فهرست مطالب

تاریخ علم - سال سیزدهم شماره 1 (پیاپی 18، بهار و تابستان 1394)
  • سال سیزدهم شماره 1 (پیاپی 18، بهار و تابستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/06/30
  • تعداد عناوین: 7
|
  • حسن امینی *، ابوذر فرض پور ماچیانی صفحات 1-30
    واسطه هارمونیک، که از نسبت تالیفی یا همان نسبت هارمونیک به دست می آید، در کنار دو واسطه حسابی و هندسی، سه مقدار متوسط اصلی در ریاضیات قدیم را مشخص می کردند. در مقاله پیش رو قصد داریم تا جایگاه و تاریخچه این نسبت را در طول زمان مشخص کنیم. بنا بر این در بخش اول این نسبت و روابط منتج از آن معرفی می شوند. در بخش دوم تاریخچه مرتبط با این نسبت بیان می شود. در بخش سوم رسالات به جامانده از دوره علم اسلامی که به طور جداگانه به این نسبت مربوط می شوند معرفی می شوند. در بخش چهارم اطلاعات لازم در باره کوبنانی و رساله تالیفیه بیان شده است. در بخش پنجم متن تصحیح شده رساله تالیفیه اثر ابو اسحاق کوبنانی که مهم ترین اثر در این زمینه است به همراه توضیحات ریاضی آن آمده است.
    کلیدواژگان: ابواسحاق کوبنانی، تاریخ ریاضی، نسبت تالیفی، واسطه هارمونیک
  • فوزیه جوانمردی *، محسن بهشتی سرشت صفحات 31-49
    روند تاسیس مدارس نوین در ایران که از دوره قاجاری آغاز شده بود در دوره پهلوی اول ادامه داشت. در این مقطع، رضا شاه به عنوان نقش آفرین اصلی این عرصه، بنا به تفکرات و اقدامات به ظاهر تجددگرایانه خویش، به تاسیس مدارس نوین در نقاط مختلف ایران اقدام کرد. باوجود آنکه روند نوسازی مدارس آرام بر اوضاع فرهنگی کردستان اثر می گذاشت، اما کردستان از جمله مناطقی است که تحت تاثیر این طیف از افکار تجددگرایانه رضا شاه قرار گرفت و شاهد برپایی نخستین مدارس نوین در جامعه خود بود. در این مقاله سعی می شود با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی ابتدا پیشینه ای از اماکن آموزشی و وضعیت آنها در کردستان تا قبل از وقوع این تغییر و تحولات نوظهور، ارائه گردد و سپس در ادامه به بررسی مدارس نوین در پرتو شرایط جدید و وضعیت آموزشی آنها در کردستان بین سال های 1299 تا 1320 پرداخته شود.
    کلیدواژگان: اصلاحات فرهنگی، رضا شاه، کردستان، مدارس نوین
  • محبوبه فرخنده زاده * صفحات 51-63
    دانش پزشکی در آغاز پیشینه تاریخی خود با خرافات و روش های سحرآمیز همراه بود. پس از آنکه پزشکی از خرافات جدا شد و بر پایه چند اصل کلی و تجربه بالینی قرار گرفت کماکان روش های غیر علمی در آن تاثیرگذار بوده است. فردوس الحکمه از جمله نخستین آثار جامع پزشکی دوره اسلامی است امادر آن می توان اشارات و تجویز روش های غیر علمی را به وفور مشاهده کرد. در این مقاله که به روش توصیفی و با تکیه بر فردوس الحکمه طبری تالیف شده است، تلاش می شود به کاربرد و اثر بخشی طلسمات، تعاویذ و روش های جادویی در دانش پزشکی پرداخته شود. یافته های پژوهش حاکی از آن است که طبری به تاثیر و ارتباط علم تنجیم و خواص جانداران و کارکرد طلسمات در دانش پزشکی اعتقاد داشته است؛ از این رو وی با تاثیرپذیری از مکاتب پزشکی تمدن های پیشین و باورپذیری از طبابت عامیانه، سحر و جادو را منشا بروز بیماری دانسته و در درمان بیماری ها و تجویز دارو شیوه های آمیخته با خرافات و کارکرد تعاویذ را از نظر دور نداشته است و به سحر و طلسم های مختلف توسل می جوید.
    کلیدواژگان: جادو، دانش پزشکي، طلسم، فردوس الحکمه
  • اکبر فلاحی *، غلامحسین رحیمی صفحات 65-80
    به هنگام تاسیس حکومت صفوی سلاح آتشین عاملی مهم و تعیین کننده در جنگ ها بود. صفویان پس از جنگ چالدران به این موضوع آگاهی کامل یافتند و در طول دوره حکومت خویش توجه خاصی به ساخت و کاربرد توپ و تفنگ داشتند. پژوهش حاضر در صدد پاسخ به این پرسش است که صفویان در زمینه ساخت و کاربرد سلاح آتشین به چه پیشرفت هایی رسیدند؟ در این مقاله تلاش خواهد شد تا با استناد به منابع دست اول تاریخی و با رویکرد مطالعه تحلیلی-توصیفی به این پرسش پاسخ داده شود.
    کلیدواژگان: اسلحه سازی، تفنگ، توپ، صفویان
  • یونس کرامتی * صفحات 81-113
    ابوروح محمد بن منصور جرجانی مشهور به زرین دست در 480ق کتاب نورالعیون را در چشم پزشکی برای افراد غیرمتخصص و نیز افرادی که قصد دارند مقدمات پزشکی را فراگیرند اما عربی نمی دانند به فارسی و به شیوه پرسش و پاسخ نوشت. مقایسه این اثر با مهم ترین آثار چشم پزشکی پیش از آن حاکی است که زرین دست، اساس کار خود را کتاب تذکره الکحالین علی بن عیسی کحال قرار داده و با اعمال تغییراتی چشم گیر در ساختار کلان و خرد این اثر، و افزودن مطالبی از دو منبع مهم علی بن عیسی، یعنی کتاب العشر مقالات فی العین و کتاب دوم الحاوی فی الطب و احتمالا منابعی دیگر و نیز تجربیات خود (به ویژه در عرصه جراحی) اثری نو پدید آورده است.
    کلیدواژگان: ابوروح محمد بن منصور جرجانی، تذکره الکحالین، الحاوی فی الطب، حنین بن اسحاق، زرین دست، علی بن عیسی کحال، کتاب العشر مقالات فی العین، محمد بن زکریای رازی، نورالعیون
  • امیرمحمد گمینی *، فاطمه کیقبادی صفحات 115-131
    رساله السفیر فی الهیئه از جمله رساله های مختصر هیئت است که غیاث الدین منصور دشتکی، دانشمند بزرگ دوره صفوی، آن را در سال 906ق تالیف کرده است. بررسی آن از چند منظر اهمیت دارد: اول، این رساله از جمله آخرین کتاب هایی است که در ادامه سنت هیئت نگاری در دوره اسلامی نوشته شده است. دوم، این رساله در دوره ای تالیف شده که ازآن به دوره افول علم اسلامی تعبیر می شود. سوم، در این کتاب، بر خلاف رویه کتاب های مختصر هیئت، به اشکالات الگوهای بطلمیوسی و راه حل های دیگران و دشتکی اشاره شده است. مقاله حاضر به بررسی شخصیت علمی دشتکی و معرفی رساله السفیر فی الهیئه می پردازد. بررسی محتوای این رساله نشان می دهد که آن یک کتاب هیئت استاندارد، مختصر، مبتنی بر هیئت بطلمیوسی و درسنامه ای است که برای آموزش همگانی نجوم نوشته شده بود. ویژگی مهم آن بیان اشکالات نجوم بطلمیوسی و تاریخچه حل آنها است که ظاهرا برای تشویق خواننده به خواندن آثار پیشرفته تر دشتکی و آشنایی با راه حل های او بوده است.
    کلیدواژگان: اشکالات هیئت بطلمیوسی، السفیر، صفویه، غیاث الدین منصور دشتکی، هیئت بطلمیوسی
  • ایرج نیک سرشت *، صادق شهریار صفحات 133-145
    استفاده از مفهوم فلک برای تبیین حرکت سیارات و همچنین مفهوم آن در فلسفه طبیعی به یونان باستان باز می گردد. افلاطون و ارسطو مفاهیم فلسفی و ائودوکسوس و بطلمیوس مفاهیم نجومی آن را تبیین کردند. فلاسفه و ستاره شناسان دوره اسلامی مفهوم فلک را توسعه دادند و مفاهیم فلسفی تازه ای را با استفاده از آن بنا نهادند. دانشمندان اسلامی فلکی را به افلاک بطلمیوسی، که تعداد آنها هشت بود، افزودند و احتمالا نخستین بار ابن سینا این فلک را با عنوان محددالجهات خوانده است. ابن سینا و پیروانش مستقیم و غیرمستقیم به بساطت فلک محددالجهات اشاره می کردند و بنای بعضی از مفاهیم فلسفی-کلامی را بر این اعتقاد نهادند. مفهوم بساطت فلک محددالجهات را ملا علی قوشچی، در کتاب شرح تجریدالاعتقاد نقد کرده است. قوشچی در نقدهای خود به نظریات فلسفه طبیعی به همین یک مورد بسنده نکرده است، اما در این مقاله تنها به استدلال های او در مورد بساطت محددالجهات اشاره خواهد شد.
    کلیدواژگان: ابن سینا، افلاک، بساطت، فلک محددالجهات، قوشچی
|
  • Hassan Amini *, Abuzar Farzpour Machiani Pages 1-30
    Harmonic mean, based on the concept of harmonic proportion, along with the arithmetic and geometric means are the three principal means discussed on ancient and medieval mathematics. This article intends to provide a survey of the concepts of harmonic mean and harmonic proportion in history of mathematics. In the first section the authors introduce the harmonic proportion and some relations obtained on its basis. In the second part a short history of this subjects is presented, while in the third part the monographs written in the Islamic period are introduced. In the two remaining sections, Abū Isḥāq Kūbanānī’s treatise on harmonic proportion, entitles Risālat Taʾlīfīyyah, has been introduced accompanied by a critical edition and mathematical commentary.
    Keywords: Ab? Is??q K?ban?n?'s, harmonic proportion, harmonic mean, history of Mathematics
  • Foziye Javanmardi *, Mohsen Beheshti Seresht Pages 31-49
    This paper studies the establishment of modern schools during 1921-1941 in Kurdistan Province and argues that this brought about a principal cultural change. The objective of the study is to investigate the extent of the progress of this reform in the Kurdistan Province in the first part of the Pahlavi reign. The study aims to treat the role played by Reza Shah's modernisation project in this cultural development, as well as the factors contributing to the late establishment of modern schools in Kurdistan. The analytical-descriptive and qualitative approaches are employed to collect data from library sources, newspapers, articles, documents and archive. The results showes that the establishment of the central government in Iran by Reza Shah and the modern system of administration had a determining role in this process.
    Keywords: Cultural Reform, Kurdistan, Modern schools, Reza Shah
  • Mahboube Farkhonde Zade * Pages 51-63
    Medical practice was mixed, from the very beginning, with superstitious and magical concepts and methods. Even when medicine freed itself from superstition and was based on general pricniples and clinical examination, some vestiges of non-scientific methods and concepts could still be witnessed in it. Firdaws al-Ḥikma is one of the earliest medical texts of Islamic period in which some traces of non-scientific concepts and prescriptions are attested. In this article, we intend to treat the use of talismans, charms and magical methods in the medical practice. Our research shows that the author believed in the relation between astrology, the properties of living beings, and use of talismans in medicine. In this respect he was influenced by former medical schools.
    Keywords: Firdaws al ?ikma, Magic, Medical Science, Charms
  • Akbar Falahi *, G.H. Rahimi Pages 65-80
    The firearms were among determinant and significant factors at the time of foundation of safavid government. After the Chalderan war, the safavids became completely aware of this subject and during their reign had paid due attention to making and using cannon and guns. The present research aims to answer the following question: did the safavids made a considerable progress in the manufacturing and utilisation of firearms? This article tries to answer this question by relying upon first hand historical sources and by adopting an analytical and descriptive approach.
    Keywords: Cannon, Gun, Safavids, Weapponary
  • Y. Keramati * Pages 81-113
    Abū Rūḥ Mūḥammad ibn Manṣūr Jurjānī, known as Zarrīn Dast (golden handed) wrote his Nūr al-ʿUyūn in 1087 AD/480 AH for the non-specialist and those interested in the elements of medicine without knowing Arabic. A comparison of this book with the most importants texts on ophtalmogy written before it shows that the author has based his work on Tadhkira al-Kaḥḥālīn by ʿAlī ibn ʿĪsā, introducing some important changes in the general plan as well as details of Ibn ʿĪsā’s book, and adding some material form ʿAlī ibn ʿĪsā’s main sources, i.e., The Book of the Ten Treatises on the Eye by Ḥunayn ibn Isḥāq and the second Book of Razi’s Continens. Some parts of the book are based upon the author’s personal clinical observations. In this way he has creatd a new work, especially in the field of ocular surgery.
    Keywords: Ab? R?? Mu?ammad ibn Man??r Jurj?n?, Al? ibn ??s? Ka???l, Continens (al-H?w? f? al-?ibb), ?unayn ibn Is??q, Mu?ammad ibn Zakar?yya R?z?
  • Amir Mohammad Gamini *, Fatima Keyghobadi Pages 115-131
    Al-Safīr fī al-Hayʾa is a short treatises in “Hayʾa” written in 1500 A.D. /906 AH, by Ghīyāth al-Dīn Manṣūr Dashtakī, a great scholar of Safavid period. It is important to study this treatise because in the first place, it is one of the latest “Hayʾa” books written after many other books in this subject. In the second place, it is written in the period usually considered as the period of decline of Islamic science. And finally, unlike other short “Hayʾa” books, it includes a discussion of the difficulties of Ptolemaic planetary models, with some hints to the author’s or the other scholars’ solutions. This paper studies Dashtaki’s scientific character and introduces Al-Safīr fī al-Hayʾa with a descriptive - analytical approach. A study of its contents shows that this treatise is a standard, brief, and instructional textbook based on Ptolemaic planetary models. The distinctive feature of this book is its presentation of the difficulties of Ptolemaic planetary models and the history of their solutions, apparently to persuade the scholars to study Dashtaki’s other advanced works on “Hayʾa” and getting to know his solutions.
    Keywords: Al-Saf?r f? al-Hay?a, Gh?y?th al-D?n Man??r Dashtak?, Safavid, non-Ptolemaic planetary models, difficulties of Ptolemaic planetary models
  • Iraj Nikserehst *, Sadegh Shahriar Pages 133-145
    The concept of “sphere” and its use for the description of the motions of heavenly bodies goes back to the ancient Greece. It was developed by the works of philosophers such as Plato and Aristotle and astronomers and mathematicians such as Euxoxus and Ptolemy. Philosophers and astronomers of the Islamic period extended this concpt and developed new philosophical concepts on its basis. They increased the number of the spheres from eight to nine, adding a last sphere called muḥaddid al-jihāt (the spheres which limits the directions). The idea of the simplicity of this sphere was emphasized by Ibn Sīnā and his followers, and this idea served as a basis for some philosophical-theological positions. In his commentary on Tajrīd al-ʿItiqād of Naṣir al-Dīn Ṭūsī, ʿAlī Qūshchī put into question this thesis. In this paper, we explain the concept of muḥaddid al-jihāt and we will discuss some of Qūshchī’s critiques.
    Keywords: Ibn S?na, Mu?addid al–Jih?t, Q?shch?, Simplicity, Spheres