فهرست مطالب

انوار معرفت - سال پنجم شماره 1 (پیاپی 11، بهار و تابستان 1395)
  • سال پنجم شماره 1 (پیاپی 11، بهار و تابستان 1395)
  • 100 صفحه، بهای روی جلد: 70,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1397/02/05
  • تعداد عناوین: 7
|
  • حسین مظفری صفحه 5
    مراتب متعدد داشتن عالم کبیر و تطابق عوالم. یکدیگر، از جمله مسائلی است که به صورت مکرر مورد تاکید اهل معرفت قرار گرفته و مبنای تاویل هستی شناختی و متنی برای ایشان گردیده است. البته در بیان مراتب، گاهی با نگاهی کلی آن را به دو عالم ملک و ملکوت تقسیم نموده و گاهی هم، تقسیمی سه گانه برای این مراتب بیان می کنند. در مواردی، مراتب پنج گانه برای آن برمی شمرند. و گاهی نیز از هفت مرتبه سخن می گویند. ایشان، همچنین هر یک از عوالم مادون را مثال و رقیقه ای از عالم مافوق خود می دانند و بر تطابق عوالم تاکید می ورزند. این مسئله، امکان تاویل و نقب زدن به باطن عالم، از طریق ظاهر آن را برای آنان فراهم می سازد. در این مقاله، ضمن تبیین نظریه مراتب وجودی عالم کبیر از منظر عرفا و تطابق این عوالم بر یکدیگر و بیان مستندات این ادعا، این مسئله از منظر برهان و قرآن نیز مورد بررسی قرار گرفته و این نتیجه به دست آمده است که این مسئله مورد تایید برهان و قرآن نیز می باشد. اصل تعدد مراتب عالم، صرف نظر از تعداد آنها، از نظر عقل و نقل، امری مسلم و قطعی است.
    کلیدواژگان: مراتب وجودی، عالم کبیر، تاویل، عرفان، قرآن
  • هانیه کوهی حاجی آبادی، عبدالعلی شکر صفحه 17
    «مقامات و احوال» از جمله مراحل اساسی سلوک عرفانی به سوی حقیقت است که اتحاد با حق را امکان پذیر می کند. ابن سینا و سهروردی بنا بر تجربیات عرفانی خویش، برای مقام، درجات و ترتیبی متفاوت با دیگران ذکر کرده اند. ابن سینا در نمط نهم «الاشارات» به مراحل نه گانه ای همچون «خلسه، توغل، استیفاز، انقلاب، تغلغل، مشیت، تعریج، تردد و وصول» اشاره می کند که به واسطه اراده و ریاضت سالک طی می شوند. وی در ادامه، مقامات را در چهار مرحله «تفریق، نفض، ترک و رفض» جمع می کند. اما سهروردی در آثار خود، مراحلی را به صورت غیر منسجم بیان می دارد، لیکن در کتاب «الکلمات الذوقیه» به شش مرحله «ذوق، شوق، عشق، وصل، فنا و بقا» به شکل موجز اشاره می کند. این نوشتار مقاماتی را که این دو فیلسوف عارف مشرب بیان کرده اند، به شیوه «تحلیل مفهومی» بررسی و مقایسه کرده است. از آن رو، که دیدگاه هر دو اندیشمند تحت تاثیر آموزه های دینی و موازین عرفان اسلامی بوده است، نقاط مشترکی همچون مراتب «خلسه، سکینه، توغل و وصل»، در آثار آنان مشاهده می شود و در بیشتر مراحل – دست کم - به لحاظ تعابیر و اصطلاح، تفاوت وجود دارد. سهروردی با افزودن دو مقام و مرتبه «فنا» و «بقا»، پس از مقام «وصل» که ابن سینا به آن ختم می کند، به نظر می رسد در جهت تکمیل کار ایشان گام برداشته است.
    کلیدواژگان: مقام، حال، عرفان، سالک، ابن سینا، سهروردی
  • محمدعلی مالامیری صفحه 33
    یکی از مسائل مهم عرفان نظری، رابطه حق و خلق است. از نگاه عارفان، این رابطه به شکل عینیت در عین غیریت است؛ یعنی حق تعالی از جهتی عین مخلوقات، و از جهتی مغایر با آنهاست. از نگاه ایشان، تنها مصداق بالذات وجود، حق تعالی است و چنین وجودی به سبب نامتناهی بودن، تمام مواطن را پر کرده و هیچ موطنی از او خالی نیست و این سبب عینیت حق تعالی با تک تک تعینات می شود. از سوی دیگر، چنین وجودی به سبب مطلق بودن، فراتر از تمام تعینات و در نتیجه، غیر آنهاست. این رابطه، که یکی از نتایج وحدت شخصی وجود است، سبب به وجود آمدن سوالات و ابهاماتی شده است. این نوشتار بر آن است تا با تبیین مدعای عارفان و واکاوی آموزه هایی که سبب این نگرش شده، درکی بهتر و مفهومی روشن تر از این رابطه ارائه دهد.
    کلیدواژگان: عینیت، غیرت، رابطه حق و خلق، وحدت شخصی وجود، تجلی، عینیت در عین غیرت
  • هادی عدالت پور صفحه 49
    اصطلاحات «حجاب» و «کشف حجاب» از جمله اصطلاحات عرفانی است که از سوی عرفا از آن سوء استفاده شده است. بزرگانی همچون مستملی بخاری در شرح التعرف، میبدی در کشف الاسرار و غزالی در احیاءالعلوم از حجاب های عرفانی سخن به میان آورده اند. هجویری نیز در اثر خود، کشف المحجوب حجاب های عرفانی و کشف این حجاب ها را ذکر است. در این مقاله، پس از تعریف لغوی و بیان مفهوم عرفانی «حجاب» و «کشف »، مصادیق حجاب ها یی همچون «حجاب اعظم» و «حجاب های نورانی» و «حجاب های ظلمانی» که در عرفان مطرح هستند، انواع حجاب ها و نیز کشف این حجاب ها از دید هجویری، بررسی شده است. هجویری پس از تقسیم حجاب ها به دو نوع کلی رینی و غینی، در سراسر کتاب خویش، به صراحت یا غیر صریح، حجاب های غینی و راه های کشف این حجاب ها را ذکر می کند. حجاب های غینی از دید هجویری را می توان تحت این عناوین کلی تقسیم بندی کرد: حجاب رویت حالات، مقامات و علل و اسباب و انتساب این امور به خویش، حجاب مقام فرد و شرایط عمل، و حجاب عدم رعایت شرایط باطن عمل.
    کلیدواژگان: کشف المحجوب، هجویری، حجاب، کشف حجاب
  • محمدحسین جعفری، محمد فنایی اشکوری صفحه 61
    «تشبیه» انسان وار دانستن خداوند، و «تنزیه»، دور دانستن خدا از نقایص مخلوقات است. بسیاری رابطه این دو را مانعه الجمع دانسته اند، و حال آنکه در متون دینی، تنزیه همراه با تشبیه است، بلکه در دل هر تنزیه، تشبه نهفته. در ابتدا، جمع میان تشبیه و تنزیه متناقض می نماید. خداوندی که از نقایص مخلوقات دور است، چگونه بدان ها از رگ گردن نزدیک تر است؟ عرفان نظری با ارائه نظامی وجودشناسانه، به تبیین این مسئله نشسته است. ذات حق به اطلاق مقسمی، نه تنها از تشبیه، بلکه از تنزیه نیز مبراست. مقام ذات را می توان فوق تشبیه و تنزیه دانست؛ زیرا در آن مقام، خلقی راه ندارد. بر اساس وحدت شخصی وجود، حق وجود بالذات حقیقی است و همه جا را فراگرفته. پس از مقام ذات، ماسوای حق، تجلیات، و شئون حق هستند که وجودی بالعرض دارند و البته دارای نفس الامر هستند. وجود بی نهایت حق در دل هر ذره، موجود و فراتر از آن نیز هست. این وجود بی نهایت دارای تمایز احاطی است و بر همه تجلیاتش، احاطه وجودی دارد. بنابراین، در مقام کثرت، حق بی نهایت در دل هر ذره، وجود دارد و آن موطن را پرکرده است، اما در عین حال، از آن نیز فرا می رود و ماورای آن را نیز دربرمی گیرد. پس هر تجلی خداوند در عین حال که حق است، در همان حال حق نیست؛ به این معنا که خلق، حق است؛ اما حق فقط خلق نیست، بلکه ماورای خلق نیز هست.
    کلیدواژگان: تشبیه، تنزیه، مقام ذات، اطلاق مقسمی، تجلی و عرفان اسلامی
  • علی خالق پور، علیرضا کرمانی صفحه 73
    عرفان اسلامی و تعالیم اوپانیشادی، به رغم تفاوت های ساختاری شباهت های جوهری بسیار با هم دارند. یکی از این شباهت ها، تبیین آنها نسبت به مراتب هستی است. اوپانیشادها، برای هستی سه مرتبه «بیداری»، «رویا» و «خواب عمیق» برشمرده اند که می تواند متناظر با مرتبه ماده، مثال و عقل و مرتبه واحدیت در عرفان اسلامی باشد. در آموزه های هندویی، این سه مرتبه، قیود «برهمن» هستند. از دیدگاه عرفان اسلامی، این مراتب ظهور «نفس رحمانی» می باشند. ویژگی های برهمن، تشابه معناداری با خصوصیات «نفس رحمانی» دارد. اما در این میان، دو تفاوت اساسی نیز قابل مشاهده است؛ اول اینکه، «نفس رحمانی» گستره ای فراتر از این مراتب دارد. دوم اینکه، در عرفان اسلامی، ورای «نفس رحمانی»، «مقام ذات» قرار دارد که دارای مقام اطلاقی بوده و در متون هندو به آن اشاره نشده است. از سوی دیگر، در منابع هندو، «آتمن» به عنوان حقیقت انسان، با حقیقت «کون جامع»، در عرفان اسلامی تشابه قابل توجهی دارد. این مقاله، با رویکرد تحلیل و بررسی اسنادی، به بررسی و مقایسه منابع اسلامی و متون اوپانیشادی در مراتب هستی در دو نظام فکری می پردازد.
    کلیدواژگان: عرفان اسلامی، متون اوپانیشادی، آتمن، برهمن، نفس رحمانی، کون جامع
  • صفحه 87
|
  • Hossein Mozaffari Page 5
    The various degrees of existence in the macrocosmos and the parallelism of these degrees with one another is an issues repeatedly emphasized by mystics and the basis of ontological and textual interpretation for them. Of course, in explaining these degrees, mystics have sometimes divided them generally into two material and divine worlds, and some other times, they have had three, five, or seven divisions for these degrees. They have also described each degree or world beneath as an example of the world above, and emphasized on the correspondence or parallelism of these worlds or degrees. This has enabled them to interpret and understand the inner meaning of the universe based on its outward aspect. While explaining the theory of degrees of existence in macrocosmos and their parallelism from the perspective of mystics, this paper presents evidence for this claim. It also examines this subject from the point of view of reason and the Quran, and concludes that it is confirmed by reason and the Quran. The principle of the multiplicity of the degrees of universe, regardless of their number, is certain and definite from the point of view of reason and tradition.
    Keywords: degrees of existence, macrocosmos, esoteric Interpretation, mysticism, Quran
  • Haniyeh Kuhi Hajiabadi, Abdul Ali Shokr Page 17
    "Mystical stations and states" are among the basic stages of mystical journey towards the Truth, and make it possible to unite with the Truth. According to their mystical experiences, Ibn Sina and Suhrawardi have mentioned some degrees and orders different from the others. In the ninth stage of "al-Esharat", Ibn Sina refers to nine stages, such as "khalseh, tavaqqol, estifaz, enghelab, taqalqol, mashiyat, ta’rij, taradod and vosul” which are carried out through the will power and austerity of the mystic. He goes on to sum up mystical stations in four stages: "tafrigh, nafz, tark, and rafz." In his works, Suhrawardi states some incoherent stages, but in the book Al-Kalamat al-Zawqiyah, he succinctly points out six stages of "zogh, shogh, esgh, vasl, fana and bagha”. Using the "conceptual analysis" method, this paper examines and compares the spiritual stations expressed by these two mystic philosophers. Since the views of both thinkers were influenced by the religious teachings and the rules of Islamic mysticism, some common points such as "khalseh, sakineh, tavaqol and vasl" are observed in their works. However, in most of the stages, there are differences at least in with respect to terms and idioms. Suhrawardi seems to have taken steps to complete Ibn Sina’s work by adding the two stages of "fana" and "baqa" after the stage of vasl" which is the final stage in Ibn Sina’s classification.
    Keywords: spiritual stations, state, mysticism, wayfarer, Ibn Sina, Suhrawardi
  • Mohammad Ali Malamiri Page 33
    The relationship between the Truth and creation is among the important issues in theoretical mysticism. From mystics’ point of view, this relationship is in the form of identity despite alterity; that is, God is identical to creation in one aspect and contradicts it in another aspect. From their point of view, the only essential example of being is the exalted God. This Being, due to its infinity, fills all places and there is no place emptied of Him, and this causes the identity of God with all the individuations. On the other hand, due to being absolute, such Being exceeds all individuations and, consequently, is different from them. This relationship, which is a result of the particular unity of being, has raised some questions and ambiguities. This paper seeks to provide a better understanding and a clearer conception of this relationship by explaining the claims of the mystics and examining the teachings that have led to this attitude.
    Keywords: identity, alterity, relationship between the Truth, creation, particular unity of being, manifestation, identity despite alterity
  • Hadi Edalatpour Page 49
    The terms "hijab" and "kashf-e-hijab" (veil and unveiling) are among the mystical terms used by mystics. Scholars like Mostameli Bukhari in Sharh al-Ta’arrof , Meibodi, in Kashf al-Asrar and Ghazzali in Ehya al-ulum have discussed mystical veil. Hajviri also has mentioned mystical “hijab” and "kashf-e-hijab" in his work Kashf al-Mahjoob. After offering a lexical definition and explaining the mystical concept of "hijab" and "kashf-e-hijab", this paper discusses some examples of veil such as "the greatest veil”, "light veils" and "veils of darkness", which are discussed in mysticism, and types of veils and unveilings from Hajviri's point of view. After dividing veils into two general reini and gheini types (thin veils and veils of disbelief), Hajviri explicitly or implicitly outlines Gheini veils and ways of removing these veils throughout his book. Gheini veils can be categorized under these general titles: the veil of sighting, states, mystical stations and causes and attributing these affairs to oneself, the veil of individual's station and the conditions of action, and the veil of non-compliance with the conditions of the inner state of action.
    Keywords: Kashf al- Madjub, Hajviri, veil, unveiling
  • Mohammad Hossein Jafari, Mohammad Fanai Eshkevari Page 61
    "Similitude" means regarding God as similar to humankind, and "purification" means regarding God exempted from the defects in creatures. Many consider the relationship between the two as incompatible, whereas in religious texts, purification is associated with similitude, and there is similitude in the midst of every purification. At first, the summation of similitude and purification seems contradictory. How is God, who is exempted from the defects of creatures, closer to them than the vein in their neck? Theoretical mysticism has explained this issue by presenting an ontological system. With a supposition non-conditioned at the state of division, the essence of the Truth is exempted not only from similitude but also from purification. The station of essence can be regarded beyond similitude and purification because no creation can get to that station. On the basis of the particular unity of being, the truth is a real essential being that pervades everywhere. After the station of Essence, everything other than God is the manifestation and state of God, with an existence by- accident, and of course, an actual fact. The infinite existence of the Truth is present in and beyond the heart of every particle. This infinite existence has a comprehensive distinction, and encompasses all its manifestations existentially. Therefore, in the station of multiplicity, the Truth exists infinitely in the heart of every particle and fills it, but at the same time, it goes beyond it. Therefore, all manifestations of God are and are not the truth at the same time; in the sense that creation is the truth; but the Truth is not just creation, but also beyond creation.
    Keywords: similitude, purification, station of essence, supposition non-conditioned at the state of division, Islamic manifestation, mysticism
  • Ali Khaleghpour, Alireza Kermani Page 73
    Despite their structural differences, Islamic mysticism and Upanishad teachings are very similar in nature. One of these similarities is their explanation of the hierarchies of existence. The Upanishad assumes three degrees of "awakening", "dream" and "deep Sleep" which can correspond to the levels of the material world, world of image exemplars, world of intelligence and world of unicity in Islamic mysticism. In Hindu doctrines, these three levels are Brahman's constraints, but from the point of view of Islamic mysticism, they are the levels of the emergence of "breath of the Merciful". However, there are two main differences in this regard: the “Breath of the merciful, " extends beyond this level. Secondly, in Islamic mysticism, beyond the "Breath of the Merciful" is "the station of essence", which has a suppositional station and is not mentioned in the Hindu texts. On the other hand, in Hindu sources, Atman, the truth of man, has a considerable similarity with the truth of the "most universal being" in Islamic mysticism. Using the approach of documentive analysis, this paper examines and compares Islamic sources and Upanishad texts concerning the hierarchies of existence in the above two ideologies.
    Keywords: Islamic mysticism, Upanishad texts, Atman, Brahman, breath of the Merciful, the most universal being