فهرست مطالب

  • سال بیستم شماره 1 (پیاپی 77، بهار 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/02/19
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمد سادات منصوری * صفحه 1
    تبیین طبیعت آگاهی یکی از مهم ترین و پیچیده ترین مباحث فلسفی است. آگاهی چیست؟ چطور ذهن آگاه با بدن ارتباط دارد؟ آیا می توان آگاهی را از حیث فعالیت مغزی تبیین کرد؟ چطور می توانیم احساس بوی یک گل رز یا یک تجربه بصری آگاهانه را تبیین کنیم؟ پرسشی که باید هر نظریه مقبولی در آگاهی به آن پاسخ دهد آن است که: چه چیزی یک حالت ذهنی را یک حالت ذهنی آگاهانه می کند؟ به عبارت دیگر چه چیزی یک حالت ذهنی ناآگاهانه را به یک حالت آگاهانه تبدیل می کند؟ برخی از فلاسفه تلاش کرده اند که پاسخ این پرسش را با آگاهی مرتبه بالاتر بدهند. اما آیا این پاسخها کافی است؟
    روش
    روش مطالعه و پژوهش در این مقاله، فرآیند گام به گام جمع آوری اطلاعات از منابع دست اول در موضوع مقاله است و به عبارت دیگر روش کتابخانه ای است.
    یافته ها
    انواع گوناگونی از نظریه مرتبه بالاتر وجود دارد که بستگی به آن دارند که چطور بازنمایی مرتبه بالاتر توصیف شود. به طور کلی ایده در نظریات آگاهی مرتبه بالاتر این است که آنچه یک حالت ذهنی را آگاهانه می کند آن است که آن حالت متعلق نوعی بازنمایی مرتبه بالاتر باشد. برای مثال میل من برای نوشتن یک مقاله خوب! وقتی آگاهانه می شود که من از آن میل «مطلع» شوم. هر نظریه ای که برای تبیین آگاهی از لحاظ حالات مرتبه دوم تلاش کند، نظریه مرتبه دوم آگاهی دانسته می شود. در این مقاله عمدتا به دیدگاه پیتر کاروترز که به «اندیشه مرتبه بالاتر بالقوه» معروف است، پرداخته ایم
    نتیجه گیری
    بنظر می آید که این دیدگاه با مشکلات مهمی دست به گریبان است و پاسخ به آنها مطابق همه دیدگاه های بازنمایی (مرتبه اول یا دوم) بسیار دشوار. حتی با مبنای کاروترز هم که مدعی بود حالات ذهنی آگاهانه محتوای التفاتی دوتایی کسب می کنند نیز نمی توان پاسخ آنها را داد
    کلیدواژگان: آگاهی، آگاهی مرتبه بالاتر، آگاهی پدیداری، آگاهی کارکردی
  • شهرام بهبهانیان، علیرضا مرادی *، رضا خسروآبادی، وحید نجاتی صفحه 19
    مقدمه
    اساس بحث اثرگذاری امواج الکترومغناطیس بر دستگاه عصبی این است که این امواج میتوانند با ایجاد میدان مغناطیسی و الکتریکی بر فعالیت الکتریکی مغز تاثیر گذاشته و باعث تغییر در پتانسیل غشای نواحی مختلف سیستم عصبی شوند.
    هدف
    این پژوهش میکوشد تا آثار احتمالی امواج الکترومغناطیس سیستم وایفای را بر کارکرد حافظهی کاری انسان بهنجار بررسی کند.
    روش
    جمعیت آزمودنی این پژوهش 24 دانشجوی پسر دانشگاه شهید بهشتی با میانگین سنی 7/2±5/26 بود که به روش دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه مساوی (مداخله و شم) تقسیم شدند. تحقیق حاضر از نوع پیشآزمون-پسآزمون- پیگیری و یکسویه کور بود. مرحلهی پیگیری 24 ساعت بعد از آزمون انجام شد. برای غربالگری اولیه، از چک لیست نشانه های اختلالات روانی SCL90-R و برای ارزیابی حافظهی کاری آزمون ان بک (n-back) به کار رفت و متغیرهای زمان واکنش و درصد پاسخگویی صحیح نیز بررسی شد. امواج 2450 مگاهرتز به مدت 20 دقیقه از ناحیهی پشت سر به آزمودنی تابانده شد که نرخ جذب مخصوص آن در ناحیهی سر 15/0 وات بر کیلوگرم بود. داده ها در سه مرحلهی زمانی پیشآزمون- پسآزمون و پیگیری ثبت شدند و اگر زمان واکنش بیش از هزار میلیثانیه و یا درصد پاسخگویی صحیح کمتر از 70 درصد بود، از محاسبات بعدی خارج میشدند. داده ها با آزمون تحلیل واریانس با اندازه های تکراری تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد که در گروه مداخله، تابش امواج الکترومغناطیس به طور معناداری باعث کاهش زمان واکنش در مرحلهی پسآزمون میشود، ولی این تاثیر در پیگیری 24 ساعت بعد از آزمون دیده نشد. یافتهی دیگر پژوهش نشان داد که در هر دو گروه آزمایش، تابش موج الکترومغناطیس اثر معناداری بر درصد پاسخگویی صحیح ندارد. ن
    تیجه گیری: به نظر میرسد که تابش امواج پالسی الکترومغناطیس با فرکانس 2450 مگاهرتز میتواند به طور موقت بر کارکرد حافظهی کاری انسان بهنجار اثر بگذارد و باعث کاهش زمان واکنش شود، اما بر دقت پاسخگویی اثری ندارد.
    کلیدواژگان: امواج الکترومغناطیس، حافظه ی کاری، زمان واکنش
  • مرضیه افشارپور، مریم نزاکت الحسینی *، شیلا صفوی صفحه 32
    هدف
    هدف تحقیق حاضر ، بررسی اثر ظرفیت حافظهی کاری بر یادگیری مشاهده ای یک تکلیف حرکتی متوالی است.
    روش
    این پژوهش نیمهتجربی برای 20 دانشجوی دختر با میانگین سنی43/19± 55/22 پردیس شهید باهنر شهرکرد اجرا شد. آزمودنی ها براساس نمرهی نمایهی حافظه به دو گروه نمایهی حافظهی کاری بالا و پایین تقسیم شدند.
    ابزارهای تحقیق آزمون فراخنای ارقام وکسلر بزرگسالان و دستگاه زمانبندی متوالی بودکه به ترتیب برای سنجش نمایهی حافظهی کاری و زمانبندی نسبی و مطلق از آنها استفاده شد. تکلیف آزمودنی ها حرکت در مسیر از قبل مشخص شده؛ یعنی فشردن کلیدهای 4→ 8 → 6 →2 با حفظ زمان بندی نسبی و مطلق بود.
    یافته ها
    در مرحلهی اکتساب، هر یک از آزمودنی ها شش بلوک 12 کوششی را مشاهده و در مراحل یادداری فوری، تاخیری و انتقال یک بلوک 12 کوششی را اجرا کردند. داده ها با روش آماری تحلیل کواریانس، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج مراحل یادداری فوری، تاخیری و انتقال نشان داد که خطای زمان بندی نسبی و مطلق گروه دارای نمایهی حافظهی کاری بالا به طور معناداری کمتر از گروه دارای نمایهی حافظهی کاری پایین است.
    نتیجه گیری
    به نظر میرسد که ظرفیت حافظهی کاری افراد می تواند بر یادگیری تکالیف حرکتی متوالی در طی یادگیری مشاهدهای اثر بگذارد.
    کلیدواژگان: یادگیری مشاهده ای، تکلیف حرکتی متوالی، زمانبندی نسبی، زمانبندی مطلق، حافظهی کاری
  • صغرا اکبری چرمهینی *، مرضیه سادات سجادی نژاد، مهدیه شفیعی تبار، تورج سپهوند صفحه 47
    مقدمه
    نتایج تحقیقات اخیر حاکی از آن است که اعتیاد علاوه بر سلامت جسمانی ، سلامت روانی، اجتماعی، و شناختی افراد را نیز تهدید میکند. البته اختلال در عملکردهای روانی، اجتماعی، و شناختی هم میتواند فرد را به سمت اعتیاد سوق دهد.
    هدف
    هدف این پژوهش، بررسی نقش عملکرد شناختی بازداری و برنامهریزی در تمایل به اعتیاد نوجوانان است.
    روش
    این پژوهش علی – مقایسهای در دو مرحله اجرا شد. در مرحلهی اول ، 570 نفر از دانشجویان 18 تا 20 سالهی سال اول دورهی کارشناسی دانشگاه اراک به روش هدفمند انتخاب شدند و به پرسشنامهی تمایل به اعتیاد زرگر (1385) پاسخ دادند. در مرحلهی دوم، از بین شرکتکنندگان 10درصد (45 نفر) افراد با نمرات زیاد و 10درصد (45 نفر) با نمرات کم در مقیاس تمایل به اعتیاد انتخاب شدند و دو آزمون استروپ و برج لندن را، که به ترتیب بازداری و برنامهریزی شناختی را میسنجند، اجرا کردند.
    یافته ها
    نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که دو گروه در بازداری شناختی تفاوت معنادار نداشتند ، ولی تفاوت معنادار آنها در آزمون برج لندن، نشاندهندهی اختلاف قابل توجه آنها در برنامهریزی شناختی بود ؛ به این صورت که عملکرد گروه با تمایل کم به اعتیاد در آزمون برج لندن بهتر بود.
    نتیجه گیری
    شاید بتوان گفت که کارکردهای شناختی از جمله برنامهریزی از عوامل مهمی است که در کنترل و پیشگیری از اعتیاد در دورهی نوجوانی میبایست در نظر گرفته شوند.
    کلیدواژگان: نوجوانی، کنترل شناختی، بازداری، برنامه ریزی شناختی، تمایل به اعتیاد
  • عباس مهدوی *، مهدی ذاکری صفحه 57
    مقدمه
    دراین مقاله ، استدلال فودور در تایید تفردگرمایی، از منظر روان شناختی و سپس، آزمون میان بافتاری فودور بررسی می شود. فودور مدعی است که تفردگرایی روان شناختی، از دو اصل ردگانی ناشی می شود: الف) روان شناسی علمی/شناختی، حالت های روان شناختی را از طریق نیروهای علی خود متفرد می سازد.ب) نیروهای علی روان شناختی بر حالت فیزیولوژیکی درونی فرد یا ریزساختارهای محلی فرد سوپروین می شوند. بر اساس آزمون میان بافتاری، برای فهم اینکه آیا نیروهای علی یکساناند یا متفاوت ، می بایست افراد را «میان بافتارها و نه درون بافتارها» بررسی کرد. به نظر فودور، ایدهی آزمون میان بافتاری، عبارت است از اینکه افراد فقط در صورتی دارای نیروهای علی یکسان هستند که در بافتار یکسان/مشترک معلول های یکسان داشته باشند؛ یعنی، یکسانی نیروهای علی را فقط باید با توسل به یکسانی معلول ها در بافتارهای مشترک (واقعی یا خلاف واقع) بررسی کرد. سه پاسخ، آزمون میان بافتاری را رد می کنند و مقاله نتیجه می گیرد که این سه پاسخ می توانند آزمون میان بافتاری را رد کنند. پس آزمون میانبافتاری فودور به نفع تفردگرایی صحیح است.
    کلیدواژگان: تفردگرایی، آزمون میان بافتاری فودور، نیروی علی
  • غلام حسن اورکی، الخاص ویسی *، منصوره شکرآمیز صفحه 74
    مقدمه
    رویکرد نوین معناشناسی شناختی، به عنوان یکی از شاخه های علوم شناختی، امروزه زمینه ی گستردهای از مطالعات میانرشتهای را فراهم ساخته است.
    هدف
    در این مقاله تلاش شده تا به کمک یکی از نظریه های مطرح در این رویکرد، تحت عنوان آمیختگی مفهومی فوکونیه و ترنر ، مولفه های شناختی فرایند مفهومسازی در آیات قرآن تبیین شود. محدوده ی بررسی تحقیق، 15 جزء دوم قرآن است. پرسش اصلی مقاله این است که آیا با استناد به مبانی نظریه ی آمیختگی، فرایند ساخت مفاهیم قرآنی تبیینپذیر است؟ بر اساس فرض ما میتوان فرایند ساخت مفاهیم (شیوه های مفهومسازی) قرآن را با استفاده ازچارچوب نظریه ی آمیختگی تبیین کرد.
    روش
    داده ها به کمک فیشبرداری و بر پایه ی مطالعات کتابخانهای و نیز با استفاده از منابع تفسیری معتبر و نرم افزار پژوهشی جامع تفاسیر نور جمعآوری و به شیوه ی علمی توصیفی تحلیلی بررسی شدند.
    یافته ها
    نتایج این بررسی نشان میدهد که از منظر معناشناسی شناختی و بر پایه ی مفاهیم عینی در ساختار معنایی قرآن ، کاربست نظریه ی آمیختگی میتواند در تبیین ساخت مفاهیم انتزاعی راهگشا باشد، ضمن اینکه این شیوه ی مفهوم سازی ریشه در رابطه ی زبان و ذهن دارد.
    نتیجه گیری
    در نهایت معلوم شد که با استفاده از انگاره ی چهارفضایی آمیختگی و مطابق دستهبندی های فوکونیه و ترنر از آمیزه های مفهومی در این چارچوب نظری، میتوان چگونگی مفهومسازی های قرآنی را در ورای ساختار چندوجهی این کتاب آسمانی نشان داد.
    کلیدواژگان: قرآن کریم، معناشناسی شناختی، نظریه ی آمیختگی، مفهوم سازی
  • صبرا موسوی زادگان، محسن معروفی * صفحه 90
    هدف
    از آنجا که در اختلال دوقطبی، نقص توجه ، نقص اصلی عصب روانشناختی در نظر گرفته میشود، هدف این پژوهش، مقایسهی توجه انتخابی در فازهای مانیا، افسردگی و یوتایمیا در بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک و افراد عادی شهر اصفهان در سال 1395 تعریف شد .
    روش
    نمونهی پژوهش 59 نفر بود که 15 نفر آنها در فاز مانیا،10 نفر در فاز افسردگی و16 نفر در فاز یوتایمیا قرار داشتند و 18 نفر نیز افراد عادی بودند که به صورت نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. بیماران با تشخیص روانپزشک و بر اساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی DSM5))، مقیاس مانیای یانگ و افسردگی همیلتون و افراد عادی با پرسشنامه های چک لیست نشانه های اختلالات روانی (SCl-90-R V. 4. 1) و کیفیت زندگی 36 سوالی(SF36 ) وارد پژوهش شدند. برای سنجش توجه انتخابی ، نرم افزار آزمون استروپ ساده به کار رفت. داده ها با تحلیل واریانس یکراهه، کروسکال والیس و آزمونهای تعقیبی تجزیه و تحلیل شدند. شاخصهای اندازهگیریشده عبارت بودند از: زمان آزمایش، تعداد خطا، تعداد سوال های بدون پاسخ، تعداد پاسخ های صحیح، زمان پاسخ در دو قسمت همخوان و ناهمخوان، نمره و زمان تداخل.
    یافته ها
    نتایج نشان دادند که زمان آزمایش همخوان و ناهمخوان و زمان پاسخ همخوان در گروه های مانیا- کنترل و افسردگی- کنترل و زمان پاسخ ناهمخوان در گروه های یوتایمیا- مانیا و مانیا – کنترل و افسردگی- کنترل تفاوت معناداری دارد (0001/0 >P)، اما در سایر گروه ها تفاوت معناداری دیده نشد.
    نتیجه گیری
    با توجه به عملکرد ضعیف بیماران دوقطبی در توجه انتخابی در فازهای حاد اختلال و ادامه این نقص در فاز یوتایمیا شاید بتوان ادعا کرد که شدت نقص توجه در اختلال دوقطبی با فازها مرتبط است، البته انجام مطالعات بیشتر با حجم نمونه بیشتر ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: اختلال دوقطبی، مانیا، افسردگی، یوتایمیا، توجه انتخابی
  • یگانه شهسوار، علی طلایی، مجید قشونی * صفحه 100
    مقدمه
    افسردگی یکی از شایعترین اختلالات اعصاب و روان در میان جوامع بشری است. امروزه، تحریک مستقیم جریان درونجمجمهای(tDCS) به عنوان یک روش جدید در درمان افسردگی شدید شناخته شده است. مطالعات زیادی ارتباط بین تحریک مستقیم جریان درون جمجمهای و افسردگی را بررسی کردهاند، اما تحقیق در زمینهی تاثیر این روش درمانی بر فعالیت عصبی محدود است.
    هدف
    هدف اصلی این تحقیق، ارائهی شاخصی مناسب برای ارزیابی تغییرات ناشی از تحریک مستقیم جریان درون جمجمهای در فعالیت مغزی بیماران افسرده ، با استفاده از مولفه های پتانسیلهای وابسته به رخداد مغزی (ERP) است.
    روش
    در این مطالعه، هفت بیمار افسردهی شدید (چهار مرد و سه زن) با میانگین سنی 85/34 و انحراف استاندارد 25/4 سال شرکت کردند. ابتدا از شرکتکنندگان خواسته شد تا پرسشنامهی افسردگی بک و اضطراب هامیلتون را تکمیل کنند. پس از آن، به مدت پنج دقیقه سیگنال مغزی پایهی هر فرد درحالت چشم بسته و چشم باز در سه کانال Fz،Cz و Pz ثبت شد. سپس همزمان با ثبت سیگنال مغزی، از آزمودنی ها خواسته شد در آزمون استروپ شرکت کنند. این آزمون با360 تحریک (120 تحریک متجانس، 120 تحریک نامتجانس و 120 تحریک خنثا) ، در مجموع 12 دقیقه طول میکشد. پس از ثبت امواج مغزی،، قشر پشتیجانبی پیشپیشانی (DLPFC) نیمکرهی چپ بیماران ، با استفاده از تحریک مستقیم جریان درونجمجمهای شش روز متوالی ، روزی 20 دقیقه، با جریان یک میلیآمپر تحریک شد .در پایان دورهی درمانی، مشابه جلسهی اول ، امواج مغزی بیماران ثبت شد.
    یافته ها
    برای تحلیل داده ها، پس از حذف نویز و آرتیفکت، با روش میانگینگیری سنکرون ، مولفه های پتانسیلهای وابسته به رخداد مغزی و سپس ، پنج ویژگی متناسب با ضرایب ویولت هر باند فرکانسی این مولفه ها، در هر نوع تحریک استخراج شد. برای انتخاب ویژگی بهینه، بین درصد تغییرات ویژگی ها بعد از اعمال تحریک مستقیم جریان درونجمجمهای و قبل از آن با درصد تغییرات حاصل از آزمون استروپ افراد( پیش و پس از دورهی تحریک) همبستگی گرفته شد. بر اساس نتایج ، بعد از تحریک مستقیم جریان درون جمجمه ای، زمان نهفتهگی مولفهیN400 به طور معناداری کاهش یافت. همچنین بین بهبود صحت پاسخگویی به تحریکات متجانس و نامتجانس و افزایش ضرایب ویولت باند آلفا، همبستگی معناداری به این شرح مشاهده شد: 9060/0r= ، 0128/0p= ، 95/0r= ، 0037/0p= در کانال Pz.
    نتیجه گیری
    طیف توان باند آلفا در ناحیهی پریتال میتواند با میزان بهبود افسردگی ناشی از اعمال تحریک مستقیم جریان درون جمجمه ای ارتباط معناداری داشته باشد.
    کلیدواژگان: افسردگی، تحریک فراجمجمه ای مغز به صورت جریان مستقیم، آزمون استروپ، مولفه های پتانسیل های وابسته به رخداد مغزی
|
  • Mohammad Sadatmansouri * Page 1
    Introduction
    Explaining the nature of consciousness is one of the most important and perplexing areas in philosophy. What is consciousness? How is the conscious mind related to the body? Can consciousness be explained in terms of brain activity? How can we explain the sensation of the smelling of a rose or a conscious visual experience? One question that should be answered by any plausible theory of consciousness is: What makes a mental state a conscious mental state? Some Philosophers have attempted to understand consciousness in terms of some kind of higher-order awareness. But the question is whether these efforts are sufficient or even correct?
    Method
    In this paper I have used the library method which involves the step-by-step process used to gather information found in primary sources.
    Results
    There are a number of different kinds of higher-order theory, depending on how one characterizes the HOR-state in question. In general, the idea that what makes a mental state conscious is that it is the object of some kind of higher-order representation (HOR). So, for example, my desire to write a good article becomes conscious when I become “aware” of the desire. Any theory which attempts to explain consciousness in terms of higher-order states is known as a higher-order (HO) theory of consciousness. In this article, Peter Carruthers’s View, “Dispositionalist Higher- Order Thought Theory”, is discussed.
    Conclusion
    It seems that the Carruthers’s view faces serious problems and answering them on the basis of all representational views (first or second order) is very difficult. This is also the case with Carruthers’s view that claims conscious mental states gain dual intentional content.
    Keywords: Consciousness, higher order conscious, phenomenal conscious, functional conscious
  • Shahram Behbahanian, Alireza Moradi *, Reza Khosroabadi, Vahid Negati Page 19
    Introduction
    The possibility that electromagnetic waves affect human cognition arises from the fact that electromagnetic radiation induces magnetic and electrical fields which may affect brain electrical activity and membrane potential of nervous system. The purpose of this study was to investigate the effects of electromagnetic radiation on the working memory of humans.
    Method
    A sample of 24 male students from Shahid Beheshti University (mean age 26.5 ± 2.7 years) were selected for this study and randomly divided into two groups: sham exposed and experimental. To evaluate the psychological condition of participants, the SCL90-R questionnaire was used. The experimental group was exposed to electromagnetic wave at 2450 MHZ frequency for 20 minutes.. The head specific absorption rate (SAR) was estimated to be 0.15 W/kg. . The participants’ working memories were assessed at three stages of before, after and 24 hours following exposure using n-back task. In case the reaction time was more than 1,000 mili-seconds or accuracy rate less than 70%, the data was excluded from further analysis. An analysis of ANOVA with repeated measure was used to analyze the data.
    Results
    A significant decrease in reaction time was observed in the experimental group after exposure as compared to the sham group, but the accuracy rate was not changed significantly.
    Conclusion
    According to the findings of present study, it can be concluded that electromagnetic wave exposure in 2450 MHZ frequency may induce transient effect on working memory in healthy humans by curbing the reaction time.
    Keywords: Electromagnetic wave, Working memory, Reaction time
  • Marzieh Afsharpour, Maryam Nezakat-Alhosseini *, Shila Safavi Page 32
    Introduction
    The purpose of the present study was to investigate the effect of working memory capacity on the observational learning of sequential timing tasks.
    Method
    A quasi-experimental research was conducted on a number of 20 university students with a mean age of 21.5 years (SD = 1.5) who were selected through convenience sampling and were assigned to high and low working memory groups based on memory quotient scores. Wechler digit span adults test and Sequential timing apparatus were used to collect the data, and evaluate working memory quotient and relative and absolute timing, respectively. The task required participants to press four keys on a numeric keypad (2→6→8→4) with regard to the absolute and relative movement times. All participants observed 72 trials during the practice phase, and performed 12 trials during the immediate, delayed and transfer phases. Analysis of covariance was used to analyze the collected data.
    Results
    The analyses demonstrated that during the immediate, delayed and transfer phases, relative and absolute timing errors were significantly lower for high working memory groups, but not for the low working memory groups.
    Conclusion
    Therefore, it seems that working memory capacity may affect learning sequential motor tasks during observational learning.
    Keywords: Observational learning, Sequential motor task, Relative timing, Absolute timing, Working memory
  • Soghra Akbari Chermahini *, Marzieh Sadat Sajadinezhad, Mahdiyeh Shafieetabar, Tooraj Sepahvand Page 47
    Introduction
    The results of the recent researches suggest that addiction threatens physical, mental, social, and cognitive health in addition to physical health. Of course, the disruption of psychological, social, and cognitive functions can also lead an individual to addiction. This relation is reciprocal, in a way that psycho-social and cognitive dysfunction can lead an individual to addiction.
    Method
    The purpose of this study was to investigate the role of cognitive function of inhibition and planning of tendency to addiction in adolescents.
    Method
    This causal-comparative study was conducted in two stages. In stage one, 570 freshmen from Arak University (aged18-20) were selected. They were asked to answer the Iranian Addiction Potential Scale (IAPS) (Zargar 2006). Based on the performance in IAPS, a group of 44 students with high- and a group of 45 with low score (10% of top and 10% of bottom) were selected for stage two. In stage two, participants were asked to perform two tasks: Stroop and Tower of London tests to measure cognitive inhibition and planning respectively.
    Results
    Results of performing two sets of MANOVA revealed that there is no significant difference between high and low groups in stroop task, but the difference in Tower of London measures were significant, and low group had better performance.
    Conclusion
    It might be a remarkable result, and we may be able to conclude that cognitive functions, specifically cognitive planning, are good predictors of tendency to addiction in adolescents.
    Keywords: Adolescence, Cognitive inhibition, Cognitive planning, Tendency to Addiction
  • Abbas Mahdavi *, Mehdi Zakeri Page 57
    Introduction
    In this article, Fodor’s argument in favour of psychological individualism is studied. Fodor states that psychological individualism is motivated by two taxonomic principles: (A) that cognitive/scientific psychology individuates psychological states with respect to their causal powers; and (B) that psychological causal powers supervene on subject’s intrinsic physiological state or subject’s local microstructure. Then, Fodor’s across-context test is examined. In order To understand whether causal powers are the same or different, the individuals “across contexts rather than within contexts” must be considered. According to Fodor, the idea of the cross-context test is that individuals have the same causal powers if and only if in every context (actual or counterfactual), they have the same effects. That is to say, uniformity of causal powers can only be assessed by appealing to sameness of effects with respect to (actual or counterfactual) shared contexts. Three replies are presented which all reject the cross-context test. The paper concludes that the three replies can reject the cross-context test. Thus, the Fodor’s across-context test in favour of individualism is correct.
    Keywords: Individualism, Across-context test, Fodor, Causal power
  • Gholamhassan Oraki, Elkhas Vaysi *, Mansoore Shekaramiz Page 74
    Introduction
    This article is an attempt to examine the effectiveness of Conceptual Blending Theory by Fauconnier and Turner in explaining cognitive components of the conceptualization process. The scope of the research covers the last fifteen chapters of the Holy Quran.
    Method
    To do this, descriptive-analytic method was used. Data collection was a library and note taking method. Valid interpretations of the Holy Quarn and Noor Comprehensive software have been used in analyzing research data. The main question of this paper is whether it is possible to analyze the conceptual structure of the Holy Quran by using the parameters of Conceptual Blending Theory. It is assumed that by using Conceptual Blending framework we are able to explain the conceptual structure of the Holy Quran. This method of conceptualization has roots in the relationship between the language and mind.
    Results
    The findings of this paper show that the application of Conceptual Blending provides an excellent analytical tool for exploring conceptual structure of the Holy Quran.
    Conclusion
    We can analyze the conceptual structure of the Holy Quran by using Conceptual Blending framework.
    Keywords: The Holy Quran, cognitive semantics, Conceptual Blending Theory, Conceptualization
  • Sabra Mousavizadegan, Mohsen Maroufi * Page 90
    Introduction
    Based on the fact that attention deficit is considered as a major neuropsychological deficit in bipolar disorder, the objective of this study was to compare selective attention in phases of mania, depression and euthymia between patients with bipolar I disorder and general population in Isfahan in 2016.
    Method
    The study sample consisted of 59 people, including 15 patients in manic phase, 10 patients in depressive phase, 16 patients in euthymic phase, and 18 people in the control group who were selected through convenience sampling. Patients entered the study based on psychiatrist’s diagnosis of BID based on DSM-5, Young Mania Scale (YMRS, 1978) and the Hamilton Depression Scale (HAM-D, 1960). The Symptom Checklist SCL-90-R (SCL-90-R V. 4. 1, 1976) and 36-item The Short Form Health Survey (SF36, 1993) were used for the control group. Computerized Simple Stroop Test V.4 (2014) was used to measure selective attention. Data were analyzed using One-way ANOVA, Kruskal-Wallis and Post Hoc tests. Measured parameters included: time test, error number, no response number, true response number, congruent and incongruent response time, interference number, and interference time.
    Results
    The results showed that there was a significant difference between congruent and incongruent response time, and congruent response time in mania-control, depression-control, and incongruent response time in euthymia-mania, mania-control, depression-control (P
    Conclusion
    Considering the weak performance of bipolar patients in selective attention in acute phases of the disorder and continuing this defect in the euthymic phase, it might be claimed that the severity of attention deficit in bipolar disorder is related to phases; However, further studies with greater sample size seem necessary.
    Keywords: Bipolar Disorder, mania, depression, euthymia, selective attention
  • Yeganeh Shahsavar, Ali Talaei, Majid Ghushuni * Page 100
    Introduction
    The main goal of this study is to present a proper index to assess the changes in brain activities of patients with severe depression by applying Transcranial Direct Current Stimulation (tDCS), using Event Related Potentials (ERPs).
    Method
    Seven patients with severe depression (four males, with mean age 34.85±4.25), participated in this study. First, the participants were asked to fill out Hamilton’s anxiety and Beck’s depression questionnaires. Simultaneous to recording their brain signals, subjects were asked to participate in Stroop test. This test entails 360 stimulations which include 120 congruent, 120 incongruent, and 120 neutral stimulations lasting for 12 minutes. After recording the brainwaves, the Dorso Lateral Prefrontal Cortex (DLPFC) in patients’ left hemisphere is stimulated using tDCS, with 1mA current for 20 minutes, each session.
    Results
    To analyze the data, ERP components were extracted using synchronous averaging. Then, five features proportional to Wavelet coefficients of each frequency band in every stimulation types were extracted from ERP components. Correlation between percentages of changes and the subjects’ Stroop test results were calculated before and after applying tDCS and the stimulation period. The results showed that the latency period of N400 component after applying tDCS was decreased significantly. Furthermore, a significant correlation was observed between congruent and incongruent stimulations and the increase in the Wavelet coefficients of alpha band in Pz channel with p=0.0128, r=0.9060 and p=0.0037, r=0.95 respectively.
    Conclusion
    Consequently, the alpha band power spectrum of parietal lobe will be significant correlation with the depression level by applying tDCS.
    Keywords: Depression, Transcranial Direct Current Stimulation, Stroop Test, event related potentials, dorsolateral prefrontal cortex