فهرست مطالب

علوم دامی ایران - سال چهل و نهم شماره 1 (بهار 1397)
  • سال چهل و نهم شماره 1 (بهار 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/04/13
  • تعداد عناوین: 15
|
  • مرتضی ستائی مختاری، محمد مرادی شهربابک *، اردشیر نجاتی جوارمی، گیلرمه جی ام روزا صفحات 1-9
    در این پژوهش با استفاده از داده های گردآوری شده مربوط به صفات گوساله زایی شامل سخت زایی، وزن تولد گوساله و طول دوره آبستنی در نخستین زایش 29950 راس گاو هلشتاین ایران که در سال های 1383 تا 1393 در 131 گله تحت پوشش مرکز اصلاح نژاد و بهبود تولیدات دامی کشور گردآوری شده بودند، ساختار علی بین صفات گوساله زایی با استفاده از الگوریتم جستجوی IC بررسی شد. در ساختار علی شناسایی شده ضریب های ساختاری مربوط به تاثیر علی صفات وزن تولد گوساله (002/0±060/0) و طول دوره آبستنی (002/0±007/0) بر صفت سخت زایی معنی دار بودند. تاثیر طول دوره آبستنی بر وزن تولد گوساله (005/0±219/0) معنی دار بود. با در نظر گرفتن این ساختار علی یک مدل سه صفتی یک سویه مبتنی بر مدل های معادله های ساختاری تدوین و با استفاده از معیار انحراف اطلاعات (DIC) و قابلیت پیش بینی (ارزیابی شده با معیارهای میانگین مربعات خطا و همبستگی بین مقادیر پیش بینی شده و مشاهده شده) با مدل سه صفتی استاندارد متناظر مقایسه شد. نتایج نشان دادند، صفت سخت زایی تحت تاثیر علی وزن تولد گوساله و طول دوره آبستنی گاو قرار دارد و مدل سه صفتی یک طرفه نسبت به مدل سه صفتی استاندارد برتری دارد و در نظر گرفتن رابطه های علی یادشده در ارزیابی ژنتیکی صفات گوساله زایی اهمیت دارد.
    کلیدواژگان: رابطه های علی، سخت زایی، طول آبستنی، وزن تولد گوساله، معادل های ساختاری
  • اکبر ابرغانی، مرتضی چاجی *، هرمز منصوری، مرتضی مموئی، خلیل میرزاده، هدایت الله روشنفکر صفحات 11-25
    در این مطالعه تخمیر پذیری سه گونه گیاهی شورزی تحت چرای شترهای تک کوهانه بنام های سلمکی ساقه سفید، اشنان و سیاه شور به صورت انفرادی و با جایگزینی 0، 5/33، 5/66 و 100 درصد با یکدیگر در قالب طرح کامل تصادفی با نه تیمار آزمایشی توسط روش تولید گاز ارزیابی شد. نمونه‏های گیاهی در طول فصل چرای پاییزه و زمستانه از مراتع جنوب استان خوزستان گرد آوری شدند. جیره‏های مورد بررسی تفاوت معنی داری از نظر سرعت و میزان گاز تولید شده داشتند (05/0>P). سلمکی ساقه سفید (T2) به طور معنی داری کمترین میزان تولید گاز را داشت و در مقابل جیره حاوی 5/66 درصد سیاه شور 5/33 درصد اشنان (T8) بیشترین میزان تولید گاز را داشت (05/0>P). سلمکی ساقه سفید به طور معنی داری کمترین و اشنان بیشترین قابلیت هضم حقیقی، ماده آلی قابل تخمیر، کل اسیدهای چرب فرار تولیدی، انرژی قابل سوخت وساز (متابولیسم) و تولید توده میکروبی را داشتند. کمترین انرژی قابل سوخت وساز در تیمار T2مشاهده شد. بازده تولید توده میکروبی در گیاه سلمکی ساقه سفید بالاتر از دیگر جیره‏ها بود و پایین ترین بازده متعلق به جیره T8 بود. میزان نیتروژن آمونیاکی تولید شده در همه جیره‏های مورد بررسی بالاتر از سطح بحرانی آن ها بوده و می توانند مقادیر کافی از نیتروژن را برای بیشترین تولید توده میکروبی تامین کنند. بنابراین، گیاه اشنان و جیره T8 بهترین جیره برای تامین نیازهای مواد مغذی شتر هستند؛ اما با دیدگاه احیاء مرتع، جیره های ترکیبی بر تر از هرکدام از سه گیاه به تنهایی هستند.
    کلیدواژگان: انرژی خالص شیردهی، انرژی قابل سوخت وساز، تولید گاز، تولید توده میکروبی، نیتروژن آمونیاکی
  • فرهاد وفایی، احمد زارع شحنه *، حمید کهرام، افشین سیفی جمادی صفحات 27-32
    این پژوهش به منظور مقایسه تاثیر افزودن سطوح مختلف سه نوع سرما محافظ نفوذی (گلیسرول، دی متیل استامید، دی متیل فرمامید) و دو نوع سرما محافظ غیرنفوذی (تره هالوزو ساکارز) به رقیق کننده اسپرم اسب های ترکمن انجام شد. برای این منظور چهار سر نریان بالغ ترکمن برای اسپرم گیری به کار گرفته شد. پس از گرفتن مایع منی و فرآوری آن به منظور جداسازی ژل و پلاسمای منی در آزمایشگاه، نمونه های منی به گروه های تیماری شامل سطوح 5 و 7 درصد سرمامحافظ های نفوذی گلیسرول، دی متیل استامید (DMA) و دی متیل فرمامید (DMF) و سطوح 50 و 100 میلی مول سرمامحافظ های غیرنفوذی تره هالوز و ساکارز حل شده در رقیق کننده تقسیم و با یک روش استاندارد، منجمد شدند. پس از یخ گشایی، فراسنجه های جنبایی و زنده مانی برای همه تیمارها ارزیابی شد. نتایج این پژوهش نشان داد، زنده مانی اسپرم های منجمدشده با رقیق کننده حاوی 5 یا 7 درصد DMF (به ترتیب 93/0±6/68 و 22/2±2/63 درصد) و سطوح 5 یا 7 درصد DMA (به ترتیب 69/1±6/68 و 76/2±6/63 درصد) از اسپرم های منجمدشده با رقیق کننده حاوی سطوح 5 یا 7 درصد گلیسرول (به ترتیب 06/3±8/56 و 03/1±6/55 درصد) به طور معنی داری بهتر بود (05/0P<). جنبایی کل اسپرم های تیمارشده با سطح 5 درصد DMA (02/1±4/68 درصد) نسبت به سطح 7 درصد DMF (46/1±8/61 درصد) به طور معنی داری افزایش نشان داد (05/0P<). همچنین زنده مانی و جنبایی اسپرم ها تحت تاثیر نوع سرما محافظ های غیر نفوذی قرار نگرفته و این سرما محافظ ها تفاوت معنی داری نسبت به هم نشان ندادند (05/0P>). بر پایه این نتایج می توان گفت که سرما محافظ هایی مانند DMA و DMF می توانند جایگزین مناسبی برای گلیسرول باشند.
    کلیدواژگان: اسپرم، رقیق کننده، سامانه تجزیه رایانه ای، سرما محافظ، نریان
  • عیسی دیرنده * صفحات 33-41
    هدف از این پژوهش، مطالعه تاثیر پنج روش همزمانی فحلی بر قطر فولیکول تخمک ریزی کننده، غلظت پروژسترون در زمان تلقیح و روزهای 5 و 12 پس از تلقیح و درصد گیرایی در شرایط تنش حرارتی در گاو هلشتاین بود. بدین منظور 250 راس گاو هلشتاین (میانگین تولید روزانه بیشتر از 30 کیلوگرم در روز و نوبت زایش 1/1±6/3) به طور تصادفی انتخاب و در گروه های آزمایشی زیر شامل 1- آوسینک (OV) ، 2- پری سینک/ آوسینک (PO) ، 3- دابل آوسینک (DO) ، 4- G7G آوسینک (G7G) ، 5- PG7G آوسینک (PG7G) قرار گرفتند. نتایج نشان داد، قطر فولیکول تخمک ریزی کننده در گاوهایی که با روش OV همزمان شدند در مقایسه با دیگر روش ها به طور معنی داری کوچک تر بود. غلظت پروژسترون در روزهای 5 و 12 پس از تلقیح در گاوهایی که با روش OV همزمان شده بودند در مقایسه با دیگر روش ها کمتر بود (05/0 >P). گاوهایی که با روش OV همزمان شده بودند در مقایسه با دیگر روش ها کمترین درصد گیرایی را در روز 32 و 60 پس از تلقیح داشتند (05/0 >P). بین دیگر روش های همزمانی تفاوتی در درصد گیرایی در روزهای 32 و 60 پس از تلقیح وجود نداشت. به طورکلی نتایج این پژوهش نشان داد، استفاده از روش های بر پایه پیش همزمانی پیش از آغاز آوسینک می تواند سبب افزایش باروری در گاوهای هلشتاین در شرایط تنش حرارتی شود.
    کلیدواژگان: الایزا، اولتراسونوگرافی، تنش حرارتی، گاو شیری، همزمان سازی فحلی
  • هدی جواهری بارفروشی، ارمین توحیدی *، حسن صادقی پناه، مهدی ژندی، سعید زین الدینی، محمدحسین بنابازی صفحات 43-53
    این تحقیق به منظور ارزیابی تاثیر مصرف روغن ماهی در مقایسه با روغن پالم بر بیان ژن های موثر بر رشد بافت پستان گاوهای هلشتاین انجام شد. ده راس گاو با دست کم یک شکم زایش به طور تصادفی از 42 روز پیش از تاریخ احتمالی زایش تا 63 روز پس از آن به دو گروه روغن ماهی (FO) و گروه روغن پالم (PO) اختصاص یافتند. خون گیری با فاصله 21 روز و نمونه گیری از بافت پستان با فاصله دو ماهه (روزهای 7 و 63 پس از زایش) انجام شد. تفاوت معنی داری بین دو گروه از نظر غلظت استرادیول و پروژسترون سرم خون وجود نداشت. نتایج بررسی بیان ژن نشان داد، بیان نسبی ژن IGF-Iدر گروه روغن ماهی کاهش (05/0P<) و بیان نسبی ژن TNF-α تمایل به کاهش داشت (06/0P=). بیان ژن Bcl-2 در گروه روغن ماهی در طول زمان تمایل به افزایش داشت (10/0P=). نسبت بیان ژن BCL-2/ BAX با نزدیک شدن به اوج تولید شیر، برای گروه روغن پالم روندی کاهشی نشان داد، اما برای گروه روغن ماهی روندی افزایشی داشت که نشانه کاهش خودکشی یاخته ای یا پسرفت (آپوپتوزیس) در بافت پستان است. بنابراین، احتمال می رود که مصرف روغن ماهی در جیره گاوهای شیری هلشتاین از نیمه های دوره خشکی تا اوج شیردهی، سبب به تعویق انداختن روند آپوپتوزیس پستان شود.
    کلیدواژگان: اسیدهای چرب امگا، 3، بیان ژن، غده پستان، گاو هلشتاین
  • جمال فیاضی*، عمران رستمی، امیر رشیدی صفحات 55-62
    در این پژوهش توارث سیتوپلاسمی وزن بیده یک سالگی در بز نژاد مرخز با استفاده از روش آماری بیزی بررسی شد. برای برآورد فراسنجه (پارامتر) های ژنتیکی از رکوردهای گردآوری شده در سال های 1390-1371 در ایستگاه پژوهشی اصلاح نژاد بز مرخز در سنندج استفاده شد. برای بررسی اثر عامل های محیطی بر داده های این صفت از رویه GLM نرم افزار آماری SAS و برای برآورد فراسنجه های ژنتیکی از نرم افزار Gibbs1f90، بر پایه مدل دام از رویه نمونه گیری گیبس، استفاده شد. عامل هایی مانند سال تولد، جنس و سن مادر به عنوان اثر ثابت و سن دام و وزن بدن در هنگام رکورد برداری به عنوان متغیرهای کمکی در مدل گنجانده شدند. بنابر نتایج به دست آمده از این پژوهش، بهترین مدل انتخاب شده برای صفت وزن بیده، مدل دربرگیرنده اثر ژنتیکی افزایشی مستقیم، ژنتیکی افزایشی مادری، محیط دائمی مادری و اثر ژنتیکی سیتوپلاسمی با در نظر گرفتن کوواریانس بین اثر ژنتیکی افزایشی مستقیم و مادری بود. درصد واریانس ژنتیکی افزایشی مستقیم، ژنتیکی افزایشی مادری، محیط دائمی مادری و ژنتیکی سیتوپلاسمی به ترتیب 27/19، 6/6، 03/3 و 82/1 از کل واریانس برآورد شد. نقش اثر سیتوپلاسمی با توجه به معنی دار بودن برای ورود به مدل از یک سو و کم بودن میزان واریانس آن از سوی دیگر، به عنوان تصحیح کننده اهمیت دارد، ولی نمی تواند به عنوان معیار انتخاب لحاظ شود.
    کلیدواژگان: بز مرخز، توارث سیتوپلاسمی، موهر، نمونه گیری گیبس، وراثت پذیری
  • فریما علی اکبری، سید امیر حسین مهدوی*، حمیدرضا رحمانی صفحات 63-71
    این بررسی به منظور ارزیابی ویژگی های ایمنی (ایمونو) شیمیایی و نیز تاثیر مهارکنندگی پودر پادتن (آنتی بادی) اختصاصی و غیراختصاصی زرده تخم مرغ بر رشد باکتری استافیلوکوکوس اورئوس، به عنوان یکی از مهم ترین سروتیپ های استافیلوکوکوس بیماری زای انسانی و دامی در شرایط برون تنی انجام شد. این آزمایش با بهره گیری از شانزده قطعه مرغ تخم گذار لگهورن سفید سویه های-لاین 36W- که در سن 40 هفتگی قرار داشتند صورت گرفت. برای ایمن کردن پرندگان، پس از بررسی منحنی رشد میکروب و کشت آن ها تا پایان مرحله رشد تصاعدی، واکسن کشته شده با بهره گیری از امواج فراصوت تهیه و تزریق شد. پس از گرد آوری تخم مرغ ها در یک دوره زمانی 8 هفته ، IgY با بهره گیری از روش پولسون جداسازی و یخ خشکانی1 شد و در ادامه ویژگی های ایمنی شیمیایی و ضد باکتریایی آن سنجش شد. نتایج بیانگر آن است که پس از نخستین ایمن سازی، فعالیت اختصاصی پادتن علیه باکتری مورد آزمون در پلاسمای مرغ های تخم گذار و تخم مرغ افزایش یافت و این افزایش در دوره آزمایش در سطوح بالا حفظ شد (01/0 < P). غلظت IgY و نیز درصد خلوص آن در پودر پادتن اختصاصی 71 درصد بالاتر (05/0 < P) از پودر آنتی بادی غیراختصاصی بود. بهره گیری از سطوح 100 و 200 میلی گرم پودر پادتن اختصاصی سبب کاهش معنی دار جمعیت باکتریایی در ساعت های 4 و 6 نگهداری (انکوباسیون) شد. در این میان بالاترین اثر مهاری در انتهای مرحله (فاز) لگاریتمی متعلق به سطح 200 میلی گرم پودر پادتن اختصاصی بود که توانست سبب کاهش logCFU/mL 2/1 در مقایسه با گروه شاهد (کنترل) شود (01/0 < P). لذا این یافته ها بیانگر آن است که باکتری استافیلوکوکوس اورئوس به همراه ادجوانت فروند (نوع کامل در تزریق اول و نوع ناقص در تزریق دوم) ، خاصیت القایی بالایی داشته و بهره گیری از روش پولسون راهی موثر برای تولید درازمدت و با بازده بالا، برای به دست آوردن IgY اختصاصی با درصد خلوص و توان ضدباکتریایی (آنتی باکتریال) مطلوب است.
    کلیدواژگان: ایمونوگلوبولین Y، استخراج IgY، اثر ضد باکتریایی
  • ناهید پرنا، اردشیر نجاتی جوارمی، مصطفی صادقی*، رستم عبداللهی آرپناهی صفحات 73-81
    با دسترسی به اطلاعات نشانگرهای تک نوکلئوتیدی (SNP) ، پیش بینی شایستگی ژنتیکی افراد بدون اطلاعات پدیدگانی (فنوتیپی) با استفاده از ارزیابی ژنگانی (ژنومی) امکان پذیر شده است. لیکن، استفاده از تراشه (چیپ) های متراکم برای ارزیابی همه افراد جمعیت مقرون به صرفه نیست. برای دستیابی به بیشترین بازدهی در بررسی های ژنگانی می توان گروهی از حیوان ها را با تراشه های با تراکم بالا و دیگر افراد را با تراشه های کم تراکم تعیین نژادگان (ژنوتیپ) کرد، سپس آن ها را به تراکم بالا اسناد (ایمپیوت) کرد. در این بررسی، تاثیر سه تراشه کم تراکم (1k، 2k و 4k) ، اسناد شده به تراکم بالای 10k و رابطه خویشاوندی بین جمعیت مرجع و جمعیت های تایید بر درستی ارزیابی ژنگانی و نیز همبستگی ارزش های اصلاحی برآورد شده در تراشه های مختلف با استفاده از داده همانند سازی شده، بررسی شد. برای ساختن تراشه های کم تراکم، 10، 20 و 40 درصد از نشانگرهای 10k به صورت تصادفی انتخاب شدند. اسناد کردن (ایمپیوتیشن) با استفاده از نرم افزار FImpute صورت گرفت. به طورکلی با افزایش تراکم نشانگری، همبستگی بین ارزش های اصلاحی برآورد شده به دست آمده از تراشه های مختلف افزایش پیدا کرد. به گونه ای که، درستی ارزیابی ژنگانی تراشه کم تراکم 4k و تراشه متراکم 10k همسان بودند. همچنین پس از اسناد کردن نژادگان های تراشه 4k به 10k، تفاوتی بین درستی ارزیابی های ژنگانی ایجاد نشد. با افزایش فاصله جمعیت مرجع و جمعیت های تایید، درستی اسناد کردن کاهش یافت.
    کلیدواژگان: رابطه خویشاوندی، نشانگر، همانند سازی
  • حسن کیهانی یزدی، سید جواد حسینی واشان *، نظر افضلی، محسن مجتهدی، علی الله رسانی صفحات 83-93
    هدف از این آزمایش، بررسی تاثیر بنتونیت سدیم پیلارد (PB) بر عملکرد، وزن نسبی اجزاء لاشه و فراسنجه های بیوشیمیایی خون جوجه های گوشتی چالش یافته با آفلاتوکسینبود. بدین منظور از 128 قطعه جوجه خروس یک روزه راس 308 در یک طرح کامل تصادفی با چهار تیمار و چهار تکرار و هشت پرنده در هر تکرار به مدت 35 روز استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل: شاهد منفی (C) ، شاهد مثبت (جیره پایه آفلاتوکسینAFB1) و دو سطح 25/0 و 75/0 درصد بنتونیت نانو ساختار پیلارد (PB) که به جیره پایه آلوده به آفلاتوکسینAFB1اضافه شد، میزان آفلاتوکسین در جیره های آلوده در دوره آغازین و رشد برابر ppb500 و در پایانی ppb1000 بود. ستون حایل بودن (پیلارینگ) در بنتونیت سدیم باعث افزایش میزان اکسید آهن از 99/1 به 42/8 درصد و در بنتونیت سدیم از 43/2 به 43/0 درصد در بنتونیت پیلارد کاهش یافت. آفلاتوکسین باعث افزایش FCRو فعالیت آنزیم های ALT و ALP در مقایسه با شاهد منفی شد. افزودن 25/0 درصد PB به جیره آلوده باعث افزایش مصرف خوراک، وزن بدن و کاهش ALT شد. افزودن 75/0 درصد PB باعث کاهش ALT و ALP در مقایسه با تیمار آلوده شد. بنابراین بنتونیت سدیم پیلارد باعث بهبود عملکرد و کاهش فعالیت آنزیم های کبدی در جوجه های تغذیه شده با آفلاتوکسین می شود. نتایج به دست آمده در این بررسی، آفلاتوکسین در سطح 1000 نانوگرم در کیلوگرم اثری بر وزن بدن و مصرف خوراک نداشت و سطح 25/0 درصد بنتونیت پیلارد مناسب ترین پاسخ عملکردی را در جوجه های تغذیه شده با آفلاتوکسین داشت.
    کلیدواژگان: آنزیم های کبدی، چربی شکمی، ضریب تبدیل خوراک، کلسترول، لاکتات دهیدروژناز
  • میلاد منافی *، فاطمه محبی، مهدی هدایتی، مجتبی یاری صفحات 95-112
    به منظور بررسی تاثیر برخی افزودنی‏های خوراکی در مقایسه با پادزیست (آنتی‏بیوتیک) محرک رشد فلاوومایسین، آزمایشی در قالب طرح کامل تصادفی با سه تیمار، پنج تکرار و بیست قطعه مرغ در هر تکرار با استفاده از 300 قطعه مرغ تخم‏گذار لگهورن سفید، سویه های-لاین W-36 انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل شاهد، پادزیست محرک رشد فلاوومایسین به میزان 05/0 درصد جیره و ترکیب افزودنی خوراکی شامل عصاره‏های گیاهی آویشن و پونه کوهی، اسید پروپیونیک و مکمل روی به میزان 1/0 درصد جیره بود که در سه دوره متوالی دو هفته‏ای درمجموع به مدت 42 روز برای تغذیه در اختیار مرغ‏های تخم‏گذار قرار داده شدند. نتایج این بررسی نشان دادند، استفاده از ترکیب افزودنی خوراکی سبب بهبود معنی‏داری در ضریب تبدیل خوراک، درصد تولید تخم‏مرغ و عیار پادتن (تیتر آنتی بادی) علیه آنفلوانزا و لیپوپروتئین با چگالی پایین در سرم خون نسبت به گروه شاهد شد (05/0≥ P). مقادیر شاخص‏های پاداکسندگی (آنتی‏اکسیدانی) سرم خون شامل غلظت سلنیوم، ویتامین E، سوپراکسید دیسموتاز و گلوتاتیون پراکسیداز در مرغ های تغذیه شده با جیره حاوی ترکیب افزودنی خوراکی نسبت به دو گروه تیماری دیگر به صورت معنی‏داری افزایش یافت (05/0≥ P). تیمارهای آزمایشی تاثیر معنی‏داری بر صفات کیفی تخم‏مرغ و فراسنجه‏های بیوشیمیایی خون به غیر از لیپوپروتئین با چگالی پایین نداشتند (05/0≤ P). بنابر نتایج این آزمایش به نظر می رسد که افزودنی خوراکی مورد بررسی می تواند به عنوان جایگزین پادزیست محرک رشد در جیره غذایی مرغ‏های تخم‏گذار استفاده شود.
    کلیدواژگان: اسید پروپیونیک، روی، عصاره آویشن، عصاره پونه کوهی، فلاوومایسین، مرغ های تخم‏گذار
  • آرش آذرفر *، فرشید فتاح نیا، رضا خدابخشی صفحات 113-122
    هدف از این تحقیق ارزیابی تاثیر مکمل بتائین و تزریق ویتامین B12 در دوره انتقال روی فراسنجه های سرم گاوهای شیری در دوره انتقال است. بدین منظور 32 گاو هلشتاین چند بار زایش کرده (21 روز پیشپیش از زایش) انتخاب شدند و به یکی از چهار تیمار آزمایشی تخصیص داده شدند: تیمار شاهد یا CC (بدون تزریق ویتامین B12 و دریافت مکمل بتائین) ، تیمار دوم یا CB (تزریق هفتگی 10 سی سی ویتامین B12) ، تیمار سوم یا BC (دریافت روزانه 50 گرم مکمل بتائین) و تیمار چهارم یا BB (تزریق هفتگی 10 سی سی ویتامینB12و دریافت روزانه 50 گرم مکمل بتائین). نمونه های خون در روزهای 7 روز پیش از زایش و همچنین 2 و 42 روز پس از زایش برای تعیین فراسنجه های خونی سرم گاوها و همچنین خون گوساله های تازه متولدشده گرفته شد. فراسنجه های سرم خونی گاوها تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفتند (05/0P>) ، به جز برای گلوکز که در تیمارهای بتائین و B12 + بتائین نسبت به دو تیمار دیگر به طور معنی داری بیشتر بود (05/0P<). در بین شاخص های آنزیمی، گاماگلوتامیل ترانسفراز در تیمار B12 + بتائین در مقایسه با تیمار دوم (B12) کاهش معنی دار داشت (05/0P<). فراسنجه های سرمی گوساله های تازه متولدشده از گاوهای دوره انتقال تحت تاثیر تیمارها قرار نگرفت. در نتیجه بتائین و ویتامین B12 تنها توانستند در بین فراسنجه های خونی گلوکز را افزایش دهند.
    کلیدواژگان: بتائین، دوره انتقال، فراسنجه های سرم، گاو شیری، ویتامین B12
  • مجید اجعفر، مجتبی زاغری *، مهدی ژندی، لیلا لطفی صفحات 123-131
    هدف از این بررسی ارزیابی تاثیر افزودن سطوح بالای آلفاتوکوفرول استات بر فراسنجه های بافت شناسی بیضه خروس های سنگین مادر گوشتی بود. در این راستا، شمار 60 خروس مادر گوشتی راس 308 (با سن 20 هفته) در دو گروه وزنی استاندارد (30=شمار؛ kg169/0±109/3=میانگین وزن بدن) و سنگین (30=شمار؛ kg 161/0 ± 509/3= میانگین وزن بدن) تقسیم شدند. خروس ها به صورت تصادفی در ده گروه تیماری تقسیم و به قفس های انفرادی منتقل شدند (به صورت فاکتوریل 5×2 با شش تکرار در هر تیمار). تیمارهای آزمایشی با جیره ای همسان افزون بر سطوح مختلف ویتامین E 0 (E0) ، 100 (E100) ، 200 (E200) ، 300 (E300) ، 400 (E400) میلی گرم در کیلوگرم جیره ویتامین E به مدت ده هفته تغذیه شدند. در مدت آزمایش، گروه سنگین 30 درصد بیشتر از گروه سبک خوراک دریافت کرد. در پایان آزمایش خروس ها کشتار شدند و بیضه ها برای ارزیابی های بافت شناسی از لاشه جدا شدند. نتایج نشان داد، ویتامین E به صورت معنی داری اندازه بیضه ها و شمار لوله های اسپرم ساز را در همه گروه های تیماری نسبت به گروه شاهد (کنترل) افزایش داده است (05/0P≤). همچنین، در هر دو گروه وزنی، قطر بیضه چپ، قطر لوله های اسپرم ساز، ضخامت بافت پوششی (اپیتلیوم) اسپرم ساز، شمار یاخته های لایدیگ و شمار رگ های خونی برای گروه 400 میلی گرم ویتامین E بالاتر بود (05/0P≤). درکل، بنابر نتایج به دست آمده می توان عنوان کرد، سطوح بالای ویتامین E (400 میلی گرم در کیلوگرم جیره) موجب بهبود فراسنجه های بافت شناسی بیضه خروس شده است.
    کلیدواژگان: اپیتلیوم اسپرم ساز، خروس سنگین، لوله های اسپرم ساز، ویتامین E، یاخته های لایدیگ
  • احمد احمدیان، فرشید فتاح نیا *، گلناز تاسلی، محمد اکبری قرایی، مهدی کاظمی صفحات 133-143
    اثر متقابل سطح چربی (0 و 30 گرم در کیلوگرم) و پروتئین عبوری (36 و 40 درصد پروتئین خام جیره) بر عملکرد، اندازه های بدنی (اسکلتی) و متابولیت های خونی گوساله بررسی شد. از 40 راس گوساله شیرخوار نر هلشتاین با میانگین سن 39 روز در یک آرایش فاکتوریل با چهار تیمار استفاده شد. جیره های آزمایشی شامل؛ بدون مکمل چربی با سطح پایین پروتئین عبوری (UF-LRUP) ، با مکمل چربی و با سطح پایین پروتئین عبوری (SF-LRUP) ، بدون مکمل چربی و با سطح بالای پروتئین عبوری (UF-HRUP) ، با مکمل چربی و با سطح بالای پروتئین عبوری (SF-HRUP) بودند. نتایج نشان داد، استفاده از چربی سبب بهبود مصرف جیره آغازین (استارتر) ، افزایش وزن و همچنین بهبود بازدهی مصرف خوراک در گوساله های شیرخوار شد (01/0>P). صفات عملکردی تحت تاثیر رابطه متقابل بین چربی و سطح پروتئین عبوری قرار نگرفت (05/0<P). از دیدگاه رشد، افزایش سطح چربی سبب افزایش طول بدن و عرض سینه شد و از سویی نیز سطح پروتئین عبوری بالاتر سبب افزایش ارتفاع کفل (هیپ) شد. عرض سینه و همچنین ارتفاع جدوگاه دام ها نیز تحت تاثیر اثر متقابل چربی و سطح پروتئین عبوری قرار گرفت. با وجودی که سطح چربی مصرفی تاثیری بر فراسنجه های خونی نداشت، اما سطح بالاتر پروتئین عبوری سبب کاهش گلوکز خون و همچنین انسولین خون نیز شد (05/0>P). به طورکلی، افزایش سطح چربی در جیره گوساله های شیرخوار پیش از شیرگیری قابل توصیه بوده و درصورتی که مصرف آن با افزایش سطح پروتئین عبوری جیره باشد پاسخ های بهتری از نظر رشد به همراه خواهد داشت.
    کلیدواژگان: اثر متقابل چربی و پروتئین، بازده استفاده از خوراک، گوساله های در حال رشد
  • یوسف نادری * صفحات 145-157
    انتخاب ژنگانی (ژنومی) با بهره گیری از مستندسازی (ایمپیوتیشن) می تواند نقش مهمی در افزایش بهره وری اقتصادی و پیشرفت ژنتیکی صفات آستانه ای ایفا کند. هدف این تحقیق بررسی درستی مستندسازی و تاثیر آن در سطح زیر منحنی مشخصه عملکرد (AUROC) ارزیابی ژنگانی روش های بیز آستانه ای A (TBA) و جنگل تصادفی (RF) در ویژگی های آستانه ای با معماری های مختلف ژنگانی است. داده های ژنگانی برای سطوح متفاوت وراثت پذیری (1/0 و 3/0) ، سطوح مختلف LD (135/0 و 295/0) و شمار متفاوت جایگاه های ویژگی های کمی (108 و 1080) روی کروموزم 27 کروموزم همانند سازی شدند. برای همانندسازی شرایط واقعی برای هر پیش فرض (سناریو) ، از بین 54 هزار نشانگر همانندسازی شده به طور تصادفی اقدام به حذف 50 درصد و 90 درصد نشانگرها کرده و در مرحله بعد با مستندسازی اقدام به پیش بینی نژادگان (ژنوتیپ) نشانگرها کرده و درستی مستندسازی ارزیابی شد. در گام آخر، نژادگان های اصلی و مستند شده با استفاده از روش TBA و RF برای ارزیابی AUROC استفاده شدند. با افزایش سطح LD و کاهش میزان حذف نشانگرها، درستی مستندسازی بهبود یافت. میانگین AUROC پیش فرض های همانندسازی شده برای جنگل تصادفی و TBA به ترتیب 64/0 و 66/0 بود. استفاده از نژادگان های مستند شده با میزان حذف 50 درصد و 90 درصد، به ترتیب AUROC را به میزان 013/0 و 02/0 برای RF و 018/0 و 026/0 برای TBA کاهش داد. به رغم AUROC بالای روش بیز آستانه ای A در پیش فرض های مختلف، روش جنگل تصادفی عملکرد بهتری در شمار بالای QTL نشان داد. به طورکلی استفاده از نژادگان های مستند شده (k5) می تواند راهکار مهمی برای کاهش هزینه های ارزیابی ژنگانی باشد.
    کلیدواژگان: درستی مستندسازی، نبود تعادل پیوستگی، میزان نژادگان ازدست رفته، همانندسازی، AUROC
  • محمد مهدی حاج محمودی، ابراهیم قاسمی *، محمد خوروش صفحات 159-170
    در این پژوهش، تاثیر جایگزینی بخشی از یونجه جیره غذایی با پسماندهای جانبی پر الیاف (تفاله و کاه) بر عملکرد گاوهای شیرده پرتولید بررسی شد. شمار هشت راس گاو هلشتاین پرتولید (5/2±54 کیلوگرم شیر) در قالب طرح مربع لاتین 4×4 به چهار جیره آزمایشی اختصاص یافتند. جیره های آزمایشی حاوی میزان ثابتی ذرت سیلویی (سیلاژ) (2/19%) با نسبت متفاوتی از 1) 2/19% یونجه، 2) 8/3% یونجه، 8/5% کاه گندم و 8/5% تفاله چغندر (کاه-تفاله) ، 3) 8/3% یونجه و 5/8% کاه (کاه) و 4) 8/3% یونجه و 2/10% کاه فراوری شده بودند. سطح انرژی، پروتئین و الیاف (peNDF) در همه جیره ها یکسان بود، ولی الیاف هضم نشده (uNDF) در جیره های حاوی تفاله-کاه و کاه فراوری شده کمتر بود. نتایج نشان داد، جایگزینی یونجه با کاه-تفاله یا کاه فراوری شده منجر به افزایش گوارش پذیری شد (01/0>P). همچنین، خوراک مصرفی در گاوهای تغذیه شده با منبع های الیافی جایگزین بیشتر از گاوهای تغذیه شده با جیره شاهد بود (01/0>P). تولید شیر و ترکیب های شیر تحت تاثیر جیره های آزمایشی قرار نگرفت. از همین رو، کارایی تولید شیر خام با تغذیه جیره شاهد تمایل (08/0=P) به افزایش داشت. کارایی تولید شیر تصحیح شده برای چربی بین تیمارهای آزمایشی اختلافی نداشت. تغذیه با منبع های الیافی مختلف تاثیری بر pHشکمبه، اسیدهای چرب فرار و رفتار جویدن نداشت، اما نسبت استات: پروپیونات (06/0=P) را افزایش داد. جایگزینی بخشی از یونجه با کاه با/بدون تفاله منجر به افزایش گوارش پذیری و خوراک مصرفی شد ولی کارایی شیر خام تولیدی تمایل به کاهش داشت.
    کلیدواژگان: الیاف های هضم نشده، تفاله چغندر، کاه گندم، کنسانتره به علوفه
|
  • Morteza Sattaei Mokhtari, Mohammad Moradi Shahrebabak *, Ardeshir Nejati Javaremi, Guilherme J. M. Rosa Pages 1-9
    In this research the causal structure among calving traits of 29950 first-parity Holstein cattles of Iran including calving difficulty (CD), birth weight of calves (BW) and gestation length (GL) was revealed applying data collected by Iranian Animal Breeding in 131 herds from 1995 to 2004 by Inductive Causation (IC) searching algorithm. Significant structural coefficients were found for causal effects of BW on CD (0.060±0.002) and of GL on CD (0.007±0.002). Furthermore, the causal effect of GL on BW was significant (0.219±0.005). Considering the revealed causal structure, standard and recursive multivariate models were compared applying deviance Information criterion (DIC) and predictive ability of models in terms of two measures including mean square of error and correlation between observed and predicted values. The obtained results revealed the causal effect of BW and GL on CD and the plausibility of recursive multivariate model over standard multivariate one. Therefore, considering the causal structure among calving traits is of crucial importance.
    Keywords: Birth weight, calving difficulty, causal relationships, gestation length, structural equations
  • Akbar Abarghani, Morteza Chaji *, Hormoz Mansori, Morteza Mamouei, Khalil Mirzadeh, Hedayat, Ollah Roshanfekr Pages 11-25
    In present experiment fermantability of three halophyte species including: Atriplex leucoclada (AL), Suaeda fruticosa (SF) and Seidlitzia rosmarinus (SR) in the form of individually or mixed as 0.0, 33.5 66.5 and 100% with each other (9 diets), were evaluated using a compelet randomized design. These halophyte species were collected from southern rangelands of Khuzestan province during autumn and winter grazing season. The diets were different regarding the rate and amount of gas producedtion (P
    Keywords: Ammonia nitrogen, gas production, ME, microbial biomass production, NEL
  • Farhad Vafayi, Ahmad Zareh *, Hamid Kohram, Afshin Seifi, Jamadi Pages 27-32
    The aim of this study was to evaluate the effect of addition of three different permeable (Glycerol, Dimethyl formamide and Dimethyl acetamid) and two different non-permeable cryoprotectant (Trehalose and sucrose) to the extender on freezing capacity of Turkmen stallions’ sperm. Four healthy mature Turkmen stallions (8-10 years old) were used. Collected semen from stallions were processed and pooled after gel removal and before allocating to treatments [glycerol, dimethyl formamide and dimethyl acetamid (5 or 7 percent) and trehalose or sucrose (50 and 100 mM)]. The prepared treatments were frozen according to a standard method. After thawing viability and motility of all treatments were accessed.The results showed that the viability and motility of spermatozoa treated with extender containing 5 or 7 % dimethyl formamide (68.6 ± 0.93 and 63.2 ± 2.22 respectively) or dimethyl acetamid (68.6 ± 1.69 and 63.6 ± 2.76 respectively) were significantly higher than those which treated with 5 or 7 % glycerol (56.8 ± 3.06 and 55.6 ± 1.03 respectively) (P
    Keywords: CASA, cryoprotectant, extender, sperm, stallion
  • Essa Dirandeh * Pages 33-41
    The objective of this study was to compare the effect of five estrous synchronization protocols on ovulatory follicle diameter, progesterone concentration at AI and days 5 and 12 after AI and conception rate in Holstein cows during heat stress. Holstein cows (n=250) with more than 30 kg/d milk yield were randomly assigned to one of 5 experimental groups, 1) ovsynch (OV); 2) presynch-ovsynch (PO); 3) double ovsynch (DO); 4) G7G-ovsynch (G7G) and 5) PG7G-ovsynch (PG7G).Results showed that ovulatory follicle diameter was smaller in cows synchronized with OV protocol compared to other protocols (P˂0.05). Progesterone concentration at days 5 and 12 post AI was lower in OV protocol compared to other protocols (P˂0.05). Conception rates at days 32 and 62 post AI were lower in OV protocol compared to other protocols (P˂0.05).There was no difference among other synchronization protocols (P
    Keywords: Dairy cow, ELISA, heat stress, ultrasonography
  • Hoda Javaheri Barfourooshi, Armin Towhidi *, Hassan Sadeghipanah, Mahdi Zhandi, Saeed Zeinoaldini, Mohammad Hossein Banabazi Pages 43-53
    This study was conducted to evaluate the effects of feeding fish oil compared to palm oil on the expression of genes affecting the mammary gland growth and development in Holstein cows. Ten cows with at least one parturition were randomly assigned to fish oil (FO) or palm oil (PO) groups, from 42 days before expected parturition date up to 63 days of lactation. Blood samples were taken at 21 days intervals and mammary tissue sampling were taken in two-month intervals (seven and 63 days after parturition). There was no significant difference in serum estradiol and progesterone concentration between two groups. The result of gene expression analysis showed that the relative expression of IGF-I gene in the fish oil group decreased (P
    Keywords: Gene expression, Holstein cow, mammary gland, n, 3 fatty acids
  • Jamal Fayazi *, Emran Rostami, Amir Rashidi Pages 55-62
    In this research, cytoplasmic inheritance of yearling mohair weight (YMW) in Markhoz kids were studied by using Bayesian statistical method. Using records which gathered through 1992-2011 in Markhoz goat breeding research station in Sanandaj. GLM procedure of SAS statistical software was used to verify statistical significant of environmental factors on YMW and Gibbs1f90 software, based on animal model and Gibbs sampling, were used to estimate genetic parameters . Environmental factors such as year of birth, maternal age and sex as fixed effects, and animal age and body weight at recording time as covariates were considered in the model. Based on the results of this research, the minimum DIC was detected in Model 12. Which includes direct additive genetic effects, maternal additive genetic, maternal permanent environment and cytoplasmic genetic effects, taking into account the covariance between direct and maternal genetic effects. The ratios of direct additive genetic variance, maternal additive genetic, maternal permanent environment, cytoplasmic genetic on phenotypic variance were respectively 19.27, 6.6, 3.03 and 1.82 percent based on the selected model (model 12). In general, the results showed that selection based on direct genetic potential and partly on maternal genetic can improve the YMW. Due to the significant of cytoplasmic effects to enter the model on one hand and the low value of its variance on the other hand, it can be concluded that the role of Cytoplasmic inheritance as a correction factor is important, but it cannot be considered as selection criteria.
    Keywords: Cytoplasmic inheritance, Gibbs sampling, heritability, Markhoz goat, mohair
  • Farima Aliakbari, Amir Hossein Mahdavi *, Hamidreza Rahmani Pages 63-71
    The aim of present experiment was to investigate the immunochemical characteristics as well as in vitro inhibitory effects of specific and nonspecific egg yolk antibody powder on Staphylococcus aureus growth, as one of the main pathogenic serotypes of Staphylococcus in human and animals. A total of 16 White Leghorn hens (Hy-Line W36) of forty weeks in age were immunized by killed sonicated vaccine after plotting the growth curve and incubating the bacteria until the end of exponential growth phase. This vaccine was prepared eggs were collected daily for 8 weeks, IgY was then isolated and lyophilized by Polson method. The immunochemical properties and growth inhibitory effects of specific and nonspecific sIgY were tested against Staphylococcus aureus. The results showed that the plasma and egg specific activity of IgY against Staphylococcus aureus markedly increased after the first immunization and remained on the highest titer throughout the experimental period (P
    Keywords: Antibacterial effects, immunoglobulin Y, IgY extraction
  • Nahid Parna, Ardeshir Nejati Javaremi, Mostafa Sadeghi *, Rostam Abdollahi Arpanahi Pages 73-81
    Using SNP markers information and genomic evaluation approach, predicting the genetic merit of individuals without phenotypic records is now possible. However, using high-density panels for genomic evaluation of all individuals is not economically feasible. To achieve high genomic prediction accuracy with reasonable price, it is possible to genotype a proportion of animals with high-density panels and the rest of animals with low-density panels then impute them to high-density genotypes. In this study, the effect of three low-density panels (1k, 2k and 4k), genotype imputation to 10k panel and the relationship between reference and validation populations on the accuracy of genomic predictions and also the correlation between the estimated breeding values using panels with different densities in simulated data were assessed. The low density panels genotypes were actually consisting of 10, 20 and 40 percent of 10k markers selected randomly and FImpute was used for genotype imputation. As a general trend, by increasing the density of markers, the correlation between the estimated breeding values was increased using different panels. So, the accuracy of genomic predictions was similar using 4k and 10k genotypes. Moreover, imputing 4k to 10k genotypes, did not improve the accuracy of genomic prediction. However, the accuracy of estimated breeding values was increased after imputation from 1k or 2k to 10k. The accuracy of imputation was decreased when the reference and validation populations were more distant.
    Keywords: Genetic relationship, marker, simulation
  • Hassan Kihani, Yazdi, Seyyed Javad Hosseini, Vashan *, Nazar Afzali, Mohsen Mojtahedi, Ali Allahressani Pages 83-93
    The aim of this study was to evaluate the effects of Pillaring bentonite nanostructure on growth performance, carcass components and blood parameters of broilers challenged by aflatoxin (AF). A total of 128 day-old Ross 308 broiler chicks in a completely randomized design were randomly allotted to 4 treatments, 4 replicates and 8 birds in each. The birds were reared for 35 days. Experimental groups consisted of: negative control (C), positive control (basal diet with aflatoxin) (AF) and two level 0.25 and 0.75 % of Pillared bentonite added to basal diet with aflatoxin B1 (positive control). The Pillaring process increased the concentration FeO (1.99 to 8.42%) and decreased concentration Na2O (2.43 to 0.43 %) in Pillared bentonite as compared to sodium bentonite. The aflatoxin increased feed conversion ratio and enzyme activity ALP and ALT as compared to control diet. Supplementation of 0.25% Pillared bentonite to the infected diet of broilers increased the feed intake and body weight and decreased the concentration of ALT. Addition 0.75% Pillared bentonite increased the concentration of ALT and ALP as compare to positive control. Therefore, the supplementation of Pillared bentonite nanostructure to broiler diets infected with aflatoxin improved the performance and reduced the liver enzyme activity. The results of present research showed that Aflatoxin may had no effect on body weight and feed intake of broilers and the levels of 0.25 Pillared bentonite nanostructure has the best efficient on performance of broiler fed diets contained aflatoxin.
    Keywords: Abdominal fat, cholesterol, feed conversion ratio, liver enzyme, lactate dehydrogenase
  • Milad Manafi *, Fatemeh Mohebi, Mahdi Hedayati, Mojtaba Yari Pages 95-112
    This research was conducted to evaluate the effect of some feed additives compare to Flavomycin growth promoter antibiotic. Experiment was conducted in completely randomized design manner consisting 3 treatments, 5 replicates and 20 hens per each replicate using 300 White Leghorn, Hy-Line W-36 strain. The experimental treatments included: control, Flavomycin growth promoter antibiotic at 0.05% dietary level and feed additive mixture consisting of thyme and oregano plant extracts and propionic acid and zinc supplement at 0.1% dietary level which fed to laying hens for 42 days (3 periods of two weeks each). The results of this study showed that the utilization of feed additive mixture significantly (P
    Keywords: Falvomycin, laying hens, oregano extract, propionic acid, thyme extract, zinc
  • Arash Azarfar *, Farshid Fattahnia, Reza Khodaakhshi Pages 113-122
    The objective of this study was to evaluate the effects of betaine supplementation (B-SUP) and vitamin B12 injection (VI-B12) during the transition period on serum metabolites in dairy cows. Thirty-two over conditioned multiparous Holstein cows assigned into 1 of 4 diets containing: CB (VI-B12), BC (50 g/day B-SUP), BB (VI-B12+ 50 g/day B-SUP) and control (CC) form 21 d before parturition (dbp) to 21 d postparturation (dpp). Blood sample was collected at -7, 2 and 42 dpp to determine serum metabolites of dairy cowand neonatal calves. The serum metabolites were not affected by experimental treatments (P>0.05), except for glucose which was greater in BC and CB as compared to CC and CB treatments (P<0.05). Among enzymatic indexes, a significant decrease was just showed in BB treatment as compared to CB treatment for GGT enzyme (p <0.05). Also, serum metabolites in neonatal calves were not influenced by experimental treatments (P>0.05). In conclusion, B-SUP and VI-B12 improved just glucose amount without any change in other blood parameters. Anyway, more researches can be give suitable results to us, particular if the protected form of the betaine is used.
    Keywords: Betaine, dairy cow, serum metabolites, transition period, vitamin B12
  • Majid Ajafar, Mojtaba Zaghari *, Mehdi Zhandi, Leila Lotfi Pages 123-131
    The aim of this study was to investigate effect of dietary supplementation by high doses of α-tocopherol acetate breeder (20 weeks of age) were used in two groups, standard (n=30; body weight= 3.109±0.169) and heavy (n=30; ±body weight= 3509±0.161) weight. Roosters were individually kept and randomly divided into 10 treatments (in a 2×5 factorial arrangements with six replicates in each group). The experimental treatments were fed a same diet supplemented with different levels of vitamin E (0, 100, 200, 300, 400 mg α-tocopherol acetate/kg diet) for 10 weeks. The heavy weight group received 30% excessive diet than standard group from beginning until the end of the experiment. After 5 weeks of adaptation period, roosters were fed by supplemented diet for 10 weeks. In the end of experiment roosters slaughtered and testicles removed from carcass for morphology and histology analysis. Results showed that vitamin E were significantly increased the size of testis, the number of seminiferous tubules in all treatment group compared to the control group (P ≤ 0.05). As well as, in two body weight groups the weight of testis, left testis diameter, seminiferous tubules diameter, seminiferous epithelium thickness, number of leydig cell and blood vessels were highest in E400 group (P ≤ 0.05). Finally, based on these results, it was concluded that high dose of vitamin E (400 mg/kg diet) improved testis morphology and histology parameters.
    Keywords: Heavy weight roosters, leydig cells, seminiferous tubules, seminiferous epithelium, vitamin E
  • Ahmad Ahmadiyan, Farshid Fatahnia *, Golnaz Taasoli, Mohammad Akbari Graee, Mehdi Kazemi Bonchenari Pages 133-143
    The interaction of fat supplementation (0 and 30 g/kg DM) and by-pass protein level (36 and 40% of dietary CP) was investigated on performance, skeletal measurements and blood metabolites of calf. Forty calves (aging 39 d) were used in a factorial design with four treatments. Experimental diets consisted of; 1) un-supplemented fat with low un-degradable protein (UF-LRUP), 2) supplemented fat with low un-degradable protein (SF-LRUP), 3) un-supplemented fat with high un-degradable protein (UF-HRUP), 4) supplemented fat with high un-degradable protein (SF-HRUP). The results show that supplementing fat in calves increased starter intake, gain as well as feed efficiency (P< 0.01). No performance result was affected with fat-RUP interaction. Considering the growth parameters, fat supplementation improved body length as well as chest width. Greater RUP also increased hip height. The interactions of fat-RUP did affect chest width and wither height as well. However fat supplementation did not affect blood metabolites, greater RUP reduced both glucose and insulin concentrations. In conclusion, fat supplementation may be recommendable after 4 weeks of age in calves and the results would be more favorable if this supplementation would accompanied with greater RUP level.
    Keywords: Fat, protein interaction, growing calves, feed utilization efficiency
  • Yousef Naderi * Pages 145-157
    Genomic selection using imputed genotypes can have an important role in increasing economic efficiency andthe genetic improvement of the threshold traits. The objective of this study was to: investigate the accuracy of imputation and to evaluate its effect on area under receiver operating characteristic (AUROC) of threshold BayesA (TBA) and random forest (RF) algorithms for discrete traits with different genomic architectures. Genomic data were simulated to reflect variations in heritability (0.30 and 0.10), number of QTL (108 and 1080) and linkage disequilibrium (low and high) for 27 chromosomes. To simulate a condition close to reality, we randomly masked markers with 50% and 90% missing rate for each scenario; afterwards, missing genotypes were imputed and imputation accuracy was estimated. In the last step, to evaluate the AUROC of TBA and RF, original or imputed genotypes were used. The accuracy of imputation was improved with increasing level of LD and decreased missing rate. The total average of AUROC values were 0.64 and 0.66 when using RF and TBA, respectively. Comparing to original genotypes, using imputed genotypes with 50% and 90% missing rate decreased the average AUROC about 0.013 and 0.02 for RF and 0.0018 and 0.026 for TBA, respectively. Despite the higher AUROC of TBA at different scenarios, RF showed a better performance in large number QTL. Generally, genomic prediction based on imputed genotypes (5K) can be implemented to reduce of the cost of a genomic evaluation.
    Keywords: AUROC, imputation accuracy, linkage disequilibrium, missing genotype rate, simulation
  • Mohammad Mehdi Hajmahmoodi, Ebrahim Ghasemi *, Mohammad Khorvash Pages 159-170
    In this study, the effectsof partial substitution of alfalfa hay (AH) with high fiber by-products (wheat straw: WS, beet pulp: BP) were evaluated on performance of high producing dairy cows. Eight high yielding cows (54±2.5 kg milk production) were used in a 4 × 4 Latin square design and fed 4 experimental diets. The 4 experimental diets contained constant level of corn silage (19.2%) with different proportions of 1) 19.2% alfalfa hay (CON), 2) 3.8% AH, 5.8% WS, 5.8% BP (WS-BP), 3) 3.8% AH, 8.5% WS (WS) and 4) 3.8% AH and 10.2% treated WS (TWS). Diets were similar in of NEL, CP, and NDF contents but WS-BP and TWS diets had lower undigested NDF (uNDF) level. Results indicated replacement of AH with high fiber sources increased nutrient digestibilities (P < 0.01). Moreover, cows received by-products substitutes showed greater dry matter intake than control cows (P<0.01). Milk yield and milk composition did not differ across treatments. Therefore, this resulted in a tendency for improved milk production efficiency (P=0.08) with feeding CON diet. Efficiency of 3.5% FCM was similar among different diets. Feeding different by-products diets had no effect on ruminal pH, total VFA concentration, and chewing behavior, but tended to increase acetate: propionate ratio (P=0.06). Substituting wheat straw with/without beet pulp for alfalfa hay resulted in improved DM and digestibility but reduced milk production efficiency in high-producing dairy cows.
    Keywords: Beet pulp, economic return, undigested fiber, wheat straw