فهرست مطالب

یافته های نوین زمین شناسی کاربردی - پیاپی 22 (پاییز و زمستان 1396)
  • پیاپی 22 (پاییز و زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/11/24
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مقاله پژوهشی
  • محمد معانی جو*، فاطمه بارونی نجف آبادی، سعید خدابخش، سعیده رحمانی صفحات 1-10
    آب های سطحی معمولا به دلیل تماس با سازندهای زمین شناسی مختلف، ارتباط با سایر منابع آب سطحی و زیرزمینی از نظر ترکیب شیمیایی بسیار متغییر هستند. خطرات زیادی از نظر آلودگی منابع آبی را تهدید می کند. رودخانه شاوور با طول 90 کیلومتر در شمال غرب استان خوزستان بین دو رودخانه کرخه و دز واقع است. در این پژوهش، شناخت کیفیت آب رودخانه شاوور براساس شاخص های مختلف برای مصارف آشامیدن، کشاورزی و هم چنین اثرات زیست محیطی آن را مد نظر قرار می دهد. در مطالعه توصیفی و موردی انجام پذیرفته، براساس داده های موجود در ایستگاه پل شاوور از دو سال آبی 1392-1390با بهره گیری از روش های گرافیکی از قبیل نمودارهای پایپر، شولر، ویلکاکس و مقایسه با استانداردهای جهانی آنالیز کیفی آب صورت پذیرفت. نتایج نشان داد، طبق دیاگرام ویلکاکس آب این رودخانه در کلاس C3S1قرار گرفته و برای مصرف کشاورزی تقریبا مناسب است. دیاگرام شولر نشان داد که آب این رودخانه از لحاظ همه کاتیون ها و آنیون ها نسبتا خوب بوده و در محدوده خوب و قابل شرب قرار دارد. هم چنین نمودار پایپر تیپ کیفی آب را از نوع بی کربناته کلسیم معرفی نمود.
    کلیدواژگان: هیدروژئوشیمیایی، زمین شناسی زیست محیطی، رودخانه شاوور
  • مصطفی یوسفی راد*، حمیده نوروزپور صفحات 11-18

    در این مطالعه که بر اساس برداشت قریب به 170 نمونه آهکی و آواری از 5 برش چینه شناسی از ناحیه شورجستان در بخش شمالی استان فارس انجام شده است، سازندهای آباده، همبست و نهشته های معادل سازند الیکا مورد بررسی قرار گرفته اند. در برش های چینه شناسی انتخابی، ضخامت کلی نهشته های سازند آباده از 312-25 متر، ضخامت کلی نهشته های سازند همبست 32-23 متر و ضخامت کلی نهشته های معادل سازند الیکا به طور متوسط 39 متر می باشد. بررسی ریزرخساره های ناحیه شورجستان نشان می دهد که رسوبات سازندهای مذکور در یک رمپ کربناته نهشته شده اند که شامل نواحی جزرومدی، لاگون، پشته های زیر دریایی و دریای باز می باشد. هم چنین عدم وجود رخساره های ریفی و میکروفاسیس های وابسته مانند رخساره های رودستون یا فلوتستون در برش های چینه شناسی مورد مطالعه نشان می دهد این رمپ یک رمپ هموکلینال است.

    کلیدواژگان: میکروفاسیس، محیط رسوبی، پرموتریاس، شورجستان
  • ابراهیم اصغری کلجاهی*، سمیه شکری زیناب، احمد جهانگیری صفحات 19-31
    جهت حفاظت خاکریز میانگذر دریاچه ارومیه از سنگ های کوه های زنبیل و جزیره اسلامی استفاده شده است. با توجه به اهمیت این پوشش محافظ در حفاظت میانگذر، مطالعه کیفیت سنگ های آن جهت کنترل هوازدگی و تخریب، حائز اهمیت است. آب دریاچه ارومیه دارای شیمی خاصی بوده و یکی از علل اصلی تخریب سنگ ها تبلور نمک در منافذ سنگ ها می باشد.
    در این مقاله به بررسی تاثیر ویژگی های سنگ شناسی در دوام سنگ های پوشش محافظ میانگذر بر اساس بررسی های محلی، نمونه برداری و مطالعات پتروگرافی و آزمایشات فیزیکی و مکانیکی پرداخته شده است. سنگ های استحصال شده از کوه زنبیل (سمت ارومیه) دچار هوازدگی کمتری نسبت به سنگ های استحصالی از شبه جزیره اسلامی شده اند که علت آن ویژگی های پتروگرافی سنگ هاست. بیش تر سنگ های مورد استفاده از نوع تراکیت، آندزیت، بازالت، تفریت، آگلومرا و لاتیت می باشد. در این میان سنگ های جزیره اسلامی به جز آندزیت، هوازدگی شدیدتری متحمل شده اند. خصوصیات بافتی نظیر اندازه ذرات و نوع هوازدگی تاثیر زیادی بر روی مقاومت و دوام سنگ های مورد استفاده دارد. افزایش اندازه ذرات منجر به کاهش مقاومت سنگ و دوام داری شده است. سنگ های جزیره اسلامی به دلیل دگرسانی بیش تر، دارای تخلخل و جذب آب بالایی می باشند. سنگ های کوه زنبیل به علت بافت میکرولیتیک و هم چنین نداشتن دگرسانی، قابلیت جذب آب کمتری داشته و دوام بالایی دارند. هم چنین وجود کانی های رسی ناشی از هوازدگی موجب پایین بودن وزن مخصوص سنگ های جزیره اسلامی شده است.
    کلیدواژگان: میانگذر دریاچه ارومیه، ویژگی های پتروگرافی، آرمور، دوام سنگ، هوازدگی
  • شهربانو رسایی*، مهناز پروانه نژاد شیرازی، محمد بهرامی صفحات 32-48

    برش مورد مطالعه مربوط به بخش گوری است که در منطقه منصور آباد، جنوب شرقی جهرم، قرار دارد. این برش با ضحامت 175 متر از سنگ آهک نازک تا متوسط لایه و مارن به رنگ خاکستری تشکیل شده است. مرز زیرین آن با مارن های سبز و سیلت های قرمز رنگ سازند رازک هم شیب و مرز بالایی آن به صورت تدریجی به سازند میشان تبدیل می شود.
    مطالعه مقاطع نازک و نمونه های شستشو داده شده، منجر به شناسایی تعداد 40 جنس و 21 گونه از روزنبران گردید. بر اساس تجمع و همراهی گونه های شاخصی مانند Operculina complanata و Neorotalia vennottiوMiogypsinoides dehaariti یک بیوزون تجمعی شماره 1 شناسایی گردید که می تواند معادل بیوزون 64 وایند یعنی: (Operculina-Nephrolepidina-Miogypsinaassemblage zone) باشد. از جلبک ها نیز، جلبک قرمز Lithophyllum sp.. شناسایی گردید. سن بخش گوری بر اساس روزنبران همراه در برش مورد مطالعه، آکیتانین- بوردیگالین تعیین شده است. از دیدگاه رخساره ای و نوع محیط رسوبی، 13ریزرخساره تشخیص داده شد، که در سه زیرمحیط رمپ خارجی، رمپ میانی و رمپ داخلی نهشته شده اند، که در منطقه محدود شده، تپه های زیر دریایی یا شول، کولابی– مردابی و پهنه جزر و مدی قرار گرفته اند. با توجه به موارد فوق، محیط رسوبی بخش گوری یک پلاتفرم کربناته از نوع رمپ هم شیب می باشد که از منطقه ساحلی شروع شده و پس از عبور از یک سد بیوکلاستی به آب های نیمه عمیق ختم می شود.

    کلیدواژگان: بخش گوری، سازند میشان، چینه نگاری، روزنبران بنتیک، جهرم
  • ایرج مغفوری، قمرناز دارابی*، رهرا سولگی صفحات 49-64
    به منظور مطالعه زیست چینه نگاری و تعیین دقیق عمق دیرینه سازند گورپی در تاقدیس زنگول در جنوب باخترخرم آباد یک برش انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته است. طی این مطالعات، ضمن شناسایی 35 گونه متعلق به 15 جنس از روزنبران شناور، 8 زون زیستی شناسایی و گزارش گردید. زون های زیستی شناسایی شده شامل: 1) Dicarinella asymetrica Taxon Range Zone، 2) Globotruncanita elevata Partial RangeZone، 3) Globotruncana ventricosa Interval Zone، 4) Radotruncana calcarata Taxon RangeZone، 5) Globotruncanella havanensis Partial RangeZone، 6) Globotruncana aegyptica IntervalZone،7) Gansserina gansseri Interval Zone، 8) Contusotruncana contusa Interval Zone می باشد. براساس گسترش و فراوانی روزنبران شناور و زون های زیستی معرفی شده، سن سازند گورپی سانتونین پسین تا ماستریشتین پسین معرفی شده است. مطالعه گروه های مورفوتایپ روزنبران شناور، نشان دهنده افزایش عمق رسوب گذاری سازند گورپی از پایین تا بالایی سازند است.
    کلیدواژگان: سازند گورپی، زیست چینه نگاری، تاقدیس زنگول، روزنبران شناور، ماستریشتین
  • یوسف رحیم سوری * صفحات 65-79
    کانسار پلاسری تیتانیوم خانیک- غازان در 82 کیلومتری شمال باختری شهر ارومیه و در انتهای شمال باختری زون ساختاری سنندج- سیرجان واقع شده است. بر اساس مطالعات کانه نگاری مشخص شد که کانه های فلزی اصلی این ذخیره، ایلمنیت، ایلمنو-مگنتیت و مگنتیت می باشند و مطالعات سنگ نگاری نیز سنگ های منشاء این کانی ها را عمدتا گابروهای لایه ای مشخص نموده است. نتایج بررسی دانه بندی و تعیین ابعاد نمونه کلی این پلاسر نشان داده است که 68 درصد از حجم رسوبات، ماسه (جزء ریزتر از 36/2 میلی متر) و 32 درصد باقی مانده، گراول (بخش درشت تر از 36/2 میلی متر) می باشد. طراحی اکتشافی در بخش های امید بخش این ذخیره بر اساس مطالعات صحرایی، نتایج تجزیه های شیمیایی نمونه برداری های اولیه و نقشه های توپوگرافی و زمین شناسی تهیه شده با مقیاس های 5000/1 و 2000/1 صورت گرفت و بر این اساس، تعداد 8 ترانشه و 43 چاهک اکتشافی در محل های مناسب حفر گردید. با رعایت اصول نمونه برداری مختص ذخایر پلاسری، تعداد 252 نمونه از کارهای اکتشافی برداشت و به روش فلورسانس اشعه ایکس (XRF) مورد تجزیه شیمیایی قرار گرفتند. پردازش های آماری، میانگین عیار TiO2 در ترانشه ها را 72/1 درصد وزنی (متغیر از 6/0 تا 29/3) و در چاهک های اکتشافی، 39/2 درصد وزنی (متغیر از 01/1 تا 83/4) تعیین کرده است. با استفاده از روش مقاطع قائم، ذخیره قطعی کانسنگ پلاسری تیتانیوم خانیک- غازان، 12 میلیون تن با عیار میانگین 33/2 درصد وزنی TiO2 تخمین زده شد. بر اساس بررسی های درجه آزادی صورت پذیرفته روی نمونه های معرف کانسنگ مشخص شد که محدوده ابعادی مناسب برای خردایش بخش ماسه ای، μm500- و برای بخش گراولی، μm250- می باشد. مطالعات فرآوری نیز نشان داده است که فراکسیون 70+ مش (210+ میکرون) بخش ماسه ای کانسنگ پلاسری محدوده مورد مطالعه، کنسانتره پذیری بالایی داشته بطوریکه با استفاده از اسپیرال به عنوان پرعیار کننده اولیه و میز لرزان به عنوان پرعیار کننده نهایی، کنسانتره ایلمنیتی با عیار 11/40 درصد وزنی TiO2 و بازیابی 41/86 درصد به دست آمده است.
    کلیدواژگان: ایلمنیت، کانسارهای پلاسری، ارزیابی ذخیره، درجه آزادی، کانسار خانیک- غازان، ارومیه
  • سعیده سنماری*، محمد جهانی، آمنه کریمی صفحات 80-86
    سازند پابده یکی از مهم ترین سنگ های منشا در حوضه رسوبی زاگرس است که به وسیله روش های ژئوشیمیایی بررسی شده است. هدف از این مطالعه بررسی کیفیت مواد آلی و ارزیابی تکامل حرارتی سازند پابده در چاه شماره 4 میدان نفتی رامین واقع در ناحیه فروافتادگی دزفول، جنوب غرب ایران است. بر اساس دیاگرام شاخص هیدروژن (HI) در مقابل بلوغ حرارتی و پختگی، محتوای کروژن این سازند از نوع II ارزیابی شده است. اکثر نمونه های سازند پابده دارای Tmax بیش تر از 435 درجه سانتی گراد بوده که نشان دهنده ی آن است که شیل های این سازند از لحاظ حرارتی به پختگی لازم جهت ورود به مرحله تولید نفت رسیده است. دامنه ی اندیس هیدروژن (HI) از mgHC/gTOC 150 تا 350 و دامنه S2+S1 ازmgHC/grock 98/11 تا 06/31 (بطور میانگین 05/21) و پیشنهاد می شود که شیل دارای پتانسیل تولید نفت است. در واقع، مقدار کربن آلی (TOC) نمونه های شیل چاه شماره 4 رامین، از 1.82 تا 3.5٪، نشانه ای از یک سنگ منشا بسیار خوب است. بنابراین، بررسی تغییرات پارامتر S1+S2و مقدار ماده آلی نشان می دهد که سازند پابده در این چاه به عنوان سنگ منشا، توان تولید هیدروکربن بسیار خوبی را داراست. هم چنین با بررسی بلوغ حرارتی مشخص شد که این سازند به پختگی کافی برای تولید هیدروکربور رسیده و وارد پنجره نفت زایی شده است.
    کلیدواژگان: پابده، شیل، فروافتادگی دزفول، کروژن، ماده آلی
  • فرخ اسدزاده*، احسان احسان ملاحت، سینا شکیبا صفحات 87-95
    پیش بینی توزیع مکانی بارندگی در مناطق کوهستانی به منظور حفظ و برقراری تعادل آبی و تخمین قابلیت دسترسی آب، به دلیل پیچیده بودن گرادیان بارش و هم چنین کم بودن تعداد ایستگاه ها در این مناطق بسیار حائز اهمیت می باشد. هدف از مطالعه حاضر پیش بینی پراکنش مکانی بارندگی با استفاده از روش های مختلف زمین آماری و ارزیابی دقت آن ها می باشد. بدین منظور از اطلاعات باران سنجی 38 ایستگاه مربوط به بارش سالیانه منطقه ارومیه استفاده شده و قابلیت روش های IDW، کریجینگ و کو کریجینگ مورد بررسی قرار گرفت. پس از نرمال سازی داده ها اقدام به ترسیم واریو گرام های مربوطه گردید. برای تعیین بهترین مدل به منظور برازش بر واریو گرام تجربی از دو معیار RSS با مقدار کمتر و استحکام ساختار فضایی قوی تر استفاده شد. سپس با استفاده از تکنیک ارزشیابی متقابل و استفاده از شاخص RMSE، منا سب ترین روش درون یابی انتخاب شد. نتایج نشان داد که روش کو کریجینگ با متغیر کمکی ارتفاع دارای حداقل خطا و بالا ترین دقت برازش می باشد. با توجه به اینکه منطقه ارومیه کوهستانی است و شرایط برای کشت دیم مناسب دارد، لذا با استفاده از تکنیک GIS، نقشه های پراکنش مکانی بارندگی منطقه ارومیه به روش کوکریجینگ و مناطق مستعد اراضی دیم با رزولیشن بالا تهیه گردید.
    کلیدواژگان: بارش، درون یابی، کو کریجینگ، ارزشیابی متقابل، ارومیه
  • مهدی سراوانی فیروز *، علی کنعانیان، مهدی رضایی کهخایی، محمدرضا قدسی صفحات 96-108
    گرانیتوئید زرگلی در شمال غرب زاهدان و در جنوب شرق ایران واقع شده است. این گرانیتوئید عمدتا از گرانودیوریت تشکیل یافته است. شیمی کانی بیوتیت در سنگ های گرانودیوریتی با کمک ریزپردازنده الکترونی مورد بررسی قرار گرفت و نتایج آن با داده های شیمی کانی بیوتیت در گرانیتوئید زاهدان مقایسه گردید. مقدار آلومینیم کل در برابر نسبت Fe/(Fe+Mg) در بیوتیت های گرانودیوریت زرگلی نشان دهنده حضور مواد آلومینوم دار پوسته بالایی (رسوبات دگرگون شده) در ماگما توسط فرایند هضم می باشد. مقادیر Al کل بیوتیت های گرانودیوریت زاهدان نسبت به گرانودیوریت زرگلی کمتر بوده و حاکی از آن است که ماگمای سازنده گرانودیوریت زاهدان کمتر به وسیله سنگ های پوسته ای آلایش یافته است. بررسی شیمی کانی بیوتیت مشخص می نماید که گرانودیوریت های مورد مطالعه از نوع I بوده و از یک ماگمای گرانیتی کالک آلکالن تشکیل شده اند. این ماگما در یک محیط فرورانش صعود نموده و با سنگ های رسوبی پوسته فوقانی آلایش یافته است. مطالعه شیمی بیوتیت یک فوگاسیته اکسیژن نسبتا بالا (12-10 تا 13-10 بار) و یک شرایط اکسیدان را برای ماگماهای گرانودیوریتی مورد مطالعه مشخص می کند. میزان فوگاسیته اکسیژن در ماگمای سازنده گرانیت زاهدان 14-10 تا 15-10 بار به دست می آید که در واقع نشان دهنده یک شرایط اکسیدان ضعیف در ماگمای گرانیتی زاهدان می باشد.
    کلیدواژگان: بیوتیت، شیمی کانی، گرانیتوئیدزرگلی، زاهدان، سیستان
  • مجتبی رحیمی شهید*، نیما رحیمی صفحات 109-118
    زمین لرزه از جمله بلایای طبیعی به شمار می رود که هرساله خسارت جانی و مالی بسیاری را به همراه دارد. امروزه با پیشرفت علم و فناوری، زمینه های مناسبی برای شناخت و کاهش این خطرات طبیعی فراهم شده است. در این راستا می توان اطلاعات جغرافیایی را همگام با ابزار پشتیبانی تصمیم به منظور ارزیابی خطر زمین لرزه بکار برد. این پژوهش به منظور بررسی میزان تاثیر عوامل مختلف در ایجاد پدیده زمین لرزه و پهنه بندی خطر وقوع زمین لرزه در بخش مرکزی شهرستان سمیرم انجام گرفت. برای رسیدن به این هدف با به کارگیری روش تحلیل سلسله مراتبی عوامل مورد بررسی به صورت زوجی مقایسه و وزن هر یک از عوامل که مبین میزان تاثیر آن ها است محاسبه شده است. با توجه به مقادیر کمی وزن هر یک از عوامل، نقشه وزنی هر عامل تهیه و در نهایت اقدام به تهیه نقشه پهنه بندی خطر زمین لرزه با استفاده از لایه های وزنی و ضریب وزنی مربوط به هر یک از عوامل شده است. نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر این است که روش تحلیل سلسله مراتبی به دلیل استوار بودن بر مبنای مقایسه های زوجی موجب سهولت و دقت در انجام محاسبه های لازم و ارائه نتایج به دلیل دخالت دادن تعداد زیادی از عوامل در مقایسه با سایر روش های پهنه بندی خطر زمین لرزه است. نتایج نشان داد که در مدل تحلیل سلسله مراتبی حدود 72/49 درصد حوضه در پهنه های با خطر بالا و خیلی بالا قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: پهنه بندی، زمین لرزه، شهرستان سمیرم، فرآیند تحلیل سلسله مراتبی، سامانه اطلاعات جغرافیایی
  • فریدون قدیمی*، زهرا قدیمی، محمد قمی صفحات 119-131
    منطقه چنار از شهرستان خمین واقع در زون تکتونیکی سنندج-سیرجان و در کمربند متالوژنیکی ملایر-اصفهان دارای کانی زایی Pb،Zn،Ba،Ag بوده که مجموعه ای از کانی های ثانویه نظیر کوارتز، هماتیت، لیمونیت، کلسیت و مالاکیت را نیز به همراه دارد. در بررسی ژئوشیمیایی از رسوبات آبراهه ای، با برداشت 127 نمونه و تعیین 14 عنصر نظیر As Ba، ،Ca، Ce، K ، Mn، Pb، S، Sr Th، U، W، Zn، و Zr بی هنجاری ها به دو روش لپیلیته و شاخص سینگولاریتی تعیین گردید. با توجه به نقشه های بی هنجاری تهیه شده، عیار اکثر عناصر به روش لپیلیته در حد زمینه بوده و مناطق بی هنجاری تنها در مناطق محدودی از منطقه دیده می شوند. در نقشه های حاصل از روش سینگولاریتی، بی هنجاری های پنهان بهتر شناسایی شده و انطباق خوبی بین بی هنجاری های موجود و موقعیت فعلی معدن سرب و روی سنگل در منطقه وجود دارد. غنی شدگی عناصری چون As، Ba Ca، Ce، K ، Mn، Pb، S، Sr، Th، U، W، Zn، و Zr به روش شاخص سینگولاریتی در منطقه دیده می شود. هم چنین در این بررسی، دو منطقه دارای بی هنجاری به عنوان هدف اکتشافی آتی شناسایی گردید.
    کلیدواژگان: شاخص سینگولاریتی، روش لپیلیته، رسوبات آبراهه ای، خمین
  • سعیده سنماری * صفحات 132-140
    نانوفسیل های آهکی در تعیین دقیق سن نسبی لایه های دوران دوم و سوم اهمیت زیادی دارند. به منظور مطالعه گذر کرتاسه به ترشیریبرشی در مرز بین زون های ایذه و فروافتادگی دزفول انتخاب شد. در این گذر، رسوباتی به ضخامت حدود 40 متر از رسوبات شیلی و آهکی مورد مطالعه قرار گرفت و برای اولین بار 39 گونه از نانوفسیل های آهکی شناسایی شد. در نتیجه این مطالعه بیوزون های (UC18/CC24 ) Reinhardtites Levis Zoneو (CC25/UC19) Zone cymbiformis Arkhangelskiella به سن کرتاسه بالایی و زون Zone (NP6) kleinpelliHeliolithus به سن سلاندین/تانتین که با زون بندی های استاندارد جهانی مطابقت دارد، شناسایی شد. بر اساس بیوزون های بدست آمده، بازه زمانی گذر مورد مطالعه ماستریشتین- سلاندین/تانتین (Middle/Late Paleocene) و بنابراین مرز بین گذر کرتاسه به پالئوژن در این برش از نوع ناپیوستگی معرفی می شود.
    کلیدواژگان: بیوزون، نانو استراتیگرافی، نهشته رسوبی، ایذه، زاگرس
|
  • Mohammad Maanijou *, F. Baroni Najaf Abad, S. Khodabakhsh, S. Rahmani Pages 1-10
    Surface waters usually" because of contact with different geological formations, relationship with groundwater and surface water resources are associated with highly variable chemical composition. threaten the risk of contamination of water resources. The Shavour River with a long of 90 km in the North West province of Khuzestan is located between the two Karkheh and Dez Rivers. In this study, understanding of water quality of Shavour River based on different parameters of food, agriculture, as well as its environmental impacts are considered. The case study based on available data on the two water year 90-92 on Shavour Bridge station using graphical methods such as Piper diagrams, Scholler, Wilcox comparing with international standards for water quality analysis was conducted. The results showed that, according to the Wilcox diagram of the river's water is of C3S1class and is pretty good for consumption and agriculture. The Scholler diagram showed that all of the river's water cations and anions are fairly good and the ranges are good and drinking. The Piper diagram of water quality indicated calcium bicarbonate type of water.
    Keywords: hydrogeochemical, Environmental Geology, Shavour River
  • M. Yousefi Rad *, H. Noroozpour Pages 11-18

    In this study, based on nearly 170 limestone and clastic samples from 5 stratigraphic sections at Shurjestan area in the northern part of the Fars province, Abade, Hambast, formations and deposits Equivalent of Elika Formation have been studied.In selective stratigraphic sections overall thickness of Abade Formation is 25 -312 m, Hambast Formation is 23 – 32m, and thickness of Elika Formation in average is 29 m.Microfacies study of Shurjestan area shows that these formation sediments have been deposited in a carbonate ramp that incloud Tidal flat, lagoon, shoal and open marine In the studied stratigraphic sections lack of reef facies and microfacieses affiliate like roadstone floatstone, show this ramp is a homoclinal ramp.

    Keywords: microfacies, sedimentary environment, Permo-Triassic, Shurjestan
  • Ebrahim Asghari-Kaljahi *, Somayeh Shokri-Zeinab, Ahmad Jahangiri Pages 19-31
    For protection of Urmia lake causeway embankment, were used Zanbil and Eslami mountains rocks. Study of these protecting rocks in point of view weathering and demolition are important. The Urmia lake water is very saline and penetrating saline water to rocks texture and salt crystallization is the one of main reasons for rocks weathering and demolition.
    In this paper the influence of litological aspects on the strength and durability of volcanic rocks in Urmia Lake Causeway based on field studies and sampling and pertographical studies and some physical and mechanical tests was considered. Rocks of west side of the causeway were obtained from Zanbi Mountain and the rocks of east side of the cause way were obtained from Islamic island. The most of used rocks are consisted of trachyte, andesite, basalt, tephrite, agglomerate and latite. The Islamic island rocks, except andesite, experienced more weathering. Texture properties like particle size and weathering type has more effect on strength and durability on used rocks. Increasing of particle size is causing decrease of strength and durability. The rocks of eastern side of the causeway due to porphyry texture and the occurrence chemical weathering before using in causeway, with high porosity and high water absorption is severe and deeper than weathering of western part rocks. Also the existence of clay minerals that was produced from weathering is caused low density in the Islamic island rocks.
    Keywords: Urmia Lake Causeway, Petrography properties, Armour, Slake durability, Weatherin
  • Shahrbanoo Rasaei *, Mahnaz Parvaveh Nejad Shirazi, Mohammad Bahrami Pages 32-48

    The studied section (Guri Member) is located at Mansour-Abad area, SE of Jahrum. This section, with a thickness of 175 m, consists of cream, thin to medium bedded limestone and gray marl. The lower boundary with green marls and red silts of Razak Formation is conform and the upper boundary changes gradually to Mishan Formation.
    The thin sections and washed samples studies lead to recognition of 40 genus and 21 species of foraminifers. Based on the association of index species such as Operculina complanata, Neorotalia vennotti and Miogypsinoides dehaariti an assemblage biozone number 1 was recognized Operculina-Nephrolepidina-Miogypsina assemblage zone.
    which is the compareable with biozone- 64 of Wynd.
    The red alga Lithophyllum sp. was also recognized. Based on the foraminiferas, the age of Guri Member in the studied section was determined as Aquitanian- Burdigalian.
    Based on Facies and sedimentary environment, 13 micofacies were recognized which have been deposited in three environments- outer, mid, and inner ramps, and can be referred to restricted marine, shoal, lagoon and tidal flat. Therefore, the sedimentary environment of Guri Member is a carbonate platform of a homoclinal ramp which begins from the coast, then crosses a bioclastic barrier and ends in semi-deep marine environment.

    Keywords: Guri Member, Mishan Formation, Stratigraphy, Benthic Foraminifers, Jahrum
  • I. Maghfouri Moghaddam, G. Darabi, Z. Solghi Pages 49-64
    In order to determine the accurate microbiostratigraphy and bathymetery conditions of the Gurpi Formation, one stratigraphic section was studied at the Zangol anticline (SW of Khorramabad). On the basis of the recognized foraminifera, the age of the Gurpi Formation in the studied section is assigned to the Late Santonian to Middle – Late Maastrichtian In this study 35 species belonging to 15 genera of Planktonic foraminifera were idientified that result in determination of 8 biozone were reported as follows: Dicarinella asymetrica Zone, Globotruncanita elevata Zone, Globotruncana ventricosa Zone, Radotruncana calcarata Zone, Globotruncanella havanensis Zone, Globotruncana aegyptica Zone, Gansserina gansseri Zone, Contusotruncana contusa Zone. Study of the morphotype groups of Planktonic foraminifera represents an increase in depth marine condition for deposition of the Gurpi Formation less than 50 meters to more than 100 meters at the study area.
    Keywords: Gurpi Formation, Biostratigraphy, Zangol anticline, Planktonic Foraminifera, Masstrichtian
  • Yousef Rahimsouri * Pages 65-79
    The Khanik-Qazan placer deposit is located at 82 km northwest of Urmia city, western Azarbaijan province. This area is a extremity northwest part of the Sanandaj-Sirjan structural zone. Microscopic studies show that ilmenite, ilmeno-magnetite and magnetite are the main ore minerals and layered gabbros are the main source rocks of these ore minerals. The prospecting activities in this area indicated good results relating to the existence of economic potential of ilmenite and titano-magnetite placer resource. Investigation of particles size distribution of representative total sample of the placer, indicated that 68 vol% of placer sample has sand size ( 2.36 mm). An exploration plan was designed according to field geology studies, preliminary chemical analyses and prepared topographical and geological maps (1/5000 and 1/2000 scales). Eight trenches (a total length of 778.5 m and 1747 m3 total volume with 131 representative samples) and 43 test pits (a total depth of 140.3 m and 362 m3 volume with 121 representative samples) were drilled during the exploration phase. Geochemical analyses (carried out by XRF method) show that the grades of TiO2, ranges from 0.6 to 3.29 wt% (1.72 wt% in average) in exploration trenches and 1.01 to 4.83 wt% (2.39 wt% in average) in test pits. Vertical cross sectional method and geostatistical methods were used to reserve estimation of the placer ore. The estimated ore (in proved category) were measured 12 Mt with TiO2 grade of 2.338 wt% by classic method. Based on liberation degree study, suitable particle size for grinding of sand and gravel fractions were determined -500 µm and -250 µm for sand and gravel fractions, respectively. Mineral processing (ore dressing) studies show that the fraction mesh (� micrometer) of sandy part of the Khanik-Qazan palcer ore have high concentrability, so that, an ilmenite concentrate containing 40.11 wt% TiO2 and recovery percentage of 86.41 are produced by using spiral classifier as primary concentrator and shaking table as final concentrator.
    Keywords: Ilmenite, Placer deposits, Reserve estimation, Degree of liberation, Khanik-Gazan deposit, Urmia
  • S. Senemari *, M. Jahani, A. Karimi Pages 80-86
    The one of the most important petroleum source rocks in the Zagros basin is the Pabdeh Formation that has been investigated by geochemical techniques. The aim of this study was to assess the quality of organic matter, evaluate thermal evolution and highlight Pabdeh Formation potential as a source rock of Ramin oilfield located in Dezful Embayment. Based on HI versus Tmax and HI versus OI diagrams were used in classifying the organic matter in the formation indicating the presence of Type II kerogen. Most samples of the Pabdeh formation have Tmax values more than 435ºC indicate that the shale of formation is thermally mature with respect to petroleum generation. Hydrogen Index (HI) values range from 150 to 350mgHC/gTOC and S1 S2 yields values ranging from 11.98 to 31.06mgHC/g rock, suggesting that the shale have oil generating potential.The TOC of shale samples of the studied Ramin Well no. 4 ranges from 1.82 to 3.5%, an indication of a very good source rock of terrestrially derived organic matter. So, investigation of the variation S1 S2 and TOC parameters indicated that Pabdeh Formation (in the well) is assessed a good source rocks in producing hydrocarbon. Also with T max examination showed that formation is mature enough to generate hydrocarbon and has yet entered oil generation window.
    Keywords: Pabdeh, Shale, Organic matter, Kerogen, Dezful embayment
  • F. Asadzadeh *, Ehsan Ehsan Malahat, S. Shakiba Pages 87-95
    Prediction of the spatial distribution of rainfall is essential for establishing the water balance and a good estimation of water availability, especially in mountainous areas because of complex rainfall gradient and scarce number of climatological stations. This study was conducted to evaluate the rainfall spatial distribution of Urmia region by interpolation methods. Data related to 38 climatological stations were used and three methods, IDW, Kriging, and Co-kriging were investigated. After normalization of data, variograms were computed. The least RSS and the most powerful spatial structure were considered as criteria for selecting the best model for fitting on experimental variograms. Cross-validation and RMSE were used for selection of best interpolation method. Results showed that Cokriging method, with elevation parameter as an auxiliary variable, has the least error which may be attributed to the significant correlation between the elevation and annual precipitation at the study region. Due to the mountains region and suitable condition for rainfed farming, so using cokriging method and GIS, high- resolution maps of rainfall distribution and determine rainfed farming region was prepared.
    Keywords: Precipitation prediction, Interpolation, Cokriging, Cross-validation, Urmia
  • Mehdi Saravani Firouz *, A. Kananian, M. Rezaei-Kahkhaei, M. R. Ghodsi Pages 96-108
    Zargoli granitoid is located in the northwest of Zahedan and south-east of Iran. This granitoid is composed mainly of granodiorite. Mineral chemistry of biotite was studied in granodioite rocks with the aid of EPMA and the results of this study were compared with the mineral chemistry data of biotite in Zahedan granitoids. Total amount of aluminum in comparison to Fe / (Fe Mg) ratio in biotites of Zargoli granodiorite indicates the presence of aluminous upper crust materials (metamorphosed sediments) in magma by digestion process. Total Al amounts of biotites of Zahedan granodiorite were lower than those of Zargoli granodiorite and it is indicative that the magma of Zahedan granodiorite is less contaminated by crustal rocks. The study of mineral chemistry of biotite determines that the studied granodiorites were I-type and composed of a calc-alkaline granitic magma. This magma climbed in a subduction environment and contaminated with sedimentary rocks of the upper crust. The chemistry study of biotite determines a relatively high oxygen fugacity (10-12 to 10-13 bar) and an oxidant conditions for granodioritic magmas studied. The amount of oxygen fugacity in the Zahedan granite magma is obtained from 10-14 to 10-15 bar which in fact represents a weak oxidizing condition in the Zahedan granite magma.
    Keywords: Biotite, Mineral chemistry, Zargoli Granitoid, Zahedan, Sistan
  • M. Rahimi Shahid *, N. Rahimi Pages 109-118
    Natural hazards such as earthquake is as the nature disasters that have many financial and human losses every year. Today advances in science and technology, provided appropriate fields for the study and reduce these natural hazards. In this respect, the geographic information along with decision support tool used to assess the risk of earthquake. The aim of this study was to investigate the effects of different factors in the creation and earthquake hazard zonation of earthquake in central part of the Semirom city. For this purpose affecting factors were binary compared using analytical method by indicating the weight of each factor as indicator for their effects in occurrence of earthquake. Accordingly, the earthquake regionalization hazard map was prepared to the use of weighed information layer and weighted coefficient of each factor. Results of this study show that the analytical hierarchy method is precise method for evaluation of earthquake potential due to the use of binary comparison affecting factors and considering numerous factors for earthquake evaluation at the same time in comparison to the other prevalent method. The results indicates that the percentage of high and very high hazard class is 49.72 percent in AHP method.
    Keywords: Zoning, Earthquake, Semirom city, Analytic Hierarchy Process, Geographical Information System
  • Feridin Ghadimi *, Zahra Ghadimi, Mohammad Ghomi Pages 119-131
    The Chenar area of Khomein is located in the Sanandaj-Sirjan tectonic zone and in the Malayer-Isfahan metallogenic belt.This region has the mineralization of Pb, Zn, Ba, Ag and secondary mineralization such as quartz, hematite, limonite, calcite and malachite. In a geochemical study of drainage sediments, we were taken 127 samples and were analyzed 14 elements such as As Ba, Ca, Ce, K, Mn, Pb, S, Sr Th, U, W, Zn, and Zr and anomaly was determined by Lopiliteh and the singularity index method., The majority of elements are in the background according to anomalous maps by Lopiliteh method and the anomalies are seen only in limited areas of the region. The hidden anomalies are better identified in the maps of singularity index method and there is a good relationship between the derived anomalies and the position of the Sangol Pb-Zn mine in the region. The enrichment of elements such as As, Ba, Ca, Ce, K, Mn, Pb, S, Sr, Th, U, W, Zn, and Zr is shown by the singularity index method in the region. In this study, two districts with anomaly were identified as the future exploratory target.
    Keywords: Singularity Index Mapping, Lopiliteh method, Stream sediment, Khomein
  • S. Senemari * Pages 132-140
    The calcareous nannofossils are important in determining the relative age of the Mesozoic and Cenozoic layers.To study Cretaceous-Paleogene boundary, the section in East Ramhormoz were studied based on calcareous nanofossils. In this interval, were studied sediment thickness of 40 meters of shale and limestone and in this study, for the first time were identified 39 species of nannofossils. As a result this study were identified bio zones include Reinhardtites Levis Zone (UC18/CC24) and Arkhangelskiella cymbiformis (CC25/UC19) with Late Cretaceous ageand Heliolithus kleinpelli Zone (NP6) with Selandian/Thanetian age. Based on the zones obtained, the transition period examined is Maastrichtian-Selandian/Thanetian (Middle/Late Paleocene) and was determined the boundary between the Cretaceous to Paleogene of discontinuity type.
    Keywords: Biozone, Nannostratigraphy, Deposite sedimentary, Izeh, Zagros