فهرست مطالب

پژوهش های زبان شناختی قرآن - سال ششم شماره 2 (پاییز و زمستان 1396)
  • سال ششم شماره 2 (پاییز و زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/12/28
  • تعداد عناوین: 12
|
  • احمد پاکتچی * صفحات 1-22
    ماده عزم حامل مفهوم تعیین کننده در حیطه های مختلف فرهنگ اسلامی از عقاید، اخلاق، احکام و اندیشه سیاسی است که در 9 آیه از قرآن کریم دیده می شود و به نظر می رسد، مطالعه ریشه شناختی و تحلیل واژگانی درباره آن در برداشت های قرآنی سبب افزایش دقت می شود. در کتب تفسیر و لغت تشتت آشکاری در توضیح این ماده دیده می شود که تا حدی برخاسته از دورشدن از زبان عصر نزول و تا حدی مربوط به تعدد خود ریشه ها در سابقه تاریخی است. پرسش اصلی در پژوهش حاضر این است که ماده عزم در کاربردهای مختلف زبان عربی چه ریشه های تاریخی دارد. هریک از این ریشه ها چه معنای اصلی و چه گسترش های معنایی را دارند و تا چه حد در کاربردهای قرآنی این معانی پی جویی می شود. روش به کار گرفته شده در این پژوهش، ریشه شناسی به سبک معمول در زبان شناسی تاریخی است و داده های کتب لغت و تفسیر در هماهنگی با الگوهای ریشه شناسی، تفسیر و جایابی شده اند. در مواقع لزوم آنجا که ارتباط معنایی وضوح کافی ندارد، برای آشکارتر شدن آن فراتر از روابط تبارشناختی بین واژگان از گونه شناسی ساخت معنا نیز استفاده شده و نمونه ای از آنگونه ساخت در واژه ای یا زبانی دیگر ارائه شده است. در این مقاله نخست همه احتمال ها در ریشه شناسی و سپس امکان امتداد آن ریشه های تاریخی تا زبان عربی قرآن کریم بررسی می شود. مطالعه حاضر نشان می دهد که کاربردهای قرآن واژه عزم همگی ذیل معنای استوار بودن/ کردن و معانی نزدیک بدان که ریشه در ماده «زم» در آفروآسیایی و سامی دارد، صورت بندی می شود و ریشه های دیگر عملا در قرآن استفاده نشده اند. معنای قصد کردن و تصمیم گرفتن که در طیفی از تفاسیر و ترجمه ها مد نظر قرار گرفته است، با شواهد ریشه شناختی تایید نمی شود و به نظر نمی رسد در زبان عربی قرآن، ماده عزم این طیف از معنا را حمل کرده باشد.
    کلیدواژگان: معناشناسی تاریخی، گونه شناسی ساخت معنا، همنامی، اشتراک لفظی، چندمعنایی
  • سید مهدی مسبوق *، علی حسین غلامی یلقون آقاج صفحات 23-44
    شناخت معانی واژگان قرآن و تبیین میدان معنایی آنها از دیرباز توجه مفسران و قرآن پژوهان را جلب کرده است. واژه ضلال و مشتقات آن از جمله واژه هایی است که در قرآن از بسامد نسبتا بالایی برخوردار است. این واژه در بافت قرآنی با اوصاف مبین، بعید، کبیر و قدیم آمده است. در این پژوهش کوشش شده است تا با روش توصیفی- تحلیلی و با تاکید بر ساختارهای مختلف صرفی و ترکیب نحوی آیات مشتمل بر واژه ضلال، معانی این واژه و کاربرد آن با اوصاف یادشده، تبیین شود. برآیند پژوهش نشان می دهد که صفت مبین بیشترین و کبیر و قدیم کمترین کاربرد را دارند. صفت مبین هم برای ضلال به معنای گمراهی حقیقی و دینی و هم برای گمراهی غیردینی آمده است؛ درحالی که صفت بعید تنها برای گمراهی حقیقی و صفت های کبیر و قدیم برای گمراهی غیرحقیقی به کار رفته اند. کارکردهای واژه ضلال با صفت های یادشده از نظر معنا و ساختار صرفی و نحوی تفاوت های آشکاری دارند؛ به گونه ای که از نظر صرفی به دو صورت نکره و معرفه و از نظر نحوی در نقش های مجرور به حرف جر، مفعول مطلق و خبر به کار رفته اند.
    کلیدواژگان: قرآن، ضلال، مبین، بعید، کبیر، قدیم
  • سمیه عمادی اندانی *، محمدرضا حاجی اسماعیلی صفحات 45-66
    معناشناسی واژگان قرآن از روش های نوین پژوهش در قرآن کریم است. در این نگرش، پس از انتخاب کلمات کلیدی قرآن، حوزه های معناشناسی هر واژه به همراه ارتباط سیستمی میان آن ها، بررسی و برخی لایه های معنایی آیات ظاهر می شود. این رویکرد سعی دارد، با ملاحظه بافت و سیاق و با توجه به مجاورت کلمات و تکیه بر مجموعه یا بافت کلی قرآن، انسجام و پیوستگی معارف قرآن را روشن کند. تحقیق حاضر سعی دارد با استفاده از روش یادشده، حوزه های معنائی واژگان مرتبط با واژه «وجه» را با نظر به سیاق و روابط هم نشینی و جانشینی کلمات در آیات، تبیین کند؛ بدین ترتیب که معنای این واژه ابتدا از منابع معتبر لغت، جست وجو و سپس مصادیق مختلف آن با ملاحظه بافت و سیاق آیات از تفاسیر معتبر، روشن می شود و از محور هم نشینی در فهم معنا و مصداق آیات، کمک گرفته می شود و معناشناسی این واژه در حوزه های متعددی نظیر خداوند، پیامبران، انسان های وارسته، گناهکاران و... تبیین می شود.
    کلیدواژگان: معناشناسی، قرآن، بافت، سیاق، وجه، هم نشینی
  • بهرام امانی چاکلی *، سارا نجفی صفحات 67-78
    زبان و به دنبال آن واژگان، ریشه در فرهنگ ها، سنت ها و نظام خاص زندگی در هر جامعه ای دارد و متاثر از جهان بینی دربرگیرنده آن است. بسیاری از واژگان قرآنی نیز پس از گذر از جهان بینی جاهلی و ورود به جهان بینی قرآنی، عناصر معناشناختی تازه ای پیدا کردند و در دوره پس از قرآن نیز با عنایت به گذر زمان، دچار تحول معنایی متناسب با حاکمیت فکری دوره خویش شدند. شناخت روند تحولات معنایی آن دسته از واژگان قرآنی که بعد ها در پیدایش نهضت ها و جریان های فکری، فرهنگی و اجتماعی همانند «شعوبیه» استناد شده، بسیار مهم و ضروری است. ازجمله این واژگان، واژه قرآنی «شعوب» است؛ واژه ای که نهضت شعوبیه بعد ها با استناد به آن در سوره حجرات، آیه 13، تاثیر فراوانی بر اوضاع فرهنگی، اجتماعی دوره عباسی و پس از آن به جای گذاشت. پژوهش حاضر با استناد به اشعار جاهلی، قرآن کریم، واژه نامه ها، تفاسیر و برخی دیگر از منابع متکلمان به منظور آسیب شناسی جریان «شعوبیه»، واژه «شعوب» را براساس معناشناسی تاریخی و توصیفی، تحلیل و تحول معنایی آن را از دوره جاهلی تا قرن پنجم هجری قمری در دوره اسلامی بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که شکل مفرد این واژه، یعنی «شعب» مفاهیم «شکاف، جدایی، پراکندگی...» و شکل جمع آن «شعوب»، مفاهیم «گروه های پراکنده، بسیار دورکننده = مرگ» را در دوره جاهلی و در قرآن کریم نیز مفهوم متضاد «گروه های پراکنده» را دارد و در قرن های بعدی نیز با عنایت به جریان های سیاسی متکی بر نژادپرستی و متاثرشدن از اندیشه های کلامی در مفهوم ملل غیرعرب به ویژه موالی و ایرانیان به کار می رود.
    کلیدواژگان: قرآن کریم، معناشناسی قرآن کریم، مفهوم شعوب، شعوبیه
  • نصرالله شاملی، علی بناییان اصفهانی، فائزه پسندی * صفحات 79-102
    زهد پدیده ای نفسانی است و ریشه های عمیق فرهنگی و دینی در میان ملت ها دارد. ملت ها از زهد به تعابیر مختلف یاد می کنند و در فرهنگ اسلامی ازجمله مفاهیمی است که تاثیر مستقیم و بسزایی بر زندگی فردی و روابط اجتماعی میان افراد دارد. در این پژوهش با شیوه وصفیتحلیلی، موضوع زهد، بررسی و میدان معناشناسی آن ترسیم می شود؛ همچنین رابطه میان اجزای پیشرفته سیستماتیک آن و دیگر واژگان اخلاقی مرتبط با آن در قرآن کریم کشف می شود و چه بسا هریک از این اجزاء به خودی خود، سیستم معنایی دیگر (زیرسیستم) را تشکیل دهند که به ترسیم یک شبکه معنایی گسترده منجر می شود. سپس ابعاد فنی آن در دیوان عالم و شاعر بزرگ شیعی، شریف رضی، واکاوی می شود و میزان قدرت و توانایی شاعر در فهم الفاظ و معانی قرآن را به دنبال بیداری روحی و گرایش فکری عصر عباسی آشکار می کند و تلاش دارد تا با صبغه ای تعلیمی، ارزش های اسلامی و مخصوصا شیعی را آشکار کند. درنهایت به کارگیری میدان معناشناختی زهد ایجابی سیدشریف رضی با رویکرد تعلیمی مملو از اشارات فراوانی است که با آمیخته ای از عاطفه و حکمت و اسالیب بیانی همراه شده است و با استناد به آیات قرآنی و با صبغه شیعی، برنامه کاملی را برای زندگی دنیوی و اخروی ارائه می دهد.
    کلیدواژگان: قرآن کریم، معناشناسی، زهد، شریف رضی
  • اصغر هادوی، محمدعلی خوانین زاده، روشن دهقانی * صفحات 103-118
    یکی از مفاهیم پرکاربرد در قرآن کریم مفهوم «رزق» است. رزق در برخی اوصاف خدا ازجمله «الرزاق» تجلی می یابد و با برخی مفاهیم اساسی در نظام معنایی قرآن کریم پیوند دارد. در این نوشتار سعی شده است با روش اسنادی - کتابخانه ای و با توجه به بافت زبانی و دقت در مقتضای آیات، روابط مفهومی رزق با دیگر مفاهیم همنشین و جانشین در قرآن کریم، تحلیل و تبیین معناشناختی شود. روابط همنشینی مفهوم رزق براساس فاعل رزق، متعلق یا مصداق رزق و دریافت کننده رزق در سه گروه جای می گیرند و روابط جانشینی آن نیز نخست براساس ساختارهای مشابه و دوم براساس روابطی مفهومی همچون شمول معنایی و هم معنایی شناسایی می شوند؛ درنتیجه، در این پژوهش علاوه بر تبیین جایگاه رزق در پیوند با دیگر مفاهیم قرآن کریم در محور همنشینی، مفاهیم جانشین آن نیز در قرآن کریم معرفی شده است.
    کلیدواژگان: قرآن کریم، رزق، معناشناسی، روابط مفهومی، روابط همنشینی، روابط جانشینی
  • علی اصغر یاری اصطهباناتی *، حمیده کامکار مقدم صفحات 119-138
    نظریه سبک شناسی در جستجوی بررسی زیبایی های منحصر به فرد چینش کلام در آثار برجسته و هنری است. این نظریه نگرشی است، در باب رابطه مشخصه های برجسته سبک و نقش و ارزش آنها در زبان متن با پیوستار معنایی و انتقال محتوای مرتبط با آن مشخص ه ها. یکی از این ویژگی ها، برجستگی های نحوی در زبان است که در قالب چیدمان کلمات در جمله ها، طول جمله ها و نوع آنها، کیفیت وجه و زمان بیانگر نوع اندیشه گوینده آن متن است. به عبارت دیگر از رهگذر ساختار عناصر نحوی نشان دار، نوع سبک و میزان ارزش گذاری این ویژگی ها در تعیین سبک نمایان و از آن با نام فراهنجاری نحوی یاد می شود. گاهی این برجستگی ها در قالب تکرار جملات ناهمپایه یا همپایه اتفاق می افتد و توازن نحوی را ایجاد می کند. در این پژوهش کوشش شده است، با بررسی سبک شناسی نحوی که شامل فراهنجاری نحوی، تشخص نحوی و توازن نحوی است، زیبایی شناسی سوره انسان توصیف و تحلیل شود. با بررسی سبک شناسانه این سوره دریافتیم که تقدیم و تاخیر، حذف برخی از اجزای جمله و توازن نحوی برخی آیات منجر به زیبایی های موسیقایی می شود و از سوی دیگر، تاکید، بررسی جمله های فعلیه و اسمیه، بررسی فعل های ماضی، مضارع و امر و دلالت فعل های ماضی به کاررفته در این سوره، منجر به افزودن بار معنایی و دلالی شده است.
    کلیدواژگان: قرآن کریم، سوره انسان، سبک شناسی نحوی، برجستگی نحوی، توازن نحوی، فراهنجاری نحوی
  • راضیه حجتی زاده * صفحات 139-160
    زمینه
    تحقیق در نقش نماهای گفتمانی یکی از حوزه های مطالعاتی بکر در زمینه دانش زبان شناسی است. این واحدها عمدتا ارزشی کاربردشناختی و فرادستوری دارند؛ یعنی در ساحت متنی و بینافردی نقش هایی را به عهده می گیرند. هدف از نوشتار حاضر بررسی نقش های به کار رفته در آیاتی از قرآن کریم است که به نحوی به سه حوزه نفس، قلب و روح اختصاص دارد تا از خلال آن روشن شود که نخست، میان موضوع آیات و روابط گفتمانی به کار رفته در آنها چه پیوندی برقرار است و دوم، هریک از این نقش نماها چگونه به بروز نقش و کارکردی آیاتیاری می کنند.
    روش
    این مقاله با رویکرد کاربرد شناختی و با اتکا به روش تحلیل گفتمان صورت گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد رابطه مستقیمی میان معنی آیه و برداشت مخاطب از آن بر پایه ادات گفتمانی به کار رفته در آیه وجود دارد. «فاء» در آیات نفس، هم جنبه استنباطی و هم جهت وجدانی دارد. بدین ترتیب که برای استنباط معنی آیه مخاطب را ناگزیر به استدلال و استنباط می کند. «واو» نیز در ساختاردهی و حفظ انسجام معنایی و صوری متن بیشترین تاثیر را دارد.
    حاصل تحقیق نشان می دهد معناشناسی قرآن از گونه معناشناسی پویا است که با استفاده نقش نماها به ایجاد حرکت در رویدادهای داستان و نوسازی اطلاعات مخاطب یاری می رساند.
    کلیدواژگان: قرآن، نقش نمای گفتمان، انسجام، نشانه، نفس، قلب، روح
  • کاووس روحی برندق، مصیب مرزبانی *، محسن فریادرس صفحات 163-186

    یکی از مسائل مشکل زا در ترجمه و تفسیر قرآن، توجه به رسم الخط خاص برخی از واژگانی است که در نگارش به دو شکل گوناگون نوشته شده اند و برداشت های معنایی متفاوت را فراهم آورده اند. در این راستا در مقاله حاضر کوشش شده است تا با روش توصیفی تحلیلی دوگانگی رسم الخط ادوات «إنما، انما، کل ما و این ما» در آیاتی مشخص و با تکیه بر قواعد زبان و ادبیات عرب و تفاسیر تجزیه و تحلیل شود، سپس با معادل یابی آنها ترجمه های فارسی معاصر قرآن واکاوی و ارزیابی شود. درنهایت به این نتیجه رسیده ایم که بعضی از مترجمان از یک سو در پاره ای از مواضع به تفاوت رسم الخطی این ادوات بی اعتنا بوده و با انگاشت هایی متنوع معادل های ناصوابی را در برگردان این ادوات اظهار داشته اند و از سوی دیگر، بعضی نیز با درج معنای مناسب متوجه تفاوت رسم الخطی این ادوات بوده اند. درنهایت اینکه هرچند عمده اشکالات مترجمان در وهله نخست، مربوط به توجه نکردن به رسم الخط اصیل این واژگان است، بعد از آن، مشکل اساسی مربوط به ضعف تشخیص مترجم در ساختارهای صرفی و نحوی زبان مبدا و به تبع آن گزینش نامناسب معنا در زبان مقصد است. درهرحال تقریبا «رضایی» در برگرداندن ادات «إنما، انما، کل ما و این ما» از دیگر مترجمان دقیق تر عمل کرده است.

    کلیدواژگان: قرآن کریم، رسم الخط مصحف، دوگانگی رسم الخط ادوات، ترجمه های معاصر
  • عباس اقبالی *، مریم نیک فخر صفحات 187-198
    «وصف» به مثابه ابزار پردازش سخن و بهترین وسیله تصویر هنری، زمینه ساز بسیاری از آرایه های ادبی مانند تشبیه، مجاز و استعاره است. در آفرینش اغراض ادبی ازجمله: مدح، رثاء و غزل نقش آفرین بوده است و در نقد و تحلیل های صرفی، نحوی و بلاغی متون مدنظر قرار می گیرد. علاوه براین بسامد تعابیر وصفی در آیات شریفه قرآن سبب برخی پژوهش های قرآنی شده است. در این جستار به شیوه توصیفی تحلیلی نمونه هایی از این تعبیرها در آیات شریفه قرآن واکاوی و معلوم شد که وصف های قرآن مجید علاوه بر نقش بلاغی خود یکی از ابزارهای سخن وحی برای اقناع مخاطبان است. این وصف ها در قالب تصویرهای دیداری یا شنیداری و از نوع متقابل و متنوع آن به رسایی سخن کمک کرده است. وصف های قرآن با «محسوس ساختن امور معنوی و غیبی» آنها را به ذهن مخاطب نزدیک ساخته و در اقناع وی ایفای نقش کرده است. اقناعی که سرانجامش با هدف غایی قرآن یعنی هدایت مردم سازواری دارد.
    کلیدواژگان: وصف، قرآن کریم، اقناع، بلاغت، مخاطب
  • سیده فاطمه سلیمی *، کبری راستگو صفحات 199-218
    «معنای شعاعی» مجموعه ای از خطوط جانبی متشکل از سایه معناهاست که زاییده عناصر بافت بنیان و دریافت های عاطفی در موقعیتی کاربردگرا است. مطالعه سازه های بافت بنیان در قرآن کریم در دو ساختار درون متنی و برون متنی معانی شعاعی و فراوضعی را در این معجزه جاوید فراهم می سازد و دریچه ای نو به اعجاز ادبی قرآن می گشاید. براین اساس در نوشتار حاضر کوشش شده است تا با کاربست دانش معناشناسی و تکیه بر روش توصیفی تحلیلی به نقش موثر معانی شعاعی در وظیفه مند ساختن متن قرآن برای اثربخشی بر روح و جان مخاطب و درک بهتر مقاصد آیات این کلام وحیانی اشاره شود و به این سوال اساسی پاسخ داده شود که معانی شعاعی قرآن محصول چه ابعادی از عناصر بافت بنیان است. بررسی ها نشان داد که سازوکارهای هنجارگریزی، آرایش واژگانی، همخوانی آواهای واکدار و بی واک، تکرار، استعاره، مجاز و... مهم ترین عناصر بافت زبانی در تولید معانی شعاعی نقش بسزایی دارند؛ همچنان که در بافت غیر زبانی رعایت موقعیت های دینی، روانی و تابوهای اجتماعی و... معانی شعاعی برجسته ای را خلق کرده است.
    کلیدواژگان: بافت زبانی و غیرزبانی، معانی شعاعی، قرآن کریم
  • ابراهیم نامداری، زهراء عبادی * صفحات 219-238
    امروزه شناخت قرآن در قالبی روشمند توجه بسیاری از مفسران و قرآن پژوهان را به خود جلب کرده است. ازجمله علومی که در راستای دستیابی به این هدف مقدس به کار گرفته شده اند، واژه شناسی، کاربردشناسی و معنا شناسی و... هستند که در دریافت معانی قرآن و غرض خداوند متعال نقش بسزائی داشته و دارند. علمی که در حال حاضر پا را فراتر از معناشناسی نهاده، علم تحلیل گفتمان است که به نوعی تلفیقی از همه علوم بیان شده است. در این رویکرد پس از آنکه معنای واژگان و ارتباط نحوی آنها آشکار شد، به ویژگی های متکلم و مخاطب و شرایط گفتگوی موجود میان این دو عنصر می پردازد و در پایان واکنش مخاطب بعد از دریافت پیام را بررسی می کند. تحلیل گفتمان که شامل شش مرحله است، درواقع تعاملات زبان با ساختارهای فکری اجتماعی در متون گفتاری یا نوشتاری را کشف می کند و چگونگی شکل گیری معنا در ارتباط با عوامل درون زبانی و برون زبانی را مطالعه می کند. در این پژوهش با به کار گیری روش توصیفی تحلیلی کوشش شده است تا پس از بیان تعریفی از «کارگفت» و تاریخچه آن، «کاربردشناسی» و «بافت»، بافت پیرامونی کارگفت بشارت و تحلیل گفتمان و کارگفت آن در قرآن و شرایط حاکم میان دوسوی این تعامل گفتاری _خداوند و بنده_ و دستاویزهای عنصر مبشر برای اقناع مبشر ترسیم شود و در پایان، شرایط تحقق کارگفت بشارت و میزان تاثیرگذاری این شیوه با به کارگیری وعده های دنیوی و اخروی برای ترغیب و تشویق مخاطب به سبب قبول ایمان و انجام تکالیف بررسی شود. شایان ذکر است در تحقق یک کارگفت، وجود همه مولفه ها و شاخص ها الزامی است و اتحاد این مولفه ها سبب تفاوت کارگفت ها خواهد بود.
    کلیدواژگان: کارگفت، تحلیل گفتمان، کاربردشناسی قرآن، بشارت
|
  • Ahmad Pakatchi * Pages 1-22
    The term “azm” conveys determining concept in different areas of Islamic culture including beliefs, morals, commandments and political thoughts. This term is seen in nine verses of the Holy Quran and it seems that its morphophonemic study and lexical analysis causes more precision in the Quranic conceptions. In exegesis and vocabulary books, there is obvious dispersion in explaining this term, which is, to some extent, due to getting away from the descent time language and to some extent is due to the multiplicity of the roots themselves in its history. The main question in the present research is that what roots the term “azm” has in different uses in the Arabic language. What are main meanings and meaning extensions of each of these roots? and to what extent are these meanings followed up in Quranic uses?
    The method applied in this research is the morphophonemics in its usual practice in historical linguistics. Data from vocabulary and exegesis books are interpreted and located in accordance with morphophonemic patterns. When the meaning relation doesn’t have enough clarity, in order to make it more clear– beyond genealogy relationships between words – meaning construction typology is also used and another example based on that construction pattern is presented by the use of another vocabulary item or in another language. In this article at first, all the possibilities in morphophonemics and then the possibility of the extension of that historical roots to the Arabic language of The Holy Quran is investigated. The present study shows that all the Quranic uses of the word “azm” are put under the meaning “being or making firm” and the meanings close to it which have roots in the term “zm” in Afro Asia and Sam and other roots have not been practically used in the Quran. The meanings “intent” and “decide” that are used in some exegesis and translations are not approved by morphophonemic evidence and it doesn’t seem that the term “azm” conveys this range of meaning in the Arabic language of the Quran.
    Keywords: historical semantics, meaning construction typology, homonymy, homophony, polysemy
  • Seyyed Mehdi Masboogh *, Ali Hosein Gholami Yalghon Pages 23-44
    Knowing the meaning of the Koranic words and explaining their semantic field have always been taken into consideration by the interpreters of Quran. The word “Zalaal” and its derivatives are one of those words which frequently used in the Holy Quran. The word is used in Koranic context as “ãÈیä” (explanatory), “ÈÚیϔ (unseemly), “˜Èیє (great), and “ÞÏی㔠(old). The current study has discussed the explanation of this word as well as its usage, emphasizing different morphological structures and syntactic composition of the signs through a descriptive-analytic method. The results show that “ãÈیä” is of the most frequent use whereas “˜Èیє and “ÞÏی㔠are of the least one. The word “ãÈیä” is used for both religious obliquity and irreligious obliquity. The word “ÈÚیϔ is used for real obliquity and the words “˜Èیє and “ÞÏی㔠are used for unreal obliquity. Different uses of the word “Zalaal” along with the abovementioned adjectives are of such considerable distinctions with regard to morpho-syntactic meaning and structure that they have been morphologically used as both definite and indefinite forms whereas they have been syntactically used as majrur, absolute object as well as rheme.
    Keywords: straying, expression, unlikely, great, old
  • Somayyeh Emadi Andani *, Mohammad Reza Haji Esmaili Pages 45-66
    The semantics of Koranic words is one of the modern methods of study in the Holy Quran. In this view, having chosen the Koranic keywords, we studied the semantic fields of each word as well as the systematic relationship among them, as a result of which the semantic layers of the signs would be determined. This approach, considering the context and register of as well as the stressed words of the Holy Quran, would clarify the cohesion and coherence of the Koranic epistemologies. The current research tries to explain the semantic fields of the word “wajh” with regard to the register as well as the syntagmatic and paradigmatic relationships among the words. First, the meaning of these words was found and then their various senses were clarified and finally via the syntagmatic axis, the signs and their senses were identified. Moreover, the semantics of this word in a variety of fields such as God, Prophets, immaculate people and the guilty was explained.
    Keywords: semantics, Quran, context, face
  • Bahram Amanichakoli *, Sara Najafi Pages 67-78
    Language and words stem from cultures, traditions, and specific system of life in each society. Most Koranic words have gained new meanings after passing through ignorant ideology and entering into Koranic ideologies. It is necessary for one to know the semantic changes of those words which have been referred to in developing movement as well as mental, cultural, and social processes. One of these words is “Sho’oub”, a word by which “Sho’oubiyah Movement” has affected the cultural and social situations in Abbasi Period. The current study has analyzed the word “Sho’oub” based on historical and descriptive semantics to recognize Sho’oubiyah, concluding that the singular form of this word, i.e. “Sha’b” enjoys such concepts as “split, separation, dispersion” whereas its plural form enjoys such concepts as “distributed groups=death” in the Ignorant Period. In the Holy Quran, it has the opposite concept of distributed groups. In the following centuries, it referred to political issues dependent on racism and affected by discursive thoughts in the concept of non-Arab nations especially Iranian one.
    Keywords: the Holy Quran, Semantics of the Holy Quran, the concept of “Shooub”, Shooubiyah
  • Nasrollah Shameli, Ali Banaeiyan Esfahani, Faezeh Pasandi * Pages 79-102
    Asceticism, sensual phenomenon that has deep cultural roots and amongst nations, each of which refer to different interpretations; In the Islamic culture, including a concept which has a major effect on human life and social relations between individuals This research is descriptive-analytic approach to the issue of asceticism and draw the right semantics And explore the relationship between advanced components and other systemic moral vocabulary related in the Quran deals And perhaps each of these components itself, meaning the system (subsystem) form that leads to draw a semantic network-wide. The technical aspects of the great Shia scholars and poets Court, Sharif Razi is studied And the power and ability of the poet to understand the words and meanings of the Quran to follow the awakening of spiritual and intellectual trends reveals Abbasid And attempts to flavor teaching the values of Islam and in particular Shia reveal. Finally, using the right semantics of positive piety by Sayed Sharif Razi educational approach is fraught with numerous references to the combination of emotion and wisdom and expressive styles accompanied And by citing Quranic verses and Shiite nature of worldly offers a complete program.
    Keywords: the Holy Quran, semantics, Piety, Sharif Razi
  • Asqar Hadavi, Mohammad Ali Khavanin Zadeh, Roshan Dehghani * Pages 103-118
    To achieve the intention as well as the aim of Quran, it is necessary for one to know the semantic analysis of words. One of the most frequent concepts in the Holy Quran is the concept of “rezq” [sustenance] which has been reflected in some attributes of God such as “ÇáÑÒÇޔ [Supplier] and is closely related to some basic concepts within the semantic system of the Holy Quran. In this paper, we have attempted to discuss the semantic and conceptual relations of “rezq” as well as other syntagmatic and paradigmatic concepts relevant to it. Syntagmatic relations of “rezq” are classified into 3 groups based on the subject of “rezq” whereas its paradigmatic relations are identified based on similar structures such conceptual relations as hyponymy and synonymy are identified. It is concluded that in addition to the explanation of the position of “rezq” in relation to other Koranic concepts in the syntagmatic axis, its paradigmatic concepts will be identified as well.
    Keywords: the Holy Quran, sustenance, semantics, syntagmatic relations, paradigmatic relations
  • Aliasghar Yari Istahbanati *, Hamideh Kamkar Moqaddam Pages 119-138
    The stylistics approach researches the unique beauties of discourse in artistic work which show the out standing features of style, their role and their in a text in accordance with the semantic continuum of the related meaning. This linguistic emphasis in the text’s language implies the relation between formal features of a text and its content. One of these features in the syntactic foregrounding in a language which shows the writer’s point of view in the form of Vocabulary orders, Length of the sentences and their kinds, and also their tense, in other words, from the syntactic point of view of a text, the style and the potential of its values will be appeared and this approach is called syntactic deviation. Some times, these fore groundings are shown in non parallel repeated sentences. This reseaechthier to show the aesthetic features of Ensan’s chapter of Quran which are related to the syntactic factors of omittion, deviation and priority. By stylistic analysis of this chapter, it is implied that these syntactic eharactristics cause in musical beauties and the difference in the variety of verbs as future, past, imperative cause extra meaning in this chapter.
    Keywords: Syntactic foregHoly Quran, Ensan's chapter [76], Syntactics stylistics, Syntactic foregrounding, Syntactic deviation.rounding, Marked syntax, Syntactic harmony, Syntactic deviation
  • Razieh Hojatizadeh * Pages 139-160
    Discourse markers are usually treated as one of the original domains of studies in the field of linguistics whose history dates back to twenty years ago. These units, whether considered as textual connectors or as functional, function more than propositions of a text. They should have pragmatic as well as meta-grammatical values so that they can play many roles in the field of textual & interpersonal relations. For instance, they are expected to determine the beginning, middle and end of a conversation as well as organize the macro-structure of the text. So, the study of these linguistic elements would be possible solely from a discursive perspective. Revelation is a kind of discourse which has a discursive nature much more than other kinds of it. This text is an interactional phenomenon that stemmed from the exchange of meanings in society. Text is a kind of interaction whose fundamental form appears in dialogue. In a nutshell, text is a language having function.
    This article aims to examine the functions which have been used in the signs of Quran related to 3 domains of self, heart and soul, in order to determine what kind of relation is held between the signs and their discursive relations and how these discourse markers can help in forming a united inspirational discourse.
    Keywords: discourse markers, self, heart, soul
  • Kavos Roohi, Mosayeb Marzbanim *, Mohsen Faryadres Pages 163-186

    One of the problematic issues in the translation and interpretation of Quran is paying attention to the particular alphabetic form of some words which are written in two different ways, causing different semantic interpretations exist. In line with this, the current article have analyzed duality of the alphabetic form of ÇäãÇ ÇäãÇ á ãÇ æ Çیä ãÇ based on the grammar of Arabic language and literature via a descriptive-analytic method, then through finding equivalence, has evaluated Persian translations of Quran. Finally it is concluded that some translators have paid attention to the differences between such alphabetic forms. They have chosen wrong equivalences while translating. However, by choosing appropriate meaning, the translators have understood such distinctions. Although the major problem of the translations refers to lack of attention to the original alphabetic form of the words, the basic problem refers to the translators weakness in recognizing morphological and syntactic structures of the source language which itself leads to choosing inappropriate equivalence in the target language. However, Rezaeis translation is the best among all.

    Keywords: the Holy Quran, the Koran alphabetic form, duality of the alphabetic symbols, contemporary translations
  • Abbas Eghbaly *, Maryam Nik Fakhr Pages 187-198
    “Descriptive” as a means of processing speech as well as the best means of artistic picture, makes ground for most figurative speeches such as similie, synecdoche, and metaphor. In creating literary goals such as eulogy and ode, it plays a role and is paid attention to in morphological, syntactic and rhetoric criticism. Moreover, the frequency of descriptive interpretations in the Holy signs of Quran is the trigger of some Koranic studies. In this study, some of these interpretations have been analyzed, identifying that Koranic descriptions are one of the means of revelation to persuade addressees. Such descriptions have helped the clarity of speech in the form of audio-visual pictures. Koranic descriptions make abstract and spiritual items so that they can become tangible by the addressees, playing a role in persuading them. Such a convince results in guiding people, the ultimate goal of Quran.
    Keywords: description, the Holy Quran, convince, rhetoric, addressee
  • Sayedeh Fateme Salimi *, Cobra Rastgoo Pages 199-218
    Radial meaning is a set of lateral lines including meaning shades which are the outcome of context-dependent elements as well as expressive perceptions in an applicable context. The study of context-dependent elements in the Holy Quran in the two intra-textual and extra-textual structures has provided us with radial as well as meta-situational meanings, opening a new way toward the literary miracle of Quran. Hence, the present article aims to imply the effective role of radial meanings in making the Koranic text responsible for affecting the body and soul of readers as well as the better understanding of the intentions of its signs by the use of semantics and descriptive-analytic method. It also aims to answer such an important question: what kind of context-dependent elements do the radial meanings of Quran do produce? Studies showed that anomaly mechanisms, word order, the compatibility of voiced and voiceless sounds, repetition, metaphor as well as synecdoche as the most important context-dependent elements play a role in producing radial meanings. Likewise, in non-linguistic contexts, observing theological and psychological situations as well as social tableaus has created some prominent radial meanings.
    Keywords: linguistic, non, linguistic context, radial meanings, the Holy Quran
  • Ebrahim Namdari, Zahrae Ebadi * Pages 219-238
    Today knowing Quran has drawn most interpreters and Koranic researchers’ attention methodologically. Among the sciences which have been used in achieving such a holy goal, it can be referred to morphology, pragmatics as well as semantics playing a significant role in understanding the Koranic meanings as well as God’s intention. The science which is now more important than semantics is discourse analysis which is a combination of the aforementioned sciences. In this approach, having been determined the words’ meaning and their syntactic relations, speakers and listeners’ characteristics as well as their exchanges situations would be discussed. Discourse analysis which enjoys 6 steps aims to discover linguistic exchanges with social-cognitive structures in spoken or written texts as well as the way meaning relates to intra-linguistic and extra-linguistic factors. The current study, having defined “speech act” and the relevant history, aims to illustrate discursive context of annunciation as well as the discursive situations between God and His slaves via a descriptive-analytical method. Finally, it examines the conditions of actualizing the speech act of annunciation and the degree of its impact by using mundane as well as future promises to persuade addressees to accept Islam. It is worth mentioning that in doing a speech act, it is necessary to have all components and indexes, and the combination of these components makes a distinction among speech acts.
    Keywords: speech act, discourse analysis, pragmatics of Quran, annunciation