فهرست مطالب

تحقیقات تولیدات دامی - سال هفتم شماره 1 (بهار 1397)
  • سال هفتم شماره 1 (بهار 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/03/31
  • تعداد عناوین: 8
|
  • مقاله پژوهشی
  • ابراهیم ولی، یوسف مصطفی لو، جواد بیات کوهسار *، فرید مسلمی پور صفحات 1-11
    تحقیق حاضر به منظور مقایسه ارزش تغذیه ای و فراسنجه های تخمیری و تجزیه پذیری یونجه مناطق کوهستانی و دشتی در مراحل مختلف رشد (قبل از گلدهی، گلدهی و پس از گلدهی) در چین دوم انجام شد. نمونه های یونجه ها به صورت تصادفی از یک گونه در چین دوم از دو منطقه کوهستانی (یونجه کوهستانی از مراتع برفچال واقع در مینودشت) و دشتی (یونجه دشتی اطراف شهرستان گنبد کاووس) جمع آوری و به آزمایشگاه منتقل شدند. سپس نمونه ها به مدت 48 ساعت در دمای 65 درجه سانتی گراد خشک و با الک یک و دو میلی متری آسیاب شدند. نتایج نشان داد که یونجه دشتی در مقایسه با یونجه کوهستانی دارای چربی خام، ماده آلی و پروتئین خام پایین تری بود. مقدار و نرخ تولید گاز یونجه کوهستانی و دشتی در مراحل مختلف رشد نشان داد که هر دو یونجه (کوهستانی و دشتی) در مرحله قبل از گل دهی پتانسیل تولید گاز بالاتری داشتند (05/0P<). از نظر فراسنجه های تخمینی نیز بین هر دو یونجه در مراحل مختلف رشد اختلاف معنی داری وجود داشت (05/0>P). از نظر فراسنجه های تجزیه پذیری، یونجه کوهستانی در مرحله گل دهی و نوع دشتی در مرحله پس از گل دهی به ترتیب دارای بالاترین و پایین ترین مقدار بخش سریع تجزیه ماده خشک بودند. بر اساس نتایج حاصل از ترکیب شیمیایی، یونجه کوهستانی در مقایسه با یونجه دشتی دارای پروتئین خام و چربی خام بالاتر و از خاکستر خام، الیاف نامحلول در شوینده خنثی و الیاف نامحلول در شوینده اسیدی پایین تری برخوردار بود. به طور کلی، می توان نتیجه گرفت که شرایط آب و هوایی توانسته است ارزش تغذیه ای یونجه کوهستانی را به طور مثبت بهبود دهد.
    کلیدواژگان: ارزش تغذیه ای، شرایط آب و هوایی، مراحل رشد، یونجه
  • موسی زرین، فرهاد صمدیان*، صدیف استادیان، امیر احمدپور صفحات 13-21
    نسبت بهینه اوره به ملاس برای غنی‏سازی بخش علوفه ای جیره نشخوارکنندگان، از عوامل تضمین‏کننده عملکرد تولیدی دام محسوب می شود. این نسبت بسته به نوع و ترکیب شیمیایی بخش علوفه ای خوراک متغیر است. از این رو در مطالعه حاضر، اثر غنی سازی سیلوی کنگر با اوره و ملاس بر کیفیت سیلاژ آن مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش اول در قالب یک طرح کاملا تصادفی با آرایش فاکتوریل 3×3 با پنج تکرار، به بررسی ترکیب شیمیایی و قابلیت هضم آزمایشگاهی علوفه کنگر مرتعی پس از 45 روز غنی سازی با سه سطح اوره (0، 4 و 6 درصد) و سه سطح ملاس (0، 5 و 10 درصد) پرداخت. در آزمایش دوم، قابلیت هضم درون تنی برخی از تیمارهای آزمایشی منتخب مورد سنجش قرار گرفت. نتایج آزمایش اول حاکی از کاهش درصد ADF و NDF در تیمارهای «4% اوره+10% ملاس» و «6% اوره+10% ملاس» در مقایسه با گروه شاهد بود. همچنین قابلیت هضم آزمایشگاهی ماده آلی و قابلیت هضم آزمایشگاهی ماده خشک در تیمارهای «4% اوره+5% ملاس» و «4% اوره+10% ملاس» نسبت به گروه شاهد افزایش یافت. با توجه به نتایج قابلیت هضم درون تنی، قابلیت هضم پروتئین و NDF در تیمار «4% اوره+10% ملاس» در مقایسه با کنگر خشک افزایش یافت. با عنایت به نتایج این آزمایش، بهترین نسبت استفاده از اوره و ملاس به منظور غنی سازی علوفه کنگر، 4% اوره به همراه 5 یا 10% ملاس پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: غنی سازی سیلاژ، قابلیت هضم، کنگر
  • پیمان عینی پور، مرتضی چاجی*، محسن ساری صفحات 23-30
    آزمایش حاضر به منظور یافتن مقدار مناسب استفاده از بقایای لوبیا و یافتن جایگزین مناسب آنها در جیره بره های پرواری انجام شد. برای تعیین ارزش غذایی بقایای لوبیا، ترکیب شیمیایی آن اندازه گیری شد. سپس نه جیره آزمایشی تهیه شدند که در آن ها، مقادیر صفر، 25، 50، 75 و 100 درصد بقایای لوبیا جایگزین کاه گندم یا سیلاژ ذرت شد. از روش تولید گاز و هضم دو مرحله ای برای تعیین قابلیت هضم و تخمیر این جیره ها استفاده شد. غلظت پروتئین و چربی بقایای لوبیا، کاه گندم و سیلاژ ذرت مورد استفاده در آزمایش حاضر به ترتیب برابر با 9/6 و 6/3، 4/7 و 0/9، 8/1 و 0/3 درصد بود. جایگزینی 75 و 100 درصد بقایای لوبیا با کاه گندم و تمام سطوح جایگزینی آن با سیلاژ ذرت منجر به افزایش معنی دار تولید گاز شد. نرخ تولید گاز در جایگزینی 75 و 100 درصد بقایای لوبیا با سیلاژ ذرت نسبت به شاهد و جیره هایی که 25 و 50 درصد بقایای لوبیا با کاه گندم جایگزین شده بود، افزایش نشان داد. بازده تولید توده زنده میکروبی در جیره ای که در آن 100 درصد کاه گندم با بقایای لوبیا جایگزین شده بود، بیشترین مقدار بود (65 درصد) و با جیره شاهد (50/60 درصد) اختلاف معنی داری داشت. جایگزینی بقایای لوبیا تاثیری بر قابلیت هضم ماده خشک و الیاف نامحلول در شوینده خنثی نداشت. بنابراین، سطوح 75 و 100 درصد بقایای لوبیا جایگزین با کاه گندم و یا 25 و 50 درصد به صورت جایگزین با سیلاژ ذرت بهترین نتیجه را نشان دادند و می توان برای استفاده در جیره های پرواری توصیه کرد.
    کلیدواژگان: بقایای لوبیا، توده زنده میکروبی، تولید گاز، هضم پذیری
  • مرتضی جعفراوغلی، عبدالاحد شادپرور *، نوید قوی حسین زاده، محمد کاوسی کلاشمی صفحات 31-40
    به دلیل وجود محدودیت منابع، ارتقاء کارآیی پرورش گوسفند در ایران از اهمیت زیادی برخوردار است. در مطالعه حاضر کارآیی فنی گله های گوسفت مغانی با روش تحلیل پوششی داده ها و در دو حالت ثابت یا متغیر گرفتن بازدهی نسبت به مقیاس مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات سال 1395 نهاده ها شامل کنسانتره، علوفه و نیروی انسانی و ستاده ها شامل گوشت، شیر، پشم و کود از 214 گله گوسفند مغانی به روش مصاحبه حضوری و تکمیل پرسشنامه جمع آوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Deap 2.1انجام شد. میانگین کارآیی فنی با فرض بازده ثابت و متغیر نسبت به مقیاس به ترتیب 971/0 و 978/0 بود که نشان دهنده کارآیی بالا در گله های مورد مطالعه بود. با فرض بازده ثابت نسبت به مقیاس و بازده متغیر نسبت به مقیاس به ترتیب 14 و 25 گله از کارآیی فنی برخوردار بوده و می توانند به عنوان گله مرجع برای گله های ناکارا معرفی شوند. نتایج نشان داد که در شرایط متغیر بودن بازدهی نسبت به مقیاس، کاهش در اندازه گله، نیروی کار، علوفه، کنسانتره، علوفه مرتع و هزینه های بهداشتی به ترتیب به میزان 99/2، 99/2، 63/2، 79/2، 73/2 و 41/6 درصد، منجر به کارا شدن گله های ناکارا با حفظ سطح تولید می شود. برآوردهای بازده نسبت به مقیاس نشان می دهند، عمده گله های گوسفند مغانی دارای بازدهی افزایشی نسبت به مقیاس بوده و می توانند با صرفه های ناشی از مقیاس و کاهش هزینه هر واحد ستاده از افزایش درآمد و سود برخوردار شوند.
    کلیدواژگان: بازدهی نسبت به مقیاس، تحلیل پوششی داده ها، کارآیی فنی، گوسفند مغانی
  • مسعود جعفری *، حسین جانمحمدی صفحات 41-51
    هدف از این آزمایش تعیین قابلیت هضم ایلئومی اسیدهای آمینه کنجاله کلزا به روش تغذیه استاندارد (تغذیه آزاد) و روش تغذیه دقیق (تغذیه اجباری) جوجه های گوشتی بود. در روش تغذیه آزاد از 16 قطعه جوجه نر سویه راس 308 در قالب چهار تکرار از 17 تا 21 روزگی از جیره نیمه خالص با 20 درصد پروتئین خام و حاوی کنجاله کلزا به عنوان تنها منبع پروتئین جیره تغذیه و محتویات ایلئومی در 21 روزگی جمع آوری شد. در روش تغذیه دقیق نیز 16 قطعه جوجه خروس در قالب چهار تکرار در 21 روزگی با 10 گرم جیره نیمه خالص حاوی کنجاله کلزا تغذیه و محتویات ایلئوم چهار ساعت بعد از خوراک دهی جمع آوری شد. محتویات ایلئوم بعد از جمع آوری، منجمد، غلظت اسیدهای آمینه و اکسید کروم اندازه گیری و قابلیت هضم استاندارد شده اسیدهای آمینه محاسبه شد. نتایج نشان داد اسیدهای آمینه لیزین، والین و هیستیدین در روش تغذیه آزاد نسبت به روش تغذیه اجباری و اسیدهای آمینه ترئونین، فنیل آلانین و اسیدآسپارتیک در روش تغذیه اجباری نسبت به روش تغذیه آزاد دارای قابلیت هضم بیشتری بود (05/0P<). در سایر اسیدهای آمینه تفاوتی از نظر قابلیت هضم استاندارد شده در بین روش های تغذیه ای مشاهده نشد. هم چنین میانگین کل قابلیت هضم استاندارد شده اسیدهای آمینه در هر دو روش تغذیه ای مشابه بود. این نتایج نشان داد گرچه قابلیت هضم ایلئومی در برخی اسیدهای آمینه بین دو روش مذکور متفاوت بود، لیکن در بسیاری از اسیدهای آمینه کنجاله کلزا بین روش های ایلئومی (تغذیه آزاد و تغذیه اجباری) تفاوت معنی داری از نظر قابلیت هضم اسیدآمینه ای مشاهده نشد.
    کلیدواژگان: اسیدهای آمینه، جوجه گوشتی، قابلیت هضم ایلئومی، کنجاله کلزا
  • حمید راعی*، رامین نجفی قراجه، محمد امیر کریمی ترشیزی صفحات 53-66
    به منظور بررسی اثرات پودر گیاهان خارمریم و آویشن روی برخی خصوصیات لاشه، فراسنجه های خونی و پاسخ سیستم ایمنی جوجه های گوشتی تغذیه شده با جیره آلوده به آفلاتوکسین B1 (2 میلی گرم در کیلوگرم) طی 1 تا 21 روزگی، 200 قطعه جوجه نر گوشتی راس 308 در پنج تیمار و چهار تکرار (10 قطعه به ازای هر تکرار) در قالب طرح کاملا تصادفی مورد آزمایش قرار گرفت. تیمارهای آزمایشی شامل: 1) جیره شاهد (بدون آلودگی، شاهد منفی)، 2) جیره آلوده به آفلاتوکسین B1 (شاهد مثبت)، 3) شاهد مثبت + 1 درصد دانه گیاه خارمریم، 4) شاهد مثبت + 1 درصد گیاه آویشن، 5) شاهد مثبت + 1 درصد دانه گیاه خارمریم + 1 درصد گیاه آویشن بودند. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که جوجه های تغذیه شده با آفلاتوکسین B1 به تنهایی وزن کبد بالاتری در مقایسه با تیمارهای 1 و 3 داشتند و مکمل سازی جیره آلوده به آفلاتوکسین B1 با دانه گیاه خارمریم سبب کاهش اثرات آفلاتوکسین B1 بر وزن کبد شد (05/0>P). پایین ترین سطح گلوکز خون در پرندگان گروه شاهد مثبت مشاهده شد (01/0>P). افزودن گیاهان خارمریم، آویشن و یا مخلوط این دو به جیره های آلوده به آفلاتوکسین B1 سبب کاهش معنی دار غلظت آلانین آمینو ترانسفراز در مقایسه با گروه شاهد مثبت شد (01/0>P). بالاترین سطح آنزیم آسپارتات آمینو ترانسفراز در گروه شاهد مثبت مشاهده شد و مکمل سازی جیره آلوده به آفلاتوکسین B1 با دانه گیاه خارمریم باعث بهبود در سطح این پارامتر شد (01/0>P). سطح آنتی بادی کل به طور معنی داری تحت تاثیر تیمارها قرار نگرفت، در حالی که مکمل سازی جیره آلوده به آفلاتوکسین B1 با گیاهان خارمریم، ترکیب خارمریم و آویشن به طور معنی داری سبب افزایش معنی دار پاسخ آزمون تکثیر لنفوسیتی و انفجار تنفسی شد.
    کلیدواژگان: آفلاتوکسین B1، آویشن، جوجه گوشتی، خارمریم
  • حسن نبی پور افروزی*، نورمحمد تربتی نژاد، محمود شمس شرق، منصور رضایی صفحات 67-80
    این آزمایش به منظور بررسی اثر استفاده از 2 درصد کنجاله گلوتن ذرت بدون فرآوری و فرآوری شده با آنزیم پروتئاز (mg/kg300) در زمان های مختلف (120، 180 و 240 دقیقه) بر عملکرد، خصوصیات لاشه و فراسنجه های خونی جوجه های گوشتی انجام شد. 240 قطعه جوجه خروس گوشتی سویه تجاری راس 308 با 5 تیمار شامل 1- جیره شاهد 2- جیره شاهد حاوی دو درصد گلوتن ذرت، 3، 4 و 5- جیره شاهد حاوی دو درصد گلوتن ذرت فرآوری شده با آنزیم پروتئاز به ترتیب در زمان های 120، 180 و 240 دقیقه، 4 تکرار و 12 قطعه جوجه در هر تکرار، در قالب طرح کاملا تصادفی به مدت 38 روز پرورش یافتند. طی دوره آزمایش، مصرف خوراک، افزایش وزن و ضریب تبدیل غذایی اندازه گیری شد. در سن 38 روزگی جهت بررسی فراسنجه های خونی و لاشه از هر یک از تیمارها هشت پرنده انتخاب که پس از خون گیری، برخی از پارامترهای خونی مانند گلوکز، پروتئین کل، آلبومین، گلوبولین، تری گلیسرید، کلسترول، HDL-C، LDL-C و VLDL-C اندازه گیری و همچنین اجزای لاشه شامل وزن لاشه، ران ها، سینه، چربی حفره بطنی، کبد، پانکراس، طحال و بورس به صورت درصد بررسی شد. نتایج این آزمایش نشان داد که تغذیه جیره های آزمایشی حاوی 2 درصد کنجاله گلوتن ذرت فرآوری شده با آنزیم پروتئاز در زمان های مختلف سبب افزایش مصرف خوراک (98/3801، 59/3848 و 42/3850 در مقابل شاهد 82/3769 گرم)، افزایش وزن بدن (88/2000، 16/2020 و 27/2033 در مقابل شاهد 82/1888 گرم)، و کاهش ضریب تبدیل غذایی (90/1، 90/1 و 89/1 در مقابل شاهد 99/1) در کل دوره آزمایش شد (05/0P<). در این آزمایش تیمارهای آزمایشی روی اجزای لاشه و فراسنجه های خونی تاثیر معنی داری نداشتند. به طور کلی، نتایج این آزمایش نشان داد که استفاده از کنجاله گلوتن ذرت فرآوری شده با آنزیم پروتئاز در زمان های مختلف در جیره غذایی جوجه های گوشتی سبب بهبود عملکرد شد.
    کلیدواژگان: آنزیم پروتئاز، جوجه گوشتی، زمان های مختلف فرآوری، عملکرد، کنجاله گلوتن ذرت
  • رامین ولی زاده، روح الله کیان فر *، سیدعلی میرقلنج، مجید علیایی صفحات 81-92
    آزمایشی به منظور بررسی اثر پودر زنجبیل و فلفل قرمز در جیره بر پایه گندم بر صفات عملکردی و پاسخ ایمنی هومورال در مرغ های تخم گذار انجام شد. در این آزمایش تعداد 288 قطعه مرغ تخم گذار سویه های لاین W36 در سن 76 هفتگی و بعد از تولک بر اساس درصد تولید و وزن بدن انتخاب و در قالب طرح کاملا تصادفی به صورت فاکتوریل 3×3 با چهار تکرار و هشت مرغ در هر تکرار استفاده شد. فاکتورها شامل سه سطح پودر فلفل قرمز (0، 1 و2 درصد) و سه سطح پودر زنجبیل (0، 1 و2 درصد) بودند. نتایج این آزمایش نشان داد که سطح 2 درصد فلفل قرمز در مقایسه با سطح صفر درصد آن، تولید تخم مرغ (23/71 در مقابل 78/73 درصد)، وزن توده تخم مرغ تولیدی (39/45 در مقابل 53/47 گرم) و میزان ایمنوگلوبین کل و M را به طور معنی داری افزایش داد (05/0P<). همچنین سطح 2 درصد زنجبیل به طور معنی داری در مقایسه با سطح صفر درصد آن، تولید تخم مرغ ( 18/68 در مقابل 85/75 درصد)، وزن توده تخم مرغ تولیدی (34/43 در مقابل 41/49 گرم) و میزان ایمنوگلوبین M را به طور معنی داری افزایش و ضریب تبدیل خوراک و هزینه خوراک برای تولید کیلوگرم تخم مرغ را کاهش داد (05/0P<). اثر متقابل فلفل و زنجبیل بر درصد تولید توده تخم مرغ و ضریب تبدیل خوراک معنی دار بود (05/0P<) به طوری که بهترین اثر زنجبیل بر درصد تولید در سطح یک درصد فلفل مشاهده شد و همچنین بهترین اثر فلفل قرمز در سطح 1 درصد زنجبیل مشاهده شد. به طور کلی نتایج نشان داد که استفاده از 2 درصد پودر فلفل قرمز یا زنجبیل در جیره تاثیر مثبتی بر عملکرد تولیدی و پاسخ ایمنی داشت، ولی در هنگام استفاده توام این دو افزودنی ( 2 درصد زنجبیل و یک درصد فلفل قرمز) عملکرد تولیدی بهتری مشاهده شد.
    کلیدواژگان: ایمنی هومورال، زنجبیل، فلفل قرمز، صفات عملکردی، مرغ تخمگذار
|
  • E. Vali, Y. Mostafaloo, J. Bayatkouhsar *, M. Moslemipoor Pages 1-11
    A study was conducted in order to compare the nutritive value, fermentation and degradability parameters of mountainous and plain alfalfa areas at different growth stages (before flowering, flowering and after flowering) at secondary harvest in four experiments.Alfalfa samples were randomly taken from a second species of the mountainous region (Mountain alfalfa meadows of Barfchal in Minoodasht) and plain (alfalfa plain around the Gonbad Kavous) collected and then transferred to the laboratory. The samples were dried for 48 h at 65°C and with a two-millimeter sieve were milled. Results showed that mountainous alfalfa compared with mountainous alfalfa had higher ether extract, organic matter and crude protein. Extent and rate of gas production were highest at before flowering stage in both mountainous and plain Alfalfa (P
    Keywords: Nutritive value, Climatic conditions, Growth stages, Alfalfa
  • M. Zarrin, F. Samadian *, S. Ostadian, A. Ahmadpour Pages 13-21
    The optimum proportion of urea to molasses in order to enrich forage part of the ruminant ration has been assumed as an important enhancer of the livestock animal performance. This proportion could change depending on type or chemical composition of the forage part. Therefore, the purpose of the current study was to investigate whether digestibility and composition of the Tumbleweed (Gundelia tournefortii) forage could be affected by treating with different proportions of urea and molasses during ensiling process. The first experiment was designed as a 3×3 factorial experiment in completely randomized design with five replicates to study the chemical composition and in vitro digestibility of TF regarding to enriching them by different levels of urea (0, 4% and 6%) and molasses (0, 5 and 10%) for 45 days. In the second experiment, in vivo digestibility of selected ensiling treatments was measured. The results of the first experiment showed that NDF and ADF contents of silages decreased significantly due to enriching by "4% urea% molasses" and "6% urea% molasses", compared to control. Moreover, dry matter digestibility and digestible organic matter of the dry matter were higher significantly in the groups which treated by "4% urea 10% molasses" and"4% urea 5% molasses" compared to untreated control group. According to the result of second experiment, CP and NDF digestibilities were improved by enriching silages with "4% urea% molasses" in comparison with dry tumbleweed. It was concluded that the treatment of silages with 4% urea plus 5 or 10% of molasses would be the best ratio for the enrichment of tumbleweed silages.
    Keywords: Silage enrichment, Digestibility, Gundelia tournefortii
  • P. Eeynipour, M. Chaji *, M. Sari Pages 23-30
    The aim of present experiment was to find the appropriate amount of post-harvested bean by-products (bean residues) in diet of finishing lambs, when was replaced with corn silage or wheat straw in the diet. In this experiment, to determine the nutritional value of bean residues, its chemical composition was measured by standard methods. Then, nine experimental rations were selected as treatment, in which 0, 25, 50, 75 and 100 percent residues of beans were replaced with wheat straw or corn silage. The method of gas production and two-stage digestion was used to determine digestibility and fermentation of these diets. The protein and fat concentrations of bean residues, wheat straw and corn silage used in the present experiment were 6.9, 3.6 and 7.4, and 0.9, 1.8 and 0.3 percent, respectively. Replacing 75 and 100 percent residues of beans with wheat straw and all replacement levels with corn silage, resulted in a significant increase in gas production. The rate of gas production during the replacement of 75% and 100% of the bean residues with corn silage or 25 and 50% with wheat straws were increased compared to the control. The microbial biomass production efficiency was the highest and significantly different with control diet (65 vs. 60.5%, respectively) when replacement of 100% bean residues with wheat straw was done. The replacement of bean residues did not affect the digestibility of dry matter and neutral detergent fiber. Therefore, the 75 and 100% replacement of the bean residues with wheat straw or 25 and 50% with corn silage showed the best result and could be recommended for use in lambs finishing feeding.
    Keywords: Bean residues, Microbial biomass, Gas production, Digestibility
  • M. Jafaroghli, A. A. Shadparvar *, N. Ghavi Hossein-Zadeh, M. Kavoosi Kolashemi Pages 31-40
    As the resources are limited, improving efficiency of sheep farming is of high importance in Iran. In the present study, the technical efficiency of Moghani sheep flocks was investigated using the method of data envelopment analysis, considering constant (CRS) or variable (VRS) returns to scale. Data of year 2015 on inputs for the amount of concentrate, forage and labor as well as outputs including the amount of meat, milk, wool and fertilizer were collected from 214 Moghani sheep flocks through interviews and questionnaires. Data analysis was performed using Deap 2.1 software. The average technical efficiencies with CRS and VRS were 0.978 and 0.977, respectively, showing high efficiency in studied flocks. With CRS and VRS, there were 14 and 25 flocks being technically efficient, respectively, and could be introduced as reference flocks to inefficient ones. The results showed that with VRS, some reduction in flock size, labor, forage, concentrate, rangelands roughages and health costs as 2.99, 2.99, 2.63, 2.79, 2.73 and 6.41 percent, respectively, would let inefficient flocks to become efficient, while maintaining the same level of previous production. The estimates of return to scale showed that most of Moghani sheep flocks had an increasing return to scale, and are able to benefit from scale-based savings and lowered cost per output unit.
    Keywords: Return to scale, Data envelopment analysis, Technical efficiency, Moghani sheep
  • M. Jafari *, H. Janmohammadi Pages 41-51
    The objective of this study was to determine ileal digestibility of amino acids (AA) of canola meal using the standardized ileal digestibility (SID, ad libitum-fed), and a precision-fed ileal broiler assay (force-fed). For the SID, sixteen male Ross 308 broilers were fed a semipurified diet with 20% crude protein and containing canola meal as the only source of protein from 17 to 21 d, with ileal digesta collected at 21 d. For the precision-fed, sixteen )four groups of four chicks( 21-d-old male Ross 308 broilers were precision-fed by 10 g of semipurified diet containing canola meal mixed with chromic oxide, and ileal digesta were collected at 4 h post feeding. Then, ileal digesta samples were lyophilized, AA and chromic oxide concentration determined and standardized ileal digestibility of AA was calculated. Results showed that digestibility values for Lys, Val and His for SID assay were greater than precision-fed assay, and these values were greater for Thr, Phe and Asp for precision-fed assay than SID assay (P
    Keywords: Amino acids, Broiler, Ileal digestibility, Canola meal
  • H. Raei *, R. Najafi-Gharajeh, M. A. Karimi-Torshizi Pages 53-66
    In order to assess the effects of Silibum marianum seed(SMS) and Thymus vulgaris (TM)powderson carcass traits, some blood metabolites and immune system responses of chickens which fed by aflatoxin B1 (AFB1) contaminated diet (2 mg/kg) during 1 to 21 d of age, a total of 200 male broilers (Ross 308) were used in completely randomized design with five treatments and four replicates (10 birds per replicate). The experimental dietary treatments included: 1) control diet (without contamination, negative control), 2) AFB1 contaminated diet (positive control), 3) AFB1 contaminated diet 1% SMS, 4) AFB1 contaminated diet 1 % TM, 5) AFB1 contaminated diet 1% SMS 1 % TM. The results of current study indicated that feeding AFB1 containing diet increased liver weight compared with 1 and 3 groups and supplementation of AFB1 contaminated diet with SMS attenuated effects of AFB1 on liver weight (P0.05), while supplementation of AFB1 contaminated diets with SMS and SMS and TM combination significantly increased lymphocyte proliferation test and respiratory burst in monocytes (P
    Keywords: Aflatoxin B1, Thymus vulgaris, Broiler, Silibum marianum
  • H. Nabipour Afrouzi *, N. Torbatinejad, M. Shams Shargh, M. Rezaei Pages 67-80
    This experiment was conducted to investigate the effect of using 2% untreated and treated corn gluten meal with protease enzyme (300 mg/kg) at three different times (120, 180 and 240 minutes) on broiler chicks performance, carcass characteristics and some blood parameters. 240 commercial strains Ross 308 male broiler chicks with five treatments including: 1. control diet, 2. control diet containing 2% corn gluten, 3, 4, and 5. control diet containing 2% corn gluten meal processed with protease enzyme at 120, 180 and 240 minutes, respectively, four replicates and 12 chicks in each replicate in a completely randomized design were reared for 38 days. During the experiment, feed intake, body weight gain and feed conversion ratio were measured. To evaluate blood parameters and carcass components at 38 d, eight birds from each treatment were selected and after blood samples collection, some blood parameters such as glucose, total protein, albumin, globulin, triglycerides, cholesterol, HDL-C, LDL-C and VLDL-C were measured and also, carcass components including weights of carcass, thighs, breast, abdominal fat, liver, pancreas, spleen and Bursa Fabricius were determined. Results of this study indicated that treatments containing 2% corn gluten meal with protease enzyme processing at different times, increased feed intake (3801.98, 3848.59 and 3850.42 vs. control diet 3769/82 g), body weight gain (2000.88, 2020.16 and 2033.27 vs. control diet 1888.82 g), and reduced feed conversion ratio (1.90, 1.90 and 1.89 vs. control diet 1.99) in total period of the experiment (P
    Keywords: Protease enzyme, Broiler chick, Different processing times, Performance, Corn gluten meal
  • R. Valizadeh, R. Kianfar *, S. A. Mirghelenj, M. Olyaee Pages 81-92
    This experiment was conducted to investigate the interaction effects of ginger root and red pepper powders in wheat based diet on performance and immune response of layer hens. In this experiment 288 hy-line W-36 laying hens in post-molting phase (78 weeks) were assigned to 36 groups in a factorial arrangement with nine treatments and four replicates based on completely randomized design. The experimental factors were included three levels of red pepper (0, 1 and 2% of diet) and three levels of ginger root powder (0, 1 and 2% of diet). Results showed that pepper levels were significantly increased egg production and egg mass of birds (P
    Keywords: Humeral immunity, Ginger, Red pepper, Performance traits, Laying hens