فهرست مطالب

Archives of Razi Institute - Volume:73 Issue: 1, 2018
  • Volume:73 Issue: 1, 2018
  • تاریخ انتشار: 1397/01/14
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مقاله مروری
  • امیرغفار شهریاری، مازیار حبیبی پیرکوهی* صفحات 1-10
    تب برفکی از بیماری های خطرناک دامی با خسارات مالی فراوان در سراسر جهان است که همه ساله افت تولید چشمگیری در واحدهای گوشتی و شیری ایجاد می کند. این بیماری در نقاط مختلفی از جهان در آسیا، آفریقا و آمریکای جنوبی مشاهده می شود. عامل بیماری گونه ای متعلق به جنس آفتوویروس ها موسوم به ویروس تب برفکی می باشد. واکسیناسیون ابزار مهمی برای کاهش اثرات مخرب و حتی ریشه کنی بیماری تب برفکی در نواحی آلوده است. واکسن های غیر فعال شده موجود می توانند از بیماری جلوگیری کنند ولی محدودیت هایی مانند هزینه تولید بالا، زمان نگهداری پایین و طول دوره ایمنی زایی کوتاه دارند که تولید انواع دیگر واکسن را ضروری می سازد. در نتیجه تلاش های فراوانی برای ساخت واکسن های نوترکیب علیه این بیماری به عمل آمده است. گیاهان سبز مزایایی زیادی برای تولید واکسن های نوترکیب ضد بیماری تب برفکی دارند که از جمله آنها می توان به هزینه کم، تاخوردگی دقیق آنتی ژن نوترکیب و الگو گلیکولیزاسیون مناسب اشاره کرد. در این مقاله، وضعیت فعلی و پیشرفت های اخیر در حوزه تولید واکسن های موثر در برابر بیماری تب برفکی از جمله واکسن های کپسید خالی، واکسن های زنده تخفیف حدت یافته و مهم تر از همه واکسن های زیرواحدی نوترکیب را مرور کرده و مزایا و معایب هر نوع واکسن را شرح خواهیم داد. پیشرفت های بیوتکنولوژیکی در زمینه تولید واکسن های ضد بیماری تب برفکی در سیستم های گیاهی مورد بررسی قرار گرفته و مثال هایی در تایید قابلیت استفاده از گیاهان به عنوان بیوراکتور تولید کننده واکسن نوترکیب ارائه خواهد شد.
    کلیدواژگان: بیماری تب برفکی، واکسن های زیرواحدی، گیاهان
  • مقالات پژوهشی
  • وحید نعمان* صفحات 11-18
    اطلاعات اندکی در خصوص وجود گونه های آناپلاسما در شترهای ایران در دسترس است. در این مطالعه یک صد شتر یک کوهانه به ظاهر سالم که برای کشتار به کشتارگاه فرستاده شده بودند برای شناسایی گونه های آناپلاسما بوسیله آزمایش میکروسکوپی و آزمایش واکنش زنجیره ای پلیمراز مورد بررسی قرار گرفتند. آزمایش میکروسکوپی اسمیرهای خون محیطی رنگ آمیزی شده با گیمسا نشان داد که دو نمونه خون از یک صد گسترش خونی دارای ساختارهای آناپلاسما مانند بودند. جهت تایید وجود و شناسایی گونه های مختلف آناپلاسما، آزمون واکنش زنجیره ای پلیمراز با استفاده از آغازگرهایی که یک قطعه 750 جفت باز از ژن 16S rRNA را تکثیر می کردند انجام و محصول آزمون تعیین توالی شد. توالی نوکلئوتیدی بدست آمده با استفاده از نرم افزار بلاست با توالی های موجود در بانک ژنی مقایسه شد. تجزیه و تحلیل دو توالی بدست آمده از ژن 16S rRNA نشان داد که محصولات مورد نظر در جنس آناپلاسما و خانواده آناپلاسما تاسه آقرار دارند. تجزیه و تحلیل فیلوژنتیک با استفاده از توالی ژن 16S rRNA نشان داد که توالی های به دست آمده در این مطالعه در خوشه واحدی با آناپلاسما اوویس قرار دارند. نتایج حاکی از شباهت 100-6/99 درصدی توالی های تکثیر شده با توالی های منتشر شده ژن 16S rRNA آناپلاسما اوویس می باشد. مطالعه حاضر حضور واریته های ژنتیکی جدید مرتبط با آناپلاسما اوویس را در شتر یک کوهانه در جهان گزارش کرده است. تحقیقات تکمیلی برای یافتن ناقلین و همچنین اهمیت دامپزشکی و پزشکی این واریته به ظاهر جدید در ایران نیاز می باشد.
    کلیدواژگان: آناپلاسما اوویس، شتر یک کوهانه، تشخیص ملکولی، ژن 16S rRNA، ایران
  • زهرا برومند*، رمضان علی جعفری، منصور میاحی صفحات 19-25
    ویروس های نیوکاسل، آنفلوانزای پرندگان و برونشیت عفونی از شایع ترین عوامل بیماریزای صنعت طیور ایران محسوب می شوند. هدف از این مطالعه مشخص کردن حضور ویروس های مذکور در ماکیان بومی منطقه اهواز بود. بدین منظور از تعداد 100 مرغ بومی با نشانه های تنفسی و تلفات، با تهیه نمونه خون و نیز سوآب از نای و کلوآکی مورد بررسی قرار گرفتند. در تاریخچه اکثر ماکیان بومی مورد مطالعه هیچ واکسنی دریافت نکردند.سرم های جمع آوری شده به وسیله آزمایش مهار هماگلوتیناسیون از نظر پادتن ضد آنفلوانزا و نیوکاسل و آزمایش الیزا از نظر پادتن ضد برونشیت عفونی ارزیابی شدند. سوآب های نای و کلوآکی نیز در بررسی مولکولی با آزمایش زنجیره پلیمراز با نسخه برداری معکوس استفاده شدند. بر اساس آزمایش سرولوژیک، 77% پرندگان برای ویروس نیوکاسل ، 45% برای ویروس آنفلوانزا و 4/38 % برای ویروس برونشیت عفونی مثبت بودند. در آزمون واکنش زنجیره ای پلیمراز، 95 درصد پرندگان در بررسی مولکولی به یکی از سه ویروس آلوده بودند. میزان ردیابی ویروس های نیوکاسل ، آنفلونزا و برونشیت عفونی به ترتیب 60%، 34% و 55% بود همچنین آلودگی هم زمان به ویروس های آنفلونزا و نیوکاسل در 13%، به ویروس های آنفلوانزا و برونشیت عفونی در 4%، به ویروس های نیوکاسل و برونشیت در 23% و به هر سه ویروس در 7% پرندگان مشاهده شد. چنین نتیجه گیری می شود که ماکیان بومی منطقه اهواز مخزن مهم ویروس های بیماریزای پرندگان بوده و می توانند در انتقال آن ها به پرندگان صنعتی نقش داشته باشند.
    کلیدواژگان: نیوکاسل، آنفلوانزا، برونشیت عفونی، ماکیان بومی، اهواز
  • خسرو آقایی پور*، رقیه تیمورپور صفحات 27-38
    قطعه C، انتهای کربوکسیل زنجیره سنگین سم تتانوس می باشد که می تواند پاسخ ایمنی علیه دوز کشنده این سم را تحریک نماید. این پلی پپتید میتواند به عنوان کاندیدای واکسن علیه عفونت تتانوس که توسط باکتری کلستریدیوم تتانی ایجاد می شود مطرح شود. این مطالعه بر روی مقایسه بیان قطعه C سم تتانوس در سلول BL21(DE3)pLysS که تحمل بالایی به سم تتانوس دارد با دو وکتور pET22b و pET28a به کمک آنالیزسدیم دودسیل سولفات پلی آکریل آمید ژل و وسترن بلات انجام شد. پس از استخراج DNA سویه هاروارد CN49205 کلستریدیوم تتانی، ژن هدف بکمک واکنش زنجیری پلیمراز تکثیر و سپس تعیین توالی شده و درون وکتورهای pET22b و pET28a کلون شد. سپس وکتورها داخل سلول BL21(DE3)pLysS تانسفورم شد و سپس توسط یک پروتکل از پیش بهینه شده بیان شد. سلول ها توسط ایزوپروپیل بتا دی-1- تیو گالاکتوپیرانوزید (IPTG) در چهار تیمار 25، 30، 33 و 37 درجه سانتیگراد و سه زمان متفاوت 1، 2 و 3 ساعت بیان شد. اگرچهSDS-PAGE و وسترن بلات بیان قطعه C نوترکیب (r-fragment C) وارد شده به هر دو وکتور را تایید کرد اما وکتور pET28a نشان دهنده بیان بسیار بالاتر ( 66/38 میلی گرم بر لیتر در مفایسه با 33/32 میلی گرم بر لیتر pET22b بود (< 0.05 P). شرایط بیان بهینه پس از 3 ساعت تیمار با mM IPTG در 25 درجه سانتیگراد بود. نتایج نشان داد که وکتور pET28a و سلول BL21(DE3)pLysS تواناتر و سازگارتر برای بیان قطعه C سم تتانوس در مقایسه با وکتور pET22b و BL21(DE3)pLysS بود. این نتایج نگرش های جدیدی برای بیان پروتئین های سمی چون فرگمنت C به کمک فناوری نوترکیب در اشرشیا کلی را ارائه می نماید.
    کلیدواژگان: کلستریدیوم تتانی، قطعه C، وکتور بیانی pET22b، وکتور بیانی pET28a، اشریشیا کلیBL21 (DE3) pLysS
  • مریم کشاورز *، عباس شفیعی، مهرداد راسخی، محمد عبدالشاه، اشرف محمدی، غلامرضا طریقی، مرتضی کمال زاده، حمید سرانی، لادن مخبرالصفا، مریم ادیبی صفحات 39-44
    سلول دیپلویید فیبروبلاست ریه جنین انسان (MRC5) و سلول های لاین در پروسه تولید واکسن های ویروسی به کار می روند، اما در آزمایشگاه ها احتمال آلودگی سلول ها باهم وجود دارد. به همین دلیل روش های زیادی برای تایید هویت سلول ها وجود دارد که یکی از آنها تست ایمونوفلورسانس غیر مستقیم (IIFT) می باشد. به منظور تایید خصوصیات بانک بذرهای کاری سلول دیپلویید فیبروبلاست ریه جنین انسان موجود در بخش تولید واکسن های ویروسی موسسه رازی با روش تست ایمونوفلورسانس غیر مستقیم، سرم پلی کلونال اختصاصی سلول دیپلویید فیبروبلاست ریه جنین انسان در خرگوش، بعنوان آنتی بادی اولیه تهیه شد. پس از تعیین بهترین تیتر آنتی بادی، خصوصیات بانک سلول دیپلویید فیبروبلاست ریه جنین انسان موجود در بخش تولید واکسن های ویروسی انسانی موسسه رازی بررسی شد. ضمن تایید هویت سلول دیپلویید فیبروبلاست ریه جنین انسان، هیچ آلودگی با سایر سلول های لاین در بذرهای کاری سلول دیپلویید فیبروبلاست ریه جنین انسان مشاهده نشد.
    کلیدواژگان: سلول فیبروبلاست، ریه جنین انسان، ایمونوفلورسانس غیر مستقیم، کنترل کیفی
  • کیوان آدینه بیگی*، جواد خدری، خاطره رحمانی، علی افشاری مقدم، هادی هاشمی صفحات 47-53
    مطالعه حاضر برای بررسی شیوع گونه های ایمریا در شهر زابل انجام گردید. نمونه ها به صورت میکروسکوپی، برای حضور گونه های ایمریا از بهمن ماه سال 1394 تا آذر ماه سال 1395 مورد آزمایش قرار گرفتند. از مجموع 196 گاو آزمایش شده، 124 (63/26 ٪) گاو به گونه های مختلف ایمریا آلوده بودند. هشت گونه ایمریا یافت شد که شامل: ایمریا بویس (42/54 ٪)، ایمریا زورنئی (38/67 ٪)، ایمریا سابسفریکا (5/52 ٪)، ایمریا برازیلینس (4/97 ٪)، ایمریا الیپزوئیدالیس (4/41 ٪)، ایمریا سیلیندریکال (1/65 ٪)، ایمریا پلیتا (1/65 ٪) و ایمریا یومینجنسیس (0/55 ٪) بودند. آلودگی مختلط با دو یا سه گونه ایمریا به ترتیب 56 (45/16 ٪) و 2 (1/61 ٪) ارزیابی گردید. میزان آلودگی با شیوع بالاتر در گوساله ها (75 ٪) نسبت به گاوها (59/02٪) مشاهده گردید. شیوع بالاتر ایمریا در گاوهای ماده (67/94 ٪) یافت شد. بیشترین میزان شیوع و میانگین تعداد ااوسیست های دفع شده در زمستان و پاییز به ترتیب (69 ٪) و (209/098) مشاهده شد. میزان OPG (ااوسیست در هر گرم مدفوع) در تمام نمونه های مدفوع کمتر از 1000 بود. شیوع آلودگی و میانگین OPG با میزان بارندگی و رطوبت نسبی، ارتباط مستقیم و با دما ارتباط معکوس داشت. با توجه به شیوع بالای کوکسیدیوز گاوی در زابل، افزایش آگاهی کشاورزان و دامپزشکان درباره اهمیت اقتصادی کوکسیدیوز گاوی باید به عنوان یک عامل مهم در پیشگیری و کنترل این آلودگی مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: شیوع، گاو، گونه های ایمریا، ریسک فاکتورها، ایران
  • مقالات کوتاه
  • کاوه عظیم زاده*، امیر امنیت طلب، محمد اسلام پناه صفحات 61-67
    مطالعه حاضر اسفنگوزین 1 فسفات (S1P)، پارااکسوناز (PON) ، توتال سیالیک اسید(TSA) و پروتئین شوک حرارتی 27 (HSP-27) پلاسمایی را بررسی می کند که آیا در گوسفندان مبتلا به سیستی سرکوزیس کبدی دچار تغییرات می شوند. بنا بر این 40 گوسفند سالم و 40 گوسفند مبتلا به سیستی سرکوزیس که بر اساس مشاهده فرم کیستی شدید در کبد و نبود انگل خونی همراه با نبود فرم سیستی در لاشه انتخاب شده و سپس همه پارامترها در نمونه های سرمی و پلاسمایی مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفتند. نتایج کاهش معنی دار در سطح p≤0.01 در PON ، TSA و آلبومین و افزایش معنی دار در سطح p≤0.01 در S1P ، مالون دی آلدئید (MDA) ، توتال بیلی روبین و بیلی روبین غیر کونژوکه در گروه بیمار نسبت به گروه سالم مشاهده گردید. ضمنا عدم تغییرات معنی دار در پروتئین تام پلاسمایی (TPP) در گروه سیستی سرکوزیس نسبت به گروه سالم به وقوع پیوست. کاهش سطح آلبومین و TSA نشاندهنده آسیب کبدی در گروه مبتلا به سیستی سرکوزیس کبدی است. بعلاوه اینکه، کاهش PON شاید بدلیل کبد چرب و افزایش MDA باشد. ضمنا افزایش S1P میتواند به فعالیت پلاکت ها نسبت داده شود. از طرفی افزایش HSP-27 ممکن است ناشی از استرس حاکم بر بیماری باشد.
    کلیدواژگان: پارااکسوناز، اسفنگوزین 1 فسفات، توتال سیالیک اسید و پروتئین شوک حرارتی 27، سیستی سرکوس تنیکولیس
|
  • A.G. Shahriari, Maziar Habibi-Pirkoohi * Pages 1-10
    La fièvre aphteuse (FA) est une maladie virale contagieuse des bovins et des ovins. Cette maladie entraîne annuellement des pertes économiques énormes pour les unités productrices de viande et de lait. Cette maladie est répandue dans diverses régions dAsie, dAfrique et dAmérique du Sud. Le virus de la fièvre aphteuse (VFA) appartenant au genre Aphthovirus est à l’origine de cette infection. La vaccination est une approche efficace pour réduire les effets nocifs de la fièvre aphteuse et éradiquer la maladie des régions contaminées. Depuis les années 1930, le développement de vaccins efficaces contre cette maladie fut l’objet de nombreuses études. La longue histoire de la lutte contre la fièvre aphteuse a été rythmée par divers types de vaccins produits à partir de virus inactivés, de capsides vides, de virus atténués et de vaccins recombinants plus récemment mis au point. Les vaccins inactivés actuellement disponibles se sont avérés efficaces pour la prévention de la fièvre aphteuse, mais présentent certaines limites telles quun coût de production élevé, une courte durée de conservation et une courte durée dimmunité. Ces restrictions rendent le développement dautres une confirmation et un repliement précis de lantigène recombinant, et des modèles de glycosylation appropriés pour la production de vaccins recombinants anti-FA. Dans cet article, nous passons en revue l'état actuel et les progrès récents dans le domaine de la production de vaccins efficaces contre la fièvre aphteuse, notamment les vaccins à base de capsides vides, les vaccins vivants atténués et, plus important encore, les vaccins recombinants sous-unitaires. Les avantages et les inconvénients de chaque type de vaccin sont décrits. Les améliorations biotechnologiques de la production de vaccins anti-aphteux dans les systèmes végétaux sont développées à l’aide d’exemples frappants, confirmant ainsi la pertinence de l’utilisation des espèces végétales en tant que bioréacteurs pour la production de vaccins recombinants. Cette revue de la littérature montre plus globalement que les approches traditionnelles restent encore des méthodes de choix pour la vaccination du bétail contre la fièvre aphteuse. Les approches modernes telles que la production de vaccins recombinants sont très prometteuses, mais sont encore en phase de «recherche et développement» et doivent faire l’objet dessais supplémentaires avant dentrer sur le marché. Cet article se termine par une conclusion générale sur les différents types de vaccins contre la fièvre aphteuse.
    Keywords: Fièvre Aphteuse, Vaccins, Sous-Unité, Les Plantes
  • Vahid Noaman* Pages 11-18
    Peu dinformations sont disponibles concernant la prévalence des infections anaplas miques chez les Camélidés iraniens. Une centaine de dromadaires (Camelus dromedarius) sains, arrivant à labattoir pour y être abattus, ont été examinés par microscopie et par des tests de réaction en chaîne de la polymérase (PCR) afin de détecter des contaminations anaplasmiques éventuelles. Lobservation microscopique des frottis de sang périphérique colorés au Giemsa a révélé la présence de structures analogues à l’Anaplasma dans deux pourcent des échantillons sanguins. Afin de confirmer ces résultats et d’identifier les espèces dAnaplasma impliquées, une technique de PCR a été mise au point en utilisant des amorces amplifiant un fragment de 750 pb du gène de lARNr 16S de l’Anaplasma. Les produits de cette PCR ont été ensuite analysés par séquençage. La séquence nucléotidique obtenue a été comparée aux séquences disponibles dans GenBank en utilisant le programme BLAST (Basic Local Alignment Search Tool). Ces analyses ont démontré que les séquences de deux produits de PCR ARNr 16S correspondent au genre Anaplasma appartenant à la famille des Anaplas mataceaes. Lanalyse phylogénétique utilisant les séquences du gène de lARNr 16S classait les deux séquences obtenues dans cette étude dans des groupes monophylétiques comprenant A. ovis. Les résultats ont indiqué une similitude de 100 à 99,6% avec les séquences publiées du gène de lARNr 16S dA. ovis. La présente étude rapporte la présence de nouvelles variantes génétiques associées à A. ovis chez les dromadaires dans le monde. Des recherches supplémentaires sont nécessaires afin d’identifier le ou les vecteur(s) de cette maladie, ainsi que l’impact de ces nouvelles variantes identifiées en Iran aux niveaux vétérinaire, médical et sanitaire.
    Keywords: Anaplasma ovis, dromadaire, identification moléculaire, gène de lARNr 16S, Iran
  • Zahra Boroomand *, Ramezan Ali Jafari, Mansuor Mayahi Pages 19-25
    Le virus de la maladie de Newcastle (NDV), le virus de la grippe aviaire (AIV) et le virus de la bronchite infectieuse (IBV) sont les pathogènes viraux les plus répandus dans lindustrie avicoleiranienne. Notre objectif était d’évaluerla présence de virus dans les poulets de basse-cour à Ahvaz (sud-ouest de lIran). Des échantillons de sang et des écouvillons trachéaux et cloacaux ont été prélevés à partir de 100 poulets présentant des signes respiratoires et une mortalité La plupart des poulets examinés navaient reçu aucun vaccinLa présence d’ anticorps dirigés contre le NDV et lAIV dans les échantillonssanguins aété évaluéepar untest dinhibition de lhémagglutination, et par dosage immuno-enzymatique contre lIBV; tandis que les échantillons sur écouvillon ont été utilisés pour les analysesmoléculaire en utilisant une réaction de polymérase en chaîne par transcription inverse (RT-PCR). Les résultats des analyses sérologiques montraient que 77% des oiseaux étaient positifs pour le virus de la maladie de Newcastle, 45% pour lAIV et 38,4% pour lIBV. Les résultats obtenus par RT-PCR ont révélés que 95% des oiseaux étaient positifs àlun des trois virus testés dans cette étude. Le taux de détection duLe virus de la maladie de Newcastle (NDV), le virus de la grippe aviaire (AIV) et le virus de la bronchite infectieuse (IBV) sont les pathogènes viraux les plus répandus dans lindustrie avicoleiranienne. Notre objectif était d’évaluerla présence de virus dans les poulets de basse-cour à Ahvaz (sud-ouest de lIran). Des échantillons de sang et des écouvillons trachéaux et cloacaux ont été prélevés à partir de 100 poulets présentant des signes respiratoires et une mortalité La plupart des poulets examinés navaient reçu aucun vaccinLa présence d’ anticorps dirigés contre le NDV et lAIV dans les échantillonssanguins aété évaluéepar untest dinhibition de lhémagglutination, et par dosage immuno-enzymatique contre lIBV; tandis que les échantillons sur écouvillon ont été utilisés pour les analysesmoléculaire en utilisant une réaction de polymérase en chaîne par transcription inverse (RT-PCR). Les résultats des analyses sérologiques montraient que 77% des oiseaux étaient positifs pour le virus de la maladie de Newcastle, 45% pour lAIV et 38,4% pour lIBV. Les résultats obtenus par RT-PCR ont révélés que 95% des oiseaux étaient positifs àlun des trois virus testés dans cette étude. Le taux de détection du NDV, de l‘AIV et de l’IBV était respectivement de 60%, 34% et 55%. Des co-infection impliquantl’AIV /NDV,AIV/IBV et NDV/ IBV ontété respectivement observées dans 13,4et 23 pourcents des cas alors que 7% des poulets échantillonnés étaient porteurs des trois virus . Ces résultats montrent que les poulets de basse-cour iraniens sont infectés par le NDV, lAIV et lIBVetconstituent une menace non-négligeable pour la volaille commerciale qui doit être pris en compte lors des mesures préventives.
    Keywords: poulets de basse-cour, bronchite infectieuse, grippe, Newcastle
  • Khosrow Aghayipour *, Roghaye Teymourpour Pages 27-38
    Le fragment Cest le domaine C-terminal de la chaîne lourde de la toxine tétanique. Ce dernier favorisé la réponse immunitaire contre la dose létale de cette toxine et peut donc être considéré comme un candidat potentiel pour le vaccin contre linfection tétanique causée par Clostridium tetani. Dans cette étude, lexpression du fragment C de la toxine tétanique dans des cellules BL21 (DE3) pLysS dE. coli ayant une tolérance élevée aux toxines a été comparée en utilisant deux vecteurs dexpression différents, pET22b et pET28a, par SDS-PAGE et western blot. Après l’extraction de lADN de la souche Harvard CN49205 de C. tetani, le gène dintérêt a été amplifié par PCR, séquencé, cloné dans les vecteurs dexpression, pET22b et pET28a, transformé dans des cellules compétentes BL21 (DE3) pLysS et enfin exprimé selon un protocole optimisé. Les cellules ont été induites avec IPTG à quatre températures dincubation différentes (37, 33, 30 et 25° C) et trois temps dincubation différents (1 à 3 h). Bien que lexpression du fragment recombinant C (fragment C) ligaturé dans les deux vecteurs dexpression ait été confirmée par les analyses SDS-PAGE et western blot, pET28a a montré une expression plus élevée du fragment r C comparé à pET22b (38,66 mg / l contre 32,33 mg / l, p
    Keywords: Clostridium tetani, Fragment C, vecteur dexpression pET22b, vecteur dexpression de pET28a, E. coli BL21 (DE3) pLysS
  • Maryam Keshavarz * Pages 39-44
    Des lignées cellulaires diploïdes et continues sont utilisées dans la productiondes vaccins viraux. Au département des vaccins viraux humains du Razi Vaccine et du Serum Research Institute, la cellule diploïde MRC5 est utilisée pour la propagation de la rougeole atténuée vivante, des oreillons, de la rubéole et de trois types de vaccins antipoliomyélitiques. De plus, trois lignées cellulaires continues (RK13, Hela, vero) sont utilisées dans les tests de contrôle qualité. Parconséquent, la contamination croisée de cellule à cellule peut se produire dans les laboratoires de culture cellulaire et le contrôle de lidentité et la spécificité des cellules est essentiel. Limmunofluorescence indirecte représenteun test sensible, spécifique et simple pour lidentification des cellules. L’objectif de cetteétude était de développer untest dimmunofluorescence indirecte (IIF) interne. A cet effet, un sérum anti-MRC5 polyclonal a été produitchez le lapin et les anticorps réactifs aux cellules RK13, Hela et Vero ont été éliminés. Les lignées cellulaires diploïdes et continues ont été fixées sur une lame de Téflon en utilisant du méthanol froid et de lacétone. La reproductibilité du test IIF interne a été évaluée en utilisant le tst de concordance Kappa. La pureté des trois lots de cellules semencières MRC5, utilisés par ledépartement de vaccin viral humain de linstitut Razi, a été vérifiée en utilisant un test dimmunofluorescence indirecte et aucune contamination avec des lignées cellulaires continues na été détectée.
    Keywords: MRC-5, Cross-contamination, IIF, Test de Contrôle de Qualité
  • Keivan Adinehbeigi *, Javad Khedri, Khatere Rahmani, Ali Afshari Moghaddam, Hadi Hashemi Pages 47-53
    L’objectif de cette étude était d’évaluer la prévalence des espèces d’Eimerias à Zabol dans l’Est iranien. Les échantillons ont été examinés au microscope de Février 2015 à Décembre 2016 afin de déterminer la présence d’oocystes. Sur 196 bovins, 124 (63,26%) étaient positifs pour les espèces d’Eimeria. Les huit espèces identifiées étaient les suivantes : E. bovis (42,54%), E. zuernii (38,67%), E. subspherica (5,52%), E. brasiliensis (4,97%), E. ellipsoidalis (4,41%), E. cylindrique (1,65%), E. pellita (1,65%) et E. wyomingensis (0,55%). Les taux d’infections multiples causées par deux ou trois espèces étaient respectivement de 56 (45,16%) et 2 (1,61%). La prévalence des infections était plus élevée chez les bovins (75,00%) que chez les adultes (59,02%). Les bovins femelles étaient les plus infectées et constituaient 67,94% des cas détectés. La prévalence la plus élevée et le nombre moyen doocystes ont été respectivement observés en hiver (69,00%) et en automne 209,098. Tous les échantillons fécaux avaient un OPG (oocystes par gramme de fèces) inférieur à 1000. La prévalence de linfection et lOPG moyen corrélaient directement aux taux de précipitations et dhumidité relative, alors qu’il montrait une corrélation inverse avec la température. Etant donnée la forte prévalence de la coccidiose bovine à Zabol, il faut considérer la sensibilisation des agriculteurs et des vétérinaires à limportance économique de la coccidiose bovine comme un facteur important dans la prévention et le contrôle de linfection.
    Keywords: Prévalence, Bovins, Eimeria spp, facteurs de risque, Iran
  • Kaveh Azimzadeh *, Amir Amniattalab, Mohammad Eslampanah Pages 61-67
    Cette étude a pour but d’évaluer les modifications rencontrées dans le foie du mouton lors dune infection naturelle de Cysticercus taeniaculis, notamment au niveau de la sphingosine 1 phosphate (S1P), la paraoxonase (PON), lacide sialique total (TSA) et la protéine de choc thermique 27 (HSP-27) .Dans ce but, 40 moutons parasités et 40 moutons sains ont été respectivement sélectionnés sur la base de la présence de formes kystiques sévères dans le foie et de labsence de parasite sanguin sans conformation kystique dans la carcasse. Tous les paramètres ont été mesurés et comparés dans le sérum et le plasma. les résultats ont révélé une diminution significative (p
    Keywords: Paraoxonase, Sphingosine-1-phosphate, Total sialic Acid, Heat Shock Protein-27, Cysticercus taeniaculis