فهرست مطالب

پژوهش در برنامه ریزی درسی - پیاپی 56 (بهار 1397)
  • پیاپی 56 (بهار 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/03/03
  • تعداد عناوین: 12
|
  • سولماز نورآبادی*، مهدی سبحانی نژاد، محبوبه فناخسرو صفحات 1-15
    عصر حاضر، عصر تحولات گوناگون علمی و تکنولوژیکی در جهان است. از استلزامات همنوا شدن با پیشرفت های علمی متنوع روز، بهره مندی از میان رشته ای ها است. پرسش پژوهش حاضر این است که با توجه به روزافزونی بهره گیری از میان رشته ای ها به ویژه در آموزش عالی کشورمان، «میان رشته ای ها از چه جایگاه و اهمیتی در مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و سایر اسناد بالادستی برخوردارند؟» برای پاسخ به این پرسش؛ ضمن استفاده از روش پژوهش کیفی، مطالعه ای توصیفی- تحلیلی و استنتاجی انجام شد.
    در این تحقیق پس از ارائه توصیفی از میان رشته ای ها در آموزش عالی و آشنایی با شورای مذکور، به تحلیل اسنادی مصوبات مرتبط، پرداخته شد. یافته ها نشان دهنده اولین کاربست میان رشته ای ها، در مصوبات اوایل انقلاب (1358) با عنوان «خدمات میان رشته ای» در آموزش عالی و کاربست دیگر آن در مصوبه سند نقشه جامع علمی کشور (1389) است. تحلیل محتوای مصوبات نیز انجام و در گام بعدی، برنامه های پنج ساله اول تا پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران به منظور بررسی میزان تاکید اسناد قبل و بعد از تشکیل شورا، به همراه اسناد بالادستی دیگر مطالعه شد. بر اساس یافته ها چنین نتیجه گیری شد که این شورا جزء پیشتازان توجه به میان رشته ای ها بوده که با ایجاد شرایط مطلوب، این توجه دوباره ظهور یافته و قبل از سایر نهادهای علمی وارد این بحث شده است.
    کلیدواژگان: آموزش عالی، برنامه های توسعه کشور، شورای عالی انقلاب فرهنگی، میان رشته ای
  • مهدی کشاورزی*، محمدحسین یارمحمدیان، محمد علی نادی خوراسگانی صفحات 16-29
    یکی از وظایف دانشگاه ها، توانمندسازی دانشجویان در عرصه های مختلف از جمله شناخت آینده یا آینده پژوهی است. رشد توانایی آینده پژوهی دانشجویان می تواند از طریق آموزش در طی سال های تحصیل بهبود یابد؛ بنابراین می توان ادعا نمود که یکی از متغیرهای مهم که می تواند بر رشد توانایی آینده پژوهی دانشجویان تاثیرگذار باشد، کیفیت روش های تدریس و یادگیری آنان است. هدف این پژوهش طراحی روش های تدریس مبتنی بر توسعه آینده پژوهی در آموزش عالی بود که با شیوه پژوهشی کیفی و با استفاده از راهبرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شد.
    در این راستا با استفاده از رویکرد هدفمند و به کارگیری معیار اشباع نظری، مصاحبه هایی نیمه ساختاریافته با 14 نفر از اساتید صاحب نظران حوزه برنامه درسی و آینده پژوهی در دانشگاه های استان فارس انجام شد، برای به دست آوردن اعتبار و روایی داده ها از دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور خبرگان غیر شرکت کننده در پژوهش استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها در طی سه مرحله، کدگذاری باز، کدگذاری نظری و کدگذاری انتخابی با کمک نرم افزار MAXQDA12 به مفاهیم مجزا تفکیک شدند و 16 مقوله کلی به دست آمد. این مقاله یافته های مطالعه را در چارچوب مدل پارادایمی شامل: شرایط علی (4 مقوله)، پدیده محوری (آینده پژوهی به عنوان یک رویکرد کلی در تدریس)، راهبردها (3 مقوله)، زمینه (4 مقوله)، شرایط مداخله گر (2 مقوله) و پیامدها (2 مقوله) تحلیل کرده است.
    کلیدواژگان: آموزش عالی، آینده پژوهی، برنامه درسی، روش تدریس
  • مهدی سبحانی نژاد، نجمه احمدابادی ارانی *، طاهره جلالوند، آزاد محمدی صفحات 30-48
    هدف این پژوهش، دستیابی به مولفه های محتوای برنامه درسی تربیت اخلاقی از منظر کانت و ملا احمد نراقی و تحلیل مقایسه ای آن به منظور تبیین مولفه های مشترکی در حوزه محتوی برنامه درسی تربیت اخلاقی است. جهت نائل شدن به این هدف، سعی بر آن شده است با استفاده از منابع دست اول و منابع دست دوم شامل (کتب معتبر، پژوهش ها و تحقیقات مرتبط با موضوع پژوهش، نشریات و سایت های اینترنتی) مطالعه حاضر از طریق روش های تحلیل مفهومی و روش تحلیل تطبیقی مورد تحلیل و واکاوی قرار گیرد. یافته های پژوهش بیانگر آن است که اندیشمندان مذکور به صورت ژرف به تربیت اخلاقی پرداخته و دلالت های قابل توجهی در محتوی برنامه درسی تربیت اخلاقی، ارائه نموده اند. کانت به عنوان نماینده دیدگاه غرب و ملا احمد نراقی به عنوان نماینده دیدگاه اسلامی؛ در محتوای برنامه درسی تربیت اخلاقی به رغم اختلاف نظرهای مشهود، مولفه های مشترک قابل استنباط و استخراجی نیز دارند که می تواند مورد نظر سیاست گذاران و برنامه ریزان درسی قرار گیرد. از جمله مولفه های مذکور می توان به تربیت انسان به عنوان اولویت اصلی برنامه های درسی، ضرورت پرورش بعد اخلاقی دانش آموز، پرورش حافظه طی برنامه درسی، عمل گرایی در برنامه های درسی، تجربه محوری در برنامه های درسی، تاکید بر نقد و نظر در برنامه های درسی و پرورش بعد دینی و معنوی دانش آموز اشاره نمود.
    کلیدواژگان: برنامه درسی، تربیت اخلاقی، کانت، ملا احمد نراقی
  • زهرا ایجادی، مریم سیف نراقی*، عزت الله نادری صفحات 49-60
    هدف از انجام این پژوهش طراحی برنامه درسی پژوهش محور علوم تجربی پایه ششم و سپس ارزشیابی آن از دیدگاه متخصصان برنامه درسی و معلمان ذی ربط است. روش پژوهش توصیفی-زمینه یابی است. جامعه آماری شامل معلمان پایه ششم شهرستان اسفراین (130 نفر) و متخصصان برنامه درسی استان خراسان شمالی و رضوی (40 نفر) است که به شیوه سرشماری مورد مطالعه قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها از روش کتابخانه ای و پرسشنامه محقق ساخته شامل 40 گویه در چهار بخش هدف، محتوا، روش های تدریس و ارزشیابی بهره گرفته شد. روایی پرسشنامه توسط متخصصان تایید و پایایی از طریق آلفای کرونباخ 98 درصد به دست آمد. محقق برای طراحی برنامه ابتدا به مطالعه پیشینه و مستندات موجود درزمینه موضوع تحقیق پرداخته و بر اساس اطلاعات به دست آمده برنامه را طراحی و سپس جهت ارزیابی، آن را در قالب پرسشنامه در اختیار پاسخ گویان قرار داده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و آمار توصیفی (جدول فراوانی و درصد) و استنباطی (آزمون خی دو) استفاده شد. از جمله نتایج به دست آمده در این پژوهش، ویژگی هایی برای عناصر چهارگانه برنامه درسی (هدف، محتوا، روش های تدریس و ارزشیابی) پژوهش محور علوم تجربی پایه ششم بوده است که مورد تایید متخصصان و معلمان ذی ربط قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: برنامه درسی، پایه ششم، پژوهش محوری، طراحی برنامه درسی، علوم تجربی
  • حسن غریبی*، جلیل اصلانی، مهزاد عبدالملکی صفحات 61-74
    هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش درس علوم مبتنی بر نظریه هوش چندگانه بر خلاقیت دانش آموزان دختر دوره ابتدایی پایه پنجم شهر قروه بود. این پژوهش به روش نیمه آزمایشی از نوع پژوهش های مداخله ای و با استفاده از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل صورت گرفت. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره ابتدایی پایه پنجم شهر قروه بود که تعداد کل آنان 550 نفر بود. نمونه آماری در این پژوهش عبارت بود از 53 نفر از دانش آموزان دختر دوره ابتدایی پایه پنجم شهر قروه به طوری که افراد گروه نمونه به شیوه نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای انتخاب شدند. برای سنجش خلاقیت از آزمون خلاقیت تورنس «فرم ب تصویری» استفاده شد. تجزیه وتحلیل یافته ها با استفاده از تحلیل کوواریانس انجام شد. یافته ها نشان داد که آموزش درس علوم مبتنی بر نظریه هوش چندگانه بر نمره کل متغیر خلاقیت دانش آموزان موثر بوده است. ابعاد خلاقیت از جمله انعطاف پذیری، اصالت، بسط و سیالی هم مورد بررسی قرار گرفتند و مشخص شد نمرات دانش آموزان در پس آزمون گروه آزمایش افزایش داشته است. بیشترین میزان افزایش نمرات در پس آزمون گروه آزمایش در بعد انعطاف پذیری و کمترین آن مربوط به بعد بسط بود. نتایج بیانگر این است که استفاده از این راهبردها برای افزایش خلاقیت دانش آموزان توسط معلمان دوره ابتدایی کاربردی و موثر است.
    کلیدواژگان: آموزش علوم، تدریس، نظریه هوش های چندگانه، خلاقیت
  • محبوبه سلیمان پور عمران * صفحات 75-93
    پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین موفقیت خواهی، اشتیاق یادگیری و اهداف پیشرفت با معنای تحصیلی دانش آموزان دبیرستان های شهر بجنورد در سال تحصیلی 1395-1394 انجام شد. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان دبیرستان های شهرستان بجنورد به تعداد 2579 نفر تشکیل دادند که از این تعداد با استفاده از جدول مورگان و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، تعداد 335 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، چهار پرسشنامه موفقیت خواهی (انگیزه پیشرفت هرمنس، 1970)، پرسشنامه اشتیاق یادگیری (راهبردهای یادگیری خودتنظیمی، پینتریچ و دی گروت،1990) ، پرسشنامه اهداف پیشرفت (میدلتون و میگلی، 1998) و پرسشنامه معنی تحصیلی (هندرسون-کینگ و اسمیت،2006) بود. روایی پرسشنامه ها با استفاده از نظرات اساتید و خبرگان تایید شد. ضریب پایایی آن ها نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه موفقیت خواهی (80/0)، پرسشنامه اشتیاق یادگیری (79/0)، اهداف پیشرفت (79/0) پرسشنامه معنای تحصیلی (79/0) محاسبه گردید. تجزیه وتحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از SPSS انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که بین موفقیت خواهی، اشتیاق یادگیری و اهداف پیشرفت با معنای تحصیلی دانش آموزان دبیرستان های شهر بجنورد رابطه معناداری وجود دارد. در این میان متغیر موفقیت خواهی دارای بیشترین همبستگی (47/0) و متغیر اهداف پیشرفت نیز کمترین همبستگی (33/0) را با معنای تحصیلی داشتند. همچنین نتایج آزمون تحلیل رگرسیون خطی چند متغیره نشان داد که متغیر های پیش بین 32/0 تغیرات معنای تحصیلی را تبیین کنند.
    کلیدواژگان: موفقیت خواهی، اهداف پیشرفت، اشتیاق یادگیری، معنی تحصیلی
  • اشرف سادات شکرباغانی * صفحات 94-108
    هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی پیامدهای ناشی از اثربخشی محتوای برنامه درسی دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد فیزیک کاربردی دانشگاه های کشور بر یکی از نیازهای مهم جامعه نظیر بیکاری دانش آموختگان این دوره ها بوده است. این مطالعه به بررسی ارتباط بین تجربیات علمی و عملی این دانش آموختگان که در دانشگاه های کشور تحت پوشش برنامه درسی در آموزش دانشگاهی به دست آورده اند با نیازهای جامعه، پرداخته است. روش پژوهش توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموختگان این دوره ها از دانشگاه های سراسر کشور در سال تحصیلی 92-91 است که با روش نمونه گیری تصادفی 50 نفر انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در پژوهش مصاحبه ساختاریافته و پرسشنامه استاندارد رضایت شغلی است که بر روی نمونه اجرا شد و با استفاده از آمار توصیفی نتایج به دست آمده از مصاحبه و پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که محتوای درسی این دوره ها نمی توانند نیازهای جامعه را برطرف کنند و نیاز به بازنگری دارند.
    کلیدواژگان: محتوای برنامه درسی، دانش آموختگان رشته فیزیک، آموزش دانشگاهی، بیکاری
  • سیده سمیه میرمرادی * صفحات 109-131
    کودکی اولین و مهم ترین دوره زندگی آدمی است که در آن برای اولین بار مفهوم خود، طبیعت و روابط اجتماعی در آن شکل می گیرد. بر این اساس در هدف گذاری اصلی برای تدوین برنامه درسی ملی نیز به این اهداف برای کودکان پرداخته شده است. یکی از پرسش هایی که برای تحقق اهداف برنامه درسی به آن باید پاسخ داد چگونگی محیط فیزیکی است که امر آموزش و پرورش در آنجا رخ می دهد. از طرفی حضور طبیعت در طراحی فضاهای آموزشی نیز بنا بر مطالعات انجام شده، قابلیت های بسیار زیادی برای تامین نیازهای مختلف کودکان در رشد و آموزش و پرورش داراست. این پژوهش با هدف بررسی تاثیراتی که طراحی با رویکرد طبیعت محور در فضاهای آموزشی دوره ابتدایی می تواند بر رسیدن به اهداف برنامه درسی ملی داشته باشد، شکل گرفته. پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی تحلیلی است که با روش کتابخانه ای و بررسی متون و استدلال منطقی شکل گرفته است. یافته های پژوهش شامل راهکارهای طراحی طبیعت محور برای دستیابی به اهداف برنامه درسی ملی می باشند که از مهم ترین آن ها می توان به استفاده از الگوهای طراحی پایدار در طراحی مدارس، طراحی دو حیاط جداگانه آموزشی و ورزشی اجتماعی، طراحی فضاهای نیمه باز آموزشی در مجاورت فضای کلاس ها، استفاده از دید بصری به فضای سبز طبیعی از فضاهای داخلی، استفاده از شیوه های باغ سازی ایرانی در طراحی محوطه ها، ایجاد تنوع فضایی با ایجاد فضاهای متنوع بسته، باز و نیمه باز، اشاره نمود.
    کلیدواژگان: برنامه درسی ملی، دوره ابتدایی، طبیعت، طراحی مدرسه
  • حسن اسلامیان*، زهرا اسلامیان، مرتضی کرمی صفحات 132-147
    هدف اصلی پژوهش حاضر، تعیین رابطه بین میزان کاربست معیارهای تدریس اثربخش توسط استادان دانشگاه با روحیه علمی دانشجویان بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه مازندران در سال تحصیلی 93-1392 بوده است که از طریق نمونه گیری طبقه ای، 375 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل دو پرسشنامه محقق ساخته تدریس اثربخش و روحیه علمی بود. هر دو پرسشنامه مزبور حاوی 30 پژوهش پنج گزینه ای مطابق با مقیاس 5 درجه ای لیکرت بوده اند. روایی پرسشنامه ها از طریق بررسی و تایید ده نفر از استادان رشته علوم تربیتی حاصل شد و پایایی نیز به واسطه بازآزمایی روی 30 نفر از نمونه انتخابی جامعه اصلی بررسی شد که برای پرسشنامه تدریس اثربخش همبستگی بسیار بالا (r=0/85) و برای پرسشنامه روحیه علمی نیز همبستگی نسبتا بالایی (r=0/77) به دست آمد. اهم نتایج پژوهش حاکی از آن بود که عملکرد استادان دانشگاه مازندران در به کارگیری معیارهای تدریس اثربخش در معیار «برخورداری از ویژگی های شخصیتی» در حد «مطلوب» و در پنج معیار دیگر در حد «نسبتا مطلوب» است. سطح روحیه علمی دانشجویان نیز در هیچ یک از حیطه های مورد بررسی، در حد «مطلوب» نیست. همچنین یافته ها نشان دادند که بین عملکرد استادان در کاربست معیارهای تدریس اثربخش و سطح روحیه علمی دانشجویان، رابطه معناداری وجود دارد (05/0P<) و عملکرد استادان در میزان به کارگیری معیارهای تدریس اثربخش، پیش بین مثبت و معنی داری برای سطح روحیه علمی دانشجویان است. با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان اظهار داشت که عملکرد استادان در کاربست معیارهای تدریس اثربخش، نقش بسیار مهمی در سطح روحیه علمی دانشجویان دارد. از این رو ضروری است در راستای رشد سطح روحیه علمی دانشجویان، استادان دانشگاه، معیارهای تدریس اثربخش را به نحو مطلوبی مورد استفاده قرار دهند.
    کلیدواژگان: استادان دانشگاه، تدریس اثربخش، دانشجویان، روحیه علمی
  • بتول فرخ، بدری شاه طالبی * صفحات 148-161
    پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین یادگیری خودراهبر، خودکارآمدی و سواد اطلاعاتی با رفتار تسهیم دانش در بین دانش آموزان پسر مقطع متوسطه ناحیه دو شهر اصفهان در سال تحصیلی 94-93 به روش توصیفی از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری تعداد 4995 پسران مقطع متوسطه ناحیه دو بود که از این میان با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری خوشه ایتعداد 356 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات 4 پرسشنامه یادگیری خودراهبر Fisher،2001)) با 40 گویه، پرسشنامه خودکارآمدی (Shererr &Maddux،1982) با 17 گویه، پرسشنامه سواد اطلاعاتی با 18 گویه و پرسشنامه تسهیم دانش با 15 گویه بود که روایی صوری، محتوایی و سازه آن تایید و پایایی آن ها نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به دست آمد. داده های حاصل از پژوهش با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی شامل ضریب همبستگی، رگرسیون گام به گام و تحلیل واریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج آزمون فرضیه های اصلی نشان داد که بین یادگیری خودراهبر با رفتار تسهیم دانش، خودکارآمدی با رفتار تسهیم دانش و بین سواد اطلاعاتی با رفتار تسهیم دانش رابطه معناداری وجود داشت. همچنین نتایج نشان داد که بین بعد رغبت برای یادگیری، بعد خودمدیریتی و بعد خودکنترلی با رفتار تسهیم دانش رابطه معنادار وجود داشت. همچنین بین بعد میل به آغازگری رفتار از خودکارآمدی، بعد میل به گسترش تلاش برای کارآمد کردن تکلیف از خودکارآمدی، بعد مقاوم در رویارویی با موانع از خودکارآمدی با رفتار تسهیم دانش رابطه معنادار وجود داشت. نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد ابعاد رغبت و خودمدیریتی از یادگیری خودراهبر توان پیش بینی رفتار تسهیم دانش را داشته است. همچنین بعد میل به گسترش تلاش برای کارآمد کردن تکلیف توان پیش بینی رفتار تسهیم دانش را داشته است.
    کلیدواژگان: خودکارآمدی، رفتار تسهیم دانش، سواد اطلاعاتی، یادگیری خودراهبر
  • فرشیده فتحی هفشجانی *، محبوبه عارفی، کوروش فتحی واجارگاه صفحات 162-173
    هدف این پژوهش، شناسایی رابطه شیوه تدریس معلمان و پرورش نگرش علمی دانش آموزان مدارس ابتدایی دخترانه، در مناطق چهارگانه (شمال، جنوب، شرق و غرب) تهران در سال تحصیلی 89- 88 بوده است. از میان تمامی این مدارس، بیست معلم و بیست کلاس با روش نمونه گیری خوشه ایچندمرحله ای انتخاب شدند. اطلاعات از طریق پرسشنامه محقق ساخته، چک لیست مشاهده، اسناد و فایل فعالیت های کلاسی گردآوری شد. داده ها با آزمون های کلومگروف اسمیرنف، فریدمن، دوجمله ای و ضریب همبستگی اسپیرمن تجزیه وتحلیل شدند. طبق یافته ها، شیوه های مشارکتی، بدیعه پردازی، پرسش وپاسخ، بحث گروهی و آزمایشی با مولفه خلاقیت و شیوه ایفای نقش با کنجکاوی و تفکر انتقادی و شیوه تدریس واحدکار با هر سه مولفه همبستگی معنادار داشتند. بیشترین شیوه های تدریس به کار رفته حفظ و تکرار، سخنرانی، توضیحی، نمایشی و به وسیله رایانه و کم کاربردترین روش ها حل مسئله و پرسش و پاسخ، مشارکتی، ایفای نقش و واحدموضوعی بودند؛ و پیرامون مولفه های نگرش علمی کنجکاوی دانش آموزان مورد مطالعه در حد متوسط و خلاقیت و تفکر انتقادی آنان در وضعیت نامطلوبی قرار داشت.
    کلیدواژگان: تفکر انتقادی، خلاقیت، شیوه تدریس، کنجکاوی، نگرش علمی
  • بی بی عشرت زمانی، زهرا رعیت رکن آبادی، نرگس سعیدیان * صفحات 174-185
    هدف از این پژوهش، بررسی رابطه سبک های یادگیری دانش آموزان دوره متوسطه با روش های تدریس ترجیحی آنان بود. جامعه آماری پژوهش، شامل 2199 نفر دانش آموز دوره متوسطه شهرستان میبد که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم 325 نفر از آنان به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. با استفاده از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تحلیل واریانس، آزمون تعقیبی) داده ها مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که بین سبک های یادگیری و روش های تدریس ترجیحی دیداری، شنیداری، خواندنی - نوشتنی و جنبشی رابطه معنادار وجود داشت ولی بین سبک های یادگیری دانش آموزان برحسب سن و رشته تحصیلی تفاوت وجود نداشت. مقایسه سبک های یادگیری و روش های تدریس ترجیحی دانش آموزان برحسب جنسیت نشان داد که فقط رابطه سبک یادگیری و روش های تدریس ترجیحی شنیداری با جنس معنی دار بوده است و میانگین سبک یادگیری و روش تدریس ترجیحی شنیداری دانش آموزان دختر بیشتر از دانش آموزان پسر بوده است.
    کلیدواژگان: دانش آموزان دوره متوسطه، روش های تدریس، سبک های یادگیری
|
  • Soolmaz Nourabadi *, Mahdi Sobhaninejad, Mahboube Fannakhosrow Pages 1-15
    Present era is the era of scientific and technological changes in the world. These changes, have been affected various aspects of society and human life. Conformity with the scientific advances, require to benefit from interdisciplinary, specially in Higher educational system. The question of the research is due to the increasing use the interdisciplinary specially in higher education of our country ''How is the Interdisciplinary reflection on the Supreme Council of the Cultural Revolution (SCCR)?'' To answer this question, while using qualitative research method, the descriptive - analytical study method was the way. In this study, after giving a description of the Interdisciplinary in higher education and familiarity with the SCCR, the selected Ratifications were analysis. After interpret analyses performed, the results showed that the first attention to Interdisciplinary is in the early of revolution (1358) as "Interdisciplinary services" in higher education. Another application of that is in the National Master Plan for Science and Education Ratification (1389), that has been applied in terms of "science, areas, orientation, issues, studies, and development of interdisciplinary" in higher education.Also used the content analysis in chosen ratification. In the next step, the first to fifth develop programs of Iran was studied in order to assess the emphasis documents before and after the SCCR. Another development Plans were also explored. Results show that SCCR was pioneer in the interdisciplinary applying in higher education than the other academic institutions and with creation favorable conditions, re-emerged.
    Keywords: Higher education, Development Plans of the country, Supreme Council of the Cultural Revolution, Interdisciplinary
  • Mehdi Keshavarzi *, Mohammad Hossein Yarmohammadian, Mohammad Ali Nadi Pages 16-29
    One of the duties of universities is the empowerment of students in various fields, including the recognition of the future or future studies. The increased ability of student futures can be improved through education during the years of study, so one can claim that one of the important variables that can be the ability of future student studies to influence students is the quality of teaching and learning methods. The purpose of this study was to design teaching methods based on the development of future studies in higher education, which was conducted using qualitative research methodology and using a strategy based on the data theory of the foundation. In this regard, semi-structured interviews with 14 faculty members in the field of curriculum and futures studies in universities of Fars province were carried out using purposeful approach and application of theoretical saturation criterion. To obtain the reliability and validity of the data from two Participants review method and review of non-participating experts in the research were used. The results of the data analysis were separated into separate concepts through three stages, open source coding, theoretical coding and selective coding with the aid of MAXQDA12 software, and 16 general categories were obtained. This article presents the findings of the study in the framework of the paradigmatic model including: causal conditions (4 categories), pivotal phenomenon (futures studies as a general approach to teaching), strategies (3 categories), fields (4 categories), interventional conditions (2 categories) and outcomes (2 categories).
    Keywords: Higher education, Futures studies, Curriculum, teaching
  • Mahdi Sobhaninejad, Najmeh Ahmadabadi Arani *, Tahere Jalalvand, Azad Mohammadi Pages 30-48
    The purpose of this study is to explain the curriculum of moral education in the aspect of comparative analysis of Kant’s and Mullah Ahmad Naraqi’s theories using both conceptual and comparative analysis in order to increase the fundamental knowledge in this area. In order to achieve this goal, try it with the use of primary sources and secondary sources included (authentic books, research, relevant research, publications and Internet sites) study the methods of conceptual analysis and comparative analysis is analyzed and analyzed. The results indicate that Kant and Mullah Ahmad Naraqi studied moral education in a profound manner and remarkable implications in the content of curriculum of moral education can be concluded from their theories. Kant is the representative of west’s viewpoint and Mullah Ahmad Naraqi is the representative of Islamic’s viewpoint; Despite the obvious disagreements, shared components are concludable that can be reviewed by policy makers and curriculum planners so that it can ease the students’ moral development. Among the main priorities of curriculums, we can point out education, training students’ moral dimension, emphasis on development of memory in curriculums, practicality in curriculums, emphasis on mathematic lessons in curriculums, emphasis on criticism in curriculums and training students’ religious dimension
    Keywords: Curriculum, moral education, Kant, Mullah Ahmad Naraqi
  • Zahra Ejadi, Maryam Seifnaraghi *, Ezatolah Naderi Pages 49-60
    The aim of this study is to design the experimental science curriculum of sixth grade elementary school using inquiry-based approach and its evaluation from the perspective of curriculum specialists and relevant teachers. This study is applied research which is done according to Descriptive-Survey method. The population of study includes all sixth grade teachers of Esfarayen city (130 people) and curriculum specialists of North and Razavi Khorasan state (40 people) which are studied by census manner. To collect the data, library method and a researcher-made questionnaire includes 40 questions in four sections: objective, content, teaching methods and evaluation are used. The validity confirmed by specialists and reliability through Cronbach's alpha was 98%. Researcher for designing the program studies the history and documentation on the matter research. And based on the obtained information, designs the program and then put it in the form of a questionnaire to the respondents. To analyze the data, SPSS software and descriptive statistics (frequency tables and percentage) and inferential statistics (Chi-square test) are used. Some obtained results in this study are features of four elements (goal, content, teaching methods and evaluation) of the research-based curriculum of sixth grade experimental science which is approved with Specialists and concerned teachers.
    Keywords: Curriculum, Sixth Grade, Inquiry Based, Designing the Curriculum, Experimental Science
  • Hassan Gharibi *, Jalil Aslani, Mehzad Abdolmalaki Pages 61-74
    The aim of this study was to evaluate the effectiveness of science education teaching based on multiple intelligence theory on creativity in 5 grade elementary school girl student's in ghorveh city. The study was done by quasi experimental and interventional study using pretest – posttest with control group. The study population included all girl students in fifth grade elementary school in Qorveh Thatwas total number 550 people. The sample in this study consisted of 53 students in fifth grade elementary school girl so that all subjects were selected by multistage cluster sampling. To measure creativity, the Torrance creativity test " the form image" was used. The analysis was performed using analysis of ANCOVA. The results showed that the science education teaching based on multiple intelligence theory has been effective. Results of this study will be to use these strategies to be applied to enhance the creativity of the students by elementary school teachers.
    Keywords: science education, teaching, multiple intelligence theory, creativity
  • Mahboubeh Soleimanpour Omran* Pages 75-93
    This study aim to examine the relationships between achievement motivation, learning engagement and Goal achievement with meaning of education in Bojnourd high schools in academic year 2015-2016. The study population was comprised of 2579 students of Bojnourd high schools, which by using Morgan sampling table and simple random sampling, 335 people were selected as samples. The data collected in this study consisted of four questionnaires achievement motivation (AMT), the learning engagement Questionnaire (MSLQ by Pintrich and De Groot, 1990), Goal achievement (Middleton & Midgley, 1997) meaning of education (MOE) questionnaire (Henderson-King & Smith, 2006).Formal Validity of the questionnaire was confirmed using the Supervisor and the number of the population comments. Moreover, by using Cronbach's alpha reliability coefficient for achievement motivation questionnaire (0.80), learning engagement questionnaire (0.79), Goal achievement questionnaire (0.79) meaning of education questionnaire (0.79) was calculated. In order to analyze the data, descriptive statistics and inferential statistics . The results showed that there is a significant relationship between achievement motivations, learning engagement and Goal achievement with meaning of education and achievement motivation has the highest correlation (0/47) and variable advance the goals of the lowest correlation (0/37) with the meaning of education. The results of multivariate linear regression analysis showed that predictive variables explain the meaning of education changes as well (0/32).
    Keywords: Achievement motivation, Learning engagement, Goal achievement, Meaning of education
  • Ashrafoalsadat Shekarbaghani * Pages 94-108
    The purpose of recent article was to consider the consequences of the effectiveness of the curriculum content of bachelor and master degree of Applied Physics on one of the most important needs of society, such as Graduates unemployment of these courses. This study examines the relationship between the scientific and practical experiences of these graduates who have received university curriculum in the universities of the country and has addressed the needs of the community. The research method is descriptive survey. The statistical population of the study consisted of all graduates of these courses from universities around the country in the academic year of 2012-2013. They were selected by random sampling of 50 people. The instrument used in the research was a structured interview and a standard job satisfaction questionnaire, which was performed on the sample. Using descriptive statistics, the results of the interview and the questionnaire were examined. Research findings show that the content of these courses cannot meet the needs of the community and need to be reviewed.
    Keywords: curriculum content, graduates of Physics, university education, unemployment
  • Seyedeh Somayeh Mirmoradi * Pages 109-131
    Childhood is the first and most important period of human life in which the concept of self, nature and social relations for the first time forms in it. Accordingly, these goals have been addressed to children in the main goal of national curriculum development. One of the questions that need to be answered in order to achieve the goals of the curriculum is how the physical environment in which education occurs. On the other hand, the presence of nature in the design of educational spaces, according to studies, has many potentialities to access the various needs of children in growth and education. The purpose of this paper is to investigate the effects of design with a nature-based approach in primary educational spaces to achieve the goals of the national curriculum. The present study is an analytical descriptive study which is based on the library method and the review of texts and logical reasoning. The findings of the study include nature-based design strategies for achieving the goals of the national curriculum. The most important of which is the use of sustainable design patterns in school design, the design of two separate courtyards of educational and sports facilities, the design of semi-open educational spaces in the proximity of theory classes, visual visibility to the natural green spaces of the interior spaces, the use of Iranian gardening patterns in the design of enclosures, the creation of spatial diversity by creating a variety of closed, open and semi-open spaces.
    Keywords: national curriculum, primary school, nature, school design
  • Hassan Eslamian *, Zahra Ealamian, Morteza Karami Pages 132-147
    The main purpose of this study is to determine the relationship between the rate of effective teaching criteria by university professors and the Scientific spirit of students. The statistical population of the study consisted of all students of Mazandaran University in the academic year 2012-2013. By stratified sampling, 375 students were selected as the statistical sample of the study. The research instrument consisted of two researcher-made questionnaires: Effective Teaching and Scientific Spirituality. Both of the questionnaires contained 30 questions of five options according to the Likert scale of 5 degrees. Validity of two questionnaires given to study and consult the 10 teachers in educational sciences has been verified and reliability through an open trial on 30 subjects selected from a population of (other than samples) were examined for the questionnaire effective teaching highly correlated high (r = 0/85) and the scientific spirit of solidarity questionnaire relatively "high (r = 0/77), respectively. findings indicate that the performance of teachers, Mazandaran University, 4 School of Law and Political Science, Basic Sciences, Arts and Architecture, the application criteria designing, teaching, education, classroom management, human relations and evaluation, as relatively "good and desirable criteria for personality characteristics, highly desirable. Level of student's scientific morale is not in the "Desirable" in any of the areas considered. The findings also showed that there is a significant relationship between the performance of the professors in applying the effective teaching standards and the level of student's morale (P
    Keywords: Effective teaching, Teachers, university faculty, Scientific spirit, students
  • Batoul Farrokh, Badri Shahtalebi * Pages 148-161
    The current study was performed with the aim of investigating the relationship between self-directed learning, self-efficacy and information literacy and knowledge sharing behaviour among male students of high school of district 2 of Isfahan in the academic year 93-94 through the descriptive approach of the correlational type. All high school male students of district 2 with the number of 4995 formed the statistical population of the current study that among them 356 people were selected to participate in the current study by the random cluster sampling method. Data collection tools in this study were 4 questionnaires of self-directed learning of Fisher et al. (2001) with 40 items, self-efficacy of Sherer and Maddux (1982) with 17 items, information literacy with 18 items and knowledge sharing with 15 items, that their validity was confirmed, and their reliability, also, was obtained 0.78, 0.90, 0.91 and 0.85, respectively, by using Cronbach's alpha coefficient. Obtained data from the research were analysed by using descriptive and inferential statistics including correlation coefficient, stepwise regression and analysis of variance. The test results of main theories showed that there was a significant relationship between self-directed learning and knowledge sharing behaviour, between self-efficacy and knowledge sharing behaviour and between information literacy and knowledge sharing behaviour. Also, the results showed that there was a significant relationship between the propensity for learning dimension, the self-management dimension and self-control dimension and knowledge sharing behaviour. Moreover, there was a significant relationship between the desire to behaviour starting of self-efficacy dimension, the desire to expand the effort for affecting the task of self-efficacy dimension, resistant in facing with the obstacles of self-efficacy dimension and knowledge sharing behaviour. The results of stepwise regression revealed that propensity and self-management dimensions of self-directed learning have the ability of predicting the knowledge sharing behaviour. The relationship among the propensity dimension to expand the effort for affecting the task has the ability of predicting the knowledge sharing behaviour. Among the views of respondents in all four variables based on the education base, there was no significant difference.
    Keywords: Self-directed learning, Self-efficacy, Information literacy, Knowledge sharing behaviour
  • Farshide Fathi Hafshejany *, Mahboube Arefi, Kourosh Fathi Vajargah Pages 162-173
    This study aims at investigating the relationship between teaching methods and fostering the scientific attitude in the primary girl students in four regions (north, south, east, and west) of Tehran in academic year 2009-2010. 20 teachers and 20 classes were selected from among all these schools by multi-stage cluster sampling. The data were collected through researcher-made questionnaire, observation checklist, documents and the file of class activities and were analyzed by Kolmogorov–Smirnov test, Friedman test, Binomial test and Spearman Correlation Coefficient. The findings revealed a significant correlation between collaborative, creative, question and answer, group discussion and experimental methods and the element of Creativity; the role playing methods and the elements of curiosity; and the teaching method and all three elements. The most commonly used methods were memorization and rehearsal, lecture, explanatory, expositive, and computer-aided method and the least commonly used ones were problem-solving and question and answer, collaborative, role-playing and thematic unit. The students under study were on average in terms of curiosity and at an unpleasant condition in terms of creativity and critical thinking.
    Keywords: critical? thinking, teaching method, creativity, curiosity, scientific attitude
  • Eshrat Zamani, Zahra Rayat, Narges Saeidian * Pages 174-185
    The main purpose of this researcgh was to investigate the relation beweeb students’ learning styles and their prefereed teaching methods in Iranian high schools. The statistical population was included all of high schools’ students in Maybod in 90-91 year that 325 students of them were randomly selected as the sample of study. The research method was descriptive and correlative one. . Gathered data was analyzed by using both descriptive statistical method such as using (frequencies, means and standard deviation) and inferential data analysis such as (Pearson correlation coefficients, Analysis of Varience and follow up tests). Findings of this study indicated that there is relation between students learning styles and their preffed teaching style. Findings of the study did not indicate any differences between students’ learning styles according to years and academic majors. Comparing the students’ learning styles and preferred teaching methods according to demographic information indicated that there was only differences between students’ learning styles and their preferred teaching methods according to their genders. Girls’ learning style and preferred teaching method were more audio than boys.
    Keywords: Learning styles, Teaching methods, High school students