فهرست مطالب

کودکان استثنایی - سال هفدهم شماره 4 (پیاپی 66، زمستان 1396)
  • سال هفدهم شماره 4 (پیاپی 66، زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1397/01/20
  • تعداد عناوین: 10
|
  • نیلا علمی منش * صفحات 5-14
    پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی مداخله روان درمانی مثبت گرا بر تنیدگی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی انجام شد.
    روش
    در این مطالعه تعداد 30 نفر از مادران دارای فرزند کم توان ذهنی انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل قرارداده شدند.
    ابزار سنجش مقیاس تنیدگی والدینی بود. ابتدا پرسشنامه به صورت پیش آزمون اجرا شد ه سپس مداخله روان درمانی مثبت گرا برای گروه آزمایش در8 جلسه دو ساعته برگزار گردید. در پایان دوره شرکت کنندگان دوباره با استفاده از مقیاس تنیدگی والدینی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با آزمون تحلیل واریانس چند متغیره تحلیل شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد مداخله روان درمانی مثبت گرا بر کاهش تنیدگی در هر دو قلمرو والد و کودک در مادران دارای فرزند کم توان ذهنی موثر بوده است.
    نتیجه گیری
    در نتیجه میتوان گفت استفاده از مداخله روان درمانی مثبت گرا بر کاهش تنیدگی موثر است و می توان از آن جهت کاهش اضطراب مادران دارای فرزند کم توان ذهنی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: روان درمانی مثبت گرا، تنیدگی، کم توان ذهنی
  • دکتر مجید صفاری نیا *، شهره بیات، احمد نورمحمدی صفحات 15-26
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف شناسایی تفاوت جامعه پسندی شخصیت، واکنش روانی، حمایت اجتماعی ادراک شده و سبک های دفاعی در والدین کودکان معلول جسمی حرکتی و سالم شهر اصفهان انجام شده است.
    روش
    روش پژوهش حاضر توصیفی علی- مقایسه ای است. جامعه آماری تحقیق، کلیه والدین کودکان معلول جسمی حرکتی و سالم شهر اصفهان است. با روش نمونه گیری در دسترس 30 نفر والدین دارای کودک معلول جسمی حرکتی و 30 نفر والدین کودکان سالم از مراکز تحت پوشش بهزیستی شهر اصفهان انتخاب شدند و سپس آزمون های شخصیت جامعه پسند پنر، مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شده چند بعدی زیمت و همکاران، پرسشنامه واکنش روانی هنگ و پیج و پرسشنامه سبک های دفاعی آندروز و همکاران را پر کردند.
    یافته ها
    نتایج آماری تحلیل واریانس چند متغیره مانوا نشان داد بین دو گروه در ابعاد حمایت خانواده، حمایت دوستان، هم حسی جهت گیری شده و جامعه پسندی شخصیت تفاوت معناداری وجود دارد. به طوری که میزان حمایت خانواده در والدین کودکان معلول جسمی و حرکتی، هم حسی جهت گیری شده و جامعه پسندی شخصیت بیشتر از والدین با کودکان سالم است. همچنین حمایت دوستان در والدین کودکان معلول جسمی و حرکتی کمتر از والدین با کودکان سالم است، ولی در بین سایر متغیرها تفاوت معناداری مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج تحقیق نقش حمایت اجتماعی ادراک شده و جامعه پسندی شخصیت در والدین کودکان معلول جسمی حرکتی مورد تایید قرار گرفت و توجه به آن در طراحی مداخلات ارتقای سلامت والدین کودکان معلول جسمی حرکتی توصیه می شود.
    کلیدواژگان: جامعه پسندی شخصیت، واکنش روانی، حمایت اجتماعی ادراک شده، سبک های دفاعی، معلول جسمی حرکتی
  • کبری جوادیان، رسول عابدان زاده*، اکرم هاشمیان صفحات 27-36
    هدف
    هدف این پژوهش بررسی اکتساب و یادگیری دقت پرتاب از بالای شانه در کودکان دارای اختلالات طیف اتیسم در شرایط تمرین ثابت، متغیر قالبی و متغیر تصادفی بود.
    روش
    پژوهش حاضر نیمه تجربی بود. جامعه آماری این پژوهش کودکان دختر و پسر 5 تا 7 سال دارای اختلالات طیف اتیسم شهرستان دره شهر بودند که 18 کودک به روش در دسترس انتخاب و سپس بر اساس نمرات پیش آزمون در سه گروه تمرین ثابت، تمرین متغیر قالبی و تمرین متغیر تصادفی قرار گرفتند. شرکت کنندگان در سه جلسه مداخله شرکت کردند. تکلیف شرکت کننده ها مهارت دقت پرتاب از بالای شانه به سمت هدف هایی بود که در فاصله 3 متری از افراد بر روی دیوار ترسیم شده بود. گروه تمرین ثابت با هدفی به ابعاد 60 در 60 و گروه تمرین متغیر قالبی و متغیر تصادفی به اهدافی به ابعاد 30 در 30 ، 60 در 60 و 90 در 90 سانتی متر پرتاب از بالای شانه تمرین نمودند. مرحله اکتساب شامل شامل 6 دسته کوشش 6 تایی در طی 3 روز بود. پس از 24 ساعت آزمون یادداری و آزمون انتقال 10 دقیقه پس از آزمون یادداری با تغییر در اندازه هدف به عمل آمد.
    یافته ها
    نتایج در مرحله اکتساب نشان داد که سه گروه تمرینی از لحاظ تغییرپذیری در اجرای خود پیشرفت داشتند اما تفاوت معنی داری نشان ندادند (5 0/0 ≤P). در مرحله یادداری گروه تمرینی ثابت بهتر عمل کردند (5 0/0 ≥P) ولی در مرحله انتقال سه گروه تمرینی قادر به انتقال مهارت خود به شرایط جدید نبودند (5 0/0 ≤P).
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های این پژوهش، استفاده از تمرین ثابت در کودکان دارای اختلالات طیف اتیسم می تواند به طور موثری در یادگیری تکلیف پرتاب از بالای شانه تاثیر داشته باشد. همچنین اصل ویژگی تمرین در افراد دارای اختلالات طیف اتیسم نیز مورد تایید قرار می گیرد. با توجه به یافته های پژوهش حاضر به مربیان و افرادی که با کودکان دارای اختلالات طیف اتیسم سروکار دارند پیشنهاد می شود در آموزش مهارت های حرکتی به این کودکان از تمرین به روش ثابت استفاده کنند.
    کلیدواژگان: تمرین متغیر، تمرین ثابت، یادگیری، پرتاب از بالای شانه، کودکان اوتیسم
  • لیلا بیات مختاری *، علیرضا آقایوسفی، حسین زارع، وحید نجاتی صفحات 37-48
    این پژوهش به منظور بررسی تاثیر تحریک مستقیم الکتریکی مغز از روی جمجمه بر روی بعد شنیداری/ کلامی حافظه کاری در ناحیه قشر پیش پیشانی خلفی جانبی انجام شد. طرح این پژوهش، آزمایشی از نوع پیش آزمون/پس آزمون با گروه کنترل و انتساب تصادفی بود. نمونه پژوهش شامل 20 دانش آموز پسر نارساخوان 8 تا 10 ساله که معیارهای ورود به مطالعه را داشتند، بود. دو نوع تحریک آندی و ساختگی با شدت جریان 1/5 میلی آمپر به مدت 20 دقیقه و 15 دقیقه آموزش آگاهی واج شناختی بر 20نفر شرکت کننده طی 10جلسه ارائه گردید. شرکت کنندگان قبل و بعد از تحریک با تکلیف ان بک ، مورد سنجش قرار گرفتند. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد تحریک آندی، تاثیر معناداری در بهبود عملکرد فرد در بعد شنیداری/کلامی حافظه کاری نسبت به گروه تحریک ساختگی دارد در مجموع مطالعه حاضر نشان داد که تحریک آندی سبب افزایش عملکرد فرد در تکلیف مربوط به حافظه کاری شنیداری و بهبود آن شده است.
    کلیدواژگان: تحریک مستقیم الکتریکی مغز از روی جمجمه (tDCS)، قشر پیش پیشانی خلفی جانبی (DLPFC)، حافظه کاری، تکلیف n، back
  • دکتر تورج هاشمی *، دکتر محمدعلی نظری، دکتر غلامرضا نورآذر، نعیمه ماشینچی عباسی صفحات 49-64
    اختلال نقص توجه/ بیش فعالی (ADHD)، شایع ترین اختلال عصبی-رفتاری است که شیوع آن در سراسر جهان حداقل 5% در کودکان سنین مدرسه برآورد شده است. علائم مختل کننده این اختلال در بزرگسالی در 65% افرادی که در کودکی تشخیص دریافت کرده اند، تداوم می یابد. عوامل ژنتیکی و محیطی در این اختلال، نقش مهمی داشته و این عوامل به تغییرات مدارهای بسیاری در مغز منجر شده و مسیرهای متنوعی را تا علائم ایجاد کرده، نیمرخ های نقایص مختلف را پدید آورده و به اختلالاتی منجر می شوند. DSM-5 سه فنوتیپ بالینی ADHD شامل مشکلات توجهی، نوع بیش فعالی/ تکانشگری و نوع ترکیبی را مشخص کرده است، با این حال، بسیاری از مطالعات با استفاده از الکتروانسفالوگرام (EEG) به بررسی فعالیت مغز کودکان مبتلا به ADHD در مقایسه با افراد نرمال، پرداخته تا نروفیزیولوژی زیربنایی ADHD را روشن ساخته و زیرگروه های آن را با پاسخ متفاوت به درمان، مورد بررسی قرار دهند. در این راستا، یک طبقه بندی طیفی QEEG از جمعیت ADHD بعمل آمده است که چهار زیرگروه اصلی شامل زیرگروه I (افزایش نابهنجار طیف فرکانسی دلتا-تتا در قسمت مرکز یا سنترال- فرونتال)، زیرگروه II (افزایش نابهنجار ریتم تتا در قسمت میانی فرونتال)، زیرگروه III (افزایش نابهنجار فعالیت بتا در قسمت فرونتال) و زیرگروه IV (فعالیت بسیار زیاد و افراطی آلفا درکانالهای فرونتال، مرکزی و پسین) را مشخص می کند. هرچند، شواهد پژوهشی بطور غیرمستقیم، موید این طبقه بندی است، لکن تحکیم آن در نظام های تشخیصی به مطالعات دامنه دار نیازمند بوده که در مرور حاضر، تصریح مبانی نظری و عملی این رویکرد، مورد امعان نظر قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: ADHD، الکتروانسفالوگرام (EEG)، زیرگروه I، زیرگروه II، زیرگروه III، زیرگروه IV
  • دکتر عزت الله قدم پور *، دکتر مسعود صادقی، پرستو چهری، زهرا خلیلی گشنیگانی صفحات 65-76
    هدف
    هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش امید بر کاهش فرسودگی تحصیلی دانش آموزان دختر استثنایی(کم توان ذهنی) دوره متوسطه دوم شهر خرم آباد بود.
    روش
    روش پژوهش حاضر، آزمایشی از نوع پیش آزمون_ پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر استثنایی (کم توان ذهنی) دوره متوسطه دوم مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 94-1393 در شهر خرم آباد بود. نمونه پژوهش شامل 30 دانش آموز دختر استثنایی دوره متوسطه دوم شهر خرم آباد بود که با استفاده از روش تصادفی ساده انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 9 جلسه تحت آموزش امید قرار گرفتند، اما در این مدت گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. در پایان از هر دو گروه، پس آزمون به عمل آمد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه فرسودگی تحصیلی برسو (2007) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس چندمتغیره) استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که آموزش امید باعث کاهش فرسودگی تحصیلی و ابعاد آن می شود(001/0P£).
    نتیجه گیری
    بر این اساس به معلمان پیشنهاد می شود در طول دوره آموزش خود، به آموزش امید به دانش آموزانی که دچار فرسودگی تحصیلی می باشند، مبادرت ورزند.
    کلیدواژگان: امید، فرسودگی تحصیلی، دانش آموزان استثنایی
  • سونیا درویشی، دکتر فلور خیاطان* صفحات 77-86
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف بررسی آموزش شفقت نسبت به خود بر شادکامی و کیفیت زندگی مادران کودکان دارای اتیسم انجام شد.
    روش
    در این پژوهش، 30 نفر از مادران کودکان دارای اتیسم از 60 نفر کل جامعه به صورت در دسترس انتخاب و در دو گروه (15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل) مورد مطالعه قرار گرفتند. گروه مداخله در 8 جلسه آموزشی گروهی 90 دقیقه ای شرکت کرد و گروه گواه هیج مداخله ای دریافت ننمود. اثربخشی این درمان در 3 دوره پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری توسط پرسش نامه های شادکامی آکسفورد و کیفیت زندگی جهانی ریف سنجیده شد.
    یافته ها
    نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش شفقت نسبت به خود بر افزایش شادکامی و کیفیت زندگی مادران کودکان دارای اتیسم تاثیر دارد.
    نتیجه گیری
    نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش شفقت نسبت به خود بر افزایش شادکامی و کیفیت زندگی مادران کودکان دارای اتیسم اثربخش است، آموزش در دوره پیگیری نیز پایدار بود.
    کلیدواژگان: آموزش شفقت نسبت به خود، اتیسم، شادکامی، کیفیت زندگی
  • سپیده شیشه فر، فائزه عطاریان*، حمید کارگربرزی، سپیده درویش نارنج بن، هادی محمدلو صفحات 87-99
    : پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مهارت های شناختی اجتماعی با بازی درمانی شناختی رفتاری بر مهارت های اجتماعی و مقبولیت اجتماعی کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری شهر کرج انجام شد.
    روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش-آزمون، پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کودکان پایه اول و دوم ابتدایی مناطق 3، 2، 1 شهر کرج در سال 1395 بودند. 46 کودک به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش (دو گروه) و کنترل (یک گروه) جایگزین شدند. گروه آزمایش اول، 10 جلسه 30 دقیقه ای تحت آموزش مهارت های شناختی اجتماعی و گروه آزمایش دوم، نیز 10 جلسه 30 دقیقه ای تحت آموزش بازی درمانی شناختی رفتاری قرار گرفتند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه علایم مرضی کودکان و مقیاس مهارت های اجتماعی و مقیاس مقبولیت اجتماعی بود.
    نتایج تحلیل کواریانس چند متغیره نشان داد که دو گروه از نظر شدت تاثیر دو مداخله تفاوت معناداری باهم ندارند، ولی هر دو مداخله مهارت های شناختی اجتماعی و بازی درمانی شناختی رفتاری، موجب تحول مهارت های اجتماعی و مقبولیت اجتماعی در دو گروه آزمایش شد.
    کلیدواژگان: مهارت های شناختی اجتماعی، بازی درمانی شناختی رفتاری، مقبولیت اجتماعی، اختلالات رفتاری
  • هوشنگ زندی، دکتر غلامعلی لواسانی *، دکتر غلامعلی افروز، دکتر محمد سعید مردوخی صفحات 101-112
    هدف از تحقیق حاضر یافتن یافتن پاسخی برای این پرسش است که آیا بین مادران کودکان استثنایی و مادران کودکان عادی از نظر سلامت روان تفاوت وجود دارد یا خیر؟
    آزمودنی های این پژوهش متشکل از 516 نفر از مادران کودکان استثنایی (202 نفر کم توان ذهنی،63 ناشنوا،58 نفر نابینا،94 نفر جسمی-حرکتی،99 نفر چند معلولیتی) که بطور تام شمارش انتخاب شده بودند و 69 نفر از مادران کودکان عادی که بطور تصادفی انتخاب شدند. ابزار به کار گرفته شده یک مقیاس 28 سوالی سلامت عمومی (GHQ) است. طرح تحقیق نیز به روش علی مقایسه ای است.
    نتایج حاصل از یافته های آماری نشان داد که بطور کلی بین سلامت روان مادران کودکان استثنایی و مادران کودکان عادی تفاوت معناداری وجود دارد (P<. /. 5). همچنین از نظر علائم سلامت روانی یعنی بین خرده مقیاس علائم جسمانی و افسردگی تفاوت معناداری بین مادران گروههای مختلف استثنایی و مادران گروه عادی مشاهده نشد.
    در مولفه اضطراب و کم خوابی بین 5 گروه مادران کودکان چند معلولیتی ، کم توان ذهنی، جسمی حرکتی، نابینا و آسیب بینایی، ناشنوا و آسیب شنوایی تفاوت معنی داری به لحاظ آماری مشاهده نشد. بین مادران کودکان عادی با چند معلولیتی، کم توان ذهنی ، جسمی حرکتی ، در مولفه اضطراب و کم خوابی تفاوت معنی داری به لحاظ آماری مشاهده شد. در حالیکه بین مادران عادی با نابینا و آسیب بینایی، ناشنوا و آسیب شنوایی تفاوت معنی داری به لحاظ آماری مشاهده نشد.
    در مولفه کارکرد اجتماعی بین 5 گروه مادران کودکان چند معلولیتی، کم توان ذهنی، جسمی حرکتی، نابینا و آسیب بینایی، ناشنوا و آسیب شنوایی تفاوت معنی داری به لحاظ آماری مشاهده نشد. بین مادران کودکان عادی با چند معلولیتی، کم توان ذهنی، جسمی حرکتی و ناشنوا و آسیب شنوایی در مولفه کارکرد اجتماعی تفاوت معنی داری به لحاظ آماری مشاهده شد. در حالیکه بین مادران عادی با مادران نابینا و آسیب بینایی، تفاوت معنی داری به لحاظ آماری مشاهده نشد.
    کلیدواژگان: سلام روان. کودکان نابینا، ناشنوا، عقب مانده ذهنی
  • سارا دازی، پروین کدیور *، محمد حسین عبداللهی، حمید رضا حسن آبادی صفحات 113-128
    : هدف این مطالعه ارزیابی کارایی آموزش بسط طرحواره برای بهبود مهارت های حل مسئله داستانی دانش آموزان دارای اختلال ریاضی در پایه دوم ابتدایی بود.
    در این پژوهش شبه آزمایشی 8 دانش آموز دارای اختلال ریاضی (نمره برش زیر 85 در آزمون ریاضی کی مت و بالای چارک اول در 5 خرده آزمون آزمون خواندن نما و نمره بهره هوشی در دامنه نرمال (بالاتر از 85) ) به صورت انفرادی در آموزش بسط طرحواره (به کمک برنامه ریاضی دزدان دریایی) شرکت کردند. دانش آموزان گروه کنترل (8 دانش آموز) نیز هیچ آموزشی دریافت نکردند. برنامه ریاضی «دزدان دریایی» با هدف بهبود مهارت های حل مسئله داستانی بر مهارت های بنیادین ترکیب های عددی، محاسبات روندی و جبر تمرکز دارد. این آموزش به مدت 5 هفته و در هر هفته به صورت سه جلسه 20 تا 30 دقیقه ای به صورت انفرادی برای دانش آموزان گروه مداخله ارائه شد.
    نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر کارایی آموزش بسط طرحواره را نشان داد. عملکرد دانش آموزان دارای اختلال ریاضی در حل مسئله داستانی (66/0= 2ŋ در برابر 02/0= 2ŋ) ، محاسبات روندی (در جمع 87/0= 2ŋ و در تفریق 97/0= 2ŋ) در برابر گروه کنترل (جمع 25/0= 2ŋ و تفریق 16/0= 2ŋ) و جبر (78/0= 2ŋ در برابر 28/0= 2ŋ) تفاوت معناداری با عملکرد دانش آموزان گروه کنترل دارد.
    کلیدواژگان: اختلال ریاضی، آموزش بسط طرحواره، برنامه آموزشی معتبر، مسائل داستانی
|
  • Nila Elmy Manesh * Pages 5-14
    Objective
    the present study was performed to determine effectiveness of positive psychotherapy intervention on stress in mothers of intellectually disabled children.
    Method
    In this study, 30 mothers with intellectually disabled children were selected and then assigned equally into an experimental and control group through random assignment method. The assessment tool was parental stress scale. First questionnaires were implemented as pretest and then positive psychotherapy intervention was performed for experimental group in 8 two-hour sessions. At the end of the course, participants were reevaluated using parental stress scale. Data were analyzed using multi-variable variance analysis.
    Keywords: Positive psychotherapy, Stress, Intellectually Disabled
  • Majid Saffarinia Proffessor *, Shohre Bayat, Ahmad Nurmmohamadi Pages 15-26
    Objective
    The present study was conducted to identify the difference between personality, psychological response, perceived social support and defensive styles in the parents of physically and physically disabled children in Isfahan.
    Method
    This research was a causal-comparative study. The statistical population of the study was all parents of healthy and physically disabled children in Isfahan. A sample of 30 children with physically and mentally handicapped children and 30 parents of healthy children were selected via convenience sampling from the Welfare centers of Isfahan. Then, filled in Penner State-personality tests, multi-dimensional perceived social support scale of Zimm et al., Hong and Pae's Psychological Response Questionnaire and Andrews et al.'s defense styles questionnaire.
    Results
    The results of MANCOVA showed that there is a significant difference between the two groups in terms of family support, support of friends, and sensory orientation. So that the amount of family support in the parents of children with physical and mental disabilities is both sensationalized and the charity community is more personal than parents with healthy children. Also, the support of friends in parents of physically and mentally handicapped children was lower than that of parents with healthy children, but no significant difference was observed among other variables.
    Conclusion
    According to the results of the research, the role of perceived social support and personality socialization in parents of children with physical disabilities were confirmed. And it is recommended to design health promotion interventions for parents of children with mobility impairment.
    Keywords: Prosocial Personality, Psychological Reaction, Perceived Social Support, Defense Styles, Physically defected
  • Kobra Javadian, Rasool Abedanzadeh *, Akram Hashemian Pages 27-36
    Objective
    The purpose of this study was to evaluate the acquisition and learning task of over hand throwing accuracy in children with autism in different training conditions.
    Method
    This research benefited a semi-experimental method. The population of this study included male and female children with a diagnosis of autism aged 5 to 7 years old in Darrehshahr. A convenient sample of 18 children with autism was recruited. Based on their pre-test scores they were divided into three different groups of constant practice, blocked variable practice and random variable practice. The participants performed the over hand throwing task on the goals which put on their front wall with a distance of three meters away of them. Constant practice group performed current task onto target which had 60cm×60cm length whereas blocked and variable practice groups performed onto targets which had 30×30 cm, 60×60 cm and 90×90 cm length. Acquisition phase consisted of 6 blocks with each 6 trials performed during 3 days. Retention test performed after 24 hours of last session of acquisition and then transfer test performed after 10 minutes of retention test with making change in targets length.
    Results
    The results of the acquisition phase showed that three groups had improved performance. However, it was not significant (P≥0/05). The performance of constant practice group compared with other groups improved in retention test (p≤0/05) but nobody of three groups revealed no significant difference in transfer test (P≥0/05).
    Conclusion
    The current finding detected using constant practice in children with autism can contain effectively effect on the learning of over arm throwing task. Also practice specificity principle is confirmed in children with autism. According to these findings it suggests to coaches and trainer who are engage with such people to use constant practice for learning of motor skills like this.
    Keywords: Variable Practice, Constant Practice, Learning, Over Hand Throwing, Children with Autism
  • Leila Bayat Mokhtari *, Ali Reza Agha Yousefi, Hossein Zare, Vahid Nejati Pages 37-48
    This survey was done in order to consider the impact of transcranial direct current stimulation on the auditory/ verbal working memory in the area of dorsolateral prefrontal cortex. This survey plan was experimental in the kind of pretest/after test together control group and arbitrary selection. The study sample contains 20 boy students with dyslexia with 8 to 10 years old that have inclusion criteria in this study. Two kinds of anode and sham stimulation, with 1.5 mA circuitry for 20 minutes and 15 minutes phonological awareness training on 20 participants in 10 sessions were presented.
    The participants before and after stimulation with N- Beck task were tested.
    The covariance results showed that anode stimulation has a significant impact on improving performance in the auditory / verbal aspect of the working memory compared to the sham stimulation.
    Overall, this study showed that the anode stimulation increased and improved individual performance on tasks involving auditory working memory.
    Keywords: transcranial direct current stimulation (TDCS), dorsolateral prefrontal cortex (DLPFC), working memory, n, back task
  • Touraj Hashemi *, Nazari Nazari, Golamreza Nourazar, Naimeh Mashinchi Abbasi Pages 49-64
    Attention-Deficit/Hyperactivity Disorder (ADHD) is the most common neurodevelopmental diorder and its worldwide frequency at school age is 5%. Impaired symptoms could be persist throughout the lifespan and diagnosed in 65% individuals received ADHD diagnosis in childhood. Both genetic and environmental factors play an important role, leading to alterations of multiple circuits in the brain and creating various pathways to symptoms, different individual deficit pro­files and resulting impairments. The Diagnostics and Statistical Handbook for Mental Disorders (DSM-5) defines three ADHD clinical phenotypes: attention difficulties, hyperactivity/impulsivity and the combined subtype. However, many studies have investigated the brain activity in ADHD patients compared with normal ones through electroencephalography so that underlying neurophysiology could be identified and examine the presentations regarding prognosis. Recently, a QEEG spectrum classification of ADHD population has been developed defining four main subtypes: I subtype (abnormal increase of delta-theta frequency range centrally or centrally-frontally), II subtype (abnormal increase of frontal midline theta rhythm), III subtype (abnormal increase of beta activity frontally), and IV subtype (excess of alpha activities at posterior, central, or frontal leads). Although this classification has been implied in various studies, comprehensive investigation is needed so that it could be established in diagnosis. The present review illuminates the theoretical and experimental basis of the QEEG spectrum classification of ADHD.
    Keywords: ADHD, Quntitiative Electroencephalography (QEEG), I subtype, II subtype, III subtype, IV subtype
  • Ezattolah Ghadampour *, Masoud Sadeghi, Parastoo Chehri, Zahra Khalili Geshnigani Pages 65-76
    Objective
    The aim of this study was to investigate the effects of hope training on decrease academic Burnout of Exeptional Girl Students (mental retardation) of Khoramaabad Second Level of middle school.
    Method
    It is a experimental design with pre-test, post-test and control group. The sampling population of the present study included all exceptional girl students of Khoramaabad second level of middle school in the academic year of 2014-2015. By means of random selection number of 30 exceptional girl students were selected as samples of the present study and randomly assigned to two groups of experimental (n=15) and control group (n=15). The participants of experimental group were instructed about hope for nine sessions, yet the participants of control group received no intervention. Eventually, both groups took the post-test. The instrumentations were academic burnout questionnaire developed by Breso (2007). Subsequently, the data of this study were analyzed through multivariate analysis of covariance and by means of spss software version 19.
    Results
    The results revealed that hope instruction can reduce academic burnout and its dimensions (P
    Conclusion
    Accordingly, it is recommended to teachers to embark on teaching hope students who are experiencing academic burnout during their training period to students.
    Keywords: hope, academic burnout, exceptional students
  • Soniya Daroshi, Flor Khayatan * Pages 77-86
    Objective
    The aim of this research was to investigate the effects of teaching self-compassion on the happiness and quality of life of mothers of children with autism spectrum disorder. Method. The population comprised 60 mothers of children with autism spectrum disorder, from among which 30 were recruited through convenience sampling and randomly divided to experimental (n=15) and control (n=15) groups. The experimental group received eight 90-minute instructional sessions while the control group received no treatment. The effectiveness of this intervention was examined in pretest, posttest, and follow-up phases using the Oxford Happiness Questionnaire and the World Health Organization Quality-of-Life Scale.
    Results
    Data analysis revealed that teaching self-compassion increases the happiness and quality of life of mothers of children with autism spectrum disorder.
    Conclusion
    Results showed that teaching self-compassion increases the happiness and quality of life of mothers of children with autism spectrum disorder, with improvements retained on follow-up.
    Keywords: Teaching self-compassion, Autism spectrum disorder, Happiness, Quality of life
  • Sepideh Shishehsar, Faezeh Attarian *, Hamid Kargarbarzi, Sepideh Darvish Naranjbon, Hadi Mohammadlo Pages 87-99
    Objective
    The present study aims to compare the effectiveness of teaching social cognitive skills with the cognitive behavioral game therapy on the social skills and social acceptance of children having behavioral disorders in the city Karaj.
    Method
    This research was of a semi-experimental study with a pretest-posttest and a control group. The study population included all first and second grade primary school children in 1,2,3 district of city Karaj in 1395. 46 children were selected by convenient sampling method and were placed randomly into three groups (two experiment and one control). The first experiment group received 10 half an hour cognitive social skills sessions and the second the same numbers for cognitive behavioral game therapy ones. The questionnaire of child symptoms inventory, the scale of social skills and social acceptability questionnaire were used.
    Results
    The MANOVA revealed that there is no significant difference between the two groups regarding the intensity of the two effects, however both interventions namely cognitive social skills and cognitive behavioral game therapy contribute to the development of social skills and social acceptance in the two groups.
    Conclusion
    Teaching cognitive social skills and cognitive behavioral game therapy seems to have a positive influence on the development of social skills and social acceptance in the children with behavioral disorders and could be applied.
    Keywords: Cognitive Social Skills, Cognitive Game Therapy, Social Acceptance, Behavioral Disorders
  • M.Gholamali Lavasani *, G.Aliafrooz, M.Saeed Mardookhi, Hooshang Zandi Pages 101-112
    The objective of this stady is trying to find ananswer to this question;"is there a significant difference between mothers with exceptional children with mothers of normal children in terms of mental health?"
    Methodology
    Respondents for this survey include 516 mothers with exceptional children (202 mental retardness,63 deef children, 58 blind children ,94 motor- phisical disorder and 99 multi disabled children), that all of them were collected and counted ,as well as 69 people of mothers with normal children that were selected randomly ,the instrument has been employed in this study was general health questionnaire(GHQ) that composed of 28 question ,our research proposal is causal comparative method.
    Findings and
    Results
    Our statistical findings show that generally there is a significant difference between mothers with exceptional children with mothers of normal group in terms of depression and physical signs.
    In terms of insomnia and anxiety there is no significant difference among mothers with multi disabled children, retardness children ,motor-physical,blind and sight disorders. And ear and ear problems children . there was a significant difference between mothers with normal children with mothers with multi disabled children and retardeness children in terms of insomnia and anxiety.while there was no difference between mothers with normal kinds with mothers with deaf and blind kind in terms of insomnia and anxiety.
    There was no significant difference among mothers with multi disabled kids,retarded kids, motor-physical disorder kids,blind and deaf kids in terms of social functions.however there was a significant difference between mothers with normal kids and the ones with retarded,multi disabled,motor-physical disorder and deaf kids in terms of social function.wile there was meaningful difference between mothers with normal kids and mothers with blind kids.
    Keywords: mental health.blind children.deafand ear disorder.mental retarded
  • Sarah Dazy, Parvin Kadivar *, Mohammad Hosein Abdollahi, Hamireza Hassanabadi Pages 113-128
    Objective
    The primary purpose of this study was to assess the effectiveness of Schema Broadening Instruction (SBI) for 2nd graders with math disabilities.
    Methods
    in this quasi-experimental study 8 students with mathematics disability (cutoff scores first quartile in 5 subtests of NAMA reading test full Intelligence Quotient scores in the normal range (> 85) were participated in one by one tutoring program on word problems (i.e., Pirate Math). Control group (n=8) have received no tutoring.
    Pirate Math has focused on the foundational skills of Number Combinations, procedural calculations, and algebra. Tutoring occurred for 5 weeks, 3 sessions per week and 20–30 min per session.
    Results
    Results of repeated measure analysis provide support for the effectiveness of Pirate Math. Relative to the control condition, Pirate Math enhanced word problem skill (ŋ2 =.66 vs. ŋ2 =.02 ) as well as, procedural computation ( in addition ŋ2 =.87 vs. ŋ2 =.25; in subtraction ŋ2 =.97 vs. ŋ2 =.16), and algebra (ŋ2 =.78 vs. ŋ2 =.28) in experimental condition.
    Conclusion
    Schema Broadening Instruction has considered Principles of Effective Intervention for students with mathematics disabilities. Results demonstrated the efficacy of these tutoring protocols for remediating key deficits of students with mathematics disability. So, it can be used in math instruction for this group of students.
    Keywords: mathematics disability, schema, broadening instruction, validated mathematics tutoring, word problems