فهرست مطالب

دانشگاه علوم پزشکی گرگان - سال بیستم شماره 2 (پیاپی 66، تابستان 1397)
  • سال بیستم شماره 2 (پیاپی 66، تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/04/03
  • تعداد عناوین: 16
|
  • پریسا سلیمانی رودی، ابوالقاسم گلیان *، علیرضا حق پرست، محمدرضا باسامی، رضا مجیدزاده هروی صفحات 1-16
    ادجوانت ها جزء مهمی از واکسن ها را تشکیل می دهند. این ترکیبات برای افزایش ایمنی زایی واکسن ها از جمله واکسن های DNA و تحت واحدی (پپتیدها، پروتئین ها و ذرات شبه ویروس)، همچنین برای دستیابی به روش های جدید موجود برای پیشگیری و یا درمان بیماری های عفونی مزمن و سرطان ها مورد استفاده قرار می گیرند. در این مقاله با استفاده از 97 عنوان مقاله منتشر شده در نمایه نامه های Google scholar و PubMed بین سال های 1980 لغایت 2016 میلادی به شرح جنبه های فرمولاسیون ادجوانت ها، بررسی های ایمنی و درک مکانیسم فعالیت ادجوانت ها و همچنین اثرات جانبی آنها پرداخته شده است. ادجوانت ها بر طبق مکانیسم فعالیت به دو گروه عمده تقسیم بندی می شوند. گروه اول سیستم های انتقالی واکسن است که به صورت ذره ای بوده و آنتی ژن های وابسته را به سلول های ارایه دهنده آنتی ژن هدایت می کنند. گروه دیگر ادجوانت های محرک ایمنی را در بر می گیرند که از پاتوژن ها مشتق می شوند. این گروه اغلب الگوهای مولکولی وابسته به پاتوژن را که در سیستم ایمنی ذاتی فعال هستند؛ تحت تاثیر قرار می دهند. ادجوانت ها باعث القای پاسخ سلولی و هومورال به خصوص آنتی بادی های خنثی کننده می گردند که منجر به جلوگیری از اتصال پاتوژن ها به گیرنده های سلولی آنها می شوند. ادجوانت های القا کننده ایمنی Th1 به میزان قابل توجهی مورد نیاز هستند. چنین ادجوانت هایی ایمنی سلولی مناسبی را در برابر واکسن های تحت واحدی که خود ایمنی زایی پایینی دارند؛ تهییج می کنند. گرچه توجه به ادجوانت های جدید که برای واکسن های نوین ضروری هستند؛ دارای اهمیت است؛ به دلیل خطرات احتمالی که ممکن است بر سلامتی داشته باشند و عدم اطلاع کافی از مکانیسم عمل آنها، استفاده از این ادجوانت ها دارای محدودیت است.
    کلیدواژگان: ادجوانت، پاسخ ایمنی، واکسن
  • بهروز بقایی، معرفت سیاه کوهیان *، پوران کریمی، آنا ماریا بوتلهو تیکسیرا، سعید دباغ نیکوخصلت صفحات 17-27
    افزایش سن فرایندی غیرقابل اجتناب بوده و با گسترش بیماری های مختلفی همراه است که هیپرتروفی قلبی از آن جمله محسوب می شود. هیپرتروفی در دو نوع پاتولوژیک و فیزیولوژیک می تواند رخ دهد و هر دو نوع آن به انواع اکسنتریک و کانسنتریک قابل تقسیم است. در این مقاله با استفاده از 79 عنوان مقاله منتشر شده در نمایه نامه های PubMed و SID بین سال های 1976 لغایت 2016 به اثر بزرگسالی و ورزش بر هیپرتروفی قلبی پاتولوژیک، فیزیولوژیک، فشار اکسایشی برخی از پروتئین کیناز های فعال شده با میتوژن پرداخته شده است. افزایش سن در صورتی که با بی تحرکی همراه باشد؛ از طریق فرایندهای مختلف به هیپرتروفی قلبی پاتولوژیک منجر می شود. در این میان نقش خانواده پروتئین کینازهای فعال شده با میتوژن و فشار اکسایشی اهمیت بسیاری دارد. بزرگسالی در صورتی که با کم تحرکی همراه باشد؛ می تواند از طریق اختلال در عملکرد میتوکندری ها به افزایش فشار اکسایشی منجر شود. به نحوی که فشار اکسایشی می تواند بر فعالیت MAPK ها موثر باشد. خانواده MAPK ها در مجموعه متنوعی از رخدادهای بیولوژیک همانند تکثیر، تمایز، متابولیسم، تحرک، بقا و آپوپتوز تقش دارند. نقطه اوج انتقال سیگنال و تنظیم این رخدادهای بیولوژیک در وهله اول به وسیله چهار خانواده فرعی MAPK شامل کیناز تنظیم شده با سیگنال خارج سلولی (ERK1/2)، کیناز c-Jun NH2-terminal (JNK1، -2، -3) کیناز P38 (a،B،y، S) و MAPK های بزرگ (BMK یا ERK5) انجام می شود. در این مقاله بر روی دو نوع ERK1/2 و P38 تمرکز شده است که در ایجاد هیپرتروفی قلبی نقش مهمی دارند. به نحوی که مقادیر آنها در اثر بزرگسالی تغییراتی می یابد و این تغییرات با گسترش هیپرتروفی پاتولوژیک همراه است. با این حال فعالیت ورزشی قادر به کنترل روند هیپرتروفی پاتولوژیک بوده و می تواند آن را به سمت هیپرتروفی فیزیولوژیک سوق دهد. به نحوی که فعالیت ورزشی قادر به کنترل و یا کاهش فشار اکسایشی، ERK1/2 و P38 بوده و در نهایت می تواند بر هیپرتروفی قلبی موثر باشد.
    کلیدواژگان: بزرگسالی، ورزش، هیپرتروفی قلبی، پروتئین کیناز فعال شده با میتوژن، فشار اکسایشی
  • فاطمه شیخی، شهناز طبیعی *، سیدابوالفضل وقار سیدین، غلامعلی ریاحی نوکنده صفحات 28-34
    زمینه و هدف
    بیماران شرایط پر استرسی را بعد از عمل جراحی قلب تجربه می کنند. بیشترین خواسته این بیماران کسب احساس آسایش است. ماساژ بازتابی از جمله مراقبت های طب مکمل در تامین آسایش است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ماساژ بازتابی کف پا بر احساس آسایش در بیماران تحت جراحی بای پس عروق کرونر انجام شد.
    روش بررسی
    در این کارآزمایی بالینی 70 بیمار به روش بلوکینگ جایگشتی در دو گروه 35 نفری کنترل و مداخله قرار گرفتند. گروه کنترل تنها مراقبت های روتین را دریافت نمودند. بیماران گروه مداخله بعد از کنترل علایم حیاتی، ماساژ بازتابی را با فشار انگشت شست دست بر نقطه بازتابی قفسه سینه که زیر انگشت شست پای چپ است؛ به صورت فشاری متناوب در جهت عقربه های ساعت به مدت 2دقیقه و در مجموع 15 دقیقه طی شش روز متوالی دریافت نمودند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه راحتی بیماران بستری (Hospice Comfort Questionnair: HCQ) بود که طی دو مرحله، پس از گذشت 24 ساعت از جراحی، قبل از اجرای ماساژ و روز ششم بعد از اجرای ماساژ تکمیل شد.
    یافته ها
    مقایسه نمره احساس آسایش در کل بین گروه های مداخله و کنترل در ابتدای مطالعه و انتهای مطالعه تفاوت آماری معنی داری نشان نداد. همچنین مقایسه میانگین مقادیر ابتدا و انتهای مطالعه مربوط به نمره حیطه های تسکین، آسودگی و تعالی بیماران دو گروه مداخله و کنترل تفاوت آماری معنی داری نداشتند.
    نتیجه گیری
    اجرای ماساژ بازتابی کف پا در بیماران تحت جراحی بای پس عروق کرونر بر احساس آسایش اثری ندارد.
    کلیدواژگان: جراحی قلب باز، احساس آسایش، ماساژ بازتابی
  • مریم آذری، محمدتقی قربانیان *، محمود الله دادی سلمانی صفحات 35-41
    زمینه و هدف
    نورون زایی در بزرگسالان بسیاری از گونه های پستانداران در دو ناحیه مغزی تحت بطنی و شکنج دندانه ای هیپوکامپ رخ می دهد. این مطالعه به منظور تعیین اثر تیمار 17- بتا استرادیول بر نورون زایی هیپوکامپ موش کوچک آزمایشگاهی اوارکتومی شده انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی 35 سر موش کوچک آزمایشگاهی ماده بالغ از نژاد NMRI در 5 گروه 7 تایی تقسیم شدند. گروه ها شامل گروه شم، گروه کنترل، گروه تیمار اول با یک دوز استرادیول دو هفته پس از اوارکتومی و نمونه برداری پس از 24 ساعت، گروه تیمار دوم با یک دوز استرادیول دو هفته پس از اوارکتومی و نمونه برداری پس از 48 ساعت و گروه تیمار سوم با یک دوز روغن کنجد دو هفته پس از اوارکتومی و نمونه برداری پس از 24 ساعت بودند. حیوانات پس از طی دوره تیمار، بیهوش و با پارافرمالدئید پرفیوژن شدند و مغز آنها برای تهیه مقاطع میکروسکوپی خارج شد. شمارش سلولی و مورفومتری مقاطع رنگ آمیزی شده با کریستال فاست ویوله و ایمونوهیستوشیمی آنتی GFAP انجام گردید.
    یافته ها
    تعداد نورون ها در ناحیه CA1 و تکثیر سلول های اجدادی هیپوکامپ تا 24 ساعت پس از درمان با استرادیول افزایش آماری معنی داری داشت (P<0.05). تعداد سلول های گلیا و به طور ویژه آستروسیت ها در مناطق مختلف هیپوکامپ پس از درمان با استرادیول کاهش آماری معنی داری داشت (P<0.05).
    نتیجه گیری
    تعداد نورون ها در ناحیه CA1 هیپوکامپ تحت تاثیر استروژن قرار دارد. همچنین استروژن بر تعداد و مورفولوژی سلول های گلیا به طور ویژه آستروسیت ها در هیپوکامپ موثر است.
    کلیدواژگان: 17، بتا استرادیول، نورون زایی، هیپوکامپ، آستروسیت، موش
  • آزاده صالحی، محبوبه سترکی * صفحات 42-47
    زمینه و هدف
    یکی از اهداف تحقیقات بیولوژیکی یافتن موادی برای کاهش و تسکین درد ناشی از بیماری های مختلف است. این مطالعه به منظور تعیین اثر ضددردی و ضدالتهابی عصاره اتانولی گیاه زوفا بر موش کوچک آزمایشگاهی انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه تجربی روی 100سر موش سوری نر بالغ در شش گروه آزمایشی انجام شد. گروه ها شامل گروه کنترل (دریافت کننده نرمال سالین)، گروه تجربی اول، دوم و سوم به ترتیب دریافت کننده عصاره اتانولی گیاه زوفا با دوزهای 25 و 50 و 75 میلی گرم بر کیلوگرم و گروه کنترل مثبت اول (دریافت کننده مورفین در تست فرمالین در فاز حاد و مزمن) و گروه کنترل مثبت دوم (دریافت کننده دگزامتازون در تست ضدالتهابی) بودند. از تست لیسیدن پای ناشی از فرمالین به منظور تعیین اثر ضددردی عصاره اتانولی گیاه زوفا استفاده شد. فعالیت ضدالتهابی عصاره توسط تست گزیلن مشخص شد.
    یافته ها
    در مرحله درد حاد (پنج دقیقه اول) عصاره اتانولی گیاه زوفا در گروه های تجربی دوم (23.75±2.1) و تجربی سوم (7.75±2.8) سبب کاهش معنی دار تعداد بالا بردن پنجه پا گردید (P<0.05). همچنین در مرحله درد مزمن (20 دقیقه دوم) در گروه های تجربی اول (17.25±2.3)، تجربی دوم (11.75±2.9)، تجربی سوم (10.75±2.7) و کنترل مثبت اول کاهش معنی دار مدت زمان بالا بردن پا مشاهده شد (P<0.05). عصاره اتانولی گیاه زوفا در گروه های تجربی اول، دوم و سوم فعالیت ضدالتهابی بالایی در برابر ادم ناشی از گزیلن در گوش موش ها داشت (P<0.05).
    نتیجه گیری
    عصاره اتانولی گیاه زوفا می تواند سبب مهار درد و التهاب در موش های کوچک آزمایشگاهی گردد.
    کلیدواژگان: گیاه زوفا، تست فرمالین، تست گزیلن، درد، التهاب، موش سوری
  • نوشین یزدانی، سید ابراهیم حسینی * صفحات 48-54
    زمینه و هدف
    آلوئه ورا گیاهی است که با داشتن خواص آنتی اکسیدانی باعث اصلاح شاخص های اکسیداتیو می شود. استفاده از رژیم های غذایی پرچرب باعث شیوع اختلالات کبدی می شوند. این مطالعه به منظور تعیین اثر محافظتی عصاره هیدروالکلی ژل آلوئه ورا برآنزیم ها و ساختار بافتی کبد موش های صحرایی دریافت کننده رژیم غذایی پرچرب انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی از 40 سر موش صحرایی نر بالغ در گروه های کنترل (فاقدتیمار)، شاهد (تیمار با رژیم پرچرب 10 میلی گرم بر میلی لیتر) و سه دسته گروه تجربی دریافت کننده رژیم غذایی پرچرب (10 میلی گرم بر میلی لیتر) به همراه دوزهای 150، 300 و 600 میلی گرم بر کیلوگرم عصاره ژل آلوئه ورا استفاده گردید. تجویزها 60 روزه و به صورت گاواژ انجام گردید. در پایان پس از بیهوش نمودن حیوانات و خونگیری از قلب آنها برای اندازه گیری آنزیم های آلانین آمینوترانسفراز (ALT)، آلکالین فسفاتاز (ALP) و آسپارتات ترانس آمیناز (AST) کبد آنها خارج و پس از تهیه مقاطع بافتی سلول های کبدی شمارش و نتایج حاصل از مطالعات بافتی، شمارش سلولی و آنزیم های کبدی ارزیابی گردید.
    یافته ها
    رژیم غذایی پرچرب باعث افزایش آماری معنی دار آنزیم های ALP و ALT و افزایش آماری معنی دار تعداد سلول های کوپفر و کاهش آماری معنی دار تعداد هپاتوسیت ها نسبت به گروه کنترل گردید (P<0.05). در ساختار بافتی کبد تغییراتی نظیر پرخونی، تورم سلولی، تحلیل واکوئلر، آپوپتوز و بالونی شدن هپاتوسیت ها مشاهده شد. در حالی که در گروه های دریافت کننده آلوئه ورا با رژیم پرچرب تغییرات ایجاد شده اصلاح گردید.
    نتیجه گیری
    رژیم های غذایی پرچرب با ایجاد آسیب های بافتی در کبد باعث افزایش میزان سرمی آنزیم های ALP و ALT می شود و عصاره آلوئه ورا مانع اثرات مخرب رژیم غذایی پرچرب بر ساختار بافتی کبد شده و از این طریق به صورت غیروابسته به دوز باعث کاهش فعالیت آنزیم های کبدی ALT و ALP می گردد.
    کلیدواژگان: آلوئه ورا، کوپفر، هپاتوسیت، آنزیم های کبدی، کبد چرب، رژیم غذایی
  • شیما پدرپور واجارگاه، فرح فرخی * صفحات 55-61
    زمینه و هدف
    پاراکوات به عنوان علف کش گیاهی، محرک قوی در تشکیل آنیون های سوپر اکسید است. با توجه به عوارض مضر رادیکال های آزاد حضور ترکیبات مفید مانند زعفران به دلیل دارا بودن اثر آنتی اکسیدانی و از بین برنده رادیکال های آزاد، ضروری به نظر می رسد. این مطالعه به منظور تعیین اثر ترمیمی عصاره هیدروالکلی زعفران بر آسیب کبدی ناشی از پاراکوات در موش آزمایشگاهی انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه تجربی 36 سر موش سوری نر به طور تصادفی به 6 گروه 6 تایی تقسیم شدند. گروه کنترل آب و غذای معمولی و 1.5 ml روغن ذرت، گروه های دوم و سوم به ترتیب پاراکوات با غلظت mg/kg/bw 20 و 40 محلول در روغن ذرت، گروه چهارم عصاره هیدروالکلی زعفران با غلظت mg/kg/bw 80 ، گروه پنجم و ششم به ترتیب پاراکوات با غلظت mg/kg/bw 20 و 40 را به همراه زعفران با غلظت mg/kg/bw 80 به صورت گاواژ دریافت کردند. بعد از 30 روز تیمار و بیهوش نمودن موش ها، خون گیری از قلب برای مطالعه مالون دی آلدئید (MDA)، آنزیم های کبدی آلانین آمینوترانسفراز (ALT) و آسپارتات آمینو ترانسفراز (AST) انجام شد. سپس کبد از بدن جدا و نیمی از بافت کبد برای سنجش اکسایشی و نیمی دیگر برای مطالعات بافتی به فرمالین انتقال یافت.
    یافته ها
    در کبد موش های تیمار شده با پاراکوات، سیروز شدید کبدی، تخریب هپاتوسیت ها و التهاب و نیز افزایش آماری معنی داری در میزان MDA و آنزیم های AST و ALT مشاهده شد (P<0.05). زعفران موجب کاهش معنی دار میزان MDA و آنزیم های ALT و AST در مقایسه با موش های تیمار شده با پاراکوات گردید (P<0.05). همچنین در کبد موش های تیمار شده با زعفران تخریب کبدی کاهش یافت.
    نتیجه گیری
    مصرف زعفران در حد معمول (mg/kg/bw 80) می تواند اثرات سوء ناشی از سموم علف کش مثل پاراکوات را کاهش دهد.
    کلیدواژگان: کبد، زعفران، پاراکوت، التهاب، آنزیم های کبدی، موش
  • مسعود معینی، مجتبی ایزدی *، شهرام سهیلی صفحات 62-68
    زمینه و هدف
    شواهد علمی به ارتباط ظرفیت آنتی اکسیدانی با عملکرد ریوی و شدت آسم اشاره می کنند. این مطالعه به منظور تعیین اثر تمرین هوازی بر ظرفیت تام آنتی اکسیدان و عملکرد ریوی مردان مبتلا به آسم ریوی با شدت خفیف تا متوسط انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه شبه تجربی 30 مرد بزرگسال غیرفعال و دارای اضافه وزن مبتلا به آسم با شدت خفیف تا متوسط به صورت غیرتصادفی در دو گروه کنترل (بدون تمرین) و مداخله (تمرین هوازی) قرار گرفتند. شاخص های آنتروپومتریک و اسپیرومتری (FVC، FEV1، FEV1/FVC) و سطح ناشتایی ظرفیت تام آنتی اکسیدان در شرایط قبل و پس از یک دوره تمرینات هوازی (12 هفته، 3 جلسه در هفته در دامنه شدت 60 تا 75 درصد حداکثر ضربان قلب) در هر دو گروه اندازه گیری گردید.
    یافته ها
    ظرفیت تام آنتی اکسیدان در گروه مداخله در مقایسه با پیش آزمون به میزان معنی داری بعد از تمرینات هوازی افزایش یافت (P<0.05). تمرینات هوازی در گروه مداخله به افزایش معنی دار FVC، FEV1 و FEV1/FVC در مقایسه با گروه کنترل منجر شد (P<0.05).
    نتیجه گیری
    تمرینات هوازی به بهبود ظرفیت تام آنتی اکسیدان و عملکرد ریوی در بیماران آسم منجر می شود. بهبود عملکرد ریوی را می توان به افزایش ظرفیت آنتی اکسیدان ناشی از مداخله هوازی نسبت داد.
    کلیدواژگان: مداخله هوازی، ظرفیت آنتی اکسیدان، اسپیرومتری، آسم ریوی
  • راحله کرمانی زاده، امیرحسین حقیقی *، رویا عسکری صفحات 69-76
    زمینه و هدف
    چاقی و اضافه وزن روی بسیاری از شاخص های فیزیولوژیکی تنفس شامل انطباق و مقاومت حجم ریه، عملکرد اسپیرومتری، عملکرد مکانیکی راه های هوایی، قدرت عصبی - عضلانی، ظرفیت انتشار و تبادلات گازی اثر گذاشته و افراد چاق مستعد ابتلا به سندرم کاهش حجم هوای تنفسی هستند. این مطالعه به منظور مقایسه اثر سه برنامه تمرین مقاومتی با شدت های متفاوت بر عملکرد ریوی، عملکرد جسمانی و ترکیب بدن در دختران دارای اضافه وزن انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه شبه تجربی 30 دانشجوی دختر غیرفعال دارای اضافه وزن به صورت غیرتصادفی در سه گروه ده نفری تمرین مقاومتی با شدت های سبک (55-65%)، متوسط (65-75%) و سنگین (75-85% 1RM) قرار گرفتند. برنامه تمرینی به مدت 9 هفته (3 جلسه در هفته) انجام شد. هر جلسه تمرین شامل انجام 5 حرکت ایستگاهی به تعداد 3 ست در هر ایستگاه و فاصله استراحت 60 تا 90 ثانیه بین تکرارها و 90 تا 120 ثانیه بین ایستگاه ها بود. قبل و بعد از پایان دوره تمرینی، آزمون های اسپیرومتری، ترکیب بدن، قدرت و استقامت عضلانی بالاتنه و VO2max از آزمودنی ها گرفته شد.
    یافته ها
    9 هفته تمرین مقاومتی با شدت های سبک، متوسط و سنگین اثر معنی داری بر شاخص های اسپیرومتری، وزن بدن، نمایه توده بدن، استقامت عضلانی بالاتنه و VO2max نداشت. درصد چربی در گروه تمرینی سبک نسبت به گروه های تمرینی متوسط و شدید کاهش آماری معنی داری نشان داد (P<0.05). همچنین قدرت عضلانی بالاتنه در گروه تمرینی شدید نسبت به گروه های تمرینی سبک و متوسط افزایش بیشتری نشان داد (P<0.05).
    نتیجه گیری
    دختران دارای اضافه وزن می توانند برای کاهش درصدچربی بدن از تمرینات مقاومتی با شدت سبک استفاده کنند و برای بهبود قدرت بالاتنه از تمرینات با شدت سنگین سود ببرند. در رابطه با شاخص های عملکرد ریوی و سایر شاخص های عملکرد جسمانی و ترکیب بدنی، هیچ گونه برتری در استفاده از سه برنامه تمرینی وجود ندارد.
    کلیدواژگان: تمرین مقاومتی، عملکرد ریوی، عملکرد جسمانی، ترکیب بدن، اضافه وزن
  • زینب غلامی، سید مرتضی صفوی *، پروانه صانعی، آوات فیضی، پیمان ادیبی صفحات 77-83
    زمینه و هدف
    چاقی یک مشکل عمده بهداشت عمومی در جهان محسوب می شود. شیوع و شدت چاقی در سال های اخیر افزایش یافته است. سیری به عنوان سرکوب دریافت بیشتر غذا پس از تمام شدن خوردن تعریف شده است. نمایه سیری (Satiety Index: SI) یک ابزار برای اندازه گیری توانایی غذاها برای ارضای گرسنگی و منعکس کننده مقدار کل پری ایجاد شده توسط مقداری از غذاهای آزمودنی به مدت بیش از دو ساعت (سیری کوتاه مدت) است. این مطالعه به منظور تعیین نمایه سیری ماست کم چرب در مقایسه با نان سفید در بزرگسالان سالم با نمایه توده بدنی طبیعی انجام گردید.
    روش بررسی
    این مطالعه شبه تجربی روی 30 فرد سالم با نمایه توده بدنی طبیعی در محدوده سنی 18 تا 53 سال طی دو روز متوالی انجام شد. در روز اول هر فرد 90 گرم نان سفید و در روز دوم 526 گرم ماست کم چرب (1.5%) در مدت 15 دقیقه مصرف نمود.
    مقدار سیرکنندگی نان سفید و ماست کم چرب بر اساس مقیاس VAS و LIKERT سنجیده شد. آلفای کرونباخ برای سیر کنندگی نان سفید 0.89 و برای ماست کم چرب 0.947 محاسبه گردید.
    یافته ها
    نمایه سیری ماست کم چرب 1.46±136.66 درصد در مقایسه با نان سفید (با نمایه سیری 100) تعیین شد. میزان تغییرات سیرکنندگی ماست کم چرب و نان سفید 120 دقیقه بعد از مصرف آنها، به نسبت لحظه شروع براساس مقیاس VAS معنی دار نبود؛ ولی براساس مقیاس LIKERT میزان سیرکنندگی برای ماست کم چرب (تغییرات 0.43±1.60) افزایش معنی داری داشت (P<0.05).
    نتیجه گیری
    در جمعیت بزرگسال با وزن طبیعی نمایه سیری ماست کم چرب نسبت به نان سفید نشان دهنده سیرکنندگی بیشتر ماست کم چرب نسبت به نان سفید است.
    کلیدواژگان: سیری، نمایه سیری، ماست کم چرب، نان سفید
  • محسن جلالی، محمدرضا شعیری *، رسول روشن چسلی، غلامرضا چلبیانلو صفحات 84-92
    زمینه و هدف
    اختلال اضطرابی از جمله شایع ترین نوع اختلالات در کودکان است. در دو دهه اخیر برای شناخت مکانیسم زیربنایی اختلال اضطرابی در کودکان مطالعات متعدد نوروبیولوژیکی انجام شده؛ اما الکتروفیزیولوژی اختلال اضطراب بالاخص در زمینه الکتروآنسفالوگرافی کمی (Quantitative Electroencephalography: QEEG) کمتر مطالعه شده است. این مطالعه به منظور مقایسه الکتروانسفالوگرافی کمی کودکان مبتلا به اختلال اضطرابی با کودکان بهنجار انجام شد.
    روش بررسی
    این مطالعه مورد – شاهدی به روش نمونه گیری در دسترس روی کودکان 7-6 ساله مبتلا به اختلال اضطرابی (30 نفر) و بهنجار (30 نفر) انجام شد. ثبت الکتروانسفالوگرافی برای تمام کودکان در مرکز تخصصی علوم اعصاب انجام شد. توان مطلق QEEG برای 19 کانال و 5 باند فرکانسی دلتا، تتا، آلفا، بتا و بتای بلند و در 3 ناحیه پیشین، میانی و پسین استخراج و مورد مقایسه قرار گرفت.
    یافته ها
    بین دو گروه مورد و شاهد در امواج دلتا در ناحیه پیشین مغز، تتا و بتا 2 در ناحیه مرکزی مغز و در نهایت بتای بلند در ناحیه پسین مغز، از نظر آماری تفاوت معنی داری یافت شد (P<0.05). به عبارت دیگر توان مطلق بتای بلند در منطقه پسین مغز کودکان مبتلا به اختلال اضطرابی در مقایسه با کودکان سالم بیشتر بود. همچنین توان مطلق امواج دلتا در منطقه پیشانی مغز و تتا و بتا 2 در منطقه مرکزی مغز کودکان دارای اختلال اضطرابی در مقایسه با کودکان سالم کمتر بود.
    نتیجه گیری
    الکتروآنسفالوگرافی کمی ثبت شده در شرایط استراحت شاخص خوبی از فعالیت متابولیک قشر مغز بود. پایین بودن فعالیت متابولیک در مناطق خاص مغز، با افزایش توان امواج کند (دلتا و تتا) و کاهش توان امواج تند (آلفا و بتا) مشخص می شود.
    کلیدواژگان: اختلال اضطرابی، الکتروانسفالوگرافی کمی، ناحیه پیشین، ناحیه میانی، ناحیه پسین، کودک
  • مینا وجودی سردرودی، زهرا باقری *، لیلا قهرمانی، پیمان جعفری صفحات 93-101
    زمینه و هدف
    طولانی شدن اقامت بیماران در بیمارستان منجر به تحمیل هزینه های قابل توجهی بر فرد و سیستم درمانی جامعه می گردد. این مطالعه به منظور تعیین کاربرد مدل رگرسیون پواسن با صفرهای انباشته چند سطحی در شناسایی عوامل مرتبط با تعداد روزهای اضافه بستری بیماران تحت جراحی های ناحیه شکم انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی – تحلیلی 485 پرونده بیماران بستری از پنج بیمارستان دولتی و خصوصی شهر شیراز به روش نمونه گیری در دسترس ارزیابی شدند. از مدل رگرسیون پواسن با صفرهای انباشته چند سطحی به منظور بررسی عوامل خطر مرتبط با تعداد روزهای اضافی بستری استفاده شد. به منظور برآورد پارامترهای مدل، روش ماکزیمم درستنمایی و برای ارزیابی مدل، شاخص های نیکویی برازش AIC (Akaike Information Criterion) و BIC (Bayes Information Criterion) به کار برده شد.
    یافته ها
    81.2% از بیماران تعداد روز اضافه بستری نداشتند. نتایج مدل نشان داد متغیرهای سن، تنفس، سرطان، تزریق خون، داشتن تب بالا، مصرف سیگار و مواد مخدر اثر معنی داری بر تعداد روزهای اضافه بستری نداشتند. در مقابل متغیرهای جنسیت زن، داشتن بیماری کلیوی، سابقه جراحی و ابتلا به عارضه ایلئوس سبب افزایش تعداد روزهای اضافه بستری بیماران گردید (P<0.05). همچنین جراحی لاپاراسکوپی کیسه صفرا و بیرون آوردن غده پروستات شانس اضافه بستری را به ترتیب 4.64 برابر و 9 برابر افزایش داد (P<0.05).
    نتیجه گیری
    جنسیت زن، داشتن بیماری کلیوی، سابقه جراحی، انجام عمل جراحی لاپاراسکوپی کیسه صفرا، انجام عمل جراحی بیرون آوردن غده پروستات و ابتلا به عارضه ایلئوس به عنوان متغیرهای افزایش دهنده تعداد روزهای اضافه بستری بیماران بودند.
    کلیدواژگان: مدل رگرسیون پواسن چند سطحی، جراحی ناحیه شکم، اضافه بستری
  • آرین امیدی، اصغر شریفی * صفحات 102-108
    زمینه و هدف
    بیوفیلم ناشی از میکروارگانیسم های بیماری زا نقش مهمی علیه سلامت انسان بازی کرده و به دلیل مقاومت آنها در برابر مواد شوینده و عوامل ضدمیکروبی به سختی به درمان پاسخ می دهند. در مطالعاتی اثر ضدمیکروبی گیاه بولاغ اوتی (Nasturtium officinale) مشخص شده است. این مطالعه به منظور تعیین اثر عصاره متانولی گیاه بولاغ اوتی بر رشد و تشکیل بیوفیلم پسودوموناس آئروژینوزا انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی - تحلیلی عصاره گیری گیاه بولاغ اوتی با روش خیساندن در متانول 80 درصد، به وسیله دستگاه روتاری اواپراتور انجام شد. حداقل غلظت مهار کنندگی عصاره بولاغ اوتی علیه پسودوموناس آئروژینوزا با روش میکرودایلوشن براث تعیین شد. تشکیل بیوفیلم با روش میکروتیتر پلیت و رنگ آمیزی با کریستال ویوله بررسی گردید.
    یافته ها
    حداقل غلظت مهار کنندگی عصاره متانولی بولاغ اوتی علیه پسودوموناس آئروژینوزا 0.625 mg/ml و حداقل غلظت کشندگی این عصاره 1.25mg/ml بود. سویه PAO1 و 5 سویه بالینی، قادر به تشکیل بیوفیلم بودند. مهار تشکیل بیوفیلم توسط عصاره گیاه بولاغ اوتی به غلظت وابسته بود. بیشترین درصد مهار تشکیل بیوفیلم در غلظت 7.5mg/ml و کمترین درصد مهار تشکیل بیوفیلم در غلظت 0.11 mg/ml بود. میانگین مهار تشکیل بیوفیلم پسودوموناس آئروژینوزا توسط عصاره بولاغ اوتی 22.27 + - 72.69 درصد به دست آمد. در غلظت های 7.5 و 0.93 و 0.46 و 0.11 میلی گرم بر میلی لیتر اختلاف معنی داری بین سویه های بالینی و سویه PAO1 مشاهده شد (P<0.05).
    نتیجه گیری
    عصاره متانولی گیاه بولاغ اوتی دارای اثر ضد باکتریایی و ضد بیوفیلمی علیه پسودوموناس آئروژینوزا بود.
    کلیدواژگان: گیاه بولاغ اوتی، پسودوموناس آئروژینوزا، بیوفیلم، حداقل غلظت مهار کنندگی
  • مریم نادری مزجین، پژواک خاکی *، فاطمه نوربخش صفحات 109-115
    زمینه و هدف
    سالمونلا به عنوان یک پاتوژن منتقله از غذا در سراسر جهان شناخته شده است. محصولات مرغ به طور گسترده به عنوان مخزن قابل توجهی برای سالمونلا محسوب می شوند. این مطالعه به منظور تعیین مقاومت آنتی بیوتیکی سالمونلا انتریکا، مولد بتالاکتامازهای وسیع الطیف (Extended Spectrum Beta Lactamases: ESBL) در طیور انجام شد.
    روش بررسی
    در این مطالعه توصیفی آزمایشگاهی 70 سروتیپ سالمونلا انتریکا از جوجه های گوشتی جمع آوری شد. حساسیت آنتی بیوتیکی تمامی جدایه های سالمونلا با روش استاندارد انتشار دیسک کربی- بائر ارزیابی و 29 آنتی بیوتیک در این مطالعه استفاده شد. کلبسیلا پنومونیه (ATCC 700603) به عنوان گونه های کنترل کیفیت استفاده گردید. تعیین سالمونلاهای مولد ESBLs توسط دو روش فنوتیپی و ژنوتیپی انجام شد.
    یافته ها
    سروتیپ های سالمونلا تیفی موریوم و سالمونلا انتریتیدیس، شایع ترین سروتیپ ها تعیین شدند. همه سروتیپ ها به جنتامایسین، سیپروفلوکساسین، افلوکساسین، ایمی پنم و انروفلوکساسین حساس بودند. بیشترین مقامت نسبت به آنتی بیوتیک های سفالوکسین (96درصد)، سفازولین (96درصد)، سفالوتین (65درصد) مشاهده شد. مقاومت چنددارویی در 59 جدایه (84 درصد) یافت شد. 47 جدایه (67 درصد) مولد ESBL بودند. با انجام PCR ، 17 جدایه (33.33%) حاوی ژن balaCMY2 بودند.
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داد که مقاومت آنتی بیوتیکی در مقابل سالمونلا انتریکا به خاطر تولید بتالاکتامازهای وسیع الطیف در طیور بسیار زیاد است.
    کلیدواژگان: سالمونلا، ESBL، مقاومت چنددارویی، ژن balaCMY2
  • سیداحمد حسینی، محمدهادی قریب، علی ژیانی اصغرزاده، مجید کریمی *، مصطفی زارع، فریبا اسمعیل مشرفی صفحات 116-119
    کیست های آراکنوئید به دو صورت اولیه و ثانویه وجود دارند. شیوع این کیست ها حدود یک درصد از ضایعات فضاگیر جمجمه است و مطابق موقعیت آناتومیک می توانند سبب تظاهرات بالینی متفاوتی مانند همی پارزی، افزایش فشار داخل جمجمه، ماکروسفالی، سردرد ایزوله و توقف رشد شوند. سیر طبیعی بیماری دقیقا مشخص نیست. بعضی از افراد در تمام طول عمرشان بدون علامت هستند و برخی سال ها فاقد علامت بوده و سپس علامت دار می شوند. مورد گزارش شده مربوط به پسر 10 ساله ای است که تنها علامت بالینی وی سردرد ژنرالیزه بود. موقیت آناتومیک کیست در لوب راست تمپورال مغز و بر روی استخوان های تمپورال، پریتال، بال بزرگ و حفره استخوان اسفنوئید بود. آراکنوئید کیست در پی سی تی اسکن و MRI تشخیص داده شد. طی دوره درمانی سه روزه با بروفن علایم بهبود پیدا یافت و بیمار تحت پیگیری قرار گرفت تا در صورت ظهور نشانه بالینی جدید درمان مناسب مانند جراحی و خارج کردن مایع درون کیست انجام گردد.
    کلیدواژگان: کیست آراکنوئید، کودکان، سی تی اسکن، MRI
  • پژمان هادی نژاد، سیدحمزه حسینی * صفحات 120-123
    ترازودون یک مهار کننده ضعیف بازجذب سروتونین و آنتاگونیست قوی گیرنده های سروتونینی 5HT2A و 5HT2C است. بی اختیاری ادرار ناشی از داروهای ضدافسردگی عارضه نادری است. عوارض جانبی ناشی از داروهای ضدافسردگی می تواند به تاخیر در بهبودی و در نهایت عدم کمپلیانس بیماران منجر شود. بیمار خانم 63 ساله یائسه و متاهل بود که سابقه افتادگی مثانه و مصرف داروهای کوئیتیاپین و پروپرانولول را از قبل داشت؛ اما سابقه هیچ نوع بیماری جسمی، مصرف مواد و بی اختیاری ادرار را قبل از تجویز دارو نداشت. بیمار به علت افسردگی، اضطراب و بی خوابی با تجویز روانپزشک شروع به مصرف قرص ترازودون به میزان 50 میلی گرم شبانه نمود. پس از آن به صورت ناگهانی دچار بی اختیاری ادرار گردید و به علت عدم قطع شدن عارضه، مجبور به قطع دارو گردید. پس از قطع دارو عارضه برطرف گردید. پس از قطع بی اختیاری ادراری بیمار و بهبودی کامل، مجددا داروی ترازودون با همان دوز 50 میلی گرم برای خواب شروع شد و بلافاصله پس از تجویز دارو بیمار مجددا دچار بی اختیاری ادراری گردید. در نتیجه این دارو را بایستی یک عامل مهم ایجاد کننده بی اختیاری ادرار در نظر گرفت و با احتیاط اقدام به تجویز آن نمود.
    کلیدواژگان: ترازودون، بی اختیاری ادراری، یائسگی
|
  • Parisa Soleimani Roudi, Abolghasem Golian *, Alireza Haghparast, Mohammad Reza Bassami, Reza Majidzadeh Heravi Pages 1-16
    Adjuvants are an essential component of modern vaccines. An adjuvant is an entity added to a vaccine formulation to ensure that robust immunity to the antigen is inoculcated. The adjuvant is typically vital for the efficacy of vaccines using subunit (pepdids, proteins and virus like particles) and DNA antigens. Furthermore, these components are used to reach the current new goals of preventing and/ or treating chronic infectious diseases and cancers. This review focuses on formulation aspects of adjuvants, safety considerations, progress in understanding their mechanisms of action and also their side effects with using 97 articles are acceceble in pubmed central and google scholar indexing which published during 1980-2016. Adjuvants can be broadly divided into two classes, based on their principal mechanisms of action; the first class are vaccine delivery systems that generally particulate and mainly function to target associated antigens into antigen presenting cells. The others are immunostimulatory adjuvants that predominantly derived from pathogens and often represent pathogen associated molecular patterns which activate cells of the innate immune system. Adjuvants induce cellular and humoral responses, in particular neutralizing antibodies that able to inhibit the binding of pathogens to their cellular receptors. Efficient Th1-immunity-inducing adjuvants are highly in demand. The adjuvants promote good cell-mediated immunity against subunit vaccines that have low immunogenicity themselves. However, attempts to develop a new generation of adjuvants, which are essential for new vaccines, is important, but their use is limited because, little is known about their mechanisms of action and health risks.
    Keywords: Adjuvant, Immune response, Vaccine
  • Behrouz Baghaiee, Marefat Siahkouhian *, Pouran Karimi, Ana Maria Botelho Teixeira, Saeed Dabagh Nikookheslat Pages 17-27
    Aging is an inevitable process, which is associated with the development of various diseases such as cardiac hypertrophy. Hypertrophy can occur in both pathological and physiological form. Both types can be divided into a variety of eccentric and concentric types. In the present review, we present the effects of aging and exercise on patological and physioligac cardiac hypertrophy, oxidative stress and some of the mitogen-activated protein kinases with using 79 articles which acceable in pubmed and SID indexing which published during 1976-2016. If the age is associated with inactivity, leads to pathological heart hypertrophy. Meanwhile, the role of the protein family of kinases activated with mitogen and oxidative stress is important. Adolescence, if accompanied by low activity, can lead to increase oxidative stress through mitochondrial dysfunction. Oxidative stress can affect the activity of MAPKs. MAPKs have important role in wide variety of biological events, such as proliferation, differentiation, metabolism, mobility, survival and apoptosis. The tipping point of signal transduction and the regulation of these biological events bigin initially by the four MAPK subunits, including extracellular signal regulated kinase (ERK1 / 2), c-Jun NH2-terminal kinase (JNK1, -2.3) kinase P38 (A, B, y, S) and large MAPKs (BMKs or ERK5s). This paper focuses on two types of ERK1 / 2 and P38 that play an important role in the development of cardiac hypertrophy. ERK1 / 2 and P38 amounts change with aging. These changes are associated with the development of pathological hypertrophy. Sports activities can control the pathological pathway of hypertrophy and can lead to physiological hypertrophy. Exercise can control or reduce oxidative stress, ERK1 / 2 and P38 and ultimately can affect cardiac hypothyroidism.
    Keywords: Aging, Exercise, Cardiac hypertrophy, Mitogen activation proteinase kinase, Oxidative stress
  • Fatemeh Sheikhy, Shahnaz Tabiee *, Seyyed Abolfazl Vagharseyyedin, Gholam Ali Riyahiinokandeh Pages 28-34
    Background And Objective
    Patients experience full stress condition after open heart surgery. Foot reflexology massage has a potential impact on the comfort of patients with special care. This study was done to evaluate the effect of soles of feet reflexology massage on feeling of comfort in open heart surgery patients.
    Methods
    This clinical trial study was done on 70 patients who were divided into intervention and control groups using permutable blocking method. 35 patients in interventional group were received Soles of feet Reflexology Massage after mesearment of vital sigins for six days. 35 patients in the control group did not receive any intervention received routine care. Data gathering tools were demographic items and HCQ questionnaire, which was completed in two stages, 24 hours after surgery, before massage and the 6th day after massage.
    Results
    The mean total comfort score in the intervention group was 103.1±9.04 and 110.63±7.6 before and after the intervention, respectively. This differnce was not significant. The mean total comfort score in control group was 105.14±10.37 and 111.29±7.56 perior and the end of study, respectively, this difernce was not significant. Also, there was no significant difference between considering the mean scors of comfort between the tow in the intervention and control groups.
    Conclusion
    Reflexotherapy massage had no effect on feeling of comfort in open heart surgery patients.
    Keywords: Open heart surgery, Feeling of comfort, Reflective massage
  • Maryam Azari, Mohammad Taghi Ghorbanian *, Mahmoud Elah Dadi Salmani Pages 35-41
    Background And Objective
    Adult neurogenesis occurs in most mammalian species in two main areas of brain: 1- subventricular zone 2- the dentate gyrus of the hippocampus. Many factors such as 17-B estradiol affect neurogenesis in the hippocampus. The aim of this study was to investigate the effect of exogenous 17-B estradiol on neurogenesis and astrocyte functions in the ovariectomized mice.
    Methods
    In this experimental study; NMRI mice were allocated into five experimental groups including Sham, Control, Treatment with single dose of 17-B estradiol two weeks after ovariectomy (OVX) and were sacrificed 24 hours later, Treatment with single dose of 17-B estradiol two weeks after Ovx and were sacrificed 48 hours later and Treatment with single dose of Seasame Oil 2 weeks after OVX and were sacrificed after 24 hours. Animals were transcardially perfused with paraformaldehyde. Brains were removed and its sections for cresyl fast violet staining and GFAP immunohistochemistry were prepared. Cells were counted and investigated.
    Results
    Neuronal density and Proliferation of hippocampal progenitor cells in the CA1 region of 17-B estradiol treated mice significantly increased up to 24 hours (P
    Conclusion
    Density of hippocampal CA1 neurons are influenced by 17-B estradiol. Also, density and morphology of glia cells, especially astrocytes in different regions of the hippocampus are affected by 17-B estradiol.
    Keywords: 17, B estradiol, Neurogenesis, Hippocampus, Astrocyte, Mouse
  • Azadeh Salehi, Mahbubeh Setorki * Pages 42-47
    Background And Objective
    Finding the pain relieving substances is one of the important aims of biological researches. This study was done to evaluate the antinociceptive, anti-inflammatory effects of Hyssopus officinalis extract in mice.
    Methods
    In this experimental study, 100 male adult mice were allocated into 5 experimental groups including control group receiving only normal saline and groups that received extract of Hyssopus officinalis at doses of 25, 50 and 75 mg/kg/bw, and positive control group in formalin test received morphine in acute and chronic phase of experiment and positive control group in anti-inflammatory test received dexamethasone. Formalin-induced paw licking was used to determine the anti-nociceptive activity of Hyssopus officinalis extract. The anti-inflammatory activity was determined by Xylene test.
    Results
    In the acute phase of pain (the first 5 minutes), doses of 50 and 75 mg/kg/bw (7.75±2.3, 8.75±2.1) of the Hyssopus officinalis extract significantly reduced the number of feet raised (P
    Conclusion
    This study showed that Hyssopus officinalis extract can inhibit pain and inflammation in animal model.
    Keywords: Hyssopus officinalis, Formalin test, Xylene test, Pain, Inflammation, Mice
  • Noshin Yazdani, Seyyed Ebrahim Hosseini * Pages 48-54
    Background And Objective
    Aloe Vera is considered as one of herbs causes oxidative indexes modification due to antioxidant properties. On the other hands, High-fat diets (HFD) cause liver disorders prevalence. This study was done to evaluate the protective effect of hydro-alcoholic extract of Aloe Vera gel on enzymes and liver tissue structure of high-fat diet rats.
    Methods
    In this experimental study, 40 adult male rats were allocated in five groups including control, sham (HFD 10 ml/kg) and three experimental groups receiving HFD with doses of 150, 300 and 600 mg/kg/bw of Aloe Vera gel extract. Prescriptions were conducted by gavage and for 60 days. Blood samples were collected to measure AST, ALT and ALP enzymes. Liver removed subsequently and following preparing tissue sections liver cells were counted.
    Results
    High-fat diet significantly increased ALP and ALT enzymes (P
    Conclusion
    High-fat diet by damaging the liver tissue increased the serum levels of ALP and ALT enzymes and Aloe Vera extract with its anti-oxidant characteristic prevent the effect of a high-fat diet on the liver tissue and reduced the ALP and ALT enzymes.
    Keywords: Aloe Vera, Kupffer, Hepatocyte, Liver, ALT, AST, ALP, High, fat diet
  • Shima Pedarpoor Vajargah, Farah Farokhi * Pages 55-61
    Background And Objective
    Paraquat is a common agricultural herbicide that is a strong stimulus in superoxide anions foundation. Due to the adverse effects of the free radicals, the anti oxidant compounds such as Saffron seem necessary as antioxidants and removing the free radicals. The aim of this study was to evaluate the regeneration effect of Saffron on the liver damaged with paraquat in male mice.
    Methods
    In this experimental study, 36 male mice were randomly allocated into 6 groups. Animals in group one were received normal food, water and corn oil. Secound and third groups of mice were treated at a dose of 20, 40 mg/kg/bw paraquat, respectively. Animals in the fourth group were received Saffron at a dose of 80 mg/kg/bw. Animals in fifth and sixth two groups were treated with paraquat treated at a dose of 20, 40 mg/kg/bw and Saffron (80 mg/kg/bw), orally, per day. At the end of 30 days the mice were anesthesia and blood samples were prepared for measurement of AST and ALT in sera and livers were removed for measurment of MDA, FRAP, katalaze concentration and half of liver was transfer to formaline for histopathological study.
    Results
    Cell necrosis and inflammation was found in the liver of mice treated with paraquat, also the level of AST, ALT and MDA was significantly increased in compared to controls (P
    Conclusion
    Saffron (80 mg/kg/bw, orally) improves liver dysfunction in mice exposed with paraquat.
    Keywords: Liver, Saffron, Paraquat, Inflammation, Liver Enzymes, MDA, Mouse
  • Masoud Moeini, Mojtaba Eizadi *, Shahram Sohaily Pages 62-68
    Background And Objective
    Several studies suggest the corelation between antioxidant capacities and pulmonary function and severity of pulmonary asthma. This study was done to evaluate the effect of aerobic training on total antioxidant capacity (TAC) and pulmonary function in asthmatic men.
    Methods
    In this quasi - experimental study, thirty inactive and overweight adult males with mild to moderate asthma were divided into intervention (aerobic training) and control (no training) groups. The anthropometric and spirometry indeces (FVC, FEV1, FEV1/FVC) and fasting TAC before and after aerobic training program (12 weeks, 3 time/weekly at 60-75% of HRmax) were measered.
    Results
    After aerobic training program, TAC was significantly increased in interventional group in comparision with before of training (P
    Conclusion
    This study indicated that aerobic training improves antioxidant capacity and pulmonary function in asthma patients. Improved pulmonary function can be attributed to increase in antioxidant capacity induced by aerobic intervention.
    Keywords: Aerobic intervention, Antioxidant capacity, Spirometry, Pulmonary Asthma
  • Raheleh Kermanizadeh, Amirhossein Haghighi *, Roya Askari Pages 69-76
    Background And Objective
    Obesity and overwight affects on respiratory phyological indeces including pulmonary voulume, spirometery function, mechanical function of air ways neuro-muscular functions and capacity of exchange of gases. The obese and overwight subjects have high risk in reduction respiratory valume syndrome. This study was done to compare the effects of three resistance training programs with different intensities on pulmonary function, physical function and body composition in overweight girls.
    Methods
    In this quasi - experimental study, thirty overweight inactive girls were non-randomly divided into 3 equal groups (n=10) of resistance training with different intensity based on their 1 RM (light, 55-65%, moderate, 65-75%, and heavy, 75-85%, repsctively). The training progams were done for 9 weeks (3 sessions per week). Each session consists of 5 stations with 3 sets while rest intervals between the repetiotions and stations were 60-90 seconds and 90-120 seconds, respectively. Before and after the end of the training programs, spirometry, body composition, muscular strength and endurance of the upper body and VO2max were measured.
    Results
    9 weeks resistance training program with 55-65%, 65-75%, and 75-85% 1RM intensities had no significant effect in the spirometry parameters, body weight, body mass index, upper body muscular endurance and VO2max. Fat percentage in 55-65% group significantly reduced in compared to those of 65-75%, and 75-85% 1RM groups (P
    Conclusion
    Overweight girls can apply resistance training with 55-65% 1RM to reduce the percent of body fat, and enhance the upper body strength through trainings with 75-85% 1RM. In relation to pulmonary function indices and indices of physical function and body composition, there was no dference between three training programs.
    Keywords: Resistance training, Pulmonary function, Body composition, Physical performance, Overweight
  • Zeinab Gholami, Seyyed Morteza Safavi *, Parvane Saneei, Awat Feizi, Peyman Adibi Pages 77-83
    Background And Objective
    Obesity is a major healthy problem wordwide. The incidence and severity of obesity is incrased in recent years. Satiety is described as a blocker of receiving more food after the end of eating. Satiety index (SI) is considered as index for measerment of ablity of food for losing of hungry and making satiety for more than 2 houres. This study was done to determine satiety index of low-fat yogurt (1.5%) and white bread in healthy adults with normal body mass index.
    Methods
    This quasi - experimental study was conducted on 30 healthy adults with normal body mass index for two consecutive days. In the first day, each subject was consumed 90 grams white bread and in the second day, each subject was consumed 526 grams of 1.5% low-fat yogurt within 15 minutes. The satiety of low-fat yogurt and white bread based on VAS and LIKERT scales was measeared. Cronbach's alpha was determined 0.98 for satiety of white bread and 0.947 for low-fat yogurt
    Results
    Satiety index of low-fat yogurt was 136.66±1.46 in compared to white bread (SI=100). The level of satiety after 120 minutes of consumption of white bread and low-fat yogurt were not significant based on the VAS scale, but according to the LIKERT scale, low-fat yogurt (1.60±0.43) significantly increased the Satiety index (P
    Conclusion
    The satiety index of low-fat yogurt in adults with normal body weight was 136.66% compared to white bread that showed higher satiety of low-fat yogurt compared to white bread.
    Keywords: Satiety, Satiety index, Low fat yogurt, White Bread
  • Mohsen Jalali, Mohammad Reza Shaeiri *, Rasoul Roshan, Gholamreza Chalabianloo Pages 84-92
    Background And Objective
    Anxiety disorder (AD) is one of the most common children disorders. In last two decades, several studies conducted to determine the mechanisms of child anxiety disorder specifically in base of neural mechanisms. However, studies about the electrophysiology of child anxiety disorder particularly in the quantitative electroencephalography (QEEG) are less than imaging studies. This study was performed to compare the quantitative EEG between children with anxiety disorder and normal subjects.
    Methods
    This case- control study was done on 30 children with anxiety disorder and 30 normal healthy children with 6-7 years old. Electroencephalography was recorded for each subject. Power of 19 channel and 5 frequency bands delta, theta, alpha, beta and high beta (25-30 Hz) in the frontal, central and occipital area were recorded, respectively.
    Results
    There was significant difference in delta absolute power in frontal lobe, theta and beta2 absolute power in central and high beta wave in occipital area between AD and normal children (P
    Conclusion
    Recorded QEEG in relax time is a proper index of brain cortex metabolic activity. Therefore, low metabolic activity in particular parts of brain is determined by increasing slow waves power (delta and theta) or decreasing fast waves power (alpha and beta).
    Keywords: Anxiety disorder, Quantitative electroencephalography, Frontal area, Central area, Occipital area, Child
  • Mina Vojoodi Sardroodi, Zahra Bagheri *, Leila Ghahramani, Peyman Jafari Pages 93-101
    Background And Objective
    Prolonged hospitalization lead to considerable financial burden for patients as well as health care system. This study aimed to identifying important factors resulting in excess hospitalization days in patients undergoing abdominal surgeries using the multilevel zero-inflated Poisson regression model.
    Methods
    In this descriptive - analytic study, 485 patients from five teaching and private hospitals in Shiraz (southern Iran) were selected based on convince sampling method. Multilevel zero-inflated Poisson regression model was used to determine the risk factors of excess hospitalization day. Maximum likelihood method was used to estimate parameters of the model. Moreover, Akaike Information Criterion (AIC) and Bayes Information Criterion (BIC) indices were applied to assess the goodness of fit of the model.
    Results
    The primary analysis of data showed that 81.2% of the patients did not undergo excess hospitalization days. Based on findings, age, respiration rate, blood infusion, fever, smoking and drug abuse did not affect excess hospitalization days. In contrast, gender, renal diseases, operation history, laparoscopic gallbladder removal, prostate surgery and ileus significantly led to excess hospitalization days (P
    Conclusion
    Geder, renal diseases, operation history, laparoscopic gallbladder removal, prostate surgery and ileus significantly led to excess hospitalization days.
    Keywords: Multilevel Poisson regression, Abdominal surgery, Excess hospitalization day
  • Aryan Omidi, Asghar Sharifi * Pages 102-108
    Background And Objective
    Biofilms caused by pathogenic microorganisms that plays an important role against human health. Due to their resistance to detergents and antimicrobial agent, treatment response of affected patients with these bacteria is difficult. This study was done to evaluate the effect of methanol extract of Nasturtium officinale plant on growth and biofilm formation of Pseudomonas aeruginosa.
    Methods
    In this descriptive - laboratory study, the extraction was done by Maceration in 80% methanol and by rotary evaporator. The minimum inhibitory concentration (MIC) of Nasturtium officinale extracts were determined by broth microdilution method. Biofilm formation was investigated using the microtiter plate and stained with crystal violet.
    Results
    The minimum inhibitory concentration of Nasturtium officinale against Pseudomonas aeruginosa was 0.625 mg/ml and the Minimum bactericidal concentration of this extract was 1.25 mg/ml. PAO1 strain and 5 clinical strains were able to biofilm formation. Inhibition of biofilm formation by extract of Nasturtium officinale plant was dependent to concentration. The highest percentage of inhibition of biofilm formation was in the concentration of 7.5 mg/ml and the lowest percentage of inhibition of biofilm formation was in the concentration of 0.11 mg/ml. The mean of Pseudomonas aeruginosa biofilm inhibition by Nasturtium officinale extracts was 72.69±22.27 %. In the concentrations of 7.5, 0.93, 0.46, 0.23 and 0.11 mg/ml, there was a significant difference between clinical strains and PAO1 strain (P
    Conclusion
    Methanolic extracts of Nasturtium officinale plant has anti-bacterial and anti-biofilm effect against Pseudomonas aeruginosa.
    Keywords: Nasturtium officinale, Pseudomonas aeruginosa, Biofilm, MIC
  • Maryam Naderi Mozajin, Pejvak Khaki *, Fatemeh Noorbakhsh Pages 109-115
    Background And Objective
    Salmonella is one of the most important zoonotic pathogens responsible for food-borne infections all over the world. Poultry products are widely acknowledged to be a significant reservoir for Salmonella. This study was done to evaluate the antibiotic resistant of Salmonella enterica producer of beta lactamase spectrum in poultry.
    Methods
    In this descriptive – laboratort study 70 Salmonella enterica serotypes were collected from poultry. All Salmonella isolates were tested to antimicrobial susceptibility testing by the Kirby-Bauer disk diffusion according to Clinical Laboratory Standards Institute (CLSI). Twenty-nine antibiotics were used in this study. Klebsiella pneumoniae; ATCC 700603 was used as quality control strains. The isolates were determined to be ESBL-producing Salmonella by the conventional double-disk synergy and genotypic method.
    Results
    Among 70 salmonella isolates, the most prevalent serotypes were S.typhimurium and S.enteritidis. All serotypes were susceptible to gentamicin, ciprofloxacin, oflaxacin, imipenem, enrofloxacin. The common resistance was observed to cephalexin (96%), cefazolin (96%) and cephalotin (65%). Among the 70 Salmonella isolates studied, multi-drug resistance was observed in 59 (84%) isolates. Forty-seven (67%) isolates were found to be ESBL-producing isolates. PCR assay of all isolates showed that 17 isolates (33.3%) carried bala CMY2 gene.
    Conclusion
    This study showed that antibiotic resistance to Salmonella enterica serotypes is due to beta lactamase enzyme in this strain is considerably increased in poultry.
    Keywords: Salmonella enterica, ESBL, Multi, drug resistant, Bala CMY2 gene
  • Seyyed Ahmad Hoseini, Mohammad Hadi Gharib, Ali Zhianiasgharzadeh, Majid Karimi *, Mostafa Zare, Fariba Esmael Mosharafi Pages 116-119
    Arachnoid cysts have primary and secondary types. The prevalence of Arachnoid cysts is about 1% of all tumors in cranial cavity. Based on anatomic position, arachnoid cyst can cause different clinical manifestations including hemiparesis, increase intracranial pressure, macrocephaly and isolated headache and stop body growth. The natural course of the disease is not exactly clear. Some of patients have no symptoms during life and some of them may show some symptoms after a while. This case report is about a 10 years boy who had no sign except generalized headache. Anatomic position of the cyst was in right temporal lobe of the brain on the temporal, parietal and the great wing of sphenoid bones. Arachnoid cyst diagnosed through MRI and CT-Scan. Patient treated with ibuprofen for three days and then patient followed up to treat with surgery method when other clinical symptoms appeare in the patient.
    Keywords: Arachnoid cyst, Child, CT scan, MRI
  • Pezhman Hadinezhad, Seyyed Hamzeh Hosseini * Pages 120-123
    Trazodone is a weak inhibitor of serotonin reuptake and a potent antagonist of serotonin 5HT2A and 5HT2C receptors. Urinary incontinence is a rare side effect of anti-depressant drugs. Side effects of antidepressants can cause delay in treatment of patient and ultimately non-compliance in patients who take this medicinal drug. Here we present a case of trazodone induced urinary incontinence in a woman at menopause period. The patient was a retired woman with 63 years old. She reported a history of bladder prolapsuse and history of consumption of quetiapine and propranolol. But the patient had no history of other somatic illnesses, drug and urinary incontinence before administering the medicinal drug. Psychiatrist prescrided trazodone with dose of 50 mg, orally per day when appearence of the depression, anxiety and insomnia. But, the patient suddenly suffered from urinary incontinence, despite this situation the patient had continued taking the drug for three days. Due to the uncertainty of the above complications patient, was forced to discontinue the drug and follwoing drug discontinuation the side effect disappeard. After the improvement of the urine incontinence and full recovery, re-treatment was began with the same dose of 50 mg trazodone for the patient, but immediately after drug administration to the patient, urinary incontinence appeared once again. Trazodone can be considered as important factor to cause urinary incontinence. Therefore, this issue should be considered whenever this pharmaceutical drug is prescribed.
    Keywords: Trazodone, Urinary incontinence, Menopause