فهرست مطالب

زنان مامائی و نازائی ایران - سال بیست و یکم شماره 2 (پیاپی 274، اردیبهشت 1397)
  • سال بیست و یکم شماره 2 (پیاپی 274، اردیبهشت 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/02/16
  • تعداد عناوین: 12
|
  • اصیل پژوهشی
  • الهام رحمانی، صمد اکبرزاده، عبدالله نظری، نیلوفر معتمد، ثریا قدرتی، آناهیتا عباسی فرد، مرضیه ظهرابی * صفحات 1-8
    مقدمه
    سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) یک بیماری اندوکرین پیچیده در زنان می باشد و تقریبا 75% از زنان PCOS دچار افزایش وزن هستند. Angiopoietin-like protein 4 (ANGPTL4) مهار کننده قوی آنزیم لیپوپروتئین لیپاز (LPL) می باشد. این پروتئین تعیین کننده غلظت و کلیرانس تری گلیسرید پلاسما می باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی سطح سرمی ANGPTL4 در زنان PCOS با شاخص توده بدنی نرمال انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه مورد- شاهدی در سال 95-1394 بر روی 47 زن مراجعه کننده به درمانگاه ابوالفضل وابسته به دانشگاه علوم پزشکی بوشهر انجام شد. در این مطالعه 25 زن PCOSبه روش غیر احتمالی آسان و بر اساس معیار های تشخیصی روتردام (2003) به عنوان گروه مورد و 22 زن سالم به عنوان گروه شاهد انتخاب شدند. سطح سرمی تمام هورمون ها به کمک تکنیک الایزا و پارامترهای بیوشیمیایی نیز به کمک اتوآنالیزر اندازه گیری شد.
    تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS(نسخه 16) و آزمون های تی مستقل، من ویتنی و رگرسیون خطی انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنادار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    نتایج این مطالعه افزایش معناداری در میزان LH (003/0=p)، LH/FSH(007/0=p)، FBS (03/0=p)، تستوسترون (02/0=p) و پرولاکتین (005/0=p) در گروه مورد نشان داد. تفاوت معناداری در میزان ANGPTL4، انسولین، HOMA-IR، لیپوپروتئین های با چگالی پایین (LDL)، HDL، HOMA-B و کراتینین در گروه مورد نسبت به گروه شاهد مشاهده نشد. ارتباط معکوس و معناداری بین سطح سرمی ANGPTL4 با لگاریتم انسولین (002/0=p)، FBS (006/0=p)، لگاریتم HOMA-IR (001/0=p) و شاخص توده بدنی (03/0=p) وجود داشت، اما ارتباطی بین ANGPTL4 و پارامترهای لیپیدی مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    در مطالعه حاضر تفاوت معناداری در سطح سرمی ANGPTL4 در زنان مبتلا به تخمدان پلی کیستیک با توده بدنی نرمال در مقایسه با گروه شاهد مشاهده نشد.
    کلیدواژگان: آنزیم لیپوپروتئین لیپاز، سندرم تخمدان پلی کیستیک، شاخص توده بدنی نرمال، Angiopoietin، like protein4
  • محمود وکیلی، زهرا مردانی *، محسن میرزایی صفحات 9-15
    مقدمه
    کم خونی در بارداری از شیوع نسبتا بالایی برخوردار است. هرچند آنمی خفیف منجر به عوارض قابل توجه جنینی نمی گردد، ولی آنمی شدید (هموگلوبین زیر 7)، می تواند منجر به آثار سوء بر مادر و جنین و حتی افزایش مرگ و میر آن ها شود، مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع کم خونی و عوامل مرتبط با آن در زنان باردار یزدی و برخی عوارض نوزادی آن انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی و مقطعی در سال 96-1395 بر روی 550پرونده زن باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر یزد انجام شد. داده های مربوط به مراقبت های بارداری با استفاده از فرم طراحی شده از پرونده افراد استخراج شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماریSPSS (نسخه 16) و آزمون های کای دو و تی تست انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    در این مطالعه شیوع آنمی در زنان باردار شهر یزد 2/7% بود. 25 نفر (5/4%) در سه ماهه اول و 22 نفر (4%) در سه ماهه دوم بارداری آنمی داشتند. وجود آنمی با سن، سطح تحصیلات مادر، شغل مادر، جنسیت نوزاد، نوع زایمان، وجود بارداری پرخطر و وزن نوزاد در بدو تولد، ارتباط معنا داری نداشت (05/0p>)، ولی شیوع آنمی در مناطق مختلف شهری متفاوت بود و دور سر نوزادان مادران آنمیک به طور معنی داری کمتر از نوزادان مادران بدون آنمی بود (01/0p<).
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد شیوع آنمی در شهر یزد در مقایسه با اغلب مناطق کشور پایین تر است که یکی از علل آن می تواند گسترش پوشش خدمات نظام سلامت در نقاط شهری و اجرای برنامه های مداخله ای پیشگیرانه باشد.
    کلیدواژگان: بارداری، شیوع، کم خونی
  • آتوسا دبیری اسکویی، فاطمه بیات *، زینب مقیمی حاجی، گودرز کلی فرهود صفحات 16-23
    مقدمه
    استفاده از میزوپرستول و سوند سرویکال، روش های اثبات شده و موثری جهت آماده سازی سرویکس هستند؛ در مطالعات انجام شده نتایج متناقضی از مقایسه این دو روش و روش ترکیبی بر آماده سازی سرویکس به دست آمده است، لذا مطالعه حاضر با هدف مقایسه تاثیر میزوپروستول واژینال و سوند سرویکال به تنهایی و مصرف توام در بیمارستان آیت الله موسوی شهر زنجان انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده در سال 93-1392 بر روی 85 زن باردار ترم مراجعه کننده به بیمارستان آیت الله موسوی شهر زنجان که با اندیکاسیون ختم بارداری بستری شده بودند، انجام شد. بیماران به طور تصادفی در سه گروه استفاده از میزوپروستول، سوند سرویکال و استفاده هم زمان این دو روش قرار گرفتند. در گروه اول 25 میکروگرم میزوپروستول واژینال هر 4 ساعت تا حداکثر 4 دوز (در مجموع 100 میکروگرم)، در گروه دوم از سوند سرویکال شماره 18 با 50 سی سی نرمال سالین در سوراخ داخلی سرویکس و در گروه سوم، از هر دو روش به طور همزمان استفاده شد. سپس طول مدت شروع روش تا زایمان، طول مدت فاز نهفته و فعال لیبر، نوع زایمان، عوارض جنینی و مادری در سه گروه مقایسه شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 22) و آزمون های کی دو و آنالیز واریانس یک طرفه انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    در بیماران سه گروه، از نظر نوع زایمان، طول مدت فاز فعال لیبر، مکونیال، دیسترس جنینی، کوریوآمنیونیت و میزان تاکی سیستولی رحم تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0p>). طول فاز نهفته لیبر در روش سوند سرویکال و روش توام در مقایسه با میزوپروستول به تنهایی به طور معناداری کمتر بود (به ترتیب 002/0=p، 001/0=p). همچنین طول مرحله اول زایمان در روش توام نسبت به سوند سرویکال به طور معناداری کمتر بود (009/0=p).
    نتیجه گیری
    در موارد نیاز به ختم بارداری با سرویکس ناآماده، روش ترکیبی تاثیر بیشتری نسبت به سوند سرویکال در جهت کوتاه تر شدن طول مدت مرحله اول زایمان دارد.
    کلیدواژگان: آماده سازی سرویکس، زایمان، سوند سرویکال، میزوپروستول
  • طلعت خدیوزاده، فاطمه زهرا کریمی *، فاطمه تارا صفحات 23-29
    مقدمه
    مهم ترین مداخله برای پیشگیری از طولانی شدن مرحله سوم زایمان، تجویز داروهای صناعی است که با تمام کارایی، اثرات نامطلوبی را به همراه دارند. بر این اساس نیاز به جایگزینی با روش های کم خطرتر احساس می شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر تماس پوستی بلافاصله و مداوم مادر و نوزاد پس از تولد بر طول مرحله سوم زایمان انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی در سال 1396 بر روی 92 مادر نخست باردار در زایشگاه بیمارستان ام البنین (س) شهر مشهد انجام شد. در گروه تماس پوستی، نوزاد پس از تولد بدون پوشش، در تماس پوستی با مادرش قرار می گرفت. در گروه مراقبت مرسوم، نوزاد به زیر وارمر منتقل می شد و پس از ترمیم پرینه، در داخل پتو تحویل مادر می شد. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه جمع آوری گردید و دو گروه جهت ارزیابی طول مرحله سوم زایمان و میزان نیاز به اکسی توسین صناعی مورد پیگیری قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 14) و آزمون های کای دو و تی مستقل انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    طول مدت مرحله سوم زایمان در 11 نفر (4/23%) از مادران گروه تماس پوستی و 3 نفر (7/6%) از گروه مراقبت مرسوم، کمتر از 5 دقیقه و در 6 نفر (8/12%) از گروه تماس پوستی و 13 نفر (9/28%) از گروه مراقبت مرسوم، بین 20-10 دقیقه بود که بین دو گروه تفاوت آماری معنی داری وجود داشت (02/0=p). همچنین نیاز به اکسی توسین صناعی پس از زایمان در گروه تماس پوستی به طور معنی داری کمتر از گروه کنترل بود (03/0=p).
    نتیجه گیری
    تماس پوستی مادر و نوزاد، طول مرحله سوم پس از زایمان را کاهش می دهد و از نیاز به دوز بالای اکسی توسین صناعی و عوارض آن می کاهد. می توان با برقراری تماس پوستی به عنوان یک روش موثر، ساده، ارزان و بدون عارضه جانبی به تسریع مرحله سوم زایمان کمک نمود و در نهایت از خونریزی پس از زایمان به عنوان یکی از علل شایع مرگ مادر کاست.
    کلیدواژگان: تماس پوستی مادر و نوزاد، مراقبت مرسوم، مرحله سوم زایمان
  • مریم طباطباییان، معصومه کردی *، سلمه دادگر، حبیب الله اسماعیلی، طلعت خدیوزاده صفحات 30-39
    مقدمه
    پره اکلامپسی به عنوان یک مشکل جهانی سلامت زنان مطرح شده است. آموزش ماماها جهت کسب صلاحیت لازم برای مدیریت بحران های مامایی از جمله پره اکلامپسی و اکلامپسی ضروری می باشد، لذا مطالعه حاضر با هدف مقایسه تاثیر آموزش مبتنی بر شبیه سازی، تلفیقی و سخنرانی بر مهارت شناختی ماماها در اداره پره اکلامپسی و اکلامپسی انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی در سال 1395 بر روی 90 ماما در بیمارستان های منتخب شهر مشهد انجام شد. ماماها با استفاده از جدول اعداد تصادفی به سه گروه آموزش شبیه سازی، تلفیقی و سخنرانی تقسیم شدند. گروه شبیه سازی به مدت 6 ساعت در مرکز مهارت های بالینی، گروه تلفیقی به مدت 4 ساعت سخنرانی و سپس به مدت یک هفته از طریق وب سایت آموزشی و گروه سخنرانی به مدت 6 ساعت به صورت سخنرانی آموزش دیدند. قبل و 2 هفته بعد از مداخله، آزمون مهارت شناختی گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 23) و آزمون های تی زوجی، آنالیز واریانس یک طرفه، ویلکاکسون و کروسکال والیس انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین نمره مهارت شناختی ماماها در هر سه گروه قبل از آموزش تفاوت آماری معنی داری نداشت (05/0p) و بر اساس نتایج مقایسه بین گروهی، میانگین نمره مهارت شناختی در گروه تلفیقی و سخنرانی به طور معنی داری بیشتر از گروه شبیه سازی بود (001/0>p)، اما اختلاف معنی داری در میانگین نمره مهارت شناختی بین دو گروه تلفیقی و سخنرانی وجود نداشت (869/0=p).
    نتیجه گیری
    آموزش مبتنی بر شبیه سازی، تلفیقی و سخنرانی، باعث افزایش مهارت شناختی ماماها در اداره پره اکلامپسی و اکلامپسی گردید که در گروه آموزش تلفیقی و سخنرانی بیشتر از گروه شبیه سازی بود و با توجه به اینکه روش تلفیقی، روشی فعال و فراگیر محور است، بنابراین می توان از روش تلفیقی برای آموزش اورژانس های مامایی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: آموزش شبیه سازی، اکلامپسی، پره اکلامپسی، سخنرانی، مامایی
  • غزاله خلیلی تنها، احمدرضا سبزاری، میترا مودی، محسن ناصری * صفحات 40-47
    مقدمه
    سرطان پستان، شایع ترین بدخیمی در زنان و به عنوان اولین علت مرگ و میر ناشی از سرطان در زنان شناخته می شود.این بیماری به شدت ناهمگن بوده و تحت تاثیر عوامل ژنتیکی و محیطی به وجود می آید. جهش در دو ژن بسیار پرنفوذ BRCA1 و BRCA2 که نقش مهمی در ترمیم DNA دارند، علت اصلی 30-20% سرطان های پستان ارثی شناخته شده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی فراوانی جهش های ژن BRCA1 در افراد مبتلا به سرطان پستان در جمعیت خراسان جنوبی انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه توصیفی بین سال های 96-1394 بر روی 88 بیمار مبتلا به سرطان پستان شهر بیرجند انجام شد. از افراد نمونه خون جمع آوری شد. قطعات مورد نظر ژن BRCA1 با استفاده از DNA استخراج شده از بیماران و تکنیک PCR تکثیر گردید. برای مشخص کردن جهش های اگزون 6، 13 و 20 از تکنیک PCR-SSCP، رنگ آمیزی نیترات نقره و توالی یابی مستقیم DNA استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 22) انجام گرفت.
    یافته ها
    بررسی اگزون 6 و 20 در بیماران هیچ جهشی را نشان نداد. در بررسی اگزون 13 یک پلی مورفیسم مشاهده شد. این واریانت c.4308T>C در 28 نمونه تشخیص داده شد که 4 نفر (2/14%) آنها مبتلا به سرطان پستان ارثی بودند. فراوانی جهش در افراد مبتلا به سرطان پستان وراثتی 3/36% و در افراد مبتلا به سرطان پستان غیر وراثتی 1/31% در جمعیت مورد مطالعه بود.
    نتیجه گیری
    در این مطالعه میزان بروز جهش در دو اگزون 6 و 20 از ژن BRCA1 صفر و یک جهش از نوع پلی مورفیسم rs1060915در اگزون 13 از ژن BRCA1 با فراوانی 8/31%مشاهده شد.
    کلیدواژگان: پلی مورفیسم، تکنیک SSCP، جهش DNA، ژن BRCA1، سرطان پستان
  • عاطفه صفرعلی نژاد، سونیا اویسی، محمد ابراهیم ساریچلو، زینت جورابچی * صفحات 48-59
    مقدمه
    زنان باردار از لحاظ سلامت روان، حساس و آسیب پذیر می باشد. از این رو ممکن است روان درمانی یک مداخله موثر جهت بهبود وضعیت روانی مادر باشد، لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر درمان شناختی رفتاری گروهی بر افسردگی حین بارداری انجام شد.
    روش کار
    این مطالعه کارآزمایی بالینی در سال 96-1395 بر روی 60 زن باردار که در سن بارداری 22-12 هفته به مراکز سلامت کننده شهر قزوین مراجعه کرده بودند، انجام گرفت. تمام مادران منتخب بر اساس پرسشنامه بک دارای افسردگی در حد خفیف یا متوسط بودند که به صورت تصادفی به دو گروه 30 نفری آزمون و شاهد تقسیم شدند. گروه آزمون به مدت 6 هفته تحت درمان شناختی- رفتاری گروهی قرار گرفتند و گروه شاهد هیچ آموزشی دریافت نکردند. بلافاصله بعد از اتمام دوره و 2 ماه بعد، مجددا آزمون بک به عنوان پس آزمون در تمام افراد اجرا گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 23) و آزمون ANOVA و کای دو انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    بر اساس نتایج آزمون من ویتنی، تفاوت معنی داری بین گروه آزمون و شاهد در مراحل پس آزمون (001/0=p) و پیگیری (001/0p≤) وجود داشت. همچنین بر اساس تحلیل ANOVA در گروه آزمون از لحاظ کاهش علائم افسردگی (001/0p≤) در مرحله پس آزمون و پیگیری، تفاوت معنی داری وجود داشت که این تفاوت ها در گروه شاهد مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    درمان شناختی- رفتاری گروهی، می تواند به عنوان یک رویکرد درمانی در بهبود افسردگی زنان باردار موثر باشد.
    کلیدواژگان: افسردگی، بارداری، درمان روانی گروهی، درمان شناختی، درمان شناختی، رفتاری، گروه درمانی، مشاوره
  • مرضیه حسین خانی، فرزانه تقیان * صفحات 60-68
    مقدمه
    فعالیت ورزشی با اولویت تمرینات ترکیبی، ثبات دهنده مرکزی و کگل، به عنوان روشی آسان، کم هزینه، موثر و ایمن برای بهبود کیفیت زندگی پس از زایمان زنان نخست زا محسوب می شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر تمرینات کگل، ثبات دهنده مرکزی و ترکیبی بر استقامت عضلات مرکزی و کیفیت زندگی زنان نخست زا بعد از اپی زیاتومی انجام شد.
    روش کار
    اینمطالعه کارآزمایی بالینی در سال 1395 بر روی 36 زن نخست زا در شهرستان نجف آباد انجام شد. آزمودنی ها به طور تصادفی به سه گروه تمرینات کگل، گروه تمرینات ثبات مرکزی و گروه ترکیبی تقسیم شدند. سپس آزمودنی های هر گروه برنامه تمرین مورد نظر را در مدت 6 هفته و هر هفته 3 جلسه انجام دادند. متغیر های مورد نظر شامل استقامت عضلات تنه و کیفیت زندگی در دو نوبت قبل و بعد از انجام تمرینات اندازه گیری شد. برای ارزیابی کیفیت زندگی مرتبط با تندرستی نیز از پرسشنامه SF-36 استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 21) و تست لون، آزمون کولموگروف- اسمیرنوف و تحلیل واریانس انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    تمرینات ترکیبی در تمام شاخص ها، بیشترین اثرگذاری را داشت. تاثیر تمرینات ترکیبی بر استقامت عضلات مرکزی، به طور معناداری بیشتر از تمرینات کگل و ثبات دهنده مرکزی بود (05/0>p)، اما در مورد کیفیت زندگی مرتبط با تندرستی، چنین رابطه ای وجود نداشت و بین تاثیر هر سه روش تمرینی، اختلاف معناداری وجود نداشت (05/0
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این پژوهش، تمرینات ترکیبی بیشترین تاثیر را بر بهبود استقامت عضلانی دارد و پس از آن تمرینات ثبات دهنده مرکزی تاثیر قابل توجهی بر استقامت عضلات مرکزی بدن دارند، اما در ارتباط با کیفیت زندگی، اختلاف معناداری میان سه روش تمرینی وجود ندارد.
    کلیدواژگان: اپی زیاتومی، استقامت عضلات مرکزی، تمرینات کگل، ثبات دهنده مرکزی، کیفیت زندگی
  • آیدا پورمحمدی سیاهکلی، کیومرث امینی * صفحات 69-74
    مقدمه
    عفونت های دستگاه تناسلی - ادراری، یکی از عوامل مهم ایجاد ناباروری در مردان می باشد. این عفونت ها با اختلال در پارامترها (مانند تعداد، تحرک، قابلیت حیات و مورفولوژی) و عملکرد اسپرم و همچنین ایجاد التهاب اپی دیدیم موجب ناباروری در مردان می شوند. مطالعه حاضر با هدف تعیین فراوانی عفونت هرپس ویروس، کلامیدیا تراکوماتیس و مایکوپلاسما ژنیتالیوم در مایع منی افراد نابارور با علت نامشخص انجام شد.
    روش کار
    در این مطالعه توصیفی - تحلیلی، مایع منی 60 مرد نابارور مراجعه کننده به مرکز درمان ناباروری کرمان در طی یک بازه زمانی 6 ماهه (از ابتدای خرداد تا انتهای آبان 1395) مورد بررسی قرار گرفت. سپس multiplex-PCR با استفاده از پرایمرهای اختصاصی جهت شناسایی هرپس ویروس، کلامیدیا تراکوماتیس و مایکوپلاسما ژنیتالیوم انجام شد. تمامی نتایج حاصل از مطالعه با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    در این مطالعه در مجموع 8 نمونه (3/13%) از 60 نمونه مورد آزمایش از نظر وجود ارگانیسم های مورد مطالعه مثبت بودند. در بین نمونه های مثبت، 3 مورد (5/37%) HSV-1، 3 مورد (5/37%) کلامیدیا تراکوماتیس (CT)، 1 مورد (5/12%) مایکوپلاسما ژنیتالیوم (Mg) و 1 مورد (5/12%) HSV-2 جدا شد.
    نتیجه گیری
    بررسی فراوانی ارگانیسم های مورد مطالعه در نمونه مایع منی مردان می تواند راهنمایی برای غربالگری های بعدی از نظر عفونت های بدون علامت و درمان مناسب قبل از شروع درمان های کمک باروری باشد.
    کلیدواژگان: عفونت های میکروبی، مایع منی، ناباروری
  • مقاله مروری
  • میلاد هاشمزهی، امیر آوان، ملیحه حسن زاده، سودابه شهید ثالث، زهره یوسفی، سیما کدخدایان، مرجانه فرازستانیان، مونا جودی مشهد، مجید خزاعی *، سید مهدی حسنیان صفحات 75-84
    مقدمه
    سرطان پستان، شایع ترین بیماری بدخیم در بین زنان و دومین علت مرگ و میر ناشی از سرطان، پس از سرطان ریه در زنان می باشد. کورکومین، یک ترکیب گیاهی است که اثرات ضد سرطانی آن در مطالعات پیش بالینی و بالینی نشان داده شده است. اثرات ضد سرطانی کورکومین شامل مهار شکل گیری سلول سرطانی، مهار آنژیوژنز و مهار رشد تومور می باشد. به دلیل جذب پایین کورکومین در روده، حلالیت پایین در آب و متابولیسم سریع و دفع زیاد، فراهمی زیستی کورکومین پایین می باشد، بنابراین استفاده از کورکومین فرموله می تواند باعث افزایش فراهمی کورکومین گردد. مقاله مروری حاضر با هدف بررسی اثرات کورکومین و ترکیبات نانو فرموله آن در پیشگیری و درمان سرطان پستان انجام شد.
    روش کار
    در این مطالعه مروری مقالات انگلیسی و فارسی مناسب و مرتبط از پایگاه های الکترونیکی Pubmed، Scopus ،Google Scholar و Magiran تا پایان سال 2016 با استفاده از کلید واژه های Curcumin، Cancer، Breast و Nanoform Clinical Study و در مقالات فارسی با کلمات سرطان، پستان، زردچوبه، مطالعات بالینی و اشکال نانو بررسی و در مجموع 45 مقاله گردآوری و بررسی شدند.
    یافته ها
    نتایج مطالعات مختلف نشان داد که استفاده از کورکومین فرموله شده از یک سو باعث افزایش جذب و فراهمی زیستی آن شده و از سوی دیگر باعث افزایش اثربخشی آن بر سلول های سرطانی از جمله سرطان پستان می شود که این نتایج می تواند نشان دهنده اثرات مفید ترکیبات نانوفرموله کورکومین در پیشگیری و درمان سرطان پستان باشد.
    نتیجه گیری
    به دلیل فراهمی زیستی بالاتر ترکیبات فرموله شده کورکومین در مقایسه با فرم آزاد کورکومین و با توجه به سمیت پایین این داروی گیاهی، می توان از آن در کنار سایر داروهای ضد سرطان در درمان سرطان پستان استفاده کرد.
    کلیدواژگان: درمان، سرطان پستان، کورکومین، مطالعات بالینی
  • زهره یگانه، زهره شیخان *، نورالسادات کریمان، پرستو حاجیان، ملیحه نصیری، نرگس میرزاده صفحه 85
    مقدمه
    سرطان پستان شایع ترین سرطان شناخته شده در جهان است که سبب مرگ ومیر گسترده در زنان می گردد. در اکثر موارد عامل خطر شناخته شده ای برای مبتلایان به سرطان پستان شناسایی نشده است. به نظر می رسد تغییرات هورمونی وسیعی که در بارداری رخ می دهند، در بروز سرطان پستان نقش دارند. از آن جایی که شناسایی عوامل خطر این بیماری به پیشگیری اولیه و تشخیص زودرس سرطان پستان کمک می کند، مطالعه حاضر با هدف مروری سیستماتیک بر مطالعات انجام شده در مورد متغیرهای مرتبط با بارداری و خطر سرطان پستان در ایران و جهان انجام شد.
    روش کار
    در این مطالعه مرور سیستماتیک، مطالعات مورد نظر از پایگاه های اطلاعاتی Google Scholar، Scopus، Pubmed، Science Direct، Cochrane و SID با کلیدواژه های سرطان پستان و متغیرهای مرتبط بارداری در بازه زمانی 2000 تا 2017 جستجو شدند. بر اساس معیار نیوکاسل اتاوا، مطالعاتی که امتیاز 6 و یا بیشتر گرفتند، وارد مطالعه شدند. نتایج به صورت کیفی گزارش شد.
    یافته ها
    در این مطالعه 50 مقاله شامل 26 مقاله مورد شاهدی و 24 مقاله هم گروهی که دارای معیار ورود به مطالعه بودند، بررسی شدند. بررسی ها نشان داد در بین متغیرهای مورد بررسی، سقط و پره اکلامپسی ارتباط قوی تری با سرطان پستان دارند.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد که وجود سابقه سقط باعث افزایش خطر سرطان پستان می گردد. همچنین سابقه پره اکلامپسی نقشی محافظت کننده در سرطان پستان دارد. در مورد ارتباط دیابت بارداری و چندقلویی با سرطان پستان، نیاز به انجام مطالعات بیشتر است.
    کلیدواژگان: پره اکلامپسی، چندقلویی، دیابت بارداری، سرطان پستان، سقط، مرور سیستماتیک
  • گزارش مورد
  • زهره یوسفی، امیرحسین جعفریان، لیلا موسوی سرشت، نوشین باباپور، لعیا شیرین زاده*، آزاده شوروی صفحات 98-102
    مقدمه
    سرطان تخمدان، یکی از بدخیمی های شایع زنان می باشد و اکثر بیماران به دنبال بروز علائم گوارشی مراجعه می کنند. انتشار این سرطان اغلب در حفره پریتو ئن صورت می گیرد، اما به صورت نادر متاستاز به سرویکس نیز گزارش شده است. در این مطالعه یک موردمتاستاز سرطان اپی تلیال تخمدان به سرویکس گزارش شد.
    معرفی بیمار: خانم 58 ساله با سابقه 3 نوبت زایمان طبیعی با شکایت خونریزی به دنبال تماس جنسی به درمانگاه انکولوژی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در سال 1395 مراجعه کرد. به دلیل نمای غیرطبیعی سرویکس در معاینه و سپس تایید آن با نمونه برداری کولپوسکوپی با تشخیص سرطان سرویکس در مراحل اولیه (‖ A) تصمیم به جراحی رادیکال شد، اما در لاپاراتومی به دلیل وسعت درگیری داخل شکمی مشابه سرطان تخمدان و عدم امکان جراحی، فقط انجام بیوپسی از امنتوم مقدور بود. پاسخ آسیب شناسی نمونه فوق آدنوکارسینوم پاپیلاری سروز تخمدان بود. در بررسی مجدد نمونه آسیب شناسی سرویکس، متاستاز سرطان تخمدان به سرویکس تایید شد، لذا با تشخیص سرطان تخمدان مرحله پیشرفته، شیمی درمانی (تاکسول-کربوپلاتین) و سپس جراحی مرحله بندی سرطان تخمدان انجام شد و بیمار تحت پیگیری دوره ای سرطان تخمدان قرار گرفت. متاسفانه در مدت کمتر از 6 ماه با عود سرطان تخمدان در شکم و لگن مراجعه کرد و فعلا تحت شیمی درمانی است.
    نتیجه گیری
    در سرطان تخمدان وقوع متاستاز به سرویکس در زمان تشخیص و حتی در مرحله پیشرفت بیماری غیر معمول است. خونریزی بعد از تماس جنسی به عنوان اولین علامت سرطان تخمدان، یافته نادری است، لذا در بیماران با سرطان سرویکس احتمال متاستاتیک بودن ضایعه از ساختمان های مجاور را نیز باید در نظر داشت.
    کلیدواژگان: آدنوکارسینوم پیلاری سروز تخمدان، جراحی مرحله بندی سرطان تخمدان، سرطان سرویکس، شیمی درمانی، متاستاز
|
  • Elham Rahmani, Samad Akbarzadeh, Abdollah Nazari, Niloofar Motamed, Soraya Ghodrati, Anahita Abasi Fard, Marzieh Zohrabi * Pages 1-8
    Introduction
    Polycystic ovary syndrome (PCOS) is a complex endocrine disorder in women, and approximately 75% of women affected by PCOS are overweight. Angiopoietin-like protein 4 (ANGPTL4) is a potent inhibitor of lipoprotein lipase (LPL) enzyme. This protein is a determinant of plasma concentration and clearance of triglyceride. In this study, we aimed to evaluate the serum levels of ANGPTL4 in PCOS women with normal body mass index (BMI).
    Methods
    A case-control study of 47 women visiting Abolfazle Clinic, affiliated to Bushehr University of Medical Sciences, was performed during 2015-2016. In this study, 25 PCOS women were assigned to the case group through simple non-probable sampling based on the Rotterdam 2003 criteria. Further, 22 healthy women were selected for the control group. Serum levels of all hormones were measured by the ELISA technique, and biochemical parameters were evaluated by an autoanalyser. The obtained data were analyzed using independent samples t-test, Mann-Whitney U test, and linear regression test in SPSS, version 16. P-values less than 0.05 were considered statistically significant.
    Results
    The results of this study showed a significant increase in LH (P=0.003), LH/FSH (P= 0.007), FBS (P= 0.03), testosterone (P= 0.02), and prolactin (P= 0.005) levels in the case group. There was no significant difference in the levels of ANGPTL4, insulin, HOMA-IR, low-density lipoprotein (LDL), HDL, HOMA-B, and creatinine between the groups. There was a significant negative correlation between serum level of ANGPTL4 and insulin logarithm (P=0.002), FBS (P=0.006), HOMA-IR logarithm (P=0.001), and BMI (P=0.03), but no correlation was found between ANGPTL4 and lipid parameters.
    Conclusion
    We found no significant difference between the PCOS women with normal BMI and the controls regarding serum levels of ANGPTL4.
    Keywords: Polycystic ovary syndrome (PCOS), Angiopoietin, like protein 4 (ANGPTL4), Lipoprotein lipase (LPL), Normal BMI
  • Mahmoud Vakili, Zahra Mardani, Mohsen Mirzaei Pages 9-15
    Introduction
    Background and Objective
    Anemia during pregnancy has a relatively high prevalence. Mild anemia is not associated with significant embryonic effects, whereas severe anemia (hemoglobin of
    Methods
    This descriptive, cross-sectional study was conducted by reviewing 550 delivery records of the pregnant women referring to the health centers in Yazd, Iran during 2016-2017. Subjects were randomly selected from different parts of Yazd city. Data on pregnancy care were extracted from the medical records using a data collection. Anemia was defined as the hemoglobin levels of
    Results
    The prevalence of anemia among the pregnant women in Yazd city was 7.2%, including 25 cases (4.5%) in the first trimester, and 22 cases (4%) in the second trimester of pregnancy. No significant correlations were observed between anemia and maternal age, education level, occupation status, neonatal sex, mode of delivery, high-risk pregnancy and birth weight (P>0.05). However, the prevalence of anemia was significantly different in various regions of the city, and the neonates of anemic mothers had significantly lower head circumference compared to the neonates of the mothers without anemia (P
    Conclusion
    According to the results, the prevalence of anemia seems to be relatively lower in Yazd compared to the other regions in Iran, which could be attributed to the expansion of healthcare services and implementation of preventive intervention programs in these areas.
    Keywords: Anemia, Pregnancy, Prevalence
  • Atousa Dabiri Oskei, Fatemeh Bayat *, Zeynab Moghimi Haji, Goodarz Kolifarhood Pages 16-23
    Introduction
    The use of misoprostol and transcervical Foley catheter is an effective method in cervical ripening. According to the literature, there is a controversy surrounding the results of the comparison of these two methods and the combined method. This study was conducted to compare the individual and combined administration of misoprostol and transcervical Foley catheter in Ayatollah Mousavi Hospital, Zanjan, Iran, during 2013-14.
    Methods
    This randomized clinical trial was carried out among 85 nulliparous women with the gestational age of 40 weeks or more and the Bishop score of equal to or less than 4 with less than two contractions every 10 min. The subjects were randomly assigned into three groups of misoprostol (n=30), transcervical catheter (n=30), and combined (n=25). The misoprostol group received the maximum dose of 100 µg of misoprostol in equally divided doses every 4 h. A transcervical Foley catheter 18 F, inflated with 50 cc of normal saline was inserted into the cervices of the participants in the transcervical catheter group. Additionally, the combined group were simultaneously treated with both methods. The time interval between the intervention and the onset of labor, duration of the latent and active phases, and method of delivery (cesarean section or natural vaginal delivery), and the rates of neonatal and maternal complications were compared in these three groups. Data analysis was performed using the Chi-squared test and one-way analysis of variance in the SPSS software, version 22. The P-value less than 0.05 was considered statistically significant.
    Results
    No significant difference was observed between the groups in terms of the method of delivery, duration of the active phase, meconium, fetal distress, chorioamnionitis, and uterine tachysystole (P>0.05). However, the duration of latent phase was significantly shorter in the combined group compared to the misoprostol group (P=0.002, P=0.001). The duration of the first phase of labor was significantly shorter in the combined group in comparison to the transcervical Foley catheter group (P=0.009).
    Conclusion
    Given the results, both methods were effective in cervical ripening; nevertheless, the combined method was more effective than using transcervical Foley catheter in shortening the duration of the first phase of labor.
    Keywords: Cervical ripening, Foley catheter, Misoprostol, Pregnancy
  • Talat Khadivzadeh, Fatemeh Zahra Karimi *, Fatemeh Tara Pages 23-29
    Introduction
    The most important intervention to prevent the prolongation of the third stage of labor is the prescription of chemical drugs that have adverse effects despite their efficacy. Therefore, it seems necessary to seek for alternative methods with higher safety. Regarding this, the aim of the present study was to investigate the effects of immediate and continuous mother-neonate skin-to-skin contact (SSC) on the duration of the third stage of labor.
    Methods
    This randomized clinical trial was conducted on 92 primiparous women who referred to Omolbanin Hospital in Mashhad, Iran. The participants were divided into two groups of SSC and routine care (RC). In the SSC group, at the end of the second stage of labor, the neonate was placed naked against his/her mothers’ skin in a prone position. In the RC group, the newborns were kept under a radiant heater, and after the repairing of the perineum, they were transferred to their mothers in a blanket. The data were analyzed in SPSS (version 14) using the Chi-square test and independent t-test test. The P-value less than 0.05 was considered statistically significant.
    Results
    The duration of the third stage of labor was less than 5 min in 11 (23.4%) and 3 (6.7%) participants in the SSC and RC groups, respectively. Additionally, this duration was within 10-20 min in 6 (12.8%) and 13 (28.9%) subjects of the SSC and RC groups, respectively. Accordingly, there was a significant difference between the two groups in this regard (P=0.02). Furthermore, the SSC group had a significantly lower need for synthetic oxytocin after delivery as compared to the RC group (P=0.03).
    Conclusion
    As the findings indicated, early mother-neonate SSC can shorten the length of the third stage of labor and reduce the need for a high dose of synthetic oxytocin and its complications. Therefore, this approach can be used a simple, cost-effective, efficient, and uncomplicated method to accelerate the third stage of labor and decrease the rate of postpartum hemorrhage, which is one of the main causes of maternal mortality and morbidity.
    Keywords: Mother, neonate skin, to, skin contact, Routine care, Third stage of labor
  • Maryam Tabatabaeian, Masoumeh Kordi *, Salmeh Dadgar, Habibollah Esmaily, Talat Khadivzadeh Pages 30-39
    Introduction
    Preeclampsia is a global health concern in women. Midwifery education is essential to acquiring the necessary skills to manage midwifery crises, such as preeclampsia and eclampsia. The present study aimed to compare the effects of simulation-based training, compilation training, and lectures on the cognitive skills of midwives in the management of preeclampsia and eclampsia.
    Methods
    This clinical trial was conducted on 90 midwives employed in the hospitals in Mashhad, Iran in 2016. Participants were divided into three groups of simulation-based training, compilation training, and lecture using a random number table. The simulation group received training for six hours at the Center for Clinical Skills. Subjects in the compilation group were trained for four hours through lectures and an educational website for a week. Participants in the lecture group received training for six hours through lectures. Before and two weeks after the intervention, a cognitive skills test was performed on the midwives. Data analysis was performed in SPSS version 23 using descriptive statistics (frequency distribution, frequency percentage, standard deviation, mean), paired t-test, one-way ANOVA, Wilcoxon test, and Kruskal-Wallis test at the significance level of P
    Results
    Before the training, mean score of cognitive skills was not significant in the study groups (P
    Conclusion
    According to the results, simulation, compilation, and lectures could effectively enhance the cognitive skills of midwives in the management of preeclampsia and eclampsia, while the improvement was more significant in the compilation training and lecture groups compared to the simulation group. Considering that compilation training is an active, learner-oriented method, it is recommended for the training of midwives in emergencies.
    Keywords: Simulation, based Training, Lectures, Midwifery, Preeclampsia, Eclampsia
  • Ghazaleh Khalili Tanha, Ahmadreza Sebzari, Mitra Moodi, Mohsen Naseri * Pages 40-47
    Introduction
    Breast cancer is the most prevalent malignancy among females and the first leading cause of death from cancer in women. This highly heterogeneous disease is multifactorial. Mutations in BRCA1 and BRCA2 genes, which contribute to DNA repair, are the causes of 20-30% of hereditary breast cancers. Therefore, this study was conducted to determine the BRCA1 mutations in patient with breast cancer in South Khorasan Province, Iran, during 2015 to 2017.
    Methods
    In this descriptive study, we collected 88 peripheral blood samples from patients with breast cancer, 11 of which had a positive family history of the disease. The BRCA1 gene was amplified in the DNA isolated from female patients using polymerase chain reaction (PCR) technique. Then, the BRCA1 mutations in exons 6, 13, and 20 were analyzed by PCR-single-strand conformation polymorphism (SSCP), silver nitrate staining, and DNA sequencing. Data analysis was performed using SPSS software, version 22.
    Results
    In this study, no mutation was observed in the exons 6 and 20. In addition, a polymorphism was found in the exon 13. This variant (c.4308T>C) was detected in 28 patients, four of them (14.2%) had hereditary breast cancer. The frequency of the mutation was 36.3% and 31.1% in patients with hereditary and non-hereditary, respectively.
    Conclusion
    In this study, BRCA1 gene mutations did not occur in exons 6 and 20. Additionally, a polymorphism rs1060915 in exon 13 of the BRCA1 gene was observed with the frequency of 31.8%.
    Keywords: Breast cancer, BRCA1 gene, DNA mutation, Single, strand conformation polymorphism technique, Polymorphism
  • Atefeh Safaralinezhad, Sonya Oveisi, Mohammad Ebrahim Sarichlu, Zinat Jourabchi * Pages 48-59
    Introduction
    Females are sensitive and vulnerable during pregnancy in terms of mental health. Psychotherapy may be an effective intervention to improve the mental status of the mothers. Regarding this, the present study aimed to investigate the effect of cognitive-behavioral group therapy on depression during pregnancy.
    Method
    This clinical trial was conducted on 60 pregnant women with the gestational age of 12-12 weeks, who referred to the health centers of Qazvin, Iran, within 2016-2017. All selected mothers had mild to moderate depression based on the Beck’s Depression Inventory. The participants were randomly divided into two groups of intervention (n=30) and control (n=30). The intervention group was subjected to cognitive-behavioral group therapy for six weeks, while the control group received no training. The Beck’s Depression Inventory was administered to all participants both immediately after the intervention and two months later as a post-test. The data were analyzed in SPSS software (version 23) using ANOVA and Chi-square test. P-value less than 0.05 was considered statistically significant.
    Results
    According to the results of the Mann-Whitney U test, there was a significant difference between the intervention and control groups at the post-test (P=0.001) and follow-up (P≤0.001). In addition, the results of ANOVA revealed a significant difference in the intervention group in terms of the reduction of depression symptoms (P≤0.001) at the post-test and follow-up stages. However, no significant changes were observed in the control group in this regard.
    Conclusion
    Cognitive-behavioral group therapy was effective in the improvement of depression in pregnant women.
    Keywords: Cognitive behavioral therapy, Cognitive Therapy, Group Therapy, Group Psychotherapy, Counseling, Depression, Pregnancy
  • Marziyeh Hoseinkhani, Farzaneh Taghian * Pages 60-68
    Introduction
    Physical activities based on combined exercises, central stability, and Kegel exercises are simple, cost-efficient methods to effectively improve the postpartum quality of life in primiparous women. The present study aimed to investigate the effects of Kegel, central, and combined stability exercises on the central muscle endurance and quality of life of primiparous women after episiotomy.
    Methods
    This clinical trial was conducted on 36 primiparous women in Najafabad city, Iran in 2016. Subjects were randomly divided into three groups of Kegel exercises, central stability training, and combined exercises. Subjects in each group performed the training program for six weeks (three sessions per week). The studied variables included trunk muscle endurance and quality of life, which were measured before and after the intervention. In addition, the SF-36 questionnaire was used to assess the health-related quality of life in the subjects. Data analysis was performed in SPSS version 21 using Lone test, Kolmogorov-Smirnov test and analysis of variance, and P-value of less than 0.05 was considered statistically significant.
    Results
    Combined exercises had the most significant effect on all the measured indices. Moreover, the effect of combined exercises on central muscle endurance was significantly higher compared to the Kegel and central stability exercises (P>0.05). However, no significant associations were observed between the training programs and quality of life, and there were no significant differences between the three methods in this regard (P
    Conclusion
    According to the results, combined exercises had the greatest impact on improving muscle endurance, followed by central stability exercises, which had a significant effect on central muscle endurance. However, no significant differences were observed between the three exercise modes in terms of the quality of life.
    Keywords: Episiotomy, Central Muscle Endurance, Quality of Life, Central Stability, Kegel Exercises
  • Aida Pourmohamadi Siahkali, Kumarss Amini * Pages 69-74
    Introduction
    Genitourinary tract infections are among the most common causes of infertility in men. These infections could also cause disorders in various parameters, such as the number, motility, viability, and morphology of sperms, as well as the function of the semen, epididymitis, and prostatitis. The present study aimed to determine the prevalence of the bacterial and viral infections associated with the herpes virus, Chlamydia trachomatis, and Mycoplasma genitalium in the seminal fluid of infertile men with unknown cause.
    Methods
    In this descriptive-analytical study, 60 seminal fluid samples were collected from the infertile men referring to an infertility treatment center in Kerman, Iran during May-November 2016. Multiplex-PCR was carried out using specific primers to identify the herpes virus, Chlamydia trachomatis, and Mycoplasma genitalium. Data analysis was performed in SPSS.
    Results
    Out of 60 tested samples, eight cases (13.3%) were positive for the investigated organisms. Among the positive samples, three cases (37.5%) had HSV-1, three samples (37.5%) had C. trachomatis, one case (12.5%) had M. genitalium, and one sample (12.5%) had HSV-2.
    Conclusion
    Findings of the present study regarding the presence of bacterial and viral organisms in the seminal fluid could lay the groundwork for the screening of asymptomatic infections and appropriate treatment before initiating assisted reproductive therapy.
    Keywords: Seminal Fluid, Microbial Infection, Infertility
  • Milad Hashemzehi, Amir Avan, Maliheh Hasanzadeh, Soodabeh Shahid Sales, Zohreh Yousefi, Sima Kadkhodayan, Marjaneh Farazestanian, Mona Joudi Mashhad, Majid Khazaei *, Seyed Mahdi Hassanian Pages 75-84
    Introduction
    Breast cancer is the most common malignancy and the second leading cause of death due to cancer in women following lung cancer. Ample evidence has shown the antitumor activities of curcumin in breast cancer in preclinical and clinical trials. The anticancer effects of curcumin include the inhibition of cancer cell formation, angiogenesis, and tumor growth. Due to the low absorption of curcumin in the gastrointestinal tract, as well as its low water solubility, rapid metabolism, and high excretion, curcumin has low bioavailability. Therefore, using formulated curcumin could increase its bioavailability. The present study aimed to evaluate the effects of curcumin and its nano-formulated compositions in the prevention and treatment of breast cancer.
    Methods
    In this review, data were collected via searching in databases such as PubMed, Scopus, Google Scholar, and Magiran to identify the related English and Persian articles published until 2016 using keywords such as nano-forms, clinical study, cancer, breast, and curcumin. In total, 40 studies were identified and reviewed.
    Results
    Using formulated curcumin could increase its absorption and bioavailability, while it also enhances its effects on cancer cells, including breast cancer cells. Therefore, nano-formulated curcumin was observed to be effective in the prevention and treatment of breast cancer.
    Conclusion
    Considering the higher bioavailability of the formulated compounds of curcumin compared to its free form and the low toxicity of this herbal medicine, curcumin could be used in combination with other anticancer medications in the treatment of breast cancer.
    Keywords: Treatment, Breast cancer, Curcumin, Clinical Studies
  • Zohreh Yeganeh, Zohre Sheikhan*, Nourossadat Kariman, Parasto Hajian, Malihe Nasiri, Narges Mirzadeh Page 85
    Introduction
    Globally, breast cancer is the most common malignancy causing extensive mortality in women. In most cases, there is no known risk factor for breast cancer. Extensive hormonal changes that occur during pregnancy appear to be involved in the etiology of breast cancer. Since identifying risk factors helps with primary prevention and early diagnosis of breast cancer, this study was performed to systematically review studies about pregnancy-related variables and the risk of breast cancer in Iran and worldwide.
    Methods
    In this systematic review, we searched PubMed, Google Scholar, Scopus, SID, and Science Direct databases using keywords of “pregnancy-related variables” and “breast cancer” to retrieve articles published during 2000-2017. Then, those articles that obtained a score of ≥ 6 based on the Newcastle–Ottawa Scale were entered to the study. The results were reported qualitatively.
    Results
    Fifty articles consisting of 26 case-controls and 24 cohort articles, which met the inclusion criteria, were investigated. Our evaluations indicated that among the factors examined, abortion and preeclampsia had a stronger relationship with breast cancer.
    Conclusion
    History of abortion seems to increase the risk of breast cancer. Also, history of preeclampsia plays a protective role in breast cancer. Further studies are needed to examine the relationship of gestational diabetes and multiple gestations with breast cancer.
    Keywords: Breast cancer, Abortion, Preeclampsia, Gestational diabetes, Multiple gestations, systematic review
  • Zohreh Yousefi, Amir Hossein Jafarian, Leila Mousavi Seresht, Nooshin Babapour, Laya Shirinzadeh*, Azadeh Shourvi Pages 98-102
    Introduction
    Ovarian cancer is a common malignancy in women, the major presentations of which are gastrointestinal symptoms. The intra-abdominal metastasis of ovarian cancer often occurs in the peritoneal cavity, while cervical metastasis has rarely been reported. This study aimed to present the case of a metastatic epithelial ovarian cancer to the cervix.
    Case Report: A 58-year-old woman (gravida 3) was admitted with a history of postcoital bleeding in the oncology clinic of a teaching hospital affiliated to Mashhad University of Medical Sciences in 2016. Colposcopic examination was performed due to the abnormal appearance of the cervix, and pathology results confirmed squamous cervical cancer. Considering the early stage (II A) of the disease, the patient underwent a radical surgery. In laparotomy, due to the extent of the intra-abdominal metastasis similar to that of ovarian cancer, only omental biopsy was possible. The pathology report of the specimen showed the metastasis of the serous papillary adenocarcinoma of the ovary to the omentum. Furthermore, repeated review of the pathology of the cervical specimen was indicative of ovarian metastasis to the cervix. Due to the advanced stage of ovarian cancer, chemotherapy (taxol-carboplatin) was recommended, followed by standard optimal surgical cytoreduction. Afterwards, the patient was followed-up for ovarian cancer. After less than six months, she experienced pelvic and abdominal metastasis and is currently receiving palliative chemotherapy.
    Conclusion
    Cervical metastasis is an unusual occurrence at presentation and during the progression of epithelial ovarian cancer. As an initial symptom of ovarian cancer, postcoital bleeding is rare and should be considered in the patients with cervical cancer who are at the risk of metastatic lesions from the adjacent tissues.
    Keywords: Ovarian Papillary Serous Adenocarcinoma, Cervical Cancer, Metastasis, Chemotherapy, Surgical Staging Surgery of Ovarian Cancer