فهرست مطالب

متن شناسی ادب فارسی - سال دهم شماره 2 (پیاپی 38، تابستان 1397)
  • سال دهم شماره 2 (پیاپی 38، تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/02/13
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مقاله پژوهشی
  • فزونه دوانی، محمد فشارکی *، محبوبه خراسانی صفحات 1-15
    شبدیز و گلگون، دو اسب زیبای دربار خسروپرویز، از دیرباز تاکنون زبانزد بسیاری از تاریخ نویسان بوده اند؛ به ویژه شبدیز که برخی منابع، این اسب را از شگفتی های دربار خسروپرویز برشمرده اند. آوازه و شکوه این اسب تاریخی آن را به دنیای اسطوره ها کشاند؛ به گونه ای که دست مایه بسیاری از آثار ادب فارسی گردید و شاعران بسیاری از آن برای آفرینش آثاری بی مانند بهره بردند. نام شبدیز در پیوند با شب و سیاهی است؛ به همین سبب درون مایه ای زیبا برای پرواز خیال شاعر در آسمان شب بوده است؛ البته خیال شاعر تنها به آسمان شب محدود نمی شد و آسمان روز نیز با همراهی گلگون در چیره او بود. نظامی ازجمله شاعران توانمندی است که در این زمینه به زیباترین شکل، روایت این دو اسب زیبا را در قالبی از اسطوره غنا به تصویر کشیده است. داستان نمادین تولد شبدیز یادآور زایش میترا از سنگ است؛ هم چنین نشان دهنده پردازشی نو از اسطوره های کهنی است که بی تردید از باورهای آیینی گذشته در ترسیم روز و شب به صورت اسب سرچشمه گرفته است؛ گمان می رود نظامی شبدیز و گلگون را یادآور دو ایزد مهر و بهرام و نماد روز و شب قرار داده است. گلگون، نماد روز و روشنایی و نقش آفرین و تجلی گر ایزد بهرام است؛ همتای او شبدیز نیز یکه تاز آسمان شب و نمادی از میترا، ایزد شب، است؛ گویی این دو مانند دو وجه یک گوی، مفهومی از زمان را در هاله ای از نمادها و تشبی هات بیان می کنند. جادوی کلام نظامی با حفظ چارچوب تاریخی و ساختار روایتی داستان، این دو اسب را به باورها و آیین ها و اسطوره های کهن گره می زند تا نام آن دو برای همیشه در ادب فارسی بدرخشد.
    کلیدواژگان: مهر، بهرام، آناهیتا، شبدیز، گلگون، روز و شب
  • علی محمد پشت دار، مرتضی حاجی مزدارانی، نرگس محمدی بدر، علی بصیری پور * صفحات 17-35
    نسخه های خطی افزون بر اهمیت، نقش مهمی در تاریخ علم دارند؛ به همین سبب باید از جنبه های مختلفی بررسی و تحلیل شوند. گام نخست در این راه، معرفی و تصحیح این آثار برای استفاده همه مردم است. محمد بن عبدالرزاق دنبلی از ادیبان و علما و مفسران قرن سیزدهم هجری است. وی تالیفات متعددی دارد که یکی از آنها تفسیر قرآن کریم به زبان فارسی است. نسخه های خطی آثار او در کتابخانه های مختلف کشور موجود است؛ البته این آثار تاکنون معرفی نشده است. باتوجه به منابعی که از این مفسر یاد کرده اند و هم چنین تحقیق در آثار موجود او، می توان دریافت که وی از مقام علمی و ادبی ویژه ای برخوردار بوده است. این مقاله بر آن است تا با ارائه اسناد موجود از زندگی و آثار این عالم، نسخه خطی کتاب تفسیر فارسی او را ازنظر محتوایی و سبکی و روش تفسیر معرفی و بررسی کند. وی تفسیر خود را برای بی نیازکردن خوانندگان از سایر منابع تفسیری به نگارش درآورد. این تفسیر روایی یا ماثور به زبان علمی ساده و روشن نوشته شده است؛ اما گاهی مولف به آرایه های لفظی و معنوی نیز توجه دارد. کمیت و مقدار این اثر از ویژگی های مهم این تفسیر است. این اثر کمابیش تفسیر یک سوم کل قرآن مجید را در بر گرفته است. نکته مهم آن است که این تفسیر در قرن سیزدهم هجری نوشته شده است؛ یعنی زمانی که دوره فترت تفسیرها به ویژه تفاسیر فارسی است. ویژگی مهم دیگر این اثر، زبان فارسی و مذهب مولف آن، شیعه دوازده امامی، است. تصحیح این اثر به شناخت جنبه های مختلف زبان و ادبیات فارسی در حوزه متون تفسیری کمک می کند؛ هم چنین به کامل شدن شناخت سیر تحول و دگرگونی تفسیرهای فارسی قرآن مجید به ویژه در حوزه تفسیر های شیعی یاری می رساند.
    کلیدواژگان: محمد بن عبدالرزاق دنبلی، تفسیر فارسی قرآن کریم، تصحیح، نسخه های خطی
  • محمود رضایی دشت ارژنه * صفحات 37-51
    یادداشت های شاهنامه یکی از کامل ترین و جامع ترین شرح های شاهنامه است. جلال خالقی مطلق در این اثر به طور ستوده اطلاعات بایسته ای را ارائه کرده است. این اطلاعات عبارت اند از: گزارش ابیات، توضیح واژه ها، اشاره به ریشه شناسی برخی کلمات، سبب اصالت برخی گزینش ها، بررسی پی درپی بودن ابیات، اشاره به نکات دستوری و جنبه های بلاغی و زیبایی شناختی، توضیح ژرف ساخت های اسطوره ای- آیینی برخی از ابیات. در این جستار پس از واکاوی ابیاتی از شاهنامه ویراسته خالقی مطلق و مراجعه به یادداشت های شاهنامه و منابع مرتبط دیگر روشن شد برخی از این نارسایی ها برخاسته از بی توجهی به بافت متن است؛ در نمونه هایی نیز ضبط نادرست یا مغشوش یک واژه یا عبارت به نارسایی و ابهام در بیت می انجامد. گفتنی است گاهی دیدگاه خالقی مطلق درباره یک بیت درست است؛ اما ساختار بیت به شکلی است که امکان خوانش های دیگر نیز برای خواننده وجود دارد.
    کلیدواژگان: شاهنامه، یادداشت های شاهنامه، جلال خالقی مطلق، نقد و بررسی
  • فرزانه امیرپور، سیده مریم روضاتیان * صفحات 53-79
    تحلیل گفتمان برگرفته از گرایش های نوین زبان شناسی است و می کوشد روابط و احساسات نهفته در کلمات و درون متن را آشکار کند. این نظریه به طور مستقیم با تاثیرپذیرفتن از اندیشه میشل فوکو ایجاد شد و در متون ادبی به موضوعاتی فراتر مانند پیوند معنایی، نحو جملات، کنش های گفتاری، بافت، بسامد کنش ها و انواع جملات می پردازد. این پژوهش در پی آن است تا ثابت کند همه گزاره های تحلیل گفتمان با منشا غربی در علم معانی فارسی نیز وجود دارد. به همین سبب در این پژوهش نامه های عاشقانه چهار منظومه غنایی برپایه الگوی تحلیل گفتمان بررسی و سپس با مباحث علم معانی تطبیق داده می شود. سبک نحوی جملات و کنش های گفتاری نامه های عاشقانه در هر چهار منظومه، رابطه مستقیمی با پیوست معنایی و بافت موقعیتی جملات دارد و با تغییر این بافت، سبک نحوی جملات و کنش های گفتاری نیز تغییر می کند. علم معانی بر اقتضای حال تاکید دارد و آن را شرط اصلی بلاغت می داند؛ با تطبیق کنش ها و سبک نحوی جملات با این علم روشن شد کنش های کلامی در نامه های عاشقانه کاملا درست و بنابر اقتضای حال به کار رفته است.
    کلیدواژگان: تحلیل گفتمان، میشل فوکو، علم معانی، نامه های عاشقانه
  • راضیه به آبادی *، عباس نیکبخت، مریم شعبانزاده صفحات 81-95
    تذکره های فارسی از منابع اصلی تاریخ ادبیات است. نهضت تذکره نویسی فارسی در دوره قاجار و در آستانه مشروطه شتاب بیشتری گرفت؛ درون مایه انتقاد مانند انواع دیگر نثر به جریان تذکره نویسی این دوره وارد شد و در شکل تذکره های نقیضه ای و طنز نمود یافت. نظیره هایی نیز برای این آثار انتقادی مطایبه ای نوشته شد. یکی از مقلدین این رویکرد جدید، محمدکاظم تبریزی ملقب به اسرارعلی شاه است. او به تقلید از یخچالیه مذهب و با انتقاد از سطحی نگری و بی تدبیری عوام، گزینشی از یادداشت های خود را فراهم کرد و آن را با قلم هجو و مزاح و حکایات عجیب و افسانه های غریب آراست. او این اثر را بهجه الشعرا و رموز نجبا نامید. نویسنده این تذکره را از اشعار سست و بی ارزش و هجوی و لفاظی را گرد آورد و بی قید و شرط این اشعار و سرایندگان آنها را ستود؛ البته نویسنده در نوشتن این اثر انگیزه ای ویژه داشت که از نظر پژوهشگران به دور مانده است! آشکار نشدن هدف این نوشتار، مخالفت ها و داوری هایی را نسبت به این اثر و نویسنده آن درپی داشته است. در این پژوهش، تذکره بهجه الشعرای اسرارعلی شاه و انگیزه نوشتن آن بررسی می شود؛ همچنین با معرفی تذکره حدیقه الشعرای اسرار و بررسیارتباط آن با بهجه الشعرا، هدف نگارش بهجه الشعرا، یعنی رویکرد انتقادی و مطایبه ای آن روشن تر می شود.
    کلیدواژگان: تذکره نویسی قاجار، بهجه الشعرا، حدیقه الشعرا، اسرارعلی شاه
  • بهمن نزهت * صفحات 97-118
    گمان می رود نگارش متون عرفانی در ادب فارسی از نیمه دوم قرن پنجم هجری آغاز شده است. در این آثار بسیاری از آیات قرآن کریم و احادیث به طور پراکنده شرح و تفسیر می شود؛ البته اطلاعات دقیقی از نخستین تفسیرهای عرفانی قرآن کریم و احادیث به زبان فارسی و شیوه بیان آنها در جمع های علمی و عرفانی در دست نیست. از قرن ششم تفسیرهای سنتی فارسی رشد بسیاری یافت. برپایه اسناد و متون موجود به نظر می رسد برخی از حکیمان و عارفان با جهان بینی عرفانی و با تاکید بر جنبه های معرفتی آیات و احادیث به تفسیر روی آوردند. اکنون دو رساله در تفسیر آیات و احادیث موجود است که از نخستین نمونه های کم یاب در این زمینه است. این دو رساله با نگارش مستقل و مجزا در مجموعه دست نوشته های سلیم آغا و کتابخانه سلیمانیه نگهداری می شود. فروزانفر یکی از این دو رساله را با عنوان تفسیر سوره محمد و سوره فتح به صورت تک نسخه تصحیح کرد؛ اما رساله ترجمه و تفسیر احادیث همچنان ناشناخته باقی مانده است. در این جستار شیوه شکل گیری و دگرگونی تاریخی تفسیرهای عرفانی فارسی قرآن کریم تحلیل و یکی از کهن ترین نمونه های تفسیر عرفانی احادیث نبوی نیز معرفی و بررسی می شود.
    کلیدواژگان: احاديث نبوي، تفسيرهاي فارسي، تفسيرهاي عرفاني، نسخه خطي
  • سید امیر جهادی * صفحات 119-137
    موضوع این نوشتار بررسی ده مجلس اسفزاری است. این اثر از نثرهای خطابی و تعلیمی فارسی از قرن نهم هجری است. کتاب در ده بخش و به شیوه مجلس گویان و به صورت شفاهی بیان شده است. مریدان و علاقه مندان، آن را برپایه سخنان اسفزاری نوشته اند یا به اصطلاح املا کرده اند. نویسنده در این مقاله می کوشد تا این نسخه خطی ارزشمند دوره تیموری را با روش توصیف و تحلیل محتوا معرفی و از زاویه مجلس گویی، متن و ساختار این اثر را بررسی کند؛ همچنین ویژگی های ممتاز سبکی آن را شرح دهد. از مهم ترین یافته های پژوهش، جنبه آشکار عرفانی اثر است. افزون بر این، سخنور در بیشتر قسمت ها آیات و احادیث بسیاری را گواه می گیرد و می کوشد این موضوعات را شرح و تفسیر کند. بیان حکایات مذهبی و عرفانی و اشعار زیبا و سخنان عارفان نیز سبب گیرایی نثر کتاب شده است. سادگی و رعایت اقتضای حال و مقام نیز همه جا منظور اسفزاری بوده است. این نکته ها سبب شده است تا ده مجلس در شمار آثار ممتاز منثور عصر تیموری در بخش نثرهای خطابی جای گیرد.
    کلیدواژگان: مجلس نویسی، بررسی محتوایی، بررسی ساختاری، ده مجلس، اسفزاری
  • صدیقه علیپور * صفحات 139-151
    گفتگو یکی از عناصر مهم در روایت است. به طورکلی آفرینش روایت پس از آفرینش گفتگو (dialogue)، پدیدار و بهترین تفسیرها با این عنصر روایی ایجاد می شود. این عنصر در تحلیل ادبیات بسیار اهمیت دارد؛ به همین سبب در دیدگاه ها و نظریه های جدید زبان شناسی به ویژه معنی شناسی، به آن توجه شده است. نظریه منظورشناسی یکی از شاخه های مهم در حوزه معنی شناسی است که با کارگفتارهای متنی به گفتمان روایت سامان می بخشد. با استفاده از کارگفتارها می توان به معانی ثانویه متن دست یافت. شاهنامه فردوسی یکی از برجسته ترین آثار روایی ادب فارسی است که به سبب جنبه نمایشی یا دراماتیک داستان هایش، به عنصر گفتگو توجه ویژه ای دارد. در این مقاله باتوجه به این رویکرد نقد ادبی، ابتدا مبانی نظری وابسته به گفتگو و ارتباط آن با نظریه منظورشناسی بررسی می شود و سپس با واکاوی و ارائه دسته بندی ساختارهای کارگفتار، گفتگوهای متن داستان بیژن و منیژه تحلیل می شود.
    کلیدواژگان: گفتگو، منظورشناسی، کارگفتار، شاهنامه فردوسی، داستان بیژن و منیژه
  • مجتبی محمدی، مهدی نوریان *، مهرداد چترایی صفحات 153-167
    حسن خان شاملو، شاعر، نویسنده، خطاط، بیگلربیگی، امیرالامرای همه خراسان، حاکم هرات، در قرن دهم و یازدهم هجری (17م) است. خاندانش در دولت صفویه از نزدیکان دربار بودند. او میراث دار فرهنگی پدرش حسین خان و او نیز میراث بر فرهاد خان قرامانلو بود. اقدامات مختلف وی، نشان دهنده جایگاه والای فرهنگی و ادبی حسن خان است. مجالس حسن خان انجمنی برای شاعران و هنرمندان بود. از سخنوران بنام دستگاه حسن خان به ناظم هروی و فصیحی هروی و... می توان اشاره کرد. آنان در اشعارشان بارها حسن خان را ستوده اند و هنرمندی و فرهیختگی او را به تصویر کشیده اند. در شعر، حسن تخلص می کرد و به گفته نصرآبادی دیوانش بیش از سه هزار بیت داشت. درباره حسن خان جز مقاله کوتاه احمد گلچین معانی، پژوهش مستقل و گسترده دیگری انجام نشده است و آنچه موجود است تکرار مطالب کلی و مبهم از سرگذشت حسن خان است که بیشتر جنبه تاریخی دارد. نگارنده به تصحیح دیوان حسن خان شاملو همت گمارده است. جایگاه حسن خان تا امروز آنچنان که باید شناسانده نشده است؛ به همین سبب نویسنده این جستار می کوشد تا با بررسی و نقد منابع قدیم و جدید، جایگاه او را بیش از گذشته معرفی و تبیین کند.
    کلیدواژگان: تحلیل، جایگاه فرهنگی، ادبی، حسن خان شاملو، منابع قدیم، منابع نویافته، نسخه شناسی
  • شهره معرفت * صفحات 169-185
    محمود بن امیر احمد نظام قاری از نقیضه سرایان دوره تیموری است. قاری به تقلید از دیوان اطعمه کتابی به نظم و نثر فراهم آورد که مبنای آن البسه بود. درباره قاری اطلاع بسیاری در دست نیست. اصلی ترین منبع برای شناخت قاری کتاب اوست؛ از این رو گام نخست در شناخت او فراهم آوردن متنی تصحیح شده از این اثر است. تصحیح این کتاب با دشواری هایی روبروست؛ نبودن نسخه ای تصحیح شده از آن و واژه ها و ترکیب های پیچیده و ناآشنا از این جمله است. نخستین بار میرزا حبیب و سپس رحیم طاهر کتاب قاری را تصحیح کردند. تصحیح میرزا حبیب افزون بر امتیاز مقدم بودن، با وجود دشواری های کار تصحیح در روزگار او، تصحیح دقیقی است. متن تصحیح شده طاهر نویافته هایی دارد که بر ارزش این تصحیح می افزاید؛ اما نادرستی و خطاهایی نیز در آن وجود دارد. در این مقاله برخی از این خطاها برپایه تحلیل های درون متنی و شگردهای فن تصحیح و نیز منابع برون متنی تصحیح می شود. نویسنده این جستار برخی از دشواری های متن را با تحلیل های درون متنی گشوده است و برپایه آن به یافته هایی درباره قاری، زندگی و جایگاه ادبی او در روزگار خود، اطلاعات جامعه شناسی، مردم شناسی و تازه های زبانی در آن عصر دست یافت؛ نگارنده همچنین برخی از ممدوحان قاری و اعلام انسانی و جغرافیایی را برپایه منابع برون متنی و استفاده از فرهنگ های عمومی و تخصصی فارسی، عربی و ترکی، منابع حدیثی و نیز جست وجو در تذکره ها، سفرنامه ها، منابع تاریخی، متون جغرافیایی شناسایی کرد. افزون بر این، شماری از اصطلاحات ناشناخته حوزه البسه (بت، برنجک، صوف مربع، صوف قبرسی، داریه، فراء، قرساق، کلاه شلغمی و مشرف) با کمک این منابع به طور گسترده شرح شد. آشنایی با این اعلام و اصطلاحات، برخی از ابهامات متن و دشواری های آن را از بین برد.
    کلیدواژگان: نقد تصحيح، نظام قاري، البسه، رحيم طاهر
|
  • Fozone Davani, Mohammad Feshraki *, Mabobe Khorasani Pages 1-15
    Shabdiz and Golgon, two beautiful horses of Khosrow Parviz’s court, have been the subject of many historians, especially Shabdiz, that according to some historical sources, was one of the wonders of the court of Khosrow Parviz. The fame and glory of this historic horse brought it into the world of myths as far as many Persian literary works came out and many poets used it to create unique works. Since the name of Shabdiz is linked to night and darkness, it is a beautiful theme for the poet's imagination to fly in the night sky; however, the poet's imagination was not limited to the night sky, but the sky of the day, with its companionship, Golgon, was seized by him. Nizami is one of the most talented poets in the field, which illustrates the story of these two beautiful horses in the style of Myth-Lyric. The symbolic birth of Shabdiz's birth is somewhat reminiscent of the birth of the Mithras from the Stone and a marker of the new processing of the ancient myths, which undoubtedly derives from the past ritual beliefs in the drawing of day and night as a horse; it is possible that Nizami depicted Shabdiz and Golgon to associate them with Mithras and Bahram and as the symbols of day and night. Golgon symbolizes the day and the brightness of the god Bahram, and his counterpart, Shabdiz, is the night sky, and is a symbol of Mithras, the god of the night, as if they are a concept of time in a hall of symbols and similes. The magic of the Nizami’s word, with the preservation of the historical and structural framework of narrative, has tied the story of these two horses to the ancient beliefs, rituals and mythologies, so that the names of these two always shine in Persian literature.
    Keywords: Mithras, Bahram, Anahita, Shabdiz, Golgon, Day, Night
  • Ali Mohammad Poshtdar, Morteza Haji Mazdarani, Narges Mohammadi Badr, Ali Basiri * Pages 17-35
    Written manuscripts, due to their importance and roles in the history, should be analyzed in terms of different aspects. The first step is to introduce and to edit these works. Muhammad ibn Abdul-razzaq-e-Donboli is among the literary scholars and commentators in the thirteenth century. He has several works and one of them is the interpretation of the Holy Quran in Persian. His written manuscripts are in different libraries across Iran but have not been introduced yet. The work belong to this interpreter show that he possessed a high scientific position. This study, by presenting documents about his life, aims at introducing his interpretation of a written manuscript from content, stylistics, and interpretive aspects. He wrote this interpretation with the aim of obviating the need for the readers to refer to other interpretations. The interpretation is written in a plain and clear scientific language, but at times the author focuses on verbal and spiritual figures of speech. The quantity of this work is an important aspect which consists of almost one-third of the entire of the Holy Quran. Another important aspect of the book is that it is written in Persian and its author is a Twelver Shia. A critical analysis of this work could shed light on different aspects of Persian literature and on a better understanding of the development of Persian interpretations, especially Shiites interpretations, of the Holy Quran.
    Keywords: Muhammad ibn Abdul, razzaq, e, Donboli, Persian Interpretation of the Holy Quran, Editing, Written Manuscripts
  • Mahmoud Rezaei Dasht Arzhaneh * Pages 37-51
    The notes of Shahnameh are one of the most complete and comprehensive descriptions of Shahnameh which Jalal Khaleghi Motlagh has tried in an admired manner in his masterpiece to represent the necessary information about the interpretation of couplets, the explanation and etymology of some words, referring to reasons of originality of some prescriptions, analysis of the sequence lines, referring to grammar and rhetorical and aesthetic aspects, and explaining the deep structure of the mythical ritual of some couplets. In this essay, after analyzing of some couplets of Shahnameh that edited by Jalal Khaleghi Motlagh, and referring to the notes of Shahnameh and other related sources, it became clear that in some cases, there are ambiguities in the description of the couplets, either due to insufficient attention to the texture of the text or the incorrect or confusing recording of a word or phrase in a couplet. In some cases, though, the view of Khaleghi Motlagh about one couplet is correct, but the other meanings about the couplet is possible.
    Keywords: Shahnameh, the Notes of Shahnameh, Jalal Khaleghi Motlagh, Analysis
  • Farzane Amirpour, Maryam Rozatian * Pages 53-79
    Discourse analysis is derived from the modern fields of linguistics and tries to reveal the relationships and emotions behind the words and inside the text. This idea which has been directly influenced by Michel Foucault, deals with topics beyond the sentence, such as semantic connection, grammar, speech acts, context, frequency of acts, and kinds of sentences. The present study tries to prove that all of the propositions in discourse analysis originating from the West exist in Persian semantics as well. Therefore, love letters of four lyrical poems have been reviewed based on discourse analysis method, and then adjusted to topics of rhetoric. Grammar's style of sentences and speech acts of love letters in all four poems are directly related to semantic connection and situational context of the sentences. Also, by changing the texture, grammar style of sentences and speech acts alter as well. Then again, by the implementation of the actions and grammar's style with verbal actions are used in love letters based on how the audience is influenced.
    Keywords: discourse analysis, Michel Foucault, semantics, Romantic Letters
  • Razieh Behabadi *, Aabbas Nikbakht, Maryam Shabanzadeh Pages 81-95
    Persian biographies are among the main sources in the history of literature. The movement of writing biographies was accelerated during Qajar era and on the verge of the Constitutional Revolution. Like other proses, the critique entered into the writing of this period, and it took the form of ironical or humorous biographies. Similar examples were also written for these critical-pleasantry works. One of the followers of this new approach was Mohammad Kazem Tabrizi (known as Asrar Ali Shah). He wrote his biography book in regard to the superficial and indiscreet thinking of the public with a humorous tone and full of anecdotes, and called it Behjatoshoara or Romouz Nojaba. Among various types of biographies, writing a biography like this full of worthless poems and unconditional praises show that the author had a special motive. But this issue has not been investigated by the researchers. This lack of clarification regarding the writer's motivation has led to some falsifications and judgments about the work and its author. In this study, Asrar Ali Shah's Behjatoshoara and his motivation to write it is investigated. Also, Hadiqatoshoara is introduced and its relationship with Behjatoshoara is clarified.
    Keywords: Biography, writing in Qajar, Behjatoshoara, Hadiqatoshoara, Asrar Ali Shah
  • Bahman Nozhat * Pages 97-118
    The writing of mystical texts in Persian literature started from the second half of the fifth century. Although a good deal of this kind of interpretation of Quranic verses and sayings come sporadically, but, in the meantime, the first mystical interpretation of Quranic verses, and prophetic sayings on Persian mystical literature are not well known. According to the documents which had been handed down to us, it seems from the sixth century that traditional Persian interpretations of some philosophers and mystics have grown substantially due to their mystical worldview and with an emphasis on Quranic verses that prophetic traditions have attempted to interpret them. Among the rare samples in this area which are available to us are two treatises on the interpretation of verses and hadiths that have been written separately and independently and are presented in the writings of Salim Agha and Süleymaniye Library. One of these treatises was corrected by Forouzanfar under the title of "Interpretation of Sura Muhammad and al-Fatah" as a single manuscript, but the other treatise regarding the translation and interpretation of hadiths has still remain unknown. This paper analyzes the formation and historical development of Persian mystical interpretations of the Quran and sayings of the Prophet's mystical interpretation and describes one of the oldest examples that we have discussed.
    Keywords: Prophetic Sayings, Persian Interpretations, Mystical Interpretation, Written Manuscript
  • Seyed Amir Jahady * Pages 119-137
    The subject of the present paper is to investigate the Dah Majles written by Asfazari. This work belongs the ninth century AH, and is part of the Persian and educational prose. The book is spelled out orally in ten sections by the mystical followers and is written by disciples and enthusiasts. In this article, the author has tried to introduce this valuable work of Timurid period by using a descriptive-analytical method of the content to examine the structure and textology of this work from speech viewpoint and to reveal its stylistic features. The most important finding of the research is the outstanding mystical aspect of the work. In addition, the speaker in many cases has brought Quranic verses and many hadiths and tried to explain these issues. Bringing religious and mystical stories, beautiful poetry and austere speech have also attracted the attention of the book's prose. Simplicity and observance of the present requirement have always been of great importance to Asfazari. All these have made this book one of the important works of mystical prose.
    Keywords: Speech, Preach Writing, Content Review, Structural Analysis, Dah Majles, Asfazari
  • Sedigheh Alipour * Pages 139-151
    One of the important elements in the narrative is "dialogue". Basically, the story of creation happens after the creation of the dialogue and the best possible interpretations could be made through the narrative element. Considering the importance of this element in the analysis of literature, it has been the focus of attention in new theories in linguistics, especially semantics. Pragmatic theory is one of the important branches in the area of semantics which organizes the narrative discourse through text sayings. Speech can be achieved through the work of secondary meanings text. Ferdowsi's Shahnameh is one of the most prominent narrative works of Persian literature that, due to the dramatic aspect of its story, focuses on the element of dialogue. This article, by considering this approach in literary criticism, first, attempts to investigate the theoretical foundations related to dialogue and its relationship with the pragmatic theory. It, then, presents a categorization of working structures and examines the dialogues presented in the story of Bijan and Manijeh.
    Keywords: Dialogue, Pragmatics, Discourse Work, Ferdowsi's Shahnameh, the Story of Bijan, Manijeh
  • Mojtaba Mohammadi, Mahdi Noureian *, Mehrdad Chatraei Pages 153-167
    Hassan Khan Shamloo is the 17th century poet, author, calligrapher, and the commanders of Khorasan and Herat governor. His family was in the Safavid courtier in military and civil positions. He was culturally inherited his father, Hossein Khan, who was granted the legacy of Farhad Khan Gharamanlou, the art lover commander. Hassan Khan always held some meetings for the scholars, poets and artists. His cultural efforts and the traces left by his order demonstrate the glory and greatness of Hassan Khan’s cultural and literary status. He wrote poetry under the pen name of Hassan; according to Nasrabadi, its Diwan consists of over three thousands verses. Of well-known eloquent followers of Hassan Khan include Behnazem Heravi, Fasihi Heravi, Mirza Malek Sharghi, and Ooji Nazari, etc. They frequently extolled Hassan Khan and displayed its skill and literacy through poetry. There are no detailed researches, excluding Golchin Maani’s study (Future Journal, XVI, 1990), on the literary and cultural status of Hassan Khan and old and recently-found references. The current literature is a common, ordinary copies of Hassan Khan’s life from historical view. The author is revising the Diwan of Hassan Khan Shamloo in addition to trying to identify and introduce the status of Hassan Khan through studying and criticizing Tazkirat (biographies) as well as analyzing old and new resources.
    Keywords: Analysis, Literary, Cultural Status, Hassan Khan Shamloo, Critique of Biographies, Old Resources, Newly, found Resources, Typology
  • Shohre Marefat * Pages 169-185
    Qari is one of the parodist in Timurid period. Qari, by imitating from Atame, had collected a book, which its basic subject is about clothes. There is not so much information about Qari. The most basic source for knowing him is his book, for this reason, the first step in knowing Qari, is providing a corrected text of it. Furthermore, this literary work has linguistic, literary, historical, and sociological values. Its textual-criticism encountered difficulties which the basic difficulty is the absence of an arranged version from it and another difficulty is the peculiarity of the terms and the compositions in the book. Qari’s-book was corrected twice: by Mirza-Habib and Taher. The textual-criticism of Taher has new findings. But it has some mistakes. In this article, on the basis of inside-text analysis and the techniques of textual-criticism and on the basis of outside text of resources, we have correct some mistakes. By using inside-text analysis we have tried to solve some of these difficulties which are seen in the text. And on this basis we have obtained some findings about Nezam Qari, his life, his literary-status during his day, his social and anthropological information, his language-news and language points in that period. And then on the basis of outside text references and by using from common and technical. Persian, Turkish and Arabic dictionaries, and Hadith source and by investigating in biographies, itineraries, historical source, geographical text, some of the Qarie’s praised, we have identified the some Proper Nouns, too. Furthermore a number of unknown terms and idioms in the field of clothes have been described in detail by getting help of these sources. Being aware of these Proper Nouns and terms cause to resolve some parts of difficulties and ambiguities.
    Keywords: Textual Criticism, Qari's System, Clothes, Rahim Taher