فهرست مطالب

امامت پژوهی - پیاپی 19 (بهار و تابستان 1395)
  • پیاپی 19 (بهار و تابستان 1395)
  • بهای روی جلد: 100,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1397/01/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • مقالات
  • علی حسن بیگی، علی رضا طبیبی، محمد تیموری صفحه 9
    مسئله جانشینی پیامبر اسلام(ص) از مهمترین مسائل در بین مسلمانان از صدر اسلام تاکنون بوده است. شیعه قائل به منصوص بودن نصب امام علی(ع) از سوی خدا و رسول(ص) است. یکی از دلائل متقن شیعه جهت اثبات امامت و خلافت امیرالمومنین(ع)، حدیث متواتر غدیر است، اما اهل سنت حدیث مزبور را در حد محبوبیت و نصرت و مفاهیمی غیر از امامت تنزل داده اند. علامه میرحامدحسین، که از عالمان شیعی است، مفاد حدیث غدیر را در کتاب «عبقات الانوار فی امامه الائمه الاطهار» تبیین کرده و دلائل متعددی برای اثبات دیدگاه شیعه اقامه کرده است. این پژوهش بر آن است تا با رویکرد توصیفی- تطبیقی- تحلیلی، دلائل علامه را بازشناسی کرده و شیوه استخراج این ادله را واکاوی کند. نتیجه آن که، علامه با رویکرد جامع نگری نسبت به قرائن و منابع فهم حدیث غدیر از جمله: آیات قرآن، روایات مرتبط با حدیث غدیر، گزارش های متعدد از حدیث غدیر، فهم صحابه و اقوال عالمان اهل سنت اقدام به استخراج قرائن متصل و منفصل برای فهم صحیح حدیث کرده است و بر پایه این قرائن اثبات می کند که حدیث غدیر بر امامت امیرالمومنین(ع) دلالت تام دارد.
    کلیدواژگان: علامه میرحامد حسین، عبقات الانوار، دلالت حدیث غدیر، امامت امام علی (ع)
  • سید عبدالحمید ابطحی صفحه 49
    در قرن اول هجری، مطالبه سند از اصحاب و تابعان برای نقل حدیث مرسوم نبود. به دلیل پیدایش اختلافات میان سخنان منسوب به پیامبر(ص) در قرن دوم، به تدریج مطالبه سند مورد اقبال قرار گرفت. در شرایطی که این رویه در میان عالمان حدیث در حال توسعه بود امامان(ع) برای نقل حدیث به اساتید حدیثی اتکا نمی کردند و از طریق پدران خود روایاتی را نقل می کردند. این روایات نیز، در مواردی که برای آنها سندی ارائه می کردند، مستند به مکتوبات و صحفی بود که از طریق پدرانشان رسیده بود و این طریق از طرق شیوخ شناخته شده حدیث نبود. این رویه، موجب شد تا ایشان را «صحفی» بخوانند. این مقاله، مفهوم این تعبیر را تبیین می کند و نشان می دهد که این ویژگی، بر خلاف نظر مطرح کنندگانش، نه تنها مایه قوت طریق اهل بیت(ع) به پیامبر(ص) در نقل حدیث بوده است، بلکه طریق ایشان را به یک طریق انحصاری معتبر تبدیل کرده است.
    کلیدواژگان: علم حدیث، طریق، صحفی بودن امامان (ع)، مرسلات ائمه
  • ابراهیم دستلان صفحه 85
    تحدیث مقامی است که به واسطه آن، معصومین می توانند با عالم ملکوت ارتباط برقرار کرده و علوم و اطلاعات لازم را دریافت کنند. این ویژگی به جهت تکلم با فرشته و ارتباط با عالم غیب، ماهیتی شبیه وحی دارد اما به هیچ وجه جنبه تشریعی ندارد. تحدیث، در امت های گذشته مطرح بوده و در بیان رسول خدا(ص) نیز مطرح شده است. این آموزه به تدریج در بین شیعیان شکل گرفته و در دوره صادقین(ع) جایگاه خود را پیدا کرد. خصوصیات این مقام بسیار قابل توجه است و محتوایی که از این طریق به محدث منتقل می شود از نکات برجسته این مسئله به حساب می آید. در این مقاله بعد از اثبات اصل تحدیث، ماهیت و خصوصیات آن مورد بررسی قرار می گیرد و در نهایت به محتوای تحدیث پرداخته می شود.
    کلیدواژگان: فرشته، تحدیث، محدث، وحی، امامت
  • علی تمسکی بیدگلی، سید محسن موسوی صفحه 127
    در شماری از روایت ها گزارش شده است پدیده ای آسمانی، که در این روایت ها با واژگان «کوکب» و «نجم» از آن یاد و به «ستاره» زبانزد شده است، در خانه علی(ع) فروافتاده است. در این روایت ها آمده است که پیامبر گرامی اسلام(ص) فرموده اند، هر که این ستاره در خانه اش فروافتد، جانشین ایشان خواهد بود. برخی با آوردن پاره ای از ایرادها، این روایت ها را برساخته خوانده اند. این جستار که به روش توصیفی- تحلیلی- انتقادی سامان یافته است، ایرادهای گفته شده را پاسخ داده و روشن کرده است که بر خلاف آنچه برخی دانشوران گفته اند، نمی توان این روایت ها را بر پایه این ایرادها ساختگی خواند؛ افزون بر اینکه پدیده آسمانی یادشده را بر پایه دانش واژگان امروزین باید شهاب سنگ نامید، نه ستاره.
    کلیدواژگان: روایت های ساختگی، فروافتادن ستاره، امامت امام علی (ع)، سوره نجم
  • محمدمهدی مطهری صفحه 155
    مسئله ولایت تکوینی امامان(ع) همواره در میان صاحب نظران و اندیشمندان امامیه مورد مناقشه بوده است. بررسی چنین مسئله ای علاوه بر اینکه در شناخت مقام امام، حائز اهمیت است، در ترسیم و شناسایی خط فکری صحیح امامیه نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. مدرسه قم با تنوع روش و خطوط فکری، درحالی که در مبارزه با غلو شهرت دارد، این حوزه از مباحث امامتی را به صورت گسترده مطرح کرده است. این مقاله به بازشناسی باور سه تن از شخصیت های برجسته مدرسه قم، یعنی احمد برقی و شیخ کلینی و شیخ صدوق در موضوع ولایت تکوینی می پردازد و با کشف منظومه فکری مشایخ قم در مسئله تصرفات تکوینی امامان، به این نتیجه می رسد که نه تنها اصل تصرفات تکوینی امامان مورد پذیرش مشایخ مدرسه قم بوده بلکه به صورت گسترده و با تنوع موضوعات به نقل روایات این مسئله پرداخته اند.
    کلیدواژگان: ولایت تکوینی، تصرفات تکوینی، مدرسه کلامی قم، محمد بن یعقوب کلینی، احمد بن محمد بن خالد برقی، شیخ ابوجعفر محمد بن بابویه صدوق
  • مهیار خانی مقدم صفحه 181
    پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به واکاوی نقادانه روش مادلونگ در فهم گزارش های پیرامون جانشینی پیامبر(ص) می پردازد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که به رغم وجود نقاط قوت در روش مادلونگ- مانند عنایت به نقش گرایش مذهبی راوی در نقل روایت از او، رد توهم برخی از خاورشناسان در جعلی بودن روایات، رد پنداره های موهوم و ریشه یابی روایات مرتبط بر اساس قراین - برخی از آسیب ها مانند عدم ارجاع دقیق به منابع در برخی موارد، تکمیل نبودن گستره منابع، عدم عنایت به مفردات و ترکیبات حدیث غدیر، اشتباه درباره سبب صدور حدیث غدیرخم و ادعاهای اشتباه بر اثر عدم دقت در اسباب صدور گزارش - در روش وی قابل مشاهده است که موجب ارائه برخی آراء موهوم پیرامون جانشینی پیامبر(ص) شده است.
    کلیدواژگان: خاورشناسان، مادلونگ، جانشینی پیامبر(ص)، امامت
  • صفحه 217
|
  • Ali Hasan Beigi, Alireza Tabibi, Mohammad Teimori Page 9
    Since the beginning of Islam, the issue of successor to the prophet has always assumed primary importance among all Muslims. Shias subscribe to the view that Amir-almomenin (pbuh) was appointed by clear designation from Almighty Allah and prophet himself. An undeniable proof that corroborates this view is Ghadir Frequently narrated tradition. However, Sunnis degraded this hadith and claim that the hadith only depicts the popularity of Imam Ali among Muslims and his assistance to prophet (pbuh), according to this view Ghadir hadith refers to issues other than the Imamate of Imam Ali. Allameh Mir Hamid Hossein, a prominent Shia scholar, explained the principles of Ghadir hadith in his book Abaghat-al-anvar-fi- Imamate- Aemmate-al-Athar, and provided numerous compelling
    reasons to support the view expressed by Shias. The current study aims to adopt a descriptive-comparative-analytical approach to Allameh’s reasoning, and investigates Allameh’s method of extracting these reasons. To conclude, Allameh adopts a comprehensive approach towards the implications and the sources of hadith comprehension such as : Quranic verses, quotations related to Ghadir hadith, numerous
    accounts of Ghadir event, the understanding of companions of the prophet from Ghadir Hadith and the quotes from Sunni scholars. Allameh has attempted to extract attached
    and separate implications of the understanding of this very Hadith. Allameh firmly proves that Ghadir is a complete implication that Imam Ali is the righteous successor of Prophet (peace and blessings be upon him).
    Keywords: Allameh Mir Hamid Hussein, Abaghat Al-Anvar, implications of Ghadir Hadith, Imam Ali's Imamate
  • Seyyid Abd-Ul-Hamid Abtahi Page 49
    It was not common to ask for evidence from companions and their affiliates to re-narrate a hadith. However, due to differences found among the quotes ascribed to prophet, the trend changed in the second century. Asking for the evidence of a Hadith became a source of validating it. This approach was then begging to take roots among Hadith Scholars. However, Infallible Imams did not depend on Hadith teachers to re-narrate a Hadith. Infallible Imams attempted to narrate Hadiths through their ancestors. In cases that infallible Imams did not provide evidence for a Hadith, the hadith was extracted from books and accounts that reached Imams through their parents. This method of re-narrating a Hadith was not familiar for the scholars of Hadith science at the time. As such, Infallible Imams were called “sohofi” which can be roughly translated as a person who self-acquires knowledge through books and resources without a teacher. The current study explores this term and seeks to point out that this state, contrary to the view expressed by those coining it, strengthens the stance of Ahlul- Beit in re-narrating hadiths and increases the validity of their method, making it a unique method.
    Keywords: the Science of Hadith, the method, self-acquisition of knowledge for Imams, Transmission of knowledge to Imams
  • Ibrahim Dastlan Page 85
    Tahdis is a lofty status whereby Infallible Imams could communicate with the heavens and were the recipients of science and knowledge. This unique quality is highly similar to revelation from Almighty Allah in that it involves conversing with the angels and communication with the heavens. However, this form of communication lacks the legislative quality present in revelation. Tahdis was mentioned in societies prior to Islam and also in the words of the holy prophet of Islam. This unique teaching was gradually strengthened among Shias and found its proper place in Ṣādiqayn’s era. The qualities for such a status are noteworthy. The content conveyed to the communicator is among the most important points. The current study aims to prove the principle of Tahdis, and seeks to investigate the qualities and finally explores the contents of Tahdis.
    Keywords: Angel, Tahdis, Communicator, Revelation, Imamate
  • Ali Tamasoki Bidgoli, Seyyid Mohsen Mousavi Page 127
    In diverse accounts, a celestial body , termed as Kokab, Najm and Setare, descended in Imam Ali’s house. In these accounts, prophet of Islam (pbhm) is quoted as saying a man in whose house this celestial body descended is the rightful successor of me. Some scholars have highlighted some flaws in these accounts and called them distorted. In this study, the researcher took a descriptive-analytical and critical stance towards these accounts and sought to correct the flaws. The researcher finally states that contrary to the views expressed by scholars, one cannot reject these accounts based on some minor flaws. Furthermore, the above-mentioned celestial body in today’s astronomical terminology is called a “meteorite”.
    Keywords: Fabricated accounts, descent, Imam Ali's Imamate, Najm Sora
  • Mohammad Mehdi Motahari Page 155
    The issue of Infallible Imams’ authority to exert influence in the whole universe is a controversial one among scholars and experts on Imamieh issues. An investigation into such an issue is not only important in fathoming the elevated status of Imams, but it also assumes considerable importance in outlining and discerning the appropriate thought line of Imams. The religious schools in Qom have always enjoyed diversity of methods and thought lines, at the same time the schools have always sought to counter exaggeration.
    The imamate-related issues have been comprehensively discussed in religious schools of Qom. The current study seeks to investigate the ideology of three prominent scholars namely Ahmad Barghi, Sheikh Kolaini and Sheikh Sadooq in the domain of Imams’ Authority to influence thewhole universe. It then seeks to explore the thought line of scholars in Qom as regards to Imams authorities and influences in the whole universe. It is concluded that the principle of authority to influence the whole universe was not only approved by the scholars in Qom religious school, but scholars have also sought to re-narrate these accounts comprehensively under numerous titles.
    Keywords: authority to influence the whole universe, influence the whole universe, rhetoric school of Qom, Mohammad-bin-Yaghoob Koleini, Ahmad Bin-Mohammad Ibn-Khaled Barghi, Sheikh Abu-Jafar Mohammad Ibn- Baboye Sadoogh
  • Mahyar Khani Moghaddam Page 181
    The researcher adopts a descriptive-analytical approach towards Madelung’s method in understanding accounts related to the successor of holy prophet of Islam. The results obtained by the researcher show that although there are some strengths and multiple flaws found in Madelung’s approach. The strength are paying attention to religious affiliation of the narrator, dispelling the myth of some orientalists regarding the falsehood of narrations, rejecting the false premises and establishing the root of related hadiths based on evidence. However, there are some flaws present in Madelung’s method such as: failing to have exact reference to sources in some hadiths, incomprehensiveness of sources, failing to pay attention to singularities and combinations of Ghadir Hadith, misinterpreting the cause of Ghadir Hadith and false line of reasoning resulting from lack of proper attention to the causes of an account. These flaws all result in expressing unjustified, wrong and confusing deductions about the successor of holy prophet.
    Keywords: orientalists, Madelung, succession of prophet, Imamate