغل مادری برای آنان اهمیت و ارزش بالایی دارد، اما این نیاز و ارزش با توجه به شرایط شغلی و اجرانشدن سیاست ها و برنامه های حمایتی از مادران شاغل عمدتا در یک فرزند خلاصه می شود.
    کلیدواژگان: اشتغال زنان، سیاست های خانواده محور، فشار نقش، فرزندآوری مادری، مطالعه کیفی
  • مهناز فرهمند *، فاطمه دانافر صفحات 735-765
    در تمامی جوامع، تراجنسی ها به دلیل شرایط بیولوژیکی، نمایش رفتارهای نامتعارف و فرهنگ جنسیتی حاکم بر جوامع، مسائل و مشکلات زیادی را در طول زندگی تجربه می کنند.بر همین مبنا، پژوهش حاضر با هدف بررسی مشکلات فردی و اجتماعی این افراد انجام شده است و سعی دارد تا تجارب زیسته تراجنسی ها را در متن تعاملات اجتماعی با استفاده از روش زمینه ای که رویکردی کیفی است، بشناسد و درک کند. نمونه این پژوهش شامل 25 نفر از افراد تراجنسی در شهرهای یزد، مشهد و تهران بودند که با روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی انتخاب شدند و مصاحبه های عمیق با آن ها انجام، و متن مصاحبه ها با استفاده از روش تجزیه وتحلیل کدگذاری نظری تحلیل شد. در تحقیق حاضر، مقوله «بی ثباتی هویت» به منزله پدیده اصلی ظهور یافت. یافته های تحقیق نشان می دهد که افراد تراجنسی در زیست جهان، با قضاوت ها و کلیشه های منفی روبه رو هستند که پیامد آن بی ثباتی هویت است. کنش آنان در مقابل مشکلات اجتماعی به صورت انزوای اجتماعی، ترک خانه و تعامل با هم کفو رخ می دهد. از پیامدهای آن نیز می توان به افزایش انحرافات، تقلیل سلامت فردی- اجتماعی و نبود سرمایه اجتماعی اشاره کرد.
    کلیدواژگان: افراد تراجنسي، جنس، دوگانگي نقشي، طرد اجتماعي، مشکلات فردي
|
  • Seyed Mahdi Etemaidifard *, Anis Saremi Pages 551-570
    The main issue of the research is the migration from the university to the hawza. Elite migration is one of the most important issues discussed in this article. Our emphasis in this article is on student immigration from university to the hawza. The goal is to identify the motivations of these individuals and achieving a pattern of their motives. We conducted a qualitative research. We obtained samples of snowball sampling in Tehran and Qom, then We interviewed 23 with episodic interviews. We arrived to a triple typology of their motives. The main core of this is that these students make such choices with three different religious approaches, which are themselves linked to the instrumental motive of profit-centeredness. The first type select the hawza to protect of the traditional forms of religiosity against the replaceable elements in current society. We gave them the title of “religious protector”. The aim of second type is to create a peaceful link between religion and contemporary society's issues. We gave them the title of “religious messenger” . And finally The third type sees religion as a safe haven, Which can be useful to him in achieving social excellence, security, and socio-political benefits. We called them “security seeker”. In the final conclusion, the relationship between these three categories is explained.
    Keywords: Motivation, hawza, University, Religion, Typology
  • Nader Razeghi *, Ali Asghar Firozjaeian, Hadi Ghasemzadeh Pages 571-593
    This study was aimed to examine the relationship between social capitals among the Narcotics Anonymous (NA) members in Mazandaran province and their quitting process.
    The population of this study included all members of the NA Association in Mazandaran province. The research sample consisted of 400 persons selected through multi-stage cluster sampling. The method used in this study was the survey method and the data was collected using a questionnaire.
    Based on the findings of the study, the research hypothesis i.e. “the social capital variables including, social participation, norms of reciprocity, a sense of belonging influence the drug quitting of the NA members” was confirmed. The results obtained from multivariate regression analysis demonstrated that social participation, norms of reciprocity, and a sense of belonging had the highest impact (β=0/297, 0/147, 0/132 respectively) and social trust had the lowest impact (β=0/047) on the continuation of quitting among addicts in the NA Association.
    The coefficient of determination showed that the independent variables explained 28% of the variance in the dependent variable. Based on these results, it can be concluded that by increasing social capitals, it is possible to discourage tendency towards drug abuse and instead encourage addicts to sustain their efforts in quitting.
    Keywords: social capital, Narcotics Anonymous, Continuation of Quitting Drugs, social participation, norms of reciprocity
  • Neda Razavizadeh * Pages 595-631
  • Shirin Ahmadnia, Mohammad Javad Zahedi Mazandarani *, Seyede Zahra Kazemi Nejhad Pages 633-660
    Nowadays, HIV/AIDS is not known only as a disease and its carrier as a patient.
    Whereas transmission ways of this disease are mostly related to deviant behavior of man (intravenous drug, illicit sexual relations etc.), various negative attitudes and labels were founded for this disease and infected people have been hallmarked as deviants and are rejected by the society. In this thesis, the effect of this disease and its hallmark on lived experience of women infected there with and problems they encounter in connection to this disease, is analyzed. Data was collected using qualitative method and semi-structured interview to HIV women (Values Restoration Society and Health Center of West Tehran). This study focused on psychological, social, protective, communication and health factors of these women.
    According to the provided observations and interviews and analyses in open and pivotal coding, four topics including “negative thoughts and attitudes existing in the society” , “specific disease transmission ways” , “general lack of knowledge on disease transmission ways” , “lack of protection and rejection by the family and relatives” were extracted as causal condition of “fear from hallmark” that was introduced as dominant phenomena in observations and interviews. In addition, according to the intervening conditions arising out of social and cultural factors of society and mental patterns of patients along with underlying conditions caused these patients to adopt strategies that each one of these behavioral strategies not only to be transformed to the other one due to the effect of intervening factors, but each one have specific consequences for the patients that causes these women to have a lived experience different from other women.
    Keywords: Social Hallmark, Social Rejection, Discrimination, Social, Emotional Protection, Data, driven Theorizing
  • Houri Kiaei *, Hamid Reza Parsi, Ali Akbar Farhangi Pages 661-687
    This study investigates the effect of written media on empowerment of employed women in social and cultural dimensions. In order to perform this research, documentary and survey methods are used. The survey information was collected via two comprehensive questionnaires. The population in this study consisted of all doctors, nurses, paramedics and female residents of the health centers in Rasht and Anzali and the sample size in this research is 321 persons in the different occupational fields. Moreover, in order to sampling the owners and managers of health service centers, simple random sampling method is used. Based on the results, the written media lack the necessary impact in terms of reflecting empowered women and influencing attitudes, beliefs and cultural patterns of the society and acceptance of women's empowerment in society and employment. And despite the positive attitude of the business owners and leaders toward the employment and empowerment of women, impact and reflection of written media is neutral in this regard. Also, among the three types of written media, print media are the most influential on both knowledge and trust, and attention to the training of cultural empowerment in the context of print media is clearly visible in the print media.
    Keywords: Women Empowerment, Social Empowerment, Cultural Empowerment, Written Media, Employed Women
  • Amir Rastegar Khaled *, Masoud Salmani Bidgoli, Mohsen Afsharnasab Pages 689-713
    The article investigates social wellbeing among women using Keyes and Larson’s theories. Social integration, social acceptance, social contribution, social actualization and social coherence dimensions from Keyes and social support and social adjustment from Larson’s frame are extracted. The research uses survey methods. Research census is women in city of Kashan.The work integrates theory and intersectionality perspectives to examine how discrimination affects health at the intersections of gender and city Confirmatory factor analysis shows fitness of Keyes model and explanatory factor analysis demonstrates that Larson’s model is also fit. Chi-square test among social wellbeing and marital status and income is significant, between social wellbeing and education isn’t significant and between social wellbeing and education depends on which of models is used (Larson’s model is significant, but Keyes’s is not). Findings revealed that total sample and multiple group path and confirmatory factor analysis had good fits. Findings underscore the importance of taking into account how multiple identities shape discrimination, social status and social health; they highlight the multiple pathways linking discrimination to health for different Kurd ethnicity subgroupsSecondly, this research examines how religion, gender and city together moderate relations in the overall proposed model.Findings underscore the importance of taking into account how multiple identities shape discrimination, social status and social health; they highlight the multiple pathways linking discrimination to health for different Kurd ethnicity subgroups.
    Keywords: social wellbeing, social support, social adjustment, women, Keyes theory
  • Rasol Sadeghi *, Zahra Shahabi Pages 715-734
    Employed women face with a lot of difficulties and challenges in their motherhood process. The employed mothers usually have multiple roles, and they might be under the pressures of all these roles. In this paper, we aim to understand the perceptions and experiences of employed women from the motherhood process and the challenges associated with it. Using the qualitative research and in-depth interviews with 30 highly educated employed and married women, who are between 20 to 40 years old in Tehran city, the data gathered. The collected data has been has been analyzed via a conventional qualitative content analysis approach. The results of research are derived and discussed in four categories including: the difficulty and joyfulness paradox of the motherhood, multiple roles identity of the motherhood, the roles pressures of being both a mother and an employee, and the carrier barriers to the motherhood and childbearing. The findings indicated that employed and educated women experience more difficulties and challenges compared with the other mothers due to having multiple responsibilities as a mother, a wife, an employee and in some cases even as a student. Moreover, these women suffer from lack of necessary social and family supports. In general, despite all the problems that employed women are facing with them, they consider motherhood as an important and valuable concept. However, this value is mainly lead to having only one child due to the job conditions and lack of implementation of policies and support programs for these women.
    Keywords: Women's employment, Role pressure, Motherhood, Family friendly policies, Qualitative study
  • Mahnaz Farahmand *, Fatemeh Danafar Pages 735-765
    In all societies, transsexuals due to biological conditions, the display of unconventional behaviors and dominant gender culture in societies experience many problems throughout life.
    On this basis, the present study was conducted to investigate the the personal and social problems of transgender individuals. This study has tried to investigate transsexual lived experiences in the social- interaction context and using the theory grand which is a qualitative approach. Tested sample were 25 transsexual in Yazd, Mashhad and Tehran who were selected by purposive sampling by kind of snowball, and in-depth interviews were conducted with them and then interviews texts were analyzed using analysis of theoretical coding. The category of "instability of identity" emerged as a major phenomenon. Research findings show that transgender people face negative judgments and stereotypes in their life world, which brings an experience of instability of identity to them. Their action against social problems occur in the form of social isolation, leaving home, interacting with each other. Its outcomes can also be mentioned the increase in deviations, the reduction of individual-social health and the lack of social capital.
    Keywords: sex, transgender identity, gender duality, personal harms, Social exclusion