فهرست مطالب

مطالعات باستان شناسی - سال نهم شماره 2 (پیاپی 16، پاییز و زمستان 1396)
  • سال نهم شماره 2 (پیاپی 16، پاییز و زمستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/12/20
  • تعداد عناوین: 14
|
  • مقاله پژوهشی
  • مهرناز بهروزی * صفحات 1-12
    یکی از مهارت های قابل توجه نزد مسلمانان، ترجمه بود. نیاز جامعه ی اسلامی به فراگیری علوم و فنون، توجه خلفا و خاندان های علاقه مند به فرهنگ و دانش، وجود کتابخانه های بسیار، ارزانی کاغذ و... از دلایل توجه مسلمانان به فن ترجمه بود. این توجه موجب انتقال میراث ملل به جهان اسلام و سپس غرب شد. بدین گونه هدف این پژوهش، بررسی ترجمه در خلافت اسلامی (عصر اموی و عباسی) و انتقال آن به سرزمین های غربی است. مسلمانان پس از سال ها پیشرفت علمی – به ویژه در زمان هارون الرشید و مامون عباسی- به تدریج مبانی علمی خود را به سرزمین های غربی منتقل کردند. اما خود، کم کم دچار رکود و رخوت علمی شدند. حال به نظر می رسد باتوجه به نیاز مسلمانان به بیداری و رشد علمی، این پژوهش با پاسخگویی به این پرسش که چگونه ترجمه در خلافت اسلامی، موجب انتقال علوم به سرزمین های غربی شد، قصد تبیین توانایی علمی مسلمانان در گذشته را دارد. نگارنده مسئله ی مزبور را با روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و شیوه ی مطالعه ی کتابخانه ای مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه دست یافت: در رویارویی میان مسلمانان و مردم سرزمین های مفتوحه، نهضت ترجمه پا گرفت و بسیاری از کتب سرزمین های مختلف به عربی ترجمه شد. از سوی دیگر غرب نیز از موهبت ترجمه مسلمانان بهره برد و بدین گونه راه را برای رنسانس فرهنگی خود گشود.
    کلیدواژگان: ترجمه، خلافت اسلامی، اموی، عباسی، سرزمین های غربی
  • مرتضی حصاری * صفحات 13-28
    یافته های فرهنگی به دست آمده از کاوش محوطه سفالین باعث افزایش بانک اطلاعاتی باستان شناسی دوران آغاز تاریخی با تمرکز بر بعد نظارت اقتصادی، هنری، فرهنگی و آیینی این دوره به ویژه آغازایلامی شده است؛ دوره ای که ما شاهد پیشرفت در فناوری در بسیاری از صنایع و هنر آن به ویژه در مهرسازی هستیم. مهم ترین هدف این پژوهش مستندسازی نقش مایه های حجمی حیوانی اثرمهرهای به دست آمده از این محوطه به عنوان بخشی از هنر مهرسازی و در پی آن شناسایی سبک و روش خلق نقش مایه ها برروی مهرهای موردمطالعه است. مهم ترین پرسش ها در این پژوهش به این ترتیب می باشند: گونه های نقش مایه های با صحنه حیوانی چیست؟ انواع کاربرد اثرمهرها چیست؟ در قالب کدام یک از سبک های هنری این دوره قرار می گیرند؟ نقش مایه ها در بازخوانی اجتماع این محوطه در دوره ی زمانی موردمطالعه به صورت یک مرکز مستقل چه کمکی می کنند؟ اثرمهرها، وارادتی و یا بومی این مرکز هستند ؟ روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق به شیوه ی میدانی، شامل مشاهده، ثبت و ضبط، طبقه بندی و در مرحله اسنادی، شامل مطالعه تطبیقی و مقایسه ای نمونه های مختلف است. اثرمهرهای مورد مطالعه با توجه به گونه های مختلف سبک کار و خلق نقش مایه ها باعث تمایز در جنبه های فرهنگی با سایر فرهنگ های هم افق خود شده است. این تمایزات در عین تشابهات هنری به ویژه با بین النهرین، خود سبب سبک خاص مهرسازی شده است. دوره فرهنگی-تاریخی اثرمهرهای مجموعه، نخستین پایه های هنری و آغازنگارشی جامعه ی شهری با سطح بالا و پیشرفته در ایران باستان است. بخشی از نقش مایه ها و نیز کاربردشان نشان از ساخت و استفاده ی مهر در این محوطه می باشد.
    کلیدواژگان: اثرمهر، شمایل شناسی، سبک هنری، سفالین، آغاز ایلامی
  • مطالعات اولیه ی خوردگی اشیای نقره ای غار کلماکره، غرب ایران
    مسعود دارابی، منصوره نظارتی زاده*، کوروس سامانیان، سید محمد امین امامی صفحات 29-42
  • غلامرضا رحمانی*، احمد چایچی امیر خیز، محمد مکاری صفحات 43-56
    نمونه های اندکی از هنر نقاشی دیواری از دوره های اشکانی و ساسانی برجای مانده است و در این میان تعداد نمونه های موجود در ایران امروزی بسیار کمتر است اما همین نمونه های انگشت شمار، نقشی مهم و اساسی را در بازنگری و تحلیل تاریخ تکوین هنر نقاشی دوران پیش از اسلام ایران ایفا می کند. این دیوارنگاره ها در دو دوره و دو منطقه ی متفاوت در ایران و در یک نوع سبک و شیوه ی نقاشی نزدیک به یکدیگر دیده می شوند. تنوع موضوعات نقاشی در مجموعه کوه خواجه زابل و شهر گور فیروزآباد و توانایی به انجام رسانیدن کاری با این وسعت، یقینا نشان دهنده ی بهره گیری از هنرمندان سطح بالایی می باشد که در این مناطق کار کرده اند. مطالعه ی این آثار محدود نشان می دهد گرچه فنون و شیوه های متفاوتی در خلق آن ها به کار رفته، این نمونه ها در عین هماهنگی کامل با قالب یا شکل و مفهوم کاربردی معماری، متناسب با شرایط اقلیمی و فرهنگ متنوع ایران زمین شکل گرفته است. این مقاله به مقایسه ی دو نمونه از دیوارنگاره های اشکانی کوه خواجه سیستان با نمونه ی منحصربه فردی از دوران ساسانی در فیروزآباد فارس اختصاص دارد. تحلیل این دیوارنگاره ها از نظر موضوعی، ساختار هنری و شیوه ی اجرا نشان می دهد که هنر نقاشی دوران ساسانی به رغم نفوذ هنر هلنی به عنوان هنری مستقل و ایرانی از نظر شکل و محتوا از هنر نقاشی اشکانی در شرق ایران تاثیر پذیرفته است.
    کلیدواژگان: نقاشی دیواری، اشکانی، ساسانی، کوه خواجه سیستان، فیروزآباد فارس
  • محمدحسین رضایی*، کوروش احمدی صفحات 57-72
    سلسله ساسانی که نامشان را از ساسان بزرگ پارس و موبد موبدان معبد آناهیتا دراستخر گرفته اند، از سده سوم تا سده هفتم میلادی در ایران حکومت کردند. مهم ترین ابنیه این دوره را کاخ های عظیم و باشکوه شاهان تشکیل می دهد. شهر بیشاپور ازجمله مهم ترین شهرهای دوره ی ساسانی محسوب می شود که در شهرستان کازرون واقع است. در طی یک بررسی باستانشناسی در اطراف جاده باستانی و سنگفرش مربوط به عصر ساسانی واقع در منطقه کوهستانی موسوم به کتل دختر در شرق شهرستان کازرون، آثار و بقایای چند توده ی سنگی از عصر ساسانی به دست آمده که بر اساس بررسی و تحقیقات باستان شناسان اداره میراث فرهنگی شهرستان کازرون، مشخص شد که این دو مکان به عنوان معدن سنگ مورد استفاده قرار می گرفته اند. سنگ از جمله مصالحی است که برای ساخت بناهای بیشاپور استفاده شده است. با توجه به اینکه در بیشتر موارد بررسی های باستانشناختی بر شواهد مادی استوار است، بنابراین شناخت هرچه بهتر این داده ها و تفسیر آن ها با استفاده از علوم میان رشته ای ضرورت می یابد. بر همین اساس، در این پژوهش ابتدا بررسی میدانی و نمونه برداری از سنگ های مورد استفاده در ساخت بناهای بیشاپور صورت گرفته است و پس از نمونه برداری از بناهای بیشاپور، به مقایسه نمونه های اخذ شده از سایر معادن سنگ شناسایی شده (بر پایه ی روش های آزمایشگاهی) برای پی بردن به منبع احتمالیاستخراج سنگ ها پرداخته شده است. برای دست یابی به این امر، روش های آزمایشگاهی مطالعه مقاطع نازک سنگ ها، و همینطور آنالیز XRD و XRF به کار گرفته شد و با انجام آزمایش ها مشخص شد که سنگ های معادن و بناهای دوره ی ساسانی بیشاپور (کاخ والرین، معبد آناهیتا و برج و باروها) جنس، ترکیبات و ساختار مشابهی دارند.
    کلیدواژگان: زمین باستان شناسی، بیشاپور، معادن، آنالیز، مقطع نازک
  • مریم رمضانی *، محمدتقی اکبری، مصطفی منتظر ظهوری، شهره زارع، مهدی نیکنامی، نغمه لسانی صفحات 73-86
    علم نوپای ژنتیک باستان شناسی (Archaeogenetics) که بر پایه ی آمیزه ی علوم ژنتیک و باستان شناسی است، پتانسیل بسیار بالایی در کشف حقایق و ناگفته های فرهنگی و معیشتی دوران باستان از قبیل منشا انسان مدرن و سیر تکاملی آن، چگونگی مهاجرت و توزیع جغرافیایی آن در پنج قاره جهان و همچنین بررسی تنوع ژنتیکی نمونه های DNA باستانی در نقاط مختلف جهان و مقایسه ی تحلیلی آن با جمعیت انسان امروزی دارد. مناطق بسیار پلی مورفیک DNA هسته ای مانند مارکرهای STR کروموزوم Y و مناطق بسیار متغیر DNA میتوکندریایی (mtDNA) برای بررسی تنوع ژنتیکی نمونه های باستانی استفاده می شود. در پژوهش حاضر DNA باستانی از تعدادی از نمونه های استخوانی و دندان انسانی استخراج شد. نمونه ها از حفاری منطقه هفت تپه متعلق به دوره ی ایلام میانی به دست آمد. سپس مناطق HVI و HVII مولکول mtDNA، با استفاده از روش PCR تکثیر و در ادامه تعیین توالی شد. توالی ها با توالی مرجع مقایسه و هاپلوگروپ این اقوام R2 و R5 تعیین شد. با ردیابی این هاپلوگروپ ها از مناطق آریانشین مشخص شد که منشا هاپلوگروپ R2جنوب غربی ایلام و تمدن ایلام است.
    کلیدواژگان: ژنتیک باستان شناسی، تمدن ایلام، تعیین توالی، فوق متغیر 1 و 2، mtDNA
  • محمد ابراهیم زارعی*، خدیجه شریف کاظمی صفحات 87-102
    معماران همواره مساجد را به عنوان یکی از عناصر مهم معماری بناهای شهری با طرح ها و شیوه های مختلف و درنظرگرفتن اقلیم، بنا می کردند. ناحیه ی طبس واقع در جنوب استان خراسان جنوبی همواره نقش مهمی در تاریخ، هنر و فرهنگ ایران به ویژه در دوران اسلامی داشته است. این مهم را می توان از وجود آثار فراوان و ارزشمند به جای مانده از معماری این ناحیه دریافت. در طی بررسی باستان شناسی که در 1394 در بخش دستگردان طبس صورت گرفت، دو مسجد دستگردان و هودر در این منطقه شناسایی شد که از لحاظ ساختار و کارکرد، تاکنون مورد واکاوی و پژوهش قرار نگرفته اند. بنای مسجد کهنه دستگردان دارای طرح و نقشه هندسی منحصربه فردی است که با مساجد دو ایوانی خراسان در دوران میانی اسلامی قابل مقایسه است. ازآنجایی که این مسجد موردمطالعه و واکاوی باستان شناسانه قرار نگرفته، پژوهش کنونی اهمیت ویژه ای می یابد. روش به کاررفته در این پژوهش، از نوع بنیادین و روش، توصیفی- تحلیلی است. جمع آوری یافته ها مبتنی بر بررسی های میدانی و مطالعه ی منابع کتابخانه ای از طریق مشاهده و با استفاده از کروکی و تهیه نقشه است. در راستای انجام این پژوهش سعی شده است، با تعیین ماهیت بنای مذکور و مقایسه از طریق دیگر مساجد، موقعیت بافت فرهنگی و تاریخی بنای موردنظر بررسی شود. نتایج بیانگر این مطلب است که با توجه به ساختار بنای مسجد کهنه دستگردان و بافتی که در آن شکل گرفته است، تاریخ ساخت آن به دوران میانی اسلامی، به ویژه دوره ی ایلخانی بازمی گردد.
    کلیدواژگان: مسجد کهنه، معماری اسلامی، دستگردان طبس، مساجد دو ایوانی، دوره ی ایلخانی
  • محمد سعیدپور *، کریم حاجی زاده، رضا رضالو، حسن کریمیان صفحات 103-121
    تلاش پادشاهان ساسانی در احداث شهرها به اندازه ای درخشان بود که به نام هر یک از آن ها یک یا چند شهر به ثبت رسیده است. چنان که از منابع تاریخی برمی آید، جندی شاپور یکی از شهرهای مشهور شاپور اول در خوزستان است که همانند بیشاپور با پلان مستطیلی شکل ساخته شده بود و همانند بیشاپور، از یک طرف به رودخانه ی سیاه منصور محدود بود. لیکن در اینجا قلعه و دژی وجود نداشته تا از شهر حفاظت کند. باوجود کثرت مکتوبات تاریخی درخصوص این شهر عصر ساسانیان اطلاعات اندکی درباره ی تاریخ دقیق احداث و روند تداوم استقرار آن در دست است. همچنین سازمان اجتماعی ساکنان شهر و عملکرد محله های آن در هاله ای از ابهام قرار دارد. به منظور رفع ابهاماتی از این دست، مطالعات باستان شناسانه نگارندگان با نقشه برداری و تهیه عکس هوایی از این شهر و سپس بررسی سامانمند باستان شناختی در آن به انجام رسید و درمجموع چهل و یک تپه باستانی شناسایی و ثبت شد. هدف پژوهش حاضر شناخت دوره های استقراری و چگونگی روند تداوم شهر تا دوره های اسلامی بود. نتایج گونه شناختی، مطالعه ی تطبیقی یافته های سطحی، گاهنگاری و شناخت دوره های استقراری این شهر را در پی داشت و روشن ساخت که استقرار در آن تا قرون متاخر اسلامی تداوم داشته است.
    کلیدواژگان: شهر جندی شاپور، گاهنگاری، باستان شناسی، سفال اسلامی، سفال ساسانی
  • محمدحسین طاهری*، علیرضا سرداری زارچی صفحات 123-136
    بررسی نظام حسابداری و فرایند رشد و تکامل آن در دوره پیش ازتاریخ از موضوعات دارای اهمیت برای شناخت جوامع انسانی، ارتباطات آن ها، شکل گیری نظام های تجاری برون و درون منطقه ای و همچنین روند شکل گیری و تکامل خط و نگارش است. کالاشمارها و گوی های شمارشی از جمله شواهدی هستند که می توانند بر نقش نظارتی و جمع آوری و طبقه بندی تولیدات دلالت کنند. این مواد توانستند زبان ها وگویش های مختلف را که مشکلی در روند تجارت به حساب می آمدند، به زبانی دیداری و قابل فهم یعنی یک زبان تجاری واحد تبدیل کنند. این زبان تجاری، تسهیل و دقت در روند تجارت بین مناطق مختلف را سبب شد. هدف این پژوهش بررسی، گونه شناسی و طبقه بندی اشیای شمارشی (کالاشمار) یافت شده از تل مش کریم است. محوطه مش کریم در بخش جنوب شرقی شهرستان سمیرم در نزدیکی مرز استان فارس با اصفهان قرار دارد و دارای مساحتی درحدود 1400 مترمربع با ارتفاع 2 متر از سطح دشت است؛ گاهنگاری تل مش کریم به دوره باکون میانی، (4500 ) پ.م برمی گردد. مواد فرهنگی به دست آمده شامل 32 قطعه ژتون شمارشی و یک قطعه گل خط است که در این مقاله ژتون های شمارشی به سه گونه و هفت زیرگونه طبقه بندی شده اند. همچنین وجود یک چوب خط، نشان دهنده وجود نظام حسابداری اولیه در این محوطه است.
    کلیدواژگان: حسابداری، دوره ی باکون، ژتون شمارشی، تل مش کریم، سمیرم
  • عباس مقدم، عباس نوری * صفحات 137-155
    دشت سیلاخور در استان لرستان یکی از پهنه های زیستی مهم در ناحیه شرق زاگرس مرکزی است که با توجه به توانمندی های زیست محیطی مناسب، زمینه ی اسکان گروه های انسانی از پیش از تاریخ تاکنون را فراهم نموده است. این دشت که در امتداد شرقی دره نهاوند و کنگاور واقع شده، با طول بیش از 70 کیلومتر و عرض متوسط 12 کیلومتر در حاشیه شمالی و شرقی رشته کوه های اشترانکوه و گرین (کوه) و مابین شهرهای بروجرد و دورود در استان لرستان واقع شده است. در بررسی باستان شناختی این دشت در دهه گذشته، کمابیش 700 اثر تاریخی فرهنگی از دوره نوسنگی تا قرون متاخر اسلامی شناسایی شد، اما تاکنون در راستای تحلیل الگوهای زیستگاهی سکونتگاه های باستانی آن، مطالعات زیادی صورت نگرفته است. در این پژوهش با هدف دستیابی به الگوهای زیستگاهی عصر مفرغ این ناحیه، 51 زیستگاه از میان آثار شناسایی شده در محدوده شهرستان دورود انتخاب و سپس با استفاده از محیط GIS به پردازش و تحلیل عوامل موثر در مکان گزینی سکونتگاه ها، شیوه ی پراکنش و توزیع آن ها در دشت و نوع الگوهای زیستگاهی آن ها پرداخته شد. نتایج این پژوهش نشان داد که از میان عوامل جغرافیایی موردبحث، منابع آب، زمین های حاصلخیز، درجه و دامنه شیب زمین، راه های باستانی و گسل زلزله، بیشترین تاثیر را بر شیوه ی پراکنش و مکان گزینی زیستگاه ها داشته اند. همچنین شش نوع الگوی زیستگاهی برای سکونتگاه ها به دست آمد که در ادامه به آن ها پرداخته خواهد شد.
    کلیدواژگان: دشت سیلاخور، الگوهای زیستگاهی، دوره ی مفرغ، مکان گزینی، محیط GIS
  • لیلا مکوندی * صفحات 157-175
    متون تاریخی اطلاعات ارزشمندی درباره ی اهمیت راه شاهی هخامنشی از نظر وسعت، چگونگی کنترل و برقراری امنیت در آن، ایستگاه های بین راهی و خدماتی که به مسافران ارائه می شد در اختیار می گذارند، اما درباره نوع مشاغل و کارکنان شاغل در حوزه ی خدمات سفر سکوت کرده اند. در این زمینه، 719 متن مربوط به جیره های سفر (متن های Q) موجود در بایگانی باروی تخت جمشید اطلاعات بسیار ارزشمندی درباره ی مشاغل مختلف مرتبط با خدمات سفر دارند. در پژوهش حاضر متن های مربوط به هر شغل خاص تفکیک و تلاش شده است که با تحلیل و مقایسه ی آن ها بر مبنای نام شخص شاغل، مهر و دیگر اطلاعات موجود به شناختی نسبی از این مشاغل و حیطه ی فعالیت آن ها دست یابیم. مطالعه متن ها نشان می دهد که عناوین شغلی مختص خدمات سفر ریشه ی ایرانی دارند و برخی از آن ها مانند راهنماهای سفر، تخصصی و سلسله مراتبی بوده است.
    کلیدواژگان: هخامنشی، ساختار اداری، بایگانی باروی تخت جمشید، راه شاهی، خدمات سفر
  • کاظم ملازاده*، علی بیننده صفحات 177-191
    حوضه ی جنوبی دریاچه ی ارومیه به جهت شرایط مناسب زیست محیطی و ارتباطات سهل و گسترده، از دوره پیش ازتاریخ به بعد پذیرای گروه های مختلف انسانی و محل شکل گیری فرهنگ های غنی بوده و این زمینه را برای پیشرفت هنرهای مختلف از جمله فلزگری فراهم آورده است. کمربند مفرغی گرگول در 1387 و در جریان کاوش غیرمجاز قبری در مجاورت روستای گرگول، واقع در 35 کیلومتری محوطه حسنلو به دست آمد. بعد از رسوب زدایی و عکاسی، نقوش و تکنیک به کاررفته مورد سبک شناسی و تاریخ گذاری قرار گرفت. این کمربند منحصربه فرد، به طور کامل با نقوش متنوعی مزین شده است. تصویر اصلی در میانه سگک دیسکی شکل آن نقش شده و شامل صحنه ی نیایش با مرکزیت درخت مقدس است. با توجه به سبک شناسی هنری، کمربند توسط هنرمندان محلی و به تاثیر از نقش مایه های آشوری ساخته شده و بیشترین قرابت را با کمربند مشابه موسسه ی هنرهای دیترویت و کمربندهای مفرغی مکشوفه از حسنلوی IVB دارد. همچنین با مطالعه ی نقوش کمربند و نیز مقایسه ی آن با نمونه های حسنلو، تاریخ نیمه ی دوم قرن 9 ق.م برای این کمربند پیشنهاد شده است.
    کلیدواژگان: کمربند گرگول، هنر مانا، عصر آهن، کمربندهای مفرغی، هنر آشور
  • سمیه نوغانی*، فهیمه شیرانی، محمد مهدی کریم نژاد صفحات 193-210
    بررسی و ارزیابی ویژگی های آثار تاریخی و اجزای تشکیل دهنده ی آن ها با توجه به زمینه های ساختارشناسی، فن شناسی و آسیب شناسی به کمک آنالیزهای غیرمخرب (NDT)، ازجمله حوزه های موردتوجه و حائز اهمیت در باستان سنجی به شمار می رود. در این پژوهش، نتایج بررسی ترکیب شیمیایی لعاب کاشی هفت رنگ به احتمال متعلق به دوره ی صفوی، با استفاده از روش آنالیز میکروپروب پراش اشعه ایکس (XPMA) به صورت کیفی و کمی و بدون نمونه برداری از اثر، ارائه شده است. داده های حاصل از این روش آنالیزی، امکان شناسایی نوع عناصر اصلی، فرعی و کمیاب تشکیل دهنده ی لعاب و درصد آن ها، همچنین مقدار ترکیب اکسیدی اتم های موجود را بدون هیچ گونه عارضه ی تخریبی، با دقت، سهولت و سرعت بالا فراهم می آورد. با توجه به داده های حاصل از این آنالیز، می توان اظهار داشت که این لعاب ها از دسته ی لعاب های سربی بوده و اکسید کلسیم به عنوان کمک ذوب در ترکیب آن ها استفاده شده است. همچنین براساس اکسیدهای رنگ ساز شناسایی شده در رنگ هایی چون آبی فیروزه ای (با حضور اکسید مس)، زرد (با حضور اکسید آهن در مجاورت اکسید کلسیم) و سبز روشن (اکسید کروم) که در محیط اکسیداسیون رنگ های مذکور را ایجاد می کنند، محیط پخت لعاب نیز در اتمسفر اکسیداسیون بوده است. شناسایی مواد تشکیل دهنده ی ساختار نمونه ی موردمطالعه از طریق آنالیزهای عنصری، فازی، حرارتی (XRF، XRD، STA) و پتروگرافی انجام گرفت که حاکی از محیط پخت اکسیداسیون و محدوده ی دمای پخت 800 – 850 درجه سانتی گراد بدنه است.
    کلیدواژگان: باستان سنجی، آنالیزهای غیرمخرب، میکروپروب پراش اشعه ایکس، ترکیب شیمیایی، لعاب
  • رحبم ولایتی * صفحات 211-227
    هنر هخامنشی، هنری درباری و تحت تاثیر هنر ملل تابعه مانند بین النهرین، مصر و آسیای صغیر بوده است. این مقاله به بررسی، مطالعه و مقایسه ی تناسب های انسانی، مجسمه ها و نقوش برجسته ی دوره ی هخامنشی به عنوان یکی از مهم ترین آثار هنری این دوره می پردازد. تناسب در طبیعت نیز قابل مشاهده و مفهوم آن مفهومی در دانش ریاضی است که در هنرهای بصری اهمیت به سزایی دارد؛ چنانچه فرمول نسبت تقسیم طلایی در تناسب که در طبیعت و ساخته های انسانی مانند مجسمه ها و بناها مشاهده می شود. در این پژوهش به بررسی تاثیرپذیری آثار هنری دوره ی هخامنشی از هنر ملل تابعه به عنوان مرجع و منبع تناسب ها در هنر این دوره پرداخته می شود. نتایج این بررسی نشان می دهد که تناسب های انسانی موجود در هنر هخامنشی تحت تاثیر هنر و قواعد تناسب های هنری بین النهرین و یونان و از همه بیشتر، مصر بوده و قابل ذکر است که بین اوج هنر هخامنشی از نظر کاربرد قواعد تناسب در معماری و مجسمه سازی و هنر مصر شباهت های زیادی مشاهده می شود.
    کلیدواژگان: تناسب ها، طبیعت، هنر، هخامنشیان، بین النهرین، یونان، مصر
|
  • Mehrnaz Behroozy * Pages 1-12
    Translation was indubitably one of the eminent skills of Muslims. The tendencies of society for acquiring science and craft, great attention of caliphs and fond-of-science families, the very existence of numerous libraries, cheap price of paper and etc., were of the reasons of Muslims’ overall attention to translating skills. Such attention led to the transition of past nations’ legacies to Islamic nations and from there to west. But what consequences has been this transition between the Western and Islamic nations? The purpose of this research is to consider the consequences of the transition of science to Islamic and west lands and nations. For this research, descriptive-analytical research method is followed and study method is library-based and such conclusion was reached: the confrontation of Muslims with the people of defeated lands, translation movement began to start and numerous books of different languages were translated into Arabic. On the other hand, west too, benefited from the advantages of translation and its own and other nations’ cultural transition which smoother the path for the arrival of Cultural Renaissance.
    Keywords: Translation, Islamic Caliphate, Umayyad, Abbasid, Western lands
  • Morteza Hesari * Pages 13-28
    The site of Sofalin lies in the north Central Iranian Plateau in the north of Pishva city about 35 kilometres south-east of Tehran capital city. The excavations at Tepe Sofalin revealed information on the Proto-writing evidence of the controls on economy, art as well as the cultural and religious life of this period. Cultural sequence of the study period was identified during the some excavations seasons and it was revealed that the site was occupied continuously from first phase of the proto-writhing to the Proto-Elamite time. The seal impressions found from this site are documented, introduced and published here for the first time. The most important questions regarding the seal impressions of Sofalin are: which kinds of animal iconography, function and style were used? Have been seals made by local traditions? For the study of seal collections a comparative approach has been used to compare seal impressions found at Sofalin with its contemporary sites of Susa and those from Mesopotamia. The results of study showed that there have been some similarities between Sofalin and Mesopotamian seals impressions. The Proto-Elamite material showed the internal and external relationships for the peoples inhabiting Proto- Elamite societies; so based on the seal impressions comparisons it is evident that the proto-Elamite period can be attributed to have been in the earliest phase of urban development in the late 4th and early third millennium BC
    Keywords: Proto-Elamite, Tepe Sofalin, Seal Impressions, Cylinder Seals, Seal Styles
  • Gholam Reza Rahmani *, Ahmad Chaychi Amirkhiz, Mohammad Mokari Pages 43-56
    There are few Wall Paintings remained from the Parthian and Sassanid era in Iran.These limited examples play a major role in the development of the study and our knowledge on pre-Islamic Iranian painting. The present paper examined two of these remains, one a Parthian Wall Painting in Kuh-e Khwaje in Sistan and the other a unique sample of early Sasanians Wall Painting in Firuzabad, Fars province, dating back to two different times in two different sites, they reveal evident similarities in the style. Also considering the vast painted surfaces in both sites and the characteristic specifications of the sites, one can see the high artistic capabilities applied for painting them.Althoughboth paintings demonstrate the application of different methods, they are well adapted with the host structure in functional conception, in a strong harmony with the echo system of the site and acknowledging the cultural diversity of the creating civilization.Studying these wall paintings in terms of subject and style shows the Sasanian Painting despite of the influences of Hellenistic art, also has been affected by Parthian painting style from east of Iran.
    Keywords: Wall Painting, Parthian, Sasanian, Kuh-e Kwaje Sistan, Firuzabad Fars
  • Mohamadhosein Rezaei * Pages 57-72
    The Sassanid kings, named after the Sassan, great of Pars and the priest of the Anahita Temple in the Estakhr ruled in Iran from the third to the seventh century AD. The most important buildings of Sassanians in Iran are the majestic palaces of the kings. Bisapur is one of the most important cities of the Sassanid era, which is located in Kazerun County. Following an archaeological study on the Sassanid pavement located in the mountainous region of the city of Kotal in the east of Kazerun city, the remains of some stone masses from the Sassanid era came to light on the basis of archaeological investigations and studies by the Cultural Heritage office of Kazerun. It was discovered that these two sites were used as a stone mines. Stone is one of the materials used to build bisapur buildings. Considering that in most cases archaeological investigations are based on material evidence, it is necessary to better understand these data and interpret them by using interdisciplinary sciences. Accordingly, in this research, a field survey and sampling of the stones used in the construction of Bisapur buildings have been carried out and after sampling of the Bishapur buildings, comparison of samples taken from other stone mines (based on laboratory methods) for understanding the source of stones extraction has been addressed. To achieve this, the experimental methods of studying the Thin Sections of the stones, as well as the XRD and XRF analysis were applied and it was determined by the experiments that the mines and buildings stones of the Sassanid era of Bishapur (Valerian Palace, Anahita Temple and Towers) were made of genus compounds with similar structures.
    Keywords: Geoarchaeology, Bishapur, Mines, Analysis, Thin Section
  • Maryam Ramezani *, Mohammad Taghi Akbari, Mostafa Montazer Zohouri, Shohre Zare, Mahdi Niknami, Naghme Lesani Pages 73-86
    Archaeogenetics, a nascent and emerging science, is based on a combination of biology and genetics which has a high potential in discovering the untold facts about livelihood and culture of ancient times, such as modern human origins and diets evolutionary trend. This area of biology, also focus on migration and geographical distribution of humans and genetic variation in ancient DNA samples around the world in comparison to modern humans. Highly polymorphic DNA regions like STR found on the male-specific Y chromosome in nucleus and mitochondrial (mt) DNA are used in archaeogenetics to study genetic variation within a target population. mtDNA D-loop region is very polymorphic that consists of two hyper variable regions including HVI and HVII with a large variety in different human populations. Analysis on these regions of mtDNA using ancient excavated human bones will lead to determine the genetic composition of human mtDNA known as haplogroups. mtDNA can be used to identify the ancient ethnic groups, trace descendants of ancestors and their migration trails.This is achieved by comparing mtDNA haplogroups between different ethnic groups all over the world.In this study, we have performed analysis using ancient DNA extracted from 5 excavated human bones. Ancient human bones were obtained from Haft-Tepe. We performed PCR amplifications for HVI and HVII regions of the mtDNA followed by sequencing with ABI. Then comparisons The Cambridge Reference Sequence and the sequences obtained in the current study were done at NCBI site. Hoplogroup residents were R2 and R5. By tracking haplogroups from indo-Iranian , we can conclude that these haplogroups dated to 5000 B.P in Iran, and possibly originated in southwestern Iran and from the Elamite civilization.
    Keywords: Archaeognetics, Elamite empire, Sequencing, Hypervariable region1, 2, mtDNA
  • Mohammad Ebrahim Zarei *, Khadijeh Sharif Kazemi Pages 87-102
    Architects have always built mosques as one of the important elements of the architecture of urban buildings with different designs and climate considerations. Tabas area located south of southern Khorasan province has always played an important role in Iranian history, art and culture, especially during Islamic period. This feature can be found from the many valuable and valuable works left over from the architecture of this area. In the archaeological survey in 1394 in Dastgerdan Tabas, was identified two mosques; "Dastgerdan Old Mosques" and "Hudar" in this area i, which have not been studied of their structure and function. The mosque has a unique geometric plan with two Ivans Khorasan mosques comparable in middle Islamic period. Since this mosque is not studied and archaeological analysis, therefore, the present study is of particular importance. The method used in this research is of fundamental type and its method is descriptive-analytical. The field surveys and studies have collected by library resources through observation and mapping. In this article, we tried to determine the type of masonry and compared through other mosques, cultural and historical context of the situation to be examined. The results show that according to the structure of the Dastgerdan Old Mosque, and the context in which it was formed, Dating construction to the Middle Islamic period, in particular, it is base to the "Ilkhanid era".
    Keywords: Old Mosque, Islamic Architecture, Dastgerdan Tabas, Mosques with two Ivans, Ilkhanid period
  • Mohammad Saeidpour *, Karim Hajezadeh, Reza Rezalo, Hasan Karimyan Pages 103-121
    Jundishapur is one of the towns with a rectangular plan, built by Shapur I in the north of the Kuzistan close to the Mansor River and like Bishapur, on one side is limited to the river, but here there is no fort and castle to protect the city. Archaeological studies in Jundishapur were carried out by mapping and aerial photography and systematic archaeological examination and a total of forty one point of occupation were identified. The abstract results of the index samples along with written sources made it clear that the establishment has continued throughout Christian centuries. The water flowed in the city from the Mansoor black harbor through the Jundishapur Bridge. Due to the decrease in water in the summer, a qanat was built in 14 km length from the Dez River to adjust and increase the water level of the Jundishapur River representing the efforts of Sasanians in the water supply system.
    Keywords: City Jundishapur City, Sasanians, Archaeological Chronology, Islamic pottery, Sassanid Water Supply System
  • Mohammad Hosein Taheri *, Alireza Sardari Zarchi Pages 123-136
    Investigating the accounting systems and their progressive development during the prehistoric period is a critical issue in recognition of human societies, their communication, and formation of inter- and intra-regional trade system which have been transformed to innovation of writing systems. The present study aims at studying the typology and classification of the Chalcolithic period (Bakun) numerical objects discovered in Tal-e Mash Karim in Semirom district located in Esfahan province. The discovered cultural materials consisted of 32 numerical tokens and a clay tallying slab. The numerical tokens are divided into three main categories and seven sub categories. The discovery of a tallying slab beside the artifacts all is proving the existence on an early accounting system.
    Keywords: Accounting system, Chalcolithic period, Numerical token, Tal-e Mash Karim, Semirom
  • Abbas Moghaddam, Abbas Nouri * Pages 137-155
    The Silakhor Plain is one of the key plains in the eastern part of Central Zagros that its suitable environment made a significant base for human habitants since prehistoric time. This plain is located in the east of Nahavand and Kangavar valleys and it is about 70 km length and 12 km width besides the east of Oshterankooh range between Broujerd and Dorrod cities in Luristan province. In the past decades, over 700 ancient sites from Neolithic to the Islamic era were identified by Parviz (1382-1385). Since then, no detaile anaysis have been done on the settlement patterns of this region. In this study, only settlement patterns of the Bronze Age in this area evaluated based on the fifty-one settelements from Silakhor Plain to undestand effictive parameters on site vriabilities, distributions and types by means of GIS. The initial results outlined some of the key geographic factors affecting settlement variabilities. Among the geographical features, Tireh and Chalanchulan Riveres, springs, tributary streams, fertile lands, degree of land slope, ancient roads and proximity to geological faults were the most effective reasons. Based on those key factors, six kinds of settlement patterns have been identified in the region that will be discussed in this paper.
    Keywords: Silakhor Plain, Settlement Patterns, Bronze Age, Geographic Vaiebilitities, GIS Implementation
  • Leila Makvandi * Pages 157-175
    Historical sources provide valuable information related to extent, control and maintaining security, stations and its services about Achaemenid Royal Road, but they tell nothing about jobs and officials who worked at traveling services. Fourtunatley, there are 719 texts of travel rations (Q texts) in the Persepolis Fortification Archive, revealing highly important information about offering service to passengers. In this paper, by separating texts belong to each certain job, we try to analyze through comparing them in case of personal names, seal and other information, to familiarity the workers and their commission. Study on travel ration texts shows that mentioned jobs in term are originally Iranian, and many of them such as travel guide, were professional and heirachial job.
    Keywords: Achaemenid era, Administrative system, Persepolis Fortification archive, The Royal Road, Travel service
  • Kazem Mollazadeh *, Ali Binandeh Pages 177-191
    Southern basin of Urmia Lake has faced the significant political, cultural, and artistic evolutions during the first millennium BC. Rising and development of local governments caused progresses in arts especially in the metal working productions. Gargul belt was discovered fragmentarily in 2009 at Gargul village about 35 Km to Hasanlu. The belt was discovered as nine fragmentary pieces of a 95 cm bronze plate. The main centrally decoration of the belt has been worked on the buckle. Although, manufacturer did not focus on details in Gargul belt, apparently the depictions inspired by Assyrian and created out by local artist. At 1st millennium BC, there are local, Assyrian, Urartu, and sometimes Schythian artistic styles at southern basin of Urmia Lake, however, Gargul belt clearly would introduce a local artistic style that is apparent in the findings from Hasanlu, Ziwyeh and Ghalaichi which have been partially comparable to Mannaean art. The belt of Gargul can be attributed to one of rulers or commanders of Gilzanu at 2nd half of 9th century or later when the Solduz plain was occupied by Urartuians.
    Keywords: Gargul belt, Mannaean art, Iron Age, Bronze Belts, Assyrian art
  • Somayeh Noghani *, Fahimeh Shirani, Mohammad Mehdi Karimnejad Pages 193-210
    Investigation and evaluation of historical object's properties and their components with respect to structural, technical and pathological point of view through nondestructive testing (NDT), is one of the most important research field in archaeometry. In this paper, the qualitative and quantitative result of chemical composition of glaze (case study: multicolored tile, probably from Safavied era) is presented through X-ray microprobe analysis (XPMA) and without sampling. Results of this analysis demonstrate the possibility of recognition of major, minor and trace elements in glaze and their amounts, through fast, nondestructive, accurate and facile method. The data obtained from this analysis point to that these glazes can classified in lead glaze group and calcium oxide has flux role in the composition. Colorants such as turquoise blue (copper oxide), yellow (with the presence of iron oxide in the vicinity of calcium oxide) and bright green (chromium oxide), indicate that firing atmosphere of glaze was oxidation environment. Also, characterization of mineralogical and chemical composition of this sample was carried out through elemental, phases and thermal analysis (XRF, XRD, and STA) and petrography. The results indicate that firing temperature of tile body has been 800 – 850℃ in oxidation condition.
    Keywords: archaeometry, nondestructive testing (NDT), XPMA, Chemical composition, glaze
  • Rahim Velayati * Pages 211-227
    Achaemenid art is royal Courtly art which has been influenced by subordinate nations arts. The different nations like Mesopotamian, Egyptian and Anatolian. As it is clear that Achaemenid art as a magnificent court art was a modest imitation of the another nations art But they did not ever blindly imitate other's art,but they transformed what they took from others and changed into Iranian art;and becouse of that, the coordination and harmony that was seen in the Achaemenid style, was the localization of the artistic element of other nations.This paper trying to discuss, analyze and compare of human proportions of statues and reliefs as one of the most important artificial evidence of Achaemenid dynasty. Proportion also is visible in nature. Anatomical proportion is a mathematical concept which that important in visual arts. The formula of a golden division in Proportion is also visible at the nature and human artifacts such as statues and monuments. In this study, the influences of the Achaemenid art from subordinate nation's arts have been considered as a source of proportions in this period. The results indicate that human proportions in Achaemenid art has been Influenced by art and artistic proportions rules of Mesopotamia, Greece and specially Egypt. It is noted that highest point of Achaemenid art in terms of use principles Proportion in architecture and sculpture is very similar to the Egyptian art.
    Keywords: Proportions, Nature, Art, Achaemenid, Mesopotamia, Greece, Egypt