فهرست مطالب

  • پیاپی 83 (1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/12/20
  • تعداد عناوین: 14
|
  • شهرام احمدی*، نرگس شفیعی آکردی صفحات 7-22
    آیرونی یکی از اصطلاحات پیچیده و مهم در بلاغت، فلسفه و نقد ادبی است. متون فارسی نیز از ظرفیت های فراوان این صنعت بلاغی ذیل عنوان هایی چون طنز، تهکم، مجاز به علاقه ضدیت، استعاره عنادیه و... بهره برده است. دراین میان، یکی از بنیادهای بلاغی مثنوی معنوی، مهارت و هنرمندی مولانا در به کارگیری طنز و انواع گوناگون آن است . مهارت خاص مولانا در مخاطب شناسی و اهتمام به تبیین و تعلیم مفاهیم عالی دینی، عرفانی و اخلاقی سبب شد تا او شیوه بیان غیرمستقیم طنز را به دلیل کارایی ، جذابیت و ضریب تاثیر بیشتر برگزیند. همین امر به طرز کم نظیری زمینه را برای نمود انواع مختلف آیرونی در سراسر مثنوی، خصوصا دفتر پنجم ، فراهم آورده است که آیرونی کلامی، موقعیتی، وضعی، نمایشی، و... از آن جمله اند. در این پژوهش، مثنوی مولوی ازمنظر آیرونیک به شیوه توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای بررسی و مشخص شد که آیرونی نمایشی به دلیل ماهیت تمثیلی و روایی مثنوی جایگاه ویژه ای در این کتاب دارد.
    کلیدواژگان: آیرونی، طنز، آیرونی نمایشی، مثنوی معنوی
  • نوشین استادمحمدی*، حسین فقیهی، حسین هاجری صفحات 23-42
    رمان دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد، به قلم شهرام رحیمیان، اثری مدرن و از رمان های سیاسی درخور تامل است که به بازنگری متفاوت کودتای 28 مرداد، با تکیه بر مسائل روانی شخیت های سیاسی، می پردازد. در این جستار، با دقت در مولفه «چندصدایی» باختین، ضمن تبیین این اصطلاح، مصداق ها و کاربست آن را با شیوه توصیفی تحلیلی در رمان بررسی کرده ایم و کوشیده ایم در ابتدا به این سوال که «چندصدایی چه مولفه هایی دارد و چگونه در رمان تجسم یا نمود می یابد» پاسخ دهیم. براین اساس، در این مقاله تاکید بر مولفه های چندصدایی، ازجمله ساختار مفاهیم متقابل، تغییر ناگهانی زاویه دید، چندصدایی در میان اقشار اجتماعی در رمان، حضور شخصیت های متفاوت و متضاد در یک فرد (چندشخصیتی)، چندزبانی، بینامتنیت و...، است. سپس، این شاخصه ها در رمان بررسی و تحلیل می شوند. برآیند این مقاله حاکی از آن است که رمان چندصدا با ابزارهایی که در اختیار خواننده قرار می دهد او را به دریافتی نو از متن رهنمون می کند.
    کلیدواژگان: چندصدایی، باختین، دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد، چندزبانی، چندشخصیتی، بینامتنیت
  • طاهره جعفرقلیان*، سیدوحید سمنانی صفحات 43-72
    اهلی ترشیزی یکی از شاعرانی است که تصویر او در آینه تذکره ها تصویری یک آهنگ نیست. در تذکره های نزدیک به زمان حیاتش کوتاه و مختصر درباره زندگی و هنرش قلم زده اند و هرچه از زمان مرگ او دورتر می شویم، شرح حال او را بیشتر دچار تکرار یا قرین افسانه سازی می بینیم. ازهمین رو، مرور تذکره ها و به خصوص منابع نزدیک به زندگی او برای شناخت دقیق تر احوال او اجتناب ناپذیر است. در کتاب های متاخر نام او را محمدبن یوسف خوانده اند و نفیسی و به تبع او حاج سیدداوودی معتقدند او پس از افول دولت تیموریان به تبریز رفته و به دربار سلطان یعقوب راه یافته است. ایشان همچنین او را صاحب ساقی نامه و مترجم تحفه السلطان فی مناقب النعمان دانسته اند. اخترخان هوگلی، مدرس تبریزی، نظمی تبریزی و عمرانی چرمگی نیز مدعی شده اند که او اصالتا تبریزی بوده، اما به دلیل اینکه در ترشیز به دنیا آمده به این شهر منسوب شده است. ازطرف دیگر، برخی از ارباب تذکره مدعی وجود شاعری به نام اهلی نوایی یا اهلی جغتایی شده اند. اهلی نوایی از نظر این تذکره نویسان با اهلی ترشیزی معاصر است. بررسی و تحلیل تمام تفاوت ها و انحراف ها در زندگی اهلی در این مجال نمی گنجد، با وجود این، مقاله حاضر بر آن است تا با نقد و بررسی دقیق احوال منسوب به شاعر در تذکره ها، شرحی پالایش شده از احوال او به دست آورد. نتایج این تحقیق نشان می دهد پژوهشگران متاخر درباب زندگی این شاعر از قبیل زادگاه، نام و... و همچنین کتاب هایی که به او منسوب شده، دچار لغزش و اشتباه شده اند.
    کلیدواژگان: اهلی ترشیزی، زندگی نامه، تحفه السلطان فی مناقب النعمان، ساقی نامه، اهلی نوایی
  • راضیه حجتی زاده* صفحات 73-94
    دلالت های صریح و ضمنی درکنار هم زمینه کلی تولید معنی را در متن فراهم می آورند. دراین میان، تمام تاثیرات غیرمستقیم معنایی، اعم از اغراض ثانویه، معانی ضمنی، حاشیه ای، نسبی، افزوده یا فرعی، ذهنی و جنبی دلالت ضمنی نامیده می شود. پرسش اصلی تحقیق حاضر عبارت از این است که نخست، توجه به گونه های تضمن در متن یا گزاره ادبی چه نقشی در تقویت و تشخیص بار معنایی دارد و دوم، اینکه این تضمن ها چه کمکی به تفکیک لایه ها و متشکله های معنایی متن می کند. الگوی پژوهش حاضر برپایه مبحث دلالت های ضمنی (زبان پنهان واژه ها) در شاخه معناشناسی زبانی، با الهام از الگوی معناشناختی لوئی یلمسلف ازیک سو و مبحث اغراض ثانوی گزاره ها، با تمرکز بر گزاره های پرسشی در علم معانی ازدیگرسو استوار است. نگارنده کوشیده است از مجموع این دو رویکرد، الگویی برای مطالعه وجه پنهان معنا یا تداعی های یک گزاره ارائه دهد که شامل چهار متشکله «معناشناختی، واژه شناختی، آواشناختی و نحوی» است. حاصل این پژوهش نشان می دهد که اولا، نباید دلالت های ضمنی را با معانی حاصل از صورخیال متن یکسان پنداشت؛ زیرا دلالت های مزبور شامل تر از معانی تصویری متن و عموما متوجه گزاره های غیرتصویری آن است. ثانیا، به این واقعیت توجه می دهد که چگونه می توان از بررسی تضمن های متن برای شناخت تفاوت های سبکی و معنایی میان دو متن یا دو نویسنده بهره گرفت.
    کلیدواژگان: معناشناسی، دلالت ضمنی، دلالت صریح، پرسش
  • مهدی حیدری*، علیرضا حاجیان نژاد صفحات 95-115
    جهاد از عرصه هایی است که صوفیان نخستین در آن حضور پررنگی داشته اند. به سبب گسترش فتوحات اسلامی و جنگ های متعدد با کفار در قرن های نخستین هجری، بسیاری از صوفیان با سکونت در رباط های مرزی در جنگ برضد کفار مشارکت می کردند که دراین میان نام های حسن بصری، سفیان ثوری، ابراهیم ادهم، شقیق بلخی، حاتم اصم، عبدالله بن مبارک، محمدبن کرام و پیروان فرقه کرامیه درخور توجه است. اگرچه گاهی حضور در این خانقاه های مرزی با تن پروری همراه می شد و نیات صوفیان را به انگیزه های منفعت طلبانه آلوده می کرد، بسیاری از این مجاهدان با روزی خوردن از دسترنج خود می زیستند و در این جنگ ها نیز به شهادت رسیده اند. از آغاز تدوین کتاب درمیان متصوفه، صوفیان بسیاری به مسئله جهاد پرداخته اند و در آثار خود بحثی مشبع دراین باره مطرح کرده اند که می توان از کلاباذی، ترمذی، نفری، سراج، مکی، خرگوشی و سلمی یاد کرد. در این مقاله با استفاده از روش کتابخانه ای و رجوع به منابع اصلی و نزدیک به سرچشمه های عرفان، کیفیت مشارکت صوفیان در جهاد و مسئله جهاد در کتاب های متصوفه بررسی شده است.
    کلیدواژگان: صوفیه، عرفان، جهاد، غزوه، جنگ، سیاست، رباط
  • عاطفه خدایی*، محبوبه مباشری صفحات 117-143
    روایت پردازی شیوه ای کامل در خلق متون ادبی به ویژه آثار تعلیمی است. کلیله ودمنه و گلستان در جایگاه دو اثر شاخص ادبیات تعلیمی از همین شیوه برای بیان مفاهیم بهره جسته اند. پژوهش حاضر به بررسی روایتگری ترس و خشم در حکایت هایی از این دو اثر پرداخته است که کنشگران انسانی دارند. در مقاله حاضر شیوه تجلی ترس و خشم و نحوه روایت پردازی با بررسی زبان روایت، شیوه کنش و بیان کنشگرانی که دو هیجان را نشان می دهند و نیز انگیزه ها و نتایج حاصل از دو کنش بررسی شده است. تفاوت هایی در زبان روایت، طبقه اجتماعی و جنسیت کنشگران و کنش پذیران و... در دو اثر مشاهده می شود که حاصل تفاوت دیدگاه دو نویسنده، هدف تالیف و خاستگاه متفاوت داستان هاست.
    کلیدواژگان: روایتگری، ترس و خشم، کلیله ودمنه، گلستان
  • علی صفایی*، علی علیزاده جوبنی صفحات 145-169
    یکی از شاخص های بنیادین طنز خنده آمیزبودن آن است، اما وقتی طنز مقوله های متعالی همچون مرگ را دست مایه قرار دهد، گاه با دورشدن از شاخص های بنیادی، مثل فرح بخشی، صراحت و آسان یابی، منش رهایی بخشی خود را از دست می دهد و به تلخ مایگی و اندوه کشیده می شود. ازآنجاکه مرگ برای انسان همواره مقوله ای رازآمیز و تراژیک است، دست برد طنز در آن هرگز به گشایش و رهایش قطعی نمی انجامد، بلکه صرفا می تواند با ایجاد غفلت آنی، ذهن مخاطب را از مرگ برگیرد و شادی موقتی در او پدید آورد. این مقاله نخست طنز مرگ را ژانری تلفیقی از طنز معرفی می کند و سپس، برای آشکارشدن بحث، نمودهای طنز مرگ را با بررسی شواهدی از شعر شمس لنگرودی نشان می دهد. خواهیم دید که شمس درباب مرگ و هم بسته های آن همچون وحشت از رویارویی با مرگ، بیم فناپذیری و نابودگی، بیم و نگرانی از تجزیه و فروپاشی و... گاه از سازوکارهای متنوع طنزآفرینی استفاده می کند. این مقاله نشان می دهد که آنچه در مواجهه طنزآمیز شمس با مرگ برجستگی دارد، توجه به ترس و نگرانی انسان از قطعیت مرگ و تاکید بر بعد جسمانی و تنانه انسان در جهان طبیعت است.
    کلیدواژگان: مرگ، طنز، تراژدی، طنز مرگ، شمس لنگرودی
  • کامین عالی پور*، میرجلال الدین کزازی صفحات 171-185
    در این پژوهش، به تبیین انگیزه های «غیریت سازی»، «برجسته سازی» و «به حاشیه رانی» در بعضی از رباعیات خیام، که این ویژگی ها در آنها برجسته است، پرداخته شده است. غیریت سازی یکی از روش های دست یابی به انگیزه های پنهان در ورای متون ادبی است که ازطریق تحلیل گفتمان متن با جامعه شناسی و علوم سیاسی در پیوند مستقیم است. در هر گفتمان براساس «منطق هم ارزی» و «منطق تفاوت» می توان به تبیین روابط غیریت سازانه موجود در متون ادبی پرداخت؛ بدین معنی که در هر گفتمان، یک قطب مثبت باعنوان «ما» و با هویت «خودی» برجسته می‍ شود و دربرابر آن، قطب منفی دیگر، باعنوان «آنها» و با هویت «دیگری» به حاشیه رانده می شود. در این پژوهش از روش های تحلیل گفتمان سیاسی اجتماعی لاکلا و موفه و همچنین روش تحلیل انتقادی گفتمان نورمن فرکلاف استفاده شده است.
    تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش به صورت توصیفی و تحلیلی است. خیام در تعدادی از رباعیات خود از این شیوه برای ابراز مقاصد خود بهره برده است. با تبیین و توصیف این موارد به این نکته پی خواهیم برد که چرا و بنابر چه دلایلی خیام درپی نوعی قطبیت سازی در رباعیات خود بوده است و نیز درخواهیم یافت که خیام، علاوه بر طرح دیدگاه های فلسفی در رباعیات، چگونه درصدد ابراز انگیزه های سیاسی و انتقادی ورای گفتمان های خود بوده است.
    کلیدواژگان: انگیزه، غیریت سازی، حاشیه رانی، رباعیات خیام، تحلیل انتقادی گفتمان
  • ذوالفقار علامی*، مائده اسدالهی صفحات 187-208
    داستان تراژیک سیاوش یکی از داستان های بسیار مهم و درخور توجه شاهنامه فردوسی است. در مقاله حاضر، این داستان ازمنظر تحلیل انتقادی گفتمان برپایه الگوی کنشگران اجتماعی ون لیوون بررسی شده است تا مشخص شود کارگزاران اجتماعی در آن چگونه به تصویر کشیده شده اند و فردوسی با توجه به کارکرد منحصربه فرد شاهنامه چگونه گفتمان ها را با مولفه های زبانی تولید و بازنمایی کرده است؟ برای نیل به این هدف، ابیات گفتمان مدار مشخص، دسته بندی و تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد فردوسی در این داستان از مولفه های پوشیده و صریح تقریبا یکسان استفاده کرده است. ازاین رو، پوشیده سازی راویان و ناقلان نیز تقریبا به اندازه شخصیت پردازی و صحنه آرایی در این داستان اهمیت دارد. افزون براین، اگرچه داستان سیاوش روایتی باستانی است، بار عاطفی، ایدئولوژیک و جهان بینی فردوسی را نیز به همراه دارد و نشان دهنده آرمان خواهی و هویت طلبی اقوام ایرانی و رمز پایداری ایران و نبرد همیشگی میان خیر و شر و ایران و انیران است که درنهایت به پیروزی خیر بر شر، و ایران بر انیران می انجامد و مرگ مظلومانه سیاوش نیز کین خواهی ایرانیان را به دنبال می آورد و تولد و باروری پسرش کیخسرو هم پیروزی بر افراسیاب را رقم می زند.
    کلیدواژگان: فردوسی، داستان سیاوش، تحلیل گفتمان انتقادی، ون لیوون، الگوی کنشگران اجتماعی
  • رضا غفوری* صفحات 209-230
    یکی از داستان های مشهور شاهنامه رفتن رستم به مازندران برای رهایی کاووس و سپاهیانش است که با کشته شدن دیو سپید، رهایی کاووس از بند او و واگذاری مازندران به اولاد پایان می یابد. این داستان، که به «هفت خان رستم» نیز اشتهار دارد، نفوذ بسیاری در شماری از منظومه های پهلوانی، طومارهای نقالی و روایت های شفاهی/مردمی شاهنامه داشته است. اثرپذیری این دسته آثار از روایت نبرد رستم با دیوان مازندران به دوگونه است: نخست، در بسیاری از این متون، روایات گوناگونی از رفتن رستم به مازندران و نبرد او با دیو سپید آمده یا اشاره های بسیاری بدان شده است. دوم، در برخی متون حماسی ایران، خواه منظوم و خواه منثور، شماری دیوان و پتیارگان از نژاد دیو سپید حضور دارند که هریک از آنها، پس از آگاهی از نژاد خود و چگونگی کشته شدن آن دیو، به کین خواهی از رستم یا یکی از پهلوانان خاندان او می پردازند، اما در همه این داستان ها ناکام می مانند و در نبرد با پهلوان کشته می شوند. اگرچه این دسته روایات در بیشتر متون منثور عامیانه ایران به اختصار آمده است، اما در شماری از متون، مانند شبرنگ نامه، شهریارنامه و برزونامه جدید با تفصیل بیشتری بیان شده است.
    در این مقاله، نخست به بررسی این دسته روایات در متون منظوم پهلوانی پس از شاهنامه می پردازیم. سپس، مضامین مشترک این داستان ها یا موارد اختلاف آنها را با روایت شاهنامه بررسی می کنیم.
    کلیدواژگان: نبرد مازندران، شاهنامه، شبرنگ نامه، شهریارنامه، برزونامه جدید
  • علیرضا قلی فامیان*، سعید کریمی قره بابا صفحات 231-247
    با وجود تدریس متون ادبی در مدرسه ها و دانشگاه ها، تاکنون نگرش دانش آموزان و دانشجویان ایرانی به آثار ادبی بررسی نشده است. محققان پژوهش حاضر با آگاهی از این خلا پژوهشی و با رویکردی توصیفی تحلیلی به مطالعه نگرش دانشجویان به نمونه هایی از شعر معاصر فارسی پرداخته اند. با الهام از چارچوب نظری والا (2011) سه مفهوم ارزیابی (سطح کیفی)، فهم پذیری (میزان پیچیدگی) و تاثیرگذاری درنظر گرفته شد و پس از انتخاب شعر «پرنده مردنی است» از فروغ فرخزاد و شعر «محاق» از احمد شاملو پرسش نامه ای مبتنی بر سه مفهوم پیش گفته طراحی شد. 120 دانشجو دو شعر ذکرشده را مطالعه کردند و به پرسش های پرسش نامه پاسخ دادند. یافته های پژوهش نشان داد که ازنظر آزمودنی ها سطح کیفی دو شعر از سطح مطلوب بالاتر است، هردو شعر قابل فهم اند و تا اندازه ای مبین احساسات آنان هستند. تحلیل یافته های مبتنی بر متغیر جنسیت حاکی از آن است که نگرش زنان و مردان درخصوص سطح کیفی و تاثیرگذاری دو شعر تقریبا مشابه است، اما درباره عامل فهم پذیری تفاوت بارزی مشاهده شد، به طوری که آزمودنی های زن هردو شعر را پیچیده تر دانستند. آزمودنی ها «تنهایی» و «خفقان» را به ترتیب به مفاهیم محوری دو شعر فرخزاد و شاملو معرفی کردند. محققان بر این باورند که سنجش نگرش اهل زبان به آثار ادبی می تواند، درکنار کمک به برنامه ریزی آموزش ادبیات در سطوح آموزشی مختلف، عرصه جدیدی را در مطالعات میان رشته ای با محوریت زبان و ادبیات فارسی باز کند.
    کلیدواژگان: نگرش، ارزیابی، فهم پذیری، تاثیرگذاری، شعر
  • یحیی کاردگر* صفحات 249-272
    تشبیه از مباحث اصلی علم بیان است و گونه های پرشماری دارد. برخی از این گونه ها چون تشبیه عقلی عقلی و حسی عقلی با نقش روشنگرانه تشبیه هم خوان نیستند. ازاین رو، کتاب های بیانی نگاه مثبتی به این گونه تشبیه ها ندارند. اما، برخلاف چنین نگاهی، بسامد این گونه تشبی هات در برخی دوره ها و متون ادب فارسی فراوان است. در این مقاله، با نقد و تحلیل مشبه به های عقلی تاریخ وصاف، فلسفه گرایش به این تشبیه ها بررسی شده است. در پژوهش حاضر دلبستگی به سنت شکنی و هنجارگریزی، عطش نوگرایی، محدودیت تشبیه سازی با نگاه محدود قدما، اطناب گرایی و دلبستگی به اشکال مبالغه آمیز صور خیال، از عوامل گرایش وصاف به این تشبیه ها دانسته شده است. نویسنده کوشیده است با بهره گیری از ظرافت های هنری از پیامدهای منفی این تشبیه ها بگریزد، اما کوشش او همه جا سودمند نبوده است، به گونه ای که یکی از عوامل پیچیدگی متن را باید در فراوانی مشبه به های عقلی کتاب جست وجو کرد.
    کلیدواژگان: نثر مصنوع، تاریخ وصاف، نقد بلاغی، تشبیه عقلی، مشبه به عقلی
  • علیرضا محمدی کله سر* صفحات 273-292
    یکی از مهم ترین موضوع ها در زمینه سبک شناسی روایت در متون کهن، چگونگی خوانش و تفسیر داستان های تمثیلی است. ارتباط این موضوع با روایت شناسی هنگامی روشن می شود که با صرف نظرکردن از محتوا و پیام تفسیرها، به ارتباط آن با خطوط داستانی توجه کنیم. مقاله حاضر درپی دست یابی به مهم ترین شیوه هایی است که مولوی براساس آنها به تفسیر حکایت های مثنوی پرداخته است. می توان گفت ارائه تفسیرها بر محور هم نشینی مهم ترین ویژگی تمایزبخش مثنوی از متون مشابه است. مولوی برای ارائه این تفاسیر، حکایت را به صورت خطوط داستانی مجزا درنظر می گیرد و متناظر با هر خط داستانی تفسیری ارائه می دهد. تعدد این خطوط داستانی می تواند نتیجه تنوع شخصیت ها یا پی رفت های دریافت شده از متن باشد. در این فرایند، ارزش خطوط اصلی و فرعی با یکدیگر برابرند؛ بنابراین، در اغلب موارد، تفسیر ابتدایی (انگیزه بیان) یک حکایت چندان با تفاسیر میانی، پایانی یا حتی تفسیر منطبق با خط اصلی داستان هم خوان نیست. توجه به خطوط داستانی در شکل گیری تفاسیر، هم در تحلیل نوعی ویژه از چندمعنایی تمثیل در مثنوی مفید است و هم می تواند فراهم آورنده تبیینی روایت شناختی از تداعی معانی در مثنوی باشد.
    کلیدواژگان: مثنوی، روایت، تمثیل، تفسیر، تداعی معانی، خط داستانی
  • عباسعلی وفایی*، محمداسماعیل شفیع پور فومنی صفحات 293-316
    دوران مشروطه از اعصار مهم ایران ازنظر تحول محتوای شعری است؛ چراکه دیگر نه مدیحه سرایی و شعر عرفانی، بلکه اشعار اجتماعی سیاسی با مضامین متعالی چون آزادی، وطن و... رواج داشت. تشابه عصر جدید تاجیکستان با این عصر، زمینه تعامل شعر مشروطه ایران و شعر نو این کشور را فراهم کرد. پژوهش حاضر، که به روش تحلیلی تطبیقی انجام شده است، درجهت بیان چگونگی این تعامل با هدف مقایسه تطبیقی موضوع و محتوای شعر مشروطه ایران و شعر جدیدیه تاجیکستان به بررسی وجوه اشتراک فراوان شعر این دو کشور در عصرهای پیش گفته پرداخته و درنهایت به سه دسته شاعران «حب وطنی، انقلابی و مرثیه سرا» در شاعران این دوره ها قائل شده است. ادیب الممالک فراهانی و ایرج میرزا درمیان شاعران مشروطه ایران و «فطرت» درمیان شاعران جدیدیه تاجیک ازجمله شاعران حب وطنی، و نسیم شمال و مومن قناعت ازجمله شاعران مرثیه سرا هستند و مابقی ذیل دسته شاعران انقلابی قرار گرفته اند. پس از تحلیل محتوایی و تطبیقی اشعار آنها، چنین دریافت شد که ازمیان مضامین پررنگ شعر مشروطه ایران، موضوع «وطن» نخستین و پرکاربردترین محتوای مشترک شعر این دو کشور است که جایگزین موضوع عشق شده است. این موضوع در اکثر اشعار شاعران ایران و تاجیکستان، بیش از بیان حب وطن به طور مطلق، به ترغیب مخاطبان به قیام علیه ظلم و تشویق به انقلاب سروده شده و در بعضی موارد صرفا مرثیه است. آزادی، تعلیم و تربیت جدید، ادبیات کارگری و نکوهش جهل و توصیه به علم اندوزی مضامین مشترک بعدی هستند؛ ضمن اینکه شواهدی درباب توجه به حقوق بشر، زنان و مسئله برابری با مردان نیز استخراج شده که در مورد اخیر (نکوهش جهل و توصیه به علم اندوزی) می گنجد.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، شعر مشروطه ایران، شعر جدیدیه تاجیکستان، وطن دوستی
|
  • Shahram Ahmadi * Pages 7-22
    Irony is one of the important and at the same time complex terms in rhetoric, philosophy and literary criticism that Persian texts have employed its potentialities under various headings such as satire, asterism, etc. In the meantime, one of the rhetorical basesofMasnavi isMawlawi's artistic and skillful use of humor and its various types. Mawlawi's specific skill in recognizing his audience and his dedication to explicate grand concepts of religion, mysticism and morality led him tochoosehumor as an indirect way of expression because of its high functionality, and great power to attract and persuade the audience.This paves the way for different types of irony to appear in the entire Masnavi, especially in its Fifth Book. Among different types of ironythat are present in Masnaviare verbal, situational and dramatic ironies. In this article, which is library-based and is done through descriptive-analytic method, the authors will investigate different modes of irony in Mawlawi’sMasnavi. It concludes that because of Masnavi’s allegorical and diegetic character, dramatic irony has a special standing in Masnavi.
    Keywords: Masnavi, Irony, Satire, Dramatic Irony
  • Nooshin Ostadmohamady * Pages 23-42
    Dr. Noon Loves His Wife More than Mussadiqis a modern political novel written by ShahramRahimian. Focusing on psychological complications of politicians, the novelgivesa different view of 1953 coup d'état in Iran. In this study, relying on Bakhtin’s definition of polyphony,we will draw out its examples from the novel and analyze its functionsthrough a descriptive-analytic method. The question to answer in this article is what features polyphony has and howit is realized inthis text. Therefore this article stresses different features of polyphony such asabrupt shift in perspective, polyglossia among the social classes, the presence of various and opposite characteristics in one fictional character, heteroglossia, and intertextuality. Then, these will be investigated in the novel to support the claim that by providing the reader with varied tools, polyphonic novels lead the audience to a new understanding of the text.
    Keywords: Polyphony, Bakhtin, Novel, Dr. Noon Loves his Wife more than Mussadiq, Opposite Characteristics in One Fictional Character, Heteroglossia, Intertexuality
  • Tahere Jafargholiyan * Pages 43-72
    Ahli Torshizi is a poet of late ninth century A. H. and contemporary with Soltan Hussein Bayqara. His Divan was published about 50 years ago by Simon Israeli and OmraniChamraghi; yet, the biographical notes about his life are discordant, confused and at times distorted.In the later books, he is named as Muhammad ibn Yusuf, and Nafisi and consequently HadjSeyedDavoodi believe that he went to Tabriz after the decline of the Timuriadsand entered the court of SoltanYaghoub. He is also named as the author of Saghinameh and the translator ofTohfatolSoltan Fi ManagebolNaman.Akhtar Khan Hogoly, ModarresTabrizi, NazmiTabrizi, and OmraniChamraghiall have also claimed that he was originally from Tabriz but because he was born in the city of Tarshizi, he is known to be of this city. On the other hand, some great biographers claim that there is a poet known as AhliNavaei or AhliChagatai who was contemporary with Ahli Tarshizi.Investigation and analysis of allthe differences and the diversions in the biographical notes on Ahlicannot be explained here. However, this paper aims to carefullyanswer the following questions: 1. Was his name Muhammad ibn Yusuf?
    2. Did Ahli compose Saghinameh?
    3. Has Tarshizi translated the book of TohfatolSoltan Fi ManagebolNaman?
    4. Is he originally from Tabriz?
    5. Does a poet called AhliNavaei or Ahli Chagatai exist?
    6. Has Ahli entered the court of SoltanYaghoub?
    Keywords: Ahli Torshizi, Biography, TohfatolSoltan Fi ManagebolNaman, Saghinameh, Ahli Navaei
  • Raziye Hojatizadeh * Pages 73-94
    Bloomfield claimed the first connotation is an independent notion in linguistics. By this term, linguists invite us to have an innovative approach to meaning. According to this approach, words as utterances could be nourished by several levels of secondary signification. How lexis of a text could be interpreted has been studied through the lens of several theories,most notably: semiotics, poetics, semantics and discourse analysis. This article approached this issue from a rhetoric-semantic perspective.Methodology in this article is primarily hermeneutics and is concerned with an analysis of connotations in the field of semantics, and exploration of the meanings of interrogative statements. Through these two approaches, the author projects an analytical model to actualize a deeper study of the latent aspect of meaning or associations of utterances in the context of literature. This model includes four features which consist of semantic, lexical, phonetic and syntactic elements. First, this article concludes that connotative significance must be considered the same as the imageries of a text; Second, it shows how to analyze the significations of the text for the purpose of distinguishing the stylistic and semantic differences of two texts or authors.
    Keywords: Semantics, Connotation, Denotation, Interrogative Statement, Levels of Signification
  • Mehdi Heidari * Pages 95-115
    The early mystics were actively involved in Jihads wherein they strove for social and political activism and alsofought the enemies of God. Because of the Islamic conquests and wars against the infidels in the early centuries AD, many Sufis lived in conventson the borders and participated in the war against enemies. Among them the names of Hassan Basri, SufyanSauri, Ibrahim Adham, ShaghighBalkhi, Hatam Assam, Abdullah IbnMubarak, Mohammed ibn Karram and the followers of the Karramiyeh are noteworthy. Also,when Sufis began to write books, many of them concentrated on the issue of Jihad; among these writes we can refer toKolabazi, Tirmazi, Neffari, Sarraj, Makki, Khargushi and Sollam .This article is a library based research and draws on the major primary sources on Mysticism. It aims to study the quality of the presence of the Sufis in Jihads, and the issue of Jihad in books by the Sufis.
    Keywords: Sufis, Mysticism, Jihad, Ghazwa, Politics, Convent
  • Atefeh Khodaei * Pages 117-143
    Narrativization is an efficient manner to create literary texts, especially didactic ones.Two significant didacticpieces of literature, namely,KalileveDimne, and Golestan, have used the same method to convey their messages. This study investigates the narrative of fear and anger in the stories of these two books that have anthropomorphic animals as characters. This article aims at analyzing the narrativization of fear and anger through the study of the language of narration, modes of action and expression of the actors who experience both emotions,andalso theirmotivations and the results of their actions. Some differences can be noticed in the language of narration, social class and the gender of the actors that is the result of the two authors’different perspectives, the purpose of their writings and the different origins of stories.
    Keywords: Narrative, Anger, Fear, Golestan, Kalileh, Dimneh
  • Ali Safayi * Pages 145-169
    One of the basic characteristics of satire is its humour. When dealing with supreme subjects like death, Satire sometimes movesaway from its basic characteristics such as comicality, candor and accessibility and becomes less relieving and more bitter and sad. When satire deals with death, which is always mysterious and tragic for humans, it fails to provide any absolute relief;instead it brings about short term forgetfulness in the audience through diverting their attention, and givesthem a temporary sense ofbliss. This article identifies satire of death as a complex genre and analyzes its different aspects in samplepoems by Shams Langaroudi. We will see that Shams uses different methods of satire of death to deal with this phenomenon and its related concepts such as thanatophobia. The article reveals that satire of death in poems of Shams reflects human's fear and apprehension about certainty of death and emphasizes the physical and bodily dimension of human being in the natural world.
    Keywords: Death, Satire, Tragedy, Satire of Death, Shams Langaroudi
  • Kamin Ali Poor * Pages 171-185
    Otherness is one of the methods of accessing hidden interests beyond the literary texts which through literary discourse analysis can be in direct relation to political science and sociology. Critical discourse analysis believes that each text is shaped by political and ideological approaches and the relationship between political issues and texts is not an accidental one. Laclauand Mouffe believe that in every discourse one can use two concepts of logic of equality and logic of difference to explain the relations of otherness present in literary texts. That is, in every discourse, a positive pole is foregrounded as“we”or ours, and on the opposite pole the negative side is introduced as“they”or “others”. Foregrounding and backgrounding are used in texts and discourse through language functions. Investigatingthis method in some of Khayyam's Quatrains we will find out why Khayyam has pursued a kind of polarization in his quatrains and also will realize how Khayyam, along with his philosophical views expressed in his Quatrains, has tried to suggest political and critical motives through his discourse.
    Keywords: Identifying, motives, Otherness, Foregrounding, Backgrounding, Khayyam's Quatrains, Critical Discourse Analysis
  • Zolfaghar Allami * Pages 187-208
    The Tragic story of Siavash is one the significant and remarkable stories in Firdausi’s Shahnameh. In this article, the authors will study this story through the lens of Critical Discourse Analysis and based on Van Leeuwen’s network of Social Actors. This is to show how social interactors have been portrayed and see how the poem has reproduced and represented the discourses by linguistic parameters. To this end, dialogic couplets have been singled out, categorized and analyzed. The findings show that Firdausi has equally used latent and manifest parameters. Therefore, concealment of the narrators is as important as characterization and the development of the setting. Moreover, although the story of Siavash is an ancient narrative, it carries with itself Firdausi’s worldview and his emotional, ideological overtone and thus represents Iranian’s idealism, their zeal for identity and conflict between Good and Evil and the final triumph of the Good. The death of Siavash entails the vengeance of the Iranians, and the birth of his son, Keykhosrow, brings about the victory over Afrasiab.
    Keywords: Firdausi, The story of Siavash, Critical Discourse Analysis, Van Leeuwen, Social Interaction Model
  • Reza Ghafouri * Pages 209-230
    One of the popular stories in Shahnamehis Rustam’squestto Mazandaran in order to rescue Kavoos and his soldiers, which led him into killingDivSepid (the white demon), rescuingKavoos from captivity, and also entrusting Mazandaran to his children. This story, which is known as Haft-khan Rustam, has influenced a number of heroic poems, manuscripts of rhapsodies and oral/public narrativesof Shahnameh. The influence that these works have from the narratives of Rustam’s battle with the demons of Mazandaran can be classified into two categories: first, in many of these texts, are various narratives about or references to Rustam’sjourney to Mazandaran and his battle with DivSepid. Second, in some Iranian epic texts, be it poetry or prose, a number of demons or descendants ofDivSepid are present that each try to take revenge on Rustam or one of the members of his family. But, in all of these stories, they either have failed or were killed by the hero. Although these types of narratives have briefly been expressed in most of Iranian public prose literature, they have been expressed in more details in a number of texts including ShabrangNameh, ShahriyarNameh, and TheNew BorzoNameh. In this paper, first, these types of narratives in some heroic pieces of poetry are addressed. Then, common grounds or differences of these stories with the narrative of Shahnameh are analyzed.
    Keywords: Battle of Mazandaran, Shahnameh, Shahryarnameh, The New Borzoonameh
  • Alireza Gholi Famiyan * Pages 231-247
    Although literary texts are extensively taught at schools and universities, to date the attitude of Iranian students towards literary texts has remainedunderstudied. Taking this research gap into account, the writers of the present article adopted a descriptive-analytical approach and examined a sample of student's attitudes towards Persian contemporary poems. Taking Vala (2011) theoretical model, three concepts, i.e. evaluation, comprehensibility, and impressiveness are considered. Next, two poems including"Remember the flight, the bird is mortal" by ForouqFarokhzad, and "Abyss" penned by Ahmad Shamlou are selected and used to design a researcher-made questionnaire. 120 students of Humanities read the poems and answered the questions. The findings indicated that the participants evaluate the level of the poems higher than the mean. They stated that the poems are comprehensible and fairly express their emotions. Analyzing the data with respect to the gender variable showed that the male and female participants have quite the same attitude concerning the evaluation and impressiveness of the poems, but a significant difference was noticed in comprehensibility as the female participants believed that the poems are more complex. The subjects maintained that "Abyss" was more complex than"Remember flight, the bird is mortal". The subjects selected "loneliness" and "despotism" as the key concepts of the poems of Farokhzad and Shamlou respectively. We believe that measuring the attitudes of language users towards literary works contributes to the educational syllabus design and opens a novel horizon in the interdisciplinary studies with the emphasis on Persian language and literature.
    Keywords: Attitude, Evaluation, Comprehensibility, Impressiveness, Poem
  • Yahya Kardgar * Pages 249-272
    Simile, which appears in different modes, is one of the major subjects of a branch of rhetoric called Bayan. Some of these modes, such as intellectual-intellectual and sensible-intellectual are not in harmony with the illuminating role of simile; therefor, the books on Bayanhardlyhave positive attitudes towards these modes of simile, but contrary to this attitude, such similes appear with a high frequency in some literary ages and some Persian texts. By critiquing and analyzing the intellectual similes in Tarikh-e-Vassaf, this article tries to study the reason why these similes were widely used. This research shows that Vassaf’s tendency for this mode of simile was because of his penchant for breaking with tradition and departing from the literary norms, widespread desire for innovation, the limitations of creating simile’s by the restricted views of ancients, general inclination for circumlocution, and a tendency to use the exaggerated forms of imageries. By using artistic elegances,the author of Tarikh-e-Vassaf has tried to elude the negative consequences of these similes, yet he has not been successful in all his efforts. Moreover, one of the important reasonswhy the text is abstruse and obscure, is the high frequency of intellectual similesin this text.
    Keywords: Complex Prose, Tarikh-e-Vassaf, Rhetorical Criticism, Intellectual Simile
  • Alireza Mohamadi * Pages 273-292
    One of the most important issues in narratologicalstudy of Masnavi is methods of reading and interpreting the allegories. The relationship between this subject and narration is best revealed when we attend to the relationship between interpretations and storylines, regardless of the content of those interpretations. The main aim of this paper is to investigate the methods by which Mawlawiinterpreted the allegories narrated in Masnavi. It can be said that presenting the interpretations on the syntagmatic axis is the most important property of Masnavi. To interpret these stories, Mawlawi reads these as separated storylines, then, presents an interpretation corresponding to each of them. Multiplicity of these storylines is the result of two factors: Multiplicity of characters and Multiplicity of sequences. In this process, the value of main storylines is equal to subsidiary ones. Therefore, sometimes, the motivation (initial interpretation) of telling an allegory is not proportionate to the final and medial ones. The validity of the storylines for presenting the interpretations is both a factor for polysemy of allegories of Masnavi, and a presenter of a narratological explanation for association in Masnavi.
    Keywords: Masnavi, Narration, Allegory, Interpretation, Association, Storyline
  • Abbasali Vafaei * Pages 293-316
    The Poetry of the Constitutional period in Iran has been a turning point away from encomiums and mystical poetry of the prior ages. This shift is primarily characterized by a poetry dealing with socio-political issues such as freedom, homeland, etc. Contemporaneity of the Jadidieh Period in Tajikistani Poetry with this era in Iran paved the way for the maturation of the Constitutional Poetry in Iran. The method of the research is analytic-comparative and aims to investigate how this two interact in terms of subjects and contents. This study classifies the poets into three categories of “patriots” (like AdibulmamalekFarahani and Irajmirza in Iran and Fitrat in Tajikestan), “revolutionaries” and “elegiast” (like NasimShomal and MomenGhena’at in Iran). Studying the poetry in this period shows that the title “Motherland” is the first shared subject of Iranian poetry (Constitutional movement period) and Tajikistan (Jadidieh) which replaced the romantic lyrics of the previous age. The poets in the era of “Awakening” and modernism speak in their poems of their love of homeland, “freedom”, “prosperity” and “progress”. The topic of “homeland” both reveals the universality of the subject in the literature of this era and also indicates the changes in their essence and tones. Of other common thematic issues are 1- Fighting with dictatorship inside the country and defending motherland against foreign threats, 2- human rights, women’s rights and gender equality, 3- freedom and law, 4- acquiring modern sciences and education, 5- reforming and modernizing poetic topics and using colloquial terms, 6- fighting with religious superstitious ideas and ignorance.
    Keywords: Comparative literature, Constitutional Poetry of Iran, Iran, Tajikistan, Patriotism