فهرست مطالب

پزشکی ارومیه - سال بیست و نهم شماره 1 (فروردین 1397)
  • سال بیست و نهم شماره 1 (فروردین 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/01/30
  • تعداد عناوین: 8
|
  • ساناز عینی، محمد نریمانی*، اکبر عطادخت، سجاد بشرپور، فریبا صادقی موحد صفحات 1-11
    پیش زمینه و هدف
    قدرت ایگو و روابط موضوعی از مفاهیم کلیدی در رویکرد روان تحلیلی هستند که در سبب شناسی اختلال شخصیت مرزی حائز اهمیت می باشند. ازاین رو پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی درمان شناختی- تحلیلی بر قدرت ایگو و روابط موضوعی افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی انجام شد.
    مواد و روش کار
    این پژوهش از نوع تجربی بوده و از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مردان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی مراجعه کننده به بیمارستان روان پزشکی ایثار و بخش روان پزشکی بیمارستان فاطمی اردبیل در سال 1396 تشکیل دادند (70= (N. نمونه پژوهش شامل 30 مرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بود که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات در این پژوهش شامل مصاحبه بالینی ساختار یافته برای تشخیص اختلالات محور II، پرسشنامه چند محوری میلون III، پرسشنامه روان شناختی قدرت ایگو و پرسشنامه روابط موضوعی بل بود. از هر دو گروه پیش آزمون و پس آزمون به عمل آمد. داده ها توسط آزمون آماری تحلیل کوواریانس چند متغیری و در نرم افزار آماری SPSS 23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بعد از کنترل اثرات پیش آزمون بین میانگین نمرات پس آزمون دو گروه در هر دو متغیر قدرت ایگو و روابط موضوعی تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P).
    بحث و نتیجه گیری
    درمان شناختی- تحلیلی راهبردی مناسب برای بهبود قدرت ایگو و روابط موضوعی افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی است و می توان از آن به عنوان یک شیوه ی مداخله ی موثر استفاده کرد.
    کلیدواژگان: اختلال شخصیت مرزی، درمان شناختی، تحلیلی، قدرت ایگو، روابط موضوعی
  • ارغوان فتاحی، ندا سلیمانی* صفحات 12-19
    پیش زمینه و هدف
    کفیر یک پروبیوتیک کمپلکس از دانه های دارای میکروارگانیسم هایی نظیر استرپتوکوکسی های اسیدلاکتیک، لاکتوباسیل های مزوفیلیک اسیدلاکتیک، مخمرهای تخمیرکننده و غیر تخمیرکننده لاکتوز و باکتری های اسید استیک است که پژوهش های متعددی در زمینه خواص درمانی محصولات پروبیوتیک انجام پذیرفته است. هدف از این مطالعه، اثر سیتوتوکسیسیتی عصاره سلولی میکروارگانیسم های کفیر بر روی میزان رشد و تکثیر سلول های سرطانی گلیوبلاستوما، به عنوان حادترین نوع تومورهای مغزی می باشد.
    مواد و روش ها
    در این مطالعه تجربی، از رده سلولی، سرطانی U87 (گلیوبلاستوما) استفاده شد. بررسی میانکنش سلول های سرطانی با غلظت های مختلف عصاره سلولی و بدنه میکروارگانیسم های کفیر پس از لیز، موردمطالعه قرار گرفت. میزان تکثیر سلول ها با استفاده از تست MTT، در زمانه های 24 و 48 ساعت بررسی شد.
    یافته ها
    نتایج تست MTT، تیمار با عصاره سلولی میکروارگانیسم های کفیر در دو زمان 24 و 48 ساعته، بیشترین میزان اثر به ترتیب در غلظت 024/0 و 045/0 میلی گرم عصاره و بیشترین میزان اثر بدنه سلولی میکروارگانیسم های کفیر در دو زمان 24 و 48 ساعته به ترتیب در غلظت 7 میلی گرم مشاهده گردید.
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج نشان می دهد عصاره سلولی میکروارگانیسم های کفیر به عنوان یک محصول پروبیوتیک دارای اثر سمیت و کشندگی بیشتری بر سلول های سرطانی گلیوبلاستوما دارد. این ترکیب می تواند به عنوان کاندید جایگزین و یا مکمل درمانی سرطان پیشنهاد و مورداستفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: عصاره سلولی میکروارگانیسم های کفیر، گلیوبلاستوما، پروبیوتیک، اثر ضد سرطان
  • بهروز خسرویان، اسماعیل سلیمانی* صفحات 20-32
    پیش زمینه و هدف
    : اعتیاد یک بیماری روان پزشکی مزمن می باشد که در بسیاری از جوامع ازجمله جامعه ایران در حال گسترش است و به مهم ترین بحران جوامع تبدیل شده است. هدف از این مطالعه مقایسه اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم فراقشری مغز (tDCS) و نوروفیدبک بر میزان ولع مصرف سوءمصرف کنندگان مواد می باشد.
    مواد و روش کار
    این پژوهش یک مطالعه آزمایشی همراه با گمارش تصادفی آزمودنی ها در گروه های آزمایش و گواه به همراه پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران وابسته به مواد افیونی مراجعه کننده به مراکز متادون درمانی در شهرستان میاندوآب در سال 1396 بودند که از بین آن ها 60 نفر که شرایط لازم برای ورود به پژوهش را داشتند با روش نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند و پس از پاسخ دهی به پرسشنامه ولع مصرف مواد، به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش tDCS (20 نفر)، نوروفیدبک (20 نفر) و یک گروه گواه (20 نفر) جای گرفتند. ابزارهای به کاررفته در این پژوهش پرسشنامه ولع مصرف فرانکن و همکاران (2002) بود. جلسات درمانی تحریک الکتریکی مستقیم فراقشری (tDCS) شامل 20 دقیقه تحریک آندی ناحیه F3 و تحریک کاتدی ناحیه F4 با شدت جریان 2 میلی آمپر بود. همچنین جلسات درمانی نوروفیدبک شامل 20 جلسه بود که هر جلسه به مدت 30 دقیقه اجرا گردید. سپس هر سه گروه بار دیگر به پرسشنامه های فوق پاسخ دادند. داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    تحلیل داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل کوواریانس نشان داد که بین سه گروه در میزان ولع مصرف در مرحله پس آزمون تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین تحلیل داده ها نشان داد که روش درمانی tDCS در مقایسه با نوروفیدبک در کاهش میزان ولع مصرف در مرحله پس آزمون موثرتر بوده است.
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که نوروفیدبک و به ویژه تحریک الکتریکی مستقیم فراقشری مغز (tDCS) می توانند موجب کاهش ولع مصرف در سوءمصرف کنندگان مواد شوند. لذا به درمانگران پیشنهاد می گردد از تحریک الکتریکی مستقیم فراقشری مغز (tDCS) و نوروفیدبک برای درمان افراد معتاد استفاده کنند
    کلیدواژگان: tDCS، نوروفیدبک، ولع مصرف، اعتیاد
  • جعفر نوروزاد *، مهسا ولی پور، شهرزاد آشوری، کمال خادم وطن، میر حسین محمدزاده صفحات 33-38
    پیش زمینه و هدف
    با توجه به شیوع بالای بیماری های قلبی_عروقی بین مردم جهان هدف از این مطالعه بررسی هم زمان ارتباط بین سطح سرمی آنزیم های گزانتین اکسیداز و گلوتاتیون پراکسیداز با شدت گرفتگی عروق کرونری است.
    مواد و روش کار
    در این مطالعه ی مورد – شاهدی 85 نفر از بیماران کاندیدای آنژیوگرافی عروق کرونری شرکت کرده و بر اساس نتایج آنژیوگرافی و به روش Syntax score به سه گروه تقسیم شدند: 1- بدون بیماری عروق کرونر (0= Ss)، 2- درگیری خفیف عروق کرونر (22˂Ss) 3-درگیری شدید عروق کرونر (22≤Ss). اندازه گیری Xanthine oxidase به روش الایزا و سنجش فعالیت Glutathione Peroxidase به روش Coupled assay انجام گرفت. نتایج حاصل با استفاده از نرم افزار spss ویرایش 16 مقایسه گردید.
    یافته ها
    بین افراد سه گروه موردمطالعه ازنظر سابقه انفارکتوس میوکاردی تفاوت معنی داری وجود داشت (332/0=OR و 011/0=P). و سطح سرمی کلسترول تام بین گروه های موردمطالعه تفاوت معنی داری نشان داد (400/0= OR و 030/0=P). مقادیر XO در بیماران با گرفتگی شدید عروق بالاتر از سایر گروه ها بود اما این اختلاف ازنظر آماری معنی دار نبود (206/0=P). و بین شدت گرفتگی عروق و مقادیر GPX ارتباط معنی داری وجود نداشت (539/0=P).
    بحث و نتیجه گیری
    درمجموع نتایج نشانگر عدم وجود رابطه ی مستقلی بین فاکتورهای گزانتین اکسیداز و گلوتاتیون پراکسیداز، با شدت گرفتگی عروق کرونری می باشد.
    کلیدواژگان: گزانتین اکسیداز، گلوتاتیون پراکسیداز، بیماری های قلبی، عروقی
  • سحر هنرمند جهرمی *، مریم عیدی، امید حسینی، الهام بولحسنی، زهرا سادات حسینی صفحات 39-49
    پیش زمینه و هدف
    واژینوز باکتریایی یک خطر جدی برای زنان به ویژه زنان باردار می باشد، زیرا آن ها را در معرض مشکلات متعددی قرار می دهد. شایع ترین علت ایجادکننده ی واژینوز باکتریایی، انواع میکروارگانیسم های بی هوازی ازجمله گاردنرلا واژینالیس است. هدف از انجام این تحقیق بررسی شیوع گاردنرلا واژینالیس در زنان مبتلا به واژینوز باکتریایی و غیر باکتریایی مراجعه کننده به کلینیک زنان بیمارستان امام حسین (ع) بود.
    مواد و روش کار
    مطالعه روی نمونه های واژینال 500 زن مراجعه کننده به کلینیک زنان بیمارستان امام حسین (ع) تهران انجام گرفت. بیماران مبتلا به واژینوز وارد مطالعه شدند و داده های دموگرافیک بیماران مطالعه شد. بر اساس معیارهای آمسل واژینوزها به گروه های واژینوز باکتریایی و غیرباکتریایی تقسیم شدند. به منظور شناسایی جدایه های گاردنرلا واژینالیس، ترشحات در محیط کشت اختصاصی کلمبیا آگارخون دار و تحت شرایط بی هوازی کشت داده شده و پس از رنگ آمیزی گرم، تست های بیوشیمیایی انجام شد. جهت تعیین هویت جدایه ها از روش مولکولی PCR استفاده شد. آنالیز داده ها توسط نرم افزار آماری SPSS و آزمون مربع کای (X2) انجام شد.
    یافته ها
    از 500 بیمار، 220 بیمار مبتلا به واژینوز تشخیص داده شدند که 81/56 درصد واژینوز باکتریایی و 43 درصد واژینوز غیر باکتریایی داشتند. شیوع گاردنرلا واژینالیس 8/21 درصد بود که به ترتیب 4/60 درصد و 5/39 درصد شیوع آن، در بیماران مبتلا به واژینوز باکتریایی و غیر باکتریایی بود. ارتباط معنی داری بین گروه های سنی و روش پیش گیری از بارداری به وسیله IUD با واژینوز باکتریایی مشاهده شد.
    بحث و نتیجه گیری
    میزان بالایی از فراوانی گاردنرلا واژینالیس در زنان مبتلا به واژینوز باکتریایی تاییدکننده اهمیت نقش باکتری در بروز واژینوز باکتریایی است. شناسایی عوامل پاتوژن عامل عفونت های واژینال باکتریایی با استفاده از روش های صحیح مبتنی بر کشت جهت اتخاذ روش صحیح درمانی در جوامع مختلف ضروری است.
    کلیدواژگان: شیوع، واژینوز باکتریایی، واژینوز غیر باکتریایی، گاردنرلا واژینالیس
  • لیلا رضاییان، مهدی ایمانی *، حسین زارعی جلیانی صفحه 50
    پیش زمینه و هدف
    آنزیم اوریکاز آسپرژیلوس فلاووس (EC 1.7.3.3) به عنوان یک آنزیم دارویی دارای کاربردهای درمانی ازجمله کاهش اورات سمی بوده و در درمان بالینی اختلالات نقرس، نفروپاتی و هایپراوریسمی ناشی از سندروم لیز توموری (TLS) استفاده می شود. علی رغم داشتن تمایل و ویژگی بالا در تبدیل سوبسترا به محصول، پایداری کم آن در برابر حرارت، کاربرد آن را با محدودیت مواجه ساخته است. برای حل این چالش راهکارهای متعددی وجود دارد که ازجمله آن ها می توان به مهندسی پروتئین و دستکاری ژنتیکی اشاره کرد. هدف از این تحقیق طراحی و ایجاد پل های دی سولفیدی برای اولین بار در آنزیم اوریکاز می باشد.
    مواد و روش کار
    در این تحقیق با استفاده از مطالعات بیوانفوماتیکی و سرور های موجود و با در نظر گرفتن کد pdb 1xxj، موقعیت های صحیح برای ایجاد پیوند دی سولفیدی در آنزیم اوریکاز انتخاب شد. سپس با روش جهش زایی هدف دار و روش SOE-PCR جهش های انتخابی ایجاد شدند.
    یافته ها
    شش جایگاه احتمالی تشکیل پیوند دی سولفیدی گزینش شد که شامل سه پیوند دی سولفیدی داخل زنجیره ای و سه پیوند دی سولفیدی بین زنجیره ای شامل Ser 145-Thr 185، Ala 235-Val 248، His 256-Gln 281، Ala 6-Cys290، Ser282-Ser282، Asn12-Asp283 می باشند که با جهش دادن آن ها به سیستئین پیوند دی سولفیدی تشکیل می شود. در این پروژه نتایج حاصل از SOE-PCR و کلونینگ برای جهش نقطه ای Ala6 و Ser282 با موفقیت توسط روش های کلونی PCR و هضم آنزیمی و درنهایت تعیین توالی، تایید شدند.
    بحث و نتیجه گیری
    در این تحقیق با موفقیت مکان هایی برای جهش به اسیدآمینه سیستئین تعیین شد و توسط روش SOE-PCR با موفقیت جهش زایی انجام شد.
    کلیدواژگان: اوریکاز، پیوند دی سولفیدی، جهش زایی هدف دار، SOE-CR، نقرس
  • معصومه آصفی *، وحید نجاتی، مسعود شریفی صفحات 63-73
    پیش زمینه و هدف
    اغلب مطالعات پیشین نشان داده اند که توانایی های زبانی کودکان مبتلا به ADHD ضعیف تر از کودکان عادی است. اما مطالعه ای وجود ندارد که تاثیر ADHD را بر تمامی حوزه های توانایی های زبانی را به صورت کامل و هم زمان موردبررسی قرار داده باشد. هدف این پژوهش بررسی نقص کارکردهای زبانی به طور هم زمان و تفکیکی در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش فعالی بود.
    مواد و روش کار
    163 نفر از دانش آموزان مقطع چهارم و پنجم ابتدایی شهرستان میانه به دو روش دردسترس و تصادفی انتخاب شدند. حافظه کلامی، سرعت نامیدن، روانی کلامی، توانایی دریافتی زبانی، توانایی های خواندن، توجه و علائم بیش فعالی و نقص توجه دانش آموزان مورد ارزیابی گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که تمامی حوزه های حافظه کلامی، سرعت نامیدن، روانی کلامی، توانایی دریافتی زبانی، توانایی های خواندن، توجه به طور هم زمان در کودکان ADHD ضعیف تر از کودکان عادی هستند (153/0=Wilks’ λ، 5/41=(143، 19) F، 001/0>p).
    بحث و نتیجه گیری
    این پژوهش نشان داد علاوه بر آنکه توانایی های زبانی به طور تفکیکی در کودکان مبتلا به ADHD ضعیف تر از کودکان عادی است، بلکه درمجموع توانایی های زبانی نیز تفاوت معنادار وجود دارد.
    کلیدواژگان: توانایی های زبانی، نقص توجه و بیش فعالی، توانایی خواندن، روانی کلامی، حافظه کلامی
  • غزال محمد قلی پور اقدم *، امیر لطافتکار، ملیحه حدادنژاد صفحات 74-84
    پیش زمینه و هدف
    جهت گیری و حرکت کتف می تواند بر روی عملکرد شانه تاثیرگذار باشد. تغییر در راستای کتف و حرکت در ناحیه شانه، عاملی بالقوه در تغییر زنجیره حرکتی بدن می باشد. هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه تاثیر دو شیوه تمرینی کنترل آگاهانه و ثبات دهنده بر کینماتیک منتخب کتف در حرکت اسکپشن افراد دارای دیسکنزیای کتف بود.
    مواد و روش کار
    در این مطالعه نیمه تجربی، 44 نفر از زنان دارای دیسکنزیای کتف (الگوی برجستگی زاویه تحتانی و لبه داخلی) بودند که به صورت تصادفی در سه گروه تمرین ثبات دهنده (15 نفر)، کنترل آگاهانه (15 نفر) و کنترل (14 نفر) قرار گرفتند. قبل و بعد از تمرینات، از همه آزمودنی ها جهت بررسی میزان اختلالات در کینماتیک کتف (با استفاده از دستگاه آنالیز حرکتی) آزمون به عمل آمد. سپس، آزمودنی ها به مدت 6 هفته و هفته ای 3 جلسه (هر جلسه به مدت 45 دقیقه) تمرینات ثبات دهنده و کنترل آگاهانه انجام دادند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها ابتدا به منظور بررسی درون گروهی از آزمون t وابسته و از آزمون کوواریانس به منظور بررسی تفاوت بین گروهی استفاده شد.
    یافته ها
    پس از یک دوره تمرینات ثبات دهنده و کنترل آگاهانه، نسبت به گروه کنترل تفاوت معنی داری در میزان زاویه کینماتیک کتف وجود داشت (050/0>P). همچنین، بررسی تفاوت بین گروهی نتایج نشان دهنده تفاوت معنی داری بین گروه تمرینات ثبات دهنده و کنترل آگاهانه بود (050/0>P).
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به یافته های تحقیق، پیشنهاد می شود که تمرینات ثبات دهنده و کنترل آگاهانه به همراه دیگر پروتکل های تمرین-درمانی کمربند شانه جهت بهبود کینماتیک کتف استفاده گردد.
    کلیدواژگان: دیسکنزیای کتف، تمرین درمانی، تمرینات کنترل آگاهانه
|
  • Sanaz Einy, Mohammad Narimani *, Akbar Atadokht (Phd), Sajjad Basharpoor (Phd), Fariba Sadeghi Movahhed (Phd) Pages 1-11
    Background and Aims
    Ego-strength and object relations are key concepts in the psychoanalytic approach which are important in the etiology of borderline personality disorder. Therefore, the present study was conducted with the aim of evaluating the effectiveness of cognitive-analytical therapy on ego-strength and object relations of persons with borderline personality disorder.
    Materials and Methods
    This research was a semi-experimental and pretest- posttest design with the control group. The statistical population of this study consisted of all men (N=70) with borderline personality disorder admitted to Isar Psychiatric Hospital and psychiatry section of Fatemi Hospital in 2017 in Ardabil city. The research sample consisted of 30 men with borderline personality disorder selected by convenience sampling and were randomly divided into experimental and control groups. Data collection tools in this study included structured clinical interviews for diagnosis of axis II disorders, Millon clinical multiaxial inventory, psychological inventory ego strength and Bell Object Relations Scale. Pretest and posttest were performed from both groups. Data were analyzed by multivariate analysis of covariance analysis and in SPSS 23 statistical software.
    Results
    The results showed that there was a significant difference between the mean posttest scores of both groups in both ego-strength and object relations variables (p
    Conclusion
    Cognitive-analytical therapy is a suitable strategy for improving the ego-strength and object relationships of persons with borderline personality disorder and can be used as an effective intervention method.
    Keywords: Borderline personality disorder, Cognitive, analytical therapy, Ego, strength, Object relations
  • Arghavan Fatahi, Neda Soleimani * Pages 12-19
    Background and Aims
    Kefir is a complex composition of microbial species such as streptococci, mesophilic lactobacilli, lactose or non-lactose fermenting yeast and acetic acid bacteria. Numerous studies have been performed to indicate the positive therapeutic effect and healing properties of probiotic products. The aim of this study was to investigate the effect of cytotoxicity of kefir microorganisms’ cytoplasmic extracts on growth and proliferation of glioblastoma cancer cells as the most acute type of brain tumors.
    Materials and Methods
    In this experimental study, kefir microorganisms’ cytoplasmic extract was prepared. The interaction of U87 glioblastoma cancer cells with different concentrations of cell extracts and cell wall of kefir microorganisms was studied. Cell proliferation was evaluated using MTT assay method after 24 and 48 hours.
    Results
    The results of cytotoxicity test show that the highest effect of cell extracts of kefir microorganisms on cancer calls was obtained 0.24 and 0.045 mg of extract at 24 and 48 hours, respectively, and the highest effect of cell wall of kefir microorganisms in both times was a density of 7 mg.
    Conclusion
    The cell extracts of kefir microorganisms as a probiotic product have a higher toxicity and fecundity effect on glioblastoma cells. This combination can be suggested as an alternative candidate for cancer treatment supplement.
    Keywords: Cell Extract of Kefir Microorganisms, Glioblastoma, Probiotics, Anticancer Effect
  • Behrooz Khosravian, Esmail Soleimani * Pages 20-32
    Background and Aims
    Addiction is a chronic psychiatric disorder that is prevalent in many societies and has become a serious problem for communities. The aim of this study was to compare the effectiveness of transcranial direct current stimulations (tDCS) and neurofeedback on craving among substance users.
    Materials and Methods
    This experimental study was conducted on opioid-dependent patients referring to methadone treatment centers in Miyandob city in 2017. Sixty people were selected through random sampling and were assigned into tDCS (n= 20) and neurofeedback (n= 20) and one control group (n=20). These groups had a pretest and posttest. They all completed a craving questionnaire then treatment with a direct electrical stimulation of the brain (tDCS) started including 20 sessions (20-min) anodal stimulation of F3 region, and Kathodal stimulation of F4 region with a current of 2 mA and treatment sessions with neurofeedback with 20 sessions (30-min). Finally, all participants completed craving Questionnaire for the second time. The data were analyzed using covariance.
    Results
    There was a significant difference between three groups in the rates of craving in the post-test phase. Also analysis of the data showed that tDCS compared with the neurofeedback was more effective in decreasing the rates of craving in the post-test phase.
    Conclusion
    The results showed that neurofeedback and especially tDCS can reduce craving in substance Users. Hence, we recommend psychotherapists to use tDCS and neurofeedback in treating addicted people.
    Keywords: tDCS, Neurofeedback, Craving, Addiction
  • Jaffar Nouroozzadeh *, Mahsa Valipour, Shahrzad Ashori, Kamal Khademvatan, Mir Hosein Mohammadzadeh Pages 33-38
    Background and Aims
    Considering the high prevalence of cardiovascular disease among people in the world, the aim of this study was to simultaneously investigate the association between the serum level of xanthine oxidase and glutathione peroxidase enzymes with the severity of coronary artery disease.
    Materials and Methods
    In this case-control study, 85 patients undergoing coronary artery angiography participated and were divided in to the three groups considering the results of angiography by Syntax score as follows: 1. without coronary artery disease (Syntax score = 0); 2. Mild coronary artery disease (Syntax score˂ 22); 3. severe coronary artery disease (Syntax score ≥22). XO was measured by ELISA method and GPX activity assay by Coupled assay. The results were compared using SPSS software version 16.
    Results
    Our results showed that the control group had ejection fraction higher than the other two groups, and the EF was an independent risk factor for the incidence of coronary artery disease (OR = 0.349, P = 0.001). There was a significant difference between the three groups in terms of history of myocardial infarction (OR = 0.332, P = 0.11). Also serum total cholesterol levels were significantly different between the groups (OR = 0.400 and P=0.030). XO value was significantly higher in patients with severe coronary artery stenosis than the other groups but the difference was not statistically significant (P = 0.206). Moreover, with increasing severity of vascular arrest, the level of GPX serum reduced (P =0.539).
    Conclusion
    Overall, our results indicated that there are no independent correlation between XO and GPX factors with the severity of arterial obstruction
    Keywords: Xanthine Oxidase, Glutathione Peroxidase, Cardiovascular Diseases
  • Sahar Honarmand Jahromy *, Maryam Eidi, Omid Hosseini, Elham Bolhassani, Zahra Sadat Hosseini Pages 39-49
    Background and Aims
    Developing bacterial vaginosis is of high prevalence especially in pregnant women. The most common causes of bacterial vaginosis are anaerobic microorganisms such as Gardnerella vaginalis. The aim of this study was to determine the prevalence of Gardenerella vaginalis isolated in women with bacterial and non-bacterial vaginosis.
    Materials and Methods
    The study was conducted on 500 women attending to Gynecology Clinic of Imam Hossein Hospital. Demographic data of patients were studied. Based on Amsel criteria, vaginosis was divided into bacterial and non-bacterial vaginosis groups. For diagnosis of Gardnerella vaginalis isolates, the secretion was cultured in specific Colombia-Agar- medium under anaerobic conditions and after gram staining, biochemical tests were performed. Molecular PCR method was used to identify isolates. Data analysis was performed using SPSS software.
    Results
    Among 220 patients with vaginosis, 56.81% had bacterial and 43% had non bacterial vaginosis. The prevalence of Gardenerella vaginalis was 21.8%. From these, 60.4% and 39.5% were from patients with bacterial and non-bacterial vaginosis, respectively. There was a significant relationship between age group and contraceptive method by IUD with bacterial vaginitis.
    Conclusion
    The High incidence of Gardenerella vaginalis in women with bacterial vaginosis confirms the important role of bacteria in the occurrence of bacterial vaginosis. It is necessary for identification of pathogenic agents responsible for bacterial vaginal infections using culture-based methods to recommend the correct medical treatment in different societies.
    Keywords: Prevalence, Bacterial vaginosis, non bacterial vaginosis, Gardenerella vaginalis
  • Leila Rezaeian Marjani, Mehdi Imani *, Hossein Zarei Jalian Page 50
    Background and Aims
    As a therapeutic enzyme, Aspergillus flavus (uricase or; EC 1.7.3.3), is used for treatment of urate deposits, gout and nephropathy, hyperuricemia and tumor lysis syndrom (TLS). Despite desirable kinetic features, fragile stability of uricase limits its wide range applications. Therefore, several approaches have developed such as protein engineering and genetic manipulations to overcome these problems. The main aim of the current research was the design and creation of disulfide bridge in therapeutic enzyme uricase for the first time.
    Materials and Methods
    By the help of bioinformatics studies and based on protein data bank (PDB) code: 1xxj, the potential points for disulfide bridge formation were selected. To create mutations, site-directed mutagenesis using SOE-PCR was employed.
    Results
    According to computational tools, six potential pairs including three intra and three inter-chains were predicted to form disulfide when mutated to cysteins as followings: Ser145-Thr185, Ala235-Val248, His256-Gln281 and Ala6-Cys290, Ser282–Ser282, Asn12-Asp283. By means of SOE-PCR, mutation and cloning of Ala6 and Ser282 was implemented and verified by colony PCR, digestion check and eventually by sequencing.
    Conclusion
    In the current research, we successfully determined the location for mutating to cystein and fortunately implemented mutagenesis by SOE-PCR.
    Keywords: Uricase, disulfide bond, site, directed mutagenesis, SOE, PCR, gout
  • Masomeh Asefi *, Vahid Nejati, Massoud Sharifi Pages 63-73
    Background and Aims
    Most previous studies have shown that the language abilities of children with attention deficit hyperactivity disorder (ADHD) are weaker than normal children. But there is no study that examines the impact of ADHD on all areas of linguistic abilities at the same time. The purpose of this study was to investigate the lack of simultaneous and separately linguistic functions in children with ADHD.
    Materials and Methods
    For this purpose, 163 students from the fourth and fifth grades of primary school in the middle of the city were selected conveniently and randomly. Verbal memory, naming speed, verbal fluency, language ability, reading abilities, attention, attention deficit disorder with hyperactivity were assessed.
    Results
    The results showed that the verbal memory, naming speed, verbal fluency, reading ability, attention at the same time in ADHD children are weaker than normal children (Wilk's λ= 0.153, F(19,143)=41.5, p
    Conclusion
    The research showed that language abilities in children with ADHD are separately weaker than normal children and also language abilities in sum were significantly different between them.
    Keywords: language ability, attention deficit, hyperactivity disorder, reading ability, verbal memory
  • Ghazal Mohammad Golipor Agdam*, Amir Letafatkar, Maliheh Hadadnezhad Pages 74-84
    Background and Aims
    Scapular orientation and movements can affect the function of the shoulder. Changes in scapular alignment or movement in shoulder regions has the potential to alter the kinetic chain of the body. This study aims at comparing scapular stabilization and conscious control training on selected kinematic of scapular in subjects with scapular dyskinesias.
    Materials and Methods
    A cross-sectional study was conducted with forty four female subjects having scapula dyskinesis (inferior angle & medial border pattern). The subjects were selected and randomly assigned into 3 groups: 1. Stabilization (n=15), 2. Control conscious (n=15), 3. Control (n=14). All the subjects were tested for investigating the degree of disorder in the scapular kinematic (using motion analysis machine). Then the subjects in scapular stabilization and conscious control were trained three days a week for six weeks (45 minutes for each session). In order to analyze the data, a dependent t-test for examining the intergroup difference and a covariance for examining across group difference was applied.
    Results
    The results of the study showed that participating in six weeks of the interventions may result in decreased anterior tilt, internal rotation and improved upward rotation. Significant differences were observed between intervention groups and the control group (p0.05). Also, concerning all dependent variables significant differences between the experimental groups and the better efficiency of the conscious control training were observed.
    Conclusion
    With reliance on the findings of the research, the use of scapular stabilization program and conscious control program along with other exercise-therapy protocols of shoulder complex is suggested to improving scapular orientation and movements in people with scapular dyskinesias.
    Keywords: scapula dyskinesias, exercise, therapy, conscious control program