فهرست مطالب

مطالعات اصول فقه امامیه - پیاپی 7 (بهار و تابستان 1396)
  • پیاپی 7 (بهار و تابستان 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/05/20
  • تعداد عناوین: 6
|
  • علیرضا اعرافی، کاظم مبلغ، محمد سلیمانی * صفحات 7-22
    علمای اصول برای استفاده «اطلاق» از کلام متکلم، به «مقدمات حکمت» تمسک کرده‌اند. «در مقام بیان بودن متکلم»، اولین و مهم‌ترین مقدمه از مقدمات حکمت است. این مقدمه به وسیله اصل عقلایی «اصاله ‌البیان» قابل احراز می‌باشد. اغلب صاحب نظران به سیره عقلا به عنوان مستند اصاله البیان اکتفا کرده‌اند، بر اساس نظر مختار که نوشتار حاضر در مقام تبیین آن است، مستند اصلی اصاله البیان سیره عقلاست که خود ریشه در دو امر دارد: 1. مقتضای طبع متکلم و کلام. 2. مقتضای طبع زندگی اجتماعی و تسهیل در محاورات اجتماعی. بر این اساس اگر سیره عقلا را با توجه به مبنای آن در نظر بگیریم، مستند مناسبی برای اصاله البیان خواهد بود و بسیاری از اشکالات در باب استفاده اصاله البیان برای اثبات در مقام بیان بودن متکلم،‌برطرف خواهد شد.
    علمای اصول برای استفاده «اطلاق» از کلام متکلم، به «مقدمات حکمت» تمسک کرده‌اند. «در مقام بیان بودن متکلم»، اولین و مهم‌ترین مقدمه از مقدمات حکمت است. این مقدمه به وسیله اصل عقلایی «اصاله ‌البیان» قابل احراز می‌باشد.

    کلیدواژگان: مقدمات حکمت، مقام بیان متکلم، اصاله البیان، سیره عقلا
  • یعقوبعلی برجی، محمدصادق فیاض * صفحات 23-52
    ز جمله مواردی که شهید صدر در آن رویکردی نسبتا متمایز در روش و محتوا اتخاذ نموده جمع عرفی است. ویژگی‎های این رویکردوحدت ملاک بر محور قرینیت، انسجام میان نمونه‎ها و تفکیک ملاک از ابزارهای اثباتی آن می‎باشد. وی، با تعمیم قرینیت در تمام نمونه‎های جمع عرفی، «حکومت»، «تقیید»، «تخصیص» و «اظهریت» راحداکثر از ابزارهای کشف آن تعریف می‎کند. براین اساس، آنچه مبنای رفع ید از ظهور عام و مطلق و محکوم در قبال خاص، و مقید و حاکم خواهد بود، قرینیت است و حکومت، تقیید و تخصیص، سازوکارهایی‌اند که متکلم در داخل نظام محاورات عرفی، برای بیان مراد نهایی جدی خود، از آن‎ها استفاده می‎کند. بدون توجه به قرینیت و کارکرد آن در این نمونه‎ها، رفع ید از ظهور فاقد دلیل است.
    کلیدواژگان: جمع عرفی، تعارض، حکومت، تخدیص، تقیید، شهید صدر
  • محسن زارع پور * صفحات 53-84
    داشتن تصوری صحیح از اصطلاحات موجود در هر علم، از رموز موفقیت در یادگیری آن علم است. «مبادی احکامیه»اصطلاحی نوین است که در کتب اصولی متاخر رایج شده و در آثار پیشین اصولی اثری از آن به چشم نمی‌خورد.
    برخی دانشمندان علم اصول، اصطلاح مبادی احکامیه را به عنوان اصطلاحی سوم در ردیف اصطلاح مبادی تصوریه و تصدیقیه علم اصول، تلقی نموده‌اند؛ در مقابل برخی دیگر سعی بر آن دارند که مبادی احکامیه را در دو اصطلاح مذکور داخل نمایند.
    مراد دانشمندان اصول از «مبادی احکامیه» سلسله بحث‌هایی است پیرامون خود حکم شرعی با صرف نظر از تعلق به موضوعی خاص؛ و مباحثی همچون تعریف حکم شرعی، تقسیم حکم شرعی به وضعی و تکلیفی و ظاهری و واقعی، تضاد احکام با یکدیگر، استقلالی بودن جعل در احکام وضعی یا انتزاعی بودن آن‌ها از جعل احکام تکلیفی، وجود ملازمه بین احکام، امکان اجتماع امر و نهی و غیره از مباحثی هستند که در این عنوان قرار می‌گیرند.
    کلیدواژگان: اصول فقه، اصطلاح شناسي، مبادي احکاميه، حکم شرعي، مبادي احکام
  • مهدی ناصر، علی اسفندیاری صفحات 85-104
    احکام شرعی به دو گروه تکلیفی و وضعی تقسیم می‎شوند. احکام تکلیفی احکامی هستند که به نحو اقتضا یا تخییر به افعال اختیاری بندگان تعلق می‎گیرند، در حالی که احکام وضعی به طور مستقیم به افعال بندگان تعلق نمی‌گیرند. در اندیشه محقق اصفهانی، حکم تکلیفی عبارت از «الانشاء بداعی جعل الداعی» می‎باشد. به باور ایشان احکام وضعی عدد خاصی ندارند و شامل هر حکم غیر تکلیفی می‎شوند. برخی همچون شهید ثانی، شیخ بهایی، فاضل تونی و وحید بهبهانی بر این باورند که احکام وضعی نیز همچون احکام تکلیفی، جزو انشائات و اعتبارات شارع‌اند و در مقابل برخی همچون شهید اول، شریف العلماء و شیخ انصاری اعتقاد بر این دارند که احکام وضعی از احکام تکلیفی انتزاع شده و اسناد جعل شرعی به ‌آن‌ها اسناد حقیقی نیست. در مقابل این دو دیدگاه، دیدگاه سومی مطرح شده است که طرف‌داران آن از جمله آخوند خراسانی، در خصوص این حکم، قائل به تفصیل شده‌اند.
    کلیدواژگان: حکم تکلیفی، حکم وضعی، دلیل
  • محمدعلی نجیبی، روح الله حسینی * صفحات 105-128
    فخر رازی از کسانی است که قیاس را از مصادر تشریع دانسته و برای اثبات آن در کتب خویش استدلال نموده است. ایشان از جمله کسانی است که بر حجیت قیاس مفصل استدلال نموده و یکی از ادله‌ای که بر حجیت قیاس مطرح کرده قرآن کریم است. در دو کتاب تفسیر کبیر و المحصول خویش از قرآن چندین آیه را بر حجیت قیاس بحث نموده است. ما در این نوشتار حجیت قیاس را از منظر قرآن در دیدگاه فخر رازی بررسی نموده و به سه آیه پرداخته‌ایم. از آیات قرآن کریم فقط یک آیه را در کتاب المحصول بحث نموده است و آن عبارت «فاعتبروا یا اولی الابصار» در آیه دوم سوره حشر است. اما در کتاب التفسیر الکبیر خود چندین آیه را بررسی نموده است. هیچ یک از آیات، مدعای فخر رازی را اثبات نکرده و استدلال ایشان مخدوش است.
    کلیدواژگان: قیاس، فخر رازی، مفهوم رد، مفهوم فاعتبروا
  • سید اسدالله موسوی نژاد * صفحات 129-152
    یکی ازمباحث جنجالی و مهم اصولی تعریف علم اصول می‌باشد به ویژه در صورتی که این بحث به صورت تطبیقی بررسی شود. با توجه به اهمیت این بحث در علم اصول، لازم است به معیار و ارکانی که برای یک تعریف کامل وجود دارد توجه شود. بدون تردید، تعریفی کامل و جامع به تعریف گفته می‌شود که از آن تعریف چند نکته متبلور بوده و دارای ارکان و مشخصات خاص باشد. در اصول نیز تعریف جامع و مانع به تعریفی گفته می‌شود که اولا اصول عملیه را که قسمت مهم مباحث اصولی را تشکیل می‌دهد، شامل گردد. ثانیا قواعد فقهی و مسائل لغوی را که مباحث غیر اصولی است خارج کند. با نگاه به مطالب مزبور، عالمان در تعریف اصول با توجه به مبانی و دقتی نظری که دارند، دچار اختلاف شده و تعاریف متفاوت ارائه کرده‌اند. بنابراین مشهور از علمای امامیه تعریفی را ارائه کرده‌اند که به فرموده محقق خراسانی اشکالات متعدد در آن وجود دارد. تعریف مرحوم آخوند نیز بنابه فرموده محقق خویی، فاقد جامعیت و مانعیت معرفی شده است. ضمنا تعاریف علمای اهل جماعت نیز اشکالات بسیاری دارد.
    کلیدواژگان: تعریف، اصول فقه، امامیه، عامه
|
  • Ali Reza Aarafi, Kazim Mobaligh, Muhammad Sulaymani * Pages 7-22
    The scholars of Usul have taken recourse to what is generally known as 'muqaddimat-e hikmat' (lit. preludes of wisdom) in order to conclude that a statement is absolute and unrestricted in nature. 'A speaker being in the state of uttering and declaring' is the first and most important prelude of wisdom. This prelude can be obtained and ascertained by means of a rational principle known as Isalat al-Bayan (lit. principality of declaration). Majority of legal experts and theorists argue that Isalat al-Bayan is confirmed and evidenced by normative conduct of wise men. Based on the preferred view which this study seeks to explain, the main evidence for Isalat al-Bayan is the normative conduct of wise men which is rooted in two things: 1. The requirement of the speaker's nature and the speech, 2. The requirement of the nature of social life and facilitation of social conversations. On this basis, if we take the normative conduct of rational agents into consideration, it will serve as suitable evidence of Isalat al-Bayan or the principality of declaration. Thus, many objections and problems about Isalat al-Bayan to prove the speaker being in a mode of declaring and uttering will be treated and ironed out.
    Keywords: preludes of wisdom, speaker, state of declaration, Isalat al-Bayan, normative conduct of the wise
  • Yaqub Burji, Muhammad Sadiq Fayyaz * Pages 23-52
    One of the issues about which Shahid Baqir Sadr has adopted a relatively distinct approach in terms of method and content is al-Jama al-'Urfi which is roughly translated as conventional combination. Some of the particular features of this approach is the oneness of the criterion on the basis of qariniyah (contextuality), uniformity of all instances and differentiation of the criterion which serve as the substantiating tools of it. Generalizing qariniyah in all the instances of conventional combination, Shahid Sadr defines hukumat (lit. governance), taqyid (restriction), takhsis (specification) and azhariyat (to be more expressive) as tools of exploration of qariniyah. On this basis, qariniyah serves as the basis for keeping one's hands off the apparent meaning of a general, absolute but governed reason as opposed to the restricted, limited and governing one. Thus, hukumat, taqyid and takhsis are mechanisms which the speaker uses to convey his meanings within a conventional conversation system. Without heeding qariniyah and its function in these examples, overlooking the apparent meaning lacks any corroboration or reason whatsoever.
    Keywords: conventional combination, contradiction, hukumat, takhsis, taqyid, Shahid Sadr
  • Mohsen Zare Pour * Pages 53-84
    A sound understanding of the terms and phrases existing in every branch of science constitutes one of the secrets of success in learning that science. Mabadi ahkamiyah roughly translated as the principles of Sharia laws is a new phrase that has been used in more recent books. This phrase has not been used in any books authored by early scholars of Ilm al-Usul.
    Some scholars of Ilm al-Usul have considered mabadi ahkamiyah as a third phrase on a par with phrases such as mabadi tasawwuriyah and mabadi tasdiqiyah. On the contrary, some others try to merge mabadi ahkamiya with the two abovementioned phrases. The scholars of Usul use the phrase mabadi ahkamiyah to refer to a series of discussions concerning Sharia law itself regardless of whether or not it relates to a specific subject. Therefore, certain issues such as the definition of Sharia law, division of Sharia laws into wadhei (declaratory), taklifi (defining or prescriptive), zaheri (apparent) and real laws, conflict among the Sharia laws, the initiation of wadhei law being independent from taklifi or their being extracted, the concomitance between amr (command) and nahy (prohibition) are among the themes included in this title.
    Keywords: Usul-e fiqh, terminology, mabadi ahkamiyah, Sharia law, foundations of Sharia law
  • Mahdi Naser, Ali Isfandyari Pages 85-104
    Sharia laws are categorized into two groups: defining (taklifi) and declaratory (wadhei). The defining laws are ones that extend to man's actions in a binding or discretionary way, whereas wadhei laws are ones that do not directly extend to man's actions. According to Mohaqiq Isfahani, a defining law is "initiation with the motivation of creating a motive". In his view, declaratory laws are not restricted to a specific number and that they include every non-taklifi (or non-prescriptive) laws. Some scholars such as Shahid Thani, Sheikh Bahai, Fazel Tuni and Wahid Behbahani are of the view that declaratory laws are, like the defining ones, a part of the Lawgiver's initiations and considerations. On the contrary, jurists like Shahid Awwal, Shariful Ulama and Sheikh Ansari maintain that the declaratory laws have been extracted from defining laws and the attribution that the former has been legislated by the Lawgiver is not real. There is a third view also whose proponents including Akhund Khurasani have adopted tafsil, an approach which partially accepts both opinions, albeit with some considerations.
    Keywords: defining law, declaratory law, reason
  • Muhammad Ali Najibi, Rohullah Husseini * Pages 105-128
    Fakhr Razi is one of those scholars who believe that analogy (qiyas) is one of the sources of derivation of Islamic laws. In his book, he has presented arguments to prove his claim. He is one of those who have discussed the authoritativeness and validity of analogy at length. One of the arguments presented by him is from the Quran. In his al-Tafsir al-Kabir and Al-Mahsul, he has presented and discussed several verses on the authority of analogy. In this study, we have examined the authoritativeness of analogy from the Quran according to Fakhr Razi. Thus, we have focused on three verses. Fakhr Razi takes recourse to only one verse in his al-Mahsul and that is the verse 2 of Chapter 59 where it says "So learn a lesson, O ye who have eyes!" However, in his al-Tafsir al-Kabir he has studied several verses none of which substantiates his claim. His arguments are flawed and unacceptable.
    Keywords: analogy, Fakhr Razi, concept of radd, concept of learning a lesson
  • Sayyid Asadullah Musavi Nedjad * Pages 129-152
    One of the important and controversial juristic issues is the definition of Ilm al-Usul especially when it is examined comparatively. In view of the importance of this discussion in Ilm al-Usul, it is necessary to pay attention to the criteria and key components of a perfect definition. Without doubt, a perfect and inclusive definition is one that is characterized by a number of features and has certain components. In Usul or the science of legal theories an inclusive and exclusive definition is one that includes all the practical principles which form an important part of Usul discussion. Moreover, it should exclude jurisprudential rules (qawaed) and lexical issues which have nothing to do with it. Given their precision and careful thought, Muslim jurists have differed over the definition of Usul and have therefore offered various definitions. Therefore, as Akhund Khurasani has said a widely-known definition offered by Imamiyah jurisprudents is faulty and suffers from different problems. Also, Akhund Khurasani's definition is flawed according to Ayatollah Khoei because it is not inclusive and exclusive. Moreover, the definitions given by Sunni jurists also suffer from difficulties.
    Keywords: definition, Usul-e Fiqh, Imamiyah, Sunnis