فهرست مطالب

مطالعات تفسیری - پیاپی 33 (بهار 1397)
  • پیاپی 33 (بهار 1397)
  • 216 صفحه، بهای روی جلد: 130,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1397/04/10
  • تعداد عناوین: 10
|
  • محمدحسن رستمی، محمدحسن ایمانیه صفحات 7-26
    بررسی آیات قرآن و تفاسیر، بیانگر آن است که برخی از آیات دربردارنده مفاهیمی عمیق تر و گسترده تر و محل بحث بیشتر در تفسیر است. یکی از این آیات آیه «و إن خفتم الا تقسطوا فی الیتامی‏ فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی‏ و ثلاث و رباع...» است. چگونگی ارتباط میان شرط و جزا در آیه شریفه، شبهه تحریف قرآن بر اساس روایتی ذیل آیه در کتاب الاحتجاج منسوب به طبرسی، وجوب یا استحباب امر ازدواج، معنای عدالت در آیه و... ازجمله مباحث بسیار مهمی است که مفسران با مطمح نظر قراردادن این آیه، درباره آنها بحث و گفت وگو کرده اند. محتمل ترین نظر درباره ارتباط میان شرط و جزا در آیه شریفه چنین است که «فانکحوا» در آن سد مسد جزای حقیقی؛ یعنی «لا تنکحوهن» باشد. روایتی که ذیل آیه شریفه مبنی بر تحریف آیات قرآن نقل شده نیز به دلیل تعارض با آیات قرآن و سایر روایات مردود است. همچنین امر به نکاح در آیه شریفه به معنای وجوب ازدواج نیست، بلکه چون بعد از حظر است، مباح بودن نکاح را می رساند. در نهایت عدالت مورد بحث در آیه، بنابر فرمایش معصوم، عدالت مالی است و منافاتی با آیه 129 همین سوره که رعایت عدالت عاطفی در میان زنان را ناممکن می شمارد، ندارد.
    کلیدواژگان: آیه 3 نساء، تفسیر فقهی، ازدواج، تعدد زوجات
  • عبدالرسول حسینی زاده صفحات 27-44
    با توجه به توقیفی بودن ترتیب و نظم آیات در سوره ها، ارتباط و هم خوانی اسماء الهی با مضامین آیات امری انکارناپذیر است و آمدن آنها در فواصل آیات بر خلاف تصور برخی مغرضان، حکمت آمیز و همراه با دقت و ظرافت است. دقت در اسماء حسنای الهی در فواصل آیات سوره انفال، پیوند آنها با همان آیه، با آیه پیشین یا پسین و با محتوای کلی چند آیه و موضوع محوری سوره به خوبی روشن می شود. موضوع محور ی سوره انفال جهاد در راه خدا و امدادهای الهی نسبت به مومنان است و اسماء حسنای الهی در فواصل آیات نیز با آن مرتبط است، برای نمونه اسم های «عزیز و حکیم» چهار بار در فواصل آیات این سوره تکرار شده است و اشاره به این دارد که خدای متعال به عزتش مومنان مجاهد را یاری داده و به حکمتش یاری خود را به طرز مناسب عملی می نماید؛ نیز وصف «شدید العقاب» چهار بار در این سوره تکرار شده که در برخی موارد تهدیدی برای کافران لجوج و در برخی موارد هشدار به مومنان است که نصرت الهی برای آنها مشروط است. دو وصف «سمیع و علیم» نیز چهار بار آمده و ناظر به آن است که خدا صدای استغاثه مجاهدان مخلص را شنوا است و از صدق نیت و اخلاص آنها آگاه و مطابق نیات و میزان اخلاص و اندازه پایمردی و استقامت آنان، با آنها رفتار خواهد کرد؛ زیرا معیت خدای متعال پاداش صابران است.
    کلیدواژگان: سوره انفال، فواصل آیات، اسماء الهی، تناسب آیات
  • محمدباقر سعیدی روشن، حامد شمس صفحات 45-62
    در جهان بینی ارائه شده از سوی قرآن کریم هستی، حقیقتی ذو مراتب و در طول و غیرمنفک از یکدیگر است؛ بدین صورت که مراتب نازله آن، رقیقه و تمثل یافته مراتب بالاتر هستند؛ این مراتب مربوط به نشئه غیب بوده، ثابت و زوال ناپذیرند و رابطه بین آنها رابطه ای طولی و اطلاق و تقییدی است و تنزل از مرتبه عالی به مرتبه پایین به نحو تجلی است. قرآن کریم به عنوان تجلی و ظهور علم خدای سبحان نیز چنین هویتی دارد؛ قرآن دارای وجودی مادی و مشهود و وجودی نوری و غیبی است. از وجود غیبی آن تعبیر به حقیقت قرآن می شود و حقیقت قرآن خود امری ذومراتب و مشکک است. تعبیراتی چون: «ام الکتاب»، «کتاب مکنون»، «لوح محفوظ» و «کتاب مبین» در قرآن کریم اشاره به هریک از این مراتب دارد. این پژوهش در صدد تبیین اصل ذومراتب بودن قرآن با توجه به ادله نقلی و با تاکید بر دیدگاه تفسیری علامه طباطبایی است.
    کلیدواژگان: تجلی قرآن، مراتب وجودی، ام الکتاب، تفسیر المیزان
  • اکبر ساجدی صفحات 63-80
    سوره یوسف حاوی نکات ارزشمند اعتقادی، اخلاقی و تربیتی است. ازجمله تعابیری که در این سوره به کار رفته، تعبیر «معاذ الله إنه ربی احسن مثوای» در آیه بیست وسوم این سوره است که در پاسخ به تقاضای شوم زلیخا از زبان حضرت یوسف نقل شده است. حضرت یوسف× با تعبیر «او پروردگار من است و جایگاهم را نیکو ساخته است» به امتناع خود از تقاضای زلیخا تعلیل آورده است. مرجع ضمیر «انه» و مصداق «ربی» محل اختلاف مترجمان و مفسران است؛ آنان غالبا در یکی از سه حالت برگشت ضمیر «انه» به: «عزیز مصر»، «خدا» یا «ارائه ترجمه ای مبهم و دوپهلو» نظرشان را ابراز نموده اند. این مقاله با نگاهی تطبیقی به 40 ترجمه و نزدیک به 80 تفسیر و با دسته بندی نو و دقیقی از ترجمه ها و تفاسیر، بازگشت ضمیر «انه ربی» به هر دو مرجع «عزیز مصر» و «خدا» را با الهام از ترجمه آیت الله مشکینی و تفسیر ابن عاشور تقویت نموده و مبنای اصولی جواز استعمال لفظ واحد در اکثر از یک معنا را شاهد بر این مدعا قرار داده است.
    کلیدواژگان: آیه 23 یوسف، مرجع ضمیر انه ربی، مصداق ربی
  • محمدتقی گل محمدی، علیرضا کمالی صفحات 81-96
    پرداختن قرآن کریم به موضوع حجاب مانند اغلب مباحث اجتماعی، به شیوه تدریجی و براساس مبنای جامعه شناسانه است. خدای متعال بعد از بیان مباحث فطری و زیربنایی حجاب و فرهنگ سازی مناسب، با اشاره به نوع ارتباط زن و مرد و دستور به حفظ فرج و چشم، به بیان چگونگی پوشش و محدوده آن می پردازد. یکی از مهمترین آیات حجاب، آیه 31 نور است که به مباحث جزئی پوشش زنان در برابر نامحرم اشاره دارد. این آیه با وجود تفاسیر متعدد، به خاطر اطلاق برخی کلمات آن و عدم بیان مصادیق جزئی و روایات متفاوت، مورد مناقشه فراوان قرار گرفته است، به ویژه در قرون اخیر به دلیل رواج فرهنگ غربی و نوع نگاه متفاوت به زنان، گروهی تفاسیر رایج پیرامون آیه و نوع پوشش زنان مسلمان را زیر سوال برده و با بیان شبهات، برداشت های متفاوتی را از آیه ارائه کرده اند. این پژوهش با توجه به بیان های متفاوت تفسیری و با در نظر گرفتن شبهات موجود، همراه با استفاده از روایات، آیه فوق را مورد بررسی قرار داده است.
    کلیدواژگان: آیه 31 نور، آیات حجاب، پوشش، زنان، زینت در مسجد
  • سید حمزه عبدالله زاده، سید حسین سیدموسوی صفحات 97-118
    الگو بودن پیامبر| برای بشریت و همچنین حجیت گفتار و کردار و تقریر آن حضرت با سحر شدن او طبق بعضی از روایات توسط لبید بن اعصم یهودی، ناسازگار است. جریان سحرالنبی از طریق برخی از روایات، به مباحث تفسیری وارد شده است. اندیشمندان مسلمان براساس دیدگاه های مختلف فکری مذهبی و با توجه به منابع و مبانی دین شناسی، نظرهای گوناگونی درباره مسحوریت یا عدم تاثیر سحر بر حضرت ارائه کرده اند. مفسران نیز هرکدام براساس مبانی معرفتی خود، با این موضوع برخورد نموده اند. در میان مفسران اهل سنت دو دیدگاه درباره سحرالنبی وجود دارد؛ دیدگاهی که همانند اکثر مفسران شیعه، سحرالنبی را مخالف قرآن و عصمت دانسته و روایات یاد شده را مطرود می داند و دیدگاهی که تاثیر سحر بر پیامبر| را می پذیرد. در نقد دیدگاه دوم باید گفت: اثبات سحر شدن پیامبر| بنابر دلایلی چون موافقت آن با سخن کفار و مخالفت قرآن با آن از یک سو و ضعف سندی روایات از سوی دیگر و همچنین منافات سحرالنبی با عصمت پیامبر| و نزول مکی بودن معوذتین، نادرست است. بدین جهت تفصیل قائلین به تفصیل سحر بین جسم و روح پیامبر| و تاثیر سحر بر بدن آن حضرت نیز قابل قبول نیست.
    کلیدواژگان: تفسیر کلامی، سحرالنبی، جادو شدن پیامبر، عصمت پیامبر
  • مهدی افتخار صفحات 119-136
    درباره مقصود از چیستی زینت در آیات 31 و 32 اعراف: «یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد... قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده» میان مفسران دیدگاه های مختلفی وجود دارد؛ برخی از مفسران از آیات فوق مباح بودن تجمل گرایی یا مستحب بودن آن در نماز را فهمیده اند. از بررسی سه دسته از تفاسیر که جنبه های: صوری، معنوی و هر دو جنبه صوری و معنوی آیات را مدنظر قرار می دهند و نیز توجه به احادیث وارده در ذیل آیات، نتیجه آن می شود که چنین زینت نمی تواند لباس های اهل تجمل باشد، بلکه مقصود آیه در وهله نخست پوشش نماز خواندن و سپس لباس سفید، تمیز و مرتب است و در نهایت خوب است نمازگزار در هنگام اعیاد، بهترین لباس موجود خود را بپوشد و بدیهی است که نباید این لباس، لباس شهرت یا تبذیر و زربفت و حریر (برای مردان) باشد. نمازگزار در کنار لباس ظاهری، باید در نماز و به ویژه در مسجد آرایه های باطنی و معنوی را با خود داشته باشد. لباس تقوا، اخلاق، درک حضور الهی و امثال آن از لوازم نماز است که نمازگزار باید نسبت به زینت گرفتن از آنها در نماز اهتمام ورزد.
  • احسان دباغ، علی احمد ناصح صفحات 137-160
    تاریخ انبیاء بیانگر آن است که برنامه های تمام پیامبران در دعوت به اصول، بدون هیچ اختلافی یکسان بوده، هرگاه پیامبری دعوت خود را با دلایلی آشکار می‏ساخت، قوم او به دو گروه مومن و کافر تقسیم می‏شدند. ایمان، امری است دارای مراتب تشکیکی؛ چرا که قابل شدت و ضعف است. ممکن است برخی از مراتب‏ ایمان‏ به گونه‏ای آمیخته به نوعی از شرک خفی باشد. طبق آموزه های دینی، معیار درجه‏بندی و ارتقاء وجودی مومنان، انجام اعمال صالح و مرضی خدای سبحان است؛ یعنی ایمان و عمل صالح، مکمل یکدیگرند. صلاح و شایستگی فعل و حسن فاعلی بستگی به مرتبه ایمان شخص دارد و در مقابل نقش عمل نیز در ایمان، رقم زدن درجات و مراتب آن است. مسلمان نیز همواره بین مراتب اسلام و ایمان قرار دارد است. تعریف جامع کفر عبارت از انکار الوهیت، توحید، رسالت و ضروری دین با التفات به ضروری بودن آن است. پژوهش حاضر به تحلیل مراتب ایمان و کفر و بررسی تعاریف انحرافی از مفهوم ایمان و رابطه آن با عمل در طول تاریخ اسلام و تاثیر آن در ایجاد گروه هایی چون خوارج، مرجئه، معتزله و اشاعره می پردازد و در صدد کشف مهم ترین انحراف در دیدگاه های صدر اسلام و قرون اولیه اسلامی پیرامون تعریف اصطلاحی ایمان و ارتباط آن با عمل است.
    کلیدواژگان: تفسیر کلامی، ایمان و کفر، خوارج، مرجئه
  • هاشم کدکنی، محمد فاکرمیبدی صفحات 161-178
    شبهه اقتباس قرآن کریم از عهدین یکی از شبهات اساسی مستشرقان به قرآن است. یکی از دلایل قائلان به این شبهه، شباهت هایی است که بین قرآن و عهدین وجود دارد و برخی موارد آن در قصص قرآن و داستان های عهد عتیق جلوه گر شده است. با مقایسه تطبیقی تفسیر قصص قرآن و داستان های عهد عتیق و استخراج تفاوت های آن می توان به این شبهه پاسخ گفت. یکی از این نقل های مشترک، حکایت درخواست پادشاه توسط بنی اسرائیل است که در نتیجه خدای متعال فردی را به عنوان پادشاه قوم برمی گزیند. این فرد در قرآن «طالوت» و در عهد عتیق «شائول» نام دارد. در این قصه شباهتی اندک و تفاوت هایی بسیار میان نقل قرآن و عهد عتیق مشاهده می شود؛ شیوه نقل حکایت و قصص در قرآن و عهد عتیق متفاوت است و پیامبران و شخصیت های برجسته در عهد عتیق هیچ گونه تقدسی ندارند. قرآن داشتن تخصص و دانش و همچنین توانایی و قدرت جسمانی را شرط لازم برای رهبری می داند ولی در عهد عتیق فقط به قدرت جسمانی اشاره شده است. روایات تفسیری و بیان تفاسیر نیز در این زمینه گاه هم سو با عهد عتیق و گاه متفاوت با آن است.
    کلیدواژگان: بررسی تطبیقی، قرآن و عهدین، عهد عتیق، طالوت، شائول
  • محمدعلی تجری، محسن دلیر صفحات 179-192
    تفسیر که به پرده برداشتن از چهره کلمات و جملات آیات قرآن تعریف شده، روش هایی دارد که ازجمله آنها روش تفسیر قرآن به قرآن است. در این روش برخی با ادعای کفایت قرآن برای بیان معانی خویش، نیازی به استفاده از روایات در تفسیر آیات نمی بینند. در میان تفاسیر شیعه، ازجمله تفاسیر مدعی پیروی از این روش، تفسیر تسنیم است. در این تفسیر که تکمله تفسیر المیزان شمرده شده، مفسر با جدا نمودن بخش روایی از بخش تفسیر، تلاش کرده در کشف مدالیل و مقاصد آیات از خود آیات کمک گیرد، ازاین رو مفسر از قرآن بسندگان در تفسیر شمرده شده است. این مقاله با مروری در این تفسیر، نشانگر آن است که نمی توان مفسر را از قرآن بسندگان در تفسیر شمرد؛ زیرا به جز در بخش «بحث روایی» و قسمت های «اشارات و لطائف» در بخش تفسیر این کتاب نیز در مواردی از روایات استفاده شده است و این خود نقضی بر ادعای قرآن بسندگی در این تفسیر و نشانی از عدول مفسر از مبنای خود در تفکیک جایگاه تفسیر قرآن به قرآن از مباحث روایی است. این موارد اغلب در تعیین مصداق و کشف مراد از واژگانی است که در معنای آنها ابهام وجود داشته است.
    کلیدواژگان: سوره بقره، تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر تسنیم، قرآن بسندگی
|
  • Mohammad Hassan Rostami, Mohammad Hassan Imaniyeh Pages 7-26
    A survey of the Quranic verses and commentaries make it clear that some verses carry deeper and broader concept and demand further study. One of these verses is: And if ye fear that ye will not deal fairly by the orphans, marry of the women, who seem good to you, two or three or four. The relationship between the condition and its following sentential part in the verse, the claim of distortion of the Quran as mentioned under the verse in Tabarsi`s Al-Ihtijaj, vujub or istihbabe marriage and meaning of justice in the verse, etc have been among the subjects attracting commentators` much notable attention. The most probable view of the relationship between the condition and its following part in the verse is that (ye) marry should be taken as the sentential part following conditional sentence. The narration mentioned concerning the distortion of the Quran, due to its conflict with the verses of the Quran and other narratives is also rejected. Again, command to marriage in the verse does not mean necessity of it, but it seems to be recommended. Finally, the justice at hand in the verse, according to the pure`s sayings, is financial justice, and, therefore, there may not be found any contradiction with the verse 129 of this chapter which makes it impossible to establish emotional justice among women.
    Keywords: Verse 3 of Nisaa, Feqhi Interpretation, Marriage, Polygamy
  • Seyyed Abdolrasoul Hosseinizadeh Pages 27-44
    As the order of the verses of the Quran in chapters may not be considered changeable, the relation and agreement of the Divine Names with the meanings of the verses may not be doubted and, contrary to what said by opponents, their occurrence at the end of the verses is wisely and reasonable. Exact consideration in the Divine Names at the ends of the verses of Anfal, their link with the same verse, the previous verse and the next and with the whole meaning of some verses and the content of the whole chapter is clearly explained. The central issue of Anfal is jihad for God and the unseen Divine helps to believers, the Divine Names at the Ends are also of a meaningful relation with it. For example, the Names of Aziz and Hakim are repeated four times throughout the verses of this surah and refers to the fact that the Almighty God has helped his mujahid believers in accordance to His Wisdom; the Name shdid al-iqab has been repeated four times in this sura, which in some cases threatens obstinate unbelievers and, in some cases, warns believers that Divine assistance is limited. Two Names of Sami` and Alim have also come four times, and it is apparent that God is hearing the sound of the plea for the somber mujahid, and He will be aware of their truthfulness and sincerity and will treat them in accordance with the intentions and amount of sincerity and their steadfastness. Because the virtue of the Almighty God is the reward of the steadfast.
    Keywords: Surah Anfal, intervals of verses, divine names, proportion of verses
  • Muhammadbaqir Saeedi Roushan, Hamed Shams Pages 45-62
    In the ontology presented by the Quran, existence is known as a truth of gradation, essential order and inseparability so that its lower grades are degraded and exemplified orders from its higher grades. The latter are known as the unseen qualified with stability, unchangeable nature and longitudinal relation of absoluteness and limitation; the reality that descends from high grade as manifestation. The Holy Quran, as the manifestation and appearance of the knowledge of God, the Exalted, also has such an identity; the Quran, therefore, has a material and visible existence and, at the same time, a lighted and invisible existence of which the latter is known as the essence of the holy Quran, the fact being of grades. Such phrases: Umm ul-kitab, kita ul-maknoon, louhi mahfuz and kitab um-mobin in the Holy Quran refer to each of these levels. This research seeks to explain the principle of the Quran's state of being gradational on the basis of reasonable and traditional proofs with an emphasis on Allamah Tabatabai's exegetic view.
    Keywords: Manifestation of the Quran, Existential Grades, Umm al-Kitab, Commentary of Al-Mīzān
  • Akbar Sajedi Pages 63-80
    Surah Yusuf contains valuable points in the field of religious articles of faith, morality and education. Among the statements used in the surah is: I seek refuge in Allah! Lo! He is my Lord, Who hath treated me honorably; is in the verse 23 quoted by the Prophet Yusuf (a) in response to the evil demand of Zulaykha. By such a statement in response to her deman, the Prophet has based his refusal on a powerful reasoning. The name referred to by innahu and the thing referred to by rabbi have been a subject of dispute among the translators and commentators of the Quran; they are often in one of the three modes of: returning the pronoun ana to the Aziz of Egypt, returning it to God or presenting vague and ambiguous translation. Studying forty translations and about eighty commentaries comparatively, giving the translations and commentaries in a new and exact classification and relying on Ayatollah Meshkini`s translation and Ibn Ashur`s commentary, this paper supports the views knowing the pronoun in innahu as returning to the Aziz of Egypt and God both. It has taken the usuli basis for using a single word in more than one meaning as an evidence.
    Keywords: Verse 23 of Joseph, the Pronoun, Innahu Rabbi, Extension of Rabbi
  • Mohammadtaqi Golmohammadi, Alireza Kamali Pages 81-96
    The holy Quran`s attending to the subject of hijab, like most social subjects, is in a gradual way and based on a sociological basis. God, the Almighty, having explained natural and fundamental problems of hijab and preparing appropriate cultural ground and making a reference to a lawful relation between man and woman as guarding one`s modesty and eye, attends to the how and limit of hijab. One of the most important verses in the field is 31 of Noor light, which describes women`s lawful dressing in detail. Despite numerous interpretations, due to the absoluteness of some of its words, lack of exact examples and contrary traditions the verse has been disputed, especially in the recent centuries due to the prevalence of Western culture and a different view on women. Some view common interpretations of the verse critically and give contrary ideas in the field. Regarding various comments, demurs and the traditions of the subject, the paper has studied the verse.
    Keywords: Verse 31 Light, Hijab verses, cover, women, adorned in the mosque
  • Seyyed Hamzeh Abdullah Zadeh, Seyyed Hossein Seyyed Mousavi Pages 97-118
    The Prophet's position as an example for humanity, as well as the authority of his speech and deed, and his taqrir, may not be in agreement with his being enchanted by Labid Ibn A`sam, a Jewish, as mentioned in some traditions. The problem of the Prophet`s being enchanted has entered into interpretive discussions through some traditions. Muslim scholars and commentators, with regard to their different religious views, sources and principles, have given various views in the field. Among Sunni commentators, there may be found two views on Sihr an-Nnabi; one is like that of most Shia commentators on which Sihr-an-Nnabi is opposed to the Quran and infallibility, they refute these narrations and the other is the view accepting influence of Sihr on the Prophet (s). Criticizing the second view, one may say that the Prophet's being enchanted as being in agreement with disbelievers` sayings and opposite to the holy Quran and the Prophet`s purity as well as documentary failures may not be agreed with. Such being the case, one may not agree with those viewing the Prophet`s body, not His spirit, influenced with magic either.
    Keywords: Theological Interpretation, Sihr an-Nabi, Prophet's Being Enchanted, infallibility of the Prophet's Purity
  • Mehdi Eftekhar Pages 119-136
    There are various views on what meant by the word zinat in the verses 31-32 of A`Araf among commentators. Some have viewed the verses as agreeing with lucidity or as its being recommended in prayer. Regarding various aspects of the verses and the traditions of the field, one may conclude that lucidity is not meant by the verses; they may be taken as referring to clear and white dress when worshipping. As understood, it is better for prayers to use their best dresses in religious ceremonies; needless to say, one is not permitted to use the dress for reputation. In addition to apparel, the worshiper must have spiritual adorements in his prayers, especially in the mosque. Dress of piety, ethics, perceiving divine presence and the like are from the devices of prayer that the worshiper must take care of in prayer.
    Keywords: Verses 31, 32 Aaraf, Feqhi Interpretation, Apparent Adornment, Spiritual Ornament, Prayer Dress
  • Ehsan Dabbagh, Aliahamad Naseh Pages 137-160
    The history of the prophets` life indicates that all of them have followed the same plans to invite people to the principles, without any difference. When a prophet revealed his invitation with some reasons, his addressed people were divided into believers and disbelievers. Belief is a matter of gradation in weakness and strength. Some grades of belief may be somehow mixed up with some kind of hidden idolatry. According to religious teachings, the criterion believers` existential grading and promoting lies in righteous and Divinely satisfied deeds; that is, belief and righteous action may be complement with regard to each other. The goodness and merit of one`s action as well as its agent`s righteousness are based on one`s grade of belief, and again, belief leads to the strength of belief. A Muslim always lives in the grades of Islam and faith. Comprehensively defined, disbelief is denial of Divinity, monotheism, prophecy, and a necessity of religion as such. This study has sought to analyze the grades of belief and disbelief and to examine the misleading definitions of belief and its relationship with action during the history of Islam and its effect in appearance of such groups as Kharijites, Murjieh, Mutazilites and Asharites, and attempts to discover the most important deviation in the views during the early days and centuries of Islam in the field.
    Keywords: Theological Interpretation, Belief, Disbelief, Kharijites, Murjieh
  • Hashem Kadkani, Mohammadi Faker Meybod Pages 161-178
    One essential doubt of the orientalist lies in the claim knowing the Quran as taking materials from the Old Testament and the New Testament. One reason for the claim is the similarities found between the Quran and the Testaments, some of which have been manifested in the stories mentioned in the Quran's and in the Old Testament. Studying the commentary of the stories in the two books comparatively and perceiving the differences, one will find the truth as being contrary to the claim. One common story of the two is that on which the children of Israel have demanded God to send them a king and so did He. The king is named Talut in the Quran and Saul in the Old Testament. In this story, there is little similarity and numerous dissimilarities between the Quranic verses and what said in the Old Testament. The style of the Quranic statement and stories differs from that in the Old Testament; in addition, there may not be found any sanctity for prophets and great figures in it. The Quran considers knowledge, expertise, ability and physical power as necessary for a religious leader; the Old Testament, however, regards physical strength to be necessary only. Interpretative narratives and the expressions of commentaries of the story may be viewed similar in some cases and different in some others.
    Keywords: Comparative Study, the Quran, Old Testament, Talut, Saul
  • Muhammadali Tajri, Mohsen Delir Pages 179-192
    Interpretation defined as revealing the face of the words and sentences of the Quranic verses, has methods including the method of Quran to Quran commentary. In this way, some people do not need to use narrations in the interpretation of verses by claiming the adequacy of the Quran to express their meanings. Among the Shia's commentaries, one claiming its being relied on this method is that of Tasnim. In this commentary, counted as a complement of al-Mizan, the author, separating the narrative part of the commentary section, has tried to use the verses themselves in finding the meanings and intentions of the verses, on this basis, the author has been counted among those believing in sufficiency of the Quran in commentary. A review of the commentary, however, would make it clear that the author may not be regarded as those believing in the Quran`s sufficiency in commentary. The reason lies in the fact that the author in the sections other than those of traditions and remarks, in cases has used traditions also. Such an action may be regarded as a breach of the method. The breach cases often have occurred in finding the extensions and intentions of the ambiguous words.
    Keywords: Surah al-Baqarah, Quran to Quran Commentary, the Commentary Tasnim, the Quran Sufficiency