فهرست مطالب

  • سال بیستم شماره 1 (پیاپی 77، بهار 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/03/31
  • تعداد عناوین: 6
|
  • محمد عابدینی اسفهلانی، رضا فتوت*، مسعود سلطانی نجف آبادی، علیرضا توکلی صفحات 1-15
    به منظور بررسی اثر تنش خشکی بر شاخص های ژنتیکی و ترکیب پذیری صفات مهم زراعی آفتابگردان، هشت لاین برگرداننده باروری با سطوح مختلف تحمل به تنش خشکی، با سه لاین نرعقیم به عنوان تستر در سال 1393 تلاقی داده شدند. دورگ های حاصله به همراه والدین به صورت کرت های خردشده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1394 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی بسطام شهرستان شاهرود مورد ارزیابی قرار گرفتند. آبیاری در دو سطح؛ بدون تنش (آبیاری کامل) و تنش خشکی در کرت های اصلی و ژنوتیپ های آفتابگردان (24 دورگ، 11 والد و یک رقم شاهد) در کرت های فرعی قرار داده شدند. صفات گیاهی اندازه گیری شده شامل تعداد روز تا رسیدگی، ارتفاع بوته، قطر طبق، تعداد دانه در بوته، وزن هزار دانه و عملکرد دانه بودند. نتایج حاصل از تجزیه لاین × تستر نشان داد که اثر لاین ها و تسترها به جز قطر طبق در شرایط تنش، از لحاظ سایر صفات در شرایط بدون تنش و تنش معنی دار بودند. اثر متقابل لاین × تستر در شرایط بدون تنش بر صفات تعداد دانه در بوته و عملکرد دانه و در شرایط تنش بر تعداد روز تا رسیدگی و تعداد دانه در بوته، معنی دار بود. لاین های C122 و C123 و تستر A19 در هر دو شرایط دارای بیشترین مقدار مثبت ترکیب پذیری عمومی از لحاظ عملکرد دانه بودند و به عنوان والدین مطلوب برای تولید دورگ های مناسب در برنامه های اصلاحی قابل استفاده شناخته شدند. دورگ A19×C122 با عملکرد دانه 5224 کیلوگرم در هکتار و طول دوره رشد 91 روز بیشترین عملکرد دانه را در شرایط بدون تنش داشت. در شرایط تنش دورگ A19×R217 با 1868 کیلوگرم در هکتار بیشترین عملکرد دانه را داشته و دورگ A19×C122 در رتبه بعدی قرار گرفت.
    کلیدواژگان: آفتابگردان، تجزیه لاین× تستر، دورگ، قطر طبق و وراثت پذیری
  • محمد باقر عالی زاده اولی کندی، حسن مکاریان، علی عبادی*، ابراهیم ایزدی دربندی، احمد غلامی صفحات 16-29
    کودهای زیستی در کشاورزی پایدار به عنوان جایگزین و یا مکمل کودهای شیمیایی مورد توجه بوده و باعث افزایش حاصلخیزی خاک و رشد گیاه و بهبود کیفیت محصول می شوند. به منظور بررسی اثر مصرف کودهای شیمیایی و تلقیح با باکتری های محرک رشد بر عملکرد و کیفیت زعفران، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در دو سال زراعی 95- 1394 و 96- 1395 در مرکز تحقیقات کشاورزی اردبیل انجام شد.
    تیمارهای آزمایشی شامل کودهای شیمیایی (N.P.K) در دو سطح 50 و 100 درصد نیاز کودی (کرت های اصلی) و کود زیستی در پنج سطح شامل شاهد (بدون تلیقح با باکتری)، تلقیح با باکتری های باسیلوس سوبتیلیس (Bacillus subtilis)، ازتوباکتر (Azotobacter chrococum PTCC1658)، سودوموناس آیروژینوس (Pseudomonas aeruginosa) و تلفیق آن ها (کرت های فرعی) بودند. نتایج نشان داد که مصرف کودهای زیستی و کودهای شیمیایی باعث افزایش معنی دار طول گل و کلاله، عملکرد خشک کلاله و خامه و محتوای سافرانال، کروسین و پیکروکروسین نسبت به شاهد گردید. تامین 50 درصد نیاز کود شیمیایی همراه با مصرف تلفیقی کودهای زیستی (ازتوباکتر، سودوموناس آیروژینوس و باسیلوس سوبتیلیس) باعث افزایش 57 درصدی عملکرد خشک کلاله و خامه نسبت به شاهد گردید و مواد موثره پیکروکروسین، سافرانال و کروسین را به ترتیب 44، 62 و 47 درصد نسبت به شاهد افزایش داد. طول گل و کلاله در تیمار مصرف تلفیقی کودهای زیستی، به ترتیب 32/3 و 63/1 سانتی متر نسبت به شاهد افزایش نشان داد. نتایج این پژوهش نشان داد که با مصرف کودهای زیستی در زراعت زعفران می توان ضمن کاهش مصرف کودهای شیمیایی، عملکرد و کیفیت محصول را بهبود داد.
    کلیدواژگان: ازتوباکتر، باسیلوس سوبتلیس، سودوموناس آیروژینوس، زعفران و عملکرد کلاله
  • شهرام طاهری *، احمد غلامی، حمید عباس دخت، حسن مکاریان صفحات 30-44
    پرایمینگ بذر یکی از روش های موثر برای مقابله با تنش خشکی و بهبود عملکرد گیاهان زراعی به شمار می رود. به منظور بررسی اثر پرایمینگ بذر بر رنگیزه های فتوسنتزی، عملکرد دانه و اجزای عملکرد ارقام گلرنگ در شرایط تنش خشکی، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده فاکتوریل بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار طی دو سال (1394 و 1395) در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی شاهرود انجام شد. کرت های اصلی شامل آبیاری در سه سطح (بر اساس میزان تبخیر از تشتک تبخیرکلاس A) شامل: بدون تنش خشکی(آبیاری پس از 60 میلی متر تبخیر)(شاهد)، تنش خشکی ملایم (آبیاری پس از 120 میلی متر تبخیر) و تنش خشکی شدید (آبیاری پس از 180 میلی متر تبخیر) و کرت های فرعی ترکیبی از دو فاکتور (سه رقم گلرنگ گلدشت، سینا و صفه) و پرایمینگ بذر (تیمار بذر با اسید سالیسیلیک و عدم تیمار بذر) بودند. نتایج تجزیه مرکب داده ها نشان دهنده افزایش معنی دار عملکرد دانه و اجزای آن در تیمار پرایمینگ نسبت به بذرهای پرایم نشده در هر دو سال آزمایش بود. به طوری که با اعمال پرایمینگ عملکرد دانه و عملکرد روغن به ترتیب 8 و 14 درصد افزایش یافت. رقم گلدشت بالاترین میزان کلروفیل در شرایط بدون تنش (29/6 میلی گرم بر گرم وزن تر برگ) و تنش ملایم را داشت که نتیجه آن بالاتر بودن عملکرد دانه و اجزای عملکرد در این رقم بود. بالاترین عملکرد دانه در ترکیب تیماری رقم گلدشت تیمار شده با اسید سالیسیلیک در شرایط بدون تنش، 3800 کیلوگرم در هکتار بود. بیشترین عملکرد روغن در این تحقیق مربوط به رقم صفه به میزان 886 کیلوگرم در هکتار بود. با افزایش شدت تنش، صفات مورد اندازه گیری در همه ارقام گلرنگ مورد بررسی کاهش معنی داری یافتند. به طوری که در تنش شدید عملکرد دانه (2257 کیلوگرم در هکتار) عملکرد روغن (604 کیلوگرم در هکتار) و میزان کلروفیل کل (72/4 میلی گرم بر گرم وزن تر برگ) به ترتیب 29، 36 و 32 درصد کاهش یافت. نتایج این آزمایش نشان داد که پرایمینگ بذر با اسید سالیسیلیک باعث افزایش توان تحمل گلرنگ به تنش خشکی و بهبود عملکرد دانه آن شد.
    کلیدواژگان: اسید سالیسیلیک، شاخص برداشت، عملکرد زیستی، گلرنگ و کلروفیل
  • سید احمد کلانتر احمدی*، رحیم اسلامی زاده، غلامرضا قدرتی صفحات 45-60
    به منظور تعیین بهترین تاریخ کاشت و بهترین ژنوتیپ سویا سازگار با اقلیم منطقه و دستیابی به حداکثر عملکرد، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی صفی آباد دزفول به مدت دو سال زراعی (94-1393) اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل پنج تاریخ کاشت شامل اول تیر، 15 تیر، 30 تیر، 13 مرداد و 27 مرداد (کرت های اصلی) و هفت ژنوتیپ سویا شامل 2001، 2002، Persing×Epps، Saman، Migmat، SG20 و سالند (کرت های فرعی) بودند. نتایج نشان داد که حداکثر تعداد غلاف در بوته (66 عدد) از ژنوتیپ سالند در تاریخ کاشت 15 تیر و حداقل تعداد غلاف در بوته (7/17 عدد) از تاریخ کاشت 27 مرداد و ژنوتیپ 2001 بدست آمد. نتایج نشان داد که تاخیر در کاشت باعث کاهش ارتفاع بوته در کلیه ژنوتیپ های سویا شد و بیشتر بودن طول دوره رشد در ژنوتیپ های رشد محدود، باعث افزایش ارتفاع بوته در آنها نشد. بر اساس میانگین دو سال آزمایش بیشترین (3479 کیلوگرم در هکتار) و کمترین (1698 کیلوگرم در هکتار) عملکرد دانه به ترتیب از تاریخ های کاشت 30 تیر و 27 مرداد بدست آمد. میانگین عملکرد دانه ژنوتیپ ها در دو سال مورد آزمایش نشان داد که ژنوتیپ های سالند (گروه 6) و SG20 (گروه 7-6) از بالاترین عملکرد دانه برخوردار بودند. ژنوتیپ Migmat در تمام تاریخ های کاشت از میزان پروتئین دانه بالاتری برخوردار بود. حداکثر میزان روغن (9/25 درصد) در تاریخ کاشت دوم از ژنوتیپ 2001 بدست آمد. حداقل میزان روغن (6/21 درصد) نیز در تاریخ کاشت آخر (27 مرداد) و ژنوتیپ سامان بدست آمد. با توجه به نتایج آزمایش حاضر و بر اساس برنامه تناوبی منطقه، ژنوتیپ های سویا با گروه رشدی 7-6 و تاریخ کاشت اواخر تیر، برای شرایط اقلیمی شمال خوزستان مناسب تر هستند.
    کلیدواژگان: تاریخ کاشت، روغن، سویا، گروه رسیدگی و گلدهی
  • محسن اسماعیل زاده مقدم، سیروس طهماسبی، غلامعباس لطفعلی آینه، حسن اکبری مقدم، خلیل محمودی، منوچهر سیاح فر، سیدمحمود طبیب غفاری، حسن زالی * صفحات 61-76
    به منظور مطالعه سازگاری و پایداری لاین های امید بخش گندم نان، آزمایشی با تعداد 16 لاین به همراه دو رقم تجارتی چمران و افلاک (به عنوان شاهد) به مدت دو سال زراعی (93-1391) در شش ایستگاه تحقیقاتی (زابل، اهواز، داراب، دزفول، ایرانشهر و خرم آباد) در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار انجام شد. نتایج تجزیه واریانس مرکب داده ها نشان داد که 81 درصد از کل تغییرات مربوط به اثر محیط، 3 درصد مربوط به اثر ژنوتیپ و 16 درصد مربوط به اثر متقابل ژنوتیپ × محیط بود. بررسی بای پلات چند ضلعی منجر به شناسایی پنج ژنوتیپ برتر و دو محیط بزرگ گردید و ژنوتیپ های مناسب در هر محیط بزرگ نیز مشخص شدند. از بین مکان های مورد بررسی، زابل و دزفول دارای تمایز بالایی بوده و تفاوت های میان لاین های گندم را به خوبی نشان دادند. بررسی هم زمان پایداری و عملکرد ژنوتیپ ها با استفاده از بای پلات مختصات محیط متوسط نشان داد که لاین های شماره G14 (S-91-14)، G12 (S-91-12)، G15 (S-91-15)، G9 (S-91-9) و G13 (S-91-13)، به ترتیب با 6167، 6102، 6315، 6131 و 6252 کیلوگرم در هکتار از عملکرد و پایداری عملکرد بالایی برخوردار بودند. در نهایت لاین های S-91-13 و S-91-15 با دارا بودن عملکرد بالا و پایداری عملکرد بالا به عنوان لاین های برتر برای بررسی های تحقیقی- ترویجی و انتخاب ارقام به روش مشارکتی و معرفی به عنوان رقم تجاری جدید برای اقلیم گرم و خشک جنوب و مناطق دارای شرایط اقلیمی مشابه شناسایی شدند.
    کلیدواژگان: اثر متقابل ژنوتیپ × محیط، GGE بای پلات، پارامترهای پایداری و گندم نان
  • رحیم محمدیان*، عادل پدرام صفحات 77-92
    این تحقیق با هدف بررسی اثر روش های خاک ورزی به منظور کشت زود هنگام در دو مکان با شرایط آب و هوایی متفاوت؛ ایستگاه مهندس مطهری کرج طی سه سال زراعی (92-1391، 93-1392 و 94-1393) و ایستگاه میاندوآب در آذربایجان غربی طی دو سال زراعی (92-1391 و 93-1392) اجرا شد. آزمایش با نه روش آماده سازی خاک شامل؛ دو روش آماده سازی کامل بستر کاشت در پاییز (بدون و همراه با کشت جو)، سه روش کشت انتظاری (همراه با کشت جو، بدون کشت جو و بدون کشت جو همراه با ایجاد ردیف های کاشت بعد از تنک)، دو روش آماده سازی بستر کاشت در دو مرحله (بدون استفاده و با استفاده از خاک ورز مرکب)، یک روش حداقل شخم و یک روش آماده سازی بستر کاشت در بهار در کرج و هفت روش از روش های خاک ورزی فوق (به جز دو تیماری که از خاک ورز مرکب در آن استفاده شده بود) در میاندوآب، در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی اجرا شد. نتایج نشان داد که عملکرد چغندرقند در تیمارهای کشت انتظاری (در پاییز) در سال های آزمایش، در مقایسه با کشت بهاره، از روند ثابتی برخوردار نبود و نشان داد که موفقیت در کشت انتظاری از ریسک بالایی برخوردار است. در شرایط کرج در بین تیمارهای آزمایشی در مجموع یکی از تیمارهای آماده سازی بستر کاشت در دو مرحله شامل شخم عمیق با گاوآهن برگردان دار در پاییزه+ خاک ورزی مرکب در بهار به دلیل اثر مثبت آن بر خصوصیات کمی و کیفی ریشه و همچنین پایداری بالاتر این خصوصیات طی سه سال آزمایش، در مقایسه با سایر تیمارهای آزمایش بعنوان تیمار برتر )با میانگین عملکرد ریشه و قند به ترتیب حدود 66 و 12 تن در هکتار) شناخته شد. نتایج نشان داد که در صورت نیاز به تسطیح زمین، می توان از تیمار دیگر این روش (شخم عمیق با گاوآهن برگردان دار، دیسک، لولر و گاوآهن پنجه غازی در پاییز+ دیسک در بهار) (با میانگین عملکرد ریشه و قند به ترتیب حدود 67 و 11 تن در هکتار) استفاده کرد. در شرایط میاندوآب تیمار روش آماده سازی بستر کاشت در پاییز شامل شخم عمیق با گاوآهن برگردان دار، دیسک، لولر و دیسک در پاییز (با میانگین عملکرد ریشه و قند به ترتیب حدود 57 و 9 تن در هکتار) بعنوان تیمار برتر شناخته شد. با استفاده از این روش علاوه بر امکان آماده سازی مطلوب بستر کشت، امکان کشت زود هنگام چغندرقند در منطقه فراهم می باشد.
    کلیدواژگان: خاک ورزی، شخم حداقل، چغندرقند، کشت انتظاری و وزن مخصوص ظاهری خاک
|
  • Abedini Esfahlanim., R. Fotovat*, M. Soltani Najafabadi, A. R. Tavakoli Pages 1-15
    To investigate the effect of water stress on genetic parameters and combining ability of seed yield and some of the important traits of sunflower, eight restorer lines with different drought tolerance were crossed with three cytoplasmic male sterile lines as tester in 2014. Hybrids with their parents were evaluated in split plot arrangements using randomized complete block design with three replications at Shahrood Agricultural and Research station, Iran in 2014. Irrigation factors were assigned in the main plots at two levels, full irrigation and water deficit stress, and sunflower genotypes (24 hybrids, 11 parental lines, and one check variety) were randomized in sub-plots. Days to maturity, plant height, head diameter, seed number per plant, 1000 seed weight and seed yield were measured and recorded. Results of line × tester analysis showed that the effect of lines and testers in both conditions was significant for all studied traits, except for the head diameter in stress condition. The line × tester interaction effect in normal conditions was significant for seed number per plant and seed yield. Lines C122 and C123 and tester A19 in both conditions had the highest positive general combining ability in grain yield and could be used as suitable parental lines for developing hybrids in sunflower breeding programs. Hybrid A19 × C122 with 5224 kg.ha-1 seed yield and 91 days growth duration produced the highest seed yield under normal irrigation condition. While hybrid A19 × R217 with 1868 kg.ha-1 had the highest seed yield under water stress condition.
    Keywords: Head diameter, Heritability, Hybrid, Line × Tester analysis, Sunflower
  • Aalizadeh, M. B., H. Makarian, A. Ebadi *, E. Eizadi Darbandi, A. Gholami Pages 16-29
    Biofertilizers are promising in sustainable agriculture as an alternative to chemical fertilizers and increase soil fertility and plant growth. In this study, effects of chemical and biological fertilizers (PGPR) on quality and quantitative traits of saffron were evaluated. A field experiment was conducted as split plots arrangements using randomized complete block design with three replications at Research Farm of Ardebil Agricultural Research Center, Iran during two growing seasons of 2015-2016 and 2016- 2017. Experimental factors were chemical fertilizers NPK (50 and 100% of required chemical fertilizers) assigned to the main plots, and plant growth promoting rhizobacteria including Azotobacter Chrococum Sp, Pseudomonas aeruginosus, Bacillus subtilis and their combination and control treatment randomized subplots. The results indicated that bio- and chemical fertilizers significantly increased flower and stigma length, dry yield of style and stigma and quality traits such as crocin, picocrocin and safranal conetnts as compared with controlApplication of 50% of required chemical fertilizer with application of combined biofertilizer (A. Sp., P. aeruginosus and B. subtilis) increased dry yield of stigma and style by 57% when compared with control. Also, the same treatment increased picocrocin, safranal and crocin contents with 44, 62 and 47 percent, respectively, in comparison to control. The length of flower and stigma were increased by application of combined bio-fertilizers up to 3.32 and 1.63 cm, respectively, in comparison with control. In conclusion, application of bio-fertilizers can reduce the use of chemical fertilizers and it can be a sutable ecological strategy for achieving sustainable agriculture and reducing environmental effects.
    Keywords: Azotobacter, Bacillus subtilis, Stigma yield, Pseudomonas aeruginosus, Saffron
  • Taheri, Sh *, A. Gholami, H. Abbasdokht, H. Makarian Pages 30-44
    Seed priming is an effective method for mitigating water stress effect and improving crop yields. To study the effect of seed priming on photosynthetic pigments, seed yield and yield components of safflower cultivars under water stress conditions a field experiment was conducted as split plot factorial arrangement using randomized complete block design with three replications at Shahrood Agricultural and Natural Resources Research and Education Center, Iran for two years (2015 and 2016). The main plot consisted of irrigation at three levels based on the evaporation from class A evaporation pan including; non water stress (60 mm evaporation), mild water stress (120 mm evaporation) and severe water deficit stress (180 mm evaporation) and subplots consisted of factorial of two factors including; safflower cultivars (Goldasht, Sina and Soffeh) and seed priming (Treated seeds with salicylic acid and non treated seeds). Results showed significant increase in seed yield and its components in priming treatment compared to control both years. Therefore, by applying priming, seed yield and oil yield increased by 8 and 14 percent, respectively. Goldasht cultivar had the highest chlorophyll content under non stress (6.29 mg.g-1FW) and mild stress conditions which resulted in high seed yield and yield components in this cultivar. The highest seed yield (3800 kg.ha-1) was obtained from Goldasht cultivar primed with salicylic acid under non-stressed conditions. However, the highest oil yield (886 kg.ha-1) was obtained from Soffeh cultivar. Results showed that severe stress significantly reduced all measured traits in all cultivars. Under severe stress seed yield (2257 kg.ha-1), oil yield (604 kg.ha-1) and total chlorophyll content (4.72 mg.g-1FW) decreased by 29, 36 and 32 percent, respectively. It can be conluded that application of seed priming with salicylic acid increased seed yield and improved tolerance of safflower cultivars under water stress conditions.
    Keywords: Biological yield, Chlorophyll, Harvest index, Safflower, Salicylic acid
  • Kalantar Ahmadi, S. A. *, R. Eslamizadeh, G. R. Ghodrati Pages 45-60
    The optimum sowing date and genotypes adapted to climatic conditions of target regions play significant role in achieving the maximum crop yield. To investigate the interaction of soybean genotypes to sowing date, a field experiment as split ararngements in radomized complete block design with three replications was carried out in Safiabad Agricultural Natural Resources Research and Education Center of Dezful, Iran for two successive seasons (2014-15). Main plots consisted five levels of sowing date (21st June, 5th July, 20th July, 3rd August and 17th August) and subplots included; 7 genotypes (2001, 2002, Persing × Epps, Saman, Migmat, SG20 and Salend). Results showed that the highest number of pods per plant (66) belonged to cv. Salend in second sowing date (5th July) and the lowest (17.7) belonged to genotype 2001 in sowing date 17th August. Results showed that sowing date had significant effect on plant height, and delaying in sowing date led to decrease of plant height in all genotypes and increased growth duration. The results of combined analysis of variance showed that effect of sowing date was significant on seed yield. The highest (3479 kg.ha-1) and the lowest (1698 kg.ha-1) seed yield belonged to sowing dates of 21st July and 18th August, respectively. Average of two years revealed that Salend and SG20 had higheer seed yield. Migmat had the highest seed protein content in all sowing dates. The highest oil content (25.9%) obtained in the second sowing date and genotype 2001. The lowest oil content (21.6%) belonged to cv. Saman in the last sowing date (17th August). Considering the results of this experiment and crop rotation in the region, soybean genotypes (group VI-VII) and sowing date in late of July can be recommended for North Khuzestan conditions.
    Keywords: Flowering, Maturity group, Oil, Pod, Sowing date, Soybean
  • Esmaeilzadeh Moghaddamm., S.Tahmasebi, Gh. A. Lotf Ali Ayeneh, H. Akbari Moghadam, Kh. Mahmoudi, M. Sayyahfar, S. M. Tabib Ghaffari, H. Zali * Pages 61-76
    Adaptation and grain yield stability of 16 promising lines of bread wheat toghether with cv. Chamran and cv. Aflak, two commercial cultivars as controls, was studied in six experimental field stations; Zabol, Ahwaz, Darab, Dezful, Iranshahr, Khorramabad, Iran for two successive cropping cycle (2012 –14). The experiments were conducted using randomized complete block design with three replications. The results showed that 81 percent of total variation observed for grain yield was related to environmental effects, 3 percent to genotype effect and 16 percent to G×E interaction. The polygon-view of GGE biplot led to the identification of eight superior lines (lines no. G14, G12, G15, G11 and G16) and two mega-environments. Among the test locations, Zabol and Dezful had a high discriminating ability to show differences between the lines and cultivars at ideal environment. Simultaneous evaluation of grain yield and stability through average environment coordinate (AEC) biplot showed that lines no. G14 (S-91-14), G12 (S-91-12), G15 (S-91-15), G9 (S-91-9) and G13 (S-91-13) with the higher grain yield (6167, 6102, 6315, 6131 and 6252 kg.ha-1, respectively) were the most stable lines. Finally, lines S-91-15 and S-91-13 with higher yield and wide adaptation were selected as the superior lines for being release as new commercial bread wheat cultivars.
    Keywords: Bread wheat, Genotype × environment interaction, GGE biplot, Stability parameters
  • Rahim Mohammadianr. *, A. Pedram Pages 77-92
    To investigate the effect of different tillage systems in early seeding of sugar beet, a field experiment was conducted under two climatic conditions: Karaj, Motthari field station, in three years (2012-2013, 2013-2014 and 2014-2015) and Mian-do-Ab, Iran in two years (2012-2013 and 2013-2014). Nine seedbed preparation methods were examined including: two methods for fully preparing the seedbed in the fall (without and along with barley seeding), three methods for dormant seeding (along with barley seeding, without barley seeding and without barley seeding along with creating furrows after thinning in spring), two methods of preparing of seed bed in two season: fall and spring (without and using combined tillage), a minimum plowing method and a method for fully preparing of seed bed in the spring using randomized complete block design. Soil texture and organic matter content were also determined in each treatment in advance. The results showed that regarding to climate change, the dormant seeding in Karaj and Mian-do-ab would be at high risk. In Karaj conditions, one of the treatments of the seedbed preparation in two stages, including: deep Moldboard plowing in fall combined tillage in the spring, due to its desirable quantitative and quality characteristics of root during three years of experiment (in average 66 and 12 t.ha-1 root and sugar yield, respectively), was dtermined as a superior treatment. Where the planting is done on falt seedbed , other deep moldboard plowing, disc, leveler and chisel plow in the autumn disk in the spring (in average 67 and 11 t.ha-1 root and sugar yield, respectively) can be used. In Mian-do-Ab conditions, seedbed preparation in autumn including; deep moldboard plowing, disk, leveler and disk in autumn (in average 9 and 57 t.ha-1 root and sugar yield, respectively) was identified as superior treatment. Using this method, in addition to the possibility of optimal seedbed preparation, it would be possible to practice early seeding.
    Keywords: Dormant seeding, Minimum tillage, Seedbed preparing, Soil bulk density, Sugar beet