فهرست مطالب

طب نظامی - سال بیستم شماره 2 (پیاپی 78، خرداد و تیر 1397)
  • سال بیستم شماره 2 (پیاپی 78، خرداد و تیر 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/03/03
  • تعداد عناوین: 11
|
  • جمیله محمدی، کاظم رسول زاده طباطبایی، مسعود جانبزرگی *، عباس پسندیده، محمود ثالثی صفحات 134-144
    زمینه و هدف
    افسردگی اختلال بسیار شایع و عودکننده بوده که با میزان بالای مرگ و میر همراه است. امروزه شاهد رشد روزافزون مداخلات معنوی مذهبی در زمینه بسیاری از اختلالات روانی از جمله افسردگی هستیم. با توجه به ظرفیت بالای دین اسلام برای هماهنگ سازی و معنا بخشی به چهارچوب شخصیت انسان، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر بر کاهش علایم افسردگی از منظر دین اسلام انجام شد.
    روش ها
    مطالعه حاضر یک تحلیل محتوای کیفی قراردادی است. محتوای مورد پژوهش از طریق جستجوی الکترونیکی در پایگاه های منتخب و کارگروه سه نفره متخصصان امر انتخاب شدند. مرور متون، انتخاب واحدهای معنایی، استخراج کدهای فشرده، زیرطبقات، طبقات و در نهایت رسیدن به درون مایه های اصلی و نامگذاری آن ها از گام های متداول در این روش است.. جهت بررسی ریگور مطالعه از روش های اعتبار، انتقال پذیری، قابلیت اعتماد، تاییدپذیری و همچنین تجارب پانل 10 نفره متخصصان استفاده شد. اصلاح درون مایه های اصلی تا حصول توافق بین اعضای پانل ادامه یافت.
    یافته ها
    فرآیند کدگذاری نشان داد که عوامل موثر بر کاهش علائم افسردگی را می توان در هشت درون مایه اصلی ارائه کرد که عبارتنداز: (1) بازخورد توحیدی؛ (2) کسب استقلال اعتباری و ارزشمندی؛ (3) استحکام بخشی به تکیه گاه؛ (4) تنظیم هیجان؛ (5) تنظیم رغبت؛ (6) معنابخشی ناخوشایندها و خوشایندها؛ (7) تنظیم عمل و (8) تنظیم هدفمندی. توافق بین اعضای پانل برای هشت درون مایه ذکر شده نشان داد که میانگین نسبت و شاخص روایی محتوا برابر با 92/0 و 96/0 بوده و تمامی درون مایه ها حداقل مقدار قابل قبول را دارا هستند.
    نتیجه گیری
    8 درون مایه حاصل از تحقیق حاضر می تواند از یک طرف در سطوح مختلف پیشگیری مورد توجه برنامه ریزان فعالیت های فرهنگی، مذهبی و بهداشتی قرار گرفته و از طرف دیگر توسط سایر محققان در جهت طراحی بسته درمانی معنوی مذهبی مورد استفاده قرار گیرند.
    کلیدواژگان: افسردگی، اسلام، تحلیل محتوای کیفی
  • مهدی امینی، پرویز دباغی *، مژگان لطفی صفحات 145-153
    زمینه و هدف
    پرسشنامه اختلالات شخصیت بر اساس DSM-5 (PID-5) یک ابزار تشخیصی است که با هدف تشخیص گذاری مبتنی بر خصیصه در ویرایش پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (PID-5) ایجاد شده است. با توجه به نیاز به ابزارهای پایا در زمینه تشخیص اختلالات شخصیت به زبان فارسی و در پرسنل نظامی، پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه اختلالات شخصیت بر اساس ویرایش پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (PID-5) در پرسنل وظیفه انجام شد.
    روش ها
    پژوهش حاضر از نوع مطالعات مقطعی و با هدف هنجاریابی پرسشنامه بود. مشارکت کنندگان در پژوهش 401 نفر از پرسنل وظیفه بودند، که در سال 1395 در نیروهای سه گانه ارتش جمهوری اسلامی ایران مشغول به خدمت بودند. پس از ترجمه پرسشنامه PID-5 به روش ترجمه مستقیم و معکوس، گردآوری داده ها صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS-16 استفاده شد.
    یافته ها
    ضریب کلی آلفای کرونباخ خصیصه ها 93/0 و حوزه ها 88/0 بود. دامنه آلفای کرونباخ محاسبه شده برای 24 خصیصه پرسشنامه از 60/0 تا 82/0 بدست آمد که ضریب اطمینان قابل قبولی است، و فقط در خصیصه بدگمانی آلفای محاسبه شده 50/0 بود. آلفای کرونباخ محاسبه شده برای حوزه ها نیز در دامنه ای از 71/0 (ضدیت) تا 84/0 (روانپریشی) بدست آمد.
    نتیجه گیری
    بطور کلی نسخه فارسی پرسشنامه شخصیتی PID-5 از پایایی و ثبات درونی قابل قبولی در ارزیابی نشانگان اختلالات شخصیت و ویژگی های شخصیت برخوردار است. از این رو در پژوهش و تشخیص اختلالات شخصیت در پرسنل وظیفه، سازمان های نظامی و انتظامی با اطمینان می توان از آن استفاده کرد.
    کلیدواژگان: پرسشنامه PID، 5، ویژگی های روانسنجی، اعتبار، پرسنل وظیفه
  • حمید اراضی*، علی پناهی صفحات 154-161
    زمینه و هدف
    آمادگی جسمانی به عنوان یکی از عوامل موثر در سلامت نیروهای نظامی و ذهنیت صحیح از آن در راستای عملکرد مطلوب شغلی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین وضعیت آمادگی جسمانی با برآورد انتزاعی از آن در نیروهای نظامی بود.
    روش ها
    در این پژوهش توصیفی 60 نفر (30 مرد و 30 زن)، از پایوران نیروهای زمینی سپاه بر اساس جدول اودینسکی و به صورت تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه برآورد انتزاعی از آمادگی جسمانی دلیگنرس و همکاران را کامل کردند. متغیرهای مورد اندازه گیری شامل مشخصات بدنی از قبیل وزن، قد، شاخص توده بدن و درصد چربی و فاکتورهای آمادگی جسمانی شامل: استقامت قلبی-تنفسی (شاتل ران)، قدرت فشردن دست و کل بدن (دینانومتر)، انعطاف پذیری (خمش به جلو) و ترکیب بدن (ضخامت چربی زیر پوستی سه نقطه ای) بودند. در نهایت، برای تعیین ارتباط بین برآورد انتزاعی از فاکتورهای آمادگی جسمانی مرتبط با سلامتی و مقدار واقعی آن و همچنین مقایسه متغیرهای آمادگی جسمانی وابسته به سلامتی بین پایوران مرد و زن از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و t مستقل استفاده شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد بین برآورد انتزاعی و وضعیت واقعی از عوامل و کل آمادگی جسمانی در بین زنان نظامی رابطه معکوس و معنادار (05/0P˂) (بجز قدرت عضلانی) و در مردان نظامی رابطه مستقیم ولی غیرمعنادار (بجز استقامت قلبی-تنفسی و انعطاف پذیری) وجود دارد. به عبارت دیگر، زنان و مردان نظامی برآورد درستی از وضعیت آمادگی جسمانی شان نداشتند.
    نتیجه گیری
    با توجه به برآورد انتزاعی نادرست از شاخص های آمادگی جسمانی در نیروهای نظامی مورد پژوهش، شرکت در فعالیت های بدنی جهت ارتقاء سطح آمادگی بدنی و تجانس ارزیابی انتزاعی افراد از میزان آمادگی جسمانی واقعی ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: برآورد انتزاعی، آمادگی جسمانی، عملکرد، نیروهای نظامی
  • حسین کشاورز افشار، حسین شیروانی *، اصغر برابری صفحات 162-169
    زمینه و هدف
    پردازش هیجانی در اجرا و عملکرد ورزشی تاثیر‏گذار است. هدف از پژوهش حاضر، مقایسه پردازش هیجانی ورزشکاران نظامی در سطوح حرفه‏ ای، نیمه ‏حرفه ای و مبتدی بود.
    روش ها
    بدین منظور 90 نفر از مردان نظامی ورزشکار باشگاه ‏های استان مازندران در سال 1395به عنوان نمونه تحقیق به صورت تصادفی انتخاب و در سه گروه 30 نفره حرفه ‏ای، نیمه‏ حرفه ای و مبتدی گروه‏ بندی شدند. ابزار گرد‏آوری داده ها شامل پرسشنامه پردازش هیجانی Baker بوده است. تحلیل داده ها با آزمون‏های آماری تحلیل واریانس یک‏طرفه و آزمون تعقیبی توکی با استفاده از نرم افزار SPSS-18 صورت پذیرفت.
    یافته ها
    سه گروه شرکت کننده در پژوهش از لحاظ متغییرهای جمعیت شناختی همسان بودند. در این پژوهش سن آزمودنی ها بین 20 الی 50 سال از رشته های ورزشی فوتبال، والیبال و بدنسازی شرکت کردند. نتایج نشان داد که در مجموع بین سه گروه ورزشکار در پردازش هیجانی تفاوت معنی ‏داری وجود ندارد. ولی در بین ورزشکاران حرفه‏ ای، نیمه حرفه ای و مبتدی از نظر مولفه ‏های پردازش هیجانی (عدم تنظیم هیجان، عدم تجربه هیجانی) تفاوت معناداری وجود دارد.
    نتیجه گیری
    بطور کلی می‏توان گفت که ورزشکاران نظامی در سطح حرفه ای نسبت به دو گروه نیمه‏ حرفه‏ ای و مبتدی از تنظیم هیجان و تجربه هیجانی بیشتری برخوردار می ‏باشند.
    کلیدواژگان: پردازش هیجانی، ورزشکاران نظامی، حرفه ای
  • سید ایوب حسینی، ابوالقاسم مقیمی، مریم ایمان * صفحات 170-180
    زمینه و هدف
    در این مطالعه یک گروه از اکسیم های بر پایه نایترون دارای بخش پیریدینیوم، به عنوان کاندیدهای دارویی جدید در فعال سازی استیل کولین استراز (AChE) مهار شده، با مطالعات داکینگ معرفی شده اند.
    روش ها
    ساختار شیمیایی فعال سازهای جدید با استفاده از برنامه هایپرکم ساخته شدند و مطالعات کانفورماسیونی از طریق روش نیمه تجربی انجام گردید. در محاسبات داکینگ اکسیم های طراحی شده از برنامه AutoDock استفاده گردید.
    یافته ها
    انرژی اتصال برای ابیدوکسیم و پارالیدوکسیم به ترتیب 59/8- و 61/5- حاصل گردید. این اکسیم های رایج در جایگاه فعال برهمکنش های هیدروژنی و π-π داشتند. محاسبات داکینگ نشان داد که اکسیم های بر پایه نایترونی برهمکنش های هیدروژنی و π-π با دنباله های آروماتیکی، آنیونی محیطی و سه گانه کاتالیستی در جایگاه فعال ایجاد می کنند. همچنین، این ترکیبات انرژی اتصال بالاتری نسبت به پارالیدوکسیم برخوردار بوده و انرژی اتصال قابل مقایسه ای نسبت به ابیدوکسیم داشته اند.
    نتیجه گیری
    بررسی نتایج نشان داد، اکسیم های طراحی شده، انرژی اتصال نویدبخشی در مقایسه با اکسیم های رایج ابیدوکسیم و پارالیدوکسیم دارند. بیس-پیریدینیوم اکسیم ها نسبت به مونو-پیریدینیوم اکسیم ها، به دلیل برهمکنش های اضافی هیدروژنی و π-π در جایگاه فعال، نتایج بهتری نشان داده اند. همچنین، اکسیم های طراحی شده ای که حلقه ایمیدازول در موقعیت 3 حلقه پیریدینیوم قرار داشت در اکثر موارد جهت گیری و برهمکنش های مناسب تری در جایگاه فعال نشان دادند.
    کلیدواژگان: استیل کولین استراز، فعالساز، اکسیم، نایترون، عوامل عصبی و حشره کش
  • عمیدالدین خطیبی عقدا، وحید سبحانی، احسان عرب زاده*، محمد علی عشقی صابر، سید مرتضی حسینی، حسن دیواندری، محمد مهدی سالاری صفحات 181-188
    زمینه و هدف
    بهبود کیفیت تمرینات ورزشی و آزمون های نظامی برای ارتقای سطح آمادگی جسمانی نظامیان بسیار مهم می باشد. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی آزمون عملکرد مطلوب نظامی Military Optimal Performance Challenge (MOPC) در دانشجویان نظامی انجام شد.
    روش ها
    پژوهش حاضر از نوع توصیفی بود که در سال 1395 انجام شد. جامعه آماری تحقیق حاضر را دانشجویان نظامی یکی از مراکز آموزشی شهر تهران بین سنین 24 تا 39 سال تشکیل می دادند، که به صورت نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 60 نفر انتخاب شدند. متغیرهای وزن (با استفاده از ترازوی Seca، حداقل لباس و دقت 1/0 کیلوگرم)، قد (بدون کفش در شرایط استاندارد با دقت 1/0 سانتیمتر توسط متر نواری غیرقابل ارتجاع) و ضربان قلب (نبض رادیال) در آزمودنی ها اندازه گیری شد. شرکت کنندگان جهت ارزیابی، موانع آزمون های 7 گانه (دو 4827 متر، تحرک برای رزم، پرس سینه، بارفیکس، کشیدن مچ پا به بالا، اسکات، تست تخلیه مصدوم شبیه سازی شده) را به صورت کامل و صحیح اجرا کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 17 استفاده شد.
    یافته ها
    میانگین و انحراف معیار وزن 23/10±90/81 کیلوگرم، قد 09/6±56/174سانتی متر، سن 39/3±83/33 سال، تعداد ضربان قلب هنگام استراحت 83/9±83/86 و تعداد ضربان قلب هنگام اوج اجرا 45/14±96/167بود. آزمون تخلیه مصدوم شبیه سازی شده نیز با 4 خرده آزمون ورزشی (تست پرس سینه: P=0.0001 و 473/0- = r، تست بار فیکس: P=0.011 و 325/0- r=، تست اسکات: P=0.0001 و 485/0- r=، تست کشیدن مچ پا: P=0.0001 و 448/0-= r) ارتباط معنی داری داشت.
    نتیجه گیری
    با توجه به کامل و دقیق بودن بسته آزمون MOPC نسبت به دیگر نمونه های مشابه، این بسته آزمون به عنوان یک آزمون استاندارد برای بالاتر بردن سطح توان نیروهای نظامی امکان انجام و پیاده سازی دارد.
    کلیدواژگان: دانشجویان نظامی، آمادگی جسمانی، عملکرد مطلوب نظامی
  • یوسف یاراحمدی*، ملیحه حدادنژاد، سید صدرالدین شجاع الدین صفحات 189-200
    زمینه و هدف
    کمردرد مزمن غیراختصاصی شایع ترین نوع کمردرد مزمن می باشد و دستیابی به یک برنامه درمانی و توانبخشی برای بهبود سریع تر بیماران مبتلا به کمردرد مزمن همواره مورد توجه بوده است. لذا هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی تمرینات تعلیقی و ثباتی عملکردی بر شدت درد، عملکرد حس عمقی و توانایی کنترل حرکتی مردان مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی بود.
    روش ها
    مطالعه حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل در سال 1394 بوده است. به همین منظور، 45 نفر از بیماران مرد مبتلا به کمردرد مزمن غیر اختصاصی که شرایط ورود به تحقیق را داشتند، در 3 گروه مساوی 15 نفری (به صورت تصادفی) انتخاب شدند. دو گروه تجربی به مدت هشت هفته و هر هفته سه جلسه 45 دقیقه ای برنامه های تمرینی تعلیقی و ثباتی عملکردی را اجرا کردند. به منظور ارزیابی شدت درد، عملکرد حس عمقی و توانایی کنترل حرکتی آزمودنی ها به ترتیب از پرسشنامه شاخص بصری درد، گونیامتر یونیورسیال به روش Newcomer و آزمون های کنترل حرکت Luomajoki استفاده گردید. پس از جمع آوری اطلاعات، از روش آماری تحلیل کوواریانس یک راهه با نرم افزار SPSS نسخه 18 استفاده گردید.
    یافته ها
    هر دو پروتکل تمرینی تعلیقی و ثباتی عملکردئ بر شدت درد، عملکرد حس عمقی و توانایی کنترل حرکتی مردان مبتلا به کمردرد مزمن غیر اختصاصی در پس آزمون تاثیر معنی داری داشته اند (05/0p≤) و در مقایسه بین گروهی بیشترین تغییر پذیری به ترتیب مربوط به گروه تمرینی تعلیقی و گروه تمرینی ثباتی عملکردی بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های این مطالعه، تمرینات تعلیقی نسبت به تمرینات ثباتی عملکردی موثرتر واقع شد. با این وجود مطالعات آتی با استفاده از نمونه های بیشتر جهت حمایت از یافته های این مطالعه و همچنین پیشگیری از این معضل در مردان توصیه می شود.
    کلیدواژگان: تعلیقی، ثباتی عملکردی، حس عمقی، کنترل حرکتی، کمردرد
  • رضا بازیار، سید مصطفی حسینی *، محمود تولایی، پیام حاجی بابایی، حسن بهمنی، علیرضا رفعتی صفحات 201-211
    زمینه و هدف
    استفاده از پلی مورفیسم های تک نوکلئوتیدی (SNPs) در تشخیص هویت ژنتیکی کاربرد های گسترده ای را نشان داده است. در جمعیت ایرانی جهت ارزیابی فرکانس آللی و نیز تعیین تنوع ژنتیکی SNP ها بر مبنای پایگاه SNIPforID مطالعات محدودی گزارش شده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تنوعات ژنتیکی، تعیین فراوانی آللی و ارزیابی هتروزیگوسیتی، به طور همزمان در 25 جایگاه SNP اتوزومال آگهی بخش در استان گیلان با تکنیک SNapShot اجرا شد.
    روش ها
    در مطالعه توصیفی- مقطعی حاضر، نتایج ارزیابی های بیوانفورماتیکی نشان داد حداقل 25 جایگاه SNP اتوزمال قدرت تمایز بین قومیت های ایرانی را داشتند. استخراج DNA از نمونه خون 53 نفر از افراد با قومیت گیلک با روش RGDE (Rapid Genomic DNA Extraction) انجام شد. تعیین ژنوتیپ SNP های منتخب با استفاده از روش SNapShot به وسیله دستگاه ژنتیک آنالایزر3130 XL شرکت ABI اجرا شد. آنالیز های آماری با استفاده از نرم افزار های Arlequine 3.5 ، GenALEX 6.5و GeneMapper 5.0 محاسبه شد.
    یافته ها
    میانگین هتروزیگوسیتی مشاهده شده برابر با 428/0 بود. کمترین میزان هتروزیگوسیتی محاسبه شده مربوط به rs938283 به میزان 190/0 به دست آمد. کمترین میزان فرکانس اللی برای r‏s938283 برابر با 105/0 محاسبه شد. مجموع فرکانس آللی SNP های مورد مطالعه از تعادل هاردی-واینبرگ به استثناء rs1382387 انحراف نشان دادند. ارزیابی پارامتر شاخص تثبیت (FST) نشان داد بین قومیت گیلک و سه قومیت کرد، فارس و لر تفاوت ژنتیکی قابل توجهی دیده نشد.
    نتیجه گیری
    ارزیابی همزمان 25 جایگاه اتوزمال SNP توانایی ایجاد تمایز بین قومیت های درون جمعیتی را دارد. نتایج نشان داد قومیت گیلک از نظر ژنتیکی با قومیت های لر، فارس و کرد مشابه می باشد. روش SNapShot از حساسیت و اختصاصیت مناسبی جهت ژنوتایپینگ SNP هابه طور همزمان برخودار بود.
    کلیدواژگان: پلی مورفیسم تک نوکلئوتیدی (SNP)، روش SNapShot، قومیت گیلک، صفحه تارنمای SNPforID
  • امیرحسین پیشگویی، حلیمه زارع شورکی *، آرمین زارعیان، فروزان آتش زاده شوریده، محمد فرقانی صفحات 212-221
    زمینه و هدف
    شناخت عوامل موثر بر کیفیت زندگی مبتلایان به بیماری عروق کرونر می تواند در طراحی برنامه مراقبتی آنان نقش کلیدی ایفا نماید. هدف از این مطالعه تعیین کیفیت زندگی و عوامل موثر بر آن در افراد نظامی مبتلا به بیماری عروق کرونر است.
    روش ها
    این یک مطالعه مقطعی است که بر روی بیماران مبتلا به بیماری کرونری مراجعه کننده به بیمارستان های نظامی شهر تهران با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از بهمن 1394 تا اردیبهشت 1395 انجام شد. اطلاعات دموگرافیک ثبت شد و از پرسشنامه ناتینگهام جهت سنجش کیفیت زندگی افراد در 6 حیطه سطح انرژی، درد، عکس العمل عاطفی، خواب، انزوای اجتماعی، خواب و فعالیت فیزیکی استفاده شد. سطح معنی داری (05/0>p) در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    میانگین سنی 250 بیمار مبتلا به بیماری کرونری مراجعه کننده به بیمارستان های نظامی 68/6 ± 27/57 سال، بیشتر بیماران مرد (2/71 %)، متاهل (6/89 %) و بازنشسته (8/60 %) بودند. بین میانگین نمرات حیطه های کیفیت زندگی در مشارکت کنندگان بر حسب جنس، شغل، درآمد، سطح تحصیلات و فعالیت های روزانه تفاوت معنی داری وجود داشت (05/0>p) و نمره کیفیت زندگی مردان بازنشسته، دیپلم به بالا در تمامی حیطه ها بهتر بود. افرادی که ورزش می کردند، نمره کیفیت زندگی بهتری را در تمامی حیطه ها به جز حیطه خواب داشتند (05/0>p). همچنین افرادی که طول مدت بیماری کمتری داشتند، میزان درد کمتر و فعالیت فیزیکی بیشتری داشتند.
    نتیجه گیری
    یافته های مطالعه نشان داد که عوامل جمعیت شناختی، باعث تفاوت در کیفیت زندگی افراد نظامی و وابستگان آنها که مبتلا به بیماری های عروق کرونر هستند، می شوند. با توجه بیشتر به برخی مشخصات جمعیت شناختی مثل ورزش، پیاد روی و شغل، برنامه ریزی زودهنگام و انجام قدامات لازم می توان جهت ارتقاء کیفیت زندگی این افراد برنامه ریزی نمود.
    کلیدواژگان: بیماری عروق کرونر، کیفیت زندگی، پرسنل نظامی
  • محسن یزدانیان، کیومرث مرادی*، وحید سبحانی، حامد اکبری، مریم کاظمی پور، علیرضا شمس الدینی، الهه طهماسبی صفحات 222-230
    زمینه و هدف
    اختلالات اسکلتی- عضلانی مرتبط با کار یکی از دلایل اصلی از کارافتادگی شغلی در حرفه دندانپزشکی می باشد. اتخاذ وضعیت های تکراری در طولانی مدت، انجام حرکات تکراری و قرار گرفتن در وضعیت نامناسب از جمله ریسک فاکتورهای اختلالات اسکلتی عضلانی محسوب می شوند. هدف از پژوهش حاضر بررسی و ارزیابی شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی و وضعیت پوسچر حین کار در دندانپزشکان یک کلینیک دندانپزشکی وابسته به یک دانشگاه نظامی می باشد.
    روش ها
    در پژوهش حاضر 66 نفر از دندانپزشکان یکی از کلینیک های دندانپزشکی وابسته به یک دانشگاه نظامی جهت ارزیابی سریع تمام بدن حین کار با استفاده از روش REBA (یکی از روش های ارزیابی سریع بدن) و برای بررسی اختلالات اسکلتی- عضلانی دندانپزشکان با استفاده از پرسشنامه نوردیک، مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت آنالیز اطلاعات از نرم افزار SPSS نسخه 18 استفاده شد.
    یافته ها
    آزمودنی ها شامل 29 مرد و 37 زن دارای میانگین سنی 83/40 سال و میانگین سابقه کاری 56/14 بودند. نتایج ارزیابی نمره REBA نشان داد که بترتیب 1/56 درصد از دندانپزشکان در محدوده ریسک بالا، 4/39 درصد در محدوده ریسک متوسط و 5/4 درصد در محدوده ریسک بسیار بالا قرار دارند. بیشترین میزان شیوع درد و ناراحتی اسکلتی عضلانی در نواحی مختلف طی 12 ماه گذشته در ناحیه گردن (66 درصد) مشاهده شد. همچنین رابطه بین اختلالات اسکلتی عضلانی با جنسیت و زمان کاری معنادار بود.
    نتیجه گیری
    نتایج مطالعه نشان داد که میزان شیوع اختلالات اسکلتی عضلانی در دندانپزشکان شرکت کننده در مطالعه بالا بوده و بیشترین فراوانی در ناحیه گردن مشاهده گردید. همچنین سطح ریسک بروز اختلالات اسکلتی عضلانی در سطح بالایی قرار داشت. به منظور کاهش میزان بروز اختلالات، انجام اقدامات اصلاحی هر چه سریعتر در آینده نزدیک ضروری بنظر می رسد.
    کلیدواژگان: روش REBA، دندانپزشک، اختلالات اسکلتی، عضلانی
  • علیرضا محمدی*، الناز بهرامی، بشری هاتف، محمود کارگر صفحات 231-241
    زمینه و هدف
    نوروفیدبک به عنوان نوعی از بیوفیدبک تعریف می شود که به افراد کمک می کند تا امواج مغزی را خودشان کنترل کنند. هدف از این مطالعه بررسی اثربخشی درمان نوروفیدبک بر همدلی و باورهای هذیانی در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی بود.
    روش ها
    پژوهش حاضر طرح نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون و پس آزمون بود. به همین منظور 30 بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی بعد از تایید و تشخیص روانپزشک، به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره (اسکیزوفرنی: 3 زن و 12 مرد و دوقطبی: 4 مرد و 11 زن ) جای داده شدند. طی20 جلسه، هفته ای 3 بار تحت درمان با نوروفیدبک قرار گرفتند. همچنین بیماران قبل و بعد از مداخله با پرسشنامه های باورهای هذیانی پیترز (PDI-40) و همدلی (Empathy scale-33) مورد ارزیابی قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج حاصل از آنالیز واریانس سه طرفه نشان داد که خرده مقیاس های همدلی بیانی و همدلی عاطفی بعد از گذراندن جلسات درمانی در بیماران اسکیزوفرنی و دوقطبی افزایش پیدا کرده است. همدلی بیانی و مشارکتی در بیماران دوقطبی خانم بطور مشخصی کمتر از آقایان بود. یافته های حاصل از این مطالعه نشان داد که نمره تمام متغیرهای باورهای هذیانی در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی مخصوصا قبل از درمان بطور مشخصی از بیماران گروه دوقطبی بیشتر بوده است، اما بعد از دریافت جلسات درمانی بطور مشخصی کاهش یافت. همچنین این یافته ها نشان داد که باورهای هذیانی در گروه دوقطبی کاهش چندانی نداشت (P < 0.05).
    نتیجه گیری
    هر دو گروه بیماران پس از درمان با نوروفیدبک در خرده مقیاس های همدلی افزایش داشتند. می توان نتیجه گرفت که نوروفیدبک در کاهش باورهای هذیانی در بیماران اسکیزوفرنی نسبت به بیماران دوقطبی اثرات قابل توجهی دارد و می توان از این روش برای بهبود و کاهش علائم سایکوتیک بهره مند شد.
    کلیدواژگان: نوروفیدبک، همدلی، باورهای هذیانی، اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی
|
  • Jamile Mohammadi, Kazem Rasoolzadeh Tabatabaei, Masoud Janbozorgi *, Abbas Pasandideh, Mahmood Salesi Pages 134-144
    Background And Aim
    Depression is a very prevalent and recurrent disorder that is associated with a high mortality rate. Today there is an ever-increasing rise in religious spiritual interventions in the context of many mental disorders including depression. According to the high capacity of the Islam religion for harmonization and meaning in the framework of human personality, the purpose of the current study was to identify the factors that contribute to reducing depression symptoms from the point of view of Islam.
    Methods
    The present study utilized a conventional qualitative content analysis. The content of the research was collected through electronic search of selected databases and a three-member working group of experts. Review of the literatures, selecting the meaning units, extraction of the condensed units, subcategories, categories, and ultimately identifying and nominating the main themes are the common steps in the method. The study applied rigor from approaches of credibility, transferability, dependability, confirmability, as well as the experiences of 10 expert panelists. Finalizing the main themes was continued until agreement was reached among all members of panel.
    Results
    The coding process showed that factors effective in reducing depression symptoms can be categorized into eight-main themes including: (1) monotheistic feedback; (2) getting Contractual independence and valuability (value); (3) strengthened support; (4) emotional regulation; (5) propensity regulation; (6) meaningfulness to the unpleasant and pleasant; (7) action regulation; and (8) purposefulness regulation. The agreement among the members of panel for the eight mentioned themes showed that the average ratio and index of content validity were 0.92 and 0.96, and all the themes had the minimum acceptable value.
    Conclusions
    On one side, 8 resulting themes from the present study can be emphasized at the different levels of prevention by cultural, religious, and health planner's activities and on the other side, used by other researchers to design a therapy package based on religious and spiritual factors.
    Keywords: Depression, Islam, Qualitative content analysis
  • Mahdi Amini, Parviz Dabaghi *, Mozhgan Lotfi Pages 145-153
    Background And Aim
    The Personality Inventory for DSM–5 (PID–5) was created to aid a trait-based diagnostic system for personality disorders (PDs) in the Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (5th ed. [DSM–5]). Given the need for access to reliable diagnostic instruments of mental disorders in Persian language for military personnel, the present study was designed to translate and determine the reliability and internal consistency of the Personality Inventory for Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders-5th Edition (PID-5) instrument in soldiers.
    Methods
    This study had a cross-sectional design. The research sample was 401 Iranian army soldiers. PID-5 was translated via forward and backward translation method (English-Persian). Soldiers then completed the questionnaire. The data were analyzed by SPSS-16.
    Results
    Total Cronbach's alpha coefficient for Traits and Domains was 0.93 and 0.88, respectively. The range of obtained Cronbach's alpha for 24 facets were 0.60 to 0.82. which is considered acceptable and the lowest alpha was observed for suspiciousness (0.50). The range of Cronbach's alpha coefficient for Domains was 0.71 (Antagonism) to 0.84 (Psychoticism).
    Conclusion
    The Persian version of PID-5 instrument had good reliability and internal consistency for the evaluation of personality traits. PID-5 may be used with confidence in the research and diagnosis of personality traits in the military setting.
    Keywords: PID, 5, Psychometric Properties, Reliability, Soldiers
  • Hamid Arazi *, Ali Panahi Pages 154-161
    Background And Aim
    Fitness is one of the most important factor in military health and a positive attitude towards fitness it could have major effects on job performance. Therefore, the aim of the present study was to investigate the relationship between physical fitness and its perceived estimation in military forces.
    Methods
    In this descriptive study, 60 people (30 men and 30 women) were randomly selected from ground forces based on the Odinsky table to complete the questionnaire of perceived estimation of physical fitness designed by Delignieres et al. The measured variables included physical characteristics such as age, weight, height, body mass index, percentage of body fat and physical fitness factors: cardiorespiratory endurance (shuttle run), strength (hand grip) and the whole body strength (dynamometer), flexibility (Sit and reach) and body composition (three sites measurement of skinfold thickness). Pearson correlation coefficient and independent t test were used to determine the relationship between the perceived estimation of health-related fitness with its actual levels, and to compare health-related fitness between male and female military forces, respectively.
    Results
    The findings showed a significant inverse correlations between the perceived estimation and the actual level of fitness factors in army women (P˂0.05) (except in strength). There were no significant direct relationship in factors for men (except in cardiorespiratory endurance and flexibility). In other words, neither men nor women had sound estimation regarding their fitness status.
    Conclusion
    Due to inaccurate estimation of physical fitness factors in the studied military forces, it may be necessary to participate in physical activities to promote physical fitness and homogeneous perceived appraisal of true physical fitness.
    Keywords: Perceived Estimation, Physical Fitness, Performance, Military Forces
  • Hossein Keshavarz Afshar, Hossein Shirvani *, Asghar Barabari Pages 162-169
    Background And Aim
    The emotional processing has an impact on performance and exercise. The aim of this study was to compare the emotional processing of military athletes at professional, semi-professional and amateur levels.
    Methods
    A total of 90 male athletes belonging to Mazandaran province clubs in the North of Iran, in 2017 were randomly selected and categorized into three groups (n=30) of professional, semi-professional and amateur levels. An emotional processing questionnaire was used to gather data. Data analysis was performed by one-way ANOVA and Tukey's test using SPSS-18 software.
    Results
    The three groups were matched in terms of demographics. The age range of subjects was from 20 to 50 years and their sports fields were Soccer, volleyball and bodybuilding. There was no significant difference between the three groups of athletes in terms of emotional processing. However, there was a significant difference between professional, semi-professional and amateur athletes in terms of emotional processing components (e.g. lack of excitement, lack of emotional experience).
    Conclusion
    In general, professional athletes have more emotional experience than two semi-professional and amateur groups.
    Keywords: Emotion Processing, Military Athletes, Professional
  • Seyed Ayoub Hosseini, Abolghasem Moghimi, Maryam Iman * Pages 170-180
    Background And Aim
    In this study, a group of nitron-based oximes involving a pyridinium moiety were assessed as novel drug candidates in the reactivation of inhibited AChE in a docking study.
    Methods
    The chemical structures of novel reactivators were built using the HyperChem program and conformational studies were performed using a semi-experimental method. Docking calculations on all of the designed oximes were carried out using the Auto Dock program.
    Results
    The recorded binding energy for obidoxime and 2-PAM were -8.59 and -5.61 respectively. These current oxime-formed hydrogen bond and π-π interactions in the active site. Docking calculations showed that new nitrone-based oximes formed hydrogen bonds and π-π interactions with peripheral anionic, aromatic and catalytic triad residues in the active site. Also, all of the new compounds possess better binding energies than 2-PAM and were comparable with obidoxime.
    Conclusion
    The results showed that all of the new oximes possess promising binding energies compared with the standard oximes of 2-PAM and obidoxime. Bis-pyridinum oximes have better results than mono-pyridinum oximes caused by the presence of additional pi-pi and hydrogen bonding interactions. In most cases, the designed oximes where the imidazole ring was positioned at position 3 have better orientation and more favorable interactions in active site.
    Keywords: Acetylcholinesterase, Reactivator, Oxime, Nitrone, Nerve agents, Pesticides
  • Amidodin Khatibi Aghda, Vahid Sobhani, Ehsan Arabzadeh *, Mohammad Ali Eshghisaber, Seyed Morteza Hosseini, Hasan Divandari, Mohammad Mehdi Salaree Pages 181-188
    Background And Aim
    Improving the quality of physical exercise and military tests is critical to improving the physical fitness of members of the military. The purpose of this study was to evaluation of Military Optimal Performance Challenge (MOPC) test in military students.
    Methods
    This research was a quasi-experimental study performed in 2017. The study population included 60 military students at a training center of Tehran, Iran (24 to 39 years) who were selected by cluster random sampling. The variables of weight (using the Seca scale, minimum clothing and accuracy of 0.1 kg), height (without shoes, in standard condition with accuracy of 0.1 cm by irreversible tape measure), heart rate and oxygen consumed were measured in subjects. Participants fully and properly performed the obstacles to 7's tests (4827 meter running, mobility for battle, Bench Press, Horizontal bar, Ankles to the Bar, Back Squat, Simulated Casualty Evacuation Test), and reliability was evaluated based on internal correlation test (Cronbach alpha). Analysis was performed using SPSS version 17.
    Results
    The mean weights and heights of students was 81.90 kg and 174.56 cm, respectively and the means of oxygen consumption participants during test was 39.13 ml/kg/min. Also resting heart rate was reported between 61 to 115 beats per minute. Based on the inner correlation (Cronbach's alpha) between MOPC test items, the results showed the reliability of this test is highly acceptable (Cronbach's alpha 0.709). The Simulated Casualty Evacuation Test was significantly associated with four sub-tests (Bench press: P=0.0001and r= -0.473, pull-up: P=0.011 and r= -0.325, Squat: P=0.0001 and r= -0.485, ankles to the bar: P=0.0001 and r= -0.448).
    Conclusion
    According to accurate and complete of MOPC test package compared to other similar test, this test package as a standard model, has possibility to perform and implement to raise the level of military power.
    Keywords: Military students, Physical fitness, Military Optimal Performance Challenge
  • Yousef Yarahmadi *, Maliheh Hadadnezhad, Seyed Sadrodin Shojaodin Pages 189-200
    Background And Aim
    Non-specific chronic low back pain is the most common type of chronic low back pain. Rapid rehabilitation is a common aim of patients and HCPs. The aim of this study was to compare the effectiveness of suspended exercise and functional stabilization exercise on the intensity of pain, proprioception functional and movement control in men with non-specific chronic low back pain.
    Methods
    This study was performed in 2017. The study had a quasi–experimental, pre-test-post-test design and included a control group. Forty-five male patients with non-specific chronic low back pain, according to inclusion criteria, were randomly selected by convenience sampling in 3 equal groups of 15 patients. Then 2 experimental groups performed the training protocol. The protocol was 8 weeks of the 45 minute exercise program, three sessions per week of suspended exercises and the Functional Stabilization Exercise. To assess pain, proprioception, functional and movement control ability of the subject; visual analogue scale, Universal Goniometer in method Newcomer and the 6 test Luomajoki was used. After data collection, one-way statistical analysis of covariance and SPSS software version 18 was used for data analysis
    Results
    Both suspended exercises and Functional Stabilization had a significant effect on pain, proprioception, functional and movement control in subjects with non-specific chronic lower back pain (P≤0.05). Conducting a between-group comparison also showed that the pain, proprioception functional and movement control ability variables had the highest variation, which was related to the suspended exercises and Functional Stabilization, respectively.
    Conclusion
    According to these findings, Suspended Exercise provided greater recuperation than Functional Stabilization in patients with non-specific chronic lower back pain. However, further studies with a larger sample size are recommended to support the findings of the present study and to help prevent non-specific chronic lower back pain in men.
    Keywords: Functional Stabilization, Proprioception, Movement Control, Low Back Pain
  • Reza Bazyar, Sayed Mostafa Hosseini *, Mahmoud Tavallaei, Payam Hajibabei, Hasan Bahmani, Alireza Rafati Pages 201-211
    Background And Aim
    Single nucleotide polymorphisms (SNPs) are being increasingly used by forensic laboratories. In the Iranian population, few studies have been reported that aim to investigate allelic frequencies and determine genetic variation of SNPs based on SNPforID database. The goal of the current study was to evaluate the population genetic diversity by genotyping of 25 informative autosomal single nucleotide polymorphisms residing in Gilan province in Northern Iran, using the SNaPshot assay.
    Methods
    In this cross-sectional study, the results of the bioinformatics analysis indicated that at least 25 autosomal loci SNP could help discriminate between Iranian ethnic groups. A total of 53 unrelated individuals from the Gilakis ethnicity group provided blood samples for extraction of genomic DNA by the RGDE method. The SNapShot method was used to genotyping 25 selected SNPs on the 3110xl ABI Genetic Analyzer. Statistical analysis was conducted using the Arlequin 3.5, GeneAlex 6.5 and GeneMapper 5.0 software.
    Results
    The mean heterozygosity was 0.428. The minimum heterozygosity observed was 0.190 that related to rs938283. Minor allele frequency (MAF) for rs938283 was 0.105. There was significant deviation in allelic frequencies from Hardy-Weinberg equilibrium for all the studied SNPs except rs1382387. The calculated FST values presented among Gilak and three Iranian ethnic groups including Kurd, Persian ad Lors were not significantly genetic different.
    Conclusion
    Evaluation of the 25 autosomal SNP simultaneously enabled discrimination among ethnic groups within the population. The results presented Gilakis ethnicity genetically when compared to the other ethnicity, Lor, Persian and Kurdish, are similar. The SnapShot method has appropriate sensitivity and specificity to simultaneously genotype SNPs.
    Keywords: Autosomal SNPs, SNPforID, SnapShot, Gilan
  • Amir Hosein Pishgooie, Halime Zare Shorakie *, Armin Zareiyan, Foroozan Atashzadeh Shoorideh, Mohammad Forghani Pages 212-221
    Background And Aim
    Knowing the factors affecting the life quality of subjects with coronary artery disease can help design their care program. The aim of this study was to determine quality of life and its effective factors in military patients and their relatives with coronary artery disease.
    Methods
    This cross-sectional study was performed in military patients and relatives with coronary artery disease referred to selected military hospitals in Tehran, Iran, using convenience sampling from February to August 2016. Demographic data were recorded. The Nottingham questionnaire was used to assess quality of life in six areas: energy level, pain, emotional reaction, sleep, social isolation, sleep and physical activity.
    Results
    The mean age of 250 coronary patients referred to selected military hospitals was 57.27±6.68 years, most of them were male (71.2%), married (89.6%) and retired (60.8%). There was a significant difference between the mean scores of quality of life in the participants with to sex, job, income, education level and daily activities (p
    Conclusion
    The findings of this study showed that demographic factors have effects on the quality of life of military patients and relatives with coronary artery disease. Life quality of these people can be improved with more attention to some lifestyle factors such as exercise, walking, occupation, early planning and conducting of necessary interventions.
    Keywords: Coronary artery disease, Quality of life, Military personnel
  • Mohsen Yazdanian, Kiumars Moradi *, Vahid Sobhani, Hamed Akbari, Maryam Kazemipour, Alireza Shamsoddini, Elahe Tahmasbi Pages 222-230
    Background And Aim
    Musculoskeletal disorders related to work are one of the main causes of disability in the dentistry profession. Long term adoption of a repeated position, repetitive movements and inappropriate posture are risk factors for musculoskeletal disorders and need to be addressed. The present study aimed to evaluate the prevalence of work-related musculoskeletal disorders and inappropriate posture at the dentistry clinic of a military college
    Methods
    In this study, 66 dentists of the dental clinic affiliated with a military college were evaluated by REBA (a method for quick assessment of the body) and the Nordic musculoskeletal disorders questionnaire to assess the body while working. SPSS software version 18 were used to analyze the data.
    Results
    This population study included 29 men and 37 women with a mean age of 40.83 years who had worked for an average of 14.56 years in the dentistry clinic. REBA score in 56.1% of dentists was in the high-risk range, 39.4% was in the medium-risk range and 4.5% were in the high-risk range.
    Over the past 12 months, the most prevalence of musculoskeletal pain and discomfort in different areas was observed in the neck (66%). There was a statistically significant relationship between the loss of ability to perform daily activities during the past 12 months and gender and reduced working time due to musculoskeletal discomfort (P≤0.05).
    Conclusion
    The results showed that the prevalence of musculoskeletal disorders in the dentistry clinic is high, particularly in the neck. In order to reduce problems, corrective actions should be taken as soon as possible.
    Keywords: REBA, Dentist, Musculoskeletal Disorders
  • Alireza Mohammadi, Elnaz Bahrami, Boshra Hatef, Mahmoud Kargar Pages 231-241
    Background And Aim
    Neurofeedback is defined as a type of biofeedback that helps subjects to self-control their brain waves. The aim of this study was to assess the effectiveness of neurofeedback therapy on empathy and delusional beliefs in patients with schizophrenia and bipolar disorder.
    Methods
    The present study had a semi-experimental design and used pre-tests and post-tests. A total of 30 patients with schizophrenia and bipolar disorder, as diagnosed by a psychiatrist, were randomly assigned into two groups of 15 (schizophrenia: 3 women and 12 men; bipolar disorder: 4 men and 11 women). During 20 sessions, Patients were treated 3 times weekly with neurofeedback. Patients were evaluated before and after the intervention by the PDI-40 and empathy scale-33 questionnaires.
    Results
    The results of 3-way ANOVA showed that the expressive empathy and emotional empathy subscales increased after treatment in schizophrenia and bipolar patients. Expressive and collaborative empathy in women with bipolar disorder was significantly lower than that of men. The findings of this study showed that the score of all variables of delusional beliefs in patients with schizophrenia, especially before treatment, were significantly higher than those with bipolar patients, but decreased significantly after receiving treatment. The findings also showed that the delusional beliefs in the bipolar group did not decrease significantly (P-value
    Conclusion
    In both groups of patients, expressive and emotional empathy subscales were increased after the treatment with neurofeedback. Neurofeedback has a significant effect on the reduction of delusional beliefs in schizophrenic patients compared to bipolar patients and this method can be used to improve and reduce psychotic symptoms.
    Keywords: Neurofeedback, Empathy, Delusional beliefs, Schizophrenia, Bipolar disorder