فهرست مطالب

  • سال سیزدهم شماره 4 (زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1397/01/08
  • تعداد عناوین: 20
|
  • مقاله پژوهشی اصیل
  • میثم مباشری دمنه، حبیب الله دهقان، عظیم کریمی، حسین خلیلی گرجی، محمد زین الدینی، علیرضا پوربافرانی، زهرا شریفیان شاهکوچکی صفحات 393-398
    مقدمه
    گرما به عنوان عامل زیان آوری در محیط های کاری شناخته شده است که باعث ایجاد تغییرات فیزیولوژیک در افراد می شود. هدف از انجام مطالعه حاضر، ارزیابی شاخص های گرمایی محیطی، فیزیولوژیک و ادراکی در یک معدن زیرزمینی بود.
    روش ها
    این پژوهش تحلیلی- مقطعی، بر روی 64 نفر از کارگران مرد یک معدن زیرزمینی سرب و روی در فصل تابستان انجام گرفت. شاخص های استرین فیزیولوژیک (Physiological strain index یا PSI) و شاخص دمای تر گوی سان (Wet bulb globe temperature یا WBGT) به طور هم زمان اندازه گیری شد و همچنین، شاخص نمره استرین حرارتی (Heat strain score index یا HSSI) با استفاده از پرسش نامه مربوط تکمیل گردید. داده های به دست آمده در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین شاخص های PSI، WBGT و HSSI به ترتیب برابر با 11/2، 08/22 و 55/13 بود و نشان دهنده آن است که محیط معدن دارای استرس حرارتی کمی می باشد. میانگین شاخص PSI در سطوح خطر شاخص HSSI دارای اختلاف معنی داری بود. بر اساس نتایج آزمون همبستگی Pearson، بین شاخص های WBGT و PSI ارتباط معنی داری مشاهده نشد (791/0 = P). همچنین، همبستگی خوبی بین شاخص های HSSI و PSI وجود داشت (001/0 > P، 859/0 = r).
    نتیجه گیری
    با توجه به محدودیت های استفاده از شاخص PSI، می توان از شاخص HSSI به عنوان یک ابزار غربالگری در ارزیابی سطح استرین گرمایی در کارگران معادن زیرزمینی استفاده نمود.
    کلیدواژگان: بیماری های ناشی از استرس حرارتی، استرس فیزیولوژیک، درجه حرارت بالا
  • امیر حسین نافذ، افشین دارسنج، ایوب یارمحمدی، حامد یارمحمدی، بهمن خدادادیان، یونس سهرابی صفحات 399-404
    مقدمه
    رشد روزافزون مصرف غذاهای فوری مانند انواع ساندویچ، همبرگر و... در بین نوجوانان و جوانان و روش طبخ این غذاها که اغلب به شکل سرخ کرده می باشد، باعث آسیب به سلامتی می شود؛ چرا که سرخ کردن زیاد روغن خوراکی منجر به هیدرولیز، اکسیداسیون و پلیمریزاسیون روغن می گردد. تولید رادیکال های آزاد ناشی از سرخ کردن زیاد روغن از جمله علل سرطان، بیماری های التهابی و گوارشی، آترواسکلروز، پیری و نظایر آن می باشد. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی میزان پراکسید در روغن های مصرفی اغذیه فروشی های شهر کرمانشاه در سال 1395 بود.
    روش ها
    این پژوهش به روش توصیفی- مقطعی در اغذیه فروشی های شهر کرمانشاه انجام شد. بدین ترتیب، بر اساس استاندارد 493 موسسه استاندارد وتحقیقات صنعتی ایران، 81 نمونه از روغن های مصرفی برداشت شد و پس از انتقال به آزمایشگاه، عدد پراکسید آن ها طبق استاندارد شماره 4179 اندازه گیری گردید و مقادیر به دست آمده مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    از مجموع 81 نمونه مورد بررسی، 59 درصد (48 نمونه) از روغن ها قابل مصرف و در حد استاندارد و 41 درصد (33 نمونه) آن ها غیر قابل مصرف و بالاتر از حد استاندارد موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران (5 میلی اکی والان در کیلوگرم) بود. علاوه بر این، کمترین و بیشترین عدد اکسایش پراکسید به ترتیب صفر و 29 میلی اکی والان در کیلوگرم به دست آمد.
    نتیجه گیری
    با توجه به این که حدود نیمی از روغن های خوراکی مورد بررسی در مطالعه حاضر، مقدار پراکسید بیشتر از حد مجاز داشت؛ بنابراین، لزوم نظارت بیشتر، اطلاع رسانی به مصرف کنندگان و اجرای دوره های آموزشی و بهداشتی برای شاغلان این بخش امری ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: پراکسید هیدروژن، آشپزی، روغن ها، غذای فوری
  • اعظم بدل زاده، سید ابراهیم میرشاه جعفری صفحات 405-409
    مقدمه
    دوره های آموزشی ضمن خدمت، کارکنان سازمان را در حل مشکلات و اخذ تصمیمات شغلی توانمند می سازد. هنگامی که نیازهای شغلی با توانایی های فرد همخوانی نداشته باشد، استرس شغلی رخ می دهد که منجر به بروز تاثیرات منفی بر سلامت جسمی و روانی، کاهش کارایی و عدم بهره وری در سازمان می گردد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر دوره های آموزش ضمن خدمت بر کاهش استرس شغلی کارکنان صورت گرفت.
    روش ها
    این پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی بر روی 120 نفر از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با نمونه گیری تصادفی انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه های ضمن خدمت ستوده و استرس شغلی Davis به ترتیب با ضریب Cronbach¢s alpha برابر با 70/0 و 90/0 بود. داده ها در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    5/35 درصد شرکت کنندگان مرد و 5/64 درصد زن بودند. میانگین نمره استرس شغلی کارکنان، 3/11 ± 4/16 به دست آمد. بر اساس آزمون همبستگی Pearson، بین نمره استرس شغلی با نوع استخدام، دلایل شرکت در دوره ها و مزایای آن ها ارتباط معنی داری مشاهده شد (050/0 > P). بین نمره استرس شغلی و تاثیرات دوره ها (رضایتمندی) رابطه معکوس (208/0- = r، 020/0 = P) و با میزان غیبت در طول سال رابطه مستقیمی وجود داشت (424/0 = r، 001/0 > P).
    نتیجه گیری
    کسب مهارت های فنی و عملیاتی، از مهم ترین نیازهای کارکنان محسوب می شود. بنابراین، ضروری است سازمان در جهت ارتقای شغلی کارکنان با به کارگیری راهکارهای حمایتی، از تاثیرات درازمدت استرس شغلی بر عملکرد و انگیزش آنان پیشگیری نماید.
    کلیدواژگان: استرس شغلی، ضمن خدمت، کارکنان
  • الهام شیردل، علی عبدالله نژاد، شاهین رئیسی وند، افشین ابراهیمی، نگار جعفری صفحات 410-414
    مقدمه
    شهرستان فریدن با جمعیتی حدود 84 هزار نفر و با آب و هوای سرد و کوهستانی، در شمال غربی استان اصفهان واقع شده است و به دلیل وسعت زیاد زمین های کشاورزی و استفاده بی رویه از کودهای شیمیایی (به خصوص کودهای ازته) و خشکسالی، میزان نیترات آب آشامیدنی در برخی از مناطق این شهرستان بالاتر از حد مجاز می باشد. نیترات را می توان به روش های شیمیایی، بیولوژیکی و فیزیکی از آب حذف کرد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف کاهش نیترات و رساندن آن به مقدار مجاز صورت گرفت و بدین منظور از روش رقیق سازی استفاده گردید.
    روش ها
    این مطالعه از نوع تجربی مداخله ای بود که در آن عملکرد روش رقیق سازی جهت کاهش نیترات آب در شهرستان فریدن مورد بررسی قرار گرفت. از این روش می توان به عنوان روش قابل اعتماد و اقتصادی جهت کاهش نیترات آب خوراکی استفاده کرد.
    یافته ها
    پس از رقیق سازی نمونه های جمع آوری شده از چاه های مختلف شهرستان فریدن، آزمایش رقیق سازی انجام شد و مشخص گردید که نیترات آب به دست آمده برابر با میانگین نیترات دو آب اولیه بود و مقدار آن به کمتر از حد مجاز رسید.
    نتیجه گیری
    حذف نیترات به روش رقیق سازی، روش موثر و ساده ای می باشد. همچنین، راندمان این روش به حجم آب آلوده، حجم آب با نیترات پایین و نسبت اختلاط آن ها با یکدیگر بستگی دارد.
    کلیدواژگان: نیترات آب، رقیق سازی، ایران
  • مهری رجالی، قاسم یادگارفر، مهناز مستاجران، پژمان عقدک، رضا فدایی، رویا انصاری صفحات 415-421
    مقدمه
    سرطان پستان شایع ترین سرطان در زنان در سطح جهان و شایع ترین بدخیمی در بین زنان ایرانی می باشد که در سال های اخیر سیر صعودی قابل توجهی داشته است.
    روش ها
    در مطالعه مقطعی حاضر، تعداد 9591 نفر از زنان 20 تا 65 سال شهرستان های تابعه دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بررسی شد و داده ها با استفاده از پرسش نامه به صورت مصاحبه حضوری با مراجعه درب خانوار جمع آوری گردید.
    یافته ها
    میانگین سنی زنان 7/11 ± 6/37 بود و 3/94 درصد از زنان متاهل و 9/91 درصد خانه دار بودند. 4/63 درصد خودآزمایی انجام می دادند و 5/61 درصد نداشتن مشکل و درد در ناحیه پستان را علت عدم انجام خودآزمایی ذکر نمودند. 2/50 درصد افراد، حداقل یک بار معاینه بالینی پستان داشتند و میانگین دفعات معاینه در سه سال گذشته 2/2 ± 9/1 بار به دست آمد. بیشترین علت عدم مراجعه جهت معاینه (9/85 درصد) نداشتن مشکل در پستان و کمترین مورد (2/4 درصد) هزینه بر بودن روش بود. 7/15 درصد افراد، ماموگرافی را حداقل یک بار تاکنون انجام داده اند و میانگین دفعات ماموگرافی 4/2 ± 3/2 بار بود 8/80 درصد افراد، علت عدم انجام ماموگرافی را نداشتن مشکل ذکر نمودند. بین انجام روش های غربالگری سرطان پستان با متغیرهای سن، شغل، سطح تحصیلات، تعداد فرزند، سابقه شیردهی و سابقه ابتلای خانوادگی ارتباط معنی دار آماری وجود داشت (001/0 > P برای همه).
    نتیجه گیری
    وضعیت انجام روش های غربالگری در مطالعه جاری نسبت به مطالعات دیگر مطلوب است، ولی همچنان نیازمند ارتقا می باشد.
    کلیدواژگان: غربالگری، سرطان پستان، ارزیابی، زنان
  • فرشید شمسایی، عفت صادقیان، فاطمه نظری صفحات 422-428
    مقدمه
    بی تردید رایج ترین و عمده ترین مساله برای افراد مراقبت کننده از بیماران مبتلا به اختلالات روان پزشکی، انگ می باشد. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی انگ در مراقبان خانوادگی بیماران دارای اختلالات روانی در بیمارستان فرشچیان همدان بود.
    روش ها
    در این پژوهش مقطعی، 43 عضو خانواده مراقبت کننده از بیمار مبتلا به اختلال روانی در بیمارستان روان پزشکی فرشچیان شهر همدان، در سال 1394 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار سنجش، پرسش نامه 30 سوالی محقق ساخته در مقیاس پنج درجه ای لیکرت بود که روایی آن بر اساس روش اعتبار محتوا و پایایی آن نیز از طریق محاسبه همبستگی درونی تایید گردید. مقدار همبستگی درونی، 94/0 به دست آمد و نشان دهنده پایایی پرسش نامه در سطح بالا بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل گرفت.
    یافته ها
    از کل تعداد مراقبت کنندگان بیماران، 26 نفر (5/60 درصد) را زنان و 17 نفر (5/39 درصد) را مردان تشکیل دادند. میانگین نمره انگ، 23/12 ± 47/82 به دست آمد که نشان داد مراقبان خانوادگی رنج ناشی از انگی زندگی با بیمار روانی را تجربه کرده اند. بیشترین انگ مربوط به مواردی مانند عدم ازدواج، عدم یافتن کار، احساس شرمندگی، تحقیر شدن توسط دیگران، بی آبرویی و خجالت با نمرات بالا بود.
    نتیجه گیری
    عدم آگاهی عمومی از اختلالات روانی و شناخت بیماران و کمبود مداخلات موثر، منجر به انگ می شود. با آگاهی از اختلالات روانی و علت یابی آن ها، می توان نقش این عوامل را در ایجاد انگ تعیین کرد. بدیهی است با درک و تدوین فرایندهای بهینه و اثربخش مانند آگاه کردن جامعه و آموزش، می توان به کاهش انگی عضو مراقبت کننده از بیماران دارای اختلال روانی کمک نمود.
    کلیدواژگان: انگ، نگرش، آموزش، اختلالات روان پزشکی، مراقبان خانوادگی
  • زهرا خسروی، مرضیه کافشانی، اکبر حسن زاده، پرستو توسلی، محمدحسن انتظاری صفحات 429-435
    مقدمه
    کمبود ویتامین D به عنوان یک مشکل بهداشتی در سراسر جهان مطرح است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر ویتامین D بر کاهش وزن، پروتئین واکنشگر C با حساسیت بالا (High sensitivity C-reactive protein یا hs-CRP) و مقاومت انسولینی زنان چاق و دارای اضافه وزن انجام شد.
    روش ها
    این پژوهش از نوع کارآزمایی بالینی دو سوکور بود که بر روی 53 نفر از زنان چاق و دارای اضافه وزن صورت گرفت. نمونه ها به دو گروه تقسیم شدند. گروه مداخله، مکمل ویتامین D را با دوز 50000 واحد در هفته (به مدت 6 هفته) و گروه دیگر دارونما دریافت کرد. شاخص های آنتروپومتری و نشانگرهای بیوشیمیایی hs-CRP قبل و بعد از مداخله اندازه گیری گردید و با استفاده از آزمون های Paired t و Independent t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    پس از استفاده از مکمل ویتامین D، سطح سرمی ویتامین D افزایش معنی داری در مقایسه با گروه شاهد داشت (001/0 > P)، اما تفاوت معنی داری بین دو گروه در شاخص های آنتروپومتریک، سطح hs-CRP و مقاومت انسولینی مشاهده نشد (050/0 < P برای همه).
    نتیجه گیری
    مکمل یاری ویتامین D با دوز 50000 واحد در هفته به مدت 6 هفته در زنان چاق و دارای اضافه وزن، تاثیری بر وزن، شاخص توده بدنی (Body mass index یا BMI)، دور کمر، مقاومت انسولینی و hs-CRP ندارد.
    کلیدواژگان: ویتامین D، کاهش وزن، CRP، مقاومت انسولینی
  • صفیه میرزایی، مرتضی صفوی، غلامرضا عسکری صفحات 436-444
    مقدمه
    پوکی استخوان (Osteoporosis)، از بزرگ ترین نگرانی های سلامت در دنیا محسوب می شود. با وجود نتایج مطالعات بسیاری مبنی بر تاثیر تغذیه بر سلامت استخوان، تاکنون تاثیر متقابل آن با عواملی مانند ژنتیک و شاخص های محیطی و تغذیه ای بررسی نشده است. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی برهم کنش الگوهای غذایی و شاخص های تن سنجی [شاخص توده بدنی (Body mass index یا BMI)، نسبت دور کمر به دور باسن (Waist-hip ratio یا WHR)] با ابتلا به پوکی استخوان و کاهش تراکم استخوان بود.
    روش ها
    دریافت های غذایی شرکت کنندگان (380 نفر) با استفاده از پرسش نامه تکرر مصرف مواد غذایی مورد سنجش قرار گرفت. تراکم مواد معدنی استخوانی (Bone mineral density یا BMD) نیز با استفاده از دستگاه تراکم سنجی در نواحی مهره های کمری و گردن ران ارزیابی گردید. شاخص های تن سنجی نیز با اندازه گیری قد، وزن، دور کمر و دور باسن محاسبه شد.
    یافته ها
    پس از تعدیل مخدوشگر ها، برهم کنش میانه بالای الگوی غذایی سالم و چاقی عمومی (BMI بیشتر از 25 کیلوگرم بر مترمربع) در مدل سوم (مدل تعدیل شده برای سن، جنسیت، کالری، مصرف مکمل، استفاده از ضد آفتاب، فعالیت فیزیکی، تحصیلات و مصرف دخانیات) معنی دار و 43/0 (95/0-20/0) به دست آمد و در این افراد خطر ابتلا به پوکی استخوان و کاهش تراکم استخوان 57 درصد کاهش را نشان داد. خطر ابتلا به پوکی استخوان و کاهش تراکم استخوان در افرادی که در میانه پایین الگوی غذایی سنتی قرار داشتند و BMI بیشتر از 25 کیلوگرم بر مترمربع را دارا بودند، کمتر مشاهده شد. همچنین، خطر ابتلا در افرادی که چاقی عمومی داشتند و در میانه بالاتر از الگوی غذایی غربی قرار گرفتند، بیشتر بود.
    نتیجه گیری
    اثر متقابل الگوی غذایی و شاخص های تن سنجی با ابتلا به پوکی استخوان و کاهش تراکم استخوان تنها در افرادی که چاقی عمومی داشتند و در میانه بالای مصرف الگوی غذایی سالم بودند، با کاهش خطر ابتلا همراه می باشد.
    کلیدواژگان: پوکی استخوان، بیماری های استخوانی، الگوی غذایی
  • فرهاد فروهرمجد، سیامک پورعبدیان، نیلوفر ضیایی قهنویه صفحات 445-450
    مقدمه
    ایرپلاگ به عنوان یکی از تجهیزات حفاظتی سیستم شنوایی، عملکرد متفاوتی در فرکانس های مختلف دارد. پژوهش حاضر با شبیه سازی مدلی از کانال گوش انسان، اثر حفاظتی ایرپلاگ در تضعیف صدا در فرکانس و طول های مختلف کانال گوش را مورد بررسی قرار داد.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، در یک سمت کانال گوش شبیه سازی شده، میکروفون به عنوان دریافت کننده صدا و در انتهای دیگر، ایرپلاگ تعبیه شد. پس از پخش صدای صورتی توسط بلندگو، میزان افت جایگذاری (Insertion loss یا IL) ایرپلاگ در فرکانس یک اکتاو و فواصل مختلف قرارگیری ایرپلاگ در کانال گوش شبیه سازی شده (8/12، 5/17، 5/25 و 1/31 میلی متر) بررسی و نتایج در نرم افزار LabVIEW ثبت گردید.
    یافته ها
    یافته های میزان IL ایرپلاگ در فرکانس های یک اکتاو نشان داد که IL گوشی در فاصله 5/25 میلی متر در مقایسه با دیگر فواصل و در فرکانس های پایین (کمتر از 500 هرتز)، مقادیر بالاتری داشت و در این فاصله، در فرکانس حدود 4000 هرتز به بیشترین میزان رسید.
    نتیجه گیری
    بالاترین میزان IL برای فرکانس های پایین در فاصله 5/25 میلی متر حاصل شد. متوسط طول کانال گوش انسان هم 5/2 سانتی متر است. بنابراین، بالاترین مقادیر تضعیف صدای محیط در سیستم شنوایی انسان نیز در همین طول صورت می گیرد. با توجه به حداکثر بودن میزان IL گوشی در این فاصله و در فرکانس 4000 هرتز، ساخت گوشی حفاظتی از مواد جاذب صدای این فرکانس پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: کانال گوش، وسایل حفاظت شنوایی، شنوایی
  • احسان الله حبیبی، رقیه خواجوی، حبیب الله دهقان، قاسم یادگارفر، جواد غلامیان صفحات 451-456
    مقدمه
    اندازه گیری نیروی چنگش، یکی از شاخص های مهم علم ارگونومی به شمار می رود. عوامل موثر در میزان نیروی چنگش، گاهی باعث بروز Cumulative trauma disorder (CTD) در افراد می شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان تاثیر دستکش های ضد ارتعاش، سرما و ارتعاش بر روی نیروی چنگش انجام گرفت.
    روش ها
    این پژوهش از نوع مقطعی بود که بر روی 30 نفر از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام شد. به منظور اندازه گیری نیروی چنگش، از داینامومتر مدل JAMAR مطابق توصیه انجمن درمانگران دست آمریکا (American Society of Hand Therapists یا ASHT) استفاده گردید. برای دستیابی به میزان نیروی چنگش، از افراد درخواست شد که با تمام قدرت دسته داینامومتر را فشار دهند. سپس میزان نیروی چنگش بر حسب کیلوگرم نیرو از روی صفحه نمایش یادداشت گردید. به منظور بررسی اثر توام عوامل مذکور بر روی قدرت چنگش، 18 حالت ترکیبی مورد سنجش قرار گرفت.
    یافته ها
    رابطه معکوسی بین میزان ارتعاش و قدرت چنگش مشاهده شد. همچنین، میزان قدرت چنگش افراد در دماهای پایین، کاهش یافت. دستکش های ضد ارتعاش مختلف نیز تاثیرات متفاوتی بر کاهش نیروی چنگش داشت. سه عامل سرما، ارتعاش و دستکش تاثیر معنی داری را بر قدرت چنگش نشان داد (050/0 > P) و ضریب همبستگی این عوامل به ترتیب 172/0، 363/0- و 602/0- به دست آمد.
    نتیجه گیری
    پوشیدن دستکش بیشترین تاثیر را بر کاهش نیروی چنگش دارد. پس از آن، عامل ارتعاش نیز به عنوان دومین عامل موثر کاهش دهنده در میزان نیروی چنگش شناخته شد. همچنین مشخص گردید که با کاهش دما، میزان نیروی چنگش کاهش می یابد.
    کلیدواژگان: ضد ارتعاش، سرما، ارتعاش، قدرت چنگش
  • طاهره تقی زاده فیروزجایی، ناصر مهردادی، مجید بغدادی، غلامرضا نبی بیدهندی صفحات 457-463
    مقدمه
    امروزه آلودگی منابع آب به وسیله سموم آفت کش و وجود باقی مانده آن در زنجیره غذایی، یکی از معضلات زیست محیطی محسوب می گردد. بنابراین، حذف آفت کش ها در طی فرایند تصفیه آب، اهمیت فراوانی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی جذب آفت کش دیازینون توسط جاذب نانولوله کربنی/ کیتوسان (Chitosan/Carbon Nanotube یا CHN-CNT) انجام شد.
    روش ها
    جاذب CHN-CNT از روش پیوند بین زنجیره پلیمری (Cross linking methods) با نسبت های وزنی مختلف نانولوله کربنی (Carbon Nanotube یا CNT) به کیتوسان به دست آمد. به منظور بررسی مورفولوژی و ساختار شیمیایی جاذب سنتز شده، از میکروسکوپ الکترونی روبشی (Scanning electron microscopy یا SEM) و طیف سنج مادون قرمز (Fourier-transform infrared spectroscopy یا FTIR) استفاده گردید. همچنین، تاثیر شاخص های میزان غلظت جاذب، غلظت دیازینون و زمان تماس بر میزان جذب دیازینون روی CHN-CNT مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    جاذب CHN-CNT تا حدود زیادی دیازینون را از محیط آبی حذف نمود؛ به طوری که ظرفیت جذب دیازینون (qe) در غلظت 50 میلی گرم بر لیتر دیازینون و غلظت 5/0 گرم بر لیتر جاذب و زمان 65 دقیقه، به 59 میلی گرم به گرم جاذب رسید. فرایند احیای جاذب با چهار چرخه متوالی انجام گرفت. درصد احیای جاذب در چرخه چهارم، 9/94 درصد به دست آمد.
    نتیجه گیری
    استفاده از جاذب CHN-CNT به دلیل ساخت آسان، کارایی بالا در جذب و قابلیت احیای موثر وآسان، می تواند به عنوان جاذب مناسبی در حذف آفت کش ها از منابع آبی آلوده مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: آفت کش، دیازینون، کیتوسان، نانولوله کربنی، جذب
  • سیده فاطمه کریمی، حمیدرضا پور زمانی، حشمت الله نورمرادی، بیژن بینا صفحات 464-470
    مقدمه
    امروزه افزایش غلظت نیترات در آب های سطحی و زیرزمینی به علت افزایش تولید فاضلاب ها و گسترش فعالیت های کشاورزی، یکی از مشکلات محیطی در بسیاری از مناطق جهان از جمله ایران به شمار می رود. مصرف آب حاوی غلظت بالای نیترات، مشکلاتی را در زمینه محیط زیست و بهداشت عمومی ایجاد می کند. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی کارایی مونتموریلونیت اصلاح شده با سورفکتانت کاتیونی هگزادسیل تری متیل آمونیوم بروماید در حذف نیترات از محلول های آبی بود.
    روش ها
    این تحقیق از نوع تجربی- آزمایشگاهی بود و به منظور حذف نیترات از محلول های آبی از طریق خاک رس اصلاح شده با سورفکتانت کاتیونی در یک سیستم بسته انجام شد. تاثیر شاخص های مختلف مانند غلظت اولیه نیترات، دوز جاذب، pH و زمان تماس بر راندمان حذف نیترات با استفاده از نرم افزار طراحی آزمایش (Design of experiments یا DOE) مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    شرایط بهینه حذف نیترات در غلظت اولیه نیترات 200 میلی گرم بر لیتر، دوز جاذب 5/7 گرم بر لیتر، pH برابر با 7 و زمان تماس 40 دقیقه به دست آمد. در این شرایط، راندمان حذف نیترات 27/71 درصد و ظرفیت جذب نیترات 06/19 میلی گرم بر گرم بود.
    نتیجه گیری
    می توان از خاک رس اصلاح شده با سورفکتانت کاتیونی، به عنوان جاذب موثری در جهت حذف نیترات از محلول های آبی استفاده نمود.
    کلیدواژگان: خاک رس، سورفکتانت، نیترات، جذب
  • نفیسه وطن خواهان، مهرداد جعفرپور، محمد گلی صفحات 471-477
    مقدمه
    قارچ تکمه ای به دلیل عدم وجود کوتیکول، سرعت بالای تنفس، رطوبت زیاد و فعالیت شدید آنزیمی، به سرعت و بلافاصله پس از برداشت، فاسد و تغییر رنگ آن آغاز می شود. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی تاثیر اسانس های روغنی گیاهان دارویی آویشن و رزماری بر برخی خصوصیات کیفی قارچ تکمه ای بود.
    روش ها
    این پژوهش در قالب یک طرح تصادفی انجام شد و تاثیر غلظت های صفر، 5/2، 5، 5/7 و 10 میکرولیتر بر لیتر اسانس های رزماری و آویشن و زمان های صفر، 5، 10، 15 و 20 روز را بر خصوصیات کیفی قارچ تکمه ای شامل سفتی بافت، رطوبت اندام باردهی، شاخص قهوه ای شدن و ظرفیت آنتی اکسیدانی بررسی نمود.
    یافته ها
    با افزایش مدت زمان نگهداری، رطوبت و سفتی بافت نسبت به تیمار شاهد کاهش یافت. بیشترین رطوبت در غلظت های صفر و 5 میکرولیتر بر لیتر اسانس ها به میزان 5/13 و 0/13 درصد و بیشترین سفتی به ترتیب در غلظت های 5/7، 5، 10 و 5/2 میکرولیتر بر لیتر اسانس آویشن با میزان 95/10، 52/10، 90/9 و 87/9 درصد به دست آمد. بیشترین آنتی اکسیدان نیز در غلظت های مورد بررسی در روزهای صفر، 5 و 10 در بازه ای بین 60 تا 75 درصد مشاهده شد. همچنین، با افزایش مدت زمان نگهداری نسبت به روز صفر، شاخص قهوه ای شدن افزایش معنی داری را نشان داد.
    نتیجه گیری
    کاربرد اسانس ها با توجه به نوع، غلظت و مدت زمان نگهداری محصول، نتایج متفاوتی را بر خصوصیات کیفی قارچ تکمه ای نشان داد که با توجه به هدف مورد بررسی می توان غلظت مناسب را انتخاب نمود. بر اساس نتایج به دست آمده، به نظر می رسد که غلظت 5 میکرولیتر بر لیتر اسانس آویشن، تیمار مناسبی جهت حفظ خصوصیات کیفی اندام باردهی قارچ تکمه ای در طول دوره نگهداری می باشد.
    کلیدواژگان: اثر آنتی اکسیدان، آویشن، رزماری، شاخص قهوه ای شدن، سفتی
  • محمد مهدی امین، هاجر صفاری خوزانی، مرضیه وحید دستجردی، قاسم یادگارفر صفحات 478-484
    مقدمه
    هدف از انجام مطالعه حاضر، ارزیابی میانگین غلظت فلزات سنگین (سرب، کادمیوم و آرسنیک) در سیب زمینی مزارع جنوب شرقی اصفهان بود.
    روش ها
    نمونه های خاک، سیب زمینی، کود و آب به روش هضم اسیدی با استفاده از کتاب روش های استاندارد به همراه نمونه استاندارد هضم گردید. سپس میزان فلزات سنگین سرب، کادمیوم و آرسنیک با استفاده از دستگاه جذب اتمی مجهز به کوره گرافیتی تعیین شد. جهت تعیین ارتباط غلظت های متفاوت فلزات سنگین، آزمون ANOVA در نرم افزار SPSS مورد استفاده قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین غلظت فلزات سرب، آرسنیک و کادمیوم در آب آبیاری پایین تر از حد استاندارد مشخص گردید. میانگین غلظت آرسنیک، سرب و کادمیوم در نمونه های خاک به ترتیب 6072/2، 7417/1 و 5693/0 میلی گرم بر کیلوگرم به دست آمد که کمتر از حد استاندارد بود. میانگین غلظت فلزات سنگین در کود مصرفی نیز پایین تر از حد استاندارد بود. بالاترین میانگین غلظت فلز سنگین در سیب زمینی، به فلز سرب با میزان 8074/4 میلی گرم بر کیلوگرم اختصاص داشت که بالاتر از حد استاندارد می باشد و غلظت فلزات کادمیوم و آرسنیک به ترتیب 6923/2 و 7869/1 میلی گرم بر کیلوگرم گزارش شد که کادمیوم بالاتر از حد استاندارد است. فاکتور انتقال (Transfer factor) از الگوی آرسنیک < سرب < کادمیوم پیروی نمود و مقادیر آن به ترتیب 7291/4 (کادمیوم)، 7601/2 (سرب) و 6853/0 (آرسنیک) به دست آمد.
    نتیجه گیری
    غلظت کادمیوم و سرب در سیب زمینی بالاتر از حد استاندارد می باشد که می توان آن را به تحرک بالای این دو فلز در خاک و انتقال آن به گیاه نسبت داد. در نتیجه، مصرف سیب زمینی تولیدی در منطقه مورد بررسی ممکن است در آینده خطر سلامتی را در جمعیت محلی مصرف کننده افزایش دهد.
    کلیدواژگان: فلزات سنگین، سرب، کادمیوم، ارسنیک، سیب زمینی
  • علیرضا کرباسی، تکتم محتشمی، آزاده انیس آهنگر صفحات 485-490
    مقدمه
    اهمیت مصرف روغن زیتون از بعد غذایی و اقتصادی، مطالعه در خصوص عوامل موثر بر مصرف آن در بین مناطق شهری و روستایی کشور را با هدف برنامه ریزی و ارزیابی سیاست های غذایی و سلامت کشور ضروری ساخت.
    روش ها
    مطالعه حاضر، با بهره گیری از اطلاعات اقتصادی و جمعیتی خانوارهای شهری و روستایی کشور طی سال های 1394-1383 که از گزارش های مرکز آمار ایران استخراج شد، نقش عوامل قیمتی و غیر قیمتی موثر در مصرف روغن زیتون بر اساس رویکرد داده های ادغام شده، مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    آزمون F Limer، برتری مدل تلفیقی بر مدل ترکیبی را نشان داد. بر این اساس، مدل با این رویکرد و نیز با توجه به وجود ناهمسانی واریانس، به صورت حداقل مربعات تعمیم یافته (GLS یا Generalized least square) برآورد شد. بر اساس مقدار ضرایب برآوردی در هر دو الگوی مربوط به خانوارهای شهری و روستایی، عوامل غیر قیمتی همچون سن، سطح تحصیلات و اشتغال سهم بیشتری از مصرف در مقایسه با قیمت و بودجه داشت.
    نتیجه گیری
    توجه به سیاست هایی چون آگاهی افراد جامعه در مورد مصرف روغن زیتون و تمرکز آموزش روی همه افراد جامعه با سطوح تحصیلات مختلف مانند آموزش همگانی در مدارس، دانشگاه ها و خانه های بهداشت، در کنار بهبود سیاست گذاری ها در جهت سازمان دهی مناسب و رفع نواقص موجود در توزیع و فروش این محصولات، به گونه ای که امکان دسترسی بیشتر اقشار مختلف جامعه به این نوع روغن فراهم گردد، اهمیت داشته و پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: رفتار مصرف کننده، داده های ادغام شده، روغن زیتون، ویژگی های خانوار، ایران
  • مهدی طاهری، جعفر حسنی، شهرام محمدخانی، میترا مودی صفحات 491-496
    مقدمه
    سبک زندگی سلامت محور یکی از موضوعات مهم حوزه سلامت است و شناسایی ابعاد گوناگون آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تبیین مولفه های روان شناختی سبک زندگی سلامت محور انجام شد.
    روش ها
    مطالعه حاضر با رویکرد پژوهش کیفی و با روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. بدین منظور، 16 نفر که دارای سبک زندگی سالم بودند به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و با استفاده از مصاحبه عمیق مورد مطالعه قرار گرفتند. تحلیل داده ها بر اساس مراحل تحلیل محتوای Graneheim و Landman صورت گرفت.
    یافته ها
    4 مقوله و 15 زیرمقوله شناسایی شد که عبارت از ویژگی های شخصیتی (اراده و پشتکار، هدفمندی، انعطاف پذیری و قاطعیت)، باورها (سودمندی روابط اجتماعی، مدیریت پذیری زندگی و ارزشمندی سلامت)، توانمندی ها (مسوولیت پذیری، شوخ طبعی، خوش بینی، خودکارامدی و خودآگاهی) و نگرش ها (نگرش نسبت به خود، نگرش نسبت به رفتارهای سلامت و نگرش نسبت به رفتارهای آسیب رسان سلامت) بود.
    نتیجه گیری
    در پژوهش حاضر مولفه های روان شناختی سبک زندگی سلامت محور مورد بررسی قرار گرفت و نتایج نشان داد که ویژگی های شخصیتی، باورها، توانمندی ها و نگرش ها در سبک زندگی سلامت محور نقش دارد. بنابراین، پیشنهاد می شود که در پژوهش ها و آموزش های آینده بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: روان شناختی، سبک زندگی، پژوهش کیفی
  • معرفی روش میکرواستخراج تک قطره در فضای فوقانی و آنالیز گاز کروماتوگرافی برای ارزیابی نمونه های سنتتیک فرمالدئید
    زیبا نوروزی، مسعود ریسمانچیان، سمیه دادخواه تهرانی، حمیدرضا پورزمانی، فریبرز مومن بیک صفحات 497-502
    مقدمه
    با توجه به استفاده گسترده از فرمالدئید در صنایع و مراکز پزشکی، سمیت آن و نگرانی جهت حساسیت و دقت روش آنالیز این ترکیب، مطالعه حاضر با هدف بررسی هم زمان استفاده از حساس ترین روش توصیه شده تعیین فرمالدئید توسط موسسه ملی بهداشت و ایمنی شغلی (National Institue of Occupational Safety and Health یا NIOSH) و کاربرد آزمایشگاهی روش میکرواستخراج تک قطره در فضای فوقانی (Headspace-Single drop Microextraction یا HS-SDME) در آماده سازی نمونه های حاوی فرمالدئید با آنالیز گاز کروماتوگرافی (Gas chromatography یا GC) در نمونه های سنتتیک انجام شد.
    روش ها
    در معرفی روش HS-SDME و آنالیز GC جهت اندازه گیری فرمالدئید، نمونه های مورد نیاز با غلظت های معین با استفاده از دو روش NIOSH 3500 و HS-SDME آماده سازی و تجزیه و تحلیل تحلیل شدند و نتایج دو روش مورد مقایسه قرار گرفت.
    یافته ها
    جهت بررسی صحت روش HS-SDME، نتایج دو روش مقایسه گردید. میزان تکرارپذیری و بازده استخراج روش HS-SDME با روش Occupational Safety and Health Administration (OSHA) قابل مقایسه بود. همچنین، روش HS-SDME دارای صحت می باشد.
    نتیجه گیری
    روش HS-SDME در کاربرد آزمایشگاهی دقت و صحت لازم را دارد. همچنین، بازده استخراج روش HS-SDME با روش OSHA جهت اندازه گیری فرمالدئید قابل مقایسه می باشد. روش HS-SDME به مطالعه و بررسی بیشتری نیازمند است.
    کلیدواژگان: فرمالدئید، نمونه سنتتیک، HS-SDME، NIOSH 3500
  • کاربرد تاریخ پژوهی محلی در تبیین پراکندگی شیوع بیماری Multiple Sclerosis در ایران (مطالعه موردی: منطقه پیربکران، تابستان 1395)
    ولی الله مسیبی، علی اکبر جعفری، ابوالحسن فیاض انوش، محمد مهدی امین صفحات 503-506
    مقدمه
    از اهداف مهم تاریخ پژوهی محلی پرداختن به موضوعاتی است که با زندگی روزمره انسان ها در ارتباط باشد. پژوهش حاضر به تبیین پراکندگی، شیوع بیماری مولتیپل اسکلروزیس، معروف به Multiple Sclerosis (MS) در ایران با تمرکز بر منطقه پیربکران پرداخت که یکی از کانون های MS می باشد.
    روش ها
    در پژوهش حاضر سعی شد که علاوه بر استفاده از تحقیقات کتابخانه ای به روش میدانی و با تکنیک تاریخ شفاهی با نمونه آماری، با 25 نفر از بیماران مبتلا به MS مصاحبه شود و شرح حال آن ها قبل از مبتلا شدن به بیماری مورد بررسی قرار گیرد تا مشخص شود کدام یک از عوامل احتمالی باعث بروز و ظهور MS در افراد مختلف شده است. سوال اصلی این بود که آیا شیوع MS در تمام نقاط ایران پراکندگی یکسان دارد؟ با این فرضیه که MS در برخی نواحی و در نژادهایی که مستعد هستند، شیوع بیشتری دارد.
    یافته ها
    نتایج تحقیقات میدانی در منطقه پیربکران نشان داد که اولین بیمار MS مربوط به 45 سال پیش است که متقارن با فعالیت های انسانی در جهت تغییر محیط زیست از یک منطقه کشاورزی به یک منطقه صنعتی می باشد.
    نتیجه گیری
    با توجه به این که در بین افراد مهاجر فرد مبتلا به MS شناسایی نشد، می توان نتیجه گیری نمود که اهالی منطقه پیربکران از نظر ژنتیکی مستعد بیماری هستند.
    کلیدواژگان: بیماری MS، پیربکران، روش میدانی، تاریخ محلی
  • بررسی عوامل پیشگویی کننده خودمراقبتی،آگاهی و باور عمومی در مصرف منطقی آنتی بیوتیک ها: کاربرد تئوری شناختی- اجتماعی
    نگار اکبری سومار، بهرام محبی، رویا صادقی، آذر طل، مهدی یاسری صفحات 507-514
    مقدمه
    افزایش مقاومت آنتی میکروبی، نتیجه افزایش مصرف آنتی بیوتیک در مواقع غیر ضروری است. گونه های مقاوم و کاهش کارایی آنتی بیوتیک ها باعث تحمیل هزینه های زیادی به سیستم سلامت شده است. پژوهش حاضر، با هدف تعیین عوامل پیش بینی کننده خودمراقبتی، آگاهی و باور عمومی در مصرف منطقی آنتی بیوتیک ها بر اساس تئوری شناختی- اجتماعی در مراجعان مراکز بهداشتی درمانی جنوب تهران طراحی و اجرا شد.
    روش ها
    مطالعه حاضر تحلیلی با مشارکت 260 نفر از مراجعان به مراکز بهداشتی درمانی جنوب تهران در سال 1396 انجام شد که به روش تصادفی از 8 مرکز تابعه دانشگاه وارد مطالعه شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل اطلاعات جمعیتی شرکت کنندگان و پرسش نامه سوالات خودمراقبتی، آگاهی و باورعمومی و پرسش نامه محقق ساخته بر طبق تئوری شناختی- اجتماعی بود که به روش خودگزراش دهی تکمیل گردید. برای تحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS، آزمون های رگرسیون خطی و ضریب همبستگی Pearson استفاده شد. سطح معنی داری در مطالعه حاضر کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین و انحراف معیار سنی شرکت کنندگان 4/12 ± 3/36 سال بود. از میان سازه های تئوری شناختی- اجتماعی، دانش، خودکنترلی و خودمدیریتی سهم معنی داری در تبیین خودمراقبتی داشت (05/0 > P). سازه دانش تنها سازه ای بود که آگاهی را پیش بینی کرد (05/0 > P). سازه دانش، انتظارات پیامد، موانع درک شده و سازگاری عاطفی سازه هایی بود که باور عمومی را تبیین نمود (05/0 > P).
    نتیجه گیری
    مطالعه حاضر نشان داد که سازه های تئوری شناختی- اجتماعی می تواند جهت طراحی مداخلات آموزشی برای بهبود خودمراقبتی، آگاهی و باور عمومی در زمینه مصرف منطقی آنتی بیوتیک ها موثر باشد.
    کلیدواژگان: خودمراقبتی، خودمدیریتی، تئوری شناختی-اجتماعی، آنتی بیوتیک
  • اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افسردگی و حرمت خود در زنان مبتلا به اختلال افسردگی عمده
    مهتاب اکبرخواه گل سفیدی، اکرم دهقانی صفحات 515-521
    مقدمه
    شیوع افسردگی در زنان به طور تقریبی دو برابر مردان می باشد؛ به طوری که پیش بینی شده تا سال 2020 افسردگی شایع ترین و پرهزینه ترین بیماری خواهد بود. بنابراین، هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افسردگی و حرمت خود در زنان مبتلا به اختلال افسردگی عمده بود.
    روش ها
    پژوهش حاضر به صورت آزمایشی با طرح تک موردی انجام گرفت. جامعه شامل زنان مبتلا به اختلال افسردگی عمده و بستری در بیمارستان فارابی اصفهان بود. 5 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. پس از سه هفته دارو درمانی، بیماران به مدت ده جلسه فردی تحت درمان قرار گرفتند. در جلسات ششم و دهم دوباره پرسش نامه ها تکرار شد. مرحله پیگیری پس از گذشت دو ماه انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه افسردگی Beck و حرمت خود Rozenberg بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS، روش های تحلیل روند، ترسیم نمودار و شاخص بهبودی بالینی استفاده شد.
    یافته ها
    یافته ها بیانگر این بود که نمره های افسردگی بیماران در مرحله پس آزمون (درصد بهبودی: 76/84) و پیگیری (24/88) کاهش و نمره های حرمت خود در مرحله پس آزمون (44/63) و پیگیری (18/69) افزایش یافت.
    نتیجه گیری
    نتایج پژوهش حاضر تاثیر و کارایی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را بر کاهش افسردگی و افزایش حرمت خود بیماران مبتلا به افسردگی عمده مورد تایید قرار داد. همچنین، بیانگر این است که از این درمان برای بیماران مبتلا به افسردگی می توان استفاده نمود.
    کلیدواژگان: اختلال افسردگی عمده، حرمت خود، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد
|
  • Meysam Mobasheri-Demneh, Habibollah Dehghan, Azim Karimi, Hossein Khalili-Gorji, Mohammad Zeinoddini, Ali Reza Pourbaferani, Zahra Sharifian-Shahkouchaki Pages 393-398
    Background
    Heat exposure is known as a harmful agent in work places. This agent causes physiologic changes in workers. The aim of this study was to assess environmental, physiological, and perceptual heat indices among underground mine workers.
    Methods
    This cross-sectional study was performed on 64 healthy men in summer. Physiological Strain Index (PSI) and Wet Bulb Glob Temperature (WBGT) were measured. Heat Strain Score Index (HSSI) questionnaire was completed by workers. The data were analyzed using SPSS software.
    Findings: The means of PSI, WBGT, and HSSI indices showed that there was a little heat strain among the workers. One-way ANOVA test showed that the mean of PSI had significant difference in the HSSI levels. Pearson test showed that there was no significant correlation between WBGT and PSI (P = 0.791); but correlation was meaningful between HSSI and PSI (P
    Conclusion
    The results showed that HSSI can be used as a screening tool for heat strain assessment among underground mines workers.
    Keywords: Heat stress disorders, Physiological stress, Hot temperature
  • Amir Hossein Nafez, Afshin Darsanj, Ayub Yarmohammadi, Hamed Yarmohammadi, Bahman Khodadadian, Younes Sohrabi Pages 399-404
    Background
    Increasing consumption of fast foods such as sandwiches, burgers, etc. among adolescents and young people as well as the cooking method of fast foods which is mostly in the frying form, and the high frying oil endanger the consumer health due to the hydrolysis, oxidation, and polymerization of the edible oil. The aim of this study was to assess the amount of peroxide in delicatessen oils used in the fast food shops of Kermanshah City, Iran, in the year 2016.
    Methods
    In this cross-sectional study, according to the No. 493 standard of Iranian Institute of Standards and Industrial Research, 81 samples of edible oils were collected from the fast food shops of Kermanshah City. The samples were then transferred to the laboratory, and their peroxide value measured according to standard No. 4179; the obtained values were assessed.
    Findings: From a total of 81 samples, 59% (48 samples) were usable at the standard level, and 41% (33 samples) useless and higher than the standard level. Moreover, the minimum and maximum oxidation numbers were 0 and 29, respectively.
    Conclusion
    Considering that the peroxide amount was exceed the recommended limit almost in half of the tested edible oils, consequently, additional monitoring, increasing the consumers’ awareness, and health training courses for workers in this sector seem to be necessary.
    Keywords: Hydrogen peroxide, Cooking, Oils, Fast food
  • Aazam Badalzadeh, Seyed Ebrahim Mirshahjafari Pages 405-409
    Background
    This study aimed to investigate the effect of inservice training on the reduction of job stress among employees of Isfahan University of Medical Sciences, Iran.
    Methods
    In this descriptive scaling correlational survey, using stratified random sampling 120 subjects were selected from the employees of the faculties of Isfahan University of Medical Sciences. In order to collect the data, the Sotoudeh Inservice Training Questionnaire with 22 questions and the Cronbach's alpha of 0.701, and Davis Job Stress Questionnaire with 20 questions and the Cronbach's alpha of 0.906 were used. The data were analyzed using SPSS software.
    Findings: 35.5 percent of participants were men and the rest 64.5 percent were women. The mean total job stress score was 16.4 ± 11.3. Based on Pearson correlation coefficient test, there were significant relationships between the type of employment, the reasons for participation in inservice training, and the benefits of taking part in such courses with the job stress score (P
    Conclusion
    Getting technical and operational skills is one of the most important needs of employees. So, it is vital for institutes to prevent the long-term effects of occupational stress on employees’ performance and motivation in order to promote the career of employees by using supportive strategies.
    Keywords: Job stress, Inservice training, Staff
  • Elham Shirdel, Ali Abdolahnejad, Shahin Raesivand, Afshin Ebrahimi, Negar Jafari Pages 410-414
    Background
    Freidan County is located in the north west of Isfahan Province, Iran. This County has population about 84000 people, has cold weather, and is mountainous. Because of large area of agricultural lands, and excessive use of chemical fertilizers (especially nitrogen fertilizers) and drought, nitrate in drinking water in some parts of this county is higher than permissible limit. Through chemical, biological, and physical methods, nitrate can be removed from water. Therefore, the aim of this study was to reduce nitrate to permissible limit using dilution method.
    Methods
    In this was experimental study, the efficacy of dilution performance for nitrate reduction in Freidan County was evaluated. This method can be used as reliable and economical way for nitrate reduction in drinking water.
    Findings: After dilution of collected samples from various wells in Freidan County, dilution tests were carried out, and it was found that the level of nitrate in final water was equal to the average of raw water samples, and less than the permitted level.
    Conclusion
    Nitrate removal by dilution method is effective and simple. Besides, the efficiency of this method depends on the volume of contaminated water, the volume of water with lower nitrate, and their mixing ratio.
    Keywords: Water nitrate, Dilution, Iran
  • Mehri Rejali, Ghasem Yadegarfar, Mahnaz Mostajeran, Pejman Aghdak, Reza Fadaei, Roya Ansari Pages 415-421
    Background
    Breast cancer is the most common cancer in women worldwide, and is the most common malignancy among women in Iran that has had a significant upward trend in recent years.
    Methods
    In this cross-sectional study, 9591 women aged 20 to 65 years participated who were covered by distinct of subsidiary health centers of Isfahan University of Medical Sciences, Isfahan, Iran. Data collected through questionnaire via interviews done by visiting household's door.
    Findings: The mean age of women was 37.6 ± 11.7 years, 94.3% of them were married, and 91.9% were housewives. 63.4% of them did breast self-examination (BSE), and 61.5% mentioned no pain at breast site the reasons as the reason for the lack of breast self-examination. 50.2% of women had at least one clinical breast exam in the past three years with the total average number of 1.9 ± 2.2 times. The most prevalent cause of failure to do clinical exam (85.9%) was having no problems with breast, and the lowest prevalent cause (4.2%) was the cost of the practice. 15.7% of women already had at least once mammogram, and the average frequency of mammography was 2.3 ± 2.4 times. Having no problems with breast was the main cause of undoing the mammography procedure (80.8%). There was statistically significant relationships between using breast cancer screening techniques with age, occupation, education level, parity, breast feeding, and family history of breast (P
    Conclusion
    In this study, the status of breast cancer screening in women in Isfahan Province, Iran, was favorable compared to other studies, but still need to be upgraded.
    Keywords: Screening, Breast cancer, Evaluation, Women
  • Farshid Shamsaei, Efat Sadeghian, Fatemeh Nazari Pages 422-428
    Background
    Undoubtedly, the most common and the most important issue for those taking care of patients with psychiatric disorders is the stigma. This study aimed to investigate the stigma of family caregivers of Patients with psychiatric disorders in Farshchian hospital, Hamadan City, Iran.
    Methods
    In this cross-sectional study, 43 family members of patients with mental disorders in a psychiatric hospital care in Hamadan City were selected through convenience sampling in the year 2016. A 30-item researcher-made 5-point Likert scale questionnaire was conducted in this study. The validity, content validity, and reliability of questionnaire were assessed through calculating internal correlation. The internal consistency was equal to α = 0.94. Data analysis was carried out through descriptive statistics using SPSS software.
    Findings: 26 caregivers (60.5%) were women and 17 (39.5%) were men. The mean and standard deviation scores of stigma (12.23 ± 82.47) showed that family caregivers suffered from the stigma of living with a mental illness such as singleness, unemployment, embarrassment, humiliation by others, disgrace, and shame.
    Conclusion
    The lack of public awareness about mental disorders and diagnosis, and the lack of effective interventions could result in stigma. Increasing knowledge about mental disorders and the role of these factors in creating stigma seems important. Obviously, understanding and developing efficient and effective processes such as community awareness and education may reduce caregivers’ stigma in caring to patients with mental disorders.
    Keywords: Stigma, Attitude, Education, Mental disorders, Family caregiver
  • Zahra Sadat Khosravi, Marzieh Kafeshani, Akbar Hasanzadeh, Parastoo Tavasoli, Mohhamad Hasan Entezari Pages 429-435
    Background
    Vitamin D deficiency is considered as a public health problem throughout the world. The aim of this study was to evaluate the effect of vitamin D on weight loss, high-sensitivity C-reactive protein (hs_CRP), and insulin resistance in obese and overweight women.
    Methods
    This double blind clinical trial was done on 53 overweight and obese women who divided into two groups. The intervention group received vitamin D supplements with doze of 50000 IU per week for 6 weeks and another received placebo. The anthropometric factors and biochemical markers were measured before and after intervention. Independent samples t and paired samples t test were used to compare the mean between and within groups, respectively.
    Findings: Serum vitamin D increased significantly compared to control group (P 0.050 for all).
    Conclusion
    The evidence of this study suggests that supplementation of vitamin D in obese and overweight women did not confirm the effect of vitamin D supplementation on anthropometrics, body mass index (BMI), hs_CRP, and insulin resistance.
    Keywords: Vitamin D, Weight loss, CRP, Insulin resistance
  • Safieh Mirzaei, Mortea Safavi, Gholamreza Askari Pages 436-444
    Background
    Osteoporosis is a largest health concerns in world. Despite the results of many studies about the effect of nutrition on bone health, the interaction of nutrition with genetic, environmental, and nutritional items has not been assessed yet. The aim of this study was to assess the interaction of dietary patterns and anthropometric indices [body mass index (BMI) and waist-hip ratio (WHR)] with osteoporosis and osteopenia.
    Methods
    Dietary intakes of participants (380 persons) was assessed using food frequency questionnaires (FFQ). Bone mineral density (BMD) of the lumbar and femoral neck were assessed using bone densitometry. Anthropometric indices were measured via measuring height, weight, waist circumference, and hip circumference.
    Findings: After adjustment for confounders, the interaction of higher mean of a healthy dietary pattern and general obesity (body mass index of over 25 kg/m2) in the third model (adjusted for age, sex, calorie, getting nutritional supplements, using sunscreens, physical activity, educational level, and smoking) was 0.43 (0.20-0.95) and significant; that showed reduction of 57% in the risk of osteoporosis and osteopenia. Lower risks of osteoporosis and osteopenia were seen in people with body mass index of over 25 kg/m2, and in lower mean of traditional (Sonati) dietary pattern. People with general obesity and in higher mean of western dietary pattern had higher risk of diseases.
    Conclusion
    Interaction between dietary pattern and anthropometric indices decreased the risk of osteoporosis and osteopenia just in persons that had general obesity and were in high mean of using healthy dietary pattern.
    Keywords: Osteoporosis, Bone diseases, Western Dietary Pattern
  • Farhad Forouharmajd, Siamak Pourabdian, Niloofar Ziayi-Ghahnavieh Pages 445-450
    Background
    Earplug as one of the protective equipment of the auditory system has different function at different frequencies. Thus, in this study, by simulating a model of human ear canal, protective effectiveness of earplug in sound attenuation was checked at different frequencies and different lengths of the ear canal.
    Methods
    In this cross-sectional descriptive-analytical study, in one side of the simulated ear canal, a microphone was used as the sound receiver, and earplug was embedded in the other end of the ear canal. After playing the pink noise through the speaker, the insertion loss (IL) of earplug at one octave frequency and at different lengths of placement of earplug in simulated ear canal (12.8, 17.5, 25.5, and 31.1 mm) was examined and the results were recorded using Labview software.
    Findings: The result of insertion loss of earplug at one octave frequencies showed that in comparison with other distances, the insertion loss of earplug at 25.5 mm in low frequencies (below 500 Hz) was higher, and at this distance, the frequency at 4000 Hz reached the highest rate.
    Conclusion
    The highest rate of insertion loss was achieved for low frequencies at 25.5 mm. The average length of the human ear canal is 2.5 cm; so, in human hearing system, the highest levels of environmental sound attenuation are at the this distance. Due to the maximum insertion loss of earplug at this distance and at 4000 Hz, producing protective device from absorbent substance for this frequency is suggested.
    Keywords: Ear canal, Ear protective devices, Hearing
  • Ehsanollah Habibi, Roghayeh Khajavi, Habibollah Dehghan, Gasem Yadegarfar, Javad Gholamian Pages 451-456
    Background
    Grip force measurement is one of the key parameters of ergonomics. Effective factors on the grip force sometimes causes cumulative trauma disorder (CTD) in patients. This study aimed to investigate the effect of anti-vibration gloves, coldness, and vibration on grip force strength in controlled laboratory condition.
    Methods
    This was a cross-sectional study on 30 workers of Isfahan University of Medical Sciences, Isfahan, Iran. In order to measure the force of grip, the JAMAR dynamometer was used, as advised by the American Society of Hand Therapists (ASHT). To achieve a level of grip force, participants were asked to press the dynamometer with all force. The grip force was read from the dynamometer screen grip in kilograms force. To study the combined effect of the above factors on grip strength 18 blend modes were tested.
    Findings: There was an inverse relationship between the vibration and grip strength. In addition, at low temperatures, the grip strength reduced. Different anti-vibration gloves had different effects on reducing grip force. Coldness, vibration, and anti-vibration gloves had significant effects on grip strength (P 0.050 for all) with a correlation coefficient of 0.172, -0.363, and -0.602, respectively.
    Conclusion
    Wearing gloves had greatest impact on reducing grip force and strength. After that, vibration was the second factor in reducing grip force. In addition, reducing the temperature would reduce grip force.
    Keywords: Anti-vibration, Cold, Vibration, Grip
  • Tahereh Taghizadeh-Firozjaee, Naser Mehrdadi, Majid Baghdadi, Gholamreza Nabi-Bidhendi Pages 457-463
    Background
    In recent years, water pollution and pesticide residues in food chain have become a serious environmental problem. Therefore, it is essential to remove pesticides in water treatment. In this study, adsorption of diazinon by chitosan/carbon nanotube (CHN-CNT) adsorbent was investigated.
    Methods
    A protected crosslinking method was used to synthesize CHN-CNT with various ratios of carbon nanotube to chitosan. Scanning electron microscopy (SEM) and Fourier-transform infrared spectroscopy (FTIR) were used to investigate morphological changes and chemical structure of the prepared adsorbent. Tests were done to evaluate the effects of adsorbent concentration, diazinon concentration, and contact time on adsorption of diazinon by CHN-CNT.
    Findings: CHN-CNT removed diazinon from aqueous solution to a great extent. By an initial diazinon concentration of 50 mg/l, CHN-CNT concentration of 0.5 g/l, and contact time of 65 minutes, the adsorption capacity (qe) reached to 59 mg/g adsorbent. Regeneration process of the adsorbent was performed with four cycles. The efficiency recovery was obtained as 94.9% in fourth cycle.
    Conclusion
    CHN-CNT, due to being easier to prepare, high performance in adsorption, and simple and effective regeneration capacity, could be an appropriate adsorbent to eliminate the pesticide from contaminated water source.
    Keywords: Pesticides, Diazinon, Chitosan, Carbon nanotube, Adsorption
  • Seyedeh Fatemeh Karimi, Hamidreza Pourzamani, Heshmatollah Nourmoradi, Bijan Bina Pages 464-470
    Background
    Today, increasing nitrate concentrations in surface water and particularly in groundwater, due to the increase of waste production and development of agricultural activities, is one of the environmental problems in many parts of the world including Iran. Consumption of water containing high concentrations of nitrate creates some problems in the field of the environment and public health. The aim of this study was to evaluate the performance of modified montmorillonite with cationic surfactant of hexadecyltrimethylammonium bromide in nitrate removal from aqueous solutions.
    Methods
    This experimental-laboratory research was performed in order to remove nitrate from aqueous solutions through modified clay with cationic surfactant in a closed system (batch). The effect of various parameters including initial nitrate concentration, adsorbent dosage, pH, and contact time on removal efficiency of nitrate was investigated using Design of Experiments software (DOE 6).
    Findings: Initial nitrate concentration of 200 mg/l in terms of nitrate, adsorbent dose of 7.5g/l, pH of 7, and contact time of 40 minutes were determined as optimum conditions of nitrate removal. In these conditions, nitrate removal efficiency of 71.27% and nitrate adsorption capacity of 19.06% mg/g were obtained.
    Conclusion
    Modified clay with cationic surfactant can be employed as an effective adsorbed to remove nitrate from water solution.
    Keywords: Clay, Surfactants, Nitrates, Adsorption
  • Nafiseh Vatankhahan, Mehrdad Jafarpour, Mohammad Goli Pages 471-477
    Background
    Button mushroom gets rotten rapidly immediately after harvest and its color changes, due to lack of cuticle, high respiration rate, high humidity, and severe enzymatic activity. The aim of this study was to investigate the effect of essential oils of thyme and rosemary herbs on some qualitative characteristics of the button mushroom.
    Methods
    This research was conducted in a completely randomized design with the aim of evaluating the effects of concentrations of 0, 2.5, 5.0, 7.5, and 10.0 μl/l of rosemary and thyme, and storage duration of 0, 5, 10, 15, and 20 days on the qualitative properties of the button mushroom including tissue stiffness, moisture of the fruiting body, browning index, and antioxidant capacity.
    Findings: With increasing the storage time, the moisture and texture stiffness decreased compared to those in control treatment. Evaluating the essential oil concentration, it was observed that the highest moisture content was obtained in the concentrations of 0 and 5.0 μl/l in 13.5% and 13% of essential oils, respectively; and the highest stiffness was obtained at concentrations of 7.5, 5.0, 10.0, and 2.5 μl/l of thyme essential oil as 10.95%, 10.52%, 9.90%, and 9.87%, respectively. The highest rate of antioxidants was observed at 0, 5 and 10 days in the range of 60%-75%. Moreover, increasing the storage time compared to the day of zero, a significant increase was found in the browning index.
    Conclusion
    Using the essential oils based on the type, concentration, and storage time of the product showed different results on the qualitative properties of the button mushrooms; the suitable concentrations can be selected based on the objective. According to the results, it seems that the concentration of 5 μl/l of thyme essential oil is a suitable treatment to maintain the qualitative properties of the fruiting body of button mushroom during the storage period.
    Keywords: Antioxidant effect, Thyme, Rosemary, Browning index, Hardness
  • Mohammad Mehdi Amin, Hajar Saffari-Khoozani, Marziyeh Vahid-Dastjerdi, Ghasem Yadegarfar Pages 478-484
    Background
    The present study aimed to investigate the mean concentrations of three heavy metals, arsenic (As), cadmium (Cd), and lead (Pb) in potatoes farms in the south-east area of Isfahan Province, Iran.
    Methods
    The soil, potatoes, manure, and water samples along with the standard sample were digested using acidic digestion method, and The Standard Methods book. In addition, the amount of heavy metals was measured using atomic absorption spectrophotometer with graphic furnace. The relations among the various elemental concentrations of the studied samples were determined using ANOVA test via SPSS software.
    Findings: The mean concentrations of lead, arsenic, and cadmium in irrigation water were lower than standards. The mean concentrations of lead, arsenic, and cadmium in soil were 1.7417, 2.6072, and 0.5693 mg/kg, respectively; that were lower than the guideline standards. In addition, in the manure, the mean concentrations of heavy metals were lower than the standards. Lead with the amount of 4.8074 mg/kg had the higher concentration in potatoes, and the mean concentrations of arsenic and cadmium were 1.7869 and 2.6923 mg/kg, respectively, in which lead and cadmium were higher than the standards. The calculated transfer factor (TF) was according to the cadmium > lead > arsenic pattern, and was 4.7291, 2.7601, and 0.6853 mg/kg, respectively.
    Conclusion
    The concentrations of lead and cadmium in potatoes were higher than permissible limits. This can be attributed to high mobility of lead and cadmium in soil, and their transformation into the plants. As a result, the consumption of potatoes in the studied area may pose increased health risk to the local population in the future.
    Keywords: Heavy metal, Lead, Cadmium, Arsenic, Potato
  • Alireza Karbasi, Toktam Mohtashami, Azadeh Anis-Ahangar Pages 485-490
    Background
    The importance of using olive oil in terms of nutritional and economic value, makes it necessary to study the factors affecting its consumption among urban and rural areas of the country in order to plan or evaluate food and health policies.
    Methods
    Utilizing the economic and demographic data obtained from rural and urban households over the period of 2004-2015, which was extracted from the Iranian Statistics Center, the impact of price and non-price factors in olive oil consumption was evaluated based on the pool data analysis.
    Findings: F Limer test showed the superiority of the pool model on the panel model. Accordingly, the model was estimated using generalized least square (GLS) according to the existence of heterogeneity of variance. Based on the estimated coefficients in both urban and rural household patterns, non-price factors such as age, educational level, and employment shared more in oil consumption in comparison with prices and budgets.
    Conclusion
    Attention should be paid to such policies as the awareness of the community about olive oil, and the focus of education on all people in society with different levels of education, such as public education in schools, universities, and health homes, along with improving policies for organizing deficiencies in the distribution and sale of these products in such a way as to allow more access by the various classes of people to this type of oil.
    Keywords: Consumer behavior, Pool data, Olive oil, Family characteristics, Iran
  • Mehdi Taheri, Jafar Hasani, Shahram Mohammadkhani, Mitra Moodi Pages 491-496
    Background
    The health-oriented lifestyle is considered as one of the most important subjects in the health field, and identifying its various dimensions can be of great importance. Thus, the present study was conducted with the aim of explaining psychological components of the health-oriented lifestyle.
    Methods
    This qualitative study was done using qualitative content analysis method. Accordingly, 16 participants who lived a healthy lifestyle were selected using purposive sampling. The participants were studied by in-depth interviews. The data were analyzed using content analysis method of Graneheim and Landman.
    Findings: 4 categories and 15 sub-categories were identified for the health-oriented lifestyle including personality characteristics (will and perseverance, objectivity, flexibility and decisiveness), beliefs (the usefulness of social relations, the manageability of life, and the valuable health), capabilities (responsibility, humor, optimism, self-efficacy, and self-awareness), and attitudes (attitude towards self, attitude towards health protective behaviors, and attitudes towards health-impairing behaviors).
    Conclusion
    The present study examined the psychological components of the health-oriented lifestyle. The results revealed that personality characteristics, beliefs, capabilities, and attitudes have crucial roles in the health-oriented lifestyle. Therefore, for further research and training, it is suggested to take them into account.
    Keywords: Psychological, Lifestyle, Qualitative research
  • The Introduction of Head Space Single-Drop Micro Extraction (HS-SDME) and Gas Chromatography (GC) Analysis for the Evaluation of Formaldehyde Synthetic Samples
    Ziba Norouzi, Masoud Rismanchian, Somayeh Dadkhah-Tehrani, Hamidreza Pourzamani, Faribourz Momenbeik Pages 497-502
  • Local historian in explaining of diffusion of the prevalence of multiple sclerosis (M.S) in Iran. (case study of pirbackran region)
    Valiollah Mosayebi, Aliakbar Jaafari, Abolhassan Fayazanoush, Mohammad Mahdi Amin Pages 503-506
  • Assesing the Predictive factors for self-care, general awareness and rational use of antibiotics: Based on Social Cognitive Theory
    Negar Akbari-Somar, Bahram Mohebi, Roya Sadeghi, Azar Tol, Mehdi Yaseri Pages 507-514
  • Effectiveness of Acceptance and Commitment Therapy on Depression and Self-steem in Women with Major Depression Disorder
    Mahtab Akbarkhah-Golsefidi, Akram Dehghani Pages 515-521