فهرست مطالب

تاریخ اسلام و ایران - سال بیست و هشتم شماره 37 (بهار 1397)
  • سال بیست و هشتم شماره 37 (بهار 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/03/30
  • تعداد عناوین: 7
|
  • جهانبخش ثواقب *، پرستو مظفری، الهام امیدی فرد صفحات 9-34
    در بررسی تاریخ سیاسی حکومت بنی اردلان در کردستان، خاندان های متعددی در دستگاه قدرت آنان صاحب نفوذ بودند که طبق گزارش منابع محلی، در برخی برهه ها، دایره نفوذ کسانی از این خاندان ها چنان افزایش می یافت که گاه والی اردلان به آلت فعل آنان و به قدرتی در سایه تبدیل می شد. در محدوده زمانی11931217ق. خاندان وکیل یکی از مهم ترین خاندان های مقتدر محلی کرد بود که با گسترش نفوذ خود، افزون بر قدرت سیاسی، نبض حیات اقتصادی و اجتماعی کردستان را گاه از آن خود ساخت و در راستای دست یابی به اهداف خویش، قدرت خاندان اردلان را متزلزل نمود. اما این قدرت یابی ها در زمان امان الله خان بزرگ درهم شکست و از خاندان وکیل در این برهه تنها اسمی به جا ماند. در این پژوهش، به روش کتابخانه ای و به شیوه توصیفی- تحلیلی رابطه خاندان وکیل و اردلان در دوره امان الله خان بزرگ و علت تیرگی روابط اعضای این دو خاندان با یکدیگر بررسی شده است. یافته پژوهش نشان داده است که قدرت طلبی خاندان وکیل و تضاد منافع آنان با خاندان اردلان از عوامل مهم اختلاف میان آنان و تضعیف موقعیت خاندان وکیل در دستگاه قدرت امان الله خان اردلان بوده است.
    کلیدواژگان: خاندان اردلان، خاندان وکیل، امان الله خان بزرگ، فتحعلی بیگ وکیل
  • شهرام جلیلیان * صفحات 35-56
    در دوره ساسانیان که دین و پادشاهی همچون دو برادر همزاد انگاشته می شدند، پادشاهان ساسانی به ویژه پس از تاج گذاری و یا پیروزی در نبردها، پیشکش های شاهانه ای به آتشکده ها و پرستشگاه های زردشتی می بخشیدند و این خود گواه نگرش نیک آنها به دین کهن زردشتی همچون دین ملی ایرانیان هم بود. شگفت این که اردشیر بابکان (224-240 م.)، بنیانگذار شاهنشاهی ساسانیان، پس از نبردهایی پیروزمندانه سرهای بریده هماوردان خود در شهر مرو خراسان را به آتشکده خدابانو آناهیتا در اصطخر پارس فرستاد. پژوهندگان تاریخ و فرهنگ ساسانیان چندان به این رخداد نپرداخته اند و آگاهی های کنونی ما درباره این که چرا اردشیر سرهای بریده هماوردان خود را به آناهیتا پیشکش می دهد، بسیار ناچیز است. در این پژوهش پیوند اردشیر بابکان و خدابانو آناهیتا در یک بافت گسترده تر نگریسته خواهد شد و خواهیم دید که بخشیدن چنین پیشکش هایی به آناهیتا با ویژگی های جنگجویانه این خدابانو پیوستگی داشته است، چراکه در آبان یشت اوستا، آناهیتا نه تنها خدای آب ها و باروری، که خدای جنگ و جنگاوری است و پادشاهان و پهلوانان ایرانی را در نبردها کامیابی می بخشد. اردشیر بابکان، سرهای بریده هماوردان خود را به آناهیتا پیشکش داده بود تا ستاینده راستین این خدابانوی جنگ و جنگاوری باشد؛ خدایی که دوشادوش اهورامزدا، شهریاری را به تخمه ساسانیان بخشیده بود.
    کلیدواژگان: ساسانیان، اردشیر بابکان، خدابانو آناهیتا، آتشکده، اصطخر، مرو، سرهای بریده
  • زرین شریفیان پور، سهیلا ترابی فارسانی *، علیرضا ابطحی صفحات 57-81
    با پیروزی جنبش مشروطه، زمینه برای حضور زنان در فعالیت های جدید فرهنگی از جمله انتشار نشریات زنان مهیا شد. «عالم نسوان« یکی از نشریاتی بود که در فاصله سال های 1299 تا 1312ش. منتشر می شد. این نشریه فرصتی برای نویسندگان فراهم کرد تا با ارسال مقاله و نوشته به بیان دیدگاه ها و ایده های خویش بپردازند. از این رو نویسندگان شناخته شده یا گمنام با قلم خود با این نشریه همکاری نمودند. این پژوهش می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که به رغم این که در آن دوره هنوز بستر فرهنگی لازم برای رشد زنان باسواد چندان مهیا نبود، مطالب این نشریات توسط چه کسانی نوشته می شده است؟
    این پژوهش با روش تحلیل محتوایی و آماری، با تمرکز بر مقالات این نشریه در قالب تالیف و ترجمه و با کمک ارقام و ترسیم جداول مشخص، در صدد است نشان دهد که مشارکت مردان و زنان در بخش های گوناگون این نشریه به چه میزان بوده و این نویسندگان از چه پایگاه فرهنگی و اجتماعی برخوردار بوده اند. ماحصل پژوهش نشان می دهد که از حیث آماری، تعداد نویسندگان زن، که در قالب مقاله و به شکلی جدی با نشریه همکاری می کردند، بیشتر از نویسندگان مرد بوده است. این آمار شامل 4/45 درصد زنان، 3/43 درصد مردان و3/11 درصد نیز با جنسیت نامشخص می باشد. اغلب نویسندگان که در بین آنان اهل سیاست و اقلیت های مذهبی نیز به چشم می خورند، افراد تحصیل کرده از رده های بالای اجتماعی، فارغ التحصیلان مدارس آمریکایی و نویسندگان خارجی، به ویژه از آمریکا، بودند که می کوشیدند زنان را با فرهنگ و ارزش های نوین آشنا کنند.
    کلیدواژگان: نشریه عالم نسوان، نویسندگان، زنان، مشارکت
  • رضا صحت منش *، یوسف فاریابی، معصومه برسم صفحات 83-104
    براساس نظر یونگ، کهن الگوها محتویات ناخودآگاه جمعی هستند که از گذشته به ما به ارث رسیده اند. کهن الگو یک ایده انتزاعی و باستانی و ویژگی بارز مشترک بین گروهی از امور، اشیاء و موجودات است. یونگ به آن صور بدوی و اولیه گفته است که طرح و الگوی کلی و باستانی رفتارها و پندارهای ما را به وجود می آورد. این صور جهانی که میراث نیاکان انسان هاست، همه زمانی و همه مکانی هستند، یعنی در همه زمان ها و در همه جا به یک شکل عمل می کنند و پدیدار می شوند.هدف اصلی این نوشتار، بررسی کهن الگوها در باورهای عامیانه حوزه تمدن هلیل رود است و در یک مطالعه میان رشته ای، براساس نظریه یونگ و با استفاده از منابع در دسترس به دنبال پاسخ این پرسش است که کهن الگوهای شاخص در فرهنگ حوزه هلیل رود کدامند و موجد چه باورهایی شده اند؟ ابزار گردآوری اطلاعات در این مقاله، مطالعات کتابخانه ای و بررسی میدانی از طریق مشاهده عینی است. به نظر می رسد که اساس شکل گیری کهن الگوها، نقش ارزشی آن ها در زندگی مردم حوزه هلیل رود باشد که موجد آداب و رسوم خاصی در منطقه شده اند. برجسته ترین نمادها و کهن الگوهایی که باعث شکل گیری باورهای عامیانه در حوزه تمدنی هلیل رود شده است، کهن الگوهای جمعی و فردی، آتش، درخت تباری، پیر دانا و مانا هستند.
    کلیدواژگان: کهن الگو، یونگ، آتش، درخت، حوزه تمدنی هلیل رود
  • مریم عابدینی مغانکی * صفحات 105-124
    شاه عباس اول سیاست خاصه سازی ممالک را که به شکل محدودی از زمان اسلافش شروع شده بود برای بهبود وضع مملکت و تمرکز گرایی به کار گرفت. جانشینانش نیز به رغم برخی آثار زیانبار آن، این شیوه را ادامه دادند چنان که در زمان شاه عباس دوم تبدیل ممالک به خاصه شکل وسیعی به خود گرفت. مقاله حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که چرا در عهد شاه عباس دوم تبدیل ممالک به خاصه سیر صعودی داشت؟ روش تحقیق مقاله از نوع پژوهش تاریخی و روش انجام آن کتابخانه ای است. نتایج به دست آمده نشان می دهد زیاده خواهی و زورگویی حکام ایالات و به تبع آن شکایات مکرر ساکنان این مناطق و حیف و میل عایدات، نیاز مبرم و روزافزون دربار به منابع مالی، جلوگیری از قدرت طلبی و عصیان امرای قزلباش، تمرکز گرایی، تامین سریع آذوقه و نیاز های مردم هنگام رخداد بلایای طبیعی، رفع ظلم از مردم و بهبود شرایط آن ها از جمله زمینه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بودند که شاه عباس دوم را ترغیب به تداوم و توسعه خاصه سازی اراضی موسوم به «ممالک» کرد.
    کلیدواژگان: شاه عباس دوم، خاصه سازی ممالک، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی
  • عباس قدیمی، مرتضی شهسواری * صفحات 125-147
    تقابل شیوه اداره سنتی، انتصابی، غیردموکراتیک و ناکارآمد امور شهرها در دوره قاجار با شیوه های مدرن اداره امور شهری و کشوری، که ایرانیان عصر مشروطه به تازگی با آن آشنا شده بودند، موجب گردید تا یکی از اساسی ترین خواسته های نیروهای اجتماعی موثر در انقلاب مشروطیت، شکل گیری نهادهای مدنی مدرن و دموکراتیکی باشد که متضمن نقش آفرینی شهروندان، خارج ساختن اداره امور از ید اختیار نیروهای سنتی طرفدار شیوه های تمرکزگرایانه در اداره امور کشور، گردش نخبگان و تجلی اراده و هویت اهالی شهری بود. تدوین قوانین مربوط به «انجمن های ایالتی و ولایتی» و «انجمن بلدیه» در مجلس اول شورای ملی و شکل گیری این انجمن ها در برخی ایالات و ولایات، در واقع برای پاسخ گویی به همین خواست این نیروها صورت گرفت. پژوهش حاضر با محور قرار دادن شهر تبریز، با روشی توصیفی تحلیلی درصدد بررسی میزان موفقیت «انجمن ایالتی تبریز» در تحقق خواسته های این نیروهاست. یافته های این پژوهش نشان می دهد که انجمن تبریز با به خدمت گرفتن نوعی از الگوی مدیریتی شبه «دولت محلی» شهری مدرن توانست، برنامه ها و اقداماتی را تدارک ببیند که حافظ منافع شهروندان و حفظ هویت تبریز به عنوان پایتخت دوم کشور باشد.
    کلیدواژگان: انجمن تبریز، مشروطیت، استبداد، مدیریت شهری، حقوق شهروندی
  • جواد موسوی دالینی *، لیدا مودت، اکبر حکیمی پور صفحات 149-173
    پژوهش در امور مالیو اداری در زمره موضوعاتی است که به دلایلی مانند کمبود اسناد، مدارک تاریخی و منابع تحقیقی کمتر مورد توجه محققان مسائل دوره صفویه قرار گرفته است. شمار چنین تحقیقاتی نیز به مراتب کمتر از بررسی ها در زمینه تشکیلات اداری و مالی می باشد. مسئله پژوهش حاضر فهم کاربرد و جایگاه اقتصادی اصطلاحات مالی ایران عصر صفویه است. در این پژوهش با بهره گیری از منابع تاریخی موجود و با تکیه بر شیوه توصیفی- تحلیلی، اصطلاحات مالی عصر صفوی در سطوح مختلف اجتماعی و اقتصادی مورد بررسی و واکاوی قرار گرفته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که دستگاه مالیاتی ایران عصر صفوی با برخورداری از یک نظام سلسله مراتبی، بر قریب به اکثریت زمینه های اقتصادی و درآمدزای جامعه عصر خود نظارت داشته است. چنین نظارتی به وسیله حضور و فعالیت کارکنان و عمال حکومتی در مراتب و درجات مختلف دیوان سالاری ممکن می شد. همچنین بخش زیادی از اصطلاحات مالی مختص نظام اقتصادی شهری بود. حوزه هایی چون مشاغل و مواجب دیوان سالاری، هزینه های تشریفات درباری، پیشه های بازاری و اصناف، امور نظامی و لشکری و راهداری و گمرک از مهم ترین حوزه های اقتصادی شهری آن عصر بودند که اصطلاحات مالی و مالیاتی آن ها به همراه میزان مخارج یا دیگر هزینه هایشان در دفترهای دیوان استیفا به ثبت می رسید. دو جامعه روستایی و کوچ نشین نیز با توجه به کارکرد اقتصادی خود، بخشی از اصطلاحات مالی را که شامل مالیات های مربوط به کشاورزی، دامداری و تامین نیروی نظامی بود به خود اختصاص می دادند.
    پژوهش در امور مالیو اداری در زمره موضوعاتی است که به دلایلی مانند کمبود اسناد، مدارک تاریخی و منابع تحقیقی کمتر مورد توجه محققان مسائل دوره صفویه قرار گرفته است. شمار چنین تحقیقاتی نیز به مراتب کمتر از بررسی ها در زمینه تشکیلات اداری و مالی می باشد. مسئله پژوهش حاضر فهم کاربرد و جایگاه اقتصادی اصطلاحات مالی ایران عصر صفویه است. در این پژوهش با بهره گیری از منابع تاریخی موجود و با تکیه بر شیوه توصیفی- تحلیلی، اصطلاحات مالی عصر صفوی در سطوح مختلف اجتماعی و اقتصادی مورد بررسی و واکاوی قرار گرفته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که دستگاه مالیاتی ایران عصر صفوی با برخورداری از یک نظام سلسله مراتبی، بر قریب به اکثریت زمینه های اقتصادی و درآمدزای جامعه عصر خود نظارت داشته است. چنین نظارتی به وسیله حضور و فعالیت کارکنان و عمال حکومتی در مراتب و درجات مختلف دیوان سالاری ممکن می شد. همچنین بخش زیادی از اصطلاحات مالی مختص نظام اقتصادی شهری بود. حوزه هایی چون مشاغل و مواجب دیوان سالاری، هزینه های تشریفات درباری، پیشه های بازاری و اصناف، امور نظامی و لشکری و راهداری و گمرک از مهم ترین حوزه های اقتصادی شهری آن عصر بودند که اصطلاحات مالی و مالیاتی آن ها به همراه میزان مخارج یا دیگر هزینه هایشان در دفترهای دیوان استیفا به ثبت می رسید. دو جامعه روستایی و کوچ نشین نیز با توجه به کارکرد اقتصادی خود، بخشی از اصطلاحات مالی را که شامل مالیات های مربوط به کشاورزی، دامداری و تامین نیروی نظامی بود به خود اختصاص می دادند.
    کلیدواژگان: اصطلاحات مالی، دیوان مالی، مالیات، صفویه
|
  • Jahanbakhsh Savagheb *, Parastoo Mozafari, Elham Omidifard Pages 9-34
    In the political history of BaniArsalan's Government in Kurdistan, many families were influential in the power structure. According to local sources, some dynasties were so influential that the governor of Ardalan became a puppet after a while and acted as their representative in the government. From 1779 to 1803, the house of Vakils was the most powerful Kurdish family in the region, and they had an increasingly significant control over the political power as well as the social and economic structures in Kurdistan. This led to the weakening of the Ardalan’s power. However, the influence of Vakils came to an end during the reign of Amanollah Khan the Great. In a descriptive-analytical manner, and by means of library sources, the present study deals with the relations between the Vakil and the Ardalan houses during the reign of Amanollah Khan the Great, and it focuses on the causes of tense relations between these two. Findings show that the aspirations of the Vakils to have more power and more influence led to a clash of interest between the two houses, and that the differences between them led to the weakening of the Vakils in a way that they lost ground in the power machinery of Amanollah Khan Ardalan.
    Keywords: Ardalan House, Vakil House, Amanollah Khan the Great, FathAli Beig Vakil
  • Shahram Jalilian * Pages 35-56
    In the Sāsānid Era, in which religion and kingdom were considered as twin brothers, Sāsānid kings specially after coronation or after victory in wars, endowed royal gifts to fire temples and Zoroastrian temples; this was a proof of their good attitude to old Zoroastrian religion as Iranian national religion. Surprisingly, after his victorious battles, Ardašīr son of Bābak (224-240 A.D), the founder of the Sāsānid kingdom, had sent the severed heads of their rivals in the city of Marv in Khorāsān to fire temple of goddess Anāhitā in Estaxr, Fars. The researchers of the history and culture of Sāsānids have not studied this event, and our current knowledge on why Ardašīr son of Bābak had gifted the severed heads of their rivals to goddess Anāhitā, is trivial. In this research the connection between Ardašīr and Anāhitā is studied in a broader context and we will see that endowing such gifts to Anāhitā was in accordance with her combative characteristics, due to the fact that in Abān Yašt of Avesta, Anāhitā, besides being the goddess of waters and fertility, is the goddess of war and fighting, who helped kings and commanders in battles. Ardašīr had gifted the severed heads of their rivals to goddess Anāhitā in order to truly praise this goddess of war and fighting, the goddess who alongside Ahurāmazdā, bestowed kingship to the lineage of Sāsānids.
    Keywords: S?s?nids, Arda??r son of B?bak, Goddess An?hit?, Fire temples, Estaxr, Marv, Severed head
  • Zarin Sharifianpoor, Soheila Torabi Farsani *, Alireza Abtahi Pages 57-81
    Constitutional revolution facilitated women presence in new cultural activities such as publishing feminine articles. Alam-e-Nesvanwas one of the journals that used to be published alternately in 1299-1312 H, (1920 to 1933) creating a good opportunity for both well-known and ordinary writers to express their opinions and points of view by publishing their papers. This investigation focuses on how the journal content was produced considering lack of foundation of nurturing literate women over that span of time.
    This research work tried to determine authors’ social and cultural status as well as males and females participation rate in that journal. To that end, content and statistics analyses were conducted by sketching figures, drawing tables and categorizing articles in compilation or translation groups. The results of the analysis indicated that the authors collaborating with the journal in publishing articles were mainly women to be exact 45.4%, 43.3% women and men, respectively. Moreover, 11.3% of authors were unidentified. Most of the writers were literate people, either graduated from American schools or originally from the U.S.A, trying to familiarize women with modern cultures and values.
    Keywords: Alam, e, Nesvan journal, Authors, Women, Participation
  • Reza Sehhatmanesh *, Yosof Faryabi, Masoumeh Barsam Barsam Pages 83-104
    According to Yung, archetypes are collective unconscious contents that we inherited from the past. Archetype is an abstract and ancient idea and shared specific features between groups of affairs, objects and creatures. Yong said that the basic and primitive forms create overall pattern and design our ancient behaviors and beliefs. These universal forms that are human ancestors’ inheritances are in all times and all places, this means they perform in same way in all times and in all places. Main objective of this paper is to review the old pattern in folk beliefs of Halilrood civilization and in an interdisciplinary study, based on Yung's theory and using the resources available wants to answer this question that what are prominent archetypes in Halilrood culture and what is causing their beliefs? Method of collecting data in this paper is documentary and field research of objective observation. It seems that the basis of archetype's formation is their norm role in life of Halilrood people. Most prominent symbols and archetypes that cause the formation of folk beliefs in Halilrood civilization are individual and collective archetypes, fire, tree descent and old wise leaders.
    Keywords: Archetype, Yung, Fire, Tree, Halilrood Civilization Basin
  • Maryam Abedini Moghanaki * Pages 105-124
    Shah Abbas I used the specialization of lands, which had begun since his predecessors in a limited form, in order to improve the country's conditions and centralization. His successors continued this manner in spite of some devastating outcomes of it, as in Shah Abbas II era, the specialization of lands was expanded. This study seeks to answer this question: "why did the specialization of lands increase upward in Shah Abbas II period?" This is an historical research which has been done in library method .The results shown the greed and compulsion of rulers of states and consequently the continued complaints of residents in these states, wasting of the proceeds, the increasing necessity of the court to the financial resources, preventing the power seeking and rebel]]]lion of Ghezelbash authorities, centralization, rapid supply of the provisions in natural disaster, removing the oppression and improving the people conditions have been among the social, economic and political grounds which provoke Shah Abbas II to develop and continue the specialization of lands .
    Keywords: Shah Abbas II, Specialization, Social, Economic, Political
  • Abbas Ghadimi Gheidari, Morteza Shahsavari * Pages 125-147
    The contrast between the traditional, appointed, non-democratic and inefficient management methods of city affairs in Qajar era and modern ones, which Iranians of constitution Era had recently got acquainted with, caused the formation of democratic and modern civil institution to become one of the most basic desires of the social effective forces in constitution revolution. This led to participating of citizens, removing traditional forces, who were proponents of centralization methods in managing the country affairs, the dominance of elites and the manifestation of city residents, willing and identity. Composing laws related to “village and state councils” and “Municipality council” at the first National consultative Assembly and the formation of these councils in some villages and states was in fact a response to the desires of social forces effective in constitution Revolution. The present research, focusing on Tabriz, by applying descriptive analytic method tries to investigate the rate of Tabriz State Council’s achievement in the materializing the demands of these forces. The finding of this research show that Tabriz council, using a kind of management pattern similar to the local government of modern city, could provide programs and actions which protected the city and state benefits and maintained its identity as the second capital of the country.
    Keywords: Tabriz council, Constitution, Tyranny, City management, Citizenship rights
  • Javad Mousavi Dalini *, Lida Mavadat, Akbar Hakimipour Pages 149-173
    Research in finance and administration is one of the less concerned topics by researchers of Safavid period for some reasons, such as scarcity of historical documents and research resources. The research on financial terminology is far less than research on administrative and financial arrangements. The issue of present research is the function and economic position of financial terms of Safavid era. In this research, by using the historical method, financial terms of the Safavid era have been recognized at various levels of social and economic development. The results of the research indicate that Iran's taxing system of the Safavid era, with a hierarchical system, had controlled a vast majority of economic and income fields of the society of its own age. Such supervision was possible through the presence and activity of employees and government agents in different levels of bureaucracy. On the other hand, much of the financial terms were specific to the urban economic system. Areas such as bureaucracy, court fines, trades and guilds, military affairs, military, toll collecting, and customs were among the most important urban economic areas of that era; which financial and tax terminology, along with the amount of their tribute or other expenses, were recorded in the books of the taxing office. Two rural and nomadic communities considering their economic performance, allocated part of the financial terms to themselves that included taxes on agriculture, husbandry and military equipment.
    Keywords: Financial terms, Financial court, Tax, Safavid