فهرست مطالب

زراعت دیم ایران - سال ششم شماره 2 (پاییز و زمستان 1396)
  • سال ششم شماره 2 (پاییز و زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1397/01/17
  • تعداد عناوین: 6
|
  • مریم دلفانی، علی حاتمی*، سید سعید پورداد، زهرا طهماسبی، فرشید فتاح نیا، محمدرضا جهانسوز صفحات 147-168
    گلرنگ (Carthamus tinctorius L.) به لحاظ داشتن مقاومت نسبی به تنش های محیطی بخصوص خشکی، یک گیاه مناسب در شرایط دیم محسوب می گردد. این تحقیق جهت بررسی اثر تراکم کاشت و آبیاری تکمیلی بر خصوصیات کمی و کیفی عملکرد علوفه دو رقم گلرنگ در مزرعه ی دانشکده کشاورزی دانشگاه ایلام اجرا شد. آزمایش در قالب طرح اسپلیت پلات فاکتوریل بوده و تیمارها شامل، عامل اصلی آبیاری در دو سطح (آبیاری تکمیلی و دیم) و عامل های فرعی شامل، تراکم در پنج سطح (20، 30، 40، 50 و 60 کیلوگرم در هکتار) و دو رقم (گلدشت و فرامان) با سه تکرار اجرا گردید. بیشترین میزان کربوهیدرات کل در تیمار اثر متقابل تراکم 50 کیلوگرم در هکتار و رقم گلدشت به میزان 32/68 درصد و کمترین آن در تراکم 30 کیلوگرم در هکتار و رقم فرامان به میزان 17/65 درصد، مشاهده شد. بیشترین مقدار کربوهیدرات غیر فیبری مربوط به رقم گلدشت تحت شرایط آبیاری تکمیلی بود. بیشترین میزان پروتئین اندام های هوایی در شرایط دیم (35/19 درصد) و همچنین در تیمار اثر متقابل تراکم 40 کیلوگرم در هکتار× رقم فرامان (98/19 درصد) بدست آمد. عملکرد علوفه ی تر تحت تاثیر هر سه نوع اثر متقابل دوگانه، قرار گرفت. در مجموع، رقم گلدشت با تراکم بالا در شرایط آبیاری تکمیلی از لحاظ کربوهیدرات و رقم فرامان در شرایط دیم و تراکم پایین از نظر پروتئین، برتر بود. رقم فرامان در شرایط آبیاری تکمیلی و رقم گلدشت در تراکم بالا از لحاظ عملکرد برتری داشتند و هم چنین همراه با افزایش تراکم در شرایط آبیاری تکمیلی عملکرد علوفه ی تر افزایش یافت. در نهایت، به نظر می رسد که در اکثر صفات ذکر شده آبیاری تکمیلی در تراکم های بالا سبب بروز نتایج بهتری شد.
    کلیدواژگان: گلرنگ، کربوهیدرات، پروتئین، دیم
  • غلامرضا خلیل زاده * صفحات 165-186
    به منظور برآورد اجزای واریانس ژنتیکی و همچنین تعیین نوع عمل ژن ها، آزمایشی به صورت دی آلل با استفاده از تلاقی های حاصل از 12 والد در گندم نان اجرا گردید. تعداد 66 هیبرید F2 حاصل از تلاقی دی آلل یک طرفه به همراه والدین آن ها در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در ایستگاه تحقیقات کشاورزی آذربایجان غربی در منطقه ساعتلو در سه تکرار و در سال 1392 اجرا گردید. بین والدین و تلاقی های F2 در صفات مورد مطالعه اختلاف معنی دار وجود داشت. معنی دار بودن میانگین مربعات والدین در برابر تلاقی ها، حاکی از وجود هتروزیس معنی دار برای صفات بود. با توجه به معنی دار بودن میانگین مربعات قابلیت ترکیب پذیری عمومی (GCA) و قابلیت ترکیب پذیری خصوصی (SCA) در صفات ارتفاع بوته، تعداد سنبلچه در سنبله، شاخص برداشت و عملکرد بیولوژیک، هر دو اثر افزایشی و غیر افزایشی ژن ها در کنترل ژنتیکی این صفات نقش داشتند. بیشترین میزان وراثت پذیری متعلق به ارتفاع بوته با 7/83% و کمترین میزان وراثت پذیری با 2/54% در صفت شاخص برداشت بود. وراثت پذیری خصوصی از 1/16 برای تعداد دانه در سنبله تا 2/54% برای ارتفاع بوته متغیر بود. دو والد قیرمزی گول-1 و قیمت لی-17/2 بالاترین رتبه ها را در اکثر صفات اجزای عملکرد دارا بوده و از بیشترین قابلیت ترکیب پذیری عمومی (GCA) برخوردار بودند. فراوانی آلل های غالب و مغلوب در صفات مورد مطالعه در تعادل نبوده و در اغلب صفات، آلل های غالب بیش از مغلوب بودند. با توجه به بررسی گرافیکی تجزیه هیمن- جینکز می توان نتیجه گرفت که برای صفات طول پدانکل، تعداد دانه در سنبله، عملکرد تک بوته و عملکرد بیولوژیک رابطه فوق غالبیت و برای شاخص برداشت غالبیت نسبی بین آلل ها وجود داشت. نتایج تحقیق نشان داد که افزایش صفات عملکرد تک بوته، تعداد دانه در سنبله، تعداد سنبلچه، عملکرد بیولوژیک، ارتفاع بوته و طول پدانکل توسط آلل های مغلوب کنترل می شود. از آنجایی که در کنترل عملکرد، هم اثرات افزایشی و هم غیر افزایشی دخیل می باشند، می توان با انتخاب روش اصلاحی مناسب مثل انتخاب دوره ای، امکان تجمیع ژن های مناسب افزایشی را بالا برد و فرصت بهره برداری از واریانس غالبیت را فراهم نمود.
    کلیدواژگان: دی آلل، عملکرد دانه، قابلیت ترکیب پذیری عمومی و خصوصی، وراثت پذیری
  • مرضیه معتمدی، عیدی بازگیر*، مهدی نصر اصفهانی، مصطفی درویش نیا صفحات 187-208
    نماتد سیستی غلات از مهم ترین نماتدهای خسارت زای گندم و جو در جهان می باشند. گونه Heterodera filipjevi دارای پراکنش وسیعی در مزارع غلات کشور است. در این مطالعه، تاثیر گونه فوق روی 13 رقم گندم دیم کشوری و نیز اجزای میکرو- مورفولوژیکی ریشه در گلخانه و مزرعه بررسی شد. مطالعات ریخت شناسی و ریخت سنجی و هم چنین، مشخصات مولکولی شناسایی گونه H. filipjevi را تایید نمود. شاخص های تعداد سیست، تخم و لارو سن دوم، فاکتور تولیدمثل و اجزای آناتومیکی ریشه ارقام گندم مبنای تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج نشان داد که در شرایط گلخانه، کمترین میزان سیست شیری در هر گیاه مربوط به رقم زاگرس با میانگین 75/1 عدد و کمترین میزان تخم و لارو و فاکتور تولید مثل مربوط به رقم کوهدشت با میانگین 32/1 و 26/0 عدد در گرم خاک بود. نتایج حاصله، ارقام مربوطه را بر اساس میزان حساسیت و مقاومت به نماتد سیستی، در دوطیف‏، مقاوم و حساس قرار داد. در شرایط مزرعه، کمترین میزان سیست، مربوط به رقم‏ زاگرس با میانگین 33/185 عدد در 200 گرم خاک بود. کمترین میزان تخم و لارو و فاکتور تولید مثل مربوط به رقم کوهدشت با میانگین عدد 76/3 و 68/0 درگرم خاک بود. در رابطه با مطالعه اجزای ریشه، بیشترین ضخامت کوتیکول، پریدرم و پارانشیم به ترتیب مربوط به رقم رصد با میانگین 12، رقم کریم 33 و رقم رصد 33/41 میکرومتر وکمترین آن، به ترتیب مربوط به رقم کریم 67/6، ریژاو 33/19 و رقم آفتاب 23 میکرومتر بود. تجزیه ی خوشه اینیز ارقام موردآزمون را دررابطه با صفات مورد بررسی،کماکان به دو دسته متفاوت گروه‏بندی نمودکه با نتایج آزمون دانکن نیز تشابه نزدیکی داشته و هم‏خوانی قابل توجه ی نشان ‏داد.
    کلیدواژگان: آناتومی ریشه، ارقام، گندم، مقاومت، نماتد سیستی غلات، Heterodera filipjevi
  • فهیمه شکرانی، جلال جلیلیان*، علیرضا پیرزاد، اسماعیل رضایی چیانه صفحات 209-228
    کشت مخلوط گیاهان و بهره گیری از کودهای زیستی جهت بهبود عملکرد کمی و کیفی گیاهان از دیدگاه کشاورزی پایدار مهم محسوب می گردند. اثر باکتری های حل کننده فسفات بر عملکرد و اجزای عملکرد بالنگوی شهری و نخود در کشت خالص و مخلوط، با آزمایشی دو ساله (1394-1393) به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی هنرستان کشاورزی نقده بررسی گردید. تیمارهای آزمایشی شامل کاشت نخود با تراکم (30 و 40 بوته در مترمربع) و بالنگو (160 بوته در متر مربع) در شرایط مایه زنی با کود زیستی فسفاته شامل دو باکتری (Bacillus lentus وPseudomonas putida) و بدون مایه زنی بودند. در نخود بیشترین تعداد دانه در نیام (3/1 عدد)، عملکرد دانه (1/674 کیلوگرم در هکتار) و شاخص برداشت (9/49 درصد) ازکشت خالص نخود با تراکم 30 بوته در متر مربع در سال اول کاشت و در شرایط کاربرد کود زیستی حاصل شد و کمترین میزان آن ها از کشت مخلوط 40 بوته نخود+ بالنگو در سال دوم و تحت تیمار شاهد (بدون کاربرد کود زیستی) بدست آمد. در گیاه بالنگو بالاترین تعداد دانه در بوته (5/106 عدد)، عملکرد دانه (5/489 کیلوگرم در هکتار) و شاخص برداشت (1/22 درصد) از تیمار کشت خالص بالنگو و کاربرد کود زیستی در سال اول کاشت به دست آمد و کمترین مقدار آنها مربوط به تیمار کشت مخلوط نخود40 + بالنگو در تیمار بدون مایه زنی (بدون کود) در سال اول کاشت حاصل شد .نسبت برابری زمین در شرایط کشت مخلوط 30 بوته نخود+ بالنگو با تیمار کاربرد کود زیستی (74/1) بود که نشان دهنده 74 درصد افزایش سودمند زراعی نسبت به کشت خالص دو گونه دارد و این تیمار می تواند برای ایجاد پایداری تولید و بهره وری استفاده از زمین های کشاورزی به طور قابل ملاحظه ای موثر باشد.
    کلیدواژگان: آبیاری تکمیلی، عملکرد، کشاورزی پایدار، کودهای زیستی، نسبت برابری زمین
  • مهدی جمشیدمقدم*، خشنود علیزاده صفحات 229-245
    به منظور بررسی اثرات زمان کاشت بر صفات زراعی، عملکرد دانه و میزان روغن گلرنگ در مناطق معتدل سرد و سردسیرکشور، آزمایشی با 15 ژنوتیپ گلرنگ بر پایه طرح بلوک کامل تصادفی با 3 تکرار برای سه نوع کشت (پاییزه، انتظاری و بهاره) در دو ایستگاه تحقیقات کشاورزی دیم سرارود (کرمانشاه) و مراغه طی دو سال زراعی 92-1390 اجرا گردید. نتایج تجزیه واریانس مرکب جداگانه دو ایستگاه نشان داد که برای برخی از خصوصیات زراعی اثرات اصلی و متقابل عامل های سال، زمان کاشت و ژنوتیپ معنی دار بود. در ایستگاه سرارود، کشت پاییزه برای بیشتر صفات به کشت های انتظاری و بهاره برتری نشان داد و از لحاظ عملکرد دانه با کشت انتظاری اختلاف معنی داری نداشت. بیشترین میانگین عملکرد دانه در کشت های پاییزه و انتظاری (به ترتیب 687 و 705 کیلوگرم در هکتار) و کمترین در کشت بهاره (331 کیلوگرم در هکتار) مشاهده شد. در ایستگاه مراغه نیز کشت پاییزه برای اکثر خصوصیات برتری نشان داد. با این حال، برای صفت عملکرد دانه در مراغه، میانگین زمان های کاشت پاییزه، انتظاری و بهاره (به ترتیب 645، 569 و 648 کیلوگرم در هکتار) از لحاظ آماری غیرمعنی دار شد. در هر دو ایستگاه اختلاف معنی داری از لحاظ میانگین میزان روغن دانه بین کشت های پاییزه و بهاره مشاهده نشد. در ایستگاه سرارود کشت پاییزه و انتظاری و در ایستگاه مراغه کشت انتظاری و بهاره قابل توصیه بود. برای هر دو ایستگاه بین عملکرد و اجزای عملکرد ارتباط خاصی وجود نداشت و گزینش مستقیم برای عملکرد دانه مناسب تر بود. با توجه به نوع کشت ژنوتیپ های متفاوتی جهت کسب بالاترین پتانسیل عملکرد دیم در دو مکان گزینش شد
    کلیدواژگان: گلرنگ زراعی، زمان کشت، ژنوتیپ، عملکرد دانه
  • امین علیزاده دیزج، حامد ابراهیمیان * صفحات 247-262
    حوضه آبریز دریاچه ارومیه، یکی از مناطق مستعد کشاورزی است که در دهه اخیر با بحران کم آبی و مشکلات زیست محیطی ناشی از خشک شدن دریاچه ارومیه مواجه گردیده است. استفاده از مدل های شبیه سازی در بررسی گزینه های مدیریتی می تواند ابزاری مطمئن و مناسبی در سطح حوضه های آبریز باشد. در این تحقیق تاثیر دو گزینه مدیریتی که منجر به کنترل و افزایش بهره وری مصرف منابع آب موجود در حوضه دریاچه ارومیه و منطقه ارومیه می گردد توسط مدل AquaCrop مورد بررسی قرار گرفت. این گزینه ها شامل: 1) انجام آبیاری تکمیلی کامل (I) در زمان مناسب از طول دوره رشد گیاه و عمق بهینه آن و 2) تاریخ کاشت، بودند که تاثیر این گزینه های مدیریتی بر بهره وری فیزیکی آب مصرفی (TWP)، بهره وری اقتصادی مصرف آبیاری تکمیلی (EWP) و عملکرد خشک (DY) گیاهان گندم و جو دیم بررسی شد. شبیه سازی با استفاده از اطلاعات اقلیمی سال زراعی 94-1393 انجام گرفت. نتایج نشان داد زمان مناسب انجام آبیاری تکمیلی برای گندم و جو دیم به ترتیب 200 و 140 روز پس از تاریخ کاشت است. بیشترین مقدار TWP برای گندم و جو در تیمارهای آبیاری تکمیلی به ترتیب برابر و بدست آمد (61/0 و 44/0 Kg/m3 به ترتیب برای گندم و جو). با توجه به مقادیر EWP، بیشترین میزان بهره وری اقتصادی آب مصرفی در تیمار آبیاری تکمیلی برای گندم و جو حاصل شد (4580 و 1052 Rials/m3 به ترتیب برای گندم و جو). بهینه ترین تاریخ کاشت از نظر ماکزیمم TWP، EWP، و DY برای محصولات گندم و جو به ترتیب دهه ی اول مهرماه و دهه ی اول آبان ماه بدست آمد.
    کلیدواژگان: AquaCrop، سود کشاورز، دریاچه ارومیه، مدیریت آب در مزرعه، عملکرد گیاه
|
  • M. Delfani, Ali Hatami *, S.S. Pourdad, Z. Tahmasebi, F. Fattahnia, M.R. Jahansooz Pages 147-168
    Safflower (Carthamus tinctorius L.) is considered to be a suitable crop for drylands because of its relatively high resistance to environmental stresses especially drought resistance. This research was carried out to investigate the effects of planting density and supplemental irrigation on quality and quantity of forage yield in two cultivars of safflower at the farm of Faculty of Agriculture, Ilam University. The experiment was conducted in a split-factorial-design. The main factor was irrigation at two levels (with supplementary irrigation and dry-land) and Sub factor included the mixture treatments of density levels (20, 30, 40, 50 and 60 kg/ha) and cultivars (Goldasht and Faraman) which were performed in three replications. The highest amount of total carbohydrate with 68.32% was found in Goldasht cultivar, cultivated in 50 (kg ha-1) density and the lowest amount of it with 65.17% was in density of 30 (kg ha-1) and Faraman cultivar. The highest non-fibrous carbohydrate was recorded from Goldasht cultivar under supplementary irrigation condition. Both dry-land condition (19.35%) and interaction of 40 kg ha-1 density × Faraman cultivar (19.98%) had the highest protein content of the shoot. Forage yield was affected by all three double interactions. In general, Goldasht cultivar with high density under supplementary irrigation conditions had higher carbohydrate, while Faraman cultivar had a better protein yield under dry-land conditions and with lower density. Farman cultivar and Goldasht cultivar had better performance in terms of supplementary irrigation and high density, respectively. Also, the performance (yield) increased when density rise under supplementary irrigation conditions. Finally, it seems that in most of the above-mentioned traits supplementary irrigation has caused better results in high densities.
    Keywords: Safflower, carbohydrate, protein, Dryland
  • G.R. Khalilzadeh* Pages 165-186
    In order to estimate genetic variance components and to determine the gene function, this experiment was conducted using crosses from 12 parents through diallel mating design in bread wheat. A total of 66 F2 hybrids obtained from a one-way diallel cross with their parents in a randomized complete block design (RCBD) were conducted in West Azarbaijan Agricultural Research Station in Saatlu region in three replications during 2013. The results of analysis of variation showed a significant difference between parents and F2 crosses in studied traits. The significance of the mean square of the parents against the crosses indicated a significant heterozygosity for the traits. Considering the significant differences for mean squares of General Combination Analysis (GCA) and Special Combination Analysis (SCA) in plant height, number of spikelet per spike, harvest index and biological yield, both additive and non-additive effects gene effects played a significant role in genetic control of traits. The highest heritability was belong to plant height with 83.7% and the lowest one was belong to harvest index with 54.2%. Narrow sense heritability varied from 16.1 for grain number per spike to 54.2% for plant height. Two parents of Qirmizigul-1 and Qiymatli-2/17 had the highest rank in most traits of yield components and had the highest GCA. In the studied traits, the frequency of dominant and recessive alleles was not in equilibrium in most traits, and dominant alleles were more than recessive ones. According to the graphical analysis of Hayman-Jinks analysis, it can be concluded that for peduncle length, number of seeds per spike, single plant grain yield and biological yield, are controlled by over dominant gene actions, while harvest index was controlled by relative dominant one. Final results of this experiment showed that increasing of grain yield per plant, number of seeds per spike, spikelet number, biological yield, plant height and peduncle length were controlled by recessive allels. Since both additive and non-additive effects are involved in controlling of grain yield, it is possible to assemble additive genes and create an opportunity to gain of dominance variation in a breeding program with suitable selection method, such as periodic selection.
    Keywords: Diallel, Grain yield, General combining ability, Special combination ability, Heritability
  • M. Moatamedi, E. Bazgir *, M. Nasr Esfahani, M. Darvishnia Pages 187-208
    Cereal Cyst nematode is one of the most important damaging nematodes of wheat and barley in the world. Cereal cyst nematode Heterodera filipjevi has wider distribution in cereal fields in the country. In this study, the effect of mentioned nematode was evaluated on 13 wheat rainfed cultivars and root micro-morphological in greenhouse and field condition. H. filipjevi were identified based on morphometric and molecular characters. The number of cysts, second stage juveniles (J2) and eggs, reproductive factors and anatomical aspects of the root were analyzed. The results indicated that at greenhouse conditions, the lowest milky cyst was related to Zagros cultivar with 1.75 number and the lowest number of cereal cyst nematode eggs and larvae and reproductive factors were related to the Kohdasht cultivar with 1.32 and 0.26 number per gram of soil. Obtained results classified cultivars in two ranges of resistant and sensitive to cyst nematode. In the field, the lowest number of cyst was related to Zagros with 185.33 per 200 g of soil. The lowest number of CCN eggs and larvae and reproductive factors were related to Kohdasht with 3.76 and 0.68 per g of soil. Root components studies, the highest thickness of cuticle, periderm and parenchyma was observed for the Rasad, Karim and Rasad cultivars with an average of 12, 33 and 41.33 micrometers and the lowest was recorded for Karim, Rizhav and Aftab with an average of 6.67, 19.33 and 23 μm, respectively. Cluster analysis was also divided the studied cultivars in two different categories, which this results had a remarkable similarities with Duncan's test results.
    Keywords: Root anatomy, Cultivars, Wheat, Resistant, Cereal Cyst Nematodes, Heterodera filipjevi
  • F. Shokrani, J. Jalilian *, A. Pirzad, E. Rezaei-Chiyaneh Pages 209-228
    Intercropping and use of biofertilizers are important for improving the quantitative and qualitative yield of plants from a sustainable agricultural perspective. In order to evaluate the effect of phosphate solubilizing bacteria on yield and yield components of dragon's head and chickpea sole and intercropping, a 2-years (2013-2014) factorial experiment were conducted based on randomized complete block design with three replications at the agricultural research Campus in Nagadeh, Iran. Treatments including sole and intercropping of chickpea (30 and 40 plants/m2), dragon's head (160 plants/m2) and inoculation with two inoculated phosphates biofertilizer (Bacillus lentus and Pseudomonas putida) and without inoculation. In inoculated chickpea, the highest amount of seeds per pods (1.3), seed yield (674.1 kg/ha) and harvest index (49.96 %) were obtained from sole cropping of 30 plants/m2 at first year. The minimum amounts of them were obtained from intercropping of chickpea 40 plants/m2 and dragon's head at second year under control treatment. At first year, in sole cropping of bacterial inoculated dragon's head, the maximum number of seeds per plant (106.5), seed yield (489.5 kg/ha) and harvest index (22.1 %) were obtained, the minimum of them observed from intercropping of dragon's head and chickpea 40 plants/m2 without inoculated at 2013. LER in inoculated intercropping of chickpea 30 plants/m2 and dragon's head was 1.74, that showed intercropping improved land use efficiency by 74% compared with sole cropping, and this treatment can be effective in stabilizing production and agricultural land utilization.
    Keywords: Biofertilizers, Land equivalent ratio, Supplemental irrigation, sustainable agriculture, yield
  • M. Jamshidmoghaddam *, K. Alizadeh Pages 229-245
    The present study was carried out to investigate the effects of three sowing times (fall, entezari and spring) on agronomic characteristics, seed yield and oil content of 15 safflower genotypes under rainfed conditions in moderate cold and cold regions of Iran. Field experiments were conducted based on randomized complete block design with three replications in the Dryland Agricultural Research stations Sararood-Kermanshah and Maragheh during two cropping seasons 2011-2013. Results of combined ANOVA showed that the main effects of year, planting date, genotype and their interactions were significant for some of the traits in both locations. In Sararood, winter (fall or entezari) sowings showed higher values of the traits than spring sowing, but yields did not differ significantly between fall and entezari sowings. The highest seed yield in fall and entezari sowings (687 and 705 Kg/ha, respectively) and the lowest in spring sowing (331 Kg/ha) was observed. In Maragheh, fall sowing also showed superiority for most of the traits. However, the average seed yield of sowing times (fall, entezari and spring) were not significantly differerent (645, 569 and 648 Kg/ha, respectively). There were no significant difference between fall and spring sowing dates for oil content in both of locations. Winter (fall or entezari) sowings for Sararood and entezari and spring sowings for Maragheh were recommended. In both of stations, no relationship was found between yield and its components so, direct selection for yield were more appropriate. According to the sowing times, different genotypes to obtain the highest rainfed yield potential were selected in both locations.
    Keywords: Safflower (Carthamus tinctorius L.), Planting date, Genotype, Grain yield
  • A. Alizadeh Dizaj, H. Ebrahimian * Pages 247-262
    The ​​ Urmia Lake catchment is one of the most susceptible agricultural areas that has been affected by water stress and environmental problems which caused by the drying of Lake Urmia in recent decades. Using simulation models in exploring management options can be a reliable and appropriate tools for catchment areas. In this research, the effect of two management options that leads to controlling and increasing the productivity of water resources in the Lake Urmia basin and the Urmia region is investigated by the AquaCrop model. These options included: (1) complete supplementary irrigation (I) at the right time due to the plant growth period and its optimum depth; and (2) the planting date. The effect of these management options on the physical Water Productivity (TWP), the Economic Water Productivity of supplementary irrigation (EWP) and dry yield (DY) of wheat and barley plants under dryland condition was investigated. Simulation was performed using climatic information about 1393-94. The results showed that supplementary irrigation of wheat and barley was 200 and 140 days after planting date, respectively. The highest amount of TWP of wheat and barley was in supplementary irrigation treatments of and , respectively. (0.61 and 0.44 Kg. m-3 for wheat and barley respectively). According to EWP values, the highest economic productivity of water was obtained in treatment for wheat and barley (4580 and 1052 Rials.m-3 for wheat and barley, respectively). The optimum planting date for maximum amounts of TWP, EWP, and DY was obtained for in the first decade of October and the first decade of November for wheat and barley, respectively.
    Keywords: AquaCrop, Farmer's Profit, Lake Urmia, On-Farm Water Management, dry yield