فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی بابل - سال بیستم شماره 2 (پیاپی 125، بهمن 1396)
  • سال بیستم شماره 2 (پیاپی 125، بهمن 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/11/30
  • تعداد عناوین: 10
|
  • علیرضا ماهوری، شهریار صانع *، ابراهیم حسنی، هدیه رضایی، لاچین آقاسی صفحات 7-12
    سابقه و هدف
    خارش یکی از عوارض شایع و ناراحت کننده مخدر نوروآگزیال می باشد. میزان بروز آن بخصوص در جراحی سزارین بیشتر است. این مطالعه به منظور مقایسه تاثیر اندانسترون و پروپوفول با دوز کمتر از خواب آوری در درمان خارش ناشی از فنتانیل اینتراتکال در جراحی سزارین انجام شد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه آینده نگر، 90 بیمار با کلاس 1و2 انجمن بیهوشی آمریکا با میانگین سنی 30 سال و سزارین بار اول، تحت بی حسی داخل نخاعی با 25 gμ فنتانیل و 10 mg بوپیواکائین 0/5 درصد قرار گرفتند. زنان بطور تصادفی به دو گروه 45 نفری تقسیم و یک گروه 4 mg اندانسترون و گروه دیگر 10 mg پروپوفول ابتدا و سپس 10 μg/kg/min بصورت انفوزیون دریافت کردند. میزان بروز و شدت خارش بر اساس سیستم نمره دهی بینایی حین عمل و در ریکاوری ثبت شد.
    یافته ها
    بیشترین زمان بروز خارش 30 تا 60 دقیقه بعد از تزریق بود. میزان بروز خارش حین عمل 2/22 و7/26% و در ریکاوری 7/6 و 8/8% بترتیب در گروه های اندانسترون و پروپوفول بود (0/5p=، 0/4p=). متوسط نمره شدت خارش حین عمل 0/69±1/85 و 0/81±1/66 و در ریکاوری 0/57±1/33 و 0/5±1/25 بترتیب در گروه های اندانسترون و پروپوفول گزارش شد(0/65p=)(0/84p=).
    نتیجه گیری
    براساس نتایج این مطالعه اندانسترون و دوز کمتر از خواب آوری پروپوفول مطمئن و بخوبی تحمل شدند. بدلیل تاثیر هر دوی این داروها در درمان خارش ناشی از فنتانیل اینتراتکال، از آنها می توان بصورت کلینیکال، استفاده کرد.
    کلیدواژگان: خارش، اندانسترون، پروپوفول، مخدر، سزارین
  • مجتبی یگانه بادی، سودا فلاح جوکندان، علی اسرافیلی، سمیرا یوسف زاده، سلیمه رضایی نیا، میترا غلامی * صفحات 13-21
    سابقه و هدف
    فتالیک اسید دارای سمیت بالا و قابلیت تجزیه پذیری کم می باشد که تصفیه فاضلاب حاوی این ماده را به منظور جلوگیری از مخاطرات بهداشتی و زیست محیطی، در اولویت قرار داده است. این مطالعه به منظور بهینه سازی فرآیندUV/Na2S2O8/Fe2+ برای حذف فتالیک اسید از محلول های آبی توسط روش سطح پاسخ انجام گرفته است.
    مواد و روش ها
    این مطالعه تجربی در مقیاس آزمایشگاهی و بطور سنتتیک در راکتوری استوانه ای شکل حاوی یک عدد لامپ UV-C با قدرت 16 وات انجام شد. تاثیر متغیرهای pH محلول (11-3)، زمان واکنش (60-0 دقیقه)، غلظت پرسولفات (0/5-0/1 میلی مول در لیتر)، غلظت آهن (0/2-0/1 میلی مول در لیتر) و غلظت اولیه فتالیک اسید (50-5 میلی گرم در لیتر) بر کارایی فرآیند با روش سطح پاسخ (روش باکس بانکن) مورد ارزیابی قرار گرفت. غلظت باقیمانده فتالیک اسید توسط دستگاه HPLC در طول موج 254 نانومتر تعیین شد.
    یافته ها
    راندمان حذف فتالیک اسید با افزایش pH و زمان واکنش افزایش یافت. بالاترین راندمان حذف فتالیک اسید در 11pH=، زمان تماس 60 دقیقه، پرسولفات 0/3 Mmol/l و غلظت آهن 0/15 Mmol/l و غلظت فتالیک اسید mg/l 5، معادل 98 درصد حاصل شد. فرآیند حذف فتالیک اسید از سنتیک درجه اول (0/9766R2=) تبعیت می کند. تاثیر تمامی پارامترهای مورد مطالعه بر روی راندمان حذف فتالیک اسید معنی دار بدست آمدند.
    نتیجه گیری
    نتایج به دست آمده نشان داد که فرآیند UV/Na2S2O8/Fe2+ برای حذف فتالیک اسید از محیط های آبی، بازده بالایی دارد. این موضوع موید کارایی قابل قبول روش مذکور در حذف فتالیک اسید می باشد.
    کلیدواژگان: فتالیک اسید، فرابنفش، آهن (ll)
  • مصطفی صادقی، محسن علی اکبریان *، شقایق بشتر، نجمه سمیعی، ابراهیم خالقی صفحات 22-26
    سابقه و هدف
    بیماری مزمن کلیه ممکن است علاوه بر درگیری کلیه، اختلالاتی در سیستم های مختلف بدن ایجاد کند که اختلالات کبدی یکی از شایع ترین این اختلالات محسوب می شوند. عدم شناسایی برخی از این اختلالات می تواند بیمار پیوندی را دچار مشکل نماید. این مطالعه به منظور بررسی فراوانی و نوع یافته های غیر طبیعی سونوگرافی کبد در بیماران پیوند کلیه انجام شد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه مقطعی اطلاعات مربوط به پرونده 480 بیمار نارسایی کلیه که در طی 6 سال اخیر در سه بیمارستان مشهد از دهنده مرگ مغزی پیوند کلیه دریافت کرده بودند مورد بررسی قرار گرفت. سونوگرافی های انجام شده قبل از انجام پیوند بررسی شد و یافته های غیر طبیعی کبدی در سونوگرافی در چک لیستی ثبت و مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین سنی بیماران دچار یافته های غیرطبیعی سونوگرافی 12/67±39/07 سال بود. در 13/12% از کل بیماران پیوند شده یافته های غیرطبیعی کبدی مشاهده شد. بیشترین فراوانی مربوط به کبد چرب گرید I(2/5%)، گرید II (1/46%)، سنگ کیسه صفرا (1/25%) و کیست کبدی (1/25%) بود.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه نشان داد که اختلالات بدون علامت کبدی در بیماران کاندید پیوند کلیه شیوع قابل توجهی دارد و ازآنجاکه برخی از این اختلالات نیاز به درمان پیش از انجام پیوند دارند، توجه کافی به غربالگری قبل از پیوند می تواند به جلوگیری از بروز عوارض پس از پیوند کمک کند.
    کلیدواژگان: پیوند کلیه، مرگ مغزی، سونوگرافی، کبد، نارسایی کلیه
  • الهام شبیری، محمد غریب صالحی *، عادل جلالوندیان صفحات 27-32
    سابقه و هدف
    انحراف سپتوم بینی (Nasal Septum Deviation=NSD) یکی از عوامل مطرح کننده در بروز اوتیت مزمن و پنوماتیزاسیون سلول های هوایی ماستویید مطرح شده است. در این مطالعه تاثیر NSD بر پنوماتیزاسیون سلول های ماستویید و همچنین رابطه NSD با اوتیت مزمن با استفاده از سی تی اسکن مورد بررسی قرار گرفت.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه مقطعی 75 سی تی اسکن پارانازال سینوس با mastoid view که دارای NSD بودند، بررسی شد. بیماران بر اساس میزان NSD به سه گروه خفیف (انحراف کمتر از9 درجه، 25 بیمار)، متوسط (انحراف بین 15-9 درجه، 25 بیمار) و شدید (انحراف مساوی یا بیشتر از15 درجه، 25 بیمار) تقسیم شدند. اوتیت مزمن به صورت وجود تخریب استخوانی یا اسکلروز همراه با وجود مایع توده یا تغییرات ساختاری در سلول های هوایی استخوان تمپورال تعریف گردید. پنوماتیزاسیون ماستویید ها به صورت چشمی و به صورت تشکیل سلول های هوایی در ماستویید ها مشخص گردید.
    یافته ها
    تفاوت معنی داری از لحاظ فراوانی پنوماتیزاسیون ماستویید بین NSD خفیف (25 بیمار، 100%)، متوسط (25 بیمار، 100%) و شدید (23 بیمار، 92%) وجود نداشت (0/128p=). اما فراوانی اوتیت مزمن به طور معنی داری در NSD شدید (13 بیمار، 52%) بیشتر از گروه های خفیف (4 بیمار، 16%) و متوسط (9 بیمار،36%) بود (0/028p=).
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه نشان داد که شدت NSD تاثیری بر روی پنوماتیزاسیون ماستویید ندارد اما NSD شدید منجر به فراوانی بیشتر اوتیت می گردد.
    کلیدواژگان: سپتوم بینی، اوتیت، ماستوئید، سی تی اسکن
  • مهدیه احمدی، سعید حاجی هاشمی *، علی رهبری، فاطمه قنبری، محبوبه احمدی صفحات 33-41
    سابقه و هدف
    جنتامایسین آنتی بیوتیکی است که در درمان عفونت هایی باکتری های گرم منفی مورد استفاده قرار می گیرد اما عوارض جانبی آن همانند سمیت کلیوی، استفاده از آن را محدودکرده است. این مطالعه به منظور بررسی اثر دیکلوفناک بر اختلالات کلیوی ایجاد شده توسط جنتامایسین انجام شد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی 32 سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار (wistar)، در محدوده وزنی 250-200 گرم به 4 گروه 8 تایی شامل، گروه کنترل بدون دریافت هیچ گونه دارو، دریافت کننده جنتامایسین (mg/kg100)، دیکلوفناک (mg/kg 0/5)، جنتامایسین (mg/kg100) و دیکلوفناک هم زمان(mg/kg 0/5)، به صورت داخل صفاقی به مدت 8 روز، تقسیم شدند. در روز نهم میزان فشار خون سیستولی و میزان جریان خون شریان کلیه همچنین مقادیر اوره، کراتینین، سدیم، پتاسیم، منیزیوم و اسمولالیته در نمونه های پلاسما و ادرار تعیین گردید. مطالعه بافتی با رنگ آمیزی هماتوکسیلین و ائوزین انجام شد.
    یافته ها
    درمان هم زمان با دیکلوفناک دفع نسبی پتاسیم (0/001p<، 6/17±328)، دفع نسبی سدیم (0/001p<؛ 0/005±0/885)، دفع اوره (0/001p<؛ 5/56±56/08)، اسمولالیته ادرار (0/01p<؛ 14/3±439) و کلیرانس کراتینین (0/001>p؛ ml/min/kg 0/01±0/427) را به صورت معنی داری کاهش داد و همچنین باعث کاهش بیشتر جریان خون کلیه (0/2±3/99) شد، که قبلا توسط جنتامایسین کاهش یافته بود
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه نشان داد که دیکلوفناک، اختلالات کلیوی ایجاد شده توسط جنتامایسین را تشدید می کند.
    کلیدواژگان: واژه های کلیدی: جنتامایسین، سمیت کلیوی، دیکلوفناک، موش صحرایی
  • شقایق باقری طاری، زینب خزایی کوهپر *، مجتبی فلاحتی صفحات 42-48
    سابقه و هدف
    سکته مغزی دومین علت منجر به مرگ در جهان است. بعد از سکته مغزی، بسیاری از نورون ها در مرز ایسکمی متحمل آپوپتوز می شوند. هدف از این مطالعه بررسی اثرات نانوذرات اکسید آهن و میدان مغناطیسی در کاهش آپوپتوز بعد از ایسکمی ریپرفیوژن در مدل رت می باشد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی، 50 سر رت نر نژاد ویستار(250-220 گرم) بطور تصادفی به 5 گروه ده تایی شامل کنترل، شم (ایسکمی ریپرفیوژن)، ایسکمی ریپرفیوژن+تحت تیمار با نانوذرات اکسید آهن (mg/kg 10)، ایسکمی ریپرفیوژن+میدان مغناطیسی(1 تسلا، 20 دقیقه روزانه به مدت 4 روز) و ایسکمی ریپرفیوژن+استفاده از نانو ذره اکسید آهن و میدان مغناطیسی به طور همزمان تقسیم شد. تزریق ها به روش درون صفاقی انجام شد. بعد از چهار روز، هیپوکامپ ها از مغز موش ها جهت مطالعه القاء آپوپتوزیس (به روش TUNEL) و تغییرات بیان ژن Bax (به روش Q-PCR)جدا شده و مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    بعد از القاء ایسکمی ریپرفیوژن، تعداد سلول های تانل مثبت تحت تیمار با نانوذرات اکسید آهن (2±7) و یا میدان مغناطیسی (2±12) در طول 4 روز کاهش معنی داری نسبت به گروه ایسکمی ریپرفیوژن (5±27) نشان داد (0/01>p). اما تیمار همزمان با نانوذرات و میدان مغناطیسی (2/6±23) تفاوت معنی داری در مقایسه با گروه ایسکمی ریپرفیوژن (5±27) در طول 4 روز نشان نداد. بعلاوه بیان ژن Bax در گروه تحت تیمار با نانوذرات اکسید آهن (0/22±2/46) یا در گروه در معرض میدان مغناطیسی (0/33±3/28)به طور معنی داری(0/01>p) در مقایسه با مدل ایسکمی ریپرفیوژن (0/73±5/21) کاهش داشت.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این مطالعه، به نظر می رسد که نانوذرات اکسیدآهن، همینطور میدان مغناطیسی دو روش موثر در کاهش آپوپتوز بعد از ایسکمی ریپرفیوژن باشند.
    کلیدواژگان: Bax، اکسید آهن، ایسکمی، میدان مغناطیسی، نانوذرات، ریپرفیوژن
  • فاطمه عابدی، رمضان رجب نیا، هادی سرخی، زهرا معماریانی، هدی شیرافکن، سیدعلی مظفرپور * صفحات 49-55
    سابقه و هدف
    با توجه به مقاومت باکتریایی به آنتی بیوتیکها، یافتن عوامل ضد باکتری جدید ضروری می باشد. در طب ایرانی، رازیانه و زنیان برای درمان برخی عفونت ها پیشنهاد می شود. لذا در این تحقیق اثر باکتریواستاتیک و باکتریوسیدال عصاره آبی و هیدروالکلی رازیانه و زنیان بر اشریشیاکلی بررسی شد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه آزمایشگاهی 30 نمونه بالینی اشرشیاکلی حاصل از کشت ادرار اطفال مبتلا به عفونت ادراری از بیمارستان کودکان امیرکلا بابل و یک سویه استاندارد استفاده شد. اثرات آنتی باکتریال 4 گروه عصاره آبی و هیدروالکلی رازیانه و زنیان با اندازه گیری قطر هاله عدم رشد به روش Disc Diffusion (غلظتهای 16، 32، 64، 128، 256و 512 میلی گرم/دیسک) و تعیین حداقل غلظتهای مهارکنندگی (MIC) و کشندگی (MBC) به روشMicrodilution در مقایسه با جنتامایسین (30میلیگرم/دیسک) به عنوان کنترل مثبت بررسی شد.
    یافته ها
    هاله عدم رشد در عصاره هیدروالکلی زنیان در غلظت های 64، 128، 256، 512 میلی گرم/دیسک در نمونه های استاندارد و بالینی، اختلاف معنی داری با گروه جنتامایسین نداشت و در غلظت های 16 و 32، برای جنتامایسین به میزان معنی داری بیشتر بود. در گروه زنیان اثر گروه عصاره 512 (2/66±12/93) به میزان معنی داری بهتر از عصاره 256 (1±9/53) بود (0/002=p). MIC وMBC بدست آمده برای نمونه استاندارد به ترتیب 4 و 8 و برای نمونه های بالینی 2/36±3/83 و 4/01±5/8 میلی گرم بر میلی لیتر بوده است. سایر عصاره ها، قادر به اثر مهاری بر اشریشیاکلی نبودند.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه نشان داد که عصاره هیدروالکلی زنیان اثر باکتریواستاتیک و باکتریوسیدال بر نمونه استاندارد و بالینی اشریشیاکلی دارد.
    کلیدواژگان: عوامل آنتی باکتریال، رازیانه، زنیان، طب ایرانی
  • حامد اسمعیل لشگریان، عبدالرزاق مرزبان، محمد استاجی، مریم غلامی، حسین معصومی اصل، جمشید راهب * صفحات 56-63
    سابقه و هدف
    سودوموناس آئروژینوزا یکی از شایع ترین عوامل عفونت های ادراری در بیمارستان ها می باشد. هدف از این مطالعه تعیین تیپ تعدادی از جدایه های بدست آمده از بیماران به روش MLVA به منظور رسیدن به یک الگوی ژنتیکی مشخص برای دسته بندی آنها می باشد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه 70 سویه سودموناس آئروژینوزا از نمونه ادراری بیماران در بیمارستان های تهران جمع آوری شد. برای بررسی ژنوتیپی بر اساس روش MLVA، ابتدا از نمونه ها استخراجDNA ژنومی انجام شد. سپس توالی های تکراری پشت سرهم (VNTR) موجود در ژنوم باکتری ها که درون نواحی ژنی MS-213، MS-214، MS-215، MS-217، MS-222، MS-223، MS-142 و MS-173 قرار داشتند، توسط پرایمرهای اختصاصی به روش PCR تکثیر شدند. پس از اطمینان از تکثیر ژن های مورد نظر با استفاده از ژل الکتروفورز، ارتباط تکاملی و تیپ بندی آنها با روش MLVA بررسی شد.
    یافته ها
    بعد از الکتروفورز محصول PCR و تعیین تعداد VNTRها، 70 سویه بدست آمده در 39 تیپ دسته بندی شده و نمودار درخت تکاملی ژنی رسم گردید. بر اساس الگوی MST، 70 سویه بالینی به 11 کمپلکس کلونال (clonal complex) تقسیم شدند که این معیار نشان دهنده فاصله ژنتیکی بر اساس اختلاف در تعداد VNTR در هر یک از گروه ها بود.
    نتیجه گیری
    مطالعه حاضر نشان داد که MLVA یک روش موثر برای تیپ بندی سویه های بالینی سودوموناس آئروژینوزا می باشد. نتایج بدست آمده نشان دهنده پتانسیل بالای این روش در تمایز بین سویه هایی که از نظر فنوتیپی بسیار شبیه به یکدیگر بود، می باشد.
    کلیدواژگان: سودوموناس آئروژینوزا، تیپ بندی ژنتیکی، عفونت ادراری، VNTR، آنالیز نواحی تکراری چند ناحیه ای (MLVA)
  • پروین ضرغام، معصومه حشمتی، کوثر منصوری، جعفر امانی، جعفر سلیمیان، علی احمدی * صفحات 64-69
    سابقه و هدف
    آکنه ولگاریس یکی از شایع ترین بیماری های پوستی است که فشار روحی زیاد و هزینه بالایی برای بیماران دارد. درمان های موجود کارایی پایینی داشته و شامل آنتی بیوتیک ها و داروهای ضدالتهابی هستند که با توجه به ماهیت مزمن بیماری بویژه در سنین جوانی، عوارض زیادی از جمله مقاومت آنتی بیوتیکی و واکنش های آلرژیک دارند. به همین دلیل یکی از رویکردهای جدید درمانی، استفاده از واکسن درمانی با کمک خود باکتری و یا اجزای آن است. هدف از این مطالعه تولید نانوذرات حامل پروتئین نوترکیب CAMP-Sialidase به عنوان یک آنتی ژن کایمریک جدید برای استفاده در واکسن درمانی بیماری اکنه می باشد.
    مواد و روش ها
    جهت بیان پروتئین نوترکیب CAMP-Sialidase از میزبان E. coli BL21 DE3 استفاده شد. تخلیص پروتئین به روش ترکیبی اوره-ایمیدازول و با استفاده از ستون نیکل-نیتریلو استیک اسید انجام شد. پروتئین نوترکیب با روش وسترن بلاتینگ با آنتی بادی ضد هیستیدین مورد تایید قرار گرفت. سپس نانوذرات بارگذاری شده با پروتئین نوترکیب به روش ژلاسیون یونی کایتوزان با تری پلی فسفات تهیه شدند. در نهایت اندازه و پتانسیل زتای نانوذرات با دستگاه DLS تعیین گردید.
    یافته ها
    پس از بیان و تخلیص، پروتئین نوترکیب CAMP-Sialidase مورد تایید قرار گرفت. اندازه و پتاسیل زتای نانوذرات حاوی پروتئین نوترکیب CAMP-Sialidase با غلظت 0/6 میلی گرم بر میلی لیتر از طریق دستگاه DLS بترتیب 80 نانومتر و 27+ میلی ولت تعیین گردید. میزان بارگذاری پروتئین در نانوذرات 88 درصد تعیین شد.
    نتیجه گیری
    نتایج نشان می دهد که پروتئین نوترکیب بصورت کاملا سالم بیان شده و بطور موفقیت آمیزی در داخل نانوذرات کایتوزان کپسوله شده است.
    کلیدواژگان: آکنه ولگاریس، پروتئین CAMP، Sialidase، نانوذره کایتوزان، واکسن درمانی
  • محدثه عادلی، سمیه علیرضایی *، مریم کبیریان، مینو صفایی صفحات 70-76
    سابقه و هدف
    مراقبت هم آغوشی یک عامل مهم در تغذیه با شیر مادر می باشد. اما بر خلاف تماس شکمی زمانبر محسوب می شود. لذا در این مطالعه ضمن کوتاه تر کردن زمان تماس هم آغوشی، مطالعه ای با هدف «مقایسه تاثیر تماس پوستی کوتاه مدت شکمی و هم آغوشی بر شیردهی موفق» انجام شد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه کارآزمایی بالینی بر روی زنان باردار زایشگاه های تربت حیدریه سال 1394 انجام گردید. 68 خانم شکم اول با حاملگی رسیده(ترم) و 40-18 سال به روش در دسترس انتخاب و در دو گروه مداخله (تماس هم آغوشی) و کنترل (تماس شکمی) قرار گرفتند. پرسشنامه های اطلاعات دموگرافیک، باروری و طبی برای هر دو گروه تکمیل شد. نوزدان با آپگار 10 -8 و وزن 4000 – 2500، برای مدت 10 – 5 دقیقه در تماس هم آغوشی و تماس شکمی قرار داده شدند. پس از زایمان فرم ارزیابی شروع شیردهی موفق (IBFAT) تکمیل و میانگین متغیرهای میل به تغذیه، جستجو کردن، فیکس شدن به بدن مادر (Latch on) و الگوی مکیدن بررسی شد(1N2014090419039IRCT:).
    یافته ها
    میانگین میل به تغذیه در گروه مداخله(0/6±2/63 ) و در گروه کنترل(0/6±2/61)، جستجو کردن (0/43±2/76) و (0/44±2/73)، فیکس شدن به بدن مادر (Latch on) (0/43±2/76) و (0/41±2/79) و الگوی مکیدن (0/54±2/82) و (0/64±2/64) و نمره کل: (5/10±11/84) و (1/82±10/79) که در هیچ کدام از ابعاد با هم تفاوت معنی داری نداشتند.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه نشان داد که تماس کوتاه مدت هم آغوشی با تماس کوتاه مدت شکمی تفاوتی در شروع شیردهی موفق ندارد.
    کلیدواژگان: تماس کانگورویی، تماس پوستی، شیردهی
|
  • A. Mahouri, Sh Sane *, E. Hassani, H. Rezaie, L. Aghasi Pages 7-12
    Background And Objective
    Itch is one of the most common and uncomfortable side effects of neuraxial anesthesia. Its incidence is higher especially in cesarean section. The aim of this study was to compare the effect of ondansetron and propofol at doses lower than the hypnotic dose on the treatment of itch induced by intrathecal fentanyl in cesarean section.
    Methods
    In this prospective study, 90 patients with American Society of Anesthesiologists (ASA) class I and class II with an average age of 30 years and first time cesarean section underwent intra-spinal anesthesia with 25 μg fentanyl and 10 mg bupivacaine 0.5%. Women were randomly divided into two groups of 45. One group received 4 mg ondansetron and another group received 10 mg propofol at first and then 10 μg / kg / min through infusion. The incidence and severity of itch were recorded on the basis of the visual scoring system during operation and during recovery.
    FINDINGS:The highest incidence of itch was 30 to 60 minutes after injection. The incidence of itch during surgery was 2.22% and 7.26%, and during recovery was 7.6% and 8.8%, in the ondansetron and propofol groups, respectively (p=0.5, p=0.4). The mean itch severity scores during surgery were 1.85±0.69 and 1.66±0.81, and during the recovery were 1.33±0.57 and 1.25±0.5, in the ondansetron and propofol groups, respectively (p=0.65) (p=0.84).
    Conclusion
    Based on the results of this study, ondansetron and propofol at doses lower than the hypnotic dose were well tolerated. Considering the effect of both drugs on the treatment of itch caused by intrathecal fentanyl, both of them can be used clinically.
    Keywords: Itch, Ondansetron, Propofol, Opiate, Caesarean section
  • M. Yegane Badi, S. Fallah Jokandan, A. Esrafili, S. Yousefzadeh, E. Ahmadi, A. Azari, Sa Mokhtari, S. Rezaeinia, M. Gholami * Pages 13-21
    Background And Objective
    Phthalic acid has high toxicity and low degradability which has put treatment of wastewater containing this compound prior to prevent its health and environmental hazards. Present study was conducted to Optimization of (UV/Na2S2O8/Fe2) process for phthalic acid removal from aqueous solutions with response surface methodology.
    Methods
    This is an experimental study which was conducted at laboratory scale and synthetically in the cylindrical reactor containing UV-C lamp with 16 Watt power. Effects of variables including pH of solution (3-11), reaction time (0-60 min), concentration of persulfate (0.1-0.5 mmol/L), concentration of Fe2 (0.1-0.2 mmol/L) and initial phthalaic acid (5-50 mg/L) on efficacy of process were investigated by response surface method (box Behnken method). The residual concentration of phthalic acid was measured by HPLC at a wavelength of 254 nm
    FINDINGS: The removal efficiency of phthalic acid increased by increasing pH level and reaction time. The maximum removal efficiency of phthalic acid attained as 98 percent at pH of 11, reaction time of 60 min, 0.15 mmol/L of Fe2 concentration, persulfate concentration of 0.3 mmol/L and 5 mg of phthalic acid. The process of removing phthalic acid followed from first-order kinetic (R2=0.9766). The effects of all studied independent variables with p
    Conclusion
    Obtained results indicated that the UV/Na2S2O8/Fe2 process for removing phthalic acid from the aquatic environments has high efficiency. This issue confirms the acceptable efficiency of mentioned method for the removal of phthalic acid.
    Keywords: Keywords: Phthalic Acid, Ultraviolet, Fe (II)
  • M. Sadeghi, Ma Aliakbarian *, Sh Beshtar, N. Samiee, E. Khaleghi Pages 22-26
    Background And Objective
    Chronic kidney disease in addition to kidney involvement may cause abnormalities in various systems of the body, in which liver disorders are one of the most commonly encountered disorders. Failure to identify some of these disorders can cause a serious problem in transolant patient. This study was performed to determine the frequency and type of abnormal liver ultrasound findings in renal transplant patients.
    Methods
    In this cross-sectional study, recorded data of 480 kidney failure patients who had received kidney transplant from brain death donors during the last 6 years in three Mashhad hospitals were investigated. Ultrasonography was considered before the transplant and abnormal liver findings were recorded in a checklist and were assesed.
    FINDINGS: The mean age was 39.07±12.67 years of which 52.70% were male and 42.30% were female. Liver disorders were observed in 13.12% of patients. The highest prevalence was related to fatty liver grade I (2.5%), grade II (1.46%), gallstone (1.25%) and liver cysts (1.25%).
    Conclusion
    The results of the study showed that liver asymptomatic disorders in renal transplant patients have significant prevalence and because some of these disorders require treatment before transplantation, enough attention to screening before transplantation can help to prevent post-transplant complications.
    Keywords: Brain death, Renal insufficiency, Transplant, Ultrasonography, Liver
  • E Shobeiri, M Gharib Salehi *, A Jalalvandian Pages 27-32
    BACKGROUND AND OBJECTIVE
    Nasal septum deviation (NSD) is one of the leading causes of chronic otitis media and pneumatization of mastoid air cells. In this study, the effect of NSD on pneumatization of mastoid cells and the relationship between NSD and chronic otitis media were investigated using CT scan.
    METHODS
    In this cross-sectional study, 75 paranasal sinus CT scans with NSD and mastoid view were investigated. Patients were divided into three groups based on the severity of NSD: mild (deviation less than 9 degrees, 25 patients), moderate (deviation from 9 to 15 degrees, 25 patients) and severe (deviation equal to or greater than 15 degrees, 25 patients). Chronic otitis media is defined as the presence of bone destruction or sclerosis accompanied by mass fluid or structural changes in temporal bone air cells. The pneumatization of mastoid cells was determined visually and as formation of mastoid air cells.
    FINDINGS
    There was no significant difference in the frequency of pneumatization of mastoid cells between mild (25 patients, 100%), moderate (25 patients, 100%) and severe (23 patients, 92%) nasal septum deviation (p = 0.128). However, the prevalence of chronic otitis media was significantly higher in severe NSD (13 patients, 52%) compared to mild (4 patients, 16%) and moderate (9 patients, 36%) NSD (p = 0.028)
    CONCLUSION
    The results of the study showed that the severity of NSD does not have an effect on pneumatization of mastoid cells, but severe NSD increases the frequency of otitis media
    BACKGROUND AND OBJECTIVE
    Nasal septum deviation (NSD) is one of the leading causes of chronic otitis media and pneumatization of mastoid air cells. In this study, the effect of NSD on pneumatization of mastoid cells and the relationship between NSD and chronic otitis media were investigated using CT scan.
    METHODS
    In this cross-sectional study, 75 paranasal sinus CT scans with NSD and mastoid view were investigated. Patients were divided into three groups based on the severity of NSD: mild (deviation less than 9 degrees, 25 patients), moderate (deviation from 9 to 15 degrees, 25 patients) and severe (deviation equal to or greater than 15 degrees, 25 patients). Chronic otitis media is defined as the presence of bone destruction or sclerosis accompanied by mass fluid or structural changes in temporal bone air cells. The pneumatization of mastoid cells was determined visually and as formation of mastoid air cells.
    FINDINGS
    There was no significant difference in the frequency of pneumatization of mastoid cells between mild (25 patients, 100%), moderate (25 patients, 100%) and severe (23 patients, 92%) nasal septum deviation (p = 0.128). However, the prevalence of chronic otitis media was significantly higher in severe NSD (13 patients, 52%) compared to mild (4 patients, 16%) and moderate (9 patients, 36%) NSD (p = 0.028)
    CONCLUSION
    The results of the study showed that the severity of NSD does not have an effect on pneumatization of mastoid cells, but severe NSD increases the frequency of otitis media.
    Keywords: Nasal septum deviation, Otitis, Mastoid, CT scan
  • M. Ahmadi, S. Hajihashemi *, A. Rahbari, F. Ghanbari, M. Ahmadi Pages 33-41
    Background And Objective
    Gentamicin, an antibiotic is used to treat infection with gram-negative bacteria. Due to side effects such as renal disorders, its used is limited. In this research the effect of diclofenac on gentamicin induced nephrotoxicity was examined.
    Methods
    Male Wistar rats(n=32) weighting between 200-250 g were randomly divided into 4 groups (n = 8 in each group):1- control group received no drug, 2- treatment group with gentamicin (100 mg/kg/day i.p) for 8 days, 3- treatment group with diclofenac (0.5 mg/kg/day i.p) for 8 days, 4- treatment group with gentamicin (100 mg/kg/day i.p) and diclofenac (0.5 mg/kg/day i.p) for 8 days. The animals were anesthetized, and blood pressure and renal artery blood flow were measured. The levels of urea, creatinin, sodium, potassium, and osmolality were determined in plasma and urine samples. Finally, the left kidney was maintained in 10% formalin for histological examination.
    FINDINGS: Co-treatment with diclofenac significantly decreased fractional excretion of potassium (328±17.6; p
    Conclusion
    Results showed co-treatment with diclofenac led to worsen renal hemodynamic and function induced by gentamicin.
    Keywords: Gentamicine, Nephrotoxicity, Diclofenac, Rat
  • Sh Bagheri Tari, Z. Khazaei Koohpar *, M. Falahati Pages 42-48
    Background And Objective
    Stroke is the second leading cause of mortality in the worldwide. After a stroke, many neurons in the ischemic penumbra will undergo apoptosis. The aim of this study was investigation of effects of iron oxide nanoparticles and magnetic field on apoptosis reduction after ischemic reperfusion in rat model.
    Methods
    In this experimental study, 50 male Wistar rats weighing 220-250g were randomly divided into five groups of 10 rats each: including control, sham (ischemic reperfusion model), ischemic reperfusion iron oxide nanoparticles (10mg/kg), ischemic reperfusion 馨❺� field (1 Tesla, 20 min in 4 days), and ischemic reperfusion iron oxide nanoparticles and magnetic field groups. Injections were performed intraperitoneally. After Four days, the hippocampi were removed for studying of Apoptosis Induction (by TUNEL technique) and changes in Bax gene expression (by Q-PCR method).
    FINDINGS: After induction of ischemic reperfusion, TUNEL cells number treated with iron oxide nanoparticles (7±2) and or the magnetic field (12±2) had significant decrease (p
    Conclusion
    It seems that iron oxide nanoparticles as well as magnetic field to be two effective methods in decrease of apoptosis after ischemic reperfusion.
    Keywords: Bax, Iron Oxide, Ischemia, Magnetic Field, Nanoparticles, Reperfusion
  • F. Abedi, R. Rajabnia, H. Sorkhi, Z. Memariani, H. Shirafkan, Sa Mozaffarpur * Pages 49-55
    Background And Objective
    Due to bacterial resistance to antibiotics, new antibacterial agents is essential. In Persian medicine Fennel (Fuenoculum vulgare Mill.) and Ajwain (Carum copticum (L.) Benth. & Hook.f.) are recommended for the treatment of some infections. In this research, bacteriostatic and bactericidal effects of aqueous and hydroalcoholic extracts of fennel and Ajwain on E. coli were investigated.
    Methods
    In an in-vitro study 30 clinical isolates of urine culture of children with urinary tract infection from Amirkola Pediatric Hospital in Babol and a standard sample were used. Antibacterial effects of 4 grouos including aqueous and hydroalcoholic extracts of fennel and Ajwain by measuring the diameter of the inhibition zone using disc diffusion (concentrations 16, 32, 64, 128, 256 and 512 mg/disc) and determination of Minimum Inhibitory Concentrations (MIC) and Minimum Bactericidal Concentration (MBC) with Microdilution method was compared with Gentamicin (30mg/disc) as a positive control
    FINDINGS: There was no significant difference in inhibition zone with Gentamicin at concentrations of 64, 128, 256, and 512 mg/disc in standard and clinical samples. At concentrations of 16 and 32, Gentamicin was significantly better. The extract of 512 mg/disc (12.93±2.66) of hydroalcoholic extract of Carum copticum was significantly better than 256 mg/disc (9.53±1) (p=0.002). The MIC and MBC for standard samples were 4 and 8, respectively, and for clinical samples 3.83±2.36 and 5.8 mg / ml, respectively. Other extracts were not able to inhibit the growth of Escherichia coli.
    Conclusion
    The results showed that the Hydroalcoholic extract of Carum copticum has bacteriostatic and bactericidal effects on standard and clinical isolates of Escherichia coli.
    Keywords: Anti-Bacterial Agents, Ajwain, Fennel, Persian Medicine
  • He Lashgarian, A. Marzban, M. Estaji, M. Gholami, H. Masoumi Asl, J. Raheb * Pages 56-63
    Background And Objective
    Pseudomonas aeruginosa is considered as one of the important causes of urinary infections in hospitals. The aim of the current study is the genetic typing for the number of bacterial strains isolated from patients using MLVA technique.
    Methods
    In this study, 70 isolates were collected from different hospitals located in Tehran city. First, DNA extraction was conducted for genotyping analysis by MLVA method. Subsequently, VNTR sequences located in several genes of bacterial genomes such as MS-214, MS-215, MS-217, MS-222, MS-223, MS-142 and MS-173 were amplified by specific primers using PCR technique. After confirming the PCR amplification using electrophoresis and visualization of their bonds on agarose gel, relationship evolutionary graph for the different strains was constructed based on MLVA technique.
    FINDINGS: After the electrophoresis and determination of VNTR copy-numbers, 70 strains were classified as 36 types. The genetic evolutionary tree was also constructed based on VNTRs Data. According to the results, PCR products of 70 strains visualized by electrophoresis are divided to 39 types based on VNTR analysis. Evolution tree and MSR algorithm was also constructed for all 70 clinical isolates. According to the MST algorithm, 70 clinical strains divided into 11 clonal complexes which these criteria is interpreted as genetic distance based on the difference of VNTR copy numbers for each group
    Conclusion
    The present study showed that MLVA could be helpful for typing clinical strains of P. aeruginosa. The results also showed that this method had great potential to differentiate those strains with high phenotypic similarity.
    Keywords: Pseudomonas Aeruginosa, Genotyping, Urinary infection, MLVA, VNTR
  • P. Zargham, M. Heshmati, K. Mansouri, J. Amani, J. Salimian, A. Ahmadi * Pages 64-69
    Background And Objective
    Acne vulgaris is one of the most common skin diseases that imposes too much mental pressure and high costs on patients. The existing treatments have low efficacy and include antibiotics and anti-inflammatory drugs, which have many complications due to the chronic nature of the disease, especially at young age, including antibiotic resistance and allergic reactions. For this reason, one of the new therapeutic approaches is the use of a vaccine with the help of the bacterium or its components. The aim of this study is to produce nanoparticles carrying the recombinant CAMP – Sialidase protein as a new chimeric antigen to be used in acne vaccine.
    Methods
    To express the recombinant CAMP – Sialidase protein, E. coli BL21 DE3 was used as the host. Purification of protein was done through combined urea/imidazole method and using a nickel-nitroacetic acid column. The recombinant protein was confirmed using Western Blotting by Anti – Histidine Antibody. Then, the loaded nanoparticles were prepared by recombinant protein using ionic gelation technique and tripolyphosphate. Finally, the size and zeta potential of the nanoparticles were determined by the DLS device.
    FINDINGS: The recombinant CAMP – Sialidase protein was confirmed after expression and purification. The size and zeta potential of nanoparticles containing recombinant CAMP – Sialidase protein at a concentration of 0.6 mg / ml were determined to be 80 nm and mV, respectively, using the DLS device. The loading rate of the protein in the nanoparticles was found to be 88%.
    Conclusion
    The results show that the recombinant protein is expressed completely and is successfully encapsulated in the chitosan nanoparticles.
    Keywords: Acne Vulgaris_Camp – Sialidase Protein_Chitosan Nanoparticle_Vaccine
  • M. Adeli, S. Alirezaei *, M. Kabiriyan, M. Safei Pages 70-76
    Background And Objective
    Kangaroo skin contact is an important factor in breastfeeding. However, in contrast to abdominal contact, it is considered timely. Therefore, while shortening the contact time, this study aims at comparing the effects of short abdominal skin-to-skin contact and Kangaroo skin contact on successful breastfeeding.
    Methods
    This clinical trial study was conducted among pregnant women in maternity hospitals of Torbat Heydarieh in 2015. Sixty-eight primigravida women with term pregnancy and aged 18-40 years were selected through convenience sampling and were divided into two groups of intervention (Kangaroo skin contact) and control (abdominal skin contact). Questionnaires about demographic, fertility and medical data were completed for both groups. Infants with 8-10 Apgar and birth weight of 2500 – 4000 g were exposed to Kangaroo skin and abdominal skin contact for 5-10 minutes. After delivery, The Infant Breastfeeding Assessment Tool (IBFAT) was completed and the mean values of feeding desire, searching, latch on and sucking pattern were analyzed (IRCT: 2014090419039N1).
    FINDINGS: The mean feeding desire in the intervention group was 2.63±0.6 and in the control group was 2.61 ± 0.6, searching was 2.76±0.43 and 2.73±0.44, latch on was 2.76±0.43 and 2.79±0.41, sucking pattern was 2.82 ± 0.54 and 2.64 ± 0.64, and total score was 11.84 ± 5.10 and 10.79 ± 1.82, respectively, indicating no significant difference in any of the dimensions.
    Conclusion
    The results of the study showed that short abdominal skin-to-skin contact and Kangaroo skin contact did not differ significantly regarding their effect on initiation of successful breastfeeding.
    Keywords: Kangaroo Contact, Skin Contact, Breastfeeding