فهرست مطالب

  • سال سی و ششم شماره 4 (زمستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/11/25
  • تعداد عناوین: 11
|
  • رضا رضایی سوخت آبندانی *، احمد محسنی، مهدی رمضانی صفحات 1-13
    به منظور تاثیر پرایمینگ بر عملکرد علوفه خشک و خصوصیات کیفی دو هیبرید ذرت با کشت تابستانه پس از برداشت گندم، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با 4 تکرار در (قائمشهر) وابسته به مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران در سال زراعی 90- 1389 اجرا گردید. تیمارها شامل بذر دو هیبرید ذرت (704S.C. و 640S.C.) و هفت محلول پرایمینگ شامل: پلیاتیلنگلایکول (PEG 6000) با غلظتهای 5 و 10 درصد، نیترات پتاسیم (KNO3) با غلظتهای 5/0 و 1 درصد، کلرید پتاسیم (KCl) با غلظتهای 1 و 2 درصد، هیدروپرایمینگ (خیساندن در آب) و شاهد (بدون پرایمینگ) بودند. نتایج این آزمایش نشان داد که بیشترین عملکرد علوفه خشک در هکتار با پرایم نمودن توسط محلول پلیاتیلنگلایکول با غلظتهای 5 و 10 درصد به ترتیب برابر (9556 و 8979 کیلوگرم در هکتار) گردید. همچنین بیشترین میزان درصد فیبر، پروتئین، قند و خاکستر به طور مشترک با پرایم نمودن توسط محلول پلیاتیلن گلایکول با غلظت 10 درصد به ترتیب برابر (40/33، 26/15، 03/26 و 02/7 درصد) و کمترین میزان درصد پروتئین و خاکستر با پرایم شدن توسط محلول پلیاتیلنگلایکول با غلظت 5 درصد برابر 21/7 و 41/4 درصد حاصل شد، در حالی که بیشترین میزان درصد پروتئین، قند و خاکستر تحت اثرات متقابل هیبرید× پرایمینگ با پرایم نمودن توسط محلول پلی اتیلنیگلایکول با غلظت 10 درصد تحت هیبرید (640S.C.) به ترتیب برابر (32، 83/25 و 73/7 درصد) بدست آمد. به طور کلی هیبرید (640S.C.) به شرایط خشکی پاسخ مطلوبتری دادند.
    کلیدواژگان: ذرت، پرایمینگ، عملکرد علوفه خشک، خصوصیات کیفی، کشت تابستانه
  • نسیم ایران پاک *، سپیده کلاته جاری، سیامک کلانتری صفحات 15-28
    در این تحقیق به منظور بررسی ریزازدیادی نرگس شیراز از ریزنمونه های برگ استفاده شد. ریزنمونه های برگ پس از گندزدایی، جهت استقرار به محیط کشت پایه MS همراه با غلظت های مختلفی از IBA یاNAA همراه با BA منتقل شدند. نتایج نشان داد که بیشترین تعداد شاخساره با میانگین 3 شاخساره در هر ریزنمونه و طویل ترین شاخساره ها با طول تقریبی 24 میلی متر در محیط کشت دارای 2 میلی گرم در لیتر BA همراه با یک میلی گرم در لیتر IBA و 4 میلی گرم در لیتر BA همراه با 25/0 میلی گرم در لیتر NAA به دست آمد. در این دو تیمار هورمونی 100% ریزنمو نه ها شاخساره تولید کردند. در مرحله پرآوری، ریزنمونه ها در محیط کشت پایه MS دارای غلظت های مختلفی از BA در ترکیب با NAA یا IBA کشت شدند. بهترین تیمار هورمونی جهت پرآوری شاخساره های نرگس، ترکیب BA به میزان 2 میلی گرم در لیتر همراه IBA به میزان 1 میلی گرم در لیتر بود که بالاترین درصد باززایی ریزنمونه ها (100%)، بیشترین تعداد شاخساره (میانگین 3 عدد) و طویل ترین شاخساره ها را با میانگین 20 میلی متر در هر واکشت، در بین تیمارها تولید کرد.
    کلیدواژگان: نرگس، ریزازدیادی، ریز نمونه برگ
  • مهدی غفاری *، گودرز احمدوند، محمدرضا اردگانی، محمدرضا مصدقی، محدثه غفاری صفحات 29-42
    به منظور بررسی اثر بقایای گیاهان پوششی زمستانه بر کنترل علف های هرز و عملکرد سیب زمینی رقم آگریا، در سال زراعی 88-1387 آزمایش در مزرعه دانشکده کشاورزی دانشگاه بوعلی سینا در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارها شامل گیاهان پوششی زمستانه جو، تریتیکاله و چاودار هر کدام در دو تراکمکاشت معمول و سه برابر معمول و تیمار شاهد (بدون گیاه پوششی) بودند. تیمارهای چاودار، جو، تریتیکاله با تراکم کاشت سه برابر و چاودار با تراکم کاشت معمول، به ترتیب 97، 96، 93 و 89 درصد وزن خشک علف های هرز زمستانه را نسبت به تیمار شاهد کاهش دادند. تیمارهای چاودار، جو و تریتیکاله با تراکم کاشت سه برابر و چاودار با تراکم کاشت معمول به ترتیب 26، 25، 21 و 25 درصد کربن آلی خاک را نسبت به تیمار شاهد افزایش دادند و تیمارهای چاودار، جو با تراکم کاشت سه برابر و تیمار چاودار با تراکم کاشت معمول به ترتیب 6/6، 5/7 و 4/7 درصد چگالی ظاهری خاک را در مقایسه با شاهد کاهش دادند. تیمارهای چاودار با تراکم کاشت معمول و سه برابر و جو با تراکم کاشت سه برابر دارای بیشترین عملکرد غده سیب زمینی بودند به طوری که به ترتیب 50، 33 و 35 درصد عملکرد غده سیب زمینی را نسبت به شاهد افزایش دادند. تیمارهای مذکور، تعداد غده های با قطر بیش از 70 میلی متر را به ترتیب 42، 33 و 27 درصد نسبت به شاهد افزایش دادند. به طور کلی می توان گفت که کشت گیاهان پوششی زمستانه در کنترل علف های هرز، حاصلخیزی خاک و افزایش عملکرد کشت دوم موثر می باشد.
    کلیدواژگان: سیب زمینی، گیاه پوششی، کنترل علف هرز، کربن آلی، چگالی ظاهری، عملکرد
  • محمد محمودی سورستانی *، رضا امیدبیگی صفحات 43-53
    به منظور بررسی اثر تیمارهای تنش خشکی بر درصد و ترکیبات اسانس گل مکزیکی، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با هفت تیمار و سه تکرار در شرایط مزرعه و گلخانه انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل شاهد (100% ظرفیت زراعی)، تنش آبی ملایم (85% ظرفیت زراعی)، تنش آبی متوسط (70% ظرفیت زراعی)، تنش شدید (55% ظرفیت زراعی) و ترکیب این تیمارها در دوره رشد رویشی و زایشی (85-100، 70-100 و 100-85 درصد ظرفیت زراعی) بودند. اسانس گیاه توسط دستگاه تقطیر با آب (کلونجر) استخراج و سپس ترکیبات اسانس با استفاده از دستگاه گاز کروماتوگراف متصل به طیف سنج جرمی شناسایی گردیدند. نتایج نشان داد که در شرایط مزرعه، بیشترین درصد اسانس (30/2) در تیمار 55 و کمترین آن (64/1) در تیمار 70-100 درصد ظرفیت زراعی مشاهده گردید. همچنین درصد اسانس با افزایش سطح تنش خشکی در شرایط گلخانه افزایش یافت، به طوری که مقدار آن از 12/1 در تیمار شاهد به 62/1 درصد در تیمار تنش خشکی شدید رسید. عملکرد پیکر رویشی و اسانس در دو شرایط مزرعه و گلخانه با افزایش سطح تنش خشکی به طور معنی داری کاهش یافتند. متیل کاویکول جزء اصلی اسانس گل مکزیکی را تشکیل داده و تحت تاثیر تنش خشکی قرار نگرفت. تیمار100-85 درصد ظرفیت زراعی برای گیاهان در شرایط مزرعه و تیمار 100 درصد ظرفیت برای شرایط گلخانه توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: گل مکزیکی، اسانس، تنش خشکی، لیمونن، متیل کاویکول
  • ابوالمحسن حاجی امیری *، عیسی ارجی، مرزبان نجفی صفحات 55-67
    این پژوهش به منظور بررسی سازگاری 12 رقم از ارقام تجارتی خارجی زیتون در قالب طرح بلوک کامل تصادفیبه مدت سه سال (88 -1386) در ایستگاه تحقیقات زیتون دالاهو واقع در منطقه گرم وخشک سرپل ذهاب به اجرا درآمد. در این آزمایش صفات رویشی و زایشی میوه براساس دیسکریپتور ((I.O.O.Cاندازه گیری شدند.آغاز ظهور خوشه های گل در ارقام بسته به سال درارقام متفاوت بود.رقم موستوئیدس دارای میوه های ریز (2/1گرم) و با (8/12%) بیشترین درصد روغن در ماده تر را دارا بود. رقم جلت دارای بیشترین وزن میوه (4/5 گرم) و کمترین درصد روغن در ماده تر(9/4%) رادر بین ارقام دارا بود. رقم فرانگیونتوبیشترین عملکرد در هکتار (3660کیلوگرم) و رقم ماوی کم ترین عملکرد (873کیلوگرم) در هکتار رادارا بودند. رقم کنسروی زودرس جلت و رقم روغنی دیررس موستوئیدس نسبت به سایر ارقام مورد مطالعه بهتر بودند. در این تحقیق مشخص گردید؛ دما نقش مهمی در به تاخیر انداختن وضعیت فنولوژیکی و تکامل جوانه ها در گلدهی دارد. عملکرد، اندازه میوه و درصد روغن در میوه ها ی زیتون به هر دو شرایط محیطی و ژنتیکی بستگی دارد.
    کلیدواژگان: زیتون، سازگاری، سرپل ذهاب، روغن، عملکرد
  • میترا رازی *، رسول جلیلی مرندی، بهمن حسینی، حامد دولتی بانه، مهران جعفری، رامین حاجی تقی لو صفحات 69-79
    مصرف کنندگان در سراسر جهان به طور فزآینده انگورهای رومیزی بیدانه را ترجیح می دهند. از این رو، هدف برنامه های اصلاح انگور در راستای توسعه ارقام جدید بیدانه با کیفیت میوه بهتر، حبه درشت تر و عملکرد بالا می باشد. در این پژوهش تاثیر محلول پاشی بنزیل آدنین در مرحله قبل از گل دهی و ایندول استیک اسید موجود در محیط کشت بر نجات جنین هیبرید عسکری × رابی سیدلس مورد بررسی قرار گرفت. محلول پاشی بنزیل آدنین (صفر و 30 میلی گرم در لیتر) به ترتیب 14 و 7 روز قبل از اخته کردن گل های رقم عسکری انجام گرفت. تخمک های حاصل از تلاقی عسکری × رابی سیدلس 40 روز بعد از باز شدن گل از درون حبه ها بیرون آورده شد و سپس بر روی محیط کشت نیچ و نیچ حاوی 35/0 میلی گرم در لیتر GA3، 2 گرم در لیتر ذغال فعال، 30 گرم در لیتر ساکارز، 8 گرم در لیتر آگار و غلظت های مختلف ایندول استیک اسید (1، 75/1 و 3 میلی گرم در لیتر) کشت گردید. صفات مورد بررسی شامل تخمک های کالوس داده و تخمک های جوانه زده بود. نتایج نشان داد که اثر غلظت های متفاوت ایندول استیک اسید بر تشکیل کالوس در تخمک ها معنی دار بود و بیشترین تشکیل کالوس در غلظت 3 میلی گرم در لیتر ایندول استیک اسید مشاهده گردید. بر اساس نتایج بدست آمده اثر متقابل غلظت های مختلف ایندول استیک اسید و بنزیل آدنین بر درصد جوانه زنی تخمک معنی دار بود و بیشترین درصد جوانه زنی تخمک (55/10 درصد) در 1 میلی گرم در لیتر ایندول استیک اسید با محلول پاشی 30 میلی گرم در لیتر بنزیل آدنین در مرحله سبز روشن غنچه ها بدست آمد.
    کلیدواژگان: انگور، نجات جنین، محیط کشت، ایندول استیک اسید، بنزیل آدنین
  • میترا رحمتی *، غلامحسین داوری نژاد، عسگر غنی، شادی عطار، الهه میرابی، لیلا رازقی یدک صفحات 81-93
    به منظور بررسی و مقایسه خصوصیات فیزیکوشیمیایی و فعالیت آنتی اکسیدانی میوه برخی از ارقام تجاری هلو (Prunus persica (L.) Basch) آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی با 6 تیمار و 4 تکرار انجام شد. تیمارها شامل 6 رقم هلو شامل ارقام هلوی سرخ مشهد، هلوی سفید مشهد، هلوی انجیری، هلوی سبز، آلبرتا، ردهیون و جی اچ هیل بود که از باغ تجاری شهد ایران در مشهد تهیه شد. فاکتورهای مورد بررسی شامل وزن میوه و هسته، طول و عرض میوه، میزان مواد جامد محلول کل (بریکس)، اسیدیته قابل تیتراسیون، pH آب میوه، خصوصیات رنگ شامل L، a و b پوست و گوشت، میزان ویتامین ث، میزان مواد فنلی کل و فعالیت آنتی اکسیدانی در گوشت و پوست هلو بود. بر اساس نتایج این پژوهش بیشترین و کمترین وزن میوه به ترتیب در ارقام جی اچ هیل و آلبرتا به دست آمد. میزان فعالیت آنتی اکسیدانی و مواد فنلی کل گوشت ارقام تجاری مشهد به ترتیب، بین 13 تا 48 میلی گرم در میلی لیتر و 47 تا 209 میلی گرم اسید گالیک در 100 گرم وزن تر گوشت متغیر بود. میزان مواد فنلی کل و ظرفیت آنتی اکسیدانی پوست هلو بیشتر از گوشت آن بود. با کیفیت ترین میوه از نظر داشتن بیشترین میزان ویتامین ث، مواد جامد محلول، مواد فنلی کل و فعالیت آنتی اکسیدانی، هلوی سبز مشهد بود. هلوی سرخ و سفید مشهد از لحاظ ویتامین ث، میزان مواد جامد محلول و وزن مناسب بود اما میزان مواد فنلی و فعالیت آنتی اکسیدانی آن از سایر ارقام پایین تر بود. بعضی شاخص های رنگ جهت گزینش میوه حاوی ویتامین ث و فعالیت آنتی اکسیدانی بالا قابل استفاده هستند.
    کلیدواژگان: هلو، آسکوربیک اسید، شاخص های رنگ، ترکیبات فنلی
  • فریده صدیقی دهکردی *، مجید نبی پور، موسی مسکرباشی صفحات 95-107
    امروزه تکنیک پیش تیمار بذر به عنوان عامل بهبود دهنده جوانه زنی وظهور دانه رست ها تحت شرایط متعارف و غیر متعارف بکار گرفته می شود. در همین راستا به منظور تعیین اثر بهترین ماده و زمان پرایمینگ بر صفات جوانه زنی ( درصد جوانه زنی، میانگین مدت جوانه زنی و طول ریشه چه) بذور اکوتیپ های کاسنی آزمایشی بصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در آزمایشگاه فیزیولوژی گروه باغبانی دانشگاه شهید چمران اهواز اجرا گردید که شامل ترکیبی از چهار اکوتیپ (اراک، اصفهان، شیراز و تهران )، نه محلول پیش تیمار GA3 (25 و 250 میکرومولار )، KNO3 ( 50 و 150 میکرومولار )، متیل جاسمونات MJ (50 و 500 میکرومولار )، پلی اتیلن گلیکول PEG6000 (9- و 17- بار) و هیدروپرایمینگ ( آب مقطر صفر بار) و سه زمان پرایمینگ (4، 8 و 12 ساعت ) به همراه شاهد بودند. این ترکیب آزمایشی در دو دمای10 و 25 درجه سانتی گراد بطور جداگانه مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج ارزیابی پرایمینگ بذور اکوتیپ های کاسنی در دمای 10 درجه سانتی گراد نشان داد که بیشترین درصد جوانه زنی و کمترین میانگین مدت جوانه زنی در اکوتیپ های اراک، اصفهان، شیراز و تهران با پیش تیمارهای H2O و KNO350 بود. در همه اکوتیپ ها کمترین درصد جوانه زنی و بیشترین میانگین مدت جوانه زنی با تیمار PEG17 بدست آمد. تیمار H2O و KNO350 با زمان 12 ساعته بیشترین درصد جوانه زنی و کمترین میانگین مدت جوانه زنی را داشت. طول ریشه چه با هیدروپرایمینگ 12 ساعته بیشترین بود ولی با MJ500 12ساعته طول ریشه چه بشدت کاهش یافت. در دمای 25 درجه سانتی گراد پیش تیمار بذور اکوتیپ های کاسنی فقط بر میانگین روز تاثیر معنی داری داشت. درچهار اکوتیپ مورد مطالعه کمترین میانگین مدت جوانه زنی با پیش تیمارهای H2O، GA250 و KNO350 بدست آمد.
    کلیدواژگان: کاسنی، پرایمینگ بذر، صفات جوانه زنی
  • عبدالحسین رضایی نژاد *، عارفه حسنوند صفحات 109-120
    این پژوهش برای درک بهتر نقش برگ در عمر گل های بریده رز، به صورت آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی در شهرستان خرم آباد در سال 1389 انجام گردید. فاکتورهای مورد آزمایش عبارت بودند از: فاکتور رقم با سه سطح (کافی بریک، پلاراستار و فول هاوس)، فاکتور برگ با دو سطح شامل وجود یا عدم وجود برگ بر روی ساقه گل دهنده و فاکتور ساکارز با دو سطح شامل وجود یا عدم وجود ساکارز4% در محلول نگهدارنده گل. نتایج نشان داد که حذف برگ به طور معنی داری در افزایش تعادل آبی، وزن تر نسبی و در نتیجه افزایش عمر گل بریده موثر است. افزودن ساکارز به محلول نگهدارنده شاخه های حاوی برگ، باعث خسارت به برگ ها و کاهش شدید جذب و تعرق شده و عملا این نوع شاخه ها از این نظر شبیه به شاخه های بدون برگ عمل کردند. افزودن ساکارز با وجود افزایش میزان مواد جامد محلول گلبرگ، اثر مثبتی بر عمر گل های بریده حتی در شاخه های بدون برگ ایجاد نکرد. بالاترین عمر گل بریده مربوط به شاخه های گل بدون برگ و بدون ساکارز رقم پلاراستار با عمر 6/11 روز بود که تفاوت معنی داری با شاخه های گل بدون برگ و بدون ساکارز ارقام کافی بریک (4/11 روز) و فول هاوس (0/11 روز) نداشت. شاخه های گل دارای برگ، بدون ساکارز و با ساکارز رقم فول هاوس به ترتیب با عمر 4/7 و 4/8 روز کمترین عمر گل بریده را نشان دادند.
    کلیدواژگان: رز عمر گل بریده، حذف برگ، ساکارز، تعادل آبی، مواد جامد محلول
  • سید یعقوب موسوی *، مهدی تاج بخش، برات قبادیان صفحات 121-135
    کرچک Rininus Communis L. از مهم ترین گیاهان صنعتی در تولید انرژی و دارو می باشد. به منظور بررسی تاثیر تراکم و گوگرد بر اجزای عملکرد و عملکرد چهار رقم کرچک ایرانی آزمایشی در قالب طرح کرت های دو بارخرد شده بر مبنای بلوک های کامل تصادفی در شهرستان ایذه در سال های 1388 و 1389 طراحی و اجرا شد. در کرت اصلی چهار رقم ارومیه، ایذه، کرمان و دزفول، در کرت فرعی سه فاصله کاشت روی ردیف 50، 60 و 70 سانتی متر و در کرت فرعی فرعی مصرف گوگرد در سه سطح 0، 75 و 150 کیلوگرم گوگرد خالص در هکتار گنجانیده شد. نتایج این بررسی نشان می دهد که اجزای عملکرد و عملکرد ارقام کرچک ایرانی تحت تاثیر فاصله کاشت روی ردیف و مصرف مقادیرگوگرد قرار گرفت که مقدار این تاثیر در ارقام گوناگون و در اجزای مختلف با یکدیگر متفاوت است. در این پژوهش رقم دزفول بیشترین (28/11735 کیلوگرم در هکتار) و رقم ایذه کمترین عملکرد (08/7172 کیلوگرم در هکتار)، فاصله کاشت روی خط 70 سانتی متر بیشترین (1/10209 کیلوگرم در هکتار) و 50 سانتی متر کمترین عملکرد (83/8126 کیلوگرم در هکتار) و مصرف 150 کیلوگرم گوگرد خالص حداکثر (38/9868 کیلوگرم در هکتار) و تیمار شاهد حداقل عملکرد (63/7950 کیلوگرم در هکتار) را به خود اختصاص داد.
    کلیدواژگان: کرچک ایرانی، فاصله کاشت، گوگرد
  • فرزاد گرامی *، امیر آینه بند، اسفندیار فاتح صفحات 135-148
    این تحقیق با هدف بررسی اثر مقادیر مختلف نیتروژن و نوع گیاهان کودسبز با استفاده از شاخص های کارایی نیتروژن، به صورت کرت های یک بار خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی، در سه تکرار در سال زراعی 90-1389 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده ی کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شد. تیمار اصلی شامل مقادیر مختلف نیتروژن در چهار سطح (صفر، 50، 100 و 150 کیلوگرم در هکتار) و تیمار فرعی شامل گیاهان کود سبز ارزن، سسبانیا، آمارانت، لوبیا چشم بلبلی، ماش و تیمار آیش بود. نتایج نشان داد که گیاهان کودسبز اثر معنی دار بر عملکرد کمی (35/16 درصد) و کیفی (01/12 درصد) دانه گندم داشتند. با افزایش مقدار نیتروژن مصرفی هم از میزان اثرگذاری گیاهان کودسبز و هم کلیه شاخص های کارایی بجز شاخص اتکا به نیتروژن (35/82 درصد افزایش) کاهش یافتند. درحالی که در بسیاری موارد عملکرد و درصد پروتئین دانه تفاوت معنی دار نداشتند. مناسب ترین شاخص ها برای ارزیابی تیمار نیتروژن به ترتیب عبارتند از شاخص های موازنه نیتروژن، اتکا به نیتروژن و کارایی مصرف نیتروژن و برای تیمار گیاهان مختلف کودسبز بهترین شاخص ها به ترتیب عبارتند از شاخص موازنه نیتروژن، کارایی جذب نیتروژن و کارایی برداشت نیتروژن. بیشترین شاخص موازنه نیتروژن و کارایی جذب نیتروژن در تیمار لوبیا چشم بلبلی (93/1، 71/0 کیلوگرم بر کیلوگرم) و بیشترین مقدار کارایی برداشت نیتروژن در تیمار آمارانت (18/89 درصد) مشاهده شد. شاخص اتکا به نیتروژن بیشترین (77/0) همبستگی مثبت با عملکرد دانه را دارا بود. با توجه به نتایج این پژوهش صرفا توجه به معیارهای سنتی تولید مانند عملکرد دانه کافی نبوده و باید به طور همزمان معیارهای اکولوژیکی تولید مانند شاخص های کارایی نیز مورد توجه قرار گیرند.
    کلیدواژگان: گندم، کودسبز، کارایی بکارگیری نیتروژن، اتکا به نیتروژن، اگروفیزیولوژیکی
|
  • R. Rezaei *, A. Mohseni, M. Ramezani Pages 1-13
    This research explored the priming effect on dry matter yield and two hybrid maize qualitative characteristics (S.C.640 and S.C.704). This Study was carried out with a factorial experiment in randomized completely block design with four replications in 2010- 2011 in Agricultural and Natural Resources Research Center Qaemshahr (Qarakheil). Treatments involved two type corn seeds (S.C.640 and S.C.704) and seven priming solutions which contain polyethilen glycol (PEG) with 5 and 10 percent densities, potassium nitrat (KNO3) with 0.5 and 1 percent densities, chloride potassium with 1 and 2 percent densities, hydro priming (soaking in water) and control (with out priming). Results showed that the maximum dry matter yield in hectar was obtained by priming with polyethilen glycol solution by 5 and 10 percent densities which respectively equals 9556 and 8979 kg/ha. The Maximum dry weight of stem to whole and the range of dry weight in ear to stem and leaf were respectively achieved by priming with polyethilen glycol solution in 5 and 10 percent densities. Also, the maximum rate of fiber, protein, sugar and ash was jointly obtained by polyethilen glycol priming with 10 percent densities which respectively equal 33.40, 15.26, 26.03 and 7.02 percent and the minimum rate of protein and ash was achieved by polyethilen glycol priming with 5 percent (7.21 and 4.41 percent). The maximum rate of protein, sugar and ash were under the influence of interaction varieties × priming with polyethilen glycol by 10 percent under (S.C.640) percent densities which respectively equal 32, 25.83 and 7.73 percent achieved. Among the seeds tested, S.C.640 represented the best seeds under simulated drought conditions. We can claim that these seeds are suitable for drought situations with other growth stages tested in field experiments.
    Keywords: Maize, Priming, Dry matter yield, Qualitative characteristics, Summer cultivation
  • N. Iran Pak *, S. Kalateh Jari, S. Kalantari Pages 15-28
    Narcissus tazetta is one of the most important ornamental bulbous species endemic to Iran. Micropropagation of Narcissus tazetta is an important method for rapid propagation and disease elimination of these plants. The aim of this research was to determine the optimal conditions for micropropagation of this plant using leaf explant. To conduct the experiment the sterile leaf explants were cultured on MS media containing BA with IBA or NAA at different concentrations. All media were supplemented with 30 gl־¹ Sucrose and gl־¹ Agar. Results showed that the highest number of shoots (3) with elongated stems (24 mm lenght) were obtained in media containing 2 mgl ¹ BA with 1 mgl ¹ IBA and 4 mgl ¹ BA with 0. 25 mgl ¹ NAA. In this media, the regeneration rate of explants was 100%. In the shoot proliferation stage, shoots were cultured on MS media supplemented with different concentrations of BA and IBA or BA and NAA. The best results were obtaind in the media containing 2 mgl ¹ BA and 1 mgl ¹ IBA in which 100% of explants produced shoots. In this medium, the highest number of shoots per explant (mean 3) and the highest shoots (mean 20 mm lenght) were produced.
    Keywords: micropropagation, Narcissus, lea
  • M. Ghafari *, G. Ahmadvand, M.R. Ardakani, M.R. Mosadeghi, M. Ghafari Pages 29-42
    This study was carried out at the research farm of Agriculture Faculty, Bu- Ali Sina university, in 2009, to evaluate the effect of winter cereals as cover crops on weed control, improving soil fertility, yield and yield components of potato. The experiment was a randomized complete block design with three replications. The trial including seven treatments consisted of no cover crop, rye, barley and triticale, each with common and triple plant density. The results showed that rye and barley with triple plant density produced 1503.5 and 1392.2 g/m2, respectively. Rye, barley, triticale with triple and rye with common plant density reduced winter weeds biomass 97, 96, 93 and 89 percent respectively, compared to control. Cover crop treatments showed different abilities to weed control in potato growth period (15, 45 and 75 Day After Germination) compared to the control treatment. The treatments, of rye and barley with triple and rye with common plant density had the most inhibition effects on summer weeds. Soil physical properties were affected significantly by cover crops, so rye, barley and triticale with triple and rye with common plant density, increased organic carbon 26, 25, 21 and 25 percent, respectively compared with the control treatment. Rye and barley with triple and rye with common plant density, decreased soil specific weight 6.6, 7.5 and 7.4 percent, respectively compared with the control treatment. There was a significant correlation between weeds plant population and the dry matter of potato, organic carbon percentage, soil specific weight and number of large potato tubers with potato tuber yield. Rye with common and triple plant density and barley with triple plant density compared to control increased tuber yield of potato 50, 33 and 35 percent, respectively. These treatments increased the number of large potato tuber 42, 33 and 27 percent, respectively compared with control.
    Keywords: Potato, Cover crop, Weed control, Organic carbon, Soil specific weight, Yield
  • M. Mahmoudi *, R. Omidbeygi Pages 43-53
    Anise hyssop (Agastache foeniculum Kuntze) is a prennial herb plant belonging to the Lamiaceae family. The Essential oil form this plant is used in food, pharmaceutical, cosmetics industries, and flavoring liqueurs. To evaluate the effect of drought treatments on essential oil content and composition of anise hyssop, an experiment was conducted in a Randomized Complete Blocks Design (RCBD) with seven water stress treatments and three replications in two field and greenhouse conditions. The treatments were 100% of field capacity (FC), 85% of FC, 70% of FC, 55% of FC, 100-85% of FC (100% at vegetative and 85% at reproductive period), 100-70% of FC (100% at vegetative and 70% at reproductive stage), 85-100 % of FC (85% at vegetative and 100% at reproductive phase). A Clevenger-type apparatus (hydro distillation) was used to extract the essential oils from the plants foliage. Essential oil components were analyzed and recognized by GC and GC/MS. The result showed that the highest (2.30%) and lowest (1.64%) amounts of essential oil content were observed at 55% FC and 100-70% FC in the field condition, respectively. Water stress also caused increase in the essential oil content in the greenhouse condition. Accordingly, the essential oil content was increased from 1.12 in 100% FC to 1.62 in 55% FC. Herbal yield and essential oil yield were significantly decreased with the progressing level of water deficit in both field and greenhouse conditions. Methyl chavicol was the main composition of essential oil in the two conditions and unaffected by water stress. In total, 85-100 % FC and 100 % FC were recommended to field and greenhouse conditions, respectively.
    Keywords: Anise hyssop, Essential oil, water stress, limonene, Methyl chavicol
  • A. Haji Amiri *, E. Arji, M. Najafi Pages 55-67
    This experiment was carried out to determine the adaptation ability of 12 olive cultivars in the dry-warm climate of Kermanshah province, Sarpol-e-Zehab Dallaho olive station from 2007 until 2009. A randomized complete block design with three replications was used. Vegetative and reproductive traits were evaluated according to I.P.G.R.I. and I.O.O.C. descriptors. Flora emergence was significantly different over years and between cultivars. Mastoidis, the late ripening cultivar, produces small fruits (1.2 gr/ fruit) with highest level of oil per fresh matter (12.8%). Jolt was early ripening cultivar and showed the highest single fruit weight (5.4 gr/ fruit) and the lowest content oil per fresh matter (4.9%). Frangivento and Mavi cultivars had the highest (3360 kg/ha) and the lowest (873 kg/ha) yields respectively. Finally, Jolt, the table olive in early ripening cultivar and Mastoidis, the oil olive in late ripening cultivar were better than others. Temperature played a major role in delay of flowering by affecting phonological state and development of flowers. Oil content in olive was affected by environmental conditions and genetic backgrounds of cultivars.
    Keywords: Olive (Olea europaea L.), Adaptability, Sar, Pol, e, Zehab, Oil, Yeild
  • M. Razi *, R. Jalili, B. Hosseini, H. Dolati, M. Jafari, R. Haji Taghilou Pages 69-79
    Consumers all over the world increasingly prefer seedless table grapes. Hence grape breeding programmes have been aimed at developing new seedless varieties having better fruit quality, larger berry size and higher yields. In this research, the effect of pre bloom sprays of benzyladenine (BA) and different concentrations of indole acetic acid (IAA) in culture medium was evaluated on embryo rescue of Askari × Ruby Seedless hybrid cultivar. The first and second sprays of BA (0 and 30 mg/l) were 14 and 7 days prior to emasculation of Askari cultivar flowers respectively. Forty days after flower opening hybrid ovules of Askari × Ruby Seedless were dissected out, they were cultured in Nitsch and Nitsch medium containing 0.35 mg/l GA3, 2 g/l activated charcoal, 30 g/l sucrose, 8 g/l agar and different concentrations of IAA (1, 1.75 and 3 mg/l). Evaluated characteristics were callused and germinated ovules. The results showed that different concentrations of IAA were significant on callus formation of ovules and the highest callus formation were observed in 3 mg/l of IAA concentration. Based on the obtained results the interaction of different concentrations of IAA and BA was effective on the percentage of ovule germination in such a way that the highest percentage of germinated ovules (10.55 %) was obtained in 1 mg/l of IAA with 30 mg/l BA sprays at parrot green stage of panicles.
    Keywords: Grape, Embryo rescue, Culture medium, Indole acetic acid, Benzyladenin
  • M. Rahmati *, Gh Davoudi Nejad, A. Ghani, Sh Atar, E. Mirzaei, L. Razeghi Pages 81-93
    In order to compare the antioxidant capacity, total phenolic content and physico-chemical characteristics of commercial peach cultivars, an experiment based on randomized complete design (RCD) with 6 treatments and 6 replications was conducted. The treatments included six cultivars of white peach, Fig peach, Green peach, Elberta, Redhaven and GHHale collected from Shahd Iran commercial Orchard in Mashhad. The analyzed parameters included fruit and stone weight, length and width fruit, soluble solids, titratable acidity, pH, color variables like as L, a, and b, vitamin C, total phenolics compounds and total antioxidant activity in skin and pulp. The results showed that the heaviest and the lightest fruits in weight were produced by GHHale and Elberta, respectively. Total antioxidant activity and total phenol content varied up to 13-48 mg.ml-1 and 47-209 mg GA.100g-1 fresh weight, respectively. The antioxidant capacity of skin was higher than that of pulp. The best quality fruit in terms of highest vitamin c, total phenolics, total antioxidant activity and soluble solids was produced by green peach. White peach cultivar was suitable in terms of vitamin c, soluble solids and fruit weight, whereas its total phenolics and total antioxidant activity were the lowest. Some color parameters are usable in selecting fruit with high vitamin c and total antioxidant activity.
    Keywords: Ascorbic acid, Color parameters, Phenolic compounds, Prunus persica
  • F. Sadighi *, M. Nabipour, M. Meskarbashi Pages 95-107
    Nowadays, seed priming technique is used as an improvement factor for germination and seedling emergence under typical and untypical conditions. To determine the effect of the best pre-treatment material and time priming on seed germination characteristics (germination percentage, germination mean time, radicle length) of chicory’s ecotypes, an experiment was conducted using a randomized complete block design with factorial arrangement with three replications. The factors included four ecotypes (Arak, Isfahan, Shiraz and Tehran), nine pre-treatments solution: GA3 (25 and 250μM), KNO3 (50 and 150 µM), methyl jasmonate MJ (50 and 500μM), polyethylene glycol PEG6000 (-9 and -17 bar) and hydropriming H2O (0 bar) and three priming time (4, 8 and 12 hour) along with control. This experiment combination was examined in two different temperatures separately (10 and 25°C). The results from evaluation of seed priming of chicory’s ecotypes at 10°C showed the maximum percentage of germination and the minimum of germination mean time in ecotypes of Arak, Isfahan, Shiraz and Tehran using H2O and KNO350. In all of the ecotypes, the minimum percentage of germination and the maximum germination mean time using PEG17. H2O and KNO350 treatments had the maximum percentage of germination and the minimum germination mean time at 12- hour time priming. The length of radicle was maximum by using 12- hour time hydropriming but by using 12- hour time MJ500, the length of radicle decreased extremely. At 25°C, pre-treatment of seed chicory’s ecotypes had a significant effect only on germination mean time (p
    Keywords: Chicory, Seed priming, Germination characteristics
  • A. Rezaei Nejad *, A. Hasanvand Pages 109-120
    This experiment was carried out to elucidate the importance of leaves on vase life of three greenhouse rose cultivars in Khorramabad, Iran, during 2010. Keeping leaves on cut stem or defoliation and inclusion of 0 or 4% sucrose in vase water in three rose cultivars (Coffee Break, Polar Star and Full House) were arranged factorially based on a randomized complete blocks design. Results showed that defoliation significantly increased water balance, relative fresh weight and vase life. Inclusion of 4% sucrose in vase water of cut stems having leaves caused leaf damage and decreased water uptake and water loss so that the trends of water uptake and water loss of these stems were the same as defoliated cut stems. Inclusion of sucrose while increasing total soluble solid in petals did not show any positive effect on vase life. Defoliated flower stems in vase water with 0% sucrose showed maximum vase life (11.33 d), following defoliated stems stored in 4% sucrose (10.27 d). Cut stems having leaves with 0 and 4% sucrose (8.87 and 9.07 d, respectively) showed minimum vase life.
    Keywords: Vase life, Rosa hybridaL, Defoliation, Sucrose, Water balance, Total Soluble Solid
  • S.Y. Mousavi *, M. Taj Bakhsh, B. Ghobadian Pages 121-135
    Castor bean Rininus Communis L. is one of the most important industrial plants in energy and medicine. In order to study the density and sulfur fertilizer effects on yield and yield components of four Iranian castor beans varieties for biofuel and medicine production an experiment was conducted in 2009 and 2010 in Eizeh city Farm. The experimental design was split split-plot based on randomized complete block with 3 replications. The Studied factors included four castor beans varieties as main plots (Taj bakhsh, Ebrahim, Mousavie and Ghobadian) and three planting distance on row as sub plots (50, 60 and 70 cm) and three levels of sulphor as sub-sub plots (0, 75 and 150kg net S per hectare). The results showed that traits such as grain yield and yield components were affected by experimental factors and they were different. According to the results of this experiment, the highest and the lowest grain yields were obtained from Mousavie (11735.28 kg/ha) and Ghobadian (7172.08 kg/ha) genotypes, 70 cm (10209.1 kg/ha) and 50 cm (8126.83 kg/ha) distance and 150kg (9868.38 kg/ha) and 0kg (7950.63 kg/ha) net S per hectare respectively.
    Keywords: Iranian castor beans, Planting distance, Sulfur
  • F. Gerami *, A. Ayeneh Band, E. Fateh Pages 135-148
    The green manure crops are one of the most important organic sources of nitrogen in agronomy. In order to evaluate of the influence of nitrogen rates and green manure crops by nitrogen efficiency indices a field experiment was conducted in Agricultural Faculty of Shahid Chamran University in 2010-2011. The experimental design was split-plot based on randomized complete block with 3 replications. The main plot included 4 nitrogen rates (i.e. 0, 50, 100 and 150 kgN.ha-1) and the sub-plot included 6 green manure crops (i.e. fallow, millet, sesbania, amaranth, cowpea and mung bean). Our results showed that, green manure crops had a significant effect on wheat grain yield. This effect was different between legume and non-legume green manure crops. But, the effect of green manure crops decreased by increasing indices in nitrogen rates. At nitrogen points of view, the best indices for evaluation of nitrogen effect were nitrogen balance, nitrogen reliance and nitrogen use efficiency indices, respectively. Also, at the green manure point of view, the best indices for evaluation of green manure crops were nitrogen balance index, nitrogen uptake and nitrogen utilization indices, respectively. In addition, the nitrogen reliance index had the highest positive correlation with grain yield. Over all, it seems that attention to traditional production criteria (i.e. grain yield) is not adequate and other eco-physiological criteria’s such as nitrogen efficiency indices must be taken into account.
    Keywords: Wheat, Green manure, Nitrogen utilization efficiency, Reliance index, Agrophysiological