فهرست مطالب

پزشکی ارومیه - سال بیست و نهم شماره 3 (خرداد 1397)
  • سال بیست و نهم شماره 3 (خرداد 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/03/31
  • تعداد عناوین: 8
|
  • علی اصغر پیروی، محمد تقی اقدسی، مصطفی اشرفی اوصالو، فیروز قادری پاکدل صفحات 159-173
    پیش زمینه و هدف
    تاثیر تمرینات بدنی یا ورزش روی سلامتی بر کسی پوشیده نیست. بیشتر تحقیقات انسانی تاثیر ورزش بدون کنترل در آزمودنی های انسانی را بررسی نموده و امکان بررسی اثرات بازدارندگی الگو و نوع ورزش در جلوگیری از بروز، شدت، و یا شیوع بیماری ها همانند بیماری های تحلیل برنده عصبی در انسان مشکل می باشد. از طرفی توجه به جنبه های مختلف تمرینات بدنی در کشف مکانیسم بازدارندگی آن اهمیت بیشتری داشته و توجه به مدل های حیوانی می تواند مسیر تحقیقات انسانی را جهت دار نماید. این تحقیق برای بررسی اثرات بازدارندگی تمرینات بدنی با شدت متوسط در شیوع عوارض شناختی یادگیری ناشی از تخریب دوطرفه هیپوکامپ متمرکز شده است.
    مواد و روش ها
    در این پژوهش 30 سر موش نرصحرایی سالم نژاد ویستاردر محدوده وزنی 180 الی 220 گرم (سن 4 -5 ماهگی) در شش گروه پنج تایی استفاده شدند. گروه های حیوانی شامل: کنترل سالم، کنترل با تمرین، شاهد سالم، شاهد با تمرین، با تخریب هیپوکامپ با تمرین، و با تخریب هیپوکامپ بدون تمرین تقسیم شدند. تخریب دو طرفه هیپوکامپ در ناحیه CA3 و با استفاده از جریان الکتریکی (10 میلی آمپر، 20 ثانیه) تحت جراحی کنترل شده استریوتاکسیک انجام گردید. گروه های تمرینی پس از یک هفته دوره آشنایی روی نوارگردان، روزانه یک ساعت و به مدت 12 هفته به تمرین شدت متوسط پرداختند. برای ارزیابی یادگیری احترازی شرطی فعال از دستگاه شاتل باکس استفاده شد. ارزیابی یادگیری هر روز 3 نوبت با فاصله حداقل 3 ساعت به مدت 10 روز برای هر گروه انجام شد. هر نوبت شامل 5 بار قرارگرفتن حیوان در شاتل باکس بود. جهت تحلیل داده های کیفی از آزمون متقاطع و داده های کمی از آزمون ANOVA دوطرفه استفاده شد.
    یافته ها
    نتایج این پژوهش نشان داد تعداد موش های تمرین یافته که نسبت به گروه کنترل می توانستند سریع تر یاد بگیرند بیشتر از موش های تمرین نیافته بوده است. اگرچه حیوانات با تخریب دو طرفه هیپوکامپ از نظر هم تعداد دوره ها و هم روزهای مورد نیاز برای رسیدن به سطح یادگیری اجتناب از دریافت شوک الکتریکی نسبت به گروه کنترل، دوره بیشتر و روزهای بیشتری طی کردند ولی در گروه با تخریب هیپوکامپ و با تمرین نسبت به گروه بدون تمرین تعداد دوره ها و نیز روزهای کمتری را برای رسیدن به سطح یادگیری اجتناب از دریافت شوک داشتند.
    بحث و نتیجه گیری
    اگرچه اهمیت ورزش در جلوگیری از بروز و شیوع برخی بیماری ها در انسان مورد تایید و استفاده می باشد ولی تعیین نوع، مدت زمان، شدت، و مکانیسم اثرات تمرینات بدنی هنوز نیازمند بررسی های تکمیل تر می باشند. از طرفی اثرات متفاوت تمرینات بدنی روی پدیده های شناختی هنوز بدقت مورد بررسی قرار نگرفته است. نتایج این پژوهش موید اثرات بازدارندگی تمرینات بدنی بر اختلال یادگیری ناشی از تخریب هیپوکامپ در موش های صحرایی می باشد.
    کلیدواژگان: تمرینات شدت متوسط، اختلال یادگیری، تخریب هیپوکامپ، موش صحرایی، اثر بازدارندگی
  • مقصود نبیل پور*، خدیجه ایراندوست صفحات 174-182
    پیش زمینه و هدف
    تمرینات ورزشی یک راهبرد درمانی موثر، کم خطر برای افراد مبتلا به پرفشارخونی است. بر این اساس هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر تمرینات عملکرد محیطی قلب بر ترکیب بدنی و پاسخ فشارخون در افراد مبتلا به پرفشارخونی است
    مواد و روش کار
    23 مرد مبتلا به پرفشاری خون به صورت تصادفی با شاخص توده بدنی 28-23 و با دامنه سنی 38 تا 43 انتخاب شدند.12 نفر از آن ها به مدت 36 جلسه با سیستم عملکرد محیطی قلب مورد تمرین قرار گرفتند. همچنین 11 نفر به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. فشارخون سیستولی و دیاستولی و چین های پوستی و آزمون های برآورد قدرت یک تکرار بیشینه قبل از شروع تمرین و بعد از اتمام 36 جلسه اندازه گیری شد. از روش های آماری توصیفی و آزمون تی همبسته برای تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شد.
    یافته ها
    یافته ها تی همبسته نشان داد بعد از 36 جلسه تمرین مقاومتی فشارخون سیستولیک و دیاستولیک و چین های پوستی به طور معنی داری کاهش یافت (05/0> P). همچنین در پایان 36 جلسه تمرین گروه تمرین به طور معنی داری در آزمون های یک تکرار بیشینه و ترکیب بدنی و فشارخون سیستولیک بهتر از گروه کنترل بود.
    بحث و نتیجه گیری
    با در نظر گرفت جوانب احتیاط از تمرینات مقاومتی با سیستم عملکرد محیطی قلب برای افراد مبتلا به پرفشارخونی برای افزایش قدرت، ترکیب بدنی و همچنین درمان پرفشارخونی می توان استفاده کرد.
    کلیدواژگان: تمرینات مقاومتی، سیستم تمرینی، پرفشار خونی
  • پیمان عباس نژاد، رسول انتظارمهدی، مرتضی صالحی، جعفر نوروززاده * صفحات 183-188
    پیش زمینه و هدف با توجه به شیوع بالای کمبودید دریافتی در بین زنان ساکن استان آذربایجان غربی اخیرا معاونت بهداشت اقدام به ارائه مکمل حاوی 150μg ید به صورت خوراکی جهت استفاده خانم های باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشت برای مراقبت های بارداری نموده است. این مطالعه باهدف بررسی اثر مکمل ید بر سطوح FT4 و TSH قبل و بعد از ارائه مکمل ید صورت گرفته است.
    مواد و روش کار
    از مهرماه 1394 لغایت اردیبهشت 95، 49 نفر که به مراکز بهداشتی شهرستان مهاباد جهت دریافت خدمات بارداری مراجعه نموده بودند، وارد مطالعه شدند. زنانی که خود یا خانواده درجه یک آن ها دارای سابقه هرگونه اختلالات تیروئیدی داشته و یا بیشتر از 6 هفته از سن بارداری آن ها گذشته بود، از مطالعه کنار گذاشته شدند. خون گیری در هفته های 6، 8، 10، 12، 14 و 16 حاملگی قبل از مکمل ید و در هفته های 19، 24 و 30 بعد از مکمل ید انجام شد. آزمایشات TSH و Free T4 به روش کمی لومینسانس و با دستگاه Liason انجام گردید.
    یافته ها
    میانگین TSH (mIU/L) در سه ماهه اول و دوم و سوم بارداری میانگین به ترتیب 898/1، 270/2 و 392/2 بود. میانگین مقادیر سرمی TSH در مرحله قبل از و بعد از دریافت مکمل به ترتیب: 893/1 و 430/2 بود. فراوانی نسبی موارد حد نرمال تیتر سرمی TSH قبل و بعد از دریافت مکمل به ترتیب: 6/80 درصد و 4/71 درصد بود. داده های حاصل از آنالیز آماری مجذور کای Chi-Square نشان داد که رابطه ی بین دریافت مکمل و فراوانی موارد حد نرمال TSH وجود داشت (0.05> P). در سه ماهه اول و دوم و سوم بارداری میانگین FreeT4 (ng/dL) به ترتیب 916/0، 766/0 و 696/0 بود. میانگین مقادیر سرمی Free T4 در مرحله قبل و بعد از دریافت مکمل به ترتیب 867/0 و 718/0 بود. فراوانی نسبی موارد حد نرمال تیتر سرمی Free T4 قبل و بعد از دریافت مکمل به ترتیب 6/78 درصد و 7/83 درصد بود. رابطه ی بین دریافت مکمل و فراوانی موارد حد نرمال Free T4 وجود نداشت.
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان می دهد که مکمل یاری با ید که باعث افزایش چشمگیر در مقادیر TSH شد ولی در مقابل میزان FT4 کاهش چشمگیری داشت. فراوانی افراد با TSH و FT4 نرمال قبل و بعد از مکمل یاری به ترتیب 6/80، 4/71 و 6/78، 7/83 بود. کاهش میزان هورمون های تیروئید بعد از مکمل یاری ممکن است ناشی از دسترسی ناگهانی به ید (اثر ولف- چیکوف) در مادران باردار با کمبودید که منجر به القای بیوسنتز TSH و کاهش FT4 به صورت موقت می گردد. ارائه مکانیسمی برای تغییرات هورمون های تیروئید بعد از مکمل یاری مستلزم آنالیز پروفیل بقیه هورمون های تیروئیدی که خارج از بحث این مقاله است.
    کلیدواژگان: مکمل یاری ید، بارداری، تیروتروپین، تیروکسین آزاد، TSH، هورمون های تیروییدی
  • شیما جعفری*، عمید طباطبایی، فرزان حیدری صفحات 189-197
    پیش زمینه و هدف
    سندرم پای بی قرار یک اختلال حسی حرکتی شایع است که با احساس ناخوشایند در پاها به خصوص در هنگام استراحت مشخص می شود. این عارضه در بین بیماران کلیوی مرحله آخر شایع است. هدف از این مطالعه ارزیابی تاثیر اسیدفولیک و مقایسه اثر آن با گاباپنتین در درمان سندرم پای بی قرار در بیماران همودیالیزی می باشد.
    مواد و روش کار
    در این مطالعه که به صورت کارآزمایی بالینی دوسویه کور و تصادفی انجام شد ابتدا تمام بیماران همودیالیز 15-65 ساله بیمارستان شریعتی به وسیله کرایتریاهای تشخیصی که توسط گروه بین المللی سندرم پای بی قرار (IRLSSG) ارائه شده بود ازنظر سندرم پای بی قرار غربالگری شدند (35 نفر) و سپس به تصادف 30 نفر بیمار دارای این سندرم که تحت همودیالیز منظم قرار داشتند انتخاب و به صورت تصادفی به 2 گروه تقسیم شدند و تحت درمان با گاباپنتین و اسیدفولیک به مدت 8 هفته قرار گرفتند. شدت سندرم در هر دو گروه توسط پرسشنامه بین المللی سندرم پای بی قرار قبل و بعد از مداخله مورد ارزیابی قرار گرفت و نهایتا اطلاعات به دست آمده توسط نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل شد.
    یافته ها
    میانگین نمره بین المللی سندرم پای بی قرار قبل و پس از مداخله در گروه گاباپنتین برابر با 8.42 ± 26.93 و 13.56 ± 17.87 و در گروه اسیدفولیک برابر با 10.91± 16.82 و 11.22 ± 10.73 گزارش شد. بنابراین آزمون تی زوجی تفاوت معناداری بین میانگین نمره IRLS قبل و پس از مصرف هر دو دارو نشان داد و میانگین نمره IRLS پس از مصرف این داروها به طور معناداری کاهش داشته است. میانگین نمره IRLS در گروه مصرف کنندگان داروی اسیدفولیک بعد از مصرف دارو به طور متوسط 8.33± 6.13 واحد کاهش داشته و در گروه مصرف کنندگان داروی گاباپنتین میانگین نمره IRLS بعد از مصرف دارو به طور متوسط 8.33 ± 9.07 واحد کاهش داشته است. بنابراین نتیجه آزمون تی مستقل تفاوت معناداری بین میانگین کاهش نمره IRLS قبل و بعد از مصرف دارو بین دو داروی گاباپنتین و اسید فولبک نشان نداد (0.05P>). درنتیجه میزان اثر دو دارو در کاهش نمره IRLS تفاوت معناداری نداشته است.
    بحث و نتیجه گیری
    اسیدفولیک به عنوان یک داروی ارزان و کم عارضه می تواند به عنوان درمان اصلی و یا مکمل در کنار درمان های دیگر در بیماران همودیالیز مبتلا به سندرم پای بی قرار مورداستفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: سندرم پای بی قرار، همودیالیز، گاباپنتین، اسید فولیک
  • محمد متینی*، سمیرا بختیارنژاد، دارا دستان، امیرحسین مقصود، محمد فلاح صفحات 198-207
    پیش زمینه و هدف
    تریکومونیازیس یکی از شایع ترین عفونت های غیرویروسی جنسی در سراسر جهان است که موارد مقاوم به درمان این عفونت در حال افزایش می باشد. هدف از این مطالعه بررسی میزان تاثیر عصاره های پسته کوهی در شرایط برون تنی بر روی تریکوموناس واژینالیس بود.
    مواد و روش ها
    عصاره های هگزانی، اتیل استاتی، متانولی و هیدروالکلی پسته کوهی با روش خیساندن تهیه گردید و سپس غلظت های μg/ml 4000، 2000، 1000، 500، 250، 125، 5/62 تهیه و بر روی پنج ایزوله انگل تریکوموناس واژینالیس، در مقابل مترونیدازول، در شرایط هوازی و بعد از 48 ساعت انکوباسیون در دمای C° 5/35، مورد آزمایش قرار گرفت. آزمون (Minimum Inhibitory Concentration) MIC و MLC (Minimum Lethal Concentration) برای هر ایزوله انگل به صورت دوتایی و دومرتبه تکرار گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد انواع عصاره های موردبررسی در برابر تریکوموناس واژینالیس موثر بود. بعد از 48 ساعت انکوباسیون بیشترین اثر مربوط به عصارهای اتیل استاتی و هگزانی با حداقل MIC برابر μg/ml 125 و به ترتیب میانگین MIC برابر 337 و μg/ml 387 و کم ترین اثر مربوط به عصارهای متانولی و هیدروالکی با حداقل و میانگین MIC برابر μg/ml 2000 بود. نتایج آزمون MLC برای عصاره ها برابر نتایج آزمون MIC بود که این موضوع تائیدی بر اثر کشندگی عصاره های مورد آزمایش بر روی انگل می باشد. میزان حساسیت دارویی انگل ها به مترونیدازول از 1/3 تا 2/6 با میانگین و انحراف استاندارد μg/ml 5/1 ± 2/4 به دست آمد.
    بحث و نتیجه گیری
    نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که ترکیبات موجود در عصاره های اتیل استاتی و هگزانی پسته کوهی دارای توان قابل توجهی بر ضد تریکوموناس واژینالیس می باشند که لازم است با جداسازی و شناسایی ترکیبات موجود در این عصاره ها و همچنین انجام مطالعات تکمیلی بر روی آن ها در شرایط برون تنی و درون تنی اطلاعات جامع تری در زمینه خصوصیات ضد میکروبی این گیاه و ترکیبات حاصل از آن کسب گردد.
    کلیدواژگان: تریکوموناس واژینالیس، پسته کوهی، عصاره، مترونیدازول
  • ریحانه شالی، علی نعمتی*، پوران اردلان صفحات 208-216
    پیش زمینه و هدف
    آنژیوژنز (رگ زایی) یک رویداد کلیدی در طول رشد تومور محسوب می گردد. ازآنجاکه سلول های توموری اکسیژن و گلوکز بیشتری نسبت به سلول های طبیعی نیاز دارند، در طول زمان رشد تومورهای جامد، عروق خونی جدید به سرعت در جهت برآورده ساختن نیازهای مواد مغذی افزایش می یابد. ازاین رو هدف قرار دادن و مهار تشکیل رگ های خونی جدید می تواند سبب کاهش تغذیه و دسترسی سلول های توموری به اکسیژن گردد و همین امر سبب مهار رشد تومور می شود. در مطالعه حاضر، اثر نانو ذرات نقره سنتز شده به روش سبز با استفاده از ریشه گیاه Persicaria bistorta بر فرایند رگ زایی بر روی پرده کوریوآلانتوییک جوجه موردبررسی قرار گرفت.
    مواد و روش کار
    برای این منظور 60 عدد تخم مرغ نطفه دار نژاد Ross تهیه شد و در شش گروه به صورت تصادفی تقسیم بندی شدند. دو گروه به عنوان شاهد و شاهد آزمایشگاهی (تیمار شده با حلال) دو روز پس از انکوباسیون در هر تخم مرغ پنجره ایجاد و روز هشتم نمونه ها با غلظت های مختلف (60، 120، 240 و 480 میکروگرم بر میلی لیتر) از نانوذره نقره سنتز شده از گیاه انجبار تیمار شدند. درنهایت در روز دوازدهم تصاویر پرده کوریوالانتوییک با استفاده از استریومیکروسکوپ تهیه و سپس با استفاده از نرم افزار Image J شمارش و اندازه گیری طول رگ ها انجام شد. آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار SPSS و آنالیز آماری یک طرفه ANOVA در سطح معنی داری P <0.05، 0.01، 0.001 انجام شد.
    یافته ها
    بر اساس نتایج به دست آمده نانوذره نقره موردبررسی در غلظت 60 میکروگرم بر میلی لیتر، طول و تعداد رگ های خونی را در مقایسه با گروه شاهد به میزان قابل توجهی (P<0.001) کاهش داد. نتایج حاصل از بررسی اثر نانوذره بر وزن جنین ها تغییر چشمگیری را در مقایسه با شاهد نشان نداد اما قد جنین ها از گروه های تیمار شده با غلظت 240 میکروگرم بر میلی لیتر نانوذره کاهش معنی داری (P<0.01) را نشان داد.
    بحث و نتیجه گیری
    بر این اساس، استفاده از نانو ذرات نقره می تواند به عنوان یک درمان بالقوه علیه آنژیوژنز پاتولوژیک و تومورهای جامد باهدف قرار دادن عروق خونی موردتوجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: آنژیوژنز، نانو ذره نقره، کوریوآلانتوییک جنین جوجه، گیاه انجبار
  • رابطه متغیرهای بالینی صرع با عملکرد شناختی و آشفتگی هیجانی در بیماران مبتلا به صرع مقاوم به دارو
    رقیه معزز، محمد نریمانی * صفحات 217-225
    پیش زمینه و هدف
    با توجه به اهمیت مسائل بیماران مبتلا به صرع مقاوم به دارو در کیفیت زندگی و روند بیماری، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه متغیرهای بالینی صرع با عملکرد شناختی و آشفتگی هیجانی در این بیماران بود.
    مواد و روش کار
    طرح پژوهش از نوع همبستگی می باشد. از بین بیماران مبتلا به صرع مقاوم به دارو دارای پرونده در بهزیستی شهر اردبیل 35 بیمار مبتلا به صرع مقاوم به دارو در دامنه سنی (1پ8 تا 25 سال) در تابستان سال 96 پرسشنامه مربوط به خصوصیات دموگرافیک و بالینی (تعداد داروهای ضد صرع مصرفی و فراوانی حملات تشنجی) بیماری را پاسخ دادند انتخاب نمونه به صورت نمونه گیری در دسترس صورت گرفت. به منظور بررسی عملکرد شناختی از آزمون های شکل تجمعی ری- اوستریت و کارت دسته بندی ویسکانسین و ارزیابی آشفتگی هیجانی از مقیاس لویندا استفاده شد. روش ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون هم زمان برای بررسی داده ها مورداستفاده قرار گرفت. به منظور کنترل سن شروع و مدت زمان ابتلا به بیماری، بیماران با سن شروع (10-5 سال) و مدت زمان ابتلا به بیماری (کم تر از 10 سال) موردبررسی قرار گرفتند.
    یافته ها
    یافته های پژوهش نشان داد که بین متغیرهای بالینی صرع با عملکرد شناختی و آشفتگی هیجانی رابطه معنی دار وجود دارد (01/0p<). همچنین طبق نتایج تحلیل رگرسیون تعداد داروهای ضد صرع مصرفی و حملات تشنجی توان لازم برای پیش بینی عملکرد شناختی و آشفتگی هیجانی در بیماران مبتلا به صرع مقاوم به دارو را دارند. تعداد داروهای ضد صرع مصرفی توان بیشتری در پیش بینی عملکرد شناختی و آشفتگی هیجانی دارد.
    بحث و نتیجه گیری
    متغیرهای بالینی بیماری صرع در عملکرد شناختی و آشفتگی هیجانی بیماران مبتلا به صرع مقاوم به دارو تاثیرگذار است. شناسایی این متغیرها به منظور اجرای مداخلات درمانی مناسب در راستای بهبود کیفیت زندگی و روند بیماری حائز اهمیت است.
    کلیدواژگان: صرع مقاوم به دارو، متغیرهای بالینی صرع، عملکرد شناختی، آشفتگی هیجانی
  • جواد غلامی*، مریم زین العابدینی صفحات 226-239
    پیش
    زمینه و اهداف
    با افزایش روز افزون اهمیت چاپ و انتشار مقالات علمی در ژورنال های معتبر بین المللی ، پژوهشگران در رشته های گوناگون بخصوص در فیلد پزشکی و دانش سخت را به ارتقای سطح نوشتار آکادمیک ملزم نموده است. به منظور ارتقای زبانی مقالات، بسیاری از این نویسندگان پیش از فرستادن مقاله به ژورنال های معتبر جهانی، از ویرایشگران کمک می گیرند. اساتید زبانی که بعنوان ویرایشگران در دسترس نیز فعالیت می نمایند به روش های متعدد با بهره گیری از استراتژی های ویرایشی به بهبود وضعیت زبانی مقالات یاری می رسانند. یکی از این استراتژی ها نوشتن نکات و کامنت های راهنمایی کننده در مقالاتی که ادیت مینمایند می باشد.شایان ذکر است با استفاده از این کامنت ها، توضیحات سودمندی در اختیار نویسندگان مقالات قرار می گیرد. هدف پژوهش حاضر بررسی انواع کامنت هایی است که نویسنده-پژوهشگران ایرانی از ویرایشگران دریافت می نمایند. امید است بدینوسیله اساسی ترین اشکالات و خطاهای زبانی محققان ایرانی در فیلد پزشکی و دانش سخت قابل شناسایی باشد.
    روش
    به این منظور، کامنت های نوشته شده توسط پنج ویرایشگر در دسترس بر 30 مقاله نوشته شده توسط پژوهشگران فیلد پزشکی و دانش سخت به دقت مورد کند و کاو قرار گرفت. کد گذاری و آنالیز داده ها بر اساس Gricean co-operative principles (اصول همیاری گریس: پارامتر های انجام بک مکالمه موفق چه در گفتار و چه نوشتار) صورت پذیرفت.
    نتایج
    نتایج حاکی از آن است که کامنت های ویرایشگران، نویسندگان ایرانی را در 10 زمینه اصلی در خصوص مقالاتشان آگاهی رسانی کرده است که عبارتند از: کاهش زیاده گویی، آگاهی رسانی، بررسی دوباره، رونگاشت، نگهداشتن منظور نویسنده، همخوانی، وابستگی، سامان مندی، گنگی زدایی، و ساختاری. تعداد زیادی از متن اصلی نوشته شده توسط نویسندگان به همراه کامنت های دریافتی در بخش نتایج گردآوری شده اند که این کامنت ها حاوی نکات آموزنده در خصوص نوشتار آکادمیک می باشند.
    پسگفتار: نتایج این تحقیق نشانگر آن است که با توجه هر چه بیشتر نویسندگان کم تجربه فیلد پزشکی و دانش سخت به این نکات دهگانه، توانایی نوشتار آکادمیک محققان ایرانی و میزان اخذ پدیرش ایشان از ژورنالهای معتبر جهانی را به طور چشمگیری ارتقا خواهد داد.
    کلیدواژگان: اساتید زبان انگلیسی، مقاله، نوشتار آکادمیک، نکات آموزشی ویرایش، نویسنده-پژوهشگران ایرانی، ویرایش در دسترس
|
  • Ali-Asghari Peyrouvi, Mohammad-Tagi Agdasi, Mostafa Ashrafi-Osalou, Firouz Ghaderi Pakdel Pages 159-173
    Background and Aims
    Preventive effects of exercise on human health is well documented but there are some challenges about the preventive effects of exercise on the incidence, intensity, or the prevalence of clinical and paraclinical outcomes of neurodegenerative disease. The study of different aspects of exercise in finding the mechanism of prevention is very important. The preventive effects of the moderate treadmill training on the learning impairment due to bilateral hippocampal lesion in the rat were evaluated in this study.
    Materials and Methods
    Thirty male healthy Wistar rats were allocated into six groups with equal (n=5) number called; naïve, control with training, sham with and without training, hippocampal lesion with or without training groups. CA3 of animal hippocampi were lesioned by applying electrical current (10 mA, 20 sec) under control stereotaxic surgery. The trained groups after one-week adaptation had one hour of moderated treadmill training for 12 months. The conditioned active avoidance learning was assessed by shuttle box apparatus. Learning assay included 3 sessions daily with 5 trials in each and 3 hours inter-session interval for 10 days. Crosstab and two-way ANOVA were used for statistical evaluation with p
    Results
    The results showed that the number of trained animals in achieving improved learning was greater compared with untrained animals. Although animals with the bilateral hippocampal lesions had learning impairment compared with the control; the trained lesioned animals showed better learning in the trail numbers and days in achieving the level to avoid electrical shock.
    Conclusion
    Although exercise preventive effects are obvious, the efficacy of exercise type, duration, intensity, and mechanism of action need some other studies. The effects of different forms of exercise on the cognition is not investigated well. Here, the moderate treadmill training showed preventive effects on learning impairment due to bilateral hippocampal lesion in the rats.
    Keywords: moderate exercise training, learning impairment, hippocampal lesion, preventive effect, rat
  • Maghsoud Nabilpour *, Khadijeh Irandoust Pages 174-182
    Background and Aims
    Exercising is an effective and low-risk treatment for people with hypertension. Based on the aim of this study, we evaluated the effect of Peripheral heart action on body composition and blood pressure in people with high blood pressure.
    Materials and Methods
    In this study, 23 men with body mass index of 23-28 and the age range of 38-43 with high blood pressure were randomly selected. Twelve of them were practised by Peripheral heart action training for 36 sessions. Also, 11 people were selected as control group. Systolic and diastolic blood pressure, skinfold, and one-repetition maximum (1RM) test before and after 36 sessions were measured. Descriptive statistical methods and t-correlation were used for data analysis.
    Results
    Definite findings showed that after 36 sessions of systolic and diastolic resistance training, blood pressure and wrinkles decreased significantly (P
    Conclusion
    Finally, resistance training with a peripheral heart action for people with high blood pressure to increase strength, body composition and high blood pressure treatment can be used.
    Keywords: Resistance training, exercise system, high blood pressure, hypertension
  • Peiman Abbasnezhad, Rasool Entezarmahdi, Morteza Salehi, Jaffar Nouroozzadeh * Pages 183-188
    Background and Aims
    A body of evidence indicates high prevalence of maternal iodine deficiency despite adequacy of nutritional iodine status in school age children as a reference population in West Azerbaijan province. Therefore, the present investigation was designed to evaluate the impact of oral iodine supplementation (150 µg/day in the form of potassium iodate) for three months commencing at 12th week of gestation on serum thyroid stimulating hormone (TSH) and free thyroxine (FT4) concentration.
    Materials and Methods
    Between September 2015 and May 2016, healthy pregnant women (n=49) attending the first prenatal checkup were enrolled. Exclusion criteria were any history of thyroid dysfunction and gestation week >6 weeks. Fasting blood samples were collected before iodine supplementation at gestation weeks 6, 8, 10, 12, 14, 16 and post intervention at weeks 19, 24, 30, respectively. Serum TSH and FT4 were measured by LIAISON analyzer (DiaSorin, Italy). Data analyses were performed on SPSS software package (version 23).
    Results
    Mean TSH (mIU/L) at first-, second- and third trimesters were 1.90, 2.27 and 2.3, respectively. Mean TSH before and after intervention were 1.98 and 2.43 (P
    Conclusions
    This investigation reveals that iodine administration was linked with a significant elevation serum TSH levels. On the contrary, no difference was seen in the FT4 concentrations. Prevalence of individuals with normal TSH and FT4 before and after iodine administration were 80.6% and 71.4% vs 78.6% and 83.7%. The transient alternation in TSH and FT4 concentrations after iodine administration is probably related to the surge in iodine (Wolff- Chaikoff effect). Further analyses are needed to get an insight into the impact of iodine supplementation on the thyroid hormone profile during pregnancy.
    Keywords: Iodine supplementation, pregnancy, thyrotropin, free thyroxin
  • Shima Jafari *, Amid Tabatabai, Farzan Heidari Pages 189-197
    Backgrounds & Aims: Restless leg syndrome is a common sensorimotor disorder characterized by unpleasant sensation in the legs especially during rest and inactivity. This is a common complication among patients with end stage renal disease. The aim of this study was to evaluate the effect of folic acid and its comparison with gabapentin in treatment of restless leg syndrome in hemodialysis patients.
    Materials and Methods
    This study was performed as a double-blind randomized clinical trials study and 30 patients undergoing regularly hemodialysis were selected. All of them had diagnostic criteria developed by international restless leg syndrome study group. The patients were divided randomly into two groups and treated with gabapentin and folic acid for 8 weeks. The severity of syndrome in both of them was evaluated by IRLSSG questionnaire before and after the intervention and eventually information were analyzed by SPSS software.
    Results
    Paired t-test results showed a significant difference between the mean IRLS before and after taking both drugs. The average IRLS score significantly decreased after taking these drugs. The result of independent t-test did not show significant difference in reduction IRLS score between gabapentin and acid folic (p>0.05). As a result the effect of the two drugs in reducing IRLS score was not significantly different.
    Conclusion
    Folic acid as a cheap and safe drugs can be used as the main treatment or complement other treatments in hemodialysis patients with RLS.
    Keywords: restless leg syndrome, hemodialysis, gabapentin, folic acid
  • Mohammad Matini *, Samira Bakhtiyar Nejad, Dara Dastan, Amirhossein Maghsood, Mohammad Fallah Pages 198-207
    Background and Aims
    Trichomoniasis is one of the most common non-viral sexually transmitted diseases worldwide that refractory trichomoniasis is increasing. The aim of this study was evaluation of extracts of Pistacia atlantica subsp. Kurdica against Trichomonas vaginalis.
    Materials and Methods
    The extracts of P. atlantica including n-hexane, ethyl acetate, methanol and hydroalcoholic were extracted by maceration. Five T. vaginalis isoleates subjected to extract suscebtibility testing using diferent concentrations consist of 62.5, 125, 250,500, 1000, 2000 and 4000 µg/ml after 48 hrs incubation under aerobic condition and at 35.5 °C. Susceptibility test was performed in duplicate and repeated two times for each isolate.
    Results
    The extracts had potent activity against T. vaginalis. After 48 hrs incubation, the utmost activity was related to ethyl acetate and n-hexane extract with the lowest MIC of 125 µg/ml and mean MIC of 337 and 387 µg/ml, respectively. The minimum activity was related to methanolic and hydroalcoholic extract with the least MIC and mean MIC of 2000 µg/ml. The results of MLC and MIC tests were exactly compatible and they indicate the activity of the extracts on the parasites. The T. vaginalis isolates were susceptible to metronidazole, MICs ranged from 3.1 to 6.2 µg/ml and a mean of 4.2 µg/ml and a standard deviation of 1.5 µg/ml.
    Conclusions
    The results of this study showed that the ethyl acetate and n-hexane extract of P. atlantica have a significant activity aganst T. vaginalis parasite. Therefore, future studies are needed to identify the compounds of the extracts and their antimicrobial properties are evaluated in vivo and in vitro.
    Keywords: Extract, metronidazole, Pistacia atlantica, Trichomonas vaginalis
  • Reyhaneh Shali, Ali Neamati *, Pouran Ardalan Pages 208-216
    Background and Aims
    Angiogenesis is a key event during tumor growth. Since tumor cells require more oxygen and glucose than normal cells and due to tumors quick growth, new blood vessels rapidly increase to meet the nutritional requirements. Hence, targeting and inhibiting the formation of new blood vessels can reduce the nutrition and access of tumor cells to oxygen, which also inhibits tumor growth.. In the present study, the effects of coated silver nanoparticles with Persicaria bistorta on chick embryo chorioallantoic membrane and its antioxidant properties have been investigated.
    Materials and Methods
    The fertilized Ross eggs were distributed randomly and equally into 6 groups. Two groups were considered as control and laboratory control (treated with solvent). In the second day of incubation, a window was created on the eggs, and then in the 8th day after incubation, samples were exposed with various doses (60, 120, 240, 480 µg/ml) of the Ag-NPs. On the 12th day, photographs were taken and the length and number of vessels were measured using Image J software. The length and weight of embryos were measured and compared. The data were analyzed by SPSS software and one way ANOVA at the significance level of p
    Results
    Based on the results, the silver nanoparticles at a concentration of 60 μg / ml reduced the length and number of blood vessels significantly (P
    Conclusion
    Accordingly, the use of silver nanoparticles can be considered as a potential treatment against pathological angiogenesis and solid tumors targeting blood vessels.
    Keywords: Angiogenesis, Silver nanoparticles, Chicken Chorioallantoic membrane, Persicaria bistorta
  • The relationship between clinical variables epilepsy with cognitive function and emotional disturbance in patients with drug-resistant epilepsy
    Roghaye Moazaz, Mohammad Narimani * Pages 217-225
    Background and Aims
    Issues in patients with drug-resistant epilepsy are important due to their impact on quality of life and the course of the disease. The purpose of this study was to investigate the relationship between epileptic clinical variables with cognitive function and emotional disturbance in patients with drug-resistant epilepsy.
    Materials and Methods
    This descriptive correlational study was conducted randomly on 35 patients with drug-resistant epilepsy at age range (18-25) who referred to State Welfare Organization of Ardabil in the summer of 2017 who responded to questioners based on demographic and clinical characteristics of the disease. In order to evaluate the cognitive function, the Wisconsin Card Sorting (WCST) and Rey–Osterrieth complex figure (RCFT) Test, and emotional disturbance analysis from the Lvynda Scale were used. The age of onset and the duration of the disease in patients with age of onset (5-10) and the duration of the disease (less than 10 years) were examined.
    Results
    The findings of this study showed that there was a significant relationship between clinical variables of epilepsy with cognitive function and emotional disturbance (p
    Conclusion
    Clinical variables of epilepsy are effective in cognitive function and emotional disturbance in patients with drug-resistant epilepsy. Identifying this variable is the goal of implementing appropriate therapeutic interventions in order to improve the quality of life and the process of disease.
    Keywords: drug-resistant epilepsy, clinical variables of epilepsy, cognitive function, emotional disturbance
  • Javad Gholami *, Maryam Zeinolabedini Pages 226-239
    Background and Aims
    Increasing pressure for having scholarly publications in accredited English medium journals emphasizes the need to enhance academic writing ability by author-researchers in various fields, especially, in medical and hard sciences. In order to enhance the language of manuscripts, many authors seek assistance from editors prior to submission to high-status journals. Various types of editing assistance are provided by English teachers who act as convenience editors through a range of editing strategies. One of these strategies is putting consulting comments on author's Manuscripts (MSs) to provide them with necessary explanations when there is a frequent or serious inaccuracy in the manuscript. This teaching-based study aimed at tapping a very underexplored area of the types of consulting comments Iranian author-researchers receive from English teacher editors in the process of manuscript editing. In this way, it is possible to find out the main language-related or academic writing-oriented problematic areas in Iranian medical and hard sciences researcher's MSs.
    Material &
    Methods
    To this end, consulting notes put by five Iranian English Teacher Convenience Editors (TCEs) on thirty manuscripts written by Iranian academia in medical and hard sciences were carefully analyzed. Data coding and data analysis were done according to co-operative principles (significant aspects of and requirements for conducting a successful conversation whether in spoken or written form).
    Results
    The findings revealed that Iranian author's edited MSs received marginal tips and comments on ten major areas of language or academic writing. These areas were redundancy reduction, informativeness, rechecking, citation, maintaining the author's intention; consistency, relevance; orderliness, disambiguation, and structural issues. A good number of genuine problematic extracts from the corpus along with the consultation comments were provided in the results section. Moreover, the classified comments included precious teaching-based explanations in any area that editors diagnosed problems or inaccuracies.
    Conclusion
    This study concludes that through paying more attention to these areas, Iranian author's academic writing ability and rate of acceptance for their MSs could be improved.
    Keywords: editing consultation comments, English teacher convenience editors, Iranian author researchers, writing for publication