فهرست مطالب

تحقیقات تولیدات دامی - سال ششم شماره 4 (زمستان 1396)
  • سال ششم شماره 4 (زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1397/01/27
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مقاله پژوهشی
  • مصطفی قادری زفره ای *، فریبا ارجمند، فرهاد صمدیان، مهرداد معمار صفحات 1-12
    ورم پستان یکی از بیماری های عفونی غدد پستانی در گاوهای شیری است که در چند دهه اخیر، به عنوان یکی از مهم ترین بیماری هایی که منجر به ضرر اقتصادی در صنعت گاو شیری می شود، مورد توجه زیادی قرار گرفته است. وراثت پذیری ورم پستان پایین است و لذا مدیریت اصلاح نژادی آن کار سختی به شمار می رود. با توجه به اهمیت بیماری ورم پستان در مدیریت واحد های پرورش گاو شیری و ساز و کار مولکولی پیچیده درگیر در این بیماری، استخراج شبکه بین زیست نشانگرهای ترانسکریپتومی ورم پستان با استفاده از داده های امیکس موجود در گونه هایی مثل انسان، که حاشیه نویسی ژنومی قابل اعتمادی دارند، معقول به نظر می رسد. در این پژوهش با استفاده از برازش یک مدل خطی مشابه روی هر ژن یک آزمایش ریزآرایه DNA انجام شده ناشی از استافیلوکوکوس اورئوس بر پستان گاو شیری، فهرستی از ژن های متفاوت بیان شده یا زیست نشانگرهای ترانسکریپتومی گاوی به دست آمدند. نتایج نشان داد ژن های رمز کننده سایتوکین ها و کایموکین های CXCL5، CCL2،CXCL2 ، CXCL3، CXCL8 و SAA3 در اثر ورم پستان ناشی از استافیلوکوکوس اورئوس، بیان متفاوتی داشتند. در این پژوهش با نگاشت مجموعه ژن های متفاوت بیان شده روی ژنوم انسان، ژن های ارتولوگ انسان و گاو به دست آمدند. شبکه زیست نشانگری به دست آمده از ژن های ارتولوگ انسان نشان داد که نشانگر APP (Amyloid beta precursor protein) بیش‏ترین درجه ارتباط را با سایر نشانگرهای ترانسکریپتومی دارد. به نظر می رسد از نتایج این پژوهش بتوان در برنامه های اصلاح نژادی و تهیه دارو برای درمان ورم پستان استفاده نمود.
    کلیدواژگان: حاشیه نویسی ژنومی، ریزآرایه DNA، زیست نشانگر، سایتوکین ها
  • جواد بیات کوهسار *، فرشته مقصودلو، فاطمه فتحی، فرزاد قنبری صفحات 13-25
    این مطالعه به منظور بررسی اثر سطوح مختلف (5/2، 5 و 10 درصد ماده خشک) ساپونین، اسید گالیک و اسید تانیک بر فراسنجه های تولید گاز و قابلیت هضم برون تنی ماده خشک و ماده آلی با استفاده از روش تولید گاز و کشت ثابت انجام گرفت. نتایج نشان داد که بین تیمار های آزمایشی از نظر پتانسیل و نرخ تولید گاز اختلاف معنی داری وجود داشت (05/0>P). تیمار شاهد و تیمارهای دارای ساپونین به ترتیب دارای بالاترین و پایین ترین پتانسیل تولید گاز بودند. به هر حال، افزودن سطوح مختلف ساپونین، اسید گالیک و اسید تانیک به جیره پایه سبب کاهش قابلیت هضم ماده آلی، انرژی قابل متابولیسم و غلظت اسیدهای چرب کوتاه زنجیر شد. از این نظر، تیمار دارای 10 درصد اسید گالیک پایین ترین مقدار قابلیت هضم ماده آلی، انرژی قابل متابولیسم و غلظت اسیدهای چرب کوتاه زنجیر را داشت. بالاترین مقدار غلظت نیتروژن آمونیاکی مربوط به تیمار شاهد (76/10 میلی گرم در دسی لیتر) و پایین ترین مقدار مربوط به تیمار دارای 10 درصد اسید تانیک (79/5 میلی گرم در دسی لیتر) بود. بین تیمار ها از نظر بازده تولید گاز، عامل تفکیک و تولید توده میکروبی تفاوت معنی داری وجود داشت (05/0P<). به طور کلی، نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده از سطوح مختلف ساپونین، اسید گالیک و اسید تانیک مورد استفاده اثر قابل ملاحظه ای بر فرآیندهای تخمیر شکمبه ای در شرایط آزمایشگاهی نداشت.
    کلیدواژگان: پروتئین میکروبی، تولید گاز، ساپونین، فلاوونوئید
  • مهدی محمودی ابیانه، داریوش علی پور *، حمیدرضا مقیمی صفحات 27-38
    این پژوهش به منظور مقایسه اثر منابع مختلف نیتروژن بر روند آزادسازی، گوارش پذیری و متابولیسم نیتروژن در بره های نر نژاد مهربان انجام شد. فراسنجه های گوارش پذیری و تعادل نیتروژن در 15 راس بره نر نژاد مهربان در یک آزمایش 21 روزه شامل 16 روز عادت پذیری به شرایط آزمایش و 5 روز برای جمع آوری نمونه ها انجام شد. جیره ها حاوی انرژی و پروتئین یکسان بودند. جیره های غذایی شامل 1) کاه و کنجاله سویا، 2) کاه و کود اوره، 3) کاه و مکمل اوره آهسته رهش تجاری اپتیژن و 4) کاه و اوره آهسته رهش ساخته شده در آزمایشگاه بودند. قبل از انجام آزمایش درون تنی، نرخ و مقدار آزادسازی منابع اوره آهسته رهش در آب و ناپدید شدن شکمبه ای اندازه گیری شد. گوارش پذیری ماده خشک و ماده آلی تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت، در حالی که گوارش پذیری الیاف نامحلول در شوینده خنثی و الیاف نامحلول در شوینده اسیدی در تیمارهای حاوی اوره آهسته رهش تفاوت معنی داری را نسبت به تیمار حاوی کاه و کنجاله سویا نشان دادند (05/0 P). مقدار نیتروژن دفع شده از راه ادرار در تیمار حاوی اوره به صورت معنی داری بالاتر بود، در حالی که مقدار نیتروژن ابقا شده در جیره های حاوی اوره آهسته رهش به صورت معنی داری (05/0 P) بیشتر از سایر تیمارها بود. نتایج این پژوهش نشان داد که اوره آهسته رهش تولید شده در این پژوهش دارای الگوی مناسب آزادسازی در شکمبه بوده و می تواند به عنوان یک محصول بومی در کشور در جیره نشخوارکنندگان حاوی علوفه نامرغوب مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: آزادسازی، اوره، گوسفند مهربان، نیتروژن
  • نرجس قهاری *، تقی قورچی، محبوبه شاهی، محمدتقی فیض بخش صفحات 39-54
    پژوهش حاضر جهت بررسی میزان تجزیه پذیری گیاه خردل علوفه ای (Brassica juncea)در مراحل مختلف رشد و اثر ملاس و اوره بر کیفیت و تجزیه پذیری ماده خشک سیلاژ آن، انجام شد.در مرحله اول، ترکیبات شیمیایی شامل ماده خشک و پروتئین خام در سه مرحله رشد فنولوژیک گیاه (رویشی، گلدهی و خمیری شدن دانه) اندازه گیری شد. سپس 5/1 کیلو گرم از گیاه در هر مرحله رشد، به قطعات 3 تا 5 سانتی متری خرد و با ملاس و اوره مخلوط و در کیسه های پلاستیکی سیلو شد. تیمار های اعمال شده در هر مرحله بر سیلاژ ها، شاهد، 5 درصد ملاس، 5/0 درصد اوره، 10 درصد ملاس، 1/0 درصد اوره و 5 درصد ملاس به علاوه 5/0 درصد اوره در نظر گرفته شد. سیلاژ ها به مدت 45 روز در دمای اتاق نگهداری شدند. پس از آن ماده خشک سیلاژ ها تعیین شد و مورد ارزشیابی ظاهری قرار گرفت و pH و دما اندازه گیری شد. در مرحله دوم فراسنجه های تجزیه پذیری ماده خشک گیاه و سیلاژ خردل با استفاده از روش کیسه های نایلونی تعیین شد.با نمو گیاه، ماده خشک گیاه خردل علوفه ای به طور معنی داری افزایش و پروتئین خام کاهش داشت. نتایج ارزشیابی ظاهری سیلاژ ها به وسیله نمره گذاری نشان داد که سطوح مختلف ملاس سیلاژ هایی با کیفیت بسیار خوب و خوب ایجاد کردند. در طی سیلو کردن، ماده خشک به طور معنی داری کاهش یافت (05/0˂P) و در سیلاژ های عمل آوری شده با ملاس، ماده خشک به طور معنی داری بیشتر از سایر سیلاژ ها بود (05/0˂P). در سیلاژ های تهیه شده، pH به وسیله ملاس، کاهش و با افزودن اوره، افزایش یافت. پایداری هوازی سیلاژ های مراحل رویشی و گلدهی به طور معنی داری بیشتر از مرحله خمیری شدن دانه بود (05/0˂P). در هر سه مرحله رویشی، گلدهی و خمیری شدن دانه، بیشترین میزان درصد ناپدیدی ماده خشک، بخش سریع تجزیه، پتانسیل تجزیه پذیری و تجزیه پذیری موثر مربوط به سیلاژ های عمل آوری شده با ملاس بوده و بیشترین میزان بخش کند تجزیه مربوط به سیلاژ بدون افزودنی بود.
    کلیدواژگان: اوره، تجزیه پذیری، خردل علوفه ای، سیلاژ، ملاس
  • نغمه باقری، حمید امانلو، مهدی دهقان بنادکی، حمیدرضا میرزایی الموتی، حامد خلیلوندی بهروزیار* صفحات 55-67
    اثر پولکی کردن با بخار با شرایط مختلف، بر تجزیه پذیری شکمبه ای ماده خشک و پروتئین خام دانه جو در گاوهای هلشتاین مورد بررسی قرار گرفت. این پژوهش به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی انجام شد. فرآوری های مورد استفاده شامل دو سطح فشار بخار (3 و 5 بار)، سه سطح دما (75، 90 و 105 درجه سانتی گراد) و سه سطح فاصله غلتک (کم، متوسط، زیاد) بودند. مقادیر تجزیه پذیری با استفاده از روش کیسه های نایلونی با استفاده از سه راس گاو هلشتاین فیستولادار تعیین شد. میزان تجزیه پذیری ماده خشک و پروتئین خام در اثر پولکی کردن با بخار در نمونه فرآوری شده در مقایسه با نمونه شاهد کاهش معنی داری نشان داد (05/0P<). افزایش فشار، دما و کاهش فاصله غلتک در اکثر ساعت های انکوباسیون، سبب کاهش معنی دار تجزیه پذیری ماده خشک و پروتئین خام شد (05/0P<). در اثر فرآوری، میزان بخش تند تجزیه شونده (a)ماده خشک و پروتئین خام در نمونه فرآوری شده در مقایسه با شاهد کاهش یافت. کاهش معنی داری، در بخش کند تجریه شونده (b) ماده خشک و پروتئین نمونه فرآوری شده در مقایسه با نمونه شاهد مشاهده شد (05/0P<). علاوه بر اثر کاهشی فرآوری پولکی کردن با بخار بر میزان تجزیه پذیری موثر ماده خشک و پروتئین خام دانه جو، افزایش فشار، دما و کاهش فاصله غلتک به طور معنی داری میزان تجزیه پذیری موثر ماده خشک و پروتئین خام را در شکمبه کاهش داد (05/0P<). با توجه به اثر کاهنده پولکی کردن با بخار بر میزان تجزیه پذیری ماده خشک و پروتئین خام، این فرآیند می تواند خطر تجزیه پذیری بالای دانه جو و اسیدوز شکمبه ای را کاهش دهد.
    کلیدواژگان: اسیدوز، فرآوری، گاو هلشتاین، نشاسته
  • سهیلا بیاتی، سمیه سالاری *، احمد طاطار، محسن ساری، خلیل میرزاده صفحات 69-80
    به منظور بررسی سطوح مختلف اسانس مروتلخ بر عملکرد و برخی فراسنجه های خونی و ایمنی جوجه های گوشتی تحت تنش گرمایی، آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تیمار (صفر، 150، 300 و 450 میلی گرم در کیلوگرم اسانس مروتلخ)، به مدت 42 روز انجام شد. تنش گرمایی از سن 22 روزگی اعمال شد. هر سه سطح اسانس به کار برده شده باعث کاهش معنی دار مصرف خوراک در مقایسه با گروه شاهد در دوره آغازین شد، ولی در دوره رشد و کل دوره پرورش پرندگان تغذیه شده با سطح 450 میلی گرم در کیلوگرم اسانس بالاترین مصرف خوراک را نشان دادند. استفاده از هر سه سطح اسانس مروتلخ باعث کاهش معنی دار ضریب تبدیل خوراک در دوره های آغازین، رشد و کل دوره نسبت به تیمار شاهد شد (05/0P<). کاهش معنی دار کلسترول LDL و تری گلیسیرید خون با مصرف سطح 450 میلی گرم در کیلوگرم مشاهده شد (05/0P<). در سن 21 روزگی، افزودن اسانس باعث افزایش معنی دار لنفوسیت، مونوسیت شد و نسبت هتروفیل به لنفوسیت و تعداد هتروفیل کاهش معنی داری یافت (05/0P<). وزن بورس فابریسیوس و تیموس در سطح 450 میلی گرم در کیلوگرم اسانس افزایش یافت (05/0P<). وزن سنگدان و کل دستگاه گوارش با افزودن150 میلی گرم در کیلو گرم اسانس مروتلخ افزایش و وزن چربی حفره بطنی در سطح 450 میلی گرم در کیلوگرم کاهش معنی داری یافت (05/0P <). بیش ترین درصد خاکستر استخوان درشت نی در سطح 450 میلی گرم در کیلوگرم اسانس مشاهده شد (05/0P<). با توجه به نتایج این پژوهش و بهبود عملکرد، کاربرد اسانس مروتلخ تا سطح 300 میلی گرم در کیلوگرم در شرایط تنش گرمایی در تغذیه جوجه های گوشتی توصیه می شود.
    کلیدواژگان: اسانس مروتلخ، تنش گرمایی، سیستم ایمنی، فراسنجه های خونی، عملکرد
  • سیدعلی میرقلنج*، روح الله کیانفر، حسین جانمحمدی، اکبر تقی زاده صفحات 81-91
    آزمایشی به منظور بررسی اثرات سطوح مختلف تفاله انگور بر عملکرد مرغ های تخم گذار و ماندگاری کیفیت تخم مرغ طی نگهداری در دما و زمان های مختلف طراحی شد. تعداد 160 قطعه مرغ تخم گذار لگهورن به صورت چهار تیمار با پنج تکرار و هشت مرغ در هر تکرار در قالب طرح کاملا تصادفی برای سطوح صفر، 5/1، 3 و 5/4 درصد تفاله انگور استفاده و عملکرد تولید آنها به مدت هشت هفته بررسی شد. در پایان دوره، شش تخم مرغ از هر تکرار مربوط به سطح 5/4 درصد تفاله، در دماهای 4 و 27 درجه سانتیگراد و زمان های 1، 7 و 30 روز پس از تولید، نگهداری و کیفیت داخلی آنها بررسی شد. نتایج نشان داد که با تغذیه 5/4 درصد تفاله انگور به مدت هشت هفته، درصد تولید، وزن تخم مرغ، توده تخم مرغ و ضریب تبدیل خوراک برای تولید تخم مرغ پرندگان تحت تاثیر قرار نگرفت، اگرچه مصرف خوراک کاهش یافت (05/0>P). نتایج آزمایش نگهداری تخم مرغ در دما و زمان های مختلف نیز نشان داد که با افزایش سطح تفاله به 5/4 درصد، pH سفیده کاهش و واحد هاو افزایش یافت. اثرات متقابل نیز نشان داد که 5/4 درصد تفاله انگور در جیره، توانست به طور معنی داری تغییرات pH سفیده و واحد هاو را در طول زمان نگهداری محدودتر کند. به طور کلی، می توان تا 5/4 درصد تفاله انگور در جیره مرغ های تخم گذار در دوره پس از تولک بری اجباری بدون اثر منفی بر عملکرد استفاده کرد و خاصیت آنتی اکسیدانی تفاله انگور می تواند افت کیفی تخم مرغ را در زمان نگهداری محدودترکند.
    کلیدواژگان: اسیدیته سفیده، تفاله انگور، تولک بری، تولید تخم مرغ، واحد هاو
  • پوریا عزیزی، سودابه مرادی* صفحات 93-106
    این تحقیق به منظور بررسی اثر منابع و اندازه ذرات فیبر بر عملکرد تولیدی و کیفیت تخم مرغ در مرغ های تخمگذار انجام شد. آزمایش با 324 قطعه مرغ تخمگذار سویه لوهمن در سن 27 هفتگی با نه تیمار و شش تکرار به ازای هر تیمار به مدت 12 هفته انجام شد. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: گروه شاهد، دو منبع فیبر (پوسته آفتابگردان و تفاله چغندرقند)، دو سطح فیبر (5/2 و 5 درصد) و دو اندازه ذرات فیبر (ریز، 2 میلی متر و درشت، 6 میلی متر). اثرات اصلی منابع فیبر، سطح فیبر و اندازه ذرات فیبر در کل دوره بر وزن تخم مرغ، توده تخم مرغ، درصد تولید تخم مرغ، ضریب تبدیل غذایی، وزن مرغ و مصرف خوراک روزانه معنی دار نبود. به کار بردن 5 درصد پوسته آفتابگردان با اندازه ذرات درشت، وزن و ضخامت پوسته را در مقایسه با گروه کنترل در سن 30 هفتگی کاهش داد (05/0P< ). همچنین رنگ زرده در گروهی که 5/2 درصد پوسته آفتابگردان با اندازه ریز دریافت کردند کاهش و در 5 درصد تفاله چغندرقند، در مقایسه با شاهد افزایش یافت (0001/0P< ). واحد هاو در پوسته آفتابگردان نسبت به تفاله چغندرقند در سن 38 هفتگی کاهش یافت (05/0P< ). افزودن منابع فیبر، pH مدفوع مرغ های تخمگذار را نسبت به گروه شاهد افزایش داد (05/0P< ). رقیق کردن جیره با پوسته آفتابگردان و تفاله چغندرقند تا سطح 5 درصد اثر منفی بر عملکرد تولیدی مرغ های تخمگذار ندارد، در حالی که باید اثرات آنها بر کیفیت تخم مرغ مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: فیبر، عملکرد، کیفیت تخم مرغ، مرغ تخم گذار
|
  • M. Ghaderi-Zefrehei *, F. Arjmand, F. Samadian, M. Meamar Pages 1-12
    Mastitis, as one of the most economically important cost-driven diseases in dairy cow industry, is an inflammation-driven disease of the bovine mammary gland that in recent decades has casted lots of attention. Mastitis has low heritability; therefore, it is a cumbersome job to manage it from animal breeding point of view. Considering the management of mastitis in dairy farms production and the nature of complex molecular mechanisms involving in this disease, extracting mastitis's transcriptomic biomarkers network using OMICS data due to some well-annotated genomes like human genome, sounds to be entirely compelling. In this research, by fitting a linear model on each gene of a Staphylococcus aureus governed DNA microarray experiment performed in dairy cow udder, a list of differentially expressed genes or biomarkers were obtained. It was dissected that genes encoding cytokines and chemokine's e.g. CXCL5, CCL2 ,CXCL2, CXCL3, CXCL8 shown differentially expressed pattern in staphylococcus aureus driven dairy’s cow mastitis. Biomarker network due to human genome orthologous genes indicated that APP (amyloid beta precursor protein) gene or biomarker shown the maximum degree of connection with other biological transcriptomic biomarkers. The results of this study can be used in breeding programs and drug-targeting studies to cure mastitis.
    Keywords: Genome annotation, DNA microarray, Biomarkers, Cytokines
  • J. Bayat Kouhsar *, F. Maghsoudloo, F. Fathei, F. Ghanbari Pages 13-25
    This study was conducted in order to evaluate effect of different levels (2.5, 5 and 10 % of DM) of saponin, gallic acid and tannic acid on gas production parameters and in vitro digestibility of dry matter and organic matter, using gas production technique and batch culture. Results showed that there were significant differences among treatments on gas production and rate of gas production (P
    Keywords: Microbial protein, Gas production, Saponin, Flavonoid
  • M. Mahmoudi-Abyane, D. Alipour *, H. R. Moghimi Pages 27-38
    This study was conducted to compare effect of different nitrogen sources on the rate of release, nitrogen balance and nutrient digestibility in Mehraban male lambs. Digestibility parameters and nitrogen balance were measured in 15 Mehraban male lambs. The experiment lasted 21 days including 16 days of adaptation and five days for sample collection. Diets were isonitrogenous and isoenergetic. Diets were included concentrate, mineral and vitamin supplements plus: 1) wheat straw and soybean meal, 2) wheat straw and urea, 3) wheat straw and Optigen® (a commercial slow-release urea supplement) and 4) wheat straw and slow-release urea produced in laboratory. Before beginning the in vivo experiment, release rate of slow-release urea sources in water and also rumen disappearance was measured. Intake and digestibility of dry matter and organic matter did not affect by treatments, whereas the digestibility of NDF and ADF was significantly different in the treatments containing slow-release urea supplement in comparison of soybean meal treatment (P
    Keywords: Release, Urea, Mehraban sheep, Nitrogen
  • N. Ghahari *, T. Ghoorchi, M. Shahi, M. T. Feyzbakhsh Pages 39-54
    The aims of the current study were to investigate the in vitro dry matter degradation of mustard (Brassica juncea) forage in various stages of growth, and the impact of molasses and urea on the quality of its silage.In the first trial, chemical composition including dry matter and crude protein in three phenological development stages (vegetative, flowering and soft dough) was measured. Then 1.5 kg of fresh mustard forage were chopped and mixed with molasses and urea and ensiled in the laboratory silos. Different treatments were applied, including control (no additive), 5 or 10% molasses, 0.5 or 1% urea, and 0.5% urea plus 5% molasses. The silages were kept for 45 days at room temperature. Then dry matter of silages was determined, silages appearance, pH and temperature were evaluated. In the second trial, the dry matter degradability of plant and mustard (Brassica juncea) silage were measured by nylon bag method.Advancing plant development and maturity stages significantly (P
    Keywords: Urea, Degradability, Brasica juncea, Silage, Molasses
  • N. Bagheri, H. Amanlou, M. Dehghan-Banadaki, H. R. Mirzaei Alamouti, H. Khalilvandi Behroozyar * Pages 55-67
    Effects of different processing conditions in steam flaking was examined on the dry matter and crude protein degradability of barley grain in Holstein cows. This study was conducted as a factorial experiment in completely randomized design. Two levels of pressure (3 and 5 Bar), 3 levels of heating temperature (75, 90 and 105 centigrade), and three levels of the roll interspaces (low, medium and high) were used. In situ ruminal degradability was measured using three ruminally fistulated Holstein cows.Dry matter and crude protein degradability of processed materials were significantly decreased by steam flaking compared with untreated barley (P
    Keywords: Acidosis, Processing, Holstein cow, Starch
  • S. Bayati, S. Salari *, A. Tatar, M. Sari, Kh. Mirzadeh Pages 69-80
    An experiment was conducted to evaluate different levels of Salvia mirzayanii essential oil on performance, blood and immunity parameters of broiler chickens under heat stress condition. Completely randomized design with four treatments (0, 150, 300 and 450 ppm of Salvia mirzayanii essential oil) was used for 42 days. Broilers were under heat stress conditions from 22 days of age. Increasing levels of essential oil in the diet significantly decreased feed intake in comparison with the control at the starter period. But level of 450 ppm essential oil had the highest feed intake during grower period and total of experiment. Feed conversion ratio significantly decreased by increasing levels of essential oil compared with the control. Triglyceride and LDL cholesterol concentration were significantly decreased at the level of 450 ppm essential oil. Percentage of heterophile, heterophil/lymphocyte ratio (H/L) decreased, and percentages of lymphocyte and monocyte increased by increasing levels of essential oil at 21 days of age (P
    Keywords: Salvia mirzayanii essential oil, Heat stress, Immune system, Blood parameters, Performance
  • S. A. Mirghelenj *, R. Kianfar, H. Janmohammadi, A. Taghizadeh Pages 81-91
    An experiment was conducted to evaluate effects of different levels of grape pomace in diets of laying hens on egg production performance and egg internal quality traits during different times and temperatures. One hundred and sixty Leghorn laying hens in post-molting phase were assigned to four treatments with five replications and eight birds each based on completely randomized design. The birds fed experimental diets containing zero, 1.5, 3 and 4.5% of grape pomace for eight weeks. Egg samples from treatment 4 were selected and stored in different temperatures (4 and 27° C) and duration times (1 day, 1 week and 1 month after production) at the end of experiment, then their internal quality traits were evaluated. Results showed that with the use of 4.5% grape pomace, the egg production rate, egg weight, egg mass and feed conversion ratio of birds were not affected, but feed intake decreased (P
    Keywords: Albumen pH, Grape pomace, Molting, Egg production, Haugh unit
  • P. Azizi, S. Moradi * Pages 93-106
    This study was conducted to determine effect of sources and particle size of fiber on performance, egg quality and pH of excreta in laying hens. A total of 324 Lohmann LSL-lite laying hens was arranged in a factorial experiment with nine dietary treatments, each replicated six times. Experimental treatments consisted of two fiber sources (sunflower hulls, SFH and sugar beet pulp, SBP), two levels of fiber (2.5 and 5%), two fiber particle size (fine, 2 mm and coarse, 6 mm) with a control group. Results showed that main effects of sources, level and particle size of fibers did not significantly affect hen-day egg production, egg weight, egg mass, feed intake, feed conversion ratio and body weight gain. On week 30, inclusion of coarse SFH (5%) significantly reduced shell weight and shell thickness (P
    Keywords: Fiber, Performance, Egg quality, Laying hens