فهرست مطالب

  • سال نهم شماره 1 (پیاپی 16، بهار و تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/06/31
  • تعداد عناوین: 7
|
  • جلال الدین رفیع فر*، ساجده میراحمدی صفحات 1-26
    در حال حاضر یکی از الگوهای مسکن روستایی در شهرستان عنبرآباد، کپرنشینی است. این نوع مسکن حاصل سال ها و شاید قرن ها اندوخته فرهنگی است که با بهره برداری از منابع محلی و فناوری کاملا بومی ساخته و استفاده می شود. از ویژگی های این نوع مسکن، انطباق آن با اقلیم و نوع اقتصاد مسلط منطقه است. امروزه با تغییر و تحولات صورت گرفته در مسکن روستایی و ایجاد امکانات جدید، شناسایی و درک درست از مسکن روستایی منطبق با محیط و نیازهای فرهنگی متنوع ساکنان آن برای برنامه ریزی های توسعه ای، چه کوتاه مدت و چه بلندمدت از اهمیت خاصی برخوردار است. بدین منظور در مطالعه حاضر به الگوهای مسکن روستایی شهرستان عنبرآباد، به عنوان نمونه ای بومی از این نوع مسکن، که در بسیاری از روستاهای سرتاسر منطقه جنوب شرق ایران همچنان پایدار و رایج است، پرداخته شده است. روش تحقیق از نوع مردم نگاری است که با بهره گیری از فنون، مشاهده، مشارکت و مصاحبه انجام شده است. نتایج نشان می دهد این نوع مسکن به عنوان سکونتگاهی که با شرایط ویژه اقلیمی، نظام اقتصادی (کشاورزی و دام پروری) و با امکانات موجود در منطقه سازگار است، توانسته با اندک تغییراتی، استمرار خود را حفظ کند. حذف یا ایجاد تغییرات بنیادی در این نوع سکونتگاه به تغییر ساختار اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی این جامعه نیازمند است. ایجاد هرگونه تغییری در کوتاه مدت، بدون انجام مطالعات تکمیلی توصیه نمی شود و نتیجه آن می تواند به فروپاشی و در نهایت مهاجرت ساکنان به شهرها منجر شود.
    کلیدواژگان: کپر زدایی، کپرنشینی، مسکن روستایی، عنبر آباد
  • محمود متوسلی، حمیده دباغی*، افروز عباسی صفحات 27-50
    توسعه فرایندی از ارتقا و افزایش انتخاب است که در خود گزینه های جدید و تازه را جای می دهد. هدف نهایی و تعالی آن نیز تحقق آزادی انسان، افزایش گزینه های انتخاب و بازتولید ثبات است. آزادی انسان، با قدرت دهی یا «توانمندسازی» همسوست. حال سوال این است چه موانعی سبب می شود تا پتانسیل های فردی در مسیر توانمندسازی شکوفا نشود و انسان به آزادی نرسد؟ مقاله حاضر از جمله تحقیقات بنیادین است و با روش استدلالی در پی افزایش شناخت و بسط نظری است. ساختار نظری عمدتا مبتنی بر دیدگاه های نظری کانت و آمارتیا سن پیرامون آزادی و توانمندسازی است؛ بنابراین پس از بسط نظریه این دو صاحب نظر، پیرامون جایگاه انسان، در تدوین و ارائه الگوی نظری توانمندسازی به ضرورت وجود اخلاقیات انسان، توانمندسازی و کنش جمعی و کنش انسانی و نهادها به عنوان سه رکن اصلی در مدل مورد نظر می پردازیم. در بخش نتیجه گیری با بسط منطقی، این سه رکن را به یکدیگر متصل می سازیم. از نظر سن، انسان هم ابزار تحقق دستاوردهای اجتماعی و هم غایت و متعالی ترین هدف است. کانت در رویکردی انتزاعی تر، انسان را معطوف به شناسایی و تحقق والاترین خیر و خوبی و هدف نهایی را «تعالی رشد اخلاقی» می داند که در گروی کنترل ماکزیم ها یا اصل یا قاعده ای اخلاقی است. انسان به مثابه موجودی خودتعین گر، مختار و دارای استقلال در ادبیات کانت، هسته تئوری اصول اخلاقی اوست و می توان آن را در معنای قدرت دهی به افراد، خودشناسی، اعتمادبه نفس و اقتدار درونی به کار برد و در مفهوم توانمندسازی بازشناخت. حال آنکه کنترل، آزادسازی و بسط کنش های فردی از طریق تجلی کنش های جمعی در قالب مفهوم نهاد، شکل می گیرد. انسان متعلق به دنیای حسی و طبیعی عضوی از جهان هوشمند است و اراده انسانی را همسوی اراده قدسی و عبور از تمایلات و خواسته های نفسانی قرار می دهد. چنین تغییری در انسان و بالفعل ساختن توانمندی های ذهنی و سپس عینی وی، در سیستم باورهای فردی که تثبیت و تداومش از طریق نهادها، یا همان کنش های جمعی تجلی یافته، میسر می شود.
    کلیدواژگان: آزادی کانتی، انسان خود تعین گر، توانمندسازی، فقدان قدرت، نهادها
  • رقیه علایی، محمد علی سپهوندی *، عزت الله قدم پور صفحات 51-78
    محله، زمینه و بستری برای بروز آسیب ها و مسائل اجتماعی بخصوص در سطح خانواده است. بحث آسیب پذیری محله به ویژه از لحاظ مصرف مواد، یکی از چالش های فکری و روانی مردم در برخی محلات مرکزی شهر تهران است، به طوری که طبق آمارهای توصیفی این پژوهش، بیش از 70 درصد مشارکت کنندگان در محلات مرکزی شهر بر اساس پیشایندهای خانواده، همسالان و نگرش به مصرف مواد با آسیب پذیری محله مواجه اند، لذا این موضوع هدف و مسئله اصلی پژوهش است. در این تحقیق 460 نفر به عنوان نمونه تحقیق بر حسب روش کمی و استفاده از آماره های پارامتری، رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر بررسی شده اند. یافته های تحقیق نشان می دهد بر حسب رگرسیون چندگانه مدل به خوبی با داده ها منطبق است و مجموعه متغیرهای مستقل، 0.579 درصد از واریانس محله آسیب پذیر را پیش بینی می کنند. میزان ضرایب استانداردشده یا بتا برای نظارت خانواده (0.068) و مصرف مواد در خانواده (0.004-) معنادار نیست و تعارض خانواده و نگرش به مصرف مواد به ترتیب با ضرایب بتای 0.376 و 0.222 بیشترین و همسالان منحرف با ضریب بتای 0.178 کمترین قدرت تبیین کنندگی واریانس محله آسیب پذیر را در بین افراد نمونه دارند. مطابق نتایج تحقیق، متغیرهای مستقل به خوبی تغییر متغیر وابسته (آسیب پذیری محله) را در مدل تحقیق تبیین می کنند.
    کلیدواژگان: جوانان، خانواده، محله آسیب پذیر، نگرش به مصرف مواد، همسالان، شهر تهران
  • علی اصغر فیروزجاییان گلوگاه * صفحات 79-100
    بی نظمی یکی از آسیب های جدی جامعه ایرانی بخصوص در فضای شهری است که تحت تاثیر عوامل مختلف قرار دارد؛ در این میان، پیوند اجتماعی در بروز رفتار اجتماعی نقشی کلیدی دارد. ضعف پیوند اجتماعی یا فرسایش سرمایه اجتماعی موجب بی نظمی در دو بعد فیزیکی و اجتماعی می شود. بر این اساس، این تحقیق با تاکید بر عامل فرسایش سرمایه اجتماعی بر اساس نظریه پاتنام و فوکویاما، به بررسی عوامل موثر بر بی نظمی در فضای شهری می پردازد. روش تحقیق این پژوهش پیمایش بوده و اطلاعات از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است. بدین منظور 400 نفر از ساکنان شهر تهران با روش نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای انتخاب شدند؛ در نهایت سه منطقه اقتصادی اجتماعی بالا (منطقه 4)، متوسط (منطقه 11) و پایین (منطقه 16) انتخاب شده است. نتایج حاکی از آن است که میزان کل بی نظمی در میان شهروندان تهرانی در حد متوسط است. در تحلیل دومتغیره، همه متغیرهای مستقل با بی نظمی در دو بعد آن رابطه معنا دار و مثبتی داشته اند. همچنین مولفه های ذهنی فرسایش سرمایه اجتماعی (بی اعتمادی اجتماعی، هنجارهای ذهنی مشارکت، احساس آنومی) توانستند 24 درصد و مولفه های عینی فرسایش سرمایه اجتماعی (ضعف روابط رسمی و غیر رسمی و ضعف کنترل اجتماعی) 19 درصد از تغییرات بی نظمی در دو بعد آن (فیزیکی- اجتماعی) را تبیین کنند. در کل فرسایش سرمایه اجتماعی (عینی و ذهنی) توانسته است 42 درصد از تغییرات بی نظمی را تبیین کند. تاثیر هر دو بعد بر بی نظمی مثبت بوده است.
    کلیدواژگان: بی نظمی فیزیکی - اجتماعی، فرسایش سرمایه اجتماعی، فضای شهری، شهروندان تهرانی
  • سعیده امینی، نوید عزتی * صفحات 101-120
    جامه عمل پوشیدن و به فعلیت رسیدن انتظارات امری است که هر انسانی خود را مستحق آن می داند، اما گسست بین نظام انتظارات افراد و نگرش آنان به امکان تحقق انتظار، سبب پیدایش احساس محرومیت نسبی در ساحت ذهنی افراد می شود. مقاله حاضر با هدف بررسی عوامل موثر بر احساس محرومیت نسبی جوانان مناطق توسعه یافته و کمتر توسعه یافته شهر تهران تکوین یافته است. به منظور تحقق این هدف با اتکا به دیدگاه های نظری، چارچوب مفهومی مورد نیاز تدوین و در پرتو آن فرضیه هایی مطرح شدند. با استفاده از روش پیمایش و آماره های توصیفی و استنباطی، داده های به دست آمده تجزیه و تحلیل شد. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران انتخاب شد، یعنی 400 نفر از جوانان منطقه 3 و 15، به عنوان توسعه یافته ترین و کم توسعه یافته ترین مناطق تهران. شیوه نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای است. نتایج نشان دادند احساس محرومیت نسبی جوانان منطقه 15 بیش از جوانان منطقه 3 است؛ همچنین سرمایه اقتصادی و فرهنگی جوانان منطقه 3 بیش از جوانان منطقه 15 است. از میان ابعاد محرومیت نسبی، ارزش های محوری جوانان مناطق 15 و 3 به ترتیب پیرامون ارزش های قدرت و ارزش های رفاهی و قدرت است. افرادی که از سرمایه اقتصادی و سرمایه فرهنگی بیشتری برخوردار بوده اند، احساس محرومیت نسبی کمتری داشته اند. علاوه بر این، مهم ترین گروه مرجع جوانان منطقه 3 و منطقه 15 دوستان است. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد سرمایه اقتصادی بیش ترین واریانس احساس محرومیت نسبی را تبیین می کند و پس از آن گروه های مرجع قرار دارد، سرمایه فرهنگی کمترین تغییرات محرومیت نسبی را تبیین می کند.
    کلیدواژگان: احساس محرومیت نسبی، سرمایه اقتصادی، سرمایه فرهنگی، گروه های مرجع
  • نسرین خدابخشی *، زین العابدین امینی سابق، مسعود قربان حسینی، احسان ساده صفحات 121-144
    انتخاب ابزار مناسب برای اجرا یکی از مهم ترین گام های توفیق سیاست ها و خط مشی های عمومی محسوب می شود. بر همین اساس اگر الگوی موفقی در اجرا وجود داشته باشد، می توان انتظار شکوفایی و توسعه همه جانبه را داشت؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف ارایه چارچوبی نظری و مدل پارادایمی از برساخت های شخصی اساتید و خبرگان خط مشی گذاری تعاون روستایی کشور به دنبال ارائه نظریه بومی به روش گراندد تئوری است. نمونه آماری 20 نفر از اساتید و خبرگان خط مشی گذاری تعاون روستایی اند که از آنها مصاحبه بعمل آمد. نتایج نشان می دهد اساتید و خبرگان قابلیت ها و پتانسیل های بالایی برای تبیین اجرای موفق خط مشی های تعاون روستایی بر مبنای اقتصاد مقاومتی داشته اند و از نظر آنان « اجرای موفق خط مشی گذاری تعاون روستایی بر مبنای درگیری همه جانبه فکری و عملی مردم و مجریانی است که توسعه روستایی را معیار اقتصاد مقاومتی و راه برون رفت از مشکلات اقتصادی کل کشور می دانند». اساسا سطح تعیین کنندگی اجرای موفق خط مشی های تعاون روستایی در مسیر اقتصاد مقاومتی منوط به مولفه هایی چون پیش بینی ابزاری در اجرا، فرهنگ سازی، توانمندی بومی، مشارکت فعال، توجیه ذی نفعان عمومی، اتکای به خود، بازخوردهای مثبت، بهینه سازی اقتصاد روستایی، توسعه منابع، همسویی منافع عمومی و فردی، توسعه روستایی و خودکفایی است.
    کلیدواژگان: اساتید و خبرگان خط مشی گذاری، اقتصاد مقاومتی، الگوی بومی، تعاون روستایی
  • ولی الله رستمعلی زاده * صفحات 145-170
    مسئله اصلی این تحقیق، شناسایی دلایل و عوامل مهاجرت های روستا- شهری در میان جوانان و نقش جاذبه ها و دافعه های روستایست. در این تحقیق با استفاده از روش پیمایش و نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای، جوانان 30-15 ساله ساکن در روستاهای شهرستان های هشترود و اسکو مورد مطالعه و 769 پرسشنامه در این دو شهرستان تکمیل شد. نتایج تحقیق نشان می دهد جوانان روستاهای مورد مطالعه، دلایل مختلفی برای تمایل به ترک روستاهای خود و مهاجرت به شهرها داشتند. جستجوی شغل مناسب، کمبود امکانات زیربنایی، رفاهی و بهداشتی و نداشتن درآمد کافی در روستا از مهمترین دلایل تمایل به ترک جوانان روستاهای مورد مطالعه بوده است. مهمترین جاذبه های زندگی شهری نیز دسترسی به امکانات زندگی و رفاهی بیشتر، دسترسی آسان به فرصت های اشتغال و رسیدن به آرزوها و دسترسی به امکانات آموزشی بوده است. در بررسی دافعه های روستایی نیز مشخص شد کمبود امکانات زیربنایی و رفاهی، بیکاری و نبود شغل مناسب و نداشتن امکانات آموزشی، فرهنگی و تفریحی به همراه نبود درآمد کافی و شرایط نامناسب اقتصادی از مهمترین دافعه های روستایی به حساب می آیند. تحلیل های رگرسیون چندمتغیری نشان دادند بیکاری (دافعه روستایی)، نبود درآمد (دافعه روستایی)، نبود امکانات آموزشی (دافعه روستایی)، کمبود امکانات رفاهی (دافعه روستایی)، آرامش و آسایش زندگی (جاذبه شهر)، وضعیت اشتغال (شاغل نبودن) و تحصیلات دانشگاهی تمایل به مهاجرت را افزایش و متغیرهای پاسخگویی به نیازها و رضایت از امکانات و تسهیلات روستا، تمایل به مهاجرت را کاهش می دهند.
    کلیدواژگان: جوانان روستایی، جاذبه شهر، دافعه روستا، مهاجرت، ماندگاری
|
  • Jalaledin Rafifar *, Sajedeh Mirahmadi Pages 1-26
    Currently, one of the rural housing patterns in Anberabad is Copernicus. This kind of housing has been the result of years and perhaps centuries of cultural preservation. Which is built and exploited by exploiting local resources and native technology. The characteristics of this type of housing, its adaptation is primarily with the climate and in the second with the type of economy dominant in the region. Today, with the changes in rural housing and the creation of new ones, the recognition and understanding of rural housing, in accordance with the diverse cultural environment and cultural needs of its inhabitants, for both developmental and short-term planning, is of particular importance to Have you To this end, a study in this area as a native sample of this type of housing, which is still popular in many villages in the north-eastern part of Iran, is still ongoing and is the result of this study.
    Keywords: Copper, Copernicus, rural housing, Anbarabad
  • Mahmoud Motevaseli, Hamideh Dabbaghi *, Afrouz Abbasi Pages 27-50
    Development is a process of increasing the range of choices including new ones. The ultimate goal all human actions is Freedom. Actions in order to increase control of managing life, authority, power of bargaining power and expansion of human choices. Empowerment is an associated concept with the authority and ability of individuals to gain more control over their lives. So the question arises is that “If the ultimate goal is human freedom and the realization of the "man without a guardian and protector", what causes and obstacles can limit the flourishing of human potentials and abilities in this way? Or how the empowerment process can help to realize human freedom? The theoretical structure of the paper is mostly based on theoretical perspectives of Immanuel Kant and Amartya Sen about freedom and empowerment which have been developed. Sen believes Freedom as the central point in the process of development. “Man” at the Sen‘s points of view are both means and ends to achieve social gains. Man is understood as realization of Highest Good in more subjective approach and from the higher level of abstraction by Kant. He believes freedom is founded upon the possibility of realizing the good, or “an Excellence of Moral Development”. Kant understood man with a special characteristic named autonomy. He believed to be autonomous does not just involve ruling oneself, but involves giving law for a possible Community or Realm of ends, which involves the idea than in autonomous law-giving, one is giving law both for oneself and for others. Subsequently institutions are important in to this theoretical points of view because institutions are the manifestation of collective action. Such a change in human kind means booming subjective and objective abilities makes possibility of change in to the belief systems of man which is established and continued by Institutions as Collective Actions.
  • Roghayeh Alaei, Mohammad Ali Sepahvandi *, Ezatollah Ghadampour Pages 51-78
    The local, its social and human environments, especially at the family level, have provided a ground for many problems and problems in the city of Tehran. Discussion of the vulnerability of the local, especially in terms of the drug use, is one of the mental and mental challenges of people in some of the city's central locals, according to the descriptive statistics of this study, more than 70% of the participants in the central locals Tehran with local vulnerabilities are based on family, peers, and attitudes toward to drug use, so this has shaped the main goals of the research. In this research, 460 people were selected as a research sample based on quantitative method and using parametric statistics, multiple regression and path analysis. The research findings show that based on some regression models, the model is well compatible with the data and independent variables predict 0.579 percent of the probability of vulnerability in the variance range. The standardized coefficients of beta (Beta) for family monitoring (0.068) and substance use in the family (0.004-) are not significant and the conflict with coefficient beta 0.376 family has the highest lexical ability coefficient in the eligible area, and then the variable of vision the drug use with a beta of 0.222 and deviant peers with a beta of 0.178 is the lowest definition of power among sample individuals. According to the results of the research, the independent variable explains well the variation in the dependent variable (vulnerability zone) in the research model.
    Keywords: Vulnerable local, Youth, Family, Peers, Attitude towards to drug use, Tehran city
  • Ali Asghar Firozjaeian * Pages 79-100
    Disorder is one of serious injuries in Iranian society especially in urban space.it is influenced by different factors. But social bonding has key role in social behavior. The weakness of social bonding or erosion of social capital brings disorder in tow dimension of physical and social. But erosion of social capital is named as Weak Intergroup objective and subjective relations in society can issue disorder. So this research explains effective factors on disorder with emphasis on erosion of social capital. The method is survey and the data is collected by questionnaire from a sample of size 400 people in Tehran. Method of sampling is Multi- stage sampling. The result represent that total disorder among Tehranian citizens is medium.in tow variables analysis, there is significant and positive relations between all independent variables with dis order. Also, subjective indicators of erosion of social capital (social distrust, weak subjective participation, anomy feeling) could explain 24% of disorder variance and objective indicators (weak formal and informal relations, weak social control) 19% too. Generally, erosion of social capital (subjective and objective) could explain %42 of disorder variable variance (physical and social).effect of every tow dimension were positive.
    Keywords: Social, Physical Disorder, Erosion of Social Capital, Urban Space, Tehranian Citizens
  • Saeedeh Amini, Navid Ezzati * Pages 101-120
    Every human wants to accomplish all of its’ expectations but the gap between people’s expectations and their attitudes toward the possibility of accomplishment of them make the feeling of relative deprivation. This article seeks to examine the feeling of relative deprivation among Tehranian youth. In order to achieve this goals the conceptual framework was arranged and the hypotheses were raised. Survey method was used and descriptive & inferential statistics applied to analyze data. The number of samples (400) selected from the youth of developed and undeveloped regions(3,15) of Tehran and the cluster sampling was used. The findings demonstrated the feeling of relative deprivation among 15 region youth was more than 3 region youth and economic & cultural capital among 3 region youth was more than 15 region youth. Moreover, the power values were dominate among 15 region youth and welfare & power values were dominate among 3region youth. The people with high economical & cultural capital have low relative deprivation . The main reference group of 3 and 15 regions youth was their friends. the output of regression showed economic capital and reference groups are more important than cultural capital in determining the variation of feeling of relative deprivation.
    Keywords: Relative Deprivation, Economic Capital, Cultural Capital, Reference Groups, Development
  • Nasrin Khodabakhshi *, Zine Al-Abedin Amini Sabeg, Masoud Ghorban Hosseini, Ehsan Sadeh Pages 121-144
    Choosing the right tool to implement is one of the most important steps in the success of public policies and policies. Accordingly, if there is a successful model in the implementation, there can undoubtedly be a flourishing and comprehensive development. Therefore, the present study aims to provide a theoretical framework and a paradigmatic model of personal constructs of professors and experts in the field of rural cooperatives in the country, seeking to present the theory of indigenous peoples in theory. A sample of 20 faculty members and experts in rural cooperative policy are interviewed. The results show that the theoretical framework of this research suggests that the experts and experts of rural cooperative policy of the country have great potential and potential for explaining successful implementation of rural cooperative policies in line with resilient economy. For them, "successful implementation of rural cooperatives policy in The platform for forecasting implementation tools and culture by engaging public stakeholders and executives, while sharing them in a comprehensive partnership with strategies such as economic optimization and the development of converging rural resources, is to develop rural cooperatives based on indigenous capacity and self-sufficiency. And the level of determining the successful implementation of rural cooperative policies in line with the resistance economy depends on factors such as; instrumental forecasting in implementation, culture, native capability, active participation, justification of public interest, self-reliance, positive feedback, rural economy optimization, Resource development, alignment of public and individual interests, rural development and self-sufficiency.
    Keywords: Indigenous Pattern, Professors, Policy Makers, Rural Cooperatives, Resistance Economics
  • Valiollah Rostamalizadeh * Pages 145-170
    Today, we are facing the issue of “rural-urban migration” and this research mainly focuses on the causes and factors of rural-urban migration among young people and the role of rural attractions and repulsions. This research mainly examines the causes and factors of rural-urban migration among young people and the role of rural attractions and repulsions. Using multistage cluster sampling and survey method, young people aged 15-30 years in the villages of the two cities of Hashtrud and Osku were studied and 769 questionnaires were filled by them. The results of this study indicated that the youth of the studied villages had different reasons for leaving their villages and migrating to cities. The most important reasons were finding good jobs, lack of infrastructure, sanitation and welfare facilities and insufficient income in the village. The most important attractions of urban life were access to more welfare facilities, easy access to employment opportunities, realization of dreams, and access to educational facilities.In the study of rural push, it was found out that lack of adequate infrastructure and welfare facilities, unemployment and lack of proper jobs, lack of educational, cultural and recreational facilities, lack of adequate income and unsuitable economic conditions were among the most important rural push. Multivariate regression analysis showed that unemployment (rural repulsion), lack of income (rural repulsion), lack of educational facilities (rural repulsion), lack of amenities (rural repulsion), relaxation and comfort of life (city attraction), employment status (being unemployed) and college education increase the desire for migration while the variables of meeting the needs and satisfaction with rural facilities reduce the tendency to immigrate.
    Keywords: Migration_stay - Staying_Rural Push_Urban Pull_Rural Youth