فهرست مطالب

دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد - سال شصتم شماره 6 (پیاپی 155، بهمن و اسفند 1396)
  • سال شصتم شماره 6 (پیاپی 155، بهمن و اسفند 1396)
  • تاریخ انتشار: 1396/12/18
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مقاله پژوهشی
  • هومن بهرامی مطلق، منوچهر نخجوانی، فاطمه اصفهانیان، محمد علی یعقوبی * صفحات 727-733
    مقدمه لیپوپروتئین (a) به عنوان یک عامل خطر در بروز بیماری های عروق کرونر نقش دارد. اگرچه مطالعات زیادی در جمعیت غیر دیابتیک انجام شده است که نقش افزایش غلظت پلاسمایی (Lp(a و بیماری های آترواسکلروتیک را نشان می دهد اما این نقش در جمعیت دیابتیک واضح نیست. بنابراین هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین سطح پلاسمایی لیپوپروتئین و ریسک فاکتورهای ماژور قلبی عروقی در بیماران مبتلا به دیابت تیپ 2 است.
    روش کار مطالعه حاضر در کلینیک دیابت بیمارستان امام خمینی تهران طی سال های 1384-1386انجام شد و 346 بیمار از میان 600 بیمار مبتلا به دیابت تیپ 2 انتخاب شدند.
    جهت اندازه گیری همراهی سطوح بالای (Lp(a و ریسک فاکتورهای قلبی عروقی، بیماران به دو دسته سطوح نرمال ()a)Lp (mg /dl35<(a)Lp) و سطوح افزایش یافته(a)Lp (mg /dl35>(a)Lp) تقسیم شدند و ریسک فاکتورها بین دو گروه با استفاده از آزمون آماری مقایسه شدند.
    نتایج نتایج نشان داد که ارتباط مستقیم و معناداری بین (Lp(a با کلسترول تام (217/0=r ، 001/0< p) ، HDL (141/0r=، 008/0P=)، LDL-C (241/0r=، 001/0>p)، آپولیپوپروتئین B (220/0r=، 001/0>P) و نمره سیستم امتیازدهی Framingham (FSS) (135/0r=، 012/0P=) در بیماران وجود داشت. میانگین سطح کلسترول، LDL، HDL، آپولیپوپروتئینB و نمره FSS در گروه (Lp(a افزایش یافته (35Lp(a)≥) به طور معنی داری بیشتر از افراد با Lp(a) نرمال (35>Lp(a)) بود (05/0>p).
    نتیجه گیری سطوح سرمی (Lp(a ارتباط چشمگیر مثبتی بر روی متغیرهای لیپیدی (به جز تری گلیسرید) دارد و هم چنین مقادیر بالاتر از mg/dl35 با افزایش ریسک فاکتورهای قلبی عروقی در بیماران دیابتی همراهی دارد.
    کلیدواژگان: عوامل خطر بیماری عروق کرونر، لیپو پروتئینa، انفارکتوس میوکارد، دیابت تیپ2
  • الهام اسماعیل زاده آشینی، کیومرث امینی * صفحات 734-742
    مقدمه اسینتوباکتر بومانی باکتری گرم منفی که به صورت کوکسی و یا کوکوباسیل دیده می شود. این باکتری فرصت طلب در عفونت های بیمارستانی نقش بسیار مهمی دارد. تتراسایکلین آنتی بیوتیک وسیع الطیفی است که رشد بسیاری از باکتری های گرم مثبت و منفی را مهار می کند. امروزه با فراوانی مقاومت آنتی بیوتیکی در باکتری های بیماری زا ‏و خطر ایجاد سویه های بسیار مقاوم به ‏درمان آنتی بیوتیکی پاسخ مناسب نمی دهند. ‏هدف ازاین پژوهش تعیین میزان شیوع مقاومت آنتی بیوتیکی وتوزیع ژن های مقاوم به تتراسایکلین (‏tetD، tetC، tetB، tetA) درباکتری اسینتوباکتر بومانی جداشده به ‏روش ‏Multiplex PCR‏ و تعیین مقاومت آنتی بیوتیکی به روش دیسک دیفیوژن می باشد.‏
    روش کار در مطالعه حاضر که در سال 1396 در بیمارستان شهید افضلی پور کرمان انجام شده است، ایزوله های اسینتوباکتر بومانی از نمونه های بالینی جداسازی و سپس با استفاده ازتست های باکتریولوژی و بیوشیمیایی، تعیین هویت شدند. تست آنتی بیوگرام با روش استاندارد CLSI تعیین گردید. با روشPCR حضور ژن های مقاومت به تتراسایکلین بررسی شد.
    نتایج بیشترین مقاومت در بین ایزوله های مقاومت به سیپروفلوکساسین بود. از تمامی60 ایزوله، شیوع ژن های tetA،tetB،tetC و tetD به ترتیب6/91%، 6/91%، 15% و 0% بودند. بررسی اینکه ژن های مقاومت وجود دارند یا خیر مرتبط است با افزایش مقاومت میزان حساسیت کاهش یافته نسبت به بسیاری از گروه های آنتی بیوتیک وجود داشت.
    نتیجه گیری مکانیسم های مقاومت به تتراسایکلین از طریق کسب ژن tet با فعالیت پمپ های افلاکس، محافظت ریبوزومی و غیرفعال شدن آنزیمی است. با تعیین الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی و استفاده از آنتی بیوتیک های ‏مناسب، می توان از مقاومت آنتی بیوتیکی جلوگیری به عمل ‏آورد و از انتشار سویه های مقاوم در جامعه در بین جمعیت های انسانی ممانعت کرد.
    کلیدواژگان: اسینتوباکتر بومانی، دیسک دیفیوژن، ژن های مقاومت تتراسایکلین، واکنش زنجیره ای پلیمراز چندگانه
  • رامین خامنه باقری، علی اشراقی، مصطفی احمدی * صفحات 743-755
    مقدمه شمارش اصلاح شده فریم های تیمی(CTFC)[1] روش ارزیابی کمی جریان خون کرونری است که می تواند پیامدهای قلبی عروقی را دربیماران با درگیری عروق کرونر از جمله بیماران سکته قلبی همراه با صعود قطعه ST پیش بینی کند. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر پس حفاظتی مورفین بر CTFC در بیمارانی است که تحت مداخله اولیه بر روی عروق کرونر از طریق پوست روی شریان نزولی قدامی قلب قرار گرفته اند.
    روش کار این مطالعه مقطعی بر روی چهل بیمار مراجعه کننده به اورژانس قلب بیمارستانهای قایم (عج) و امام رضا(ع)در طی سال 1396 که مبتلا به STEMIناحیه قدامی بودند و تحت PPCI روی شریانLAD قرار گرفتند انجام شد. بیماران بر حسب دریافت یا عدم دریافت مورفین (5 میلیگرم در بازه زمانی 30 دقیقه تا PPCI) به 2 گروه تقسیم شدند (به ترتیب 14 و 26 نفر).
    نتایج میانگین سنی بیماران 56/12±32/59 سال بود. دو گروه از نظر سن، جنس، دیابت، فشار خون و میزان CTFC قبل ازPCI با یکدیگر اختلاف معنی داری نداشتند. میزان CTFC بعد از PCI در گروه دریافت کننده مورفین کمتر از گروه کنترل بود (مورفین در برابر کنترل: 80/6 ± 10/13 در برابر84/4±23/13؛000/0=p). در هر دو گروه میزان CTFC بعد از PCI نسبت به میزان قبل از PCI کاهش معنی داری داشت. میانگین این میزان کاهشCTFC، در گروه بیماران دریافت کننده مورفین بیشتر از افراد گروه کنترل بود اما این تفاوت از نظر آماری معنی دار نبود.
    نتیجه گیری مصرف مورفین قبل از PPCIباعث کاهش میزان CTFC پس از PCI می شود ولی این میزان از نظر آماری قابل توجه نیست.
    کلیدواژگان: مورفین، آنژیوپلاستی، پس حفاظتی، CTFC
  • سمیرا استکی، خسرو ابراهیم*، ماندانا غلامی، رزیتا جلالیان صفحات 756-766
    مقدمه نارسایی قلبی از شایع ترین و بحث انگیزترین مسایل پزشکی است که علیرغم درمان های موجود با میزان بالایی از بیماری ها و مرگ ومیر همراه است. هدف این تحقیق، بررسی اثرات بازتوانی قلبی و کوآنزیم کیوتن بر ظرفیت عملکردی و کسرتخلیه در بیماران با نارسایی قلبی مزمن بود.
    روش کار در این مطالعه، 40 بیمار داوطلب به طور تصادفی در چهار گروه بازتوانی، کوآنزیم کیوتن، بازتوانی+ کوآنزیم کیوتن و کنترل قرارگرفتند. هر گروه شامل 10 نفر بود. گروه بازتوانی تمرینات را سه بار در هفته، هر جلسه بین 25 تا 45 دقیقه، با شدت 60 تا 80 درصد حداکثر ضربان قلب انجام دادند. گروه دوم کوآنزیم کیوتن 100 میلی گرمی را روزانه دو بار و گروه سوم علاوه بر تمرین، کوآنزیم کیوتن را مصرف کردند. قبل و بعد از 8 هفته مداخله، جهت تعیین ظرفیت عملکردی بیماران (METs)، تست ورزش و برای تعیین درصد کسرتخلیه (EF)اکوکاردیوگرافی انجام شد.
    نتایج بر اساس آزمون تی زوجی افزایش معنی داری در میزان METs و EF در سه گروه مداخله مشاهده گردید (05/ 0˂p). این افزایش در گروه کنترل معنی دار نبود. تحلیل کواریانس نشان داد که میزان METs و EF در گروه بازتوانی و بازتوانی به همراه کوآنزیم کیوتن در مقایسه با گروه کوآنزیم کیوتن افزایش معنی دار داشت. میزان METs و EFدر سه گروه مداخله در مقایسه با کنترل تفاوت معنی داری داشتند (05/ 0˂p).
    نتیجه گیری انجام بازتوانی و مصرف کوآنزیم کیوتن، به ویژه توام کردن آن دو منجر به افزایش ظرفیت عملکردی و کسرتخلیه شد که می تواند موجب بهبود نارسایی قلبی بیماران شود.
    کلیدواژگان: بازتوانی قلبی، کوآنزیم کیوتن، ظرفیت عملکردی، کسرتخلیه، نارسایی قلبی
  • سجاد جمالی*، بهزاد جمالی، هاشم یعقوبی صفحات 767-778
    مقدمه سکته مغزی سومین علت شایع مرگ و میر در دنیا است. از ریسک فاکتورهای نوظهور برای سکته مغزی، هموسیستئین پلاسما است. در مطالعه حاضر به بررسی هموسیستئین در بیماران مبتلا به سکته مغزی ایسکمیک پرداختیم.
    روش کار این مطالعه توصیفی تحلیلی بر روی 100 بیمار مبتلا به سکته مغزی ایسکمیک مراجعه کننده به بیمارستان های تبریز طی سال های 1395-1396 انجام شد. با تشخیص سکته مغزی ایسکمیک که میانگین سنی آن ها 32/15±83/65 سال، 54% مرد و 46% زن، 45% دارای یک ریسک فاکتور،50% دارای هیپرتانسیون، 13% دیابت، 18% هیپرلیپیدمی، 14% سابقه MI اخیر و 31% مصرف سیگار داشتند، انجام شد. 74% بیماران سابقه سکته مغزی نداشتند. سطح هموسیستئین در بیماران lit/mmol 24/12±40/20 و 49% سطح هموسیستئین طبیعی داشتند، مشاهده شد. سطح هموسیستئین با جنس (584/0=p)، سن (004/0=p) و NIHSS (745/0=p) و سطح NIHSS با جنسیت (058/0=p)، سن(876/0=p) و سطح هموسیستئین(013/0=p) نیز مورد بررسی قرار گرفت. بر روی بیماران اطلاعات بیماران ازجمله اطلاعات دموگرافیک بیماران، هیپرتانسیون و... به همراه نتایج آزمایشگاهی سنجش هموسیستئین نمونه خونی بیماران وارد برنامه آنالیز آماری SPSS (نسخه 16) شدند.
    نتایج ارتباط معنی داری میان سطح NIHSS با HTN (070/0=p) ، HLP (103/0=p) ، DM (999/0=p) ، سابقه CVA (964/0=p)، سابقه MI (262/0=p)، مصرف سیگار(109/0=p) و تعداد ریسک فاکتورهای CVA (383/0=p) مشاهده نشد. تحلیل اطلاعات نشان داد که سطح هموسیستئین با هیپرتانسیون (021/0=p) ارتباط معنی داری دارد.
    نتیجه گیری نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که هموسیستئین افزایش یافته در رنج بالا در بیماران مبتلا به سکته مغزی از فراوانی بالایی برخوردار است.
    کلیدواژگان: سطح سرمی، هموسیستئین، سکته مغزی ایسکمیک
  • سمیرا عمادی، اکبر اعظمیان جزی*، سیمین همتی صفحات 779-791
    مقدمه دفاع آنتی اکسیدانی و آمادگی هوازی بیماران مبتلا به سرطان پستان در مراحل ابتلا به بیماری، درمان و پس از درمان وضعیت مطلوبی ندارد. با توجه به نقش احتمالا مثبت تمرین ورزشی بر وضعیت آنتی اکسیدانی، مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر شش هفته تمرین اینتروال کم حجم با شدت زیاد بر دفاع آنتی اکسیدانی و توان هوازی زنان نجات یافته از سرطان پستان انجام شد.
    روش کار مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی است که بیست بیمار نجات یافته از سرطان پستان با میانگین سنی2/82±44/90 به طور تصادفی به دو گروه تجربی (10=تعداد) و کنترل (10=تعداد) تقسیم شدند. آزمودنی های گروه تجربی به مدت شش هفته (سه جلسه در هفته) در تمرین اینتروال کم حجم با شدت زیاد شرکت کردند. ظرفیت آنتی اکسیدانی تام و سطوح مالون دی آلدئید با استفاده از کیت های الیزا و توان هوازی با پروتکل بالک اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آزمون t وابسته و مستقل تجزیه و تحلیل شدند.
    نتایج ظرفیت آنتی اکسیدانی تام به طور معنی داری بهبود یافت (0/007=p) و سطح سرمی مالون دی آلدئید به طور معنی داری کاهش یافت (0/009=p) همچنین، توان هوازی آزمودنی ها به طور معنی داری بهبود یافت (0/001=p).
    نتیجه گیری شش هفته تمرین اینتروال کم حجم با شدت زیاد می تواند آمادگی هوازی و دفاع آنتی اکسیدانی زنان نجات یافته از سرطان پستان را بهبود بخشد و با توجه به نقش مهم وضعیت آنتی اکسیدانی در بروز و پیشرفت سرطان، ممکن است تمرین ورزشی پژوهش حاضر نقش مهمی در پیشگیری از عود سرطان داشته باشد.
    کلیدواژگان: سرطان پستان، استرس اکسیداتیو، پراکسیداسیون لیپیدی، تمرین اینتروال با شدت زیاد
  • سوسن گنجی، نوشین پیمان*، سهیلا میسمی بناب، حبیب الله اسماعیلی صفحات 792-803
    مقدمه فشار خون بالا به علت عوارض و مرگ بالا یک مشکل عمده بهداشتی محسوب می شود که کیفیت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش خودمراقبتی بر کیفیت زندگی و سواد سلامت مبتلایان به پرفشاری خون انجام شد.
    روش کار روش پژوهش تجربی و دارای گروه آزمون و کنترل بوده است. از بین افراد مبتلا به پرفشاری خون مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی مشهد در سال 1395، 90 نفر انتخاب شدند وبه صورت تصادفی به دو گروه آزمون (45 نفر) و کنترل (45 نفر) تقسیم شدند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه کیفیت زندگی SF-36 و پرسشنامه سواد سلامت عملکردی بزرگسالان بود. برنامه آموزشی خود مراقبتی در 4 جلسه انجام شد. داده های به دست آمده با توجه به فرضیه تحقیق توسط تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    نتایج میانگین کیفیت زندگی در مطالعه حاضر که به دو بعد کلی سلامت روانی و سلامت جسمی تقسیم شده بود قبل از انجام مداخله در بعد روان در گروه مداخله برابر 72/48 و در بعد سلامت جسمی برابر 47/51 بود و بعد از انجام مداخله این میانگین به 97/71 در بعد روان و 37/77 در بعد سلامت جسمانی رسید در گروه کنترل نیز میانگین در بعد روان قبل از مداخله برابر 69/46 بود و در بعد سلامت جسمی نیز برابر 56/52 بود که بعد از انجام مداخله این میزان به 03/45 در بعد روان و به 47/49 در بعد سلامت جسمی رسید. این تفاوت از لحاظ آماری در بعد روان و جسمی معنادار نبود. میانگین سواد سلامت افراد در گروه مداخله، قبل از مداخله برابر 46/97 بود که بعد از انجام مداخله آموزشی به 31/130 رسید در گروه کنترل نیز این میزان قبل از مداخله برابر 64/96 بود که بعد از انجام مداخله این میزان به 46/98 رسید و این تفاوت از لحاظ آماری معنادار نبود.
    نتیجه گیری اجرای برنامه آموزش خودمراقبتی می تواند باعث بهبود کیفیت زندگی و سواد سلامت بیماران مبتلا به پرفشاری خون شود. پیشنهاد می شود با اجرای این برنامه آموزشی برای بیماران مبتلا به پرفشاری خون توسط مراقبین بهداشتی، گامی موثر در جهت ارتقاء کیفیت زندگی و سواد سلامت این بیماران برداشته شود.
    کلیدواژگان: آموزش خودمراقبتی، سواد سلامت، پرفشاری خون، کیفیت زندگی
  • عبدالرضا جعفری چاشمی، مقصود پیری*، محمد علی آذربایجانی، حسن متین همایی صفحات 804-815
    مقدمه تمرینات مختلف بدنی از طریق تاثیربر هورمون های تنظیم کننده اشتها نقش مهمی در تعادل انرژی و کنترل وزن ایفا می کنند. هدف این پژوهش تعیین تاثیر انواع تمرینات مقاومتی (بالا تنه، پایین تنه و ترکیبی) برمیزان اشتها و هورمون های مرتبط با آن در افراد کم تحرک می باشد.
    روش کار چهل مرد جوان با میانگین سنی 7/0± 15/22 و شاخص توده بدنی 5/3± 12/24 به طور تصادفی در چهار گروه 1) کنترل، 2) تمرینات مقاومتی بالا تنه، 3) تمرینات مقاومتی پایین تنه و 4) تمرینات ترکیبی قرار داده شدند. تمرینات مقاومتی 8 هفته (3 جلسه در هفته) انجام شد. چهل و هشت ساعت قبل از شروع تمرینات و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرینی، 5 میلی لیتر خون ناشتا، از سیاهرگ آنتی کوبیتال آزمودنی ها گرفته شد و سپس هورمون رشد، اورکسین، گرلین و نوروپپتیدy به صورت الایزا مورد اندازه گیری قرار گرفت.
    نتایج در پاسخ به 8 هفته تمرینات مقاومتی پایین تنه و ترکیبی میزان هورمون های رشد، اورکسین، گرلین و نوروپپتیدy به طور معناداری نسبت به قبل از تمرینات افزایش پیدا کردند. از طرفی، تمرینات بالا تنه فقط موجب افزایش معنادار نوروپپتیدy نسبت به حالت پایه شد(049/0p=). میزان افزایش هورمون اورکسین در گروه تمرینی پایین تنه نسبت به گروه کنترل بیشتر بود(001/0p=). همچنین، میزان افزایش گرلین در پاسخ به تمرینات پایین تنه (001/0P=) و ترکیبی(021/0p=) نسبت به گروه کنترل بیشتر بود. از طرفی، در هر سه گروه تجربی میزان نوروپپتیدy بیشتر از گروه کنترل بود. تمایل به غذا خوردن در پاسخ به هر سه نوع مدل تمرینی افزایش یافت، اما تفاوت معناداری بین سه گروه تمرینی وجود نداشت.
    نتیجه گیری تمرینات قدرتی به ویژه تمرینات پایین تنه و ترکیبی از طریق افزایش هورمون های رشد، اورکسین، گرلین و نوروپپتیدy موجب افزایش اشتها می شود. همچنین، نوع تمرین مقاومتی بر میزان تغییرات اشتها پس از سازگاری با تمرینات تاثیر دارد.
    کلیدواژگان: تمرینات مقاومتی، اورکسین، نوروپپتیدy، اشتها
|
  • Hooman Bahrami-Motlagh, Manouchehr Nakhjavani, Fatemeh Esfahanian, Mohammad Ali Yaghoubi * Pages 727-733
    Introduction
    Lipoprotein a is a risk factor for coronary artery disease. Although many studies have been conducted in the non-diabetic population that shows the role of increasing plasma Lp (a) concentration and atherosclerotic disease, this role is not clear in the diabetic population. Therefore, the aim of this study was to determine the relationship between plasma lipoprotein levels and cardiovascular risk factors in patients with type 2 diabetes.
    Subjects &
    Methods
    This study was performed in the diabetic clinic of Imam Khomeini Hospital in Tehran ,from 2005 to 2007. A total of 346 patients were selected from 600 patients with type 2 diabetes. To measure the association of high levels of Lp (a) and cardiovascular risk factors, patients were divided into two groups of normal Lp (a) ( 35mg / dl) and risk factors between the two groups were compared by statistical tests.
    Results
    Our results showed that there was a positive and significant correlation between Lp (a) and total cholesterol (r=0.217, P
    Conclusion
    Serum levels of Lp (a) have a significant positive correlation with lipid variables (other than triglyceride) and higher levels than 35mg /dl with increased risk factors for cardiovascular disease in diabetic patients.
    Keywords: Coronary artery disease risk factors, Lipoprotein a, myocardial infarction, diabetes type2
  • Elham Esmaeilzadeh Ashini, Kumarss Amini * Pages 734-742
    Introduction
    Acinetobacter is a gram negative bacterium seen as cocci or cocobacilli. This opportunistic ýbacterium plays a very important role in hospital infections. Tetracycline is a broad-spectrum ýantibiotic that inhibits the growth of many gram-positive and negative bacteria. Today, antibiotic ýresistance is not responding to the frequency of pathogenic bacteria and the risk of antibiotic ýresistant strains. The aim of this study was to determine the prevalence of antibiotic resistance and ýthe distribution of tetracycline (tetD, tetC, tetB, tetA) genes in Acinetobacter bummani and ýantibiotic resistance Disc diffusion.ý
    Subjects &
    Methods
    Acinetobacter bummani were isolated from clinical specimens and then identified by using bacteriological and biochemical tests. An antibiotic test was performed using CLSI standard method. By the PCR method, was investigated the presence of tetracycline resistance genes.
    Results
    The highest resistance to acinetobacter isolates was resistance to ciprofloxacin. Out of 60 isolates of acinetobacter, the prevalence of tetA, tetB, tetC and tetD genes was 91.6, 91.6, 15, and 0%, respectively. This study concludes that resistance genes are present whether or not resistance genes are susceptible to many antibiotic groups.
    Conclusion
    The main mechanisms for resistance to tetracycline are through the acquisition of the tet gene with the activity of the phallus pumps, ribosomal protection and enzymatic inactivation. An antibiotic resistance can be prevented by identifying antibiotic resistance patterns and using appropriate antibiotics when there is a need for treatment and preventing the release of resistant strains in the community among human populations.
    Keywords: Acinetobacter, Disc diffusion, Tetracycline resistance genes, multiple polymerase chain reaction
  • Ramin Khameneh Bagheri, Ali Eshraghi, Mostafa Ahmadi * Pages 743-755
    Introduction
    Corrected TIMI Frame Count (CTFC) is a predictor of cardiovascular events in patients with ST-segment elevation myocardial infarction (STEMI). This study evaluated the post-conditioning effects of morphine on CTFC in the patients undergoing primary precutanous coronary intervention (PPCI) on left anterior descending artery (LAD).
    Subjects &
    Methods
    This cross-sectional study was conducted on 40 patients with STEMI undergoing PPCI on LAD. Based on receiving or not receiving of 5-milligram morphine 30 minutes before PCI, patients allocated to two groups (sequentially 14 and 26 patients).
    Results
    There was no significant difference between two groups considering of age, sex, coronary risk factor and pre-PCI CTFC. However, post-PCI CTFC, was lower in the morphine group (13.23±4.84 versus 13.10±6.80 in control group; P= 0.000). In both groups, a significant reduction observed in CTFC after PCI, which was more in morphine group (morphine versus control: 24.95±19.04 versus 24.32±19.05; P = 0.787) but not statistically significant.
    Conclusion
    According to the findings of this study, it seems that in elective surgery, the replacement of crystalloids ringer and ringer's lactate, there is a significant difference in PH and postoperative complications following the use of these serums. The blood acidity following fluid therapy with ringer was higher in comparison to fluid therapy with ringer's lactate, and the delay in awakening in this group was reported high.
    Keywords: It seems that usage of morphine before PPCI may lead to more reduction of post-procedural CTFC, but it is not statistically significant. surgery
  • Samira Esteki, Khosro Ebrahim *, Mandana Gholami, Rozita Jalalian Pages 756-766
    Introduction
    Heart failure is one of the causes of death in cardiovascular patients. The aim of this study was the survey the effects of cardiac rehabilitation and co q10 on functional capacity (FC) and ejection fraction (EF) in patients with heart failure.
    Subjects &
    Methods
    In this experimental study 4o patients were recruited and assigned to four groups: cardiac rehabilitation, coq10, rehab犊 and control, randomly. (Each group 10 patients). Patients in rehab group have performed recommended exercise three times a week, (Each time between 25 to 45 minutes) with 60 to 80% intensity of maximal heart rate. According to the result of Borg test and patient's capacity in every time, the intensity of exercise was increased for the next time. The second group was consumed 100 MG two times per day. The third group tried to do the exercise and consumed co q10. Exercise test was used to determine FC and Echocardiography was done to determine the EF, before and 8 weeks after the intervention.
    Results
    Paired T test showed that, the mean scores of FC and EF were increased significantly in three interventional groups (P
    Conclusion
    Doing rehab and consuming of coq10 specially integration of these two methods result in increasing of METs and EF which finally effected on improving the signs of heart failure in patients
    Keywords: cardiac rehabilitation, coq10, functional capacity, ejection fraction, Heart failure
  • Ssjjad Jamali *, Behzad Jamali, Hashem Yagoubi Pages 767-778
    Introduction
    Stroke is the third most common cause of death in the world. The risk of emerging factors for stroke is plasma homocysteine.
    Subjects &
    Methods
    A descriptive-analytic study was performed on patients with ischemic stroke referring to Tabriz hospitals. We entered the patient's information, including demographic information of patients, hypertension and etc along with laboratory results of homocysteine assay for patient's blood samples into SPSS v16 statistical analysis program.
    Results
    A total of100 patients with ischemic stroke were evaluated who their average age was 65.83±15.32 years and also 54.54% were men and 46% were women, 45% were with one risk factor, 50% had hypertension, 13% diabetes, 18% hyperlipidemia, 14% a recent MI history and 31% had smoking history. Overall 74% of patients were with no stroke history, homosystein level in studied patients was 20.40±12.24 mmol/lit and 49% had normal level of homosystein. Homosystein level was evaluated with gender (p=0.876), age (p=0.004) and NIHSS (p=0.745) and also NIHSS level with gender (p=0.058), age (p=0.876), HTN (p=0.070), HLP (p=0.103), DM (p=0.999), and history of MI (p=0.262) and history of CVA (p=0.964), NIHSS level with smoking (p=0.109) and homosystein level (p=0.013). Data analysis showed that the level of homocysteine with hypertension (P=0.021) has a significant relationship.
    Conclusion
    The results of this study showed that increased homocysteine has a high prevalence in patients with stroke.
    Keywords: Serum level, Homocysteine, Ischemic stroke
  • Samira Emadi, Akbar Azamian Jazi *, Simin Hemati Pages 779-791
    Introduction
    Antioxidant defense and aerobic fitness of patients with breast cancer are not favorable in the disease, treatment and post-treatment phases. Considering the likely role of exercise training on the antioxidant status, the present study aimed to investigate the effect of 6 weeks of low-volume high-intensity interval training (LVHIIT) on antioxidant defense and aerobic power in female survivors of breast cancer.
    Subjects &
    Methods
    In this clinical trial study, 20 breast cancer survivors (mean age 44.90±2.82 years old) randomly divided into experimental (n=10) and control (n=10) groups. The experimental group participated in a six weeks of LVHIIT (three session per week). Total antioxidant capacity and Malondialdehyde levels were measured by ELISA kits and aerobic power by Balke Protocol. Data were analyzed using paired and independent t-test.
    Results
    Total antioxidant capacity significantly improved (P=0.007) and Malondialdehyde levels significantly decreased (P=0.009). Also, aerobic power significantly improved (P=0.001).
    Conclusion
    Six weeks of low-volume high-intensity interval training can improve the body's antioxidant status and aerobic power in patients with breast cancer and as a result, play an important role in prevention of breast cancer recurrence.
    Keywords: Breast cancer, Oxidative stress, Lipid peroxidation, High-intensity interval training
  • Susan Gangi, Nooshin Peyman *, Soheyla Meysami Bonab, Habibollah Esmaily Pages 792-803
    Introduction
    Hypertension is a major health problem due to complications and high mortality rate. It causes problems in the ability of patients for self-care and affect their quality of life. This study was aimed to assess the effect of self-care education on quality of life and health literacy in patients with essential hypertension.
    Subjects &
    Methods
    This quasi-experimental study was conducted using a pretest-posttest control group design. From patients with hypertension presenting to Mashhad Health Center, 90 patients were selected according to the eligibility criteria and were assigned randomly to two groups, the treatment group (45 patients) and the control group (45 patients). The research tool was quality of life questionnaires and test of functional health literacy in adults. The self-care education was conducted in 4 sessions. The obtained data were analyzed by means of analysis of covariance.
    Results
    Regarding both the general mental and physical health, the quality of life had been divided in to before intervention psychologically 48/72 and physical health 51/47 which was increased to 71/97 psychologically, and 77/37 physically after the intervention. This difference was statistically significant in the mental aspect and physical health. Average health literacy in people before interference was 97/46 which increased to 130/31 after the intervention. This difference was statistically significant.
    Conclusion
    Self-care education can improve quality of life and health literacy among patients with hypertension. It is recommended that health care providers, implement these educational programs for improving the quality of life and health literacy of patients with essential hypertension.
    Keywords: hypertension, Health literacy, Quality of life, Self-care education
  • Abdolreza Jafari Chashmi, Maghsoud Peeri *, Mohammad Ali Azarbayjani, Hasan Matin Homaee Pages 804-815
    Introduction
    Different physical exercises play an important role in energy balance and weight control through affecting the appetite-regulating hormones. The aim of this study was to determine the effect of different resistance training modes on appetite and appetite-related hormones among sedentary healthy males.
    Subjects &
    Methods
    This study was conducted on 40 healthy males with the mean age of 22.15±0.7 years and body mass index of 24.12±3.5 kg/m2. The study population was randomly assigned into four groups of control group (n=10), upper-body resistance training (n=10), lower-body resistance training, and full body resistance training. Trainings were performed three sessions a week for eight weeks. The fasting blood samples were obtained from the antecubital vein before and 48 h after the last session of the resistance training for the evaluation of plasma growth hormone, orexin, ghrelin, acyl ghrelin, and neuropeptide Y (NPY) using ELISA method. In addition, the desire to eat was measured by means of the appetite questionnaire.
    Results
    According to the results, plasma growth hormone, orexin, ghrelin, and acyl ghrelin were increased significantly after lower-body and full body resistance trainings, compared to the pre-intervention stage. Meanwhile, the upper-body resistance training just resulted in the elevation of NPY (P=0.049). The enhancement of orexin level was more significant in the lower-body training group in comparison to that in the control group (P=0.001). Furthermore, the enhancement of ghrelin level was more significant in the full body (P=0.021) and lower-body (P=0.001) training groups than in the control group. On the other hand, the three intervention groups showed a higher elevation in NPY as compared to the control group. Additionally, desire to eat was increased after the three modes of training; however, there was no significant difference among the three training groups in this regard.
    Conclusion
    As the findings indicated, resistance training, especially lower-body and full body resistance trainings, regulated appetite through the elevation of growth hormone, orexin, ghrelin, and NPY. Moreover, the type of resistance training affected the amount of appetite changes after adjusting to resistance training.
    Keywords: GH, Orexin, Acyl ghrelin, NPY, Appetite