فهرست مطالب

جستارهای فقهی و اصولی - سال سوم شماره 2 (پیاپی 7، تابستان 1396)
  • سال سوم شماره 2 (پیاپی 7، تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/07/07
  • تعداد عناوین: 7
|
  • یادداشت سردبیر
  • صفحات 9-14
  • پژوهشی
  • سعید ضیایی فر * صفحات 15-31
    رویکرد حکومتی در اجتهاد یک دیدگاه درباره روش اجتهادی است. در این دیدگاه تلاش می ‏شود تا احکام فقهی بر محوریت حکومت و نظام سیاسی اداره کننده جامعه، استنباط شود. این دیدگاه ضمن استواری بر مبانی‏ خاص خود، پیامدهایی را در اجتهاد به همراه دارد که با پیامدهای رویکرد غیرحکومتی متفاوت است. در این مقاله تلاش شده میان این پیامدها و استنباط‏ ها با استنباط‏ ها در شیوه غیرحکومتی مقایسه‏ ای صورت گیرد. قاعده اولی اشتراط اجرای احکام حوزه عمومی به نظر حکومت مشروع، توسعه قلمرو استفاده از قواعد فقهی، نوع نگاه به اموال مرتبط با پیامبر (ص) و امام (ع)، اهمیت بیشتر حفظ نظام اسلامی از سایر احکام شرعی فرعی، قابلیت اجرایی احکام، کارآمدی در اجتهاد، وجود تکالیف برای جامعه، نیاز به قواعد استنباطی جدید، کاهش مراجعه به اصول عملیه؛ از مهم‏ترین پیامدهای رویکرد حکومتی در اجتهاد است که در سایر رویکردها یافت نمی شود.
    کلیدواژگان: رویکرد حکومتی، اجتهاد، پیامدهای رویکرد حکومتی، روش های فقهی، مکاتب فقهی
  • نعمت الله دالوند، امان الله علیمرادی، محمد علی حیدری صفحات 33-56
    آب خوان ها از آن جهت که منشا تغذیه منابع آب اند، دارای اهمیت ویژه ای هستند و مدیریت و بهره برداری صحیح از منابع آب، در پایداری آن ها تاثیرگذار است. در این میان، عواملی همچون؛ برداشت بی رویه آب، آلوده کردن منابع آب زیرزمینی و... موجب پدید آمدن مشکلاتی؛ مانند: خشک شدن، آلودگی، نقصان و افت آب خوان ها گردیده است. این پژوهش با هدف تبیین «جایگاه قاعده لاضرر در تحقق مسئولیت نسبت به آب خوان ها» و با روش کتابخانه ای و تحلیلی از طریق مطالعه منابع معتبر فقهی انجام شده است. از این رو، نگارندگان با تمسک به قاعده «لاضرر» ضمن بیان احکام و مسئولیت های ناشی از ضررهای وارده به آب خوان ها، از بین دیدگاه های مطرح، دیدگاه «نفی حکم ضرری» را در قالب دیدگاهی جامع و دربرگیرنده حکم تکلیفی و حکم وضعی، به عنوان یافته این پژوهش ارائه می دهند. بر این اساس، فعل و ترک فعل هایی که موجب خسارت به آب خوان ها می گردد حرام و مشمول حکم وضعی ضمان می باشد و این قاعده ضمن دارا بودن نقش سازندگی و اثباتی، خسارت های ناشی از عدم حکم را نیز در برمی گیرد.
    کلیدواژگان: قاعده لا ضرر، آب خوان ها، حکم تکلیفی آب خوان ها، حکم وضعی آب خوان ها
  • سیدعلی جبار گلباغی ماسوله * صفحات 57-79
    گاه، برخی در برابر دریافت مزد، به انجام اعمال عبادی مبادرت می ورزند. دریافت مزد با لزوم قصد قربت در انجام اعمال عبادی، به ظاهر ناهماهنگ است. فقی هانی که این گونه اعمال عبادی را صحیح می دانند، در قالب نظریه داعی بر داعی(انگیزه قرب بر انگیزه مزد)، به تبیین استدلالی آن پرداخته اند. هر چند، ادبیات مکتوب فقه شیعه با این نظریه، نا آشنا نیست، ولی بررسی نوشته های فقهی، تدوینی را از این نظریه، گزارش نمی دهد. از این رو، نوشتار حاضر می کوشد در پی پیشینه شناسی نظریه داعی بر داعی در ادبیات مکتوب فقه شیعه، با تبیین مبنای پیروان این نظریه و بررسی نقدهایی که منتقدان، بر این نظریه، روا می دارند، ضمن پاسخ گویی به نقدها و نشان دادن ضعف آن ها، صحت و استواری آن را بر پایه استدلال عقلی روشن سازد و کارکرد آن را در تحلیل و توجیه مباحث معرفتی فقه عبادات نشان دهد.
    کلیدواژگان: تصحیح عبادات، داعی امتثال عبادات، نظریه داعی بر داعی، لزوم قصد قربت، دریافت مزد اعمال عبادی
  • مهدی دهقان، ابوالفضل علیشاهی*، عبدالله بهمن پوری صفحات 81-107
    رسالت فقیه، پیش از اجتهاد احکام، شناخت روش صحیح اجتهاد است و بدون این شناخت، نمی توان به شریعت دست یافت. در شریعت، احکام شرعی بر سه پایه اصلی حکم، موضوع حکم و متعلق استوار است. در استنباط احکام شرعی، گاه موضوع و یا حالات و شرایط موضوع دچار تغییر می شود که دگرگونی در حکم را در پی دارد. مناسبت بین حکم و موضوع، مناسبت ها و مناط هایی است که هنگام نگاه به یک دلیلی، به صورت ارتکازی، ذهن انسان به آن سبقت می گیرد. این پژوهش تلاش نموده است تا مناسبات بین موضوع و حکم و اهمیت آن را در دیدگاه فقها و اصولیان مشهور بررسی نماید. یکی از مهم ترین دستاوردهای پژوهش، اثبات این امر است که بر اساس نصوص و روایات موجود، می توان برای بسیاری از موضوعات جدید و نوپیدا؛ مانند موضوعات گذشته، حکم اولی صادر نمود، بدون اینکه به ورطه قیاس افتد و دیگر لازم نیست بیش از اندازه، به عناوین ثانوی تمسک جست.
    کلیدواژگان: مناسبت حکم و موضوع، حکم شرعی، عرف، استنباط احکام، ارتکازات عقلایی
  • امیرحمزه سالارزایی * صفحات 109-133
    قاعده «لاضرر» از قواعد مهم و پرکاربرد استنباط احکام است. آخوند، نیز مانند دیگر اصولیان در کفایه، درباره این قاعده بحث کرده است. در این پژوهش، مختار صاحب کفایه، در معنای مراد از قاعده مشهور «لاضرر» با تاکید بر تصرف معنوی حدیث، مورد نقد قرار گرفته است. نگارنده معتقد است که دیدگاه ایشان در تبیین قاعده لاضرر با قواعد ادبی، اصول لفظی و اثر فقهی مترتب بر آن، قابل مناقشه و با قول اهل لغت، عالمان صرف و بلاغت، اصول لفظی و نیز آرای مفسران ناسازگار است. نتیجه این که، قاعده «لاضرر»، در عین ایجاز بلاغی، حکایت از فن مترقی قانون نویسی داشته و دو فقره آن (لاضرر و لاضرار) برخلاف نظر آخوند، دارای دو معنای متفاوت و دو اثر فقهی تحت عنوان حکم وضعی و تکلیفی می باشد.
    کلیدواژگان: قاعده لاضرر، مجاز، آخوند خراسانی، حکم وضعی، حکم تکلیفی
  • محمد نظری ندوشن، اردوان ارژنگ* صفحات 135-161
    در ماده 225 قانون مجازات اسلامی، مصوب 1392، رجم به‏عنوان مجازات اصلی زنای محصنه، تعیین شده است. ازطرفی به موجب ماده یادشده، هرگاه امکان اجرای این مجازات وجود نداشته باشد، مجازات‏های شلاق یا اعدام- بسته به مورد آن- جایگزین خواهد شد. با عنایت به انتقاد نهادهای بین المللی و سوء استفاده رسانه های گروهی غربی، از اجرای احکام رجم در نظام جمهوری اسلامی ایران، نگارنده با روش کتابخانه ای تحلیلی نشان می‏دهد از منظر فقهی جایگزینی مجازات های دیگر به جای رجم، اقدامی موجه و مطابق با موازین فقهی است، زیرا از یک سو، دو عنوان ثانوی «وهن دین» و «نفرت از دین» بر موضوع رجم عارض شده است و حکم اولی وجوب اجرای رجم را موقتا به حکم ثانوی حرمت اجرای آن تغییر داده است و از سوی دیگر، انتخاب نوع مجازات‏ های جایگزین رجم نیز بر اساس مبانی فقهی مربوط به رجم صورت گرفته است. نکته دیگر اینکه از نظر نویسنده، معرفی کردن رجم به عنوان مجازات اصلی و اولیه زنای محصنه در ماده یادشده قابل نقد است، زیرا حکم اولیه وجوب رجم در شرایط کنونی تغییر کرده است.
    کلیدواژگان: رجم(سنگسار)، ماده 225 قانون مجازات اسلامی، مجازات اصلی زنای محصنه، حکم ثانوی زنای محصنه، مجازات جایگزین رجم
|
  • Pages 9-14
  • Saeid Ziyaei Far * Pages 15-31
    Governmental approach to ijtihad is considered a standpoint in ijtihad which is based on an ijtihadi method. According to this viewpoint, it is attempted to deduce jurisprudential precepts based on the governmental and the political system ruling a society. Being established on its specific foundations, this standpoint has borne consequences in ijitihad which are different from the ones existing in a non-governmental approach. This paper is an attempt to compare the governmental and non-governmental consequences and deductions. The former principle depends on executing the precepts of general venue according the view of legal government, expanding the domain of using jurisprudential precepts, the attitude on the properties belonging to the prophet (P.B.U.H) and Imam (A.S), the importance of bolstering the Islamic State rather than focusing other subsidiary religious precepts, administerablity of precepts, their efficiency in ijtihad, the existence of responsibilities in the society, the need for the new deduction precepts, and facilitating the affairs by reducing the references to practical precepts are all among the important consequences of governmental approach in ijtihad lacking in other approaches.
    Keywords: governmental approach, ijtihad, consequences of governmental approach, jurisprudential methods, jurisprudential schools
  • Nematoalla Dalvand, Amanollah Alimoradi, Mohammad Ali Heidari Pages 33-56
    As aquifers consist water resources origins, they have been taken into considerations. Aquifers’ management and proper exploitation of these resources would influence on their stability and long-life existence. However, there are some factors such as extravagant exploitation of these resources, underground water resources contamination, and so on and so forth that would lead to catastrophes of their desiccation, contamination, and impoverishment. Aiming at the statement of No Harm Rule in the fulfillment of accountability towards water resources and by utilizing a library research method and using authentic jurisprudential references, the current study has been carried out. Thus, by applying the No Harm Rule, the researchers have investigated and stated the precepts, rules, and responsibilities emanating from the damages incurred to the water resources. The viewpoint of "negating the harmful precept" was concluded in the form of a comprehensive viewpoint including imperative and positive rules as the finding of this research based on which the actions and abandoning these actions from which water resources are damaged would be deemed unlawful and subject to positive rules of warranty. On the other side, this rule enjoys a constructive and affirmative role which includes the damages resulting from the non-precept.
    Keywords: No Harm Rule, water resources, head streams, responsibility, jurisprudence
  • Seyyed Ali Jabbar Golbaghi Masooleh * Pages 57-79
    Sometimes, one might perform act of worship in return for being paid. Apparently, asking for a wage for such an action is in contradiction with performing act of worship with the intention of winning God’s favor. The jurisprudents, who consider performing act of worship in this way, have approached this issue under the theory of incitement on incitement and have argumentatively stated such a theory. However, Shiite jurisprudence survey of literature is familiar with this theory, but investigating jurisprudential writings report no formulation of such a theory. Hence, by reviewing the written jurisprudential literature of this theory, the present paper attempts to explain the ideological basis the advocates of this theory believe and to investigate the criticisms the critics have raised with respect to this theory. Then, after responding and justifying these criticisms and referring to their weaknesses, the validity and stability of this theory are clarified, based on a rational argumentation. Likewise, its function is described by analyzing and justifying the epistemological issues of the act of worship jurisprudence.
    Keywords: act of worship correction, worship obedience incitement, incitement on incitement theory, the intention of winning God's favor, asking for a wage for performing act of worship
  • Mahdi Dehghan, Abolfazl Alishahi *, Abdollah Bahmanpoori Pages 81-107
    Prior to deducing Islamic precepts, a jurist's mission is to know the effective method of ijtihad without which gaining access to the Shariah is impossible. In Shariah, the religious precepts are categorized in three main categories of precepts, precept's subject matter, and the dependent. Occasionally, in deducing religious precepts, subject matter is liable to some changes depending on the subject, circumstances, or some conditions which end in the change of the precepts to be issued. Congruence of precept and subject matter include cases and criteria that while referring to a reason, it attracts one's attention to itself unconsciously. The present paper has attempted to illustrate the existing relations between the subject matter and the precept and its significance from outstanding Shia jurisprudent's and Osuli scholar's perspectives. The author believes that by the virtue of authentic texts (nosus) and traditions (ahadith), one might issue a primary precept irrespective of trapping in analogy and he does not need to resort to secondary subject so much.
    Keywords: the congruence of the precept, subject, religious precept, custom, deducing precepts, rational unconsciousness
  • Amirhamzeh Salarzaei * Pages 109-133
    Principle of no Harm is one the most important and useful principles in deducing precepts. Likewise other scholar, Akhund has discussed this principle in Kifayeh. This study has criticized Kifayah’s author opinion about the well-known Principle of no Harm by emphasizing the spiritual seizure of the tradition. The author of the present paper believes that Akhund’s viewpoint in explaining the Principle of no Harm is in contradiction with literary and verbal principles, the jurisprudential effect influences on this principle, the linguists’ sayings, the scholars of rhetorics ideas, as well as the interpreters’ standpoints and their verbal manner. The conclusion shows that not only the does Principle of no Harm bear a kind of rhetorical succinctness, but also it demonstrates a developed skill of law setting, and unlike Akhund’s viewpoint, its two dependents of lā zarar and lā zerār bear two different meanings and are included among two jurisprudential effects under the title of positive and imperative rules.
    Keywords: Principle of no Harm, irony, Akhund-e Khorasani, positive rule, imperative rule