فهرست مطالب

دانشکده علوم پزشکی نیشابور - سال پنجم شماره 16 (پاییز 1396)
  • سال پنجم شماره 16 (پاییز 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/09/30
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مقالات مروری
  • مسعود سهیلی*، لیلا آرا، سید مجتبی بنی طباء بیدگلی، محمود سلامی صفحات 1-8
    بیماری آلزایمر یک اختلال نورودژنراتیو می باشد که مشکلات شناختی از جمله نقص در یادگیری و حافظه از علائم آن به شمار می آیند. در واقع ابتلا به این بیماری یکی از مهم ترین علل فراموشی محسوب می شود تا جائیکه بیش از نیمی از افراد مبتلا به زوال عقل در دوران پیری به این بیماری دچار هستند. بیماری آلزایمر حاصل دخالت عوامل مختلفی است که عمدتا بدلیل اختلالات بیوشیمیایی در تولید پروتئین ها، فعالیت الکتریکی غیرکنترل شده نورونی و تغییر در میزان برخی نوروترانسمیترها بوجود می آیند. استرس های اکسیداتیو، سمیت وابسته به افزایش میزان گلوتامات، کاهش میزان استیل کولین و التهاب بافت مغز از جمله عوامل دخالت کننده در بروز این بیماری هستند. در این بین تولید اشکال غیر طبیعی پپتیدهای آمیلوئید بتا و پروتئین های تائو زمینه سازهای بسیار مهم بیماری آلزایمر می باشند. این مطالعه مروری به نقش پپتیدهای آمیلوئید بتا و پروتئین های تائو در تغییرات نورونی منجر به بیماری آلزایمر پرداخته است.
    کلیدواژگان: آلزایمر، پپتید آمیلوئید بتا، پروتئین تائو، فراموشی
  • مقالات پژوهشی اصیل
  • هاجر مریخ پور*، سهیل سبحان اردکانی صفحات 9-24
    مقدمه از آنجا که جذب سطحی یکی از موثرترین روش های حذف فلزات سنگین از محیط است، لذا این پژوهش با هدف بررسی کارایی جاذب نانو رس بنتونیت در حذف کروم و کبالت از محلول آبی سنتتیک انجام یافت.
    مواد و روش ها همه مراحل آزمایش تحت شرایط بهینه انجام و به صورت ناپیوسته از جاذب نانو رس بنتونیت استفاده شد. اثر متغیرهای pH، مقدار جاذب، غلظت اولیه ماده جذب شونده و زمان تماس بر کارایی حذف کروم و کبالت بررسی شد. همچنین به منظور تعیین ثابت سرعت فرآیند جذب، داده ها با دو مدل سینتیکی مرتبه اول و شبه مرتبه دوم مقایسه و با ایزوترم های لانگ مویر و فروندلیخ مطابقت داده شدند. پردازش آماری نتایج نیز توسط نرم افزار آماری SPSS انجام یافت.
    یافته ها در مطالعه زمان تعادل، پس از 30 دقیقه کارایی جذب کروم و کبالت به ترتیب 98/2 و %98/9 حاصل شد. بیشینه جذب کروم و کبالت به ترتیب در pH های 3 و 5 پس از گذشت 30 دقیقه مشاهده شد. از طرفی بیشترین کارایی جذب کروم و کبالت به ترتیب در مقادیر 0/5 و g 2 از جاذب مشاهده شد و با افزایش غلظت جاذب، کارایی جذب روند صعودی قابل ملاحظه نداشت. مطالعات سینتیک جذب نشان داد که مدل سینتیکی شبه مرتبه دوم به خوبی با داده ها همخوانی داشت. همچنین مدل های ایزوترم های فروندلیخ و لانگ مویر از توانایی توصیف داده های جذب برخوردار بودند (0/9 < r2).
    نتیجه گیری بر اساس نتایج حاصل جاذب نانو رس بنتونیت از توان حذف یون های فلزات سنگین سمی از نمونه های حقیقی برخوردار است.
    کلیدواژگان: ایزوترم جذب، محلول آبی، نانو رس بنتونیت، کروم، کبالت
  • میر مجید خالقی آنباردان *، افشار جعفری صفحات 25-36
    مقدمه با توجه به نتایج محدود و متناقض مربوط به تاثیر مصرف حاد ترکیبات متیل گزانتینی بر پاسخ های التهابی متعاقب انجام فعالیت بدنی، تحقیق حاضر به منظور تعیین تاثیر مصرف حاد کافئین بر تغییرات اینترلوکین 6 و پروتئین واکنشگر C در مردان بدنساز تمرین کرده متعاقب انجام یک جلسه تمرین مقاومتی بسیار آهسته صورت گرفت.
    مواد و روش ها در راستای دستیابی به هدف تحقیق، 16 مرد تمرین کرده ( با میانگین سنی 0/75±24 سال، و درصد چربی 0/61±10/3 و شاخص توده بدنی kg/m2 0/49±23/5)، در قالب یک طرح نیمه تجربی دو گروه همگن 8 نفری، تمرین مقاومتی بسیار آهسته با شبه دارو ( 10تکرار با شدت 1RM 40%، 1 نوبت، زمان کل تکرار یک نوبت 120 ثانیه) و تمرین مقاومتی بسیار آهسته با مکمل کافئین (6 میلی گرم به ازای کیلوگرم وزن بدن) شرکت کردند. نمونه های خونی قبل و 24 ساعت پس از تمرین به منظور تعیین میزان اینترلوکین6 و پروتئین واکنشگر C جمع آوری شد. داده ها با استفاده از آزمون تی مستقل در سطح معنی داری پنج درصد تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها نتایج حاکی از این است که انجام تمرینات مقاومتی بسیار آهسته باعث افزایش معنی دار غلظت اینترلوکین6 و پروتئین واکنشگر C گردید (0/05>P). که این افزایش در گروه مکمل کافئین بطور معنی داری کمتر بود.
    نتیجه گیری بر اساس یافته های تحقیق حاضر، مصرف حاد کافئین باعث تعدیل پاسخ شاخص های التهابی مردان بدنساز متعاقب انجام تمرینات مقاومتی بسیار آهسته گردید. از این رو مصرف کافئین در بدنسازها می تواند از بروز برخی التهاب ها جلوگیری به عمل آورد.
    کلیدواژگان: تمرینات مقاومتی، بسیارآهسته، کافئین، اینترلوکین6، پروتئین واکنشگر C
  • کریم خوش گرد، حسین مفاخری، احمد محمدبیگی، مریم حزباوی، مسعود رضایی* صفحات 37-46
    مقدمه هدف از پرتودرمانی، رساندن دز کشنده پرتو به سلول های سرطانی است؛ بطوریکه همزمان بافت های سالم مجاور، کمترین مقدار پرتوگیری را داشته باشند. یکی از راهکار های افزایش دز در سلول های سرطانی، استفاده از نانوذرات با عدد اتمی بالا به عنوان حساس کننده های پرتویی در این سلول ها می باشد.
    مواد و روش ها نانوذرات اکسیدآهن با پوشش دکستران با غلظت های مختلف (10، 40 و μg/ml 80) به مدت 24 ساعت با سلول های سرطانی دهانه رحم رده HeLa انکوبه شدند و میزان اثر حساس کنندگی پرتویی غلظت های مختلف نانوذرات تحت تابش با دزهای مختلف از باریکه الکترونی Mev 6 و باریکه فوتونی Mv 6 مقایسه شد. میزان بقای سلول ها با روش MTT بررسی شد.
    یافته ها میزان بقای سلول ها در گروه های دریافت کننده تابش درحضور و عدم حضور نانوذرات اکسیدآهن اختلاف معنی داری نشان داد (0/05>P )؛ میانگین فاکتور افزایش دز پرتویی در غلظت های 10، 40 و μg/ml 80 در تابش با انرژی Mev 6 به ترتیب 0/04± 1/13، 0/05±1/19 و 0/07±1/25 و در تابش با باریکه فوتونی با انرژی Mv 6 این فاکتور به ترتیب 0/15±1/19، 0/11±1/49 برای غلظت های 10 و μg/ml 40 به دست آمد.
    نتیجه گیری با استفاده از نانوذرات اکسیدآهن با پوشش دکستران، می توان به طور قابل ملاحظه ای دز جذبی و در نتیجه کشتار سلولی را در سلول های سرطانی دهانه رحم رده HeLa افزایش داد.
    کلیدواژگان: پرتو درمانی، اثر حساس کنندگی پرتویی، نانوذرات، اکسیدآهن، سرطان دهانه رحم
  • شاهین حاجی قهرمانی* صفحات 47-62
    مقدمه در مطالعه حاضر، اثر ضد دردی سه پروتکل بی دردی لومبوساکرال برای عمل جراحی انتخابی قطع دم در سگ هایی که داروی پیش بیهوشی آسپرومازین دریافت کرده بودند بررسی شد.
    مواد و روش ها15 قلاده سگ در سه گروه به صورت تصادفی تقسیم شدند. داروهای مورد ارزیابی شامل لیدوکائین (mg/kg 4) به تنهایی (گروه1)، سولفات منیزیم (mg/kg 2/5) در ترکیب با لیدوکائین (mg/kg 4) (گروه 2) و سولفات منیزیم (mg/kg 2/5) به تنهایی (گروه3) بودند. بی دردی قبل از انجام عمل جراحی با استفاده از دستگاه وون فری بررسی شد. همچنین، در حین و بعد از جراحی نیز بی دردی ارزیابی شد.
    یافته ها تاثیر داروها در کاهش درد در حین و بعد از جراحی معنی دار بود (0/05>P). رتبه درد در گروه های اول و دوم نسبت به گروه سوم در حین جراحی پائین تر بود. میان گروه اول و دوم در ارزیابی رتبه درد بعد از جراحی اختلاف وجود داشت (0/05>P). ارزیابی با رشته های فیلامان وون فری نشان داد که تغییر معنی دار در آستانه درد وون فری بین گروه ها مشاهده نشد.
    نتیجه گیری بر پایه نتایج مطالعه حاضر به نظر می رسد که سولفات منیزیم تزریق شده به فضای لومبوساکرال- اپیدورال سگ ها سبب ایجاد بی حسی در رشته های عصبی A دلتا و C بدون ایجاد نقص در عملکرد اعصاب می شوند. علاوه بر آن، ترکیب سولفات منیزیم- لیدوکائین سبب ایجاد بی دردی مناسب بعد از عمل می شود.
    کلیدواژگان: سولفات منیزیم، لیدوکائین، بی دردی، سگ، جراحی
  • محمدرضا یزدانی، حمیدرضا کوه بنانی *، جمال دشتی امیرآباد، مصطفی عظیمی نژاد صفحات 63-73
    مقدمه کیفیت منابع آب شرب رابطه تنگاتنگی با بهداشت و سلامت جامعه دارد. جهت اندازه گیری و پهنه بندی پارامترهای کیفی منابع آب می توان از GIS استفاده نمود تا به سهولت اطلاعات ذی قیمتی به فعالان بخش سلامت جامعه ارائه گردد. در مطالعه حاضر برخی شاخص های مهم کیفی منابع آب زیرزمینی بخش مرکزی شهرستان مشهد اندازه گیری و پهنه بندی گردید.
    مواد و روش ها در پژوهش حاضر شاخص های کیفیت آب شامل TDS، TH، سولفات، کلر،pH و سدیم در پهنه ای شامل 1580 چاه آب اندازه گیری گردید. سپس داده ها وارد محیط GIS شده و با استفاده از روش کریجینگ پهنه بندی شد.
    یافته ها شاخص کل مواد جامد محلول در %60 از منابع آب زیرزمینی منطقه و شاخص سختی آب در %81 از سطح کل منطقه از استاندارد ملی ایران فراتر رفته است. در خصوص شاخص سدیم تنها %3 از محدوده و در شاخص کلرید %6 از محدوده که عمدتا در جنوب شهر مشهد و بخش های کوچکی در شمال غرب مشهد واقع اند از استاندارد فراترند. شاخص سولفات نیز در بیش از %9 منطقه مورد مطالعه در شرایط نامساعد قرار دارد. وضعیت شاخص pH منطقه مناسب بود.
    نتیجه گیری نتایج بدست آمده و نقشه ها نشان می دهد شرایط کیفی منابع آب زیرزمینی مخصوصا در دو شاخص TDS و TH در بخش های جنوبی شهر مشهد نامناسب ارزیابی می گردد. این مسئله با تراکم بالای جمعیت در این منطقه و عدم زهکشی مناسب مرتبط است. لازم است استفاده از منابع آب زیرزمینی در نواحی بحرانی محدود شده و منابع آب سالم جایگزین برای مصارف شرب در این مناطق تعریف شود.
    کلیدواژگان: آب زیرزمینی، کیفیت آب، دشت مشهد، GIS
  • سمانه دولت آبادی*، شکوفه عمرانی، الناز مهرافروز، راحله ژیانی صفحات 74-85
    مقدمه با توجه به گسترش نگران کننده مقاومت های آنتی بیوتیکی نسبت به عوامل ضدمیکروبی کلاسیک، استفاده از روش نوین درمانی برای مبارزه با عوامل بیماری زای مقاوم ضروری به نظر می رسد. مطالعه حاضر به منظور سنتز نانوذرات نقره بوسیله عصاره آبی گل اکالیپتوس کامالدولنسیس (Eucalyptus camaldulensis)و بررسی اثر ضد باکتریایی آنها انجام شد.
    مواد و روش ها ما از یک روش بیوسنتز خارج سلولی سازگار با محیط زیست یعنی عوامل احیاکننده عصاره آبی گل اکالیپتوس کامالدولنسیس برای تولید نانوذرات نقره استفاده کردیم. تولید نانوذرات نقره با استفاده از تغییر رنگ، طیف سنجی فرابنفش، الگوی پراش اشعه ایکس و میکروسکوپ الکترونی نگاره تایید گردید. فعالیت ضدباکتریایی نانوذرات نقره حاصل در برابر باکتری های گرم مثبت و گرم منفی، با روش های میکروبراث دایلوشن و حداقل غلظت کشنده باکتریایی مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها وجود نانوذرات نقره توسط حداکثر میزان جذب در nm 413، تغییر رنگ تا قهوه ای تیره، طیف سنجی مادون قرمز و الگوی پراش اشعه ایکس تایید گردید. میانگین اندازه نانوذرات بین nm 80-67 اندازه گیری شد. در نهایت حداقل غلظت مهاری رشد و حداقل غلظت کشندگی بر روی باکتری استافیلوکوکوس اورئوس 3/12 و 6/25، باسیلوس سوبتیلیس 6/25 و 6/25 و سودوموناس آئروجینوزا 50 و mg/ml 100 اندازه گیری شد.
    نتیجه گیری نتایج این پژوهش نشان داد که نانوذرات نقره سنتز شده به وسیله عصاره آبی گل اکالیپتوس کامالدولنسیس فعالیت ضدباکتریایی خوبی در برابر باکتری های آزمایش شده داشته و می توانند در زمینه های مختلف به عنوان یک عامل ضدباکتری استفاده شوند. انجام مطالعات بیشتری برای بیان اثر سمیت این ذرات ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: Eucalyptus camaldulensis، سنتز سبز، نانوذرات نقره، اثرات ضدباکتریایی
  • محمدرضا سمرقندی، قربان عسگری، فرشید قربانی شهنا، سید علیرضا بابایی * صفحات 86-98
    مقدمه اتیل بنزن یکی از مهم ترین ترکیبات آلی فرار و یکی از 189 ماده خطرناک آلاینده هوا است که وجود آن در هوای فضاهای بسته و باز مورد توجه بوده و همواره نگرانی هایی را در آلودگی هوا بوجود آورده است. بنابراین بایستی قبل از انتشار به محیط زیست از جریان هوای آلوده تصفیه شود. این مطالعه با هدف تاثیر کاربرد ترکیبی ازن و کربوسیو در حذف کاتالیستی اتیل بنزن از جریان هوای آلوده انجام شده است.
    مواد و روش ها این مطالعه از نوع تجربی بود که در آن از ترکیب ازن و کربوسیو به عنوان کاتالیزور جهت حذف اتیل بنزن از جریان هوا استفاده شد. آزمایشات مربوطه در یک راکتور با جریان مداوم انجام شد و نتایج از ن زنی کاتالیزوری با ازن زنی ساده و جاذب کربوسیو مقایسه گردید. نمونه برداری و آنالیز نمونه ها با روش NMAM 1501 با استفاده از دستگاه GC مجهز به آشکارساز FIDانجام شد.
    یافته ها یافته های مورد بررسی نشان داد کارایی فرآیند ازن زنی ساده در حذف اتیل بنزن از جریان هوای آلوده در غلظت های مورد مطالعه به طور متوسط کمتر از 25% می باشد. همچنین کارایی بستر جاذب کربوسیو با افزایش غلظت آلاینده در ورودی راکتور کاهش می یابد. در فرآیند از ن زنی کاتالیزوری نسبت به جاذب کربوسیو بطور میانگین در تمامی غلظت ها افزایش راندمان 45% مشاهده گردید.
    نتیجه گیری با توجه به عملکرد فرآیند ترکیبی ازن و کربوسیو و افزایش راندمان حذف اتیل بنزن در مقایسه با فرآیند از ن زنی ساده و سیستم جاذب کربوسیو کاربرد این فرآیند به عنوان روشی نوید بخش و جایگزین سیستم های رایج حذف ترکیبات آلی فرار پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: آلودگی هوا، کربوسیو، اتیل بنزن، ازن
|
  • Masoud Soheili *, Leyla Ara, Seyyed Mojtaba Bani Taba Bidgoli, Mahmoud Salami Pages 1-8
    Alzheimer’s disease as a neurodegenerative disorder is known as a main cause of cognitive problems including learning and memory. Indeed, more than half of people with senile dementia suffer from the disease. The Alzheimer’s disease is resulted from numerous factors such as biochemical disorders in protein production, uncontrolled electrical activity of neurons and changes in level of some key neurotransmitters in the brain. Oxidative stresses, increased glutamate dependent neurotoxicity, decreased release of acetyl choline and inflammation of the brain tissue are the main factors involving in the Alzheimer’s disease. However, abnormal forms of amyloid beta peptides as well as tau proteins have key role in emergence of the disease. The present study reviews the critical involvement of amyloid beta peptides and tau proteins in modification of neuronal function leading to the Alzheimer’s disease.
    Keywords: Alzheimer's disease, Amyloid beta, Tao proteins, Dementia
  • Hajar Merrikhpour *, Soheil Sobhan Ardakani Pages 9-24
    Introduction and Aims Nowadays, the presence of toxic heavy metals in the industrial, commercial, domestic and agricultural effluents is known as a major environmental concern. Since the adsorption process is one of the most effective methods for removing of metal ions from the environment, the current study was carried out to investigate the efficiency of bentonite nanoclay as an adsorbent for removal of Cr and Co from aqueous solutions.
    Materials and Methods All stages of the experiment were performed under optimum conditions, using nanosized bentonite absorbent discontinuously. In this study, batch experiments were carried out as a function of solution pH, adsorbent dosage, initial concentration, and contact time. The equilibrium isotherms were characterized and kinetic models were tested. Also, to determine the adsorption rate constant of metals onto the adsorbent, experimental data were compared by pseudo-first-order and pseudo-second-order kinetic models and then were adjusted to Langmuir and Freundlich models. All statistical analyses were performed using the SPSS statistical package.
    Results The results showed that by raising pH, the adsorption efficiency of Co and Cr from solution were increased and decreased respectively. The maximum adsorption capacity of Cr and Co was observed at pH 3 and 5 respectively after 30 minutes. Also, by increasing the adsorbent amount to 0.5 g and 2 g, adsorption efficiency increased and then there is no significant changes in removal efficiency were observed by increasing the adsorbent dosage. Moreover, under these conditions, the kinetics of the adsorption process followed pseudo-second-order and both Langmuir and Freundlich adsorption isotherms with a correlation coefficient greater than 0.90.
    Conclusion Based on the results, it can be concluded that the bentonite nanoclay can be used for removal of metals ions from real samples.
    Keywords: Adsorption Isotherm, Aqueous Solution, Bentonite Nanoclay, Chromium, Cobalt
  • Mir Majid Khaleghi Anbardan*, Afshar Jafari Pages 25-36
    Background And Aims
    According to limited and inconsistent results about the effect of acute supplementation of Metyl-Xantine on inflammatory responses following training, this study was to determine the effect of acute caffeine consumption on C-reactive protein and interleukin-6 responses following one session of super-slow resistance training.
    Material and
    Method
    In order to achieve the purpose of the study, 16 trained males (mean age, 24 ± 0/75 years, and fat percentage 10/3 ± 0/61 and BMI 23 /5 ± 0/49 kg /m2 ) participated in a quasi-experimental design and were randomly assigned in two homogenous groups (n=8): (1) super-slow resistance group with placebo (10 reps, %40 1RM,1 times, total time 120 seconds) and (2) super-slow resistance group with caffeine (6mg/kg). Blood samples were collected before and 24 hours after training to determine C-reactive protein and interleukin-6. Data were analyzed by independent t-test at the significant level (P≤0/05).
    Findings: The results suggest that super-slow resistance training significantly increased C-reactive protein and IL-6(P≤0/05). The increase in the supplement group was significantly lower.
    Conclusion
    we conclude that super-slow resistance training causes low-grade inflammation increased IL-6 concentrations ( supplement group: from 23/57 to 24/93 pg/ml, placebo group: from 22/48 to 29/08 pg/ml) and C-reactive protein (supplement group: from 0/72 to 0/82 mg/l, placebo group: from 0/69 to 1/2 mg/l ) and acute caffeine consumption can improve inflammatory responses in resistance training male. So we suggest male bodybuilder athletes to acute caffeine supplementation before and during their resistance training session to reduce the inflammatory responses following resistance training.
    Keywords: Resistance training, super-slow, caffeine, interleukin-6, C-reactive protein
  • Karim Khoshgard Dr, Hossein Mafakheri, Ahmad Mohammadbeigi, Maryam Hazbavi, Masoud Rezaei * Pages 37-46
    Introduction and aims: The aim of radiotherapy is delivering lethal dose of radiation to tumor cells while adjacent healthy tissues would have the least amount of irradiation. One way to increase the dose in the tumor cells is using high atomic number nanoparticles as radiation sensitizers in these cells.
    Materials And Methods
    Dextran-coated iron oxide nanoparticles at different concentrations (10, 40 and 80 µg/ml) were incubated with HeLa cell line of cervical cancer for 24 hours and then the cells irradiated with different doses (0, 2, 4, 6 and 8 Gy) of 6 MeV electron and 6 MV photon beams. Survival fraction of the cells was evaluated by MTT assay.
    Results
    The survival fraction in the groups receiving radiation in the absence and presence of iron oxide nanoparticles showed significant differences (p
    Conclusion
    Using iron oxide nanoparticles coated with dextran can increase the absorbed dose and consequently cell killing in cervical cancer cells (HeLa).
    Keywords: Radiotherapy, Radiation-Sensitizing Agents, nanoparticles, Iron Oxide, cervical cancer
  • Shahin Hajighahramani * Pages 47-62
    Introduction
    The aim of the present study was to evaluate the antinociceptive efficacy of three lumbosacral analgesic protocols for elective tail ducking surgery in dogs received acepromazine premedication.
    Materials And Methods
    15 dogs were randomly divided in 3 groups. Evaluated treatments were lidocaine (4mg/kg) alone (group1), magnesium sulphate (2.5 mg/kg ) in combination with lidocaine (4 mg/kg) (group2) and magnesium sulphate (2.5 mg/kg) alone ( group3) that were injected in the epidural space. Analgesia was assessed before surgical procedure using Von Frey device. Analgesia was evaluated during and after surgery, too.
    Results
    The decrease of pain was significant in three treated groups during and after surgery (P
    Conclusion
    Based on the present results it is concluded that magnesium sulfate injected into the lumbosacral epidural space of dogs causes to an antinociceptive effect in A δ and C- fibers without any motor functional deficits. Additionally, magnesium sulfate- lidocaine combination produce suitable postoperative analgesia.
    Keywords: Magnesium Sulfate, Lidocaine, Analgesia, Dog, Surgery
  • Mohammadreza Yazdani Dr, Hamidreza Koohbanani *, Jamal Dashti Amirabad, Mostafa Aziminejad Pages 63-73
    Introduction The quality of drinking water resources is closely related to public health. Using GIS, we can easily map the measured quality parameters and provide valuable information to community health services. In the present paper, some important indicators of groundwater resources in the central district of Mashhad city were measured and zoned.
    Materials and Methods In this research, water quality indicators, including TDS, TH, sulfate, chloride, pH and sodium were analyzed in a zone including 1580 wells. Then the data was entered to GIS Framework and mapped using the Kriging methods.
    Results The results of the research indicate that TDS and TH exceed in the most acceptable levels of the Iranian national standard in 60% and 81% of the total studied area respectively. In the case of the sodium index, only 3% of the area and in the chloride index, six percent of the area, which is located mainly in the south of Mashhad and small parts in the northwest of Mashhad, have exceeded the standard. Sulfate index is also in unfavorable conditions in more than nine percent of the studied area. The pH index is in suitable condition.
    Conclusion The outcomes illustrate that the qualitative conditions of underground water resources, particularly in TDS and TH are in the inappropriate condition in the southern parts of Mashhad. It is related to the high population density and the lack of proper drainage. It is needed to restrict over exploitation of groundwater resources in critical hot spots, along with defining alternative safe water sources for urban consumption.
    Keywords: Underground water, Water Quality, Mashhad Plain, GIS
  • Samaneh Dolatabadi Dr *, Shokufe Emrani, Elnaz Mehrafruz, Rahele Zhiani Dr Pages 74-85
    Introduction and Aims: Due to the developing bacterial drug resistance to classical antimicrobial agents, it seems necessary to produce an innovative therapeutic approach to eliminate resistant pathogens. This study aimed to biosynthesis of silver nanoparticles (AgNPs) using flowers extract of Eucalyptus camaldulensis and determined of antibacterial activity of produced AgNPs.
    Materials And Methods
    We used an environmentally friendly extracellular biosynthetic technique for the production of the AgNPs. The reducing agents used to produce the nanoparticles were from the aqueous flowers extract of Eucalyptus camaldulensis. The AgNPs were characterized by color changes, the UV-visible spectroscopy, FTIR analysis, XRD patterns and Scanning Electron Microscopy (SEM) technique. The antibacterial activity of AgNPs was investigated against Gram-positive and Gram-negative bacteria ,through broth micro dilution (MIC values) and MBC (Minimum bactericidal concentration) assays.
    Results
    An absorption peak at 413 nm and the color change to dark brown were corresponding to the plasmon absorbance of AgNPs and then were performed by FTIR and XRD methods. The average size of nanoparticles was observed between 67 and 80 nm. Furthermore, the MIC value of extract against Staphylococcus aureus, Bacillus subtilis and Pseudomonas aeruginosa were 3.12, 6.25, and 50 mg/mL, respectively. The corresponding MBC values were 6.25, 6.25 and 100 mg/mL, respectively.
    Conclusion
    Our findings confirmed that extracellular synthesis of AgNPs mediated by E. camaldulensis flowers extract indicated a good bactericidal activity against the tested bacteria and can be used in various fields as an antibacterial agent. Further studies are needed to characterize the toxicity effect of these particles.
    Keywords: Eucalyptus camaldulensis, Green synthesis, AgNPs, Antibacterial effect
  • Mohammad Reza Samarghandi Dr, Ghorban Asgari Dr, Farshid Ghorbani Dr, Seyed Alireza Babaee * Pages 86-98
    Introduction and Aims: Ethylbenzene is one of the most important volatile organic compounds and one of 189 hazardous air pollutants that found in many indoor and outdoor environments and always creates air pollution concerns. Thus, before being discharged to the environment, it must be treated from polluted airstream. The aim of this study was the effect of combined use of ozone and carbosieve in the catalytic removal of ethylbenzene from the polluted airstream.
    Materials and Methods
    The study was experimental in which a combination of ozone and carbosieve as a catalys was used in the removal of ethylbenzene from the polluted airstream. The experiments were carried out in a reactor with the continuous system and the results of catalytic ozonation were compared with the results of single ozonation and carbosieve adsorbent. The sampling and analyzing were done with 1501 NMAM method by GC equipped with FID detector.
    Results
    The results of this study showed that the removal effectiveness of single ozonation process is averagely less than 25%. Also, the efficiency of absorbent decreased with the concentration increase of ethylbenzene.The increase ratio of the efficiency in catalytic ozonation process to efficiency of carbosieve adsorbent was averagely 45%.
    Conclusion
    With regard to high efficiency of catalytic ozonation process and increasing the removal ethylbenzene, the catalytic ozonation process is suggested as a promising and alternative technology for the elimination of VOCs from the polluted air stream.
    Keywords: Air Pollution, Carbosieve, Ethylbenzene, Ozone