فهرست مطالب

خانواده و پژوهش - سال پانزدهم شماره 1 (پیاپی 38، بهار 1397)
  • سال پانزدهم شماره 1 (پیاپی 38، بهار 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/04/10
  • تعداد عناوین: 7
|
  • لیلا فتحی، قدسی احقر * صفحات 7-18
    هدف پژوهش حاضر3 بررسی اثربخشی آموزش فلسفه برای کودکان (P4C) به روش پژوهش مشارکتی بر مسئولیت پذیری دانش آموزان بوده است. این پژوهش شبه تجربی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه مورد مطالعه شامل همه دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه مدارس دولتی شهر تهران در سال 95-1394 بوده است که با بهره گیری از روش نمونه گیری چندمرحله ای، 50 تن از دانش آموزانی که مسئولیت پذیری آنها پایین تر از سطح متوسط بود انتخاب و با قرعه کشی یک گروه به عنوان گروه آزمایش(25 نفر) و گروه دیگر به عنوان گروه گواه (25نفر) انتخاب شدند. برنامه آموزش فلسفه برای کودکان به روش پژوهش مشارکتی، روی گروه آزمایش در ده جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد در حالی که گروه کنترل هیچ گونه آموزشی در این زمینه دریافت نکرد. پس از مداخله در مرحله پس آزمون هر دو گروه (آزمایش و گواه) پرسشنامه مسئولیت پذیری را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون تحلیل کوواریانس میان-گروهی) استفاده شده است. ضمن تایید فرضیه اصلی پژوهش، نتایج نشان داد که مسئولیت پذیری دانش آموزانی که آموزش فلسفه برای کودکان را دریافت کرده اند به طور معناداری بالاتر از مسئولیت پذیری دانش آموزانی است که این آموزش را دریافت نکرده اند. بنابراین آموزش فلسفه به روش پژوهش مشارکتی بر مسئولیت پذیری دانش آموزان موثر است.
    کلیدواژگان: فلسفه برای کودکان، روش پژوهش مشارکتی، مسئولیت پذیری
  • سمیه مهدیان، رضوان حکیم زاده *، سعید صفایی موحد، کیوان صالحی صفحات 19-38
    کیفیت زندگی و منزلت اجتماعی معلمان، نشانه ای آشکار از روند رشد و تعالی یا نابودی و تباهی هر جامعه است و کیفیت عقلانیت در سرمایه گذاری و تخصیص بودجه را نمایان می سازد. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا ادراک و تجربه زیسته معلمان از منزلت اجتماعی شان، مورد واکاوی قرار گیرد. به این منظور 16 معلم از مدارس ابتدایی پسرانه منطقه 14 شهر تهران به شیوه هدفمند، انتخاب و داده ها به روش مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شدند.
    نتایج نشان می دهند که شمار اندکی از معلمان به دلیل پررنگ بودن بعد معنوی حرفه معلمی، از منزلت اجتماعی شان راضی هستند، اما در اکثر موارد، معلمان به دلیل مخاطرات در چهار بعد سازمانی، اقتصادی، اجتماعی و شخصی از منزلت اجتماعی حرفه خود ناراضی هستند. از مهم ترین نشانگرهای شناسایی شده موثر بر نارضایتی معلمان در بعد اقتصادی می توان به حقوق، مزایا و عدم اعتبار شغلی، در بعد سازمانی به عملکرد مسئولان، کیفیت ورودی ها و ملاکها و معیارهای ارتقا در حرفه، در بعد اجتماعی به فرهنگ مادی جامعه و معیارهای مادی گرایانه منزلت اجتماعی، فرهنگ والدین و دانش آموزان، جایگاه حرفه معلمی در مقایسه با سایر مشاغل، عملکرد رسانه ها و در بعد شخصی به کاهش تعلق حرفه ای، احساس و افکار شخصی، ذهنیت معلم، رفتار شخصی و اخلاق حرفه ای اشاره کرد. کنکاش در مستندات پژوهشی و روایتهای معلمان نشان داد که وضعیت موجود، تمایل به کار مولد و تعلق حرفه ای را به شدت کاهش داده است و ضمن بروز بی انگیزگی، کم کاری و خستگی مفرط، علاقه به خروج از حرفه معلمی و بروز احساس پشیمانی از انتخاب این حرفه را موجب شده است.
    کلیدواژگان: جایگاه اجتماعی معلمان، ادراک از منزلت اجتماعی، منزلت اجتماعی، پژوهش کیفی
  • مریم داودوندی، شکوه نوابی نژاد*، ولی الله فرزاد صفحات 39-56
    هدف پژوهش حاضر4 بررسی اثربخشی زوج درمانی هیجان- محور بر بهبود سازگاری زناشویی و صمیمیت زوجها بود. طرح این پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون- پیگیری با گروه کنترل است. 32 نفر از والدین دانش آموزان (16 زوج) مراجعه کننده به کلینیکهای مشاوره آموزش و پرورش شهر تهران به شیوه نمونه گیری در دسترس و بر اساس ملاکهای ورود و خروج انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه زوج درمانی هیجان- محور (8 زوج- 16 نفر) و کنترل (8 زوج- 16 نفر) تقسیم شدند. گروه زوج درمانی هیجان- محور، تحت ده جلسه درمانی و گروه کنترل در فهرست انتظار قرار گرفتند. به منظور پیگیری پایداری درمان، متغیر وابسته دو ماه پس از درمان نیز اندازه گیری شد. برای سنجش میزان سازگاری زناشویی از پرسشنامه اسپانیر(1976) و برای سنجش صمیمیت زوجها از پرسشنامه صمیمیت واکر و تامسون (1983) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس دو عاملی با اندازه گیری مکرر روی یک عامل تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که زوج درمانی هیجان- محور نسبت به گروه کنترل منجر به تغییرات موثر و ماندگاری در مولفه های سازگاری و صمیمیت زوج شد (0/05>P). از این رو براساس یافته های پژوهش حاضر می توان رویکرد زوج درمانی هیجان- محور را به عنوان یک رویکرد اثربخش در بهبود روابط زناشویی، سازگاری و صمیمیت به کار برد که در نهایت می تواند منجر به تداوم زندگی زناشویی شود.
    کلیدواژگان: زوج درمانی، هیجان، محور، سازگاری زناشویی، صمیمیت زوجها
  • رویا رضاپور *، محمدمهدی ذاکری، غلامحسین انتصار فومنی صفحات 57-78
    هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با ادراک تعامل اجتماعی، خودشیفتگی و احساس مثبت نسبت به همسر در زوجین استفاده کننده از شبکه های اجتماعی بود. طرح پژوهش از نوع همبستگی است و جامعه آماری آن را زوجین استفاده کننده از شبکه های اجتماعی شهر زنجان در سال 1394 تشکیل داده اند. 120 زوج که از شبکه های اجتماعی به صورت گسترده استفاده می کردند، به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. از پرسشنامه های محقق ساخته سنجش میزان استفاده از شبکه های اجتماعی، ادراک تعامل اجتماعی(گلاس، 1994)، شخصیت خودشیفته(ایمز و همکاران، 2006) و احساس مثبت نسبت به همسر(الیری و تورکویتز، 1981) استفاده شد. برای تحلیل داده ها روش همبستگی پیرسون و رگرسیون مورد استفاده قرار گرفته است. براساس یافته های پژوهش میان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با احساس مثبت نسبت به همسر و ادراک تعامل اجتماعی رابطه منفی معنادار و با خودشیفتگی رابطه مثبت معنادار وجود دارد (0/01>P). همچنین میان احساس مثبت نسبت به همسر با خودشیفتگی رابطه منفی معنادار و با ادراک تعامل اجتماعی رابطه مثبت معنادار وجود دارد (0/01>P). در مجموع شبکه های اجتماعی با تاثیرات منفی روی روابط زوجین و احساس آنها نسبت به یکدیگر و همچنین با تقویت خودشیفتگی، سبب ایجاد مشکلات ارتباطی گوناگون و کاهش احساسهای مثبت زوجین نسبت به یکدیگر می شوند.
    کلیدواژگان: شبکه های اجتماعی، ادراک تعامل اجتماعی، احساس مثبت نسبت به همسر، خودشیفتگی
  • کمال کوهی * صفحات 79-100
    یکی از مهم ترین عواملی که در دهه های اخیر بنیان جامعه و باورهای مردم به ویژه جوانان را تهدید می کند، جنبشهای نوین شبه دینی است. از این رو، در پژوهش حاضر میزان تمایل دانش آموزان به جنبشهای نوین شبه دینی و عوامل مرتبط با آن بررسی شده است. تحقیق حاضر پژوهشی کمی است و اطلاعات نیز به روش پیمایشی گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دوره متوسطه آذربایجان شرقی بوده که از میان آنها 570 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شده اند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده که حاوی روایی صوری و پایایی بالای 8/0 می باشند. برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای 24SPSS و 8/8LISREL استفاده شده است. براساس یافته های توصیفی پژوهش، از هر صد دانش آموز 25 نفرشان به جنبشهای نوین شبه دینی تمایل نشان داده اند. بالاترین میزان تمایل به ترتیب به سای بابا و اکنکار و پایین ترین میزان تمایل نیز به پائولو کوئلیو و کاستاندا تعلق دارد. نتایج تحقیق نشان داد که میزان دینداری، میزان شناخت از جنبشها، کیفیت گذران اوقات فراغت و میزان اعتقاد به سحر و جادو تاثیری معنا دار بر تمایل دانش آموزان به چنین جنبشهایی داشته است. از میان متغیرهای تاثیرگذار، میزان دینداری و کیفیت گذران اوقات فراغت، نقشی کاهنده و پیشگیری کننده و میزان شناخت و اعتقاد به سحر و جادو نقشی افزایشی و ترغیب کننده در تمایل به جنبشهای نوین شبه دینی دارند.
    کلیدواژگان: جنبشهای شبه دینی، سای بابا، اکنکار، پائولو کوئلیو، کاستاندا، شیطان پرستی
  • غلامعلی احمدی، ابراهیم ریحانی، اعظم توحیدی نژاد * صفحات 101-118
    هدف این پژوهش، بررسی تاثیر آموزش مبتنی بر گفتمان ریاضی (با شیوه بحثهای کلاسی) بر توانایی عملکرد ریاضی دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی بود. توانایی عملکرد ریاضی دانش آموزان در سه حیطه شناختی درک ریاضی، کاربرد و استدلال براساس حیطه های شناختی مطالعه تیمز مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل همه دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی مدارس دولتی شهریار در سال تحصیلی 94-1393 است. حجم نمونه شامل 80 دانش آموز است که به شیوه تصادفی خوشه ایچند مرحله ای انتخاب شده و در دو گروه آزمایشی و کنترل گمارده شده اند. ابزار اندازه گیری این پژوهش، آزمون سنجش توانایی عملکرد (دانستن، به کاربستن و استدلال ریاضی) دانش آموزان بود که از سوالات حیطه شناختی آزمون تیمز ریاضی انتخاب شدند و پایایی آن 0/77 به دست آمد. متغیر آزمایشی (آموزش مبتنی بر گفتمان ریاضی با شیوه بحثهای کلاسی) در سه گام «اقدام»، «کاوش» و «بحث و خلاصه سازی» و با راهبردهای دهگانه تسهیل بحثهای کلاسی سیریلو (2013) در 16 جلسه برای گروه آزمایش اجرا شد. نتایج به دست آمده از MANOVA نشان داد که توانایی عملکرد ریاضی دانش آموزان گروه آزمایش در حیطه های شناختی دانستن و به کار بستن نسبت به گروه گواه بیشتر است و در حیطه استدلال تفاوت معنادار در دو گروه دیده نمی شود. آموزش مبتنی بر گفتمان سبب افزایش توانایی عملکرد ریاضی دانش آموزان در حیطه های شناختی مطالعه تیمز می شود.
    کلیدواژگان: گفتمان ریاضی، توانایی عملکرد ریاضی، حیطه های شناختی مطالعه تیمز شامل دانستن، به کار بستن و استدلال
  • مرتضی سمیعی زفرقندی * صفحات 119-136
    هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه برنامه درسی پنهان و چهار مولفه آن (تعامل معلمان با دانش آموزان، قوانین و مقررات مدرسه، روش های تدریس معلمان و روش های ارزشیابی) با هوش هیجانی دانش آموزان بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی و جامعه مورد مطالعه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 95-1394 بوده است. حجم نمونه آماری مطابق فرمول کوکران 384 نفر تعیین شد و روش نمونه گیری خوشه ایتصادفی بود. باتوجه به گستردگی جامعه آماری، شهر تهران به 5 خوشه شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز تقسیم شد و از هر خوشه یک منطقه و از هر منطقه 2 دبیرستان و از هر مدرسه 2 کلاس به طور تصادفی انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته برنامه درسی پنهان و پرسشنامه هوش هیجانی بار-آن (1997) استفاده شد. برای روایی محتوایی، پرسشنامه ها در اختیار 10 نفر از متخصصان قرار گرفت و پس از اعمال نظرات آنان، تایید شد. برای محاسبه پایایی تعداد 30 پرسشنامه در گروه نمونه آماری اجرا و ضرایب محاسبه گردید. چون نتایج در همه موارد بیش از 0/7 بود، پایایی پرسشنامه ها تاییدشد. تجزیه وتحلیل داده ها با آزمونهای همبستگی پیرسون و رگرسیون و با نرم افزار SPSS انجام شد. یافته های پژوهش نشان دادند که از مولفه های مورد مطالعه برنامه درسی پنهان به جز قوانین و مقررات، سه مولفه روش های تدریس، روش های ارزشیابی و تعامل معلمان و دانش آموزان با هوش هیجانی دانش آموزان دارای رابطه مثبت و معنادارند.
    کلیدواژگان: برنامه درسی پنهان، هوش هیجانی، دانش آموزان دختر، دوره متوسطه، مولفه های برنامه درسی
|
  • L. Fathi, Gh. Ahghar * Pages 7-18
    The current study[3] was undertaken to evaluate the impact of P4C (Philosophy for Children) instruction using a community of inquiry method on students’ accountability. This quasi-experimental research had a pretest posttest control group design. The statistical population of the study included all female students of public high schools in Tehran in academic year 2015-2016. For the purpose of sampling, 50 students whose accountability was lower than average were chosen via multi-stage sampling method and were randomly assigned to experimental (N=25) and control (N=25) groups. The experimental group received P4C instruction using a community of inquiry method in 10 ninety-minute sessions, while the control group did not receive the intervention. In the posttest, both experimental and control groups were given the accountability questionnaire. In order to analyze the data, descriptive and inferential statistics (between group analysis of covariance) were utilized. Results showed that accountability of the students who had received P4C instruction was significantly higher than those who had not received such instruction. Thus, P4C instruction using a community of inquiry method is effective in promoting students’ accountability.
    Keywords: Philosophy for Children (P4C), community of inquiry method, accountability
  • S. Mahdian, R. Hakimzadeh *, S. Safaei Movahed , K. Salehi Pages 19-38
    The current qualitative research was carried out to evaluate teachers’ perception of their social status based on a hermeneutic phenomenological approach. To this end, 16 male elementary school teachers in District 14 of Tehran were selected through purposive sampling method and the data were collected by semi-structured interviews. Results showed that few teachers were satisfied with their social status and valued the teaching profession as a spiritual endeavor. Nevertheless, majority of teachers were not content with their social status and contributed this to organizational, economic, social, and personal threats. Low wages and benefits and lack of professional prestige were among the most important indicators of the economic dimension. The most significant indicators of the organizational dimension included poor performance of authorities as well as recruitment, promotion and selection policy and standards. The identified indicators of the social dimension were money-oriented culture, standards of social status in the highly materialistic society, parents’ and students’ attitude towards teachers, status of the teaching profession compared with other occupations, and the performance of mass media. The identified indicators of the personal dimension comprised weak performance of some teachers, low professional commitment, personal feelings and thoughts, teachers’ negative mentality, personal behavior and professional ethics. In general, the present situation has led to teachers’ being demotivated at work, lack of professional commitment, desire to quit the job, regret of choosing teaching career, shirking, and fatigue.
    Keywords: teacher's social status, perception of social status, social prestige, qualitative research
  • M. Davoudvandi, Sh. Navabinejad *, V. Farzad Pages 39-56
    The present study[4] sought to investigate the effectiveness of emotionally focused couple therapy in improving marital adjustment and couples’ intimacy. This quasi-experimental research had a pretest posttest control group design with a follow-up assessment. Thirty-two parents of school-aged children (16 couples) who were the clients of counseling clinics of Education Departments in Tehran were selected through convenience sampling method. These individuals were randomly assigned to two groups of emotionally focused couple therapy (N=16, 8 couples) and control (N=16, 8 couples). The emotionally focused couple therapy group was subjected to 10 treatment sessions and the control group was assigned to a waiting list. There was a subsequent follow-up two months later. The instruments comprised Spanier’s Dyadic Adjustment Scale (1976) and Walker and Thompson’s Intimacy Scale (1983). The data were analyzed using two-factor repeated measures ANOVA. Results showed that emotionally focused therapy led to effective and lasting changes in couples’ adjustment and intimacy components (p
    Keywords: couple therapy, emotionally focused, marital adjustment, couple's intimacy
  • R. Rezapour *, M.M. Zakeri, G.H. Entesar Foumani Pages 57-78
    This study aimed to investigate the relationship between the use of virtual social networks, perception of social interactions, narcissism, and positive feelings toward spouse among couples who use social networks. The design of the study was correlational. The population of the study comprised couples who used social networks in Zanjan in 2015. For the purpose of sampling, 120 couples who were frequent users of social networks were randomly selected. The instruments included a self-devised Internet Addiction Inventory, Perception of Social Interactions Questionnaire (Glass, 1994), Narcissistic Personality Inventory (Ames et al., 2006) and Positive Feelings Questionnaire (OLeary & Turkewitz, 1981). For data analysis, Pearson correlation coefficient and regression analysis were utilized. Results showed that there was a significant negative relationship between the use of social networks, positive feelings toward spouse, and perception of social interactions, whereas a significant positive relationship was observed between the use of social networks and narcissism (P
    Keywords: social networks, perception of social interactions, positive feelings toward spouse, narcissism
  • K. Kouhi * Pages 79-100
    In recent decades, new quasi-religious movements have been a serious threat to the foundations of society and people’ beliefs, especially those of the youth. Hence, this study was undertaken to examine student's tendency towards new quasi-religious movements and its correlates. The current work was a survey-based quantitative research. The statistical population of the study comprised high school students from East Azerbaijan out of whom 570 individuals were selected via random stratified sampling. The data gathering tools were questionnaires with established face validity and reliability indices of higher than 0.8. For the purpose of data analysis, SPSS 24 and LISREL 8.8 were utilized. Descriptive results indicated that 25 out of every 100 students have shown inclination to new quasi-religious movements. Students showed the highest tendency to Sai Baba and Eckankar and the lowest tendency rates were observed for Paulo Coelho and Castañeda. The results showed that level of religiosity, the extent of familiarity with the movements, quality of leisure activities, and the extent of belief in magic and witchcraft have significant effects on student's inclination to such movements. More specifically, level of religiosity and quality of leisure activities play a hindering role and the level of familiarity with the movements as well as belief in magic and witchcraft play a promoting role in the tendency towards new quasi-religious movements.
    Keywords: quasi, religious movements, Sai Baba, Eckankar, Casta?eda, Paulo Coelho, Satanism
  • Gh. A. Ahmadi , E. Reihani , A. Tohidinezhad * Pages 101-118
    The aim of this study was to examine the effects of discourse-based mathematics instruction (through classroom discussion) on female fourth graders’ math performance. To this end, students’ mathematics performance in three cognitive domains of TIMSS, i.e., understanding, applying and reasoning, was probed. The statistical population of the study included all fourth grade female students in Shahriyar studying in public schools in academic year 2014-2015. The sample included 80 students who were selected by random multi-stage cluster sampling method and assigned to experimental and control groups. The instrument comprised a performance assessment test which included items from TIMSS cognitive math domains of knowing, applying and reasoning. The reliability of the measure was computed to be 0.77. The experimental group underwent the intervention (discourse-based mathematics instruction through classroom discussion) in three stages of "action", "exploration" and "discussion and summarizing" within the framework of Cirillo’s (2013) strategies for facilitating class discussions in 16 sessions. The results of MANOVA indicated that students’ math performance in the experimental group was higher than that of the control group in two cognitive domains of knowing and applying; however, no significant difference was observed between the two groups in the reasoning domain. In general, discourse-based mathematics instruction improves students’ math performance in TIMSS cognitive domains.
    Keywords: mathematical discourse, math performance, cognitive domains of TIMSS including knowing, applying, reasoning
  • M. Samiee Zafarghandi * Pages 119-136
    The purpose of this study was to determine the relationship between hidden curriculum, its four components (teacher-student interaction, school rules and regulations, teaching methods, and evaluation methods), and students’ emotional intelligence. The research method was descriptive and correlational and the population of the study comprised senior high school girls in Tehran in academic year 2015-2016. The sample size was determined to be 384 according to Cochran’s formula and random cluster sampling method was utilized. More specifically, Tehran was divided into 5 clusters of north, south, east, west and center. Next, from each cluster one region, from each region, 2 high schools, and from each school, two classes were randomly selected. The instruments included Bar-On Emotional Quotient Inventory (1997) and a self-devised Hidden Curriculum Questionnaire. Ten experts examined the questionnaires and then confirmed their content validity. The questionnaires also had acceptable reliability indices (coefficients higher than 0.70). The obtained data were analyzed by Pearson correlation and regression analysis. Results demonstrated that three components of hidden curriculum, i.e., teaching methods, evaluation methods, as well as teacher-student interaction, had a positive, significant relationship with students’ emotional intelligence. No association was observed between school rules and regulations and students’ emotional intelligence.
    Keywords: hidden curriculum, emotional intelligence, female students, senior high school, curriculum components