فهرست مطالب

فلسفه دین - سال چهاردهم شماره 4 (زمستان 1396)
  • سال چهاردهم شماره 4 (زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1397/01/15
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مریم صوفی *، محمد محمدرضایی، محمدتقی کرمی صفحات 669-695
    مقاله حاضر به اهمیت خداوند در آثار فمینیستی، انتقادهای الهیدانان و فیلسوفان فمینیست به مفهوم خدای ادیان توحیدی و راه حل جایگزین آنها برای نسبت خداوند و بشر می پردازد که در این ارتباط، آرای متفکران فمینیستی چون مری دیلی، ایریگاری، جانتزن و اندرسون درباره دوئالیسم تجسد - تجرد، مورد توجه قرار می گیرد و در ادامه تفکر و راه حل های ایشان نقد و ارزیابی خواهد شد و انتقادهای افرادی نظیر هالیوود، اندرسون، تالیافرو، بایرن، منفرد هاوک و سارا کوکلی مطرح می شود و در نهایت رای علامه جوادی آملی و استاد مطهری به عنوان نمایندگان تفکر اسلامی در مورد صفات خداوند و جایگاه زنانگی در دین مطمح نظر قرار خواهد گرفت.
    کلیدواژگان: اندرسون، ایریگاری، جانتزن، علامه جوادی، مری دیلی، مطهری، همه خدایی
  • غلامرضا جمشیدیها، مسلم طاهری کل کشوندی * صفحات 697-722
    در مقاله حاضر در صدد بررسی وضعیت «معرفت دینی» عصر دو حکیم اسلامی ابن رشد (520 - 595 ه.ق) و صدرالمتالهین شیرازی (979 - 1045ه ق) مبتنی بر دو اثر «فصل المقال...» ابن رشد و «رساله سه اصل» صدرالمتالهین هستیم. هدف از انجام دادن این پژوهش، بازخوانی موضع آسیب شناسانه ای است که هر یک از این دو فیلسوف در مواجهه با روندهای معرفتی جامعه اسلامی عصر خود اتخاذ و با چنین تبیینی، بخشی از وضعیت تفکر آن عصر را ثبت کرده اند. روش پژوهش، توصیفی - تحلیلی است. در این نوشتار، نخست به بررسی اجمالی وضعیت اجتماعی سیاسی حاکم بر فضای فکری عصر دو حکیم پرداخته شده، سپس به موضع گیری هر یک از این دو اندیشمند نسبت به جریان های موجود در عرصه تفکر دینی عصر خود در دو کتاب مورد مطالعه پژوهش پرداخته ایم و در ادامه، به مقایسه تشابهات و تمایزات اندیشه دو حکیم در این زمینه اقدام کرده ایم و در پایان به این نتیجه رسیدیم که هر دو متفکر، با معیارهای متفاوتی در صدد بررسی «موانع حصول معرفت دینی» هستند. با مبنا قرار گرفتن علوم شرعی همچون فقه، در معرفت دینی، آسیب های اصلی از نظر ابن رشد عدم استفاده از روش های عقلانی در استنباط علوم شرعی است و با مبنا قرار گرفتن علوم اخروی در معرفت دینی، این آسیب ها از نظر صدرالمتالهین، عدم توجه به «معرفت نفس» و علوم مکاشفات است.
    کلیدواژگان: ابن رشد، رساله سه اصل، صدرالدین شیرازی، فصل المقال، معرفت دینی
  • حسین رحمت الهی *، امید شیرزاد صفحات 723-742
    دین به عنوان یکی از مهم ترین مقوله های خیر (زندگی خوب)، نقش ویژه ای در هدف گذاری و معنابخشی به زندگی انسان ایفا کرده و با عرضه آموزه هایی معطوف به زندگی مطلوب، به «فراروی» انسان ازآنچه به آن دچار است،تغییر زندگی و گذار از «هست» به «باید» یاری می رساند. در عین حال،ضرورت های اجتناب ناپذیر زیست جمعی و نقش انکارناپذیر زمینه ها و نهادهای اجتماعی چون دولت در حیات انسان موجب شده است تا سنجش نسبت «جامعه» با «خیر» به یکی از دغدغه های خاطر اندیشمندان بدل شود و در این بین اخلاق سیاسی از دیرباز، متکفل ارائه رهیافت مناسبی در باب نسبت نهاد دولت با دین بوده است. نوشتار حاضر در راستای بررسی تحولات اخلاق سیاسی در غرب، پس از تحلیل اجمالی فراز و نشیب های تاریخی مسیحیت از قرون وسطی تا دوران معاصر، به ایده غالب سیاسی یعنی بی طرفی دولت در قبال دین می پردازد و در آخر، رویکرد انتقادی کمال گرایی که در اواخر سده بیستم و توسط نوفضیلت گرایان غربی احیا شده است، از نظر خواهد گذشت. رویکرد اخیر در نقد معضلات ناشی از تکثر اخلاقی غرب،خواهان احیای دین به مثابه منبع تشخیص گزاره های اخلاقی، انگاری اخلاقی و تقویت جماعت است و پیرو تفکر ارسطویی، رسالت دولت در قبال خیر و نقش تربیتی این نهاد را یادآوری می کند.
    کلیدواژگان: اخلاق سیاسی، بی طرفی، دین، کمال گرایی
  • محمد توکلی پور *، امیرعباس علی زمانی صفحات 743-768
    از دیدگاه پل تیلیش، زبان انسان برای سخن گفتن از اعیان و وقایع عادی زندگی او مناسب است و به هیچ وجه نمی توان چنین زبانی را برای سخن گفتن از خدای «متعالی» و «به کلی دیگر» به کار گرفت. غایت قصوا یا دلبستگی واپسین جز با زبان نمادین بیان شدنی نیست و نمادهای دینی تنها در موقعیت سخن از خدا و بازنمایی بنیان غایی هستی، معنای نمادین دارند. محمد غزالی نیز قائل است که معرفت به عالم علوی جز از طریق نمادهای عالم سفلی محال خواهد بود. نمادگرایی او ناظر به کل عالم ملک و شهادت است. هر دو شخصیت بر درک شایسته نمادهای دینی از طریق پیوند قلبی و علم حضوری تاکید دارند. اما نزد تیلیش این ادراک، تنها زمینه مواجهه بهتر با خدا را فراهم می کند و فاقد حیثیت واقع نمایی و معرفت بخشی است؛ در حالی که غزالی نمادها را واجد چنین حیثیتی می داند.
    کلیدواژگان: امر ناشناختنی، بازنمایی، روح معنا، معرفت بخشی، نماد دینی
  • سعید کریم پور، علی راد * صفحات 769-786
    پاتریشیا کرون و مایکل کوک، در نظریه هاجریسم مدعی شده اند که اسلام، خاستگاه هاجری داشته است. این فرضیه می گوید که خاستگاه اصلی اسلام نه در شهرهای مکه و مدینه، بلکه در منطقه ای در شمال غربی شبه جزیره عربستان بوده که از نظر تاریخی، به خصوص در منابع یهودی، محل سکونت هاجریان محسوب می شده است. استناد آنها در این فرضیه نیز بر یکسان بودن مهگرایه (هاجریان) و مسلمانان، تطبیق بعضی نام های ذکرشده در کتاب مقدس بر اماکن اسلامی و قبله اول بودن پتراست. این مقاله نشان می دهد که دلایل ارائه شده برای این مدعا، هم از جنبه فهم متون تاریخی و هم از نظر علت یابی انحراف محراب مساجد اولیه از قبله، دارای استحکام نیستند.
    کلیدواژگان: اسلام، پترا، قبله، کتاب مقدس، هاجریان، هاجریسم
  • محمد جواد امیراحمدی *، امید ارجمند، حسین هوشنگی صفحات 787-806
    پرسش از منشا دین از پرسش های انسان مدرن محسوب می شود و مانند بسیاری از بحث های نوپدید دیگر، حاصل گذار انسان از سنت به مدرنیته است. این بحث با زمینه های دانشی دیگری و از جمله روانشناسی دین، جامعه شناسی دین، مردم شناسی و نیز تاریخ ادیان مرتبط است. تبیین یونگ از منشا دین در فضای غرب و تبیین استاد مطهری از این مسئله در فضای اسلامی، از تبیین های مشهور در این زمینه هستند. تبیین یونگ با استفاده از مفهوم ناخودآگاه در روانکاوی و تبیین استاد مطهری با استفاده از مفهوم فطرت در فضای اندیشه اسلامی است. عمومیت و شمول کهن الگوها و فطریات، در ناخودآگاه قرار داشتن کهن الگوها و بالقوه بودن فطریات، بروز و ظهور کهن الگوها در شرایط خاصی مانند خواب و بروز و ظهور فطریات در حالات خاصی مانند ابتلا به خطرات، از اهم اشتراک های نظریات این دو اندیشمند است.
    کلیدواژگان: فطرت، کهن الگو، مطهری، منشا دین، یونگ
  • ابراهیم نویی * صفحات 807-832
    شهرت حکمی صدرالمتالهین شیرازی معمولا شان فقهیش را تحت الشعاع قرار می دهد. مجموعه آثار حکمی، تفسیری، حدیثی و اخلاقی وی نمایشگر چهره فقهی ایشان است. او به معانی لغوی، روایی و اصطلاحی فقه و موضوع این علم و مفاهیم اساسی رایج در این علم، از قبیل طاعت و معصیت و احکام پنج گانه فقهی التفات کامل دارد و جایگاه این علم در میان علوم و نسبت آن با گزاره های اعتقادی و اخلاقی در دین و نیز وجه اشتراک و تفاوت شریعت با طریقت و حقیقت را با رویکرد خاص خود تبیین می کند. هم از ضرورت پایبندی همگان به گزاره های فقهی سخن گفته است و هم به تبیین ضرورت گزاره های فقهی در دین می پردازد و در مسیر تبیین عقلانیت پذیری گزاره های فقهی، علاوه بر اینکه این گزاره ها را خردستیز نمی داند، وضع آنها را مقتضای مصالح و مفاسدی نفس الامری می داند و از ناتوانی عقل بشر از درک آنها در مقام اثبات سخن می گوید. تکاپوی عقل در این زمینه معمولا به خطا می انجامد؛ زیرا یا مصالح جزیی را بر مصالح عمومی در متعلقات احکام ترجیح می دهد یا مصالح دنیوی را بر مصالح حقیقی رجحان می بخشد. اعتماد به این گزاره ها روح تعبد انسانی را تقویت می کند. هر چند به این جهت می توان از فراخردی این گزاره ها سخن گفت؛ ارائه دلیل عقلی محکمی برای اعتماد به آن گزاره ها دشوار نیست؛ چون دستکم گزاره های قطعی الصدور فقهی فراخرد از منبعی صادر شده اند که عقل بر عصمتش گواهی می دهد و اطمینان به صدق این گزاره ها، عقلانیت پذیری آنها را به دنبال دارد.
    کلیدواژگان: اصول دین، حقیقت، صدرالمتالهین شیرازی، طریقت، عقلانیت، فروع دین، فقه
  • عباس میرزایی * صفحات 833-854
    ابن راوندی متکلمی از معتزلیان شیعه شده در سده سوم هجری بوده که منابع کلامی و رجالی اهل سنت چهره سیاهی از وی ارائه کرده اند. خاستگاه عمده این گزارش ها به معتزلیان بازمی گردد. سوال مطرح این است که چرا ابن راوندی این گونه مورد هجمه معتزلیان قرار گرفته است؟ آیا گرایش فلسفی و امامی شدن وی از یک سو و نوع نقدهای او بر آموزه های الهیاتی اعتزال از سوی دیگر در مواضع معتزلیان علیه وی موثر بوده است؟ فرضیه مطرح این است که علت این اتهامات و انتسابات را باید در تعاملات و تقابلات بین مذاهبی و جریان های فکری همان دوره بازکاوی کرد. در این مقاله تلاش می شود با بررسی و تحلیل گزارش های موجود در منابع شیعه و اهل سنت درباره ابن راوندی این فرضیه اثبات شود و به این نتیجه دست یابیم که علت تخریب شدید ابن راوندی توسط معتزلیان را باید در انتقادهای تند و نسبت هایی که وی در دو حوزه توحید و عدل به بزرگان معتزلی داده است، در کنار گرایش های فلسفی وی رصد کرد.
    کلیدواژگان: ابن راوندی، الحاد، معتزله، معتزلیان شیعه شده
  • اصغر مولایی * صفحات 855-878
    نظم شهر اسلامی را می توان با نظم فطری تعریف و تبیین کرد. نظم یک بایسته فطری و بدیهی در خلقت الهی است که در ابعاد مختلف و نظام های اجتماعی و فرهنگی، کالبدی، زیست محیطی، طبیعی و اعتقادی امکان بررسی و مطالعه دارد. نظم فطری هم بنا به آیات قرآن بر اصول ثابت و تغییرناپذیری استوار است. احکام ثابت، همان قانون های شریعت هستند که بر اساس فطرت انسان برای انسان ها وضع شده است. احکام اعتباری، قانون های متغیر هستند که بر طبق نیاز و مصلحت جامعه در دوره های مختلف ایجاد می شوند. در این زمینه پرسش های پژوهش حاضر عبارت است از اینکه اصول و احکام ثابت و نظم دهنده در شهر اسلامی چیست؟ ویژگی ها و معیارهای عملی احکام ثابت در شهر اسلامی کدامند؟ احکامی که بر زندگی مسلمانان تاثیر می گذارند و به عنوان سیستم نظم دهنده، شهر اسلامی را شکل می دهند و تعریف می کنند. احکام ثابت و فطری به عنوان قانون ها و اصول تغییرناپذیری در شهر اسلامی در طول زمان ها و مکان های مختلف ثابت بوده و تبعیت از آنها امری فطری و الهی است. احکام ثابت را می توان در قالب چهار دسته قانون های اخلاقی، عبادی، اجتماعی، خلقت زیست محیطی دسته بندی کرد. همچنین مهم ترین شاخص و معیار ثابت در شهر اسلامی قاعده حلال و حرام بوده که همیشه ثابت و تغییرناپذیر است. قانون ها و مقررات اعتباری در شهر اسلامی قراردادهایی هستند که در زمان ها و مکان های مختلف برای تامین نیازهای مختلف جامعه و حل مسائل آن و نیز توسعه و پیشرفت شهری و جامعه، به شرط هماهنگی و تبعیت از احکام ثابت تدوین و اعمال می شوند.
    کلیدواژگان: احکام اعتباری، احکام ثابت، شهر اسلامی، فطرت، نظم
  • محمدحسین زارعی محمودآبادی * صفحات 879-904
    در مقایسه دیدگاه اسلام و مسیحیت نسبت به وحی دو پرسش عمده امکان طرح دارد: پرسش اول اینکه دیدگاه متفاوت این دو سنت دینی نسبت به ماهیت وحی (با توجه به اینکه هر دو دین از ادیان وحیانی به شمار می روند) عمدتا از کجا ناشی شده است؛ پرسش دیگر اینکه: این تفاوت، به چه تفاوت های کلامی دیگر و با چه سطحی از قوت استدلال منجر شده است. پرسش اول در حوزه جامعه شناسی دین و پرسش دوم در حوزه فلسفه دین قرار می گیرد. پاسخ پرسش اول این است که چون پارادایم فرهنگی یونان در زمان پیدایش دین مسیح، پارادایم شرک و باور به خدایان انسان نما بوده است؛ متفکران صدر مسیحیت و به ویژه پولس (برای فهم پذیر کردن و مقبول جلوه دادن دین مسیح و به منظور توسعه و ترویج آن) متناسب با پارادایم فرهنگی غالب آن روز یونان، تفسیر جدیدی از ماهیت عیسی و دین مسیح ارائه کردند که تا امروز نیز ادامه دارد. پارادایم فرهنگی زمان پیدایش دین اسلام نیز مبتنی بر شرک و بت پرستی بود، اما عواملی چون پیروزی و تسلط اسلام در سرتاسر حجاز در کوتاه مدت، نزول قرآن به نحو تدریجی و در طول مدت 23سال، کتابت قرآن به عنوان یک مرجع نهایی و وجود امامان شیعه بعد از پیامبر، سبب شد تا پارادایم توحید و یکتاپرستی بدون هیچ گونه تغییری مقبولیت لازم را پیدا کند و به طور کامل جای پارادایم شرک و بت پرستی را بگیرد. پاسخ پرسش دوم این است که: این دو نگاه متفاوت به ماهیت وحی، سلسله ای از لوازم کلامی متفاوت نسبت به ماهیت ایمان، ماهیت پیامبری، ماهیت متون مقدس و کیفیت دستیابی به هدایت و رستگاری را به دنبال می آورد که به برخی از آنها اشاره شده است. اثبات این نتایج کلامی در مسیحیت به مراتب دشوارتر از اسلام و با تکلف بیشتری مواجه است.
    کلیدواژگان: اسلام، وحی، وحی غیرگزاره ای، وحی گزاره ای، مسیحیت
|
  • Maryam Soufie *, Mohammad Mohammad Rezaiy, Mohammad Taghi Karami Pages 669-695
    The present article is concern with importance of God in feminist writings, critics of feminist theologians and philosophers to concept of God in the context of monotheistic religions and their alternative solution about God and human in feminist thinkers writings such as Mary daly,Irigaray,Jantzen and Anderson for this problem.then their thought and solutions are discussed and the critics of persons like Hollywood, Anderson, Taliaferro, Byrne, Hauke and coakley will be considered and finally mottahary and allame javadi amoli's point of views as representatives of Islamic standpoints about divine attributes and place of womanhood in religion will be highlighted.
    Keywords: Daly, Irigaray, Jantzen, Anderson, Pantheism, Allame Javadi, matahari
  • Gholamreza Jamshidiha, Moslem Taheri Kol Kasjvandi * Pages 697-722
    The present article reviews the status of "a religious epistemic" era of two Muslim philosophers Ibn Rushd (520-595 AH) and Mulla Sadra (979-1045) is based on two works, "al-maqāl season ..." Ibn Rushd and "The project has three principal "is Mulla Sadra.The aim of this study is to review each of these two philosophers pathological position adopted in the face of the Islamic society of his era recording processes have knowledge of such an account, the thinking part of the time.This research is descriptive - analytic.
    In this article, we briefly discussed the socio-political situation era two philosophers, then examined the position of each of these two men in two books about the study, compared to the existing currents in contemporary religious thought.
    And then, to compare the similarities and differences of thought and action in the field at the end of two philosophers to the conclusion that both thinkers, with different criteria intended to identify the "obstacles to the attainment of a religious epistemic" are. Through adoption of religious sciences such as jurisprudence, in a religious epistemic, Ibn Rushd damage from lack of rational methods of deduction is legitimate, and the adoption of the Hereafter in a religious epistemic, these terms of Mulla Sadra, lack of attention to "self-knowledge" and of the Apocalypse.
    Keywords: religious epistemic, Ibn Rushd, Sadr al-Din Shirazi, fasl-al-maq?l, risaleh se.asl
  • Hosein Rahmat Elahi *, Omid Shirzad Pages 723-742
    religion as an important components of good life perform a special rule in targeting in Human's life and amendment the current situation for achieve a Better situation.yet the rule of social contexts in human's life caused that thinkers focus on the relation between society and the good life and political ethics has a classic responsibility in this issue and present a result about the relationship between the state and the good life. This paper is written for survey the evolution of political ethics in the west and after analysis the
    Christianity's changes from medieval to Contemporary era , will study the dominant political idea named neutrality about religion by state and finally will study a critical approach that named Perfectionism that was revived by some Western perfectionists in the late twentieth century. This approach in critique the plural ethics in the west , Demands for the revive of religion as a source of ethical norms and emphasizes on the state's responsibility about the good life.
    Keywords: religious, political ethics, neutrality, perfectionism
  • Mohammad Tavakkolipoor *, Amirabbas Alizamani Pages 743-768
    from the perspective of Paul Tillich, human language is suitable to speak of concrete entities and his normal events of life and it is impossible to such language is used to speak of God "transcendental" and "wholly other". Ultimate concern but with symbolic language is not to express and religious symbols only in the position of speaking of God and the representation of the ultimate foundation of existing are symbolic meaning. Mohammad Ghazali also says that the knowledge of the world of sublimity except through the symbols of the terrestrial world is impossible. his symbolism to provide for the entire visible and sensible world. Both the character emphasize proper understanding of religious symbols of heart union and intuitive knowledge . But with Tillich , it's only field better confrontation with God , lacks the dignity of realism and cognitive , while Ghazali qualified for the symbols such dignity.
    Keywords: religious symbol, representation, cognitive, the unknowable, spirit of meaning
  • Saeed Karimpur, Ali Rad * Pages 769-786
    Patricia Crone and Michael Cook, in their theory of Hagarism, have claimed that Islam has had a Hagarean Origin. The theory says that the origin of Islam, was not in Mecca and Medina, but was in an area at northwest ofArabia, a place which historically was known as the settlement of the Hagareans and Ishmaelites, especially according to Jewish documents. Their relay in this claim is upon sameness of the Mahgraye and Muslims, identifying some Biblical names with Islamic places, and being Petra as the first Qiblah of Muslims. This article shows that their arguments are weak, from both of these viewpoints: understanding the texts, and finding the cause of non-exact orientation of Mihrabs of the early mosques.
    Keywords: Hagarism, Hagareans, Islam, Qiblah, Petra, Bible
  • Mohammad Javad Amir Ahmadi *, Omid Arjoand, Hosein Hoshangi Pages 787-806
    The question of origin of religion raised in modern times and like many other novel issues stemed from transition to modernity . this topic is related with so many other sciences like psychology of religion and sociology of religion , anthropology and religions . explanation of Jung and Motahhari are from the most well - known ones . The former employed the psychological concept of unconscious and latter borrowed innateness from islamic thought .
    Generality of archetypes and innateness , unconsciousness of archetypes and potentiality of innate ideas and inclinations and occationalitiy of both , are similarties in two doctrines.
    Keywords: Jung, Motahhary, origin of religion, innateness, archetypes
  • Ebrahim Noei * Pages 807-832
    The philosophical prominence of Sadr al-Mutallihin Shirazi outweighs his jurisprudential expertise. His works on different philosophical, exegetical, Hadith and ethical subjects can better depict his juridical mastery. He has full command on the lexical, technical and the traditional meanings of jurisprudence, its subject matter, its basic prevailing concepts such as obedience and defiance and the well-known five types of the Islamic rulings. Furthermore, he realizes the position of jurisprudence comparing to other sciences, its relation with the ethical and doctrinal propositions and the difference and commonalities of Sharia [the divine law], with Tariqa [path], and Haqiqa [truth]. He not only recommends that all should abide by the jurisprudential propositions but also adheres to the necessity that the juridical propositions should be explained. He attempts to rationalize the juridical propositions. According to him, those propositions do not contradict one’s reason; for there are true advantages and disadvantages, Allah considers them whilst sanctioning different rulings. The expediencies that lay beyond the reach of human intellect. Mostly, the human struggle in this regard is characterized as unproductive. For they either prefer their personal interests to the public or their worldly benefits to that of the real profits [the hereafter]. Relying upon these facts strengthen one’s submissive attitude towards Allah. Though these propositions lay beyond the reach of one’s intellect; but there are rational arguments that can attract one’s attention and reliance.
  • Abbas Mirzaei * Pages 833-854
    Ibn Rāvandī is one of the Mu’tazilists converted to Shi’ism in the third century AH that the Sunni sources have badly been introduced him. The origins of these reports usually refer to the Mutazilites. The main question is why Ibn Rāvandī attacked from Mutazilists? Is it true that the philosophical trends of Ibn Rāvandī and his converting to Imamyya on the one hand and kind of his criticism on Mutazilite theological doctrines have been effective against him? It is hypothesized that the reason of such allegations is based on the interreligious transactions and contrasts, and intellectual currents in his own era. It seems that In addition to his philosophical trends, the cause of these severe damages is his diatribes on Mutazilite ideas about Tawhid and ‘Adl.
  • Asghar Molaei * Pages 855-878
    Islamic city could be define the order and the natural order. Order a natural and obvious divine creation is necessary that the different dimensions of the social system and cultural, physical, environmental and natural, is believe to be studied. The natural order is constant and unchangeable is based on the principles of the Quran. The convention's principles fixed in Sadra philosophy and theory Tabatabai Sdaryy philosophy is developed, called principals attending the other rules should also be compatible with the principals of the situation. Order as a fundamental basic characters of God”s creation and has great role in Islamic principles spatialy Quraan and Hadis. Order in Islamic city is affected from fondamental principle, Unity and is emergened in social, cultural, physical, geometry and natural dimentions. In Islamic city, every order related to dynamic and unified system. These systems related to Islamic principles or were compatible with them that be in muslems life. Regard to these principles and laws as natural belifs”s muslems is obvious. Respectance to existant order of Islamic city that and attention to it in planning are neccessery. Life and sustailbility of Islamic city is cooprated with order and Unity. Chaos in Urban order will creat crisis and colaps of Islamic city.
    Keywords: Order, Islamic city, Islamic principles, nature
  • Mohammad Hosain Zarei Mahmood Abadi * Pages 879-904
    In comparison Islam and Christianity in to revealation two major questions to be discussed: First, different views of the two religious traditions of the nature of revelation is primarily where is derive? Another question: this difference, leading to what other theological differences and what level of force is argued. The first question in the field of sociology of religion and the second question is in the philosophy of religion. Answer the first question is that Greek culture paradigm since the advent Christianity, was the paradigm of polytheism and belief in gods were humanoid, Top Christian thinkers, especially Paul- for Understandable and acceptable to portray Christianity and to develop and promote it - According to the dominant cultural paradigm that day Greece reinterpretation of the nature of Jesus and Christianity that to this day continues. Cultural paradigm since the advent of Islam was also based on paganism, But several factors led the paradigm of monotheism without any change became acceptance and to fully replace paganism catch paradigm.
    Second question is that:The two different perspectives on the nature of revelation,bring a series of Theological different Results of the nature of faith, nature of the prophet, nature sacred texts and how to achieve redemption and guidance Who referred to some of them. the prove of These Theological results in Christianity is mor difficult than Islam.
    Keywords: Islam, christianity, revelation, propositional revelation, Non-propositional revelation