فهرست مطالب

علوم دامی (پژوهش و سازندگی) - پیاپی 117 (زمستان 1396)
  • پیاپی 117 (زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1397/01/14
  • تعداد عناوین: 20
|
  • مقاله پژوهشی
  • جواد معتمدی *، حسن سلالی صفحات 3-16
    تعیین رژیم غذایی دام های چراکننده در مرتع، یکی از ملزومات اساسی مدیریت دام در مناطق مختلف آب و هوایی است. پژوهش حاضر با هدف تعیین رژیم غذایی گوسفند ماکویی در مراتع کوهستانی کلیدداغی جلفا به عنوان مراتع معرف مناطق پراکنش گوسفند ماکویی در آذربایجان شرقی انجام شد. ابتدا از یک گله 300 راسی، سه راس میش بالغ (سه ساله)، انتخاب و علامت گذاری شدند. در مرحله بعد با روش فیلمبرداری، مدت زمان چرا از هر گونه ثبت شد. سپس سهم هر گونه در ترکیب رژیم غذایی، از نسبت مدت زمان چرا بر روی هر گونه به مجموع زمان چرا از گونه های گیاهی محاسبه شد. به منظور حذف اثر کم یا زیاد بودن سهم هر گونه گیاهی بر خوشخوراکی، بجای درصد خوشخوراکی از شاخص رجحان استفاده شد و با استناد به مقادیر آن، کلاس خوشخوراکی هر یک از گونه های گیاهی تعیین گردید. نتایج نشان داد ارجحیت غذایی دام ها در طول فصل چرا، به ترتیب شامل فورب ها، بوته ها و گراس ها می باشد. در طول دوره آزمایش، گونه های Carthamus oxyacantha، Tanacetum pinnatum، Silene aucheriana، Salvia hydrangea، Helichrysumrubicundum، Annualgrasses(BromustectorumوBromusrubens)، Festucaovina، Astragalus effusesوGaliumverumبه ترتیب بیشترین شاخص رجحان را داشتند. مقدار شاخص رجحان آنها، 4/1≤ می باشد و به عنوان گونه های کلاسІ در نظر گرفته شد. شاخص رجحان گونه های Serratulacoriacea، Centaureavirgata، Thymuskotschyanus، Astragalusonobrychis، Resedaaucheri، Centaureaxanthocephalaو Noaeamucronata 3/1-7/0 می باشد که به عنوان گیاهان کلاسΠ در نظر گرفته شد. گونه های Acanthophyllummucronatum، Artemisia sieberi، Agropyrontauri، Tucriumpolium، Acantholimonatropatanum، Stipabarbata وStachysinflata نسبت به دیگر گونه ها، کمترین مقدار شاخص رجحان را داشتند (6/0≥) و به عنوان گونه های کلاسШ در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که خوشخوراکی گونه ها، متناسب با تغییر در ترکیب گیاهی، در طول فصل چرا یکسان نبود. بنابراین در نظر گرفتن کلاس یکسان خوشخوراکی برای هر یک از گونه ها در مراحل مختلف رشد، صحیح نمی باشد و ضرورت دارد در شرح خدمات طرح های مرتعداری به این موضوع توجه بیشتری گردد.
    کلیدواژگان: ارزش رجحانی، خوشخوراکی، رژیم غذایی دام، گوسفند ماکویی
  • سید عبدالله حسینی *، مجید سیاج، ابوالفضل زارعی، هوشنگ لطف الهیان، علیرضا اقاشاهی، محمدرضا سلیمانی صفحات 17-26
    به منظور درجه بندی مزارع مرغ تخمگذار با استفاده درجه بندی واحدهای مرغداری تخمگذار با استفاده از روش مدیریتی تصمیم گیری چند شاخصه، این مزارع در استان البرز به دو گروه (ظرفیت کمتر از 30000 قطعه و ظرفیت بالاتر ار 3000 قطعه) تقسیم بندی شدند و از گروه اول تعداد 8 واحد مرغداری و از گروه دوم 10 واحد مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات مزارع از طریق پرسشنامه جمع آوری گردید. برای درجه بندی واحدها از صفات عملکردی مانند خوراک مصرفی، وزن توده تخم مرغ تولیدی، درصد تلفات و قیمت تمام شده استفاده شد. جهت درجه بندی مزارع از روش های تصمیم گیری چند شاخصه SAW استفاده گردید. مزارع با ظرفیت بالاتر و کمتر از 30000 قطعه بر اساس امتیاز به 3 گروه خیلی خوب(امتیاز بالای 90)، خوب ( امتیاز بالای 80) و متوسط( امتیاز بالای 70) طبقه بندی شدند. در پایان این سیستم درجه بندی می تواند با ایجاد رقابت در بین تولید کنندگان، سبب افزایش بهره وری و کاهش هزینه های تولید گردد.
    کلیدواژگان: درجه بندی، مرغداری تخمگذار، تصمیم گیری چند شاخصه
  • اعظم رضایی *، علی اسماعیلزاده صفحات 27-40
    با افزایش جمعیت و به تبع آن افزایش تقاضا و ارتقای استاندارد سطح زندگی، کاربری انرژی در صنعت مرغداری رو به افزایش است. با توجه به اهمیت انرژی به عنوان نهاده ای موثر در مرغداری، تحقیق حاضر به منظور تحلیل کارایی انرژی و شاخص های مدیریتی واحدهای تولیدی مرغ گوشتی در منطقه آزاد ماکو انجام گرفت. اطلاعات مورد نیاز از 21 واحد مرغداری با تکمیل پرسشنامه و مصاحبه حضوری در دوره جوجه ریزی آبان، آذر و دی ماه 1394 جمع آوری شد. کارایی انرژی با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها با مدل های بازده ثابت و متغیر نسبت به مقیاس بر اساس 5 نهاده انرژی شامل جوجه، دان مصرفی، سوخت، الکتریسیته و کارگر و 2 ستانده انرژی شامل گوشت مرغ و کود مرغی محاسبه شد. بر اساس مدل بازده ثابت نسبت به مقیاس، از 21 واحد مرغداری مورد بررسی، 13 مرغداری (9/61%) دارای امتیاز کارا و 8 مرغداری (1/38%) دارای امتیاز ناکارا بوده اند. همچنین بر اساس مدل بازده متغیر نسبت به مقیاس، 15 واحد (42/71%) کارا و 6 واحد (57/28%) ناکارا بوده اند. به علاوه، بیشترین و کمترین مصرف انرژی از کل انرژی مصرف شده به ترتیب مربوط به سوخت گازوئیل (2/66 درصد) و نیروی کار (07/0 درصد) می باشد. همچنین، مرغداران در مصرف سوخت بیشترین میزان ناکارایی و در مصرف جوجه کمترین میزان ناکارایی را داشته اند. ناکارایی مصرف گازوئیل به دلیل همزمانی دوره جوجه ریزی مورد بررسی با دوره سرما، عدم مدیریت صحیح مصرف به ویژه در سیستم گرمایشی سالن ها و استفاده از گازوئیل بعنوان سوخت گرمایشی خانه های کارگری می باشد.
    کلیدواژگان: تحلیل پوششی داده ها، شاخص های انرژی، مرغ گوشتی، کارایی
  • مهدی صوفی محمدی، حسین مروج*، محمود شیوازاد صفحات 41-54
    این آزمایش به منظور تعیین اثرات منابع مختلف پودر چربی و دو منبع فسفر بر عملکرد رشد و خصوصیات لاشه جوجه های گوشتی در دوره رشد و پایانی، با 120 قطعه جوجه گوشتی نر سویه تجاری راس 308 در قالب طرح بلوک کامل تصادفی به صورت فاکتوریل (سه منبع مختلف چربی × دو منبع فسفر) با شش تیمار و چهار تکرار انجام شد. منابع چربی شامل پودر چربی با منشا گیاهی، پودر چربی خالص پالم و پودر چربی مخلوط گیاهی - حیوانی و منابع فسفر شامل دی کلسیم فسفات و اسید فسفریک بودند. میانگین خوراک مصرفی روزانه، افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل غذایی در کل دوره پرورش تحت تاثیر منابع چربی قرار نگرفت (05/0P>). دو منبع دی کلسیم فسفات و اسید فسفریک از لحاظ میانگین خوراک مصرفی روزانه، افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل غذایی در کل دوره پرورش تفاوت معنی داری نداشتند (05/0). مقایسه تیمارها از لحاظ سهم هزینه خوراک در تولید یک کیلوگرم وزن زنده در کل دوره پرورش نشان داد که جیره حاوی پودر چربی با منشا گیاهی دارای بیشترین و پودر چربی مخلوط گیاهی – حیوانی دارای کمترین هزینه خوراک می باشند. نتایج این آزمایش نشان داد که تفارت معنی داری از لحاط عملکرد و خصوصیات لاشه پرندگان بین منابع مختلف پودر چربی وجود نداشت.
    کلیدواژگان: جوجه گوشتی، پودر چربی، فسفر، عملکرد، خصوصیات لاشه
  • حسن خمیس آبادی *، قاسم پورحسابی صفحات 55-66
    این مطالعه با هدف تعیین اثرات استفاده از ترکیب عصاره دو گیاه دارویی نعناع فلفلی و آویشن بر عملکرد، ویژگی های لاشه و میکروفلورای دستگاه گوارش جوجه های گوشتی انجام شد. آزمایش در 42 روز در قالب طرح کاملا تصادفی با آزمایش فاکتوریل 3×3 با 540 قطعه جوجه گوشتی (سویه راس) شامل 9 تیمار، 3 تکرار و 20 قطعه در هر تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: جیره پایه (شاهد) و به ترتیب جیره پایه همراه با 1/0 درصد عصاره نعناع فلفلی، 2/0 درصد عصاره نعناع فلفلی، 1/0 درصد عصاره آویشن ، 2/0 درصد عصاره آویشن ، 1/0 درصدآویشن + 1/0 درصد نعناع فلفلی ، 1/0 درصد نعناع فلفلی + 2/0 درصد آویشن ، 2/0 درصد نعناع فلفلی+ 1/0 درصد آویشن ، 2/0 درصد نعناع فلفلی + 2/0درصد آویشن بود. نتایج نشان داد اثر سطوح مختلف عصاره آویشن و نعناع فلفلی بر خوراک مصرفی، افزایش وزن بدن و ضریب تبدیل خوراک، معنی دار نبود(05/0P>). تفاوت معنی داری بین تیمارهای آزمایشی از نظر ویژگی های لاشه مشاهده نشد (05/0P>). سطوح مختلف آویشن و نعناع فلفلی در مقایسه با تیمار شاهد درصد تلفات را به طور معنی داری تحت تاثیر قرار داد (05/0P<). باکتری اشرشیاکلی فقط در تیمار شاهد مشاهده شد. درنتایج پژوهش حاضر استفاده از عصاره های نعناع فلفلی و آویشن به صورت جداگانه یا بصورت ترکیبی تاثیر معنی داری بر عملکرد رشد، ویژگی های لاشه و میکروفلورای دستگاه گوارش جوجه های گوشتی نداشت.
    کلیدواژگان: نعناع فلفلی، آویشن، ویژگی های لاشه، میکروفلور روده، جوجه های گوشتی
  • شرفعلی میرزایی*، کیوان کرکودی، سعید خلج زاده صفحات 67-76
    هدف از انجام این تحقیق تعیین ارزش مغذی سه غله ی گندم، جو و ذرت با استفاده از روش های مختلف عمل آوری و تعیین ارزش تغذیه ای بخش های پروتئین آن ها با سیستم کربوهیدرات و پروتئین خالص کرنل پس از عمل آوری به روش های آسیاب، غلطک خشک، ورقه کردن با بخار آب و پلت می باشد.در غلات عمل آوری شده بیشترین مقدار پروتئین خام (درصد در ماده خشک) مربوط به گندم غلطک شده (2/14)، جو غلطک شده (6/12) و ذرت پلت شده (5/9) بود. کمترین مقدار بخش Aمربوط به گندم پلت (8/0)، جو آسیاب شده (5/0) و ذرت ورقه شده با بخار (1/0)، بیشترین مقدار 1B مربوط به گندم پلت (5/6%)، جو غلطک شده (2/8%) و ذرت پلت (4/6%)، بیشترین مقدار 2B مربوط به گندم غلطک شده (7/6)، جو پلت (4/4) و ذرت پلت (5/2)، بیشترین مقدار 3B مربوط به گندم ورقه شده با بخار (5/0)، جو پلت شده (5/0) و ذرت پلت (3/0) بود. کمترین مقدار C مربوط به گندم آسیاب شده (01/0)، جو آسیاب شده (07/0) و ذرت غلطک شده (02/)0درصد از ماده خشک بود. در مجموع، با توجه به هزینه و تجهیزات مورد نیاز، در عمل آوری گندم، جو و ذرت به ترتیب روش های ورقه کردن با بخار، پلت و آسیاب کردن، پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: فرآوری غلات، CNCPS، غلطک خشک، ورقه کردن با بخار، پلت
  • وحید برادران*، یگانه قدسی صفحات 77-94
    ارتقاء بهره وری در صنعت طیور به عنوان یکی از زیر بخش های مهم و اساسی بخش کشاورزی اهمیت ویژه ای دارد. مطالعه و مقایسه بهره وری عوامل تولید در استان های مختلف کشور، زمینه برنامه ریزی دقیق تر برای ارتقاء بهره وری را فراهم می کند. در این مقاله، شاخص های مناسب اندازه گیری بهره وری جزئی (انرژی و مواد اولیه) و کل عوامل تولید مرغ گوشتی طی سال های 79-94 (شانزده سال) تعریف و اندازه گیری شده است. مقایسه استان های کشور با شانزده مقدار بهره وری دشوار است. برای غلبه بر آن از خاصیت کاهش بعد رویکرد روش تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شده است. به کمک روش تحلیل عاملی، داده های شاخص های بهره وری هر استان طی سال های مختلف در دو عامل خلاصه شده که در آنها اثر زمان (سال ها) حذف شده است. رویکرد خوشه بندی، استان های کشور را از منظر تشابه مقادیر بهره وری دسته بندی می کند. نتایج نشان می دهد استان های بوشهر، زنجان، سیستان و بلوچستان و کلکیلویه وبویراحمد در استفاده بهره ورانه از منابع انرژی و استان بوشهر از جنبه استفاده بهتر از مواد اولیه نمونه های موفق هستند. در مجموع استان تهران بالاترین بهره وری استفاده از منابع تولید را دارد. در پایان نیز به ارزیابی کارایی استان های مختلف درون هرخوشه با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: تولید مرغ گوشتی، بهره وری، کارایی، تحلیل عاملی، خوشه بندی
  • عزیز کرودنی، بهاءالدین عالم زاده، بهاره طاهری دزفولی *، مرتضی چاجی، سیدمجید حسینی، ایرج لک زاده صفحات 95-102
    تریتیکاله یک غله هیبرید مشتق از تلاقی گندم با چاودار است. در مناطقی که آب و خاک به عنوان عوامل محدود کننده برای رشد گیاه باشند، از سیلاژ تریتیکاله می توان به عنوان جایگزین مناسبی برای سیلاژ ذرت استفاده نمود. این مطالعه به منظور بررسی اثر افزودنی میکروبی بر خصوصیات ظاهری، ترکیبات شیمیایی و آزمون گاز سیلاژ علوفه تریتیکاله، در قالب یک طرح آماری کاملا تصادفی با 3 تیمار و 5 تکرار انجام شد. تیمارها شامل: سیلاژ تریتیکاله بدون تلقیح باکتری (شاهد)، سیلاژ تریتیکاله با تلقیح باکتری لاکتوباسیلوس پلانتاروم و سیلاژ تریتیکاله با تلقیح باکتری های انتروکوکوس فاسیوم، لاکتوباسیلوس برویس و لاکتوباسیلوس پلانتاروم بودند. ماده خشک، پروتئین خام، pH، آزمون تولید گاز، نیتروژن آمونیاکی، نیتروژن کل، میزان پساب و آزمون حسی سیلاژها تعیین شد. میانگین ماده خشک، پروتئین خام، نیتروژن کل، میزان پساب، خصوصیات ظاهری، میزان گاز تولیدی در زمان 96 ساعت وفراسنجه های تولید گاز (B، C) در گروه های آزمایشی اختلاف معنی داری نشان ندادند (05/0P>). همچنین، میانگین pH سیلاژهایی که در تهیه آن ها از افزودنی میکروبی استفاده شده بود به طور معنی داری کمتر از گروه شاهد بود (05/0P<). ضایعات ماده خشک گروه آزمایشی که در آن از باکتری لاکتوباسیلوس پلانتاروم استفاده گردید به طور معنی داری کمتر از گروه های آزمایشی دیگر بود (05/0P<). می توان نتیجه گرفت سیلاژهای تریتیکاله که دارای تنها باکتری لاکتوباسیلوس پلانتاروم بودند در مقایسه با سیلاژهای دیگر به دلیل کمتر بودن ضایعات ماده خشک بهتر بودند.
    کلیدواژگان: تریتیکاله، افزودنی باکتریایی، سیلاژ، نیتروژن آمونیاکی، pH
  • طاهره غزنوی، سید جواد حسینی واشان*، نظر افضلی، سید احسان غیاثی صفحات 103-116
    به منظور بررسی اثرتفاله هسته انارفرآوری شده با هیدروکسید کلسیم بر فراسنجه های عملکرد، صفات کیفی و کلسترول تخم مرغ و فراسنجه های بیوشیمیایی خون و وضعیت ضداکسیدانی مرغ های تخم گذار در پیک تولید آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی اجرا شد. در این تحقیق از تعداد 200 قطعه مرغ تخمگذار های –لاین W-36 در مرحله پیک تولید و سن 32 هفته در قالب 4 تیمار با 5 تکرار و 10 قطعه مرغ در هر تکرار استفاده شد. مرغ ها با جیره های آزمایشی شامل سطوح 0، 4، 7 و 10 درصد تفاله هسته انار فرآوری شده با هیدروکسید کلسیم به مدت سه دوره 28 روزه تغذیه شدند. داد. تحلیل داده ها نشان داد که تفاله هسته انار فرآوری شده با هیدروکسید کلسیم باعث بهبود درصد تولید، وزن تخم مرغ، توده تخم مرغ، ضریب تبدیل و مصرف خوراک مرغ های تخم گذار گردید صفات کیفی تخم مرغ نیز شامل شاخص شکل تخم مرغ، شاخص زرده و ضخامت پوسته تحت تاثیر سطح تفاله انار فرآوری شده قرار نگرفتند ولی واحد هاو سفیده تخم مرغ در مرغ های تغذیه شده با سطح 10 درصد تفاله انار فرآوری شده با هیدروکسید کلسیم افزایش یافت. ضخامت پوسته و مقاومت پوسته تخم مرغ در گروه تغذیه شده با تفاله انار فرآوری شده افزایش یافت غلطت کلسترول زرده و خون و غلظت مالون دی آلدئید خون با افزودن تفاله هسته انار فرآوری شده کاهش یافت. بنابراین افزودن تفاله انار فرآوری شده با هیدروکسید کلسیم در جیره مرغ های تخم گذار، احتمالا باعث بهبود عملکرد، صفات کیفی پوسته تخم مرغ و کاهش کلسترول و بهبود وضعیت ضداکسیدانی مرغ های تخم گذار گردد
    کلیدواژگان: تفاله هسته انار، کلسترول، توده تخم مرغ، مالون دی آلدئید
  • مریم نوبخت، حسن درمانی کوهی*، مازیار محیطی اصلی صفحات 117-128
    این آزمایش به منظور بررسی تاثیر عصاره آویشن شیرازی و چربی جیره ای بر عملکرد و ثبات اکسیداتیو لاشه جوجه های گوشتی (سویه راس 308، با نسبت مساوی نر و ماده) انجام شد. طرح مورد استفاده در آزمایش، طرح کاملا تصادفی با 6 تیمار، 4 تکرار و 10 قطعه جوجه در هر تکرار بود. مصرف خوراک، افزایش وزن و ضریب تبدیل خوراک به صورت دوره ای و در پایان دورهای آغازین، رشد و پایانی اندازه گیری شدند. در پایان دوره آزمایش (روز 42) از گوشت ناحیه ران 2 قطعه جوجه کشتار شده نمونه گیری انجام و ذخیره سازی نمونه ها به مدت 45 و90 روز در دمای فریزر (20- درجه سانتی گراد) صورت گرفت. جهت اندازه گیری ثبات اکسیداتیو نمونه های گوشت ناحیه ران، از میزان مواد واکنش دهنده با اسید تیوباربیتوریک (TBARS) استفاده شد. در تمامی دوره ها، جیره های حاوی چربی، افزایش وزن و خوراک مصرفی روزانه بیشتر و ضریب تبدیل خوراک کمتری در مقایسه با جیره های بدون چربی داشتند (05/0>P). با وجود عدم معنی داری اثر عصاره آویشن شیرازی بر عملکرد رشد جوجه های گوشتی (05/0P) و افزایش غیر معنی دار در غلظلت سوپراکسید دیسموتاز شد. به عنوان نتیجه گیری کلی، استفاده از چربی جیره ای و عصاره آویشن شیرازی به ترتیب منجر به بهبود در عملکرد جوجه ها و کاهش میزان اکسیداسیون و افزایش کیفیت گوشت در طی ذخیره سازی شد.
    کلیدواژگان: ثبات اکسیداتیو گوشت، جوجه های گوشتی، چربی، عملکرد، عصاره آویشن شیرازی
  • الناز صفی یاری*، پرویز فرهومند، محسن دانشیار صفحات 129-140
    این آزمایش به منظور تعیین سطح احتیاجات اسیدآمینه لوسین کل برای جوجه خروس های گوشتی ‏سویه راس 308 انجام گرفت. تعیین احتیاجات اسیدآمینه لوسین براساس شاخص های عملکردی جوجه ‏خروس های گوشتی در قالب طرح کاملا تصادفی با250 قطعه جوجه خروس گوشتی یک روزه سویه راس ‏‏308 از سن 24 تا 39 روزگی در 5 تیمار و 5 تکرار (در هر تکرار 10 پرنده) انجام گردید. جیره غذایی ‏پایه حاوی ذرت، گندم و کنجاله سویا برای مقادیر کافی تمام مواد مغذی به جز اسید آمینه لوسین بر اساس ‏کتابچه راهنمای مدیریتی راس 308 تنظیم شد. سطوح افزایشی اسیدآمینه لوسین به جیره غذایی پایه جهت ‏ایجاد 5 سطح اسیدآمینه لوسین در دامنه 16/1 الی 36/1 درصد تامین گردید. افزایش وزن بدن، مصرف ‏خوراک، ضریب تبدیل غذایی و راندمان غذایی در طی دوره آزمایشی اندازه گیری شدند. نتایج این تحقیق ‏نشان داد که مدل خطوط شکسته خطی برای برآورد احتیاجات لوسین جوجه های گوشتی سویه راس 308 ‏بخوبی روی داده های افزایش وزن، خوراک مصرفی و ضریب تبدیل غذایی برازش داده شد و میزان لوسین ‏مورد نیاز برای این سه صفت به ترتیب 217/1، 218/1 و 213/1 درصد جیره غذایی برآورد گردید. میانگین ‏مقادیر شاخص خونی اسید اوریک بطور معنی داری تحت تاثیر افزودن اسیدآمینه لوسین قرار گرفت ‏‏(01/0>p). نتایج این آزمایش نشان می دهد که میزان احتیاجات اسیدآمینه لوسین برای حداکثر عملکرد ‏جوجه های گوشتی بین 213/1 الی218/1 متغییر می باشد و در این بازه، مقدار اسید اوریک خون در حداقل ‏قرار دارد.‏
    کلیدواژگان: لوسین، مدل خطوط شکسته، جوجه گوشتی
  • تقی قورچی*، سیدمحمدمهدی سیدالموسوی، ابراهیم زینلی، زهره کریمی، آشور محمد قره باش صفحات 141-150
    به منظور بررسی توان پرواری بره ها با استفاده از چرای مستقیم علوفه جو از 21 راس بره نر نژاد آتابای (دالاق) با وزن اولیه 0.4 ±22.5 کیلوگرم در قالب یک طرح کامل تصادفی، با 3 تیمار و 7 تکرار استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل تیمار اول (شاهد): استفاده از جیره پرواری، تیمار دوم: یک ماه چرا و 2 ماه جیره پروار و تیمار سوم: دو ماه چرا و یک ماه جیره پروار بودند. تاثیر تیمارها بر وزن نهایی و مصرف خوراک در طول آزمایش معنی دار نبود، با این حال میانگین افزایش وزن روزانه بره ها در ماه اول، دوم و سوم آزمایش بین تیمارها تفاوت معنی داری (0.05>P) داشت. راندمان، وزن و طول لاشه، سطح مقطع و ضخامت چربی راسته تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. همچنین بره هایی که به ترتیب یک و دو ماه تحت چرا قرار داشتند، بیشترین وزن ران را به خود اختصاص دادند و این اختلاف با بره های تغذیه شده با جیره پروار معنی دار بود (0.05>P). وزن پیش سینه + قلوه گاه نیز در تیمار یک ماه چرا نسبت به سایر تیمارها به طور معنی داری بیشتر بود (0.05>P).
    کلیدواژگان: بره های دالاق، چرا، گیاه کامل جو، خصوصیات لاشه
  • اعظم میرحیدری، نورمحمد تربتی نژاد، سعید حسنی، پیروز شاکری * صفحات 151-162
    بیوچار یک ماده غنی از کربن است که از سوختن مواد آلی در حضور کم و یا عدم حضور اکسیژن تولید می شود و دارای ساختار متخلخل و نواحی سطحی زیاد برای اتصال میکروب ها می باشد. این آزمایش به منظور بررسی تاثیر استفاده از جیره حاوی یک درصد بیوچار محصول فرعی پسته بر عملکرد، تولید پروتئین میکروبی و برخی از فراسنجه های تخمیری شکمبه و خون در بره های نر پرواری نژاد کرمانی انجام شد. به این منظور 12 راس بره نر با میانگین وزن اولیه 37/1±70/21 کیلوگرم به دو گروه شش راسی با میانگین وزن یکسان تقسیم شدند. بره ها در قالب یک طرح کاملا تصادفی به مدت 91 روز با جیره های آزمایشی شامل سطوح صفر و یک درصد بیوچار محصول فرعی پسته تغذیه شدند. خوراک مصرفی روزانه و افزایش وزن هر دو هفته یک بار اندازه گیری شد. نتایج نشان داد خوراک مصرفی تحت تاثیر جیره های آزمایشی قرار نگرفت، اما جیره حاوی بیوچار محصول فرعی پسته سبب افزایش وزن روزانه، بهبود راندمان تبدیل خوراک و افزایش تولید پروتئین میکروبی بره ها گردید (05/0p<). تفاوتی در pH شکمبه بره ها با جیره های آزمایشی مشاهده نشد، در حالی که نیتروژن آمونیاکی در شکمبه بره های با جیره حاوی بیوچار بیشتر بود (03/0=p). تفاوتی در غلظت آنزیم های کبدی و تری گلیسرید خون بره ها در گروه های آزمایشی مشاهده نشد، هرچند در بره های با جیره حاوی بیوچار غلظت گلوکز، نیتروژن اوره ای و پروتئین کل خون بیشتر بود (01/0p<). نتایج این تحقیق نشان داد که استفاده از بیوچار محصول فرعی پسته در جیره بره های پرواری سبب افزایش سرعت رشد و بهبود راندمان تبدیل خوراک می گردد.
    کلیدواژگان: بره پرواری، بیوچار، عملکرد، فراسنجه های خون، محصول فرعی پسته
  • اثرات فصل و سن هنگام اولین زایش بر خصوصیات ژنتیکی و فنوتیپی پارامترهای منحنی شیردهی گاوهای شیری هلشتاین شکم اول ایران
    حسین نعیمی پور، محمد مهدی شریعتی*، سعید زره داران، مهدی جباری نوقابی صفحات 163-176
    هدف از این مطالعه بررسی اثرات فصل و سن هنگام اولین زایش بر پارامترهای منحنی شیردهی برازش شده با تابع وود (از قبیل تداوم شیردهی، زمان اوج تولید و مقدار تولید در اوج تولید)، برای گاوهای شیری هلشتاین شکم اول ایران بود. در این مطالعه از 580980 رکورد روز آزمون 58098 راس گاو شیری هلشتاین، متعلق به 953 گله، که طی سال های 1391-1374 زایش داشتند استفاده گردید. آنالیز ژنتیکی پارامترهای منحنی شیردهی با روش مدل دام تک صفتی توسط نرم افزار تخصصی DMU انجام شد. نتایج نشان داد اثرات گله، سال و فصل زایش، سن هنگام اولین زایش و درصد ژن هلشتاین بر پارامترهای منحنی شیردهی تاثیر معنی دار داشتند (01/0P<). بیشترین تعداد شکل نامطلوب منحنی شیردهی در فصول بهار و تابستان و کمترین تعداد شکل نامطلوب منحنی شیردهی در فصول پائیز و زمستان مشاهده شد. وراثت پذیری پارامترهای منحنی شیردهی در دامنه کم تا متوسط (03/0 تا 26/0) برآورد گردید. روند ژنتیکی تولید شیر 305 روز و مقدار شیر جزئی از روزهای 100-5، 200-101 و 305-201 شیردهی، زمان اوج تولید و مقدار تولید در اوج شیردهی مثبت و معنی دار بود (05/0P<). گاوها در فصل بهار زودتر و در فصل زمستان دیرتر به اوج تولید می رسند و تداوم شیردهی در بهار کمترین و در زمستان بیشترین است. همچنین گاوهای جوان تر تداوم شیردهی بیشتری دارند و دیرتر به اوج تولید می رسند و شکل منحنی شیردهی نامطلوب کمتری نیز دارند. بنابراین فصل زایش مناسب و سن مطلوب هنگام اولین زایش برای گاوهای هلشتاین ایران، به-ترتیب فصل زمستان و سن 24 ماه است.
    کلیدواژگان: تجزیه و تحلیل ژنتیکی، منحنی شیردهی، فصل و سن هنگام اولین زایش، گاو هلشتاین ایران
  • شعله قربانی*، علی اکبر قره داغی، مختارعلی عباسی، سید اصغر نعمتی صفحات 177-192
    این مطالعه باهدف برآورد پارامترهای ژنتیکی برای ارزیابی استراتژی اصلاح نژادی برخی صفات مهم تولیدی و تولید مثلی مرغ های بومی یزد انجام شد. به این منظور اطلاعات جمع آوری شده 12 نسل(سالهای 1380-1394) مرغ های بومی ایستگاه اصلاح نژاد استان یزد مورد استفاده قرار گرفت. آنالیز اطلاعات با استفاده از مدل دام چند صفته در در نرم افزارWOMBAT انجام شد و ارزش های اصلاحی همه پرنده ها پیش بینی شد. بیشترین و کمترین وراثت پذیری به ترتیب مربوط به صفات وزن بلوغ جنسی (02/0±58/0) و وزن اولین تخم مرغ (01/0±19/0) برآورد شد. ضرایب تابعیت میانگین ارزش اصلاحی برآورد شده بر نسل برای وزن بدن در سن یک روزگی، 8 هفتگی و 12 هفتگی، سن بلوغ جنسی،وزن بلوغ جنسی، تعداد تخم مرغ، وزن اولین تخم مرغ و میانگین وزن تخم مرغ به ترتیب 39/0 ، 79/15، 98/25، 78/1- ، 65/26 ، 87/1 ،24/0، و 69/0 بدست آمد، که همگی معنی دار بودند. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که برنامه اصلاح نژاد اعمال شده در مرکز اصلاح نژاد مرغ بومی یزد، ساختار ژنتیکی صفات را بهبود بخشیده است. همچنین در این تحقیق، 6 مدل حیوانی مختلف برازش و معنی داری آثار مدل ها با آزمون نسبت درستنمایی بررسی شد و نتایج آن نشان داد که صفات اقتصادی مرغهای بومی یزد، به طور معنی داری تحت تاثیراثرات مادری قرار دارند ولذا گنجاندن این اثرات در مدل ها، سبب افزایش دقت تخمین وراثت پذیری مستقیم می شود. لذا می بایست که در برنامه انتخاب در آینده، آنالیز صفات تحت انتخاب ، با مناسبترین مدل انجام شود.
    کلیدواژگان: وراثت پذیری، اثرات مادری، استان یزد، مرغ بومی
  • کاظم یوسفی کلاریکلایی*، سید عبدالله حسینی، مازیار محیطی اصلی، حسین یوسفی کلاریکلایی، امیر میمندی پور صفحات 193-202
    برای انجام این آزمایش از تعداد 140 قطعه مرغ مادر آرین و 20 قطعه خروس در سن 26 هفتگی استفاده شد. آزمایش به روش فاکتوریل 2×2 در قالب طرح کاملا تصادفی با 20 واحد آزمایشی و به مدت 40 هفته انجام شد. جیره های آزمایشی با دو سطح انرژی شامل 2740 (پیشنهادی سویه آرین) و 2540 کیلوکالری در کیلوگرم و دو سطح اسید آمینه لیزین قابل هضم شامل 54/0 و 61/0 درصد تنظیم شد. سطح انرژی جیره تاثیری بر تولید تخم مرغ، وزن تخم مرغ و ضریب تبدیل خوراک نداشت، اما مرغ هایی که جیره با سطح انرژی پایین تر دریافت کردند افزایش وزن روزانه کمتری داشتند (05/ 0> p). افزایش سطح لیزین جیره سبب افزایش وزن تخم مرغ به میزان 5/1 درصد شد ( 74/62 در مقابل 63/68؛ 05/ 0> p). اما درصد تولید تخم مرغ، ضریب تبدیل غذایی و افزایش وزن روزانه این مرغ ها تغییری نکرد. جیره های با سطح انرژی معمول نسبت به جیره با انرژی کم تر درصد جوجه درآوری از کل تخم مرغ ها ( 39/65 در مقابل 40/73؛ 05/0> p) و همچنین از تخم مرغ های بارور ( 27/73 در مقابل 91/ 88؛ 001/0> p) کم تری داشت. همچنین کاهش سطح انرژی جیره سبب افزایش باروری ( 62/50 در مقابل 05/ 80؛ 001/0> p) و افزایش تعداد جوجه درجه یک ( 38/75 در مقابل 26/92؛ 001/0> p) گردید. نتایج نشان می دهد که استفاده از سطح کمتر انرژی و لیزین در جیره دوره تولید مرغ مادر گوشتی سویه آرین سبب بهبود عملکرد تولید مثلی می شود.
    کلیدواژگان: انرژی، لیزین، مرغ مادر گوشتی، تولید
  • داود زحمتکش *، مقداد جهانی مقدم صفحات 203-214
    هدف از این پژوهش، بررسی جایگزینی بخشی از کنجاله سویا با منبع نیتروژن غیر پروتئینی آهسته رهش در گاوهای شیری بر تولید شیر، ترکیب شیر و پیامدهای اقتصادی آن بود. بدین منظور، 44 راس گاو شیرده با میانگین روزهای شیردهی 39±193 و میانگین تعداد زایش 1/4±1/3 به صورت تصادفی به دو تیمار آزمایشی (جیره شاهد (جیره حاوی کنجاله سویا) و جیره حاوی نیتروژن غیر پروتئینی آهسته رهش (حاوی 0/75 درصد ماده خشک جیره منبع نیتروژن غیر پروتئینی آهسته رهش)) اختصاص یافتند. جیره ها به صورت کاملا مخلوط شده و در حد اشتها خورانده شدند. تولید شیر، ترکیبات شیر و نیتروژن اوره ای خون اندازه گیری گردیدند. تولید شیر، درصد چربی، درصد پروتئین، تعداد سلول های بدنی شیر و نیتروژن اوره ای خون بین دو تیمار تفاوت معنی داری نداشتند (0/05P). شبیه سازی اقتصادی، با استفاده از پاسخ تولید شیر مشاهده شده، نشان داد که تغییر در درآمد مازاد بر هزینه خوراک در تکمیل بخش باقی مانده با سبوس گندم بالاترین بود. تحت شرایط این پژوهش، جایگزینی بخشی از کنجاله سویا با منبع نیتروژن غیر پروتئینی آهسته رهش منجر به بهبود پیامدهای اقتصادی شد.
    کلیدواژگان: منبع نیتروژن غیر پروتئینی آهسته رهش، درآمد مازاد بر هزینه خوراک، تولید شیر، گاو شیرده
  • عاطفه خاوری، مهدی خدایی مطلق *، حمیدرضا مومنی صفحات 215-226
    اسپرم مورد استفاده در مطالعه حاضر از اپیدیدیم بیضه های قوچ های فراهانی کشتار شده جمع آوری و به چهار گروه تقسیم شد. در هر نمونه، 106× 5 اسپرم وجود داشت. تیمارهای آزمایشی شامل اسپرم های لحظه صفر، اسپرم های لحظه 180 دقیقه (شاهد)، اسپرم های تیمار شده با کلرید کادمیوم (10 میکرومولار) به مدت 180 دقیقه و اسپرم های تیمار شده با سیلیمارین (5 میکرومولار) همراه با کلرید کادمیوم (10 میکرومولار) به مدت 180 دقیقه بودند. برای بررسی جنبه های مورفولوژیکی آپوپتوز در هسته اسپرم از رنگ آمیزیDiff-Quick استفاده گردید. همچنین برای برآورد شکست DNA از رنگ آمیزی اکریدین اورنژ و تست SCD استفاده شد. آنالیز داده ها از طریق روش تجزیه واریانس یک طرفه صورت گرفت. مقایسه میانگین تیمارها با استفاده از آزمون توکی در سطح خطای 05/0 انجام شد. در این پژوهش، قطر هسته اسپرم در گروه تیمار شده با کلرید کادمیوم نسبت به گروه شاهد به طور معنی داری (05/0P<) کاهش یافت. استفاده از سیلیمارین همراه با کلرید کادمیوم توانست کاهش قطر هسته اسپرم را نسبت به گروه تیمار شده با کلرید کادمیوم به طور معنی داری جبران کند. همچنین نتایج نشان دادند که درصد شکست DNA در گروه تیمار شده با کلرید کادمیوم در مقایسه با گروه شاهد (001/0>P) و گروه تیمار شده با سیلیمارین همره با کلرید کادمیوم (01/0>P) به طور معنی داری افزایش یافت
    کلیدواژگان: کادمیوم کلراید، سیلیمارین، اسپرم، آپوپتوزیس، قوچ فراهانی
  • شیدا صمدی، فرید شریعتمداری*، محسن شرفی صفحات 227-240
    تحقیق حاضر به منظور بررسی اثر نوع منبع چربی و نوع افزودنی خوراکی ، بر عملکرد تولیدی، خصوصیات کیفی تخم مرغ و سطح پراکسیداسیون چربی های زرده انجام شد. به همین منظور تعداد 108 قطعه مرغ تخم گذار های لاین سویه 36W- در دومین دوره تخم گذاری در قالب طرح کاملا تصادفی با آرایش فاکتوریل 3×2 مورد استفاده قرار گرفتند. فاکتورهای مورد مطالعه شامل دو منبع چربی(روغن گیاهی سوخته رستوران و آمیزه ای تجاری از اسیدهای چرب غیراشباع محافظت شده با کلسیم) وسه نوع افزودنی خوراکی(بدون افزودنی، آنتی بیوتیک ویرجینیامایسین و مکمل گیاهی بیوهربال) بودند. دوره 70 روزه آزمایش پس از یک دوره عادت دهی10روزه آغاز گردید. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد، نوع چربی جیره بر درصد تولید، توده تخم مرغ و مصرف خوراک تاثیر معنی داری داشته است(05/0P<)، به طوری که بیشترین پاسخ مربوط به تیمار حاوی روغن سوخته بوده است. استفاده از مکمل گیاهی افزایش خوراک مصرفی را در مقایسه با دو دیگر افزودنی به دنبال داشت. منبع چربی نتوانست درصد و استحکام پوسته تخم مرغ را تحت تاثیر قرار دهد(05/0P>). مرغ های دریافت کننده روغن سوخته تخم مرغ های با پوسته ضخیم تری تولید کردند(05/0P<). هیچ گونه اثر اصلی و متقابل معنی داری بر خصوصیات سفیده مشاهده نشد(05/0P>). تیمارهای حاوی روغن سوخته باعث افزایش شاخص رنگ زرده شد(05/0P<). اثر معنی داری در میزان سطح مالون دی آلدئید نمونه های زرده درتخم مرغ های تازه وجود نداشت(05/0P>). تحت شرایط القا کننده اکسیداسیون بالاترین میزان اکسیداسیون مربوط به تیمارهای حاوی پودر چربی بود(05/0P<). نتایج این آزمایش نشان داد مصرف چربی رستورانی بر کلیت عملکرد تولیدی طیور و گیاهان دارویی بر ماندگاری تخم مرغ تاثیر بهتری داشتند.
    کلیدواژگان: منبع چربی، آنتی بیوتیک: روغن سوخته رستوران، مکمل گیاهی
  • محمد مهدی محقی، عبدالمنصور طهماسبی *، رضا ولی زاده، عباسعلی ناصریان، محسن کاظمی، آمنه اسکندری تربقان صفحات 241-256
    این آزمایش با هدف مطالعه اثر استفاده از سطوح مختلف ساپونین خالص(Loba Chemie Ltd.) بر قابلیت هضم، فراسنجه های تخمیری، جمعیت پروتوزوآی شکمبه ای و فراسنجه های خونی در گوسفندان نر بلوچی انجام شد. از 4 راس گوسفند نر بلوچی با میانگین وزن زنده 2/2±3/40 کیلوگرم و دارای فیستولای شکمبه ای در قالب طرح چرخشی استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل 1-جیره پایه (شاهد)، 2-جیره پایه + 75 میلی گرم ساپونین در هرکیلوگرم ماده خشک جیره، 3-جیره پایه + 150 میلی گرم ساپونین و 4-جیره پایه + 300 میلی گرم ساپونین بودند. ساپونین، تاثیری بر قابلیت هضم ظاهری ماده خشک، ماده آلی، پروتئین خام، چربی خام، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی و خنثی (ADF وNDF) جیره نداشت (05/0P>). غلظت استات، پروپیونات، بوتیرات، والرات و نیز pH مایع شکمبه تحت تاثیر تیمارها قرار نگرفت (05/0P>)، اما سطح 300 میلی گرم ساپونین باعث افزایش کل اسیدهای چرب فرار در مقایسه با تیمار شاهد شد (05/0>P). با افزایش ساپونین در جیره، میانگین غلظت نیتروژن آمونیاکی و جمعیت پروتوزوآ کاهش یافت (05/0>P). همچنین میانگین سطح تری گلیسیرید خون با افزایش ساپونین در جیره، کاهش یافت (05/0>p) ولی سطح کلسترول، لیپوپروتئین های با چگالی کم یا زیاد (LDL و HDL) تحت تاثیر تیمارها قرار نگرفت (05/0P>). هرچند استفاده از ساپونین تا سطح 300 میلی گرم در جیره گوسفندان در کوتاه مدت، اثر سوئی بر سلامت دام نداشت، اما در میان فراسنجه های مورد مطالعه، غلظت نیتروژن آمونیاکی، کل اسیدهای چرب فرار، تری گلیسرید، و شمار پروتوزوآی شکمبه ای تحت تاثیر مصرف ساپونین قرار گرفت. با این وجود برای اثبات اثرات مفید ساپونین بر عملکرد دام، نیاز به مطالعات بیشتر می باشد.
    کلیدواژگان: ساپونین، گوسفند، تخمیر، پروتوزوآ، متابولیت های خونی
|
  • J. Moatamedi *, H. Solaly Pages 3-16
    Determining the diet selection of the animals grazing on the rangeland is one of the crucial necessities of animal management in different climatic regions. The present study was carried out with the aim of ascertaining Makuyi sheep diet selection on the mountainous rangelands of Kelid Daghi in Jolfa which are representing the dispersion of Makuyi sheep in EastAzerbayjanProvince. At first, a herd of sheep with 300 animals including three mature (three-year-old) ewes was chosen and tagged. At the next stage, using video recordings, the time of grazing each plant species was confirmed, and subsequently, the values of the preference of the species at different times of the day during the grazing season were determined. The results indicated that animals’ food preference at the stages of the grazing season are forbs, shrubs, and grasses. During the time of experiment Carthamus oxyacantha, Tanacetum pinnatum, Silene aucheriana, Salvia hydrangea, Helichrysum rubicundum, Annual grasses (Bromus rubens, Bromus tectorum), Festuca ovina, Astragalus effuses and Galium verum species in order had the highest preference index. Their preference indices was ≥ 1.4 and they were considered as the Class I species. The preference index of Serratula coriacea, Centaurea virgata, Thymus kotschyanus, Astragalus onobrychis, Reseda aucheri, Centaurea xanthocephala and Noaea mucronata species were 0.7-1.3 that were considered as Class II plants. Acanthophyllum mucronatum, Artemisia sieberi, Agropyron tauri, Tucrium polium, Acantholimon atropanatum, Stipa barbata and Stachys inflataspecies had the lowest preference index (≤0.6) and were considered as the Class III plants. The results are indicative of the fact that the palatability of species would not be the same during grazing season corresponding to the change in the composition of species.
    Keywords: Animal Diet Selection, Makuyi Sheep, Palatability, Preference value
  • S. A. Hosseini *, M. Sayaj, A. Zaree, H. Lofollahian, A. R. Aghashahi, M. R. Soleimani Pages 17-26
    This project was conducted to grad Alborz province laying hen farms by Multiple Attribute Decision Making methods. So, these farms divided to two groups (less than 30,000 hen's in a farm capacity and higher capacity of 3000 hen's in a farm). These groups were consisted of 8 farms. All farms data were collected through a questionnaire. To grading, performance trails such as feed intake, egg mass production, mortality and cost was used. Multiple Attribute Decision Making SAW farms for grading methods were used. Farms with high capacity (more than 30,000 hen capacity) and low capacity (less than 30,000 hen capacity) were classified in 3 groups based on the rating very good (score above 90), good (score above 80) and average (score above 70). Finally, the grading system could create competition among farms, increase efficiency and reduce the costs of production.
    Keywords: grading, Alborz province, laying hen farms, Multiple Attribute Decision Making System
  • A. Rezaee*, Ali Esmaielzadeh Pages 27-40
    As population grows and consequently the increase of application and the elevation of people`s lives, energy use has increased in poultry production industry. Regarding the importance of energy as an effective input in poultry, this research is done for efficiency analysis and index management of Broiler production in Maku Free Zone. The required data are gathered by the questionnaire and interview in 21 units of poultry during November,December and January 2015 in incubation period. Energy efficiency is calculated using Data Envelopment Analysis by constant and variable return to scale model relating to scale for 5 energy inputs including chicks, seeds,fuel, electricity, labor and 2 outputs like chicken and manure. According to the constant return to scale model it is observed that considering 21 units of poultry, 13 poultries (61.9%) had efficiency scores and 8 poultries (38.1%) had non-efficiency scores. Also according to constant return to scale model, 15 units (7.42) were efficient and 6 units (28.57%) were non-efficient. In addition the highest and the lowest fuel consumption were for gasoline (66.2%) and labors (0.07%). Poultries were the most non-efficient in fuel consumption and were the least non-efficient in chick consumption. The non-efficient use of gasoline is because of the simultaneity of incubation time and cold season, incorrect use management especially in halls and consuming gasoline as a fuel for labors` houses.
    Keywords: Data Envelopment Analysis, Energy Indices, Broiler Production, Efficiency
  • M. Sofi Mohammadi, Hossein Moravej *, M. Shivazad Pages 41-54
    This study was conducted to determine the effects of three different fat powder sources on growth performance and carcass traits of male broiler chickens reared in cages with 4 floors to 42 d of age. 120-day-old broiler chicks (Ross 308) were randomly assigned to one of the six treatments with four replicates based on a randomized complete block design with a 3×2 factorial arrangement. The fat sources include fat powder with plant origin, pure palm and plant – animal mixed were used. Sources of phosphorus include di-calcium phosphate and phosphoric acid were used. Daily feed intake, Daily gain and feed conversion ratio not affected by the type of fat sources from 10 to 42 days (p>0.05). Two sources di-calcium phosphate and phosphoric acid in average daily feed intake, daily gain and feed conversion ratio were not significantly different (p>0.05). Daily feed intake, daily gain and feed conversion ratio was not affected by the interaction between sources of fat and source of phosphorus from 10 to 42 days (p>0.05). Dressing percentage, breast, thigh, abdominal fat and liver in birds fed the different sources fat powder was not significant (p>0.05). Compare treatments in terms of the cost of feed to one kilogram of live weight showed that diet containing fat powder with plant origin in the entire production period was more expensive than the other two sources. The results showed that, there is no significant difference between the different sources of fat powder on performance and carcass traits of birds (p>0.05
    Keywords: Broiler, Fat powder, Phosphorus, performance, Carcass characteristics
  • H. Khamisabadi *, Gh. Pourhesabi Pages 55-66
    This study was conducted to detemine the effects of combination of Peppermint (Mentha peppirata L) or Thymus (Thymus vulgaris L) extracts on broiler performance, carcass characteristics and intestinal micro flora. This study designed based on a factorial (3×3) completely randomized design using 540 broiler chicken with 9 treatments, 3 replicate and 20 chickens per replicate. Experimental period considered to be 42 days and experimental diets were: control (without any supplement as basal diet), control with 0.1% Peppermint extract, 0.2% Peppermint extract, 0.1% Thymus extract, 0.2% Thymus extract, 0.1% Peppermint and 0.1% Thymus extracts, 0.1% Peppermint and 0.2% Thymus extracts, 0.2% Peppermint and 0.1% Thymus extracts, 0.2% Peppermint and 0.2% Thymus extracts respectively. Results showed that effects of Peppermint and/or Thymus extracts on feed consumption, body weight gain and feed conversion ration were not significant (P
    Keywords: Peppermint, Thymus, Carcass haracteristics, Intestinal micro flora, Broiler
  • Sh. Mirzaie*, Keyvan Karkoudi, Saeed Khalajzade Pages 67-76
    The aim of this study was to determin the nutritive value of wheat, barley and corn using different processing methods and determination of nutritive value of protein using CNCPS method after milling, rolling, steam flacking or pelleting. In the processing cereals, the highest crude protein in )percentage of dry matter( belong to dry rolled wheat (14.2), rolled barley (12.6) and pelleted corn (9.5) respectively. The minimum amount of A part of protein belong to pelleted wheat (0.8) milled barley (0.5) and steam flacked corn (0.1) respectively. The maximum amount of B1 part of protein belong to pelleted wheat (6.5), dried roll barley (8.2) and pelleted corn (6.4) respectively. The maximum amount of B2 part belong to dried roll wheat (6.7), pelleted barley (4.4) and pelleted corn (2.5) respectively and maximum amount of B3 was belong to steam flacked wheat (0. 5), pelleted barley (0. 5) and pelleted corn (0.3) respectively. The minimum amount of C part in crude protein belong to milled wheat (0.01), milled barley (0.07) and dried roll corn (0.02) percentage of dry matter respectively. In general, considering the cost and the required equipments, in processing of wheat, barley and corn, steam flaking, pelleting and milling methods are proposed respectively.
    Keywords: Cereals Processing, CNCPS, Rolling, Steam Flaking, Pellete
  • V. Baradaran*, Y. Ghodsi Pages 77-94
    Improving productivity in poultry industries as one of the major sub-sectors of agriculture sector is important. Studying and comparing productivity indicators in different provinces of the country help to plan more accurate and enhance productivity. In this study, appropriate indicators to measure the partial productivity (energy and raw materials) and total productivity factor in poultry farm production between 2000 and 2015 (sixteen years) are defined. Comparing measured indicators in sixteen years between Iran provinces is difficult. The exploratory factor analysis method is used to reduce dimensions of data and overcome the problem. Using factor analysis, data on productivity indicators for each province has been summarized in two factors in which the effect of time (years) has been removed. Clustering approach clusters provinces in terms of similarity productivity values. The results show, Bushehr, Zanjan, Sistan and Baloochestan and Kohkiluyeh and Boyerahmad provinces used the energy resources and Bushehr province mostly used the raw materials as well. Generally, Tehran province had the highest total productivity. At the end, we investigated the efficiency of each province in production of poultry products in clusters by Data Envelopment Analysis (DEA) method.
    Keywords: Poultry Products, Productivity, Efficiency, Factor Analysis, Clustering Analysis
  • Bahareh Taheri Dezfuli * Pages 95-102
    Triticale is a hybrid cereal derived from crossing wheat with rye. In areas where soil and water were as limiting factors for plant growth, the silage of triticale can be used as a substitute for corn silage. This study was conducted to evaluate the effect of microbial additives on the morphological characteristics, chemical composition and gas test of triticale silage, in a completely randomized design with 3 treatments and 5 replications. The treatments were included of triticale silage without bacterial inoculation (control), triticale silage inoculated with Lactobacillus plantarum and triticale silage inoculated with Enterococcus faecium, Lactobacillus brevis and Lactobacillus plantarum. Dry matter, crude protein, pH, gas test, ammonia nitrogen, total nitrogen, effluent and sensory test of silages were determined. The average of dry matter, crude protein, total nitrogen, the amount of effluent, morphological characteristics, the amount of gas production at the time of 96 hour and the parameters of gas production (B,C) showed no significant differences in all treatments (P>0.05). Also, the average of pH of silages which microbial additives were used in the preparation of them, were significantly lower than the control group (P
    Keywords: triticale, microbial additive, silage, ammonia nitrogen, pH
  • T. Ghaznavi, Seyyed Javad Hosseini-Vashan *, N. Afzali, S. E. Ghiasi Pages 103-116
    The aim of this study was conducted to evaluate the effects of processed pomegranate pulp with Hydroxide Calcium on performance egg quality and cholesterol, blood biochemical parameters and antioxidant status of laying hens in peak production of laying hens. A total 200 Hy-Line W-36 at peak production with 32 weeks. The dietary treatments were included the levels of 0, 4, 7 and 10 % of processed pomegranate pulp with Hydroxide Calcium. The performance data including egg percentage, feed intake, egg mass, and FCR were weekly recorded. The results were revealed that processed pomegranate pulp with Hydroxide Calcium(PPP) improved the egg percentage, feed intake, egg mass, and FCR. The egg quality parameters did not affected by dietary treatments with exception that Haugh unit increased in birds received the processed pomegranate pulp. The eggshell parameters involved eggshell weight and specific gravity had no affected by dietary treatments. The eggshell thickness and eggshell resistance was increased when hens fed diets contained PPP. The PPP diets decreased the egg cholesterol and blood cholesterol. The concentration of malondialdehyde decreased with enhancement of the levels PPP in diets. It is concluded that addition of pomegranate pulp with Hydroxide Calcium may be improved the performance, egg quality, and antioxidant status and cholesterol of laying hens.
    Keywords: Cholesterol, Egg mass, Malondialdehyde, Pomegranate pulp
  • M. Nobakht, H. Darmani *, M. Mohiti Pages 117-128
    This experiment was conducted to investigate the effect of thyme extract (TE) and dietary fat on performance and carcass antioxidant properties of Ross 308 broiler chicks (male/female ratio of 50/50). The used experimental design was a completely randomized design with six dietary treatments each replicated 4 times with 10 birds per replicate. Feed intake (FI) and body weight gain (BWG) of the chicks were recorded at the end of starter, grower and finisher periods. These records were used to calculate feed conversion ratio (FCR). The susceptibility to lipid oxidation of thigh muscles from two slaughtered chicks (on day 42) was determined during 45 and 90 days of refrigerated storage (-20 °C) using thiobarbituric acid reactive substances (TBARS) assay. Chicks fed diets supplemented with fat had higher BWG and FI, and lower FCR compared to diets without fat (P0.05). As an overall conclusion, adding TE and SO to the diets of broiler chicks for the entire experimental period led to improved growth rate in SO supplemented birds and increased oxidative stability of meat in birds supplemented with TE.
    Keywords: Antioxidant properties, performance, Thyme extract, dietary fat, broiler chickens
  • Elnaz Safiyary *, Parviz Farhoomand, Mohsen Daneshyar Pages 129-140
    The aim of this experiment was to determine the total leucine requirement of male Ross 308 ýbroiler chicks. To determinate valine requirement of male broiler chicks based on growth ýperformance, a total of 250 male broiler chicks from 24 to 39 Days of age, was assigned to 5 ýtreatments with 5 replicate using a completely randomized design. Wheat-corn-soybean meal-ýbased diet was formulated to provide the all nutrient except leucine, based on Ross 308 ýmanagement guide. Dietary leucine was supplied in 5 levels from 1.16 to 1.36 % for the ýexperimental period. In the experimental period weight gain, feed intake, feed conversion ýratio and feed efficiency ratio were determined. Result of this study showed that the liner ýbroken line model were used for determine of total leucine requirement for Ross 308 male ýbroiler chicks is the well fitted base on weight gain, feed intake and feed conversion ratio, and ýevaluated leucine content for these performance parameters were 1.217, 1.218 and 1.213 % of ýdiet, respectively. The result of this experiment showed that the uric acid of chickens was ýsignificantly affected by the Leucine supplementation in diet (P
    Keywords: Leucine, Broken Line Model, Broiler Chick
  • Taghi Ghoorchi *, M. M., Smusavi Pages 141-150
    In order to study of fattening potential of lambs by pasturing barley forage, 21 Atabay (Dalagh) ram lambs, with initial body weight 22.5±0.4 selected and used in 90 days feeding experiment. A completely randomized design with 3 treatments and 7 replications was used. The lambs were fed diets include: (1) fattening diet, (2) 1 month grazing 2 month fattening deit, (3) 2 month grazing month fattening diet. The effects of treatments on total weight and daily feed intake of the lambs were not significant, however, average daily gain of lambs in the first, second and third month of the experiment had a significant difference between treatments (P>0.05). Carcass efficiency, Carcass weight, Carcass length, eye muscle area and cut fat thickness was not affected by treatments. Lambs grazed one and two month had the most leg weight respectively, that were significantly, different with the fattening diet (P>0.05). Flank and brisket weight were significantly higher in 1 month grazing treatment than others (P>0.05).
    Keywords: Dalagh Lamb, Grazing, Whole-Crop Barley, Carcase Characteristics
  • A. Mirhidari, N. Torbatinejad, S. Hasani, Pirouz Shakeri * Pages 151-162
    Biochar is a carbonaceous material obtained when types of biomass heated in a closed container with little or no available oxygen. Biochar combines a porous structure and large surface area for microbial adhere. This study was carried out to investigate the effects of feeding pistachio by-product biochar (PBPB) on growth performance, microbial protein, blood metabolites and some of ruminal fermentation parameters in fattening lambs. For this purpose, 12 Kermanian male lambs (21.70 ± 1.37 kg BW) were randomly allocated to 1 of 2 experimental diets containing 0 and 1 % of PBPB (DM basis) over an 84-days period. Experimental diets were fed twice daily in two equal portions as total mixed rations. Dry matter intake (DMI) and weight gain were recorded and blood, urine and rumen fluid samples were collected at different times. Result indicated that feeding 1% PBPB had no significant effect on dry matter intake, but average daily gain, feed conversion ratio and microbial protein production were improved (p
    Keywords: fattening lamb, biochar, performance, blood metabolites, pistachio by-product
  • Effects of season and age at first caving on phenotypic and genetic characteristic of lactation curve parameters in primiparous Iranian Holstein cows
    Hossein Naeemipour, Mohammad Mahdi Shariati *, S. Zerehdaran, M. Jabbari Pages 163-176
    The objective of this study was to investigate the effects of season and age at first calving on parameters of Wood function in fitting lactation curves (such as persistency, peak time and peak yield) of primiparous Iranian Holsteins. A total of 580,980 test day records from 953 herds recorded on 58,098 cows calved between 1990 and 2012, were analyzed. Genetic analysis was performed in a univariate animal model using DMU package. The results showed that the effects of herd, year and season of calving, age at first calving and Holstein gene percentage on lactation curve parameters were significant (P
    Keywords: genetic analysis, lactation curve, season, age at first calving, Iranian Holstein cows
  • Sh. Ghorbani *, Ali Akbar Gharahdaghi, Mokhtar Ali Abbasi, Seed Asghar Nemati Pages 177-192
    This research, aimed to estimate genetic parameters to evaluate breeding strategy for some important production and reproduction traits in Yazd native fowls.For this purpose, the data collected for12 generations (2006-2015) in Yazd native fowls was used. Genetic parameters were estimated by multi-trait animal model using WOMBAT software and breeding values were predicted for all birds.The highest and lowest heritability were estimated for weight at sexual maturity (0.58±0.02) and egg weight at 1st day of laying (0.19 ± 0.01), respectively. Genetic trends of BW1, BW8, BW12, ASM, WSM, EN, EW1 and MEW were estimated, 0.39, 15.79, 25.98, -1.78, 26.65, 1.87, 0.24 and 0.69 respectively, that all traits were significant. Results of this study showed that the breeding program applied in Yazd native fowls, genetic structure has improved. Also, a series of six different animal models were fitted for all traits, and the best model for each trait was chosen based on log-likelihood ratio tests (LRT).Our results showed that maternal effects are significant in economic traits in Yazd native fowls and so, the inclusion of these effects in models, increasing the accuracy of the estimates of direct heritability .Therefore, We must in future selections program, analysis of traits under selection, with the most appropriate model to be done.
    Keywords: Heritability, Maternal effects, Yazd province, Native fowl
  • Kazem Yussefi *, Said Abdollah Hosseini, Maziar Mohiti Asli, Hussein Yussefi Kelarikolaei, Amir Meimandi Pour Pages 193-202
    An experiment was carried out with 140 Arian broiler breeder hens and 20 males at 26 weeks of age. This experiment was done in 2×2 factorial arrangement in a completely randomized design with 20 experimental units and lasted 40 weeks. Dietary treatments were formulated with 2 levels of energy including 2740 and 2540 Kcal/Kg and two level of digestible lysine (0.54 and 0.61 %). Dietary energy level had no significant effect on egg production, egg weight and feed conversion ratio, but hens were received lower energy level had a lower daily weight gain compare to the hens received high energy level (p
    Keywords: Energy, Lysine, broiler breeder, reproductive performance
  • Davood Zahmatkesh *, Meghdad Jahani-Moghadam Pages 203-214
    The objective of this research was to evaluate the partial replacement of soybean meal with a slow-release source of non-protein nitrogen in the dairy cattle ration on milk production, milk composition and economic implications. Forty-four cows with an average 193±39 days in milk and the average parity number of 3.1 ± 1.4 were assigned to one of the following treatments: the control ration (containing soybean meal), and the experimental ration containing non-protein nitrogen slow-release (0.75% of diet DM as slow-release source of non-protein nitrogen). The diets were fed to cows as total mixed ration and ad libitum. Milk production, milk composition, and blood urea nitrogen were measured. Milk yield, milk fat and protein percentage, somatic cell count, and blood urea nitrogen were not influenced by treatments (P >0.05). Income over feed cost (IOFC) for the diet containing non-protein nitrogen slow-release was significantly higher compared with the control treatment (P
    Keywords: slow releasing non protein nitrogen source, income over feed cost, milk production, milking cow
  • Atefeh Khavari, Mahdi Khodaei *, Hamidreza Momeni Pages 215-226
    The sperm used in the current study was collected from the testis epidydim of slaughtered Farahani's ram and divided to four groups. There are 106 sperms in each sample. The experimental treatments included sperm at 0 hour, sperm at 180 minutes (control), sperm treated with cadmium chloride (10μM) for 180 minutes and sperm treated with silymarin (5 μM) and cadmium chloride (10 μM) for 180 minutes. Diff-Quick staining was used to investigate the apoptosis morphological features in sperm nucleus. Also, acridine orange staining and sperm chromatin dispersion (SCD) test were used for estimation of sperm DNA fragmentation. Data were analyzed using one way ANOVA. Comparison of treatment means was done by Tukey's test at 0.05 confidence level.In this research, the sperm nucleus diameter was significantly (P
    Keywords: cadmium chloride, silymarin, sperm, apoptosis, Farahani´s ram
  • Sh. Samadi, Farid Shariatmadari *, M. Sharafi Pages 227-240
    This study was conducted to assess the effect of different fat source and feed additives in diets on performance, egg quality and lipid oxidation yolk in laying hens in. A total of 108 hy-line W-36 number laying hens were used in the second laying period in a completely randomly design(CRD) with a factorial arrangement of (2×3). Experimental factors were two fat sources (waste cooking oil and a commercial mixture of Ca- protected unsaturated fatty acids) and three types of feed additive (without feed additive, virginiamycin and biohebal® feed). A 70-d experimental period was, used after a 10-d adaptation period. The results of this study showed that type of dietary fat had significant effect on the production, egg mass and feed intake, so that most responsive was treatment with waste cooking oil (P0.05). Chickens receiving waste cooking oil produced eggs with thicker eggshell (P0.05). Treatments with waste cooking oil caused a significant increase in yolk color index (P0.05). The highest rates of under induced oxidation of fat oxidation was related to treatments containing fat powder (P
    Keywords: Fat sources, antibiotic, herbal feed supplement, waste cooking oil
  • Mohammad Mehdi Moheghi, Abdoul Mansour Tahmasbi *, Reza Valizadeh, Abasali Naserian, Mohsen Kazemi, Ameneh Eskandary Torbaghan Pages 241-256
    This experiment was conducted to study the effect of different levels of pure saponin (Loba Chemie Ltd.) on digestibility, fermentation parameters, ruminal protozoa population and blood metabolites in Baluchi male sheep. Four rumen fistulated Baluchi male sheep (LW=40.3±2.2kg) were used in a change-over design. Experimental treatments were 1) basal diet (control), 2) basal diet 75 mg saponin per kg of diet (DM basis), 3) basal diet 150 mg saponin, and 4) basal diet 300 mg saponin. Saponin did not affect apparent digestibility of dry matter, organic matter, crude protein, crude fat, NDF, and ADF of the diet (P>0.05). Concentration of acetate, propionate, butyrate, valerate and also pH of the rumen fluid were not affected by the treatments (P>0.05), but the level of 300 mg saponin increased total volatile fatty acids compared to the control group (P0.05). Although use of saponin up to 300 mg in the diet, had no negative effect on the health of animal, but among the studied parameters, ammonia nitrogen concentration, total volatile fatty acids, blood triglyceride and numbers of ruminal protozoa were affected by saponin. However, more studies are needed to prove the beneficial effects of saponins on animal performance.
    Keywords: Saponin, sheep, fermentation, protozoa, blood metabolites