فهرست مطالب

تحقیقات سلامت در جامعه - سال سوم شماره 3 (پاییز 1396)
  • سال سوم شماره 3 (پاییز 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/10/10
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مقاله پژوهشی
  • محمد باعقیده، فهیمه شاکری، فاطمه میوانه * صفحات 1-11
    مقدمه و هدف
    در آب و هواشناسی زیستی، آسایش حرارتی مجموعه شرایط حرارتی است که حداقل برای 80 درصد از افراد مناسب باشد. نبود آسایش حرارتی به صورت یک پدیده دو قطبی عدم آسایش سرد تا گرم ظاهر می شود و سطوح مختلفی از تنش های حرارتی را ایجاد می کند. مطالعه حاضر یک بررسی مقایسه ای است که به مطالعه توزیع زمانی و مکانی تنش های حرارتی با محوریت سلامت و گردشگری در سواحل شمال و جنوب کشور می پردازد.
    روش کار
    در این مطالعه از داده های روزانه درجه حرارت، سرعت باد، رطوبت نسبی و ابرناکی بین سال های 2014 - 2000 استفاده شد. ابتدا پارامتر( The Mean Radiant Temperature( Tmrt در محیط نرم افزار Ray Man محاسبه گردید و با استفاده از نرم افزار Bioklima مقادیر شاخص (UTCI (Universal Thermal Climate Index در مجموع برای 16 ایستگاه منتخب در سواحل شمالی و جنوبی کشور استخراج شد.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که در دوره گرم سال، شدیدترین تنش های حرارتی در سواحل جنوب به ویژه جزایر به وقوع می پیوندد؛ اما در سواحل شمالی تنها تنش های سرمایی ثبت شده است که از شدت بالایی برخوردار نیستند. در این راستا شدیدترین تنش گرمایی برای جزیره ابوموسی و شدیدترین تنش سرمایی برای سیاه بیشه ثبت شده است.
    نتیجه گیری
    سطوح مختلفی از تنش های حرارتی در سواحل شمال و جنوب کشور وجود دارد که این موضوع برای سواحل جنوبی با وجود تنش های گرمایی شدید در بازه زمانی طولانی، حادتر می باشد. اهمیت تنش های حرارتی در مفاهیم سلامت و گردشگری، نگاه ویژه پژوهشگران به پارامترهای آب و هوایی و تنش های مرتبط با آن را می طلبد.
    کلیدواژگان: آب و هواشناسی زیستی، تنش حرارتی، شاخص UTCI، نواحی ساحلی
  • مهرنوش جعفری *، بهرام حبیبی هوشمند، علی ماهر صفحات 12-24
    مقدمه و هدف
    ترک شغل پرستاران یکی از مسائل مهم مدیران پرستاری مب اشد. عواملی بسیاری از قبیل استرس شغلی و کیفیت زندگی کاری بر ترک شغل پرستاران تاثیر می گذارند. در این راستا هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین استرس شغلی، کیفیت زندگی کاری و تمایل به ترک شغل پرستاران می باشد.
    روش کار
    پژوهش کاربردی و توصیفی- همبستگی حاضر در سال 1395 در ارتباط با یک نمونه 274 نفری از پرستاران بیمارستا نهای دولتی و خصوصی استان گیلان که به صورت تصادفی- طبقه ای انتخاب شدند انجام شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد استرس شغلی (1994)Eliot، کیفیت زندگی کاری (1973) Walton و تمایل به ترک شغل (2007) Kim استفاده گردید. تحلیل یافته ها نیز توسط نرم افزار SPSS 22 ، آمار توصیفی، آزمون T مستقل و ضریب همبستگی Pearson انجام شد.
    یافته ها
    سطح استرش شغلی و کیفیت زندگی کاری پرستاران و میزان تمایل به ترک شغل در آنها در حد متوسط برآورد شد که در این میان استرس شغلی و تمایل به ترک شغل در پرستاران شاغل در بیمارستان های خصوصی بیشتر از پرستاران بیمارستان های دولتی بود (05 / P<0 ). همچنین همبستگی منفی و معناداری بین تمایل به ترک شغل و کیفیت زندگی کاری به دست آمد ( 461 / P<0/01 ،r=-0 )؛ درحالی که بین تمایل به ترک شغل و استرس شغلی همبستگی مثبت و معناداری مشاهده شد ( 483 / P<0/01 ،r=0).
    نتیجه گیری
    بر مبنای نتایج مشاهده شد که بین کیفیت زندگی کاری و استرس شغلی با تمایل به ترک شغل همبستگی معناداری وجود دارد. همچنین به منظور ماندگاری نیروی کار مجرب لازم است مدیران استراتژی های مناسبی را برای افزایش کیفیت زندگی کاری و کاهش استرس شغلی به کار گیرند.
    کلیدواژگان: استرس شغلی، پرستاران، تمایل به ترک شغل، کیفیت زندگی کاری
  • سمیه بلقن ابادی*، امیر نیرابادی، محمد طاهری صفحات 25-33
    مقدمه و هدف
    بارکاری میزان ظرفیت مورد نیاز افراد جهت دستیابی به سطح کارایی مناسب برای انجام یک وظیفه می باشد. وجود عواملی همچون نوع کار، تکرار کار، شدت و مدت زمان و عوامل روحی- روانی باعث تشدید بارکاری و به طور همزمان افزایش اختلالات اسکلتی- عضلانی می گردد. در این راستا هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین ناراحتی های اسکلتی- عضلانی و بارکاری در کارکنان صنعت کاشی می باشد.
    روش کار
    این پژوهش توصیفی- تحلیلی به صورت سرشماری در ارتباط با 65 کارگر صنعت کاشی در شهر نیشابور انجام گرفت. به منظور ارزیابی بارکاری از شاخص ( NASA-TLX (NASA Task Load Index استفاده شد و بررسی وضعیت ناراحتی اسکلتی- عضلانی از طریق پرسشنامه Nordic صورت گرفت. علاو ه براین، تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS 20 با کاربرد آمار ه های توصیفی و آزمو نهای ،Pearson Spearman و Independent-samples T Test برای بررسی همبستگی بین متغیرها انجام شد.
    یافته ها
    نتایج به دست آمده حاصل از ارزیابی بارکاری با استفاده از شاخص NASA-TLX نشان داد که کارگران به ترتیب در ابعاد عملکرد و کارایی، احساس دلسردی و ناکامی و بار فیزیکی با نمرات 02 / 18 ± 87 ، 76±26/67 و 43 / 23 ± 75 از سطح نمرات بالایی برخوردار هستند و کمترین نمره از آن میزان تلاش و کوشش با نمره 6/ 30 ± 51 می باشد. همچنین بر مبنای نتایج بیشترین شیوع علائم طی 12 ماه گذشته مربوط به قسمت تحتانی پشت با 63 درصد بوده است. بین بارکاری و ناراحتی های اسکلتی- عضلانی در قسمت تحتانی پشت (P<0/001) با شانه، فوقانی پشت، مچ، زانو و ران (05 / P<0) نیز رابطه معناداری وجود دارد.
    نتیجه گیری
    مطابق با بررسی های انجام شده دریافت می شود که میزان بارکاری و ناراحتی اسکلتی- عضلانی در بین کارگران بالا می باشد و به نظر می رسد که مقیا سهای بارکاری به عنوان یکی از عوامل مرتبط با اختلالات اسکلتی است که نیاز به مطالعات بیشتری در این زمینه وجود دارد.
    کلیدواژگان: اختلالات اسکلتی- عضلانی، بارکاری، پرسشنامه نوردیک، NASA-TLX
  • فاطمه جولایی، رویا پیروی، حبیب الله اسماعیلی، دامون کتابی، آسیه متعلمی * صفحات 34-45
    مقدمه و هدف
    منوکسید کربن و ذرات معلق ( PM: Particulate Matter) از مهم ترین آلایند ه های زیست محیطی می باشند که از منابع مختلفی مانند اگزوز خودرو، فرایندهای صنعتی و یا تبدیل ثانویه آلاینده های گازی تولید می شوند و موجب افزایش بیماری های قلبی- تنفسی، کاهش دید و خسارت به گیاهان، حیوانات و اشیا می گردند. در این راستا هدف از پژوهش حاضر بررسی تغییرات این دو آلاینده در سال 1395 در شهر مشهد می باشد.
    روش کار
    در این پژوهش به منظور بررسی روند تغییرات آلاینده های منوکسید کربن و ذرات معلق 5/ 2 میکرون از داده های پایش آلودگی هوای شرکت کنترل کیفیت هوا استفاده شد. داده های هواشناسی نظیر سرعت باد و درجه حرارت نیز استخراج گردید.
    یافته ها
    نتایج میانگین ماهانه منوکسید کربن نشان می دهد که بیشترین مقدار مربوط به دی ماه و کمترین میزان آن مربوط به خرداد ماه بوده است. روند تغییرات میانگین ماهانه ذرات معلق نیز بیانگر آن است که کمترین مقدار از آن خرداد ماه و بیشترین مقدار مربوط به بهمن ماه بوده است و در 3/ 58 درصد از موارد نیز غلظت ذرات معلق بالاتر از مقادیر استاندارد می باشد. همچنین نتایج آزمون های آماری نشان می دهد که بین غلظت این دو آلاینده و درجه حرارت و رطوبت نسبی هوا ارتباط معناداری وجود دارد؛ اما ارتباط بین سرعت باد و غلظت آلاینده ها معنادار نمی باشد.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که دو فصل پاییز و زمستان بیشترین میزان آلودگی را داشته اند و در بیشتر موارد غلظت ها بالاتر از مقادیر استاندارد بوده است. با توجه به اینکه مقادیر بالای آلاینده ها می تواند بر سلامت مردم تاثیر بگذارد، آگاهی از کیفیت هوا در دوره های زمانی مختلف و روند تغییرات آلاینده های هوا می تواند نقش موثری در مدیریت سلامت شهری داشته باشد.
    کلیدواژگان: آلودگی هوا، بهداشت هوا، ذرات معلق، منوکسید کربن
  • سمیه پروین، نیما دانشی، مهدی جمشیدی، محمد علیزاده برزیان، کاظم علیزاده برزیان * صفحات 46-57
    مقدمه و هدف
    تکنولوژی و پیشرفت از یک سو موجب کنترل بیماری های واگیر و بالارفتن امید به زندگی گردیده و از سوی دیگر منجر به افزایش بیماری های غیرواگیر شده است. امروزه یکی از معضلات گریبان گیر بشر حوادث و مسمومیت ها و به ویژه حوادث ترافیکی هستند که 12 درصد از بار جهانی بیماری ها را شامل می شوند و سومین عامل مرگ زودرس در ایران می باشند. در این ارتباط پژوهش حاضر با هدف بررسی اپیدمیولوژیک حوادث ترافیکی در شهرستان بهبهان طی سا لهای 1385 - 93 انجام شد.
    روش کار
    این پژوهش به صورت مقطعی- توصیفی و گذشته نگر در مورد مصدومان حوادث ترافیکی که از 93 - 1385 به بخش های اورژانس بیمارستانی در شهرستان بهبهان مراجعه کردند انجام گرفت. بدین منظور اطلاعات مصدومان فوق شامل: سن، جنس و غیره جم عآوری گردید و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 17 آنالیز شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که در سا لهای 1385 تا 1393 در مجموع 55108 مورد حادثه منجر به جرح در شهرستان بهبهان اتفاق افتاده است که از این تعداد 26798 مورد ( 5/ 48 درصد) مربوط به حوادث ترافیکی می باشد که شامل 30/9 درصد خودروسوار، 8/ 58 درصد موتورسوار و 3/ 10 درصد عابر پیاده می شود. در این پژوهش به طور متوسط میزان بروز حوادث ترافیکی 14 در هر هزار نفر بود و میزان مرگ حوادث ترافیکی 29 در هر صد هزار نفر گزارش شد. همچنین در این سا لها 7814 مورد مرگ ثبت شده است که 826 مورد آن ( 6/ 10 درصد) ناشی از حوادث می باشد که 520 مورد ( 9/ 62 درصد) از آنها مربوط به حوادث ترافیکی بوده است. 40 درصد از مر گهای ناشی از حوادث ترافیکی نیز در صحنه تصادف، حین انتقال و یا در بخش اتفاقات رخ داده اند.
    نتیجه گیری
    یافته های این پژوهش نشان داد که بروز مرگ و میر ناشی از حوادث ترافیکی به ویژه تصادفات موتورسیکلت در شهرستان بهبهان یک مشکل بهداشتی و اجتماعی مهم در بخش سلامت است و از این رو اقدامات لازم در جهت کنترل و پیشگیری از این تهدید بهداشت عمومی ضروری می باشد.
    کلیدواژگان: اپیدمیولوژی، بروز، حوادث ترافیکی، مرگ
  • ادریس بذرافشان، شهین احمدی * صفحات 58-69
    مقدمه و هدف
    در حال حاضر تولید شیرابه و مدیریت آن به عنوان بزرگ ترین مشکل زیست محیطی مرتبط با بهره برداری از محل دفن پسماند شناخته می شود. در این راستا هدف از مطالعه حاضر ارزیابی کارایی فرآیندهای ترکیبی انعقاد شیمیایی و بنتونیت اصلاح شده با سدیم هیدروکسید می باشد.
    روش کار
    این مطالعه تجربی- آزمایشگاهی شامل مراحل انعقاد شیمیایی با استفاده از پلی آلومینیوم کلراید و بنتونیت اصلاح شده بود. بدین منظور اثر متغیرهای مهم بهره برداری شامل:( 2-10) pH و غلظت پلی آلومینیوم کلراید( 25 - 5 میلی گرم بر لیتر) در فرآیند انعقاد شیمیایی، زمان تماس (150 - 15 دقیقه)، (pH (2-10 ، دوز بنتونیت ( 5/ 1- 3/ 0 گرم بر لیتر) و دما (25 ، 35 و 45 درجه سانتی گراد) در فرآیند جذب بررسی گردید.
    یافته ها
    مطابق با نتایج، بازده کلی فرآیند در حذف Chemical Oxygen Demand) COD ) 93درصد با مقادیر بهینه پلی آلومینیوم کلراید= 30 میلی گرم بر لیتر، pH = 6 در مرحله انعقاد شیمیایی، مدت زمان تماس 60 دقیقه در طول فرآیند جذب سطحی، pH = 6 ، دوز جاذب= 5/ 0 گرم بر لیتر و دمای 25 درجه سانتی گراد ب هدست آمد. شایان ذکر است که سینتیک جذب COD روی بنتونیت اصلا حشده از مدل شبه درجه دوم تبعیت می کند.
    نتیجه گیری
    نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان داد که کاربرد فرآیند ترکیبی انعقاد شیمیایی و بنتونیت فعال شده در حذف آلاینده های موجود در شیرابه از کارایی بالایی برخوردار است.
    کلیدواژگان: انعقاد، تصفیه، جذب، شیرابه
  • نیلوفر کریمی، ولی الله دبیدی روشن*، افشین فیاض موقر صفحات 70-81
    مقدمه و هدف
    سبک زندگی به عنوان یکی از مهم ترین عوامل تهدید کننده کیفیت زندگی از جمله بیماری های قلبی- عروقی مطرح می باشد. در این راستا، هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل دموگرافیک و آمادگی قلبی- تنفسی مرتبط با شیوع چاقی شکمی در شهرستان بابلسر است.
    روش کار
    150 نفر از زنان و مردان شهرستان بابلسر به شکل تصادفی و طی فراخوانی انتخاب شدند.عوامل دموگرافیک از طریق پرسشنامه؛ سطح فعالیت بدنی از طریق گام سنج؛ چاقی شکمی از طریق BMI Waist Hip Ratio( WHR ،)Body Mass Index و (Body Adiposity Index (BAI تعیین گردید. داده ها با استفاده از آزمو نهای آماری کای اسکوئر، Pearson و آنالیز واریانس در سطح معناداری P≥0/05 تحلیل شدند.
    یافته ها
    در هر دو جنس ارتباط بین شاخص های WHR ،BMI و BAI با Vo2peak و تحصیلات منفی و معنادار ( 001 / P>0) بود؛ اما ارتباط آن ها با سن مثبت و معنادار به دست آمد ( 001 / P>0 ). همچنین ارتباط مثبت و معناداری میان WHR با وضعیت تاهل زنان وجود داشت ( 008 / P=0 ). شایان ذکر است که با افزایش سن و کاهش سطح تحصیلات، سطوح BMI افزایش غیر معناداری را نشان داد.
    نتیجه گیری
    آگاه سازی در زمینه چاقی شکمی و عوامل مرتبط با آن و تشویق افراد به انجام فعالیت بدنی می تواند در کاهش شیوع چاقی شکمی و بیماری های وابسته به آن موثر باشد.
    کلیدواژگان: چاقی شکمی، سطح فعالیت بدنی، شهرستان بابلسر، عوامل دموگرافیک
  • مریم قلع جهی*، شیرین نمرودی صفحات 82-89
    مقدمه و هدف
    هر روز در محیط های کار حوادث متعددی رخ می دهند که باعث مرگ و آسیب می شوند. این حوادث به دلیل عدم شناسایی خطرات بالقوه اتفاق می افتند؛ بنابراین، شناسایی و ارزیابی ریسک خطرات در محیط کار می تواند از بسیاری از حوادث پیشگیری کند. ارزیابی و مدیریت ریسک، زیربنای برنامه ریزی و ارائه راه حل کنترلی برای خطرات می باشد. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف شناسایی خطرات و ارزیابی ریسک با استفاده از تکنیک آنالیز ایمنی شغلی و تکنیک تجزیه و تحلیل عوامل شکست و آثار آن در یکی از کارخانه های آرد کشور انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه مقطعی برای شناسایی خطرات بالقوه و ارزیابی ریسک فعالیتهای انجام شده توسط کارگران با تکنیک آنالیز ایمنی شغلی و تکنیک تجزیه و تحلیل عوامل شکست و آثار آن انجام شد و در نهایت با توجه به کد ارزیابی ریسک در هر روش، اولویت بندی خطرات انجام گرفت و راه حل کنترلی ارائه گردید.
    یافته ها
    براساس نتایج به دست آمده از پژوهش در 3 فعالیت انجام شده توسط کارگران که شامل: گرفتن بار، حمل بار به سمت انبار و قرار دادن بار در داخل انبار بود، در مجموع 12 خطر شناسایی گردید که 54 / 45 درصد از خطرات شناسایی شده در محدوده ریسک غیرقابل قبول، 36 / 36 درصد در محدوده ریسک نامطلوب، 09 / 9 درصد در محدوده ریسک قابل قبول با تجدید نظر و 09 / 9 درصد در محدوده ریسک جزئی قرار گرفتند. محیط کارخانه و دستگاه والس نیز با تکنیک تجزیه و تحلیل عوامل شکست و آثار آن ارزیابی شدند که چون سطح ریسک آن ها کمتر از 85 به دست آمد، در محدوده قابل قبول بودند. در پایان، پیشنهادات اصلاحی برای حذف و یا محدودسازی این خطرات ارائه گردید.
    نتیجه گیری
    براساس نتایج به دست آمده از پژوهش انتظار می رود که با فراهم کردن ابزار کار مناسب حمل بار، استفاده از زمان استراحت، گذاشتن حفاظ و آموزش به کارگران بتوان سطح ریسک های موجود را کاهش داد.
    کلیدواژگان: آنالیز ایمنی، ارزیابی ریسک، شناسایی خطرا ت، کارخانه آرد
|
  • Mohammad Baaghideh, Fahimeh Shakeri, Fatemeh Mayvaneh * Pages 1-11
    Introduction and
    Purpose
    Thermal comfort conditions are a set of thermal conditions that can be appropriate for at least 80% of people. The absence of thermal comfort conditions is considered as a bipolar phenomenon of cold to warm or hot discomfort, which creates different levels of thermal stress. In this comparative study, we analyzed the temporal and spatial distributions of thermal stresses on the north and south coasts of Iran with a focus on health and tourism.
    Methods
    In the present study, we used the daily data of temperature, wind speed, relative humidity, and cloud cover from 2000 to 2014. First, the mean radiant temperature (TMRT) parameter was calculated in the RayMan software program, and then the universal thermal climate index (UTCI) values were extracted from 16 selected stations on the north and south coasts using the Bioclima software.
    Results
    During the warm period, the most severe thermal stresses occurred on the south coast, especially on islands, but on the north coast, only cold stresses were recorded that were not of high severity. The most severe hot and cold stresses were calculated for Abu Musa Island and Siah Bishe, respectively.
    Conclusion
    There are several levels of thermal stress on the north and south coasts of Iran. This issue is more intense for the southern coast due to severe thermal stresses over a long period of time. The importance of thermal stresses in the concepts of health and tourism requires researchers to pay attention to the related climatic parameters and tensions.
    Keywords: Bioclimatology, Coast, Thermal stress, UTCI
  • Mehrnoosh Jafari *, Bahram Habibi Houshmand, Ali Maher Pages 12-24
    Introduction and
    Purpose
    Nurses’ intention to leave is one of the key nursing managerial issues. There are many factors affecting the turnover of the nurses, such as occupational stress and quality of work life (QWL). The aim of this study was to investigate the relationship between job stress, QWL, and turnover intention among the hospital nurses.
    Methods
    This descriptive, correlational study was conducted on 274 nurses of public and private hospitals in Guilan province, Iran, in 2016. The study population was selected through stratified random sampling technique. The data were collected using the Eliot’s job stress (1994), Walton’s QWL (1973), and Kim’s intention to leave (2007) questionnaires. Data analysis was carried out using descriptive statistics, independent sample t-test, and Pearson correlation coefficients in SPSS, version 22.
    Results
    According to the results, hospital nurses had moderate levels of occupational stress, QWL, and intention to leave. The level of occupational stress and intention to leave were significantly higher among the nurses of private hospitals than among those working in public hospitals (P
    Conclusion
    As the findings indicated, intention to leave showed a significance relationship with occupational stress and QWL. In order to retain qualified and skillful workforce, the hospital managers should apply appropriate policies and strategies to improve QWL and reduce occupational stress.
    Keywords: Intention to leave, Nurses, Occupational stress, Quality of work life
  • Somayeh Bolghanabadi *, Amir Nayerabadi, Mohhamad Taheri Pages 25-33
    Introduction and
    Purpose
    Workload can be defined as the worker’s required capacity to fulfill a special level of performance while doing a task. Workload depends on the type of occupation and its task repetition, intensity, duration, and psychological factors. The increase in workload can result in the enhancement of musculoskeletal disorders. Regarding this, the aim of the present study was to evaluate the relationship of musculoskeletal disorders with workload among the worker of a Ceramic and Tile Factory.
    Methods
    This cross-sectional, descriptive-analytical study was conducted on 65 workers of a Ceramic and Tile Factory in Neyshabur, Khorasan Province, Iran. The data were collected using the Nordic Musculoskeletal Questionnaire and NASA Task Load Index (NASA-TLX). Data analysis was performed in SPSS, version 20, using descriptive statistics, Pearson correlation coefficient, Spearman’s rank order correlation, and independent samples t-test.
    Results
    The results of NASA-TLX demonstrated that the mean scores of performance and efficiency, frustration, and physical demands were 87±18.02, 76±26.67, and 75±23.43, respectively, representing desirable levels. In this index, the lowest mean score was related to effort (51±30.6) was the lowest score. The highest prevalence of musculoskeletal symptoms (63%) was observed in the lower back region in the past 12 months. Furthermore, workload showed a significant correlation with musculoskeletal discomfort in the lower back region (P
    Conclusion
    The findings were indicative of high levels of workload and musculoskeletal disorders among the participants. The results of this study showed that workload is one of the important risk factors for upper extremity musculoskeletal disorders, which requires further investigation.
    Keywords: Musculoskeletal disorders, NASA-TLX, Nordic questionnaire, Workload
  • Fatemeh Joulaei, Roya Peiravi, Habibollah Esmaily, Damon Ketabi, Asiyeh Moteallemi * Pages 34-45
    Introduction and
    Purpose
    Carbon monoxide (CO) and particulate matter (PM2.5) are among the most important environmental pollutants arising from different sources, such as vehicle exhaust, industrial process, and secondary pollutants. These pollutants lead to increased pulmonary vascular diseases and decreased vision. Moreover, they damage the plants, animals, and objects. The aim of this study was to investigate the concentration trend of these pollutants in Mashhad, Iran, during 2016.
    Methods
    In this study, the data of the Air Quality Control Company were used to assess the concentration of CO and PM2.5. In addition, the meteorological data, such as wind velocity and temperature, were extracted.
    Results
    According to the monthly average CO concentration, CO had the highest and lowest concentration levels in December and May, respectively. Furthermore, regarding PM2.5, the maximum and minimum concentration values were observed in May and January, respectively. In 58.3% of the cases, the PM2.5 concentration was higher than the standard values. The results of the statistical test revealed that the concentration of CO and PM2.5 had a significant relationship with temperature and relative humidity. However, no significant relationship was observed between wind velocity and concentration of the pollutants.
    Conclusion
    The results of the study showed that the summer and fall had the highest level of pollution. Furthermore, the pollutant concentration was higher than the standard values in most of the cases. Given that high concentration of pollutants affects the public health, the awareness of air quality at different periods and variations of air pollutant concentration can have an important role in urban health management.
    Keywords: Air health, Air pollution, Carbon monoxide, Particulate matter
  • Somayeh Parvin, Nima Daneshi, Mehdi Jamshidi, Mohammad Alizadeh Barzian, Kazem Alizadeh Barzian* Pages 46-57
    Introduction and
    Purpose
    Progress and technology have improved the management of infectious diseases and life expectancy on the one hand, and increased the prevalence of non-communicable diseases on the other. Today, the most serious challenges people face are accidents and toxicities, particularly traffic accidents that account for 12% of the global burden of disease and are the third leading cause of premature death in Iran. Accordingly, we performed an epidemiologic study on traffic accidents in Behbahan city, Iran, during 2006-2014.
    Methods
    This retrospective, descriptive, and cross-sectional study was performed among the victims of traffic accidents that were referred to the emergency department of Behbahan hospital in Behbahan city. Patient information including age and gender were collected and analyzed using SPSS 17.
    Results
    During 2006-2014, a total of 55,108 casualties were recorded in Behbahan city, 26,798 (48.5%) of which were caused by traffic accidents. Car accidents, motorist accidents, and pedestrian accidents accounted for 30.9%, 58.8%, and 10.3% of the accidents. The prevalence rate of traffic accidents was 14 in 1000 cases, and the mortality rate was 29 in 100,000 cases. During this period, 7,814 cases of mortality were recorded, 826 (10.6%) of which were associated with accidents with traffic accidents accounting for 520 cases (62.9%). Further, 40% of the mortalities due to traffic accidents occurred on the scene of accident, while transferring to hospital, or in the casualty department.
    Conclusion
    The findings of this study showed that traffic accidents, casualties and mortalities, especially motorist accidents, are a major health and social problem in Behbahan city. Thus, taking the necessary measures to control and manage this major health threat is andatory.
    Keywords: Epidemiology, Incidence, Mortality, Traffic accidents
  • Edris Bazarafshan, Shahin Ahmadi * Pages 58-69
    Introduction and
    Purpose
    Currently, leachate production and its management are major environmental problems associated with the operation of solid waste landfill. Herein, we sought to evaluate the efficiency of combined processes of coagulation and modified activated bentonite with sodium hydroxide as abiosorbent in the final treatment of leachate.
    Methods
    This experimental-laboratory study included chemical coagulation using polyaluminum chloride (PAC) and modified bentonite. We investigated the effect of critical operating parameters on landfill leachate treatment. These operating parameters included pH (2-10) and PAC concentration (5-25 mg/l) in chemical coagulation process, contact time (15-150 min), solution pH (2-10), bentonite concentration (0.3-1.5 g/l), and temperature (25, 35, and 45ºC) in adsorption process.
    Results
    The overall efficiency rate of this process in removal of total chemical oxygen demand (COD) was 93%, with the optimum PAC concentration of 30 mg/L, pH=6 in the chemical coagulation phase, reaction time of 60 min during the adsorption process, bentonite concentration of 0.5 g/L, pH=6, and temperature of 25ºC. The kinetics of COD adsorption on modified bentonite conformed to the pseudo-second-order model.
    Conclusion
    The application of combined processes of chemical coagulation and activated bentonite is highly efficient in removing major pollutants in leachate.
    Keywords: Adsorption, Coagulation, Leachate, Treatment
  • Niloofar Karimi, Valiollah Dabidi Roshan *, Afshin Fayaz Movaghar Pages 70-81
    Introduction and
    Purpose
    Lifestyle is one of the most important factors affecting the quality of life, including cardiovascular diseases. Regarding this, the aim of this study was to investigate the association of abdominal obesity with demographic factors and cardiovascular fitness in Babolsar, Iran.
    Methods
    This study was conducted on 150 women and men residing in Babolsar. The study population was selected using simple random sampling technique through a recall. The data were collected using demographic form, pedometer (to evaluate the physical activity level), body mass index (BMI; to assess abdominal obesity), waste hip ratio (WHR), and body adiposity index (BAI). The data were analyzed using Chi-square test, Pearson correlation, and ANOVA. P-value less than 0.05 was considered statistically significant.
    Results
    According to the results, peak oxygen uptake was indirectly associated with BMI, WHR, and BAI in both genders (P
    Conclusion
    The promotion of peoples’ awareness about abdominal obesity and its associated factors and their encouragement to perform physical activity can be effective in reducing the prevalence of abdominal obesity and its comorbidities.
    Keywords: Abdominal obesity, Babolsar city, Demographic factors, Physical activity level
  • Maryam Ghaljahi *, Shirin Namrudi Pages 82-89
    Introduction and
    Purpose
    The non-identification of the potential hazards in the workplace leads to the incidence of several accidents, which result in mortality and injury. Therefore, the recognition and assessment of the workplace hazards can prevent many incidents. Risk assessment and risk management are the basis of planning and providing a control solution for hazards. Regarding this, the aim of the present study was to identify and assess the workplace hazards using the job safety analysis (JSA) and failure modes and effects analysis (FMEA) in a flour factory located in Golestan province, Iran.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted to identify and assess the potential hazards of workers’ activities by JSA and FMEA. Based on the risk assessment code in each method, the risk prioritization was performed, and the risk control solution was presented.
    Results
    According to the results of the study, a total of 12 hazards were identified at three activities carried out by the workers, namely loading, transporting the load to the warehouse, and unloading. In this regard, 45.54%, 36.36%, 9.09%, and 0.09% of the identified risks were within the unacceptable, unfavorable, acceptable, and inconsiderable risk level, respectively. In addition, the risk assessment of the factory environment and the flour grinder machine (Waltz) through the FMEA revealed the risk level of less than 85, which was within the acceptable limit. Corrective suggestions were made to remove or limit these risks.
    Conclusion
    Based on the results of this study, it is seems that the level of existing risks can be reduced by providing the appropriate means of cargo transportation, using rest periods, shielding, as well as training the workers.
    Keywords: Flour factory, Hazards identification, Risk assessment, Safety analysis