فهرست مطالب

مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی - پیاپی 74 (بهار 1397)
  • پیاپی 74 (بهار 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/04/17
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مقاله پژوهشی
  • هاشم قربانی * صفحات 5-22
    هدف
    هدف این مطالعه، دستیابی به الگویی کارامد برای تدریس «عرفان عملی در اسلام» در مقام یکی از تاثیرگذارترین دروس عمومی دانشگاه ها بود. آسیب‏شناسی تدریس این درس مهم است؛ به کارگیری روش ناکارامد، نتیجه معکوس می‏دهد.
    بنابر این، سخن گفتن از الزامات و راهکار موفقیت‏آمیز آموزشی، با توجه به رواج گونه های مختلف معنویتهای کاذب، ضرورت دارد.
    روش
    بهره‏گیری از روش پیمایشی و آماری و ارائه پراکندگی داده ها بر پایه مطالعات نظام مند چند ترم و نیز به کارگیری روش تحلیلی- توصیفی.
    یافته ها: (1) بر پایه نمودارهای ابتنا یافته بر چهار شاخصه، رشد قابل توجهی از معنویتهای کاذب را شاهد هستیم؛ (2) همچنین انگاره دشوارگی از معنویت اسلامی وجود دارد. (3) راهکار ارائه شده، در تقویت نگرشها نسبت به معنویت اسلامی و کاربردی بودن آن موثر است.
    نتیجه گیری:در این مطالعه با تبیین شیوه مواجهه با آموزش معنویت اسلامی، به راهکار تدریس موفق به عنوان طرح پیشنهادی برای تالیف کتابی آموزشی اشاره شده است. الگوی مد نظر این مطالعه، بر مقایسه استوار است. در الگوی مقایسه‏ای، راه رسیدن انسان به معنویت، با سنجش معنویت راستین و معنویتهای پوشالین و راهبردها و تاکتیکهای آنها طراحی می‏شود.
    کلیدواژگان: معنویت، راهکار، الگوی مقایسه ای، تدریس، کارامدی
  • مهدی فرجی پاک*، غلامرضا اصلانی، عبدالمجید مقامی صفحات 23-40
    هدف
    پژوهش حاضر به بررسی عوامل درون‏سازمانی موثر بر اثربخشیدروس عمومی گروهمعارفاسلامی از دیدگاه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول پرداخته است.
    روش
    این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان شاغل به تحصیل در مقطع کارشناسی دانشکده های علوم انسانی، فنی- مهندسی و پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول در نیمسال دوم سال تحصیلی 95-94 به تعداد 6262 نفر بودند که با روش نمونه‏گیری تصادفی طبقه‏ای نسبتی، تعداد 395 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و ارزیابی دانشجویان از وضعیت گروه معارف اسلامی در خصوص رعایت هر یک از مولفه های درون‏سازمانی(شامل چارچوب و محتوای برنامه درسی، اجرای برنامه درسی و مدیریت برنامه درسی) بررسی شد.
    یافته ها: دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول، گروه معارف اسلامی این واحد را در زمینه عوامل «چارچوب و محتوای برنامه درسی»، مطلوب(بالاتر از حد متوسط)، در زمینه «اجرای برنامه درسی»، مطلوب(در حد متوسط) و در زمینه عامل «مدیریت برنامه درسی»، نامطلوب(پایین‏تر از حد متوسط) و در مجموع، گروه معارف اسلامی این واحد را بر اساس «کل عوامل درون‏سازمانی» نامطلوب ارزیابی کردند.
    نتیجه گیری: لازم است گروه معارف اسلامی واحد دزفول با استفاده از راهکارهای مناسب (مانند استفاده از اساتید هیئت علمی، جلسات هم‏اندیشی، کادر مدیریت قوی و... )، توانمندی این گروه را افزایش دهد.
    کلیدواژگان: گروه معارف اسلامی، ارزیابی، برنامه درسی، چارچوب و محتوا، مدیریت
  • سید محمدحسین نواب * صفحات 41-52
    هدف
    هنر به عنوان زبان قدسی و آسمانی همیشه در کنار دین حضور داشته و بار انتقال مفاهیم دینی را بر دوش کشیده است. در دوران مدرن میان دین و هنر فاصله افتاده است. در این پژوهش به دنبال این بودیم که کدام هنر توان انتقال مفاهیم دینی را دارد و کدام دسته از هنرها چنین توانایی ندارند.
    روش
    نوشتار حاضر در گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه‏ای و در استنتاج از روش توصیفی تحلیلی بهره برده است.
    یافته ها: با ملاک صورت (فرم) می توان نسبت هنر با دین را تعریف و هنر را به دو دسته هنرهای مقرب و هنرهای مبعد تقسیم بندی کرد.
    نتیجه گیری
    هنرهای مقرب هنرهایی اند که امکان تقرب هنر به مفاهیم دینی را فراهم می آورند؛ با این ویژگی که چندان به جزییات نمی پردازند و با کمک نمادها موضوع اثر را به نمایش می گذارند. مخاطب در این دست هنرها، انسانی منفعل نیست؛ بلکه با کمک اوست که اثر هنری تکمیل می‏شود. هنرهای اسلامی بیشتر از نماد استفاده می کنند و به واسطه نماد، منظور خود را به مخاطب منتقل می کنند و آسیبی به مفهوم دینی اثر وارد نمی کنند. هنر مقرب می تواند مفاهیم دینی را با حفظ چارچوب آن به مخاطب منتقل کند؛ اما هنرهای مبعد، هنرهایی اند که تلاش می کنند همه جزییات را به تصویر بکشند و کوچک‏ترین نکته ای را فرو نمی گذارند؛ در حالی‏که تلاش برای نمایش جزییات در امور غیر محسوس، موفقیت‏آمیز نیست؛ زیرا از یک‏سو اصرار دارد تصویر همراه با جزییات امر غیر محسوس را نمایش دهد و از سوی دیگر، تصویری از امر غیر محسوس نزد خود ندارد. در نتیجه، تصویر تحریف‏شده و جعلی از امور غیر محسوس دینی ارائه می دهد. روشن است که این دست هنرها نمی توانند واسط میان مخاطب و پیام دینی باشند.
    کلیدواژگان: انتقال مفاهیم دینی، هنر دینی، سینمای دینی، هنر سمبولیک، هنر مقرب، هنر مبعد
  • کاووس روحی برندق * صفحات 53-74
    هدف
    دوران امامت امام رضا(ع)، دوره طلایی گفتگو و مناظره و اثبات برتری آموزه های قرآنی- اسلامی، به ویژه اسلام شیعی و دکترین امامت و نیاز دین به حجت و واسطه زنده و روزآمد میان خلق و خالق است و مناظره های رضوی(ع) آوردگاه عرضه فکر اهل بیت(ع) از اسلام است. این پژوهش پس از ارائه معیار مراء حق و باطل از دید آیات و روایات، مهم ترین مناظره های بین الادیانی و بین المذاهبی رضوی(ع) را که در ضمن هشت مجلس به نقل شیخ صدوق(ره) در کتاب «عیون اخبار الرضا» تجلی یافته، با هدف کشف اخلاق مناظره و انحصارا با رویکرد تاکید بر ترک مراء و مجادله مذموم در طول مناظره با حریف و با تاکید ویژه بر گریز از توهین به رقیب، که از سخت ترین مصادیق رعایت اخلاق به صورت عملی است، مطالعه کرده است.
    روش
    شیوه گردآوری داده ها در این پژوهش، کتابخانه ای است؛ در نحوه استناد داده ها، از شیوه اسنادی پیروی می کند و در تجزیه و تحلیل مطالب، روش آن تحلیل محتوایی از نوع توصیفی- تحلیلی است.
    یافته ها
    در دو مناظره مهم بین الادیانی و بین المذاهبی امام رضا(ع)، 17 مورد که از ظاهر آنها توهین به رقیب استفاده می شود، قابل پیگیری است.
    نتیجه گیری
    این پژوهش نشان داد که هیچ یک از 17 مورد که به ظاهر کژرفتاری هایی از جمله: نسبت جهل و نادانی و نافهمی به مخاطب؛ نسبت غلط به مخاطب؛ نسبت وسواس فکری به مخاطب؛ نسبت مشابهت با یهود به مخاطب؛ نسبت ویل و ویح به مخاطب؛ خندیدن به مخاطب و... را شامل می شود، عمل ضد اخلاقی و بر خلاف ادب اسلامی نیست.
    کلیدواژگان: مراء، مجادله، مناظره، امام رضا(ع)، توهین
  • قدرت الله قربانی * صفحات 75-92
    هدف
    هدف این تحقیق، تبیین جایگاه عدالت در سنتهای الهی جاری در زندگی فردی و اجتماعی انسان بود.
    روش
    روش تحقیق، بررسی جایگاه عدالت در نظام هستی و مطالعه آیاتی است که مبین سنتهای عدالت محور الهی اند.
    یافته ها
    در خدای کامل مطلق، هیچ نشانی از نقص و ظلم وجود ندارد و در نسبت او با جهان و انسان نیز اصل عدالت حاکم است. این مهم در قرآن به عنوان مبنای سنتهای الهی و اجتماعی قرار می گیرد که آن سنتها بیان کننده اصول کلی عادلانه حاکم بر رفتار فردی و اجتماعی انسان و نتایج عادلانه ناشی از آنهاست. در این زمینه، سنتهایی چون: اختیار، برگشت بدی های انسان به خودش، پیروزی نهایی حق و نابودی باطل، وراثت زمین توسط بندگان صالح خدا، سنت مجازات، مهلت دادن به گناهکاران، پیوند پیروزی و پیروی و نظایر آنها مورد توجه اند، که جریان همیشگی اصول ثابت الهی را نشان می دهند؛ مهم تر از آن اینکه، آنها بیان کننده عادلانه بودن جریان زندگی انسان اند.
    نتیجه گیری
    جریان عادلانه حاکم بر کلیت نظام هستی این پیام حکیمانه را برای ما دارد که خیرات و شرور جهان را با نگاه عاقلانه بررسی کنیم و ضمن اعتقاد به عدالت الهی نسبت به انسانها، مشکلات و مصائب آنها را به طور عقلانی فهمیده، از مواجهه با آنها نهراسیم.
    کلیدواژگان: قرآن، سنت، عدالت، خدا، جهان شمولی، ثبات
  • رضا میرزایی *، سمیه دلیر صف آرای اخگر صفحات 93-112
    هدف
    معنویت به عنوان خواست درونی انسانها باید بازتعریف شده و با تفکیک معنویتهای حقیقی از شبه‏معنویت ها تبیین شود. با معنویت‏زدایی و ترویج عقلانیت محض و مادی‏گرایی، معنویت در سراشیبی بحران قرار گرفته است. قابل توجه است که عنایت به مبانی فکری معنویتهای دینی آنها را کاملا از رقبای بدلی خود تفکیک می‏کند.
    روش
    روش این تحقیق، روش تحلیلی است. با تعریف معنویت و توجه به ابعاد مختلف آن، ویژگی های شبه‏معنویت و مولفه های معنویت دینی بازخوانی شده است.
    یافته ها:تک‏بعدی بودن، داشتن اغراض تشکیلاتی، عدم التزام به دین، داشتن رهبران شکست‏خورده و تناقض‏گویی جزء خصیصه های شبه‏معنویتهاست. مبانی فکری معنویت دینی؛ معرفت و خدامحوری، عقلانیت، معادباوری، علم و عمل و ایمان است. عوامل بحران‏آفرین در مقوله معنویت، شامل معنویت‏زدایی، ظهور شبه‏معنویتها و عدم توجه لازم به مناسک و عبادات است.
    نتیجه گیری:معنویت مورد نیاز بشر، همان معنویت حاصل از آموزه های دین مبین اسلام است و گسترش این معنویت در جامعه، مستلزم آگاهی‏بخشی نسبت به شبه‏معنویتها مثل عرفان حلقه و کی هانی و... است که می‏تواند با بصیرت‏افزایی در این باب مفید بوده و زمینه برون‏رفت‏ از بحرانهای حاصله را فراهم کند.
    کلیدواژگان: بحران معنویت، معنویت دینی، شبه معنویت، شاخصه های معنویت
  • بهزاد بسطامی*، سید حسین حسینی کارنامی صفحات 113-126
    هدف
    هدف نوشتار حاضر، تبیین نظریه به گزینی بر اساس آموزه های وحیانی و تاثیرات آن در سبک زندگی اسلامی به مثابه راهبردی اساسی در مسیر رشد و تعالی، بر مبنای توانایی های ذاتی انسان بود.
    روش
    این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و با اشاره به مفهوم شناسی واژگان دخیل در بحث، به مبادی و مبانی کلامی و قرآنی به گزینی پرداخته و سپس از آثار به گزینی و نقش آن در سبک زندگی اسلامی سخن به میان آورده است.
    یافته ها
    انسان به گزین، با بهره گیری از این نظریه می تواند شاخصه های سبک زندگی خود را، مانند افزایش امید و انگیزه، دیدن افقهای تازه، مقبولیت و محبوبیت اجتماعی، داشتن زندگی طیب و نیکوی دنیوی، برخورداری از تفضلات الهی و منزلت قابل ستایش، بهبود بخشد.
    نتیجه گیری
    فرایند این تحقیق به این نتیجه منتهی می شود که قرآن کریم با تاکید ویژه در استعمال واژه «احسن»، خواسته است که انسان با مجهز شدن به این ابزار فکری، متناسب با ظرفیتهای انسانی اش، سبکی نو در زندگی طراحی و ایجاد کند و در تنگناها و پیچ و خمهای زندگی به دستاویزی برای خروج از بحران و بن بستها چنگ زند.
    کلیدواژگان: به گزینی، سبک زندگی، احسن، رشد
  • احمد ولیعی ابرقویی*، عبدالله محمدی صفحات 127-151
    هدف
    مسئله اصلی این تحقیق، استخراج مبانی عرفانی مکتب حلقه(عرفان کی هانی) اعم از عرفان نظری و عملی و مقایسه آن با موازین علم عرفان، به ویژه عرفان اسلامی بود.
    روش
    روش تحقیق، اسنادی- تحلیلی است. با مراجعه به متون موجود، مبانی عرفانی این مکتب اصطیاد و با ملاکهای سنجش عرفانی که از آرای عرفا و محققان علم عرفان استخراج شده، مقایسه می‏شود.
    یافته ها: سنجش مبانی عرفانی این مکتب با مبانی علم عرفان (به ویژه عرفان اصیل اسلامی)، ضعف مبانی عرفان حلقه را آشکار ساخت.
    نتیجه گیری
    مدعیات عرفانی مکتب حلقه با سه ملاک بنیادین علم عرفان؛ یعنی تواتر، عقل و دین، ناسازگار است. در عرفان عملی، فقدان ریاضت و سلوک و در بخش عرفان نظری، ضعف تحلیل مسئله فقر و وحدت شخصی آشکار است.
    کلیدواژگان: عرفان کیهانی(حلقه)، تواتر، دین، عقل، عرفان عملی و نظری
|
  • Qorbani, H. * Pages 5-22
    Objectives
    The present research aims at proposing an efficient model for teaching “practical mysticism in Islam” as the most effective general university units. There is an important problem that how this unit is taught! Due to the importance of method of teaching this unit, employing inefficient methods is resulted in converse consequences. Thus as for the currency of new spiritualities, discussion about requirements and favorable methods of teaching this unit is important.
    Method
    In this study, we used statistical method and descriptive analysis based on systematical study in some terms of scholastics.
    Results
    (1) Based on the charts with 4 criterions, considerable development of false spiritualities is seen. (2) There are some images that Islamic spirituality is difficult & unreachable. (3) Presenting solution increases positive attitude to Islamic spirituality and has noticeable influence on its efficiency.
    Conclusion
    In this article, we discus solution of favorable teaching & our proposal model can be used in writing new educational books. This model is based on comparison. Comparative model explains the teachings of the mystical schools and analysis their strategies and techniques that appears in right and wrong positions.
    Keywords: spirituality, solution, comparative model, education, efficiency
  • Farajipak, M. *. Aslani, Gh. Maghami, A Pages 23-40
    Objectives
    The present study aims to determine the effective institutional related factors on the efficacy of general courses in Islamic Thoughts faculty from Islamic Azad university students’ point of view.
    Method
    The nature of this study is applied research and the method is descriptive. Participants are all students in 94-95 in second semester in the 3 college: Human Sciences, Technical Engineering and nursing in Dezfoul Azad University. They are6262 students whom 395 are selected by proportionate stratified sampling. Data analysis was done by descriptive and inferential statistics.
    Results
    Dezfoul Azad university students evaluated Islamic Thought faculty desirable in the "framework and content of the courses" and "execution of the courses" but undesirable in the "management of its schedules" and Islamic thought faculty in general.
    Conclusion
    Islamic Thought Department of Dezfoul needs to empower this department by pursuing suitable policies (like using faculty members, holding forums, powerful management staff and etc).
    Keywords: islamic thought faculty, evaluation, framework, content, execution, management
  • Navvab, M.H Pages 41-52
    Objectives
    Art as a sacred language always has been existed next to religion and accepted conveying the religion's concepts. But in the modern age, art has been separated from religion. In the present article the author aims at finding out which kind of art can convey religious concepts and which of them don’t have this potentiality.
    Method
    The methodology in this paper is based on the data collection in the library and describing and analyzing them.
    Results
    According to the art work's form, we can divide the relation between art and religion to two main parts: One group has the potential of conveying religious concepts (the Near-stationed art) and the other doesn’t have this potential (the distant art).
    Conclusions
    The first group of art works has the potential of conveying religious concepts since they have symbolic language and they don’t pay attention to the details more than usual. This group doesnt address audience as a passive person but by his helps the masterpiece of art will be completed. Islamic art tries to convey its massage by symbols and doesnt damage the religious concepts. This kind delivers the Islamic concepts in its frame. On the other side second group tries to show all the details and they don’t miss the smallest point. While illustrating all details in the metaphysics world is not successful because it has to show all details whiles the artist hasn’t seen metaphysic so he illustrates a distorted image by his fantasy. So it is clear that this kind of art cannot convey religious concepts to their audience correctly.
    Keywords: conveying the religion's concepts, the near-stationed art, the distant art, sacred language, symbolic art, religious art, religious cinema
  • Roohi, K. * Pages 53-74
    Objectives
    The age of Imam Reza (AS) is the golden age of dialogue and debate and proof of the superiority of the Quranic teachings of Islam and in particular Shiite teachings and doctrine of Imamate, a period in which religion requires a living and uplifting mediator between the creature and the creator. In this time Imam Razavi's (AS) debates are about offering Ahl al-Bayt's thoughts. This research has been investigated Imam Reza's most important debates with various religions in which Sheikh Sadukh (RA) has outlined them in the book of "Eyoun Akhbar al-Reza" in eight parliaments; after the presentation of the criterion of the right and wrong contention from the view of the verses and narrations, with the aim of discovering the ethics of the debate; exclusively with an emphasis on the abandonment of contention during the debate with the opponent, also with a special emphasis on non-insulting rivals- which is the most important of ethical observance in practices.
    Method
    This paper on the method of gathering materials uses libraries, and on the site of the data, follows attribution style. And the method of analysis of accounts receivable is Descriptive analysis.
    Results
    The results of the survey indicate that in Imam Reza's two important debates with various religions; seventeen cases appear to be apparently insulting the rival.
    Conclusion
    None of the seventeen seemingly immoral behavior is not anti-moral acts, and they are not against Islamic jurisprudence; some of these actions include: attributing ignorance to the audience; attributing wrong to the audience; attributing obsession to the audience; attribute the similarity with the Jew to the audience; Attributing "Weil" and "Vieh" to the audience and laughing at the audience.
    Keywords: amphiboly [mera], contention, debate, imam reza (as), insult
  • Qorbani, Q. * Pages 75-92
    Objectives
    The aim of this paper is to explain the place of justice in divine traditions that process in individual and collective life of human being.
    Method
    The method is to study the place of justice in the whole system of being and in the verses that indicate just divine traditions.
    Results
    The data are indicated that there is no sign of defect and oppression in God, and of his relation to the world and human being, since between them is established justice. This matter is called as social and divine traditions of the Qur’an which explain stable justly rules over our individual and social behaviors and their just consequences. In this case, the Qur’an speaks of some traditions like freewill, returning of human being’s badness to herself/ himself, final victory of right over vain, heritage of the earth by God’s righteous servants, punishment and giving times to sinners, and linking between victory and obeying God and so on. All these traditions show justly rules and lawfulness of human being’s life based on God’s justice.
    Conclusion
    Justly divine process over the whole system of being bears this wise message that we rationally can consider goods and evils of the world, and by believing in divine justice to understand them rationally not to fear of them.
    Keywords: the quran, tradition, justice, god, comprehensiveness, stability
  • Mirzaei, R. *. Delbar Safaraye Akhghar, S Pages 93-112
    Objectives
    Spirituality as the humans’ inside need must be narrated again and explained through separating the true spiritualities with the pseudo ones. By removing spirituality and promoting pure rationality and objectivism, spirituality is put in crisis. It should be noted that the intellectual foundations of religious spiritualities separate them from their false rivals.
    Method
    The research method is analytic. By narrating the spirituality and its different aspects, the specifications of pseudo spirituality and the components of religious spirituality is reconsidered.
    Results
    Unidimensionality, having organizational prejudice, having no obligation to religion, having defeated leaders, and tergiversation are the qualifications of pseudo spiritualities. The intellectual foundations of religious spirituality are knowledge and being God-centered, rationality, believing in resurrection, science and applying it, and belief. In addition, components which cause crisis in spirituality are removing spirituality, the appearance of pseudo spirituality, and neglecting rituals and worshipping.
    Conclusion
    The spirituality required for the mankind is the spirituality coming from Islamic teachings and spreading this kind of spirituality in a society requires warning against pseudo spiritualities such as halgheh (cosmic mysticism). To reach this end, enlightening insight can be beneficial and helps to get rid of any related crises.
    Keywords: spiritual crisis, religious spirituality, pseudo spirituality, spiritual components
  • Bastami, B. *. Hoseini Karnami, H Pages 113-126
    Objectives
    The purpose of the present study is to explain the eclectic theory based on the revelation teachings and to study its role and effects in Islamic life style as a fundamental strategy in the way of man's correct behavior development.
    Method
    The present study enjoys a descriptive-analytic research design which draws on library sources on the Quranic and theological definitions of eclectic and selection.
    Results
    The findings of the study show that the eclectic man as a selector is able to develop and strengthen his life style factors such as hope in life, exploring new horizons, social popularity, welfare, Divine compassion and dignity.
    Conclusion
    The authors of the article conclude that the holly Quran by emphasizing on the usage of the word" best" intends to plan a new life style for human being and finding a way out of crisis and complexities of life.
    Keywords: eclectic, life style, best, correct behavior
  • Valiee Abar Ghooee, A. *. Mohammadi, A Pages 127-151
    Objectives
    The main purpose of this research is the extraction of the mystical principles of the school of Halgeh (cosmic mysticism), both theoretical and practical, and its comparison with the standards of mystic science, especially Islamic mysticism.
    Method
    The method of this research is documentary-analytic, and by reference to the existing texts, the mystical foundations of this school have been gathered and compared with the criteria of mystical assessment derived from mystical opinions and scholars of mystic science.
    Results
    Assessing the mystical bases of this school with the foundations of mystic science (especially the genuine Islamic mysticism) reveals the weakness of the foundations of the mysticism of the Halgeh.
    Conclusion
    The mystical claims of the school of the Halgeh are incompatible with the three fundamental criteria of mystic science, namely, succession, Wisdom, and religion. And it is apparent the lack of austerity and conduct in the practical mysticism, and the weakness of analyzing the issue of poverty and personal unity in the context of theoretical mysticism.
    Keywords: cosmic mystic (halgeh), succession, religion, wisdom, practical, theoretical mysticism