فهرست مطالب

علوم تغذیه و صنایع غذایی ایران - سال سیزدهم شماره 2 (پیاپی 51، تابستان 1397)
  • سال سیزدهم شماره 2 (پیاپی 51، تابستان 1397)
  • تاریخ انتشار: 1397/04/27
  • تعداد عناوین: 11
|
  • علوم تغذیه
  • حسین سلیمانی، الهه طالبی گرکانی*، علیرضا صفرزاده صفحات 1-10
    سابقه و هدف
    پروتئین وی (WP) یکی از فرآورده های شیر با خواص ضد اکسایشی است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر تمرین استقامتی و مصرف WP بر آنزیم های ضد اکسایشی و فشار اکسایشی بافت قلب در رت های تغذیه شده با غذای پرچرب می باشد.
    مواد و روش ها
    در این تحقیق که از نوع تجربی بود چهل سر رت نر نژاد ویستار ابتدا بطور تصادفی به دو گروه کنترل نرمال (C، 8سر) و غذای پرچرب (32 سر) و پس از 9 هفته گروه غذای پرچرب به 4 گروه مساوی شامل: کنترل (CF)، تمرین (TF)، پروتئین وی (WF) و تمرین+ پروتئین وی (TWF) تقسیم شد. تمرین شامل: دویدن روی تردمیل با سرعت 20 متر در دقیقه، 5 روز در هفته، برای 10 هفته بود. مقادیر پراکسیدهیدروژن (H2O2)، گلوتاتیون پراکسیداز (GPX)، سوپراکسیددیسموتاز(SOD) و کاتالاز (CAT) در بافت قلبی به روش الایزا اندازه گیری شد.
    یافته ها
    مقادیر بیشتری از ml/ng 12/164±5/561=H2O2 (005/0=P) و مقادیر کمتری از ml/ng 82/2± 74/18=GPX (001/0=P) و ml/ng 409/0±20/2= SOD (013/0=P) در گروه کنترل پرچرب، در مقایسه با گروه کنترل نرمال، مشاهده شد. سطوح GPX در گروه کنترل نرمال در مقایسه با گروه های WF و TWF پایین تر بود (05/0>P). مقادیر SOD و H2O2 در گروه های تمرین کرده نسبت به گروه های تمرین نکرده و در گروه های مکمل نسبت به گروه های بدون مکمل، بالاتر و پائین تر بود(05/0>P). سطوح CAT در این گروه های تغییر معنی داری نداشت (05/0
    نتیجه گیری
    تمرین استقامتی و WP می تواند تعادل اکسایشی بافت قلبی رت های تغذیه شده با غذای پرچرب را بهبود داده و به کنترل عوارض ناشی از غذای پر چرب در قلب کمک کند.
    کلیدواژگان: کاتالاز، سوپر اکسید دیسموتاز، گلوتاتیون پراکسیداز و پراکسید هیدروژن
  • فاطمه باجی*، مجید کاراندیش، حمید فرهادی راد، میترا عسکری صفحات 11-20
    سابقه و هدف
    تحلیل محتوا از تکنیک های مربوط به روش اسنادی در پژوهش علوم اجتماعی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تحلیل محتوای مقالات تغذیه ای مندرج در پرتیراژترین مجلات عامه پسند اجتماعی فارسی ایران در سال 1394 انجام شد.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر به روش تحلیل محتوا انجام شد. نمونه پژوهش متشکل از 5 مجله عامه پسند اجتماعی دارای بالاترین تیراژ بود. ابزار گرداوری اطلاعات، سیاهه وارسی بود. ضریب کاپا برای تعیین پایایی کدگذاری پیام ها محاسبه شد که با مقدار 73/0 قابل قبول بود. برای بررسی مواد غذایی دارای بیشترین فراوانی و بررسی دقیق تر ارتباط تاثیر مثبت یا منفی آنها روی بیماری های مختلف از تحلیل هم واژگانی استفاده شد. برای این کار با استفاده از نسخه ششم برنامه Ucinetسنجه های مرکزیت آن استخراج و در نهایت نقشه هم رخدادی واژگان با استفاده از برنامه NetDraw ترسیم شد.
    یافته ها
    از مجموع 644 مطلب تغذیه ای شناسایی شده 10810 پیام تغذیه ای استخراج شد. مجله روزهای زندگی با 3615 پیام، بیشترین پیام ها را منتشر کرد. 83/56 درصد مطالب دارای نویسنده مشخص بودند. 5/95 درصد از مطالب نقش آگاهی دهنده داشتند و اغلب پیام ها (21/61 درصد) دارای صحت علمی بودند. مواد غذایی دارای بیشترین فراوانی عبارت بودند از: انواع فلفل، سیر، مرکبات، آب، چای، شیر، انواع مغزدانه ها، ادویه ها، لبنیات، روغن زیتون و بادام. تحلیل هم واژگانی کلیدواژه های مقالات نیز نشان داد مواد غذایی مانند میوه ها و سبزی ها، ویتامین ها و مواد معدنی، انواع مغزدانه ها و قهوه و چای برای درمان یا تقویت ارگان هایی مانند قلب، دیابت، پوست و مو، سیستم گوارشی، افسردگی و انواع سرطان ها مفید و سودمند گزارش شده اند.
    نتیجه گیری
    می توان گفت مطالب تغذیه ای مندرج در مجله های مورد بررسی از صحت علمی نسبی برخوردار بوده اند اما انتظار می رود دست اندرکاران این مجلات بیشتر به مسئله استناد، ذکر منبع، استفاده از نظر متخصصان تغذیه توجه نشان دهند.
    کلیدواژگان: تحلیل محتوا، تغذیه، مجلات عامه پسند، تحلیل هم واژگانی، سلامت، رسانه های گروهی
  • سیدعلی حسینی، عبدالصالح زر*، آرمان قاسمی، امیدرضا صالحی، آرزو خرادمهر، فاطمه فخرایی صفحات 21-30
    سابقه و هدف
    دیابت یک اختلال مزمن است که با هایپرگلیسمی شناخته می شود و جهت درمان و کنترل آن از روش های مختلفی از قبیل ورزش، داروهای شیمیایی و داروهای گیاهی استفاده می شود. هدف از تحقیق حاضر بررسی اثرات تعاملی هیپوگلایسمیک عصاره گشنیز و تمرین استقامتی در موش های صحرایی دیابتی بود.
    مواد و روش ها
    32 سر موش صحرایی دیابتی انتخاب و در 4 گروه (1)عصاره گشنیز ( 8 سر)، (2)تمرین استقامتی (8 سر)، (3) عصاره گشنیز همراه با تمرین استقامتی (8 سر) و (4) کنترل (8 سر)، قرار گرفتند. گروه های 1 و 3 به مدت 4 هفته روزانه mg/kg100 عصاره گشنیز دریافت نمودند، هم چنین گروه های 2 و 3 به مدت 4 هفته، 5 جلسه در هفته و هر جلسه 60 دقیقه روی نوار گردان دویدند. جهت تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق از آزمون های آماری شاپیروویلک، t وابسته، آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد (05/0 ≥p).
    یافته ها
    4 هفته مصرف عصاره گشنیز، تمرین استقامتی و مصرف عصاره گشنیز همراه با تمرین استقامتی باعث کاهش معنی داری گلوکز ناشتا، مقاومت به انسولین و HbA1c موش های صحرایی دیابتی شد (001/0=p)؛ مصرف عصاره گشنیز همراه با تمرین استقامتی نسبت به مصرف عصاره گشنیز (001/0=p) و تمرین استقامتی (03/0=p) اثر بیشتری بر کاهش گلوکز ناشتای موش های صحرایی دیابتی دارد. هم چنین مصرف عصاره گشنیز همراه با تمرین استقامتی نسبت به مصرف عصاره گشنیز اثر بیشتری بر کاهش HbA1c موش های صحرایی دیابتی دارد (02/0=p).
    نتیجه گیری
    با توجه به کاهش شاخص های گلایسمیک به نظر می رسد چهار هفته مصرف عصاره گشنیز همراه با تمرین استقامتی دارای اثرات تعاملی هیپوگلایسمیک در موش های صحرایی دیابتی می باشد.
    کلیدواژگان: گشنیز، تمرین، شاخص های قندی، دیابت، موش صحرایی
  • علوم و صنایع غذایی
  • محمد مهدی طاعتی کلی، بهاره شعبانپور*، مهدی اجاق صفحات 31-40
    سابقه و هدف
    ایکوزاپنتانوئیک اسید (EPA) و دوکوزاهگزانوئیک اسید (DHA) از اسیدهای چرب ضروری می باشند که پتانسیل ویژه ای در سلامتی انسان دارند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف تولید روغن حاوی مقادیر بالا از DHA از ضایعات تن ماهیان توسط کوپل کردن روش های استخراج با سیال فوق بحرانی (SFE) و کروماتوگرافی با سیال فوق بحرانی (SFC) انجام شد.
    مواد و روش ها
    ضایعات تن ماهیان پس از آنالیز ترکیبات، با استفاده از روش SFE روغن گیری شدند. سپس، سطوح DHA توسط روش SFC تغلیظ گردید. روغن های خروجی هر دو فرآیند با ارزیابی میزان رطوبت و پارامترهای شیمیایی چون ترکیبات فرار، لیپیدهای خنثی، پروفایل اسیدهای چرب و نرخ اسیدیته کیفی سنجی شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان دادند که ترکیبات فراری چون آلکان ها غالبا در روغن های خروجی هر 2 فرآیند وجود داشت. آلدهیدها در هیچ یک از نمونه ها مشاهده نگردیدند و اسید استیک تنها در روغن های حاصل از SFE تشخیص داده شد. دی متیل آمین در روغن خروجی هر 2 فرآیند مشاهده گردید. در لیپیدهای خنثی، سطوح TAG و FFA در روغن های خروجی SFC بیش از SFE بود. از سوی دیگر، میزان استرهای واکسی و کلسترول در روغن خروجی فرآیند SFE بیش از SFC بود. در اسیدهای چرب، میزان DHA در روغن بدست آمده از SFC به طور معنی داری بیشتر از SFE بود. نرخ اسیدیته در روغن های حاصل از هر 2 فرآیند اختلاف معنی داری را نشان نداد.
    نتیجه گیری
    ضایعات تن ماهیان دارای پتانسیل مناسبی برای تولید امگا 3 با کیفیت بوده و کوپلینگ فرآیندهای SFE و SFC روشی مناسب برای تولید روغن ماهی با دوزهای بالای DHA است.
    کلیدواژگان: امگا 3، ضایعات تن ماهیان، سیال فوق بحرانی، ترکیبات فرار
  • الناز میلانی*، ندا هاشمی، سیدعلی مرتضوی، فریده طباطبایی، سمانه گازرانی صفحات 41-49
    سابقه و هدف
    در سال های اخیر پیشرفت تکنولوژی سبب تغییر در سبک زندگی گردیده است. از این رو تقاضای جهانی برای مصرف غذاهای آماده افزایش چشمگیری یافته است. جهت کاهش مشکلات ناشی از رفتارهای ناسالم و اصلاح الگوی مصرف، تولید فراورده های غذایی فوری فراسودمند ضروری به نظر می رسد؛ این پژوهش با هدف تولید و بهینه سازی فرمولاسیون پودر فوری نوشیدنی بر پایه آرد بافت داده شده کنجاله بادام-ذرت صورت گرفت.
    مواد و روش ها
    کنجاله بادام- آرد ذرت به نسبت 20-80 توسط اکسترودر دوماردونه تحت شرایط سرعت چرخش مارپیچ 220 دور در دقیقه و رطوبت 16 درصد بافت داده شد. سپس توسط طرح آماری مخلوط تاثیر سطوح مختلف فرمولاسیون شامل آرد بافت داده شده 65-70 درصد، شکر 25-30 و استویا 0-5 درصد بر خصوصیات بیوفیزیکی و فوری بودن پودر بررسی گردید.
    یافته ها
    با افزایش میزان آرد بافت داده شده ی کنجاله بادام-ذرت در فرمولاسیون پودر نوشیدنی، ویژگی های فوری بودن و بازسازی پودر در آب بهبود یافت (05/0p<). مطابق نتایج فرمولاسیون بهینه تولید پودر فوری فراسودمند شامل 9/69 درصد پودر بافت داده شده بادام-ذرت، 9/29 درصد شکر و2/0درصد استویا تعیین گردید.
    نتیجه گیری
    پودر فوری تولید شده از لحاظ ویژگی خیس شوندگی در گروه پودرها با حلالیت بالا، جریان پذیری و پیوستگی در گروه پودرهای با ویژگی خوب تا عالی، از لحاظ زاویه ریپوز در گروه پودرهای بسیار جریان پذیر طبقه بندی می شود.
    کلیدواژگان: پودر فوری، کنجاله بادام، زاویه ریپوز تخلیه، شاخص کار، ضریب هاسنر
  • رضا سوزنکار*، سارا موحد، آرش چایچی نصرتی صفحات 51-60
    سابقه و هدف
    تا کنون پژوهشی در رابطه با غنی سازی ویفر روکش دار به وسیله جلبک آرتروسپیرا پلاتنسیس انجام نشده است. با غنی سازی ویفر، به وسیله ریزجلبک آرتروسپیرا پلاتنسیس، می توان فرصت جدیدی را جهت تولید محصولات غذایی عملگرا، بر پایه غلات فراهم نمود. هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر استفاده از پودر ریزجلبک آرتروسپیرا پلاتنسیس بر ویژگی های تغذیه ای، حسی، و کیفی ویفر روکش دار بوده است.
    مواد و روش ها
    در این پژوهش نمونه ها با افزودن آرتروسپیرا پلاتنسیس در سطوح 5‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏0 و 1 درصد وزنی/ وزنی در کرم ویفر، و 75‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏0 و 5‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏1 درصد وزنی/ ورنی درنان ویفر روکش دار، تهیه گردیده و مقادیر پروتئین، آهن و آلفا توکوفرول در ویفرهای غنی شده، به ترتیب به وسیله روش های کلجدال، جذب اتمی و HPLC اندازه گیری شد. ارزیابی حسی محصولات تولید شده، در روز دوم تولید، توسط 5 ارزیاب آموزش دیده و به روش هدونیک انجام شد. مضافا تغییرات عدد پراکسید بررسی گردید.
    یافته ها
    نتایج نشانگر افزایش میزان پروتئین از حداقل 17‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏0 % تا 82‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏1 %، آهن از حداقل 58‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏3 % تا 43‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏40 % و آنتی اکسیدان آلفاتوکوفرول از حداقل 21‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏2 % تا 71‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏14 % نسبت به نمونه شاهد بود. درحالی که عدد پراکسید پس از طی 4 ماه با افزایش ریزجلبک به طور معنی داری کاهش پیدا نمود (05‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏0 P<). بر اساس آزمون های حسی به روش 5 نقطه ای هدونیک، ویفر غنی شده با جلبک آرتروسپیرا پلاتنسیس در سطوح 1 درصد وزنی/ وزنی در کرم و 5‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏/‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏1 درصد وزنی/ وزنی در نان ویفر رو کش دار، پس از نمونه شاهد بیشترین امتیاز را کسب نمود.
    نتیجه گیری
    نتیجه این که می توان با غنی سازی ویفر روکش دار با استفاده از جلبک آرتروسپیرا پلاتنسیس ویژگی های تغذیه ای، حسی و کیفی آن را به نحو مطلوبی ارتقاء داد.
    کلیدواژگان: اسپیرولینا پلاتنسیس، آرتروسپیرا پلاتنسیس، ریز جلبک، غنی سازی، ویفر روکش دار، ارزش تغذیه ای
  • مهدیه گل رو، مریم فهیم دانش*، محمد رضا خانی صفحات 71-78
    سابقه و هدف
    مولکول ازن با حمله به جداره سلول میکروارگانیسم ها و اکسید کردن گروه های سولفیدریل پروتئینی، موجب پارگی دیواره و غشاء خارجی و مرگ میکروارگانیسم می شود. این تحقیق با هدف بررسی تاثیر افزودن گاز ازن بر ویژگی های میکروبی زیتون پرورده و مقایسه آن با اسید سوربیک انجام شد.
    مواد و روش ها
    در این پژوهش، گاز ازن در غلظتppm 5/2 به مدت (1، 2 و 4 دقیقه) و اسید سوربیک با غلظت ppm100 بکار برده شد. تاثیر ازن و اسید سوربیک به طور جداگانه بر ویژگی های میکروبی نظیر (باکتری های ترموفیل و مزوفیل هوازی مولد اسیدلاکتیک، کپک و مخمر) مورد بررسی قرار گرفت. نمونه های زیتون پرورده به مدت 75 روز در دمای 4°C نگهداری و متغیرهای مورد نظر در روزهای صفر، ده، بیست، سی، چهل و پنج، شصت و هفتاد و پنج اندازه گیری شدند. برای مقیاس میانگین تیمارها از روش LSD و آنالیز نتایج با نرم افزار SAS صورت گرفت.
    یافته ها
    به طور کلی افزودن ازن در زمان های مختلف و اسید سوربیک، باعث کاهش رشد باکتری های ترموفیل و مزوفیل هوازی مولد اسیدلاکتیک، کپک و مخمر در زیتون پرورده، نسبت به نمونه شاهد شد. زمان تزریق 4 دقیقه گاز ازن خواص بهتری را موجب شد و توانسته بود مشابه و در بعضی مواقع عملکرد بهتری نسبت به نمونه حاوی اسید سوربیک داشته باشد.
    نتیجه گیری
    نتایج این بررسی نشان داد که استفاده از گاز ازن می تواند جایگزین قابل قبولی برای اسید سوربیک در بسته بندی زیتون پرورده باشد.
    کلیدواژگان: زیتون پرورده، گاز ازن، اسید سوربیک
  • اعظم ایوبی* صفحات 79-88
    سابقه و هدف
    پودر سنجد می تواند از میوه خشک شده سنجد تولید شود و به عنوان یک افزودنی عملگرا در تولید محصولات غذایی به کار رود. هدف این مطالعه، ارزیابی خصوصیات فیزیکوشیمیایی و حسی کیک فنجانی با افزودن سطوح مختلف پودر سنجد بوده است.
    مواد و روش ها
    در این تحقیق، اثرات افزودن پودر سنجد (در چهار سطح 5، 10، 15 و 20 درصد) بر ویژگی های فیزیکوشیمیایی (افت وزنی، pH، تخلخل، حجم مخصوص، دانسیته، رطوبت، سفتی بافت و رنگ) و حسی کیک فنجانی مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج نشان دادند که تاثیر پودر سنجد بر خصوصیات فیزیکوشیمیایی و حسی کیک معنی دار بوده است. مشاهدات نشان داد که جایگزین کردن آرد گندم با پودر سنجد در فرمولاسیون کیک، افت وزنی، pH، تخلخل، حجم مخصوص، روشنی و زردی پوسته و بافت مغز کیک و امتیازات حسی را کاهش داد و سبب افزایش دانسیته، رطوبت، سفتی بافت، قرمزی و اندیس قهوه ای شدن پوسته و بافت مغز کیک شد. کمترین افت وزنی (5/18درصد)، تخلخل (2/16 درصد)، روشنی پوسته و بافت مغز (به ترتیب 33/29 و 22/51) و زردی پوسته و بافت مغز (به ترتیب 32/24 و 1/15) و بیشترین مقدار دانسیته (55/0 گرم بر سانتی متر مکعب)، قرمزی پوسته و بافت مغز (به ترتیب 04/20 و 17/14) و اندیس قهوه ای شدن پوسته و بافت مغز کیک (به ترتیب 88/190 و 49/54) مربوط به سطح جایگزینی 20 درصد پودر سنجد بود.
    نتیجه گیری
    مطالعه حاضر نشان داد که سطوح بالاتر از 10 درصد پودر سنجد بر کیفیت کیک اثر منفی گذاشت. بنابراین افزودن پودر سنجد در سطوح 5 و 10 درصد به کیک محصول قابل قبولی را تولید کرد.
    کلیدواژگان: اندیس قهوه ای شدن، پودر سنجد، تخلخل، سفتی، کیک فنجانی
  • لیلا فهمیده*، محمود توکلی*، سمیرا عمرانی پور، امیر رجبی صفحات 89-98
    سابقه و هدف
    وضعیت ظاهری محصولات مهم ترین شاخص ارزیابی بازارپسندی است. وجود هر گونه علایم آلودگی، پوسیدگی و نرم شدن میوه طی انبارداری باعث کاهش بازارپسندی محصول می شود. به همین دلیل استفاده از روش های ایمن برای کنترل فساد و حفظ کیفیت بافت میوه در دمای مناسب در انبار امری ضروری است.
    مواد و روش ها
    به منظور ارزیابی اثرات تیمارهای مواد شیمیایی و دما بر روی ویژگی های کمی و کیفی میوه چیکو رقم اوال در مرحله پس از برداشت، آزمایشی در قالب فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی در مرکز تحقیقات کشاورزی شهرستان جیرفت انجام گرفت. در این پژوهش عوامل مورد بررسی شامل مواد شیمیایی (کلریدکلسیم 60 میلی مولار و اسپرمیدین 2 میلی مولار) و دما (7 و 12 و 22 درجه سانتی گراد) بود.
    یافته ها
    نتایج جدول تجزیه واریانس نشان داد که اکثر صفات مورد بررسی در محدوده ارقام معنی دار هستند. تیمار کلریدکلسیم و نگهداری در دمای 7 درجه سانتی گراد نقش موثرتری را نسبت به سایر تیمارها بر روی ویژگی های افت وزن، حفظ سفتی بافت، حفظ میزان pH، مقدار ماده جامد محلول، اسیدیته قابل تیتراسیون و رنگ نشان داد. تیمار شاهد و نگهداری در دمای 22 درجه، زودتر باعث فساد، خرابی و تغییرات شیمیایی میوه شد.
    نتیجه گیری
    عمر انبارمانی با کلرید کلسیم با نگهداری در دمای 7 درجه سانتی گراد می تواند به عنوان روشی ایمن و کارا در افزایش نگه داری میوه چیکو در انبار و حفظ بهتر کیفیت این میوه ی سلامتی بخش معرفی شود.
    کلیدواژگان: چیکو، کلرید کلسیم، اسپرمیدین، انبارمانی، کیفیت
  • فاطمه علی اکبری، نارملا اصفی*، سمیرا یگانه زاد صفحات 99-106
    سابقه و هدف
    تولید شکلات های مقاوم به حرارت، امکان استفاده از این محصول لذیذ را در فصل تابستان در مناطق خاص و شرایط آب و هوای گرمسیری فراهم می کند هدف از این مطالعه، بررسی افزایش نقطه ذوب شکلات با استفاده از نشاسته ذرت و ژلاتین است.
    مواد و روش ها
    برای این منظور نشاسته ذرت و ژلاتین در پنج سطح 0، 2، 4، 6، 8 و 10% در فرمولاسیون شکلات شیری مورد استفاده قرار گرفت. تیمارهای تولید شده از نظر پروفیل نقطه ذوب و ویژگی های حسی (رنگ، بو، طعم، احساس دهانی، ویژگی ذوب شدن و پذیرش کلی) و بافت، با شکلات کنترل مقایسه شدند.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بیشترین دمای شروع ذوب شکلات حاوی ژلاتین و نشاسته ذرت 10% به ترتیب 5/38 و 9/35 سانتی گراد بود و این غلظت دمای ذوب شدن را به طور قابل توجهی در مقایسه با شکلات کنترل با نقطه ذوب 2/27 درجه سانتی گراد، افزایش داد (05/0p≤). .همچنین بیشترین آنتالپی در تیماری با 10% ژلاتین، 34/35 ژول بر گرم بود. این در حالی است که تفاوت معنی داری در ویژگی های حسی نمونه های تیمار شده مشاهده نگردید (05/0p≤).
    نتیجه گیری
    نتایج نشان داد که با توجه به اثر غیر معنی داری این دو ماده در ویژگی های حسی و افزایش نقطه ذوب می توان از این مواد در تولید شکلات مقاوم به حرارت در نواحی گرمسیری استفاده نمود.
    کلیدواژگان: شکلات شیری، ژلاتین، مقاومت حرارتی، نشاسته ذرت، ویژگی های حسی
  • مقاله مروری
  • فاطمه شفیعی، اسماء سالاری مقدم، پروانه صانعی، باقر لاریجانی، احمد اسماعیل زاده* صفحات 107-117
    سابقه و هدف
    گرچه چندین مطالعه ارتباط بین نمایه گلایسمیک (GI)، بار گلایسمیک (GL) و افسردگی را بررسی کرده اند ولی نتایج در این زمینه ضد و نقیض هستند. این مطالعه به منظور جمع بندی نتایج مطالعات پیشین در زمینه ارتباط بین GI، GL و افسردگی انجام شده است.
    مواد و روش ها
    مطالعات منتشر شده تا جولای 2017 میلادی با استفاده از پایگاه های اطلاعاتی PubMed/Medline،ISI Web of Knowledge ، Scopus و Google Scholar به منظور تعیین مطالعات منتشر شده مرتبط مورد جستجو قرار گرفتند. دو نفر به صورت مستقل خروجی این جستجو را به منظور تعیین مطالعات واجد شرایط غربالگری کردند. مطالعات دارای معیارهای زیر وارد مطالعه شدند: 1) مطالعات انسانی که GI و GL را به عنوان مواجهه و افسردگی را به عنوان پیامد اصلی یا یکی از پیامدها در نظر گرفته بودند (ورود به مرور سیستماتیک)؛ 2) مطالعاتی که در آنها Odds Ratios، Rate or Risk Ratios یاHazard Ratios به عنوان اندازه اثر گزارش شده بود (ورود به متاآنالیز). در نهایت 10 مطالعه شامل 6 مطالعه مقطعی، 1 مطالعه کوهورت و 3 مطالعه کارآزمایی بالینی وارد مرور سیتماتیک شدند و 5 مطالعه مقطعی (از میان10 مطالعه وارد شده به مرور سیستماتیک) وارد متاآنالیز شدند. کیفیت مطالعات مشاهده ای وارد شده به این متاآنالیز توسط معیار NOS (Newcastle-Ottawa) ارزیابی شد.
    یافته ها
    حجم نمونه حاصل از 5 مطالعه وارد شده به متاآنالیز بین 40 الی 87618 نفر و در مجموع 171508 شرکت کننده ≥ 18 سال بود. از ترکیب 7 اندازه اثر گزارش شده از 5 مطالعه، ارتباط معنی داری بین GI رژیمی و شانس ابتلا به افسردگی دیده نشد (99/0= summary effect size و 27/1 – 78/0= CI%95). همچنین ارتباط معنی داری بین GL رژیمی و خطر ابتلا به افسردگی مشاهده نشد (89/0= summary effect size و 05/1 – 75/0= CI%95).
    نتیجه گیری
    با جمع بندی نتایج مطالعات پیشین، ارتباط معنی داری بین GI و GL رژیمی و شانس ابتلا به افسردگی وجود نداشت. مطالعات بیشتری برای رسیدن به نتیجه قطعی مورد نیاز هستند.
    کلیدواژگان: رژیم، نمایه گلایسمیک، بار گلایسمیک، کربوهیدرات، افسردگی، روانشناسی
|
  • H. Soleimani, E. Talebi-Garakani *, A. Safarzade Pages 1-10
    Background And Objectives
    Whey Protein (WP) is one of the milk products with antioxidant properties. The purpose of this study is to investigate the effect of endurance training and WP intake on the antioxidant enzymes and oxidative stress of the heart tissue in rats fed a high -fat diet.
    Materials and Methods
    Forty male Wistar rats were randomly divided into two groups: standard diet (n =8) and high-fat diet (n =32). Following 9 weeks of endurance training, the high-fat diet group was randomly divided into 4 groups (n = 8 per group) including Control (CF), Training (TF), WP(WF) and Training WP(TWF). Training included running on a treadmill at a speed of 20 m/min, 5 days per week, for 10 weeks. The values of hydrogen peroxide (H2O2), glutathione peroxidase (GPX), superoxide dismutase (SOD) and catalase (CAT) were measured in the heart tissue using the ELISA method.
    Results
    There were more values of H2O2=561/5±164/12 (P=0.005) and less values of GPX=18/74±2/82 (P=0.001) and SOD=2/20±0/409 (P = 0.013) in the high-fat diet group than the normal control group. GPX levels were lower in high- fat diet control group than WP, training and training WP (P 0.05).
    Conclusion
    Endurance training and WP could improve the oxidative balance of the heart tissue of rats fed a high-fat diet and could help control the side effects of a high-fat diet in the heart.
    Keywords: Catalase, Superoxide dismutase, Glutathione peroxidase, Hydrogen peroxide
  • F. Baji *, M. Karandish, H. Farhadirad, M. Askari Pages 11-20
    Background And Objectives
    Content analysis is on the document based techniques in social sciences research methods. The current study aims to perform a quantitative content analysis of Persian popular social magazines in Iran in year 2015.
    Materials and Methods
    This study was conducted using content analysis method. The study population consisted of 5 Iranian popular social magazines with the highest circulation. Data gathering was carried out using a checklist. Cohen's kappa coefficient was used to determine the reliability of the checklist and was equal to 0.73 which is acceptable. Also, after determining the most frequently mentioned foods, word analysis was used to determine the positive or negative relations between these items. To this end, a centrality criteria was extracted using Ucinet v.6 software and word event map was drawn using NetDraw software.
    Results
    A total of 10810 nutritional massages were extracted from 644 articles. The “Days of life (Roozhaye Zendegi)” with 3615 massages had the largest number of massages. According to the results 56.83% of the massages had well-known authors and 95.5% of the contents had informative role and the majority of massages (61.21%) had credibility. The most frequently mentioned foods included pepper, garlic, citrus, water, tea, milk, different nuts, spices, dairy products and olive and almond oil. Word analysis of the keywords in the articles showed that food products such as fruits and vegetables, vitamins and minerals, various nuts and coffee and tea have been reported to be useful for treatment of organs such as heart, skin and hair, digestive system and problems such as depression, diabetes and various types of cancer.
    Conclusion
    It can be said that the nutritional content of Iranian popular magazines had relative accuracy and credibility but these magazines need to pay more attention to citation, using known sources and using nutritional experts.
    Keywords: Content analysis, Nutrition, Popular magazines, Co-word analysis, Health, Public media
  • S.A. Hosseini, A.S. Zar *, A. Ghasemi, O. Khoradmehr, F. Farkhaie Pages 21-30
    Background And Objectives
    Diabetes is a chronic disorder which is recognized by hyperglycemia and Different methods such as exercise, drugs and herbal medicines are used to treat and manage diabetes. The purpose of this study was to investigate hypoglycemic interactive effects of Coriander extract and endurance training in diabetic rats.
    Materials and Methods
    Thirty-two diabetic rats were selected and divided into 4 groups ; (1) coriander extract( n =8), (2) endurance training( n =8),(3) coriander extract with endurance training( n =8),and (4) control ( n =8). Groups 1 and 3 received 100 mg / kg of coriander daily for 4 weeks, Also, groups 2 and 3 for 4 weeks, 5 sessions per week and 60 minutes each session ran on treadmill. To analyze the findings, Shapirovailk test, dependent t-test, one way ANOVA and Tukey post hoc test were used (p ≤ 0.05).
    Results
    Four weeks of Coriander extract intake, endurance training and coriander extract with endurance training significantly decreased fasting glucose, insulin resistance and HbA1c in diabetic rats (p=0.001); Consumption of coriander extract with endurance training compared to coriander extract (p = 0.001) and endurance training (p=0.03) had a greater effect on the reduction of fasting glucose in diabetic rats. Also, coriander extract with endurance training compared to coriander extract had a greater effect on reducing the HbA1c in diabetic rats (p=0.02).
    Conclusion
    Due to reduction of glycemic indexes, It seems that coriander extract with endurance training used for four weeks has hypoglycemic interactions in diabetic rats.
    Keywords: Coriandrum: Exercise, Glycemic Index, Diabetes Mellitus, Rat
  • Mm Taati Keley, B. Shabanpour *, M. Ojagh Pages 31-40
    Background And Objectives
    Eicosapentaenoic acid (EPA) and Docosahexaenoic acid (DHA) are essential fatty acids that have the potential to be beneficial to human health. So, the purpose of this project was production of DHA- in high dosage from tuna wastes by coupling of supercritical fluid extraction (SFE) and supercritical fluid chromatography (SFC).
    Materials and Methods
    Tuna by-products after the analysis of compounds were extracted by SFE process to produce crude oil. Then, DHA level was concentrated by SFC process. Obtained oil in both process were evaluated for the chemical parameters such as moisture and volatile compounds, neutral lipids, fatty acids profile and acidic value.
    Results
    The results showed that volatile components such as alkanes were mostly detected in obtained oil by 2 methods. Aldehydes were not observed in any of the samples and acetic acid was diagnosed in outlet oil by SFE only. In Neutral lipids, the TAG and FFA levels in outlet oil by SFC were higher than SFE. On the other hand, levels of wax esters and cholesterol in obtained oil by SFE were higher than SFC process. In fatty acids, the amount of DHA in SFC was significantly higher than SFE. Acidic value did not have significant differences in the two processes.
    Conclusion
    Tuna by-products have the potential to produce high quality omega 3 fatty acids and coupling of SFE and SFC processes are good methods for production of DHA- high dosage fish oil.
    Keywords: Omega 3, Tuna by-products, Supercritical Fluid, Volatile component
  • E. Milani *, N. Hashemi, A. Mortazavi, F. Tabatabai, S. Gazerani Pages 41-49
    Background And Objectives
    In recent years technology development has changed life-style. So the worldwide demand for ready-to-eat food products has been raised dramatically. To decrease the problems of unhealthy diet and modifications of eating habits, it is necessary to produce functional instant foods. This study was carried out to optimize instant drink powder formulation based on almond-corn textured flour.
    Materials and Methods
    An almond meal-corn flour blend (20:80 ratio) was extruded through a co-rotating twin-screw extruder. Mixture design was used to evaluate the effects of formulation ingredients containing textured flour (65-70%), sugar (25-30%) and stevia (0-5%) on biophysical properties and reconstruction and instant properties powder.
    Results
    The addition of textured flour has significant positive effects on reconstruction and instant behavior of powder (P
    Conclusion
    The results showed that this instant powder had the highest wettability, very good to excellent flowability and cohesiveness index.
    Keywords: Instant powder, Almond meal, Ripoze angle, CI, HR
  • R. Souzankar - *, S. Chaichi- Nosrati, A. Movahhed Pages 51-60
    Background And Objectives
    So far, no research has been carried out on the fortification of cream and wheat flour by arthrospira platensis micro algae powder to produce coated wafer. By enriching of wafer with arthrospira platensis micro algae we can provide a new opportunity for the production of functional cereal foods. The objective of the present study is to investigate the effect of arthrospira platensis Powder on nutritional, qualified and sensory characteristics of coated wafer.
    Materials and Methods
    Samples of fortified wafers were prepared using arthrospira platensis at a level of 0.5 and 1.0 (% wþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþ/þþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþw) in wafers cream and 0.75 and 1.5% (% wþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþ/þþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþþw) in wafers bread. The protein, iron and alpha tocopherol contents of the samples were measured by kjeldahl, atomic absorption and high-performance liquid chromatography (HPLC), respectively. Sensory evaluation (hedonic scale 1− 5) of the samples was made by 5 trained panelists. Besides, the peroxide value in the samples was also determined.
    Results
    The iron, protein and alpha tocopherol contents of the fortified coated wafer were higher, and their peroxide value was lower, than their respective control values after four months (p
    Conclusion
    It is possible to produce coated wafers fortified by Arthrospira platensis with desirable nutritional, qualified and sensory characteristics.
    Keywords: Spirulina platensis, Arthrospira platensis, Microalgae, Fortification, Coated wafer, Nutritional value
  • M. Golroo, M. Fahimdanesh *, Mr Khani Pages 71-78
    Background And Objectives
    Ozone molecules have antimicrobial activity through attacking the cell wall of microorganisms and oxidizing sulfhydryl groups of proteins, resulting in rupturing of the wall and outer membrane followed by inactivation of microorganisms. In this study, effect of ozone technology on microbial characteristics of the processed olives and its comparison with sorbic acid were investigated.
    Materials and Methods
    In this study, ozone and sorbic acid were used at concentrations of 2.5 ppm and 100 ppm, respectively. Samples were treated for 1, 2 and 4 minutes. The effect of ozone and sorbic acid was studied separately on thermophilic and mesophilic aerobic bacteria with producing lactic acid activity, mold and yeast. Microbiological characteristics of processed olive samples were measured for 75 days at 4 °C on day zero, ten, twenty, thirty, forty-five, sixty and seventy-five. The least significant difference (LSD) method was used to compare differences between treatments and the data analysis was performed by SAS software.
    Results
    In general, ozone treatment at different times and also sorbic acid reduced molds, yeasts and lactic acid-producing bacteria (thermophilic and mesophilic aerobics) populations in the processed olives compared to the control sample. Ozone injection time of 4 min had better properties and also resulted in similar efficiency of antimicrobial activity and sometimes higher than the samples containing sorbic acid.
    •The results of the present study showed that the use of ozone can be an acceptable alternative to sorbic acid as an antimicrobial agent in packaged processed olives.
    Keywords: Processed olives, Ozone, Sorbic acid
  • A. Ayoubi * Pages 79-88
    Background And Objectives
    Eleaagnus angustifolia powder may be obtained from dried fruits and used as a functional ingredient in the production of food products. The aim of this study was to evaluate the physicochemical and sensorial properties of cupcake supplemented with various levels of Eleaagnus angustifolia powder.
    Materials and Methods
    In this study, the effects of Eleaagnus angustifolia powder incorporation (at 4 levels; 5, 10, 15 and 20%) on the physicochemical (including weight loss, pH, porosity, specific volume, density, moisture, hardness of texture and color) and sensorial properties of cupcake was studied.
    Results
    The results showed that Eleaagnus angustifolia powder, significantly affected the physicochemical and sensorial properties of the cake. It was discovered that by replacing wheat flour with Eleaagnus angustifolia powder in cake formulation, weight loss, reductions in pH, porosity, specific volume, lightness and yellowness of crust and crumb and sensory scores whereas density, moisture, hardness of product texture, redness and browning index of crust and crumb increased. The l smallest value for weight loss (18.5%), porosity (16.2%), lightness of crust and crumb (respectively 29.33, 51.22), yellowness of crust and crumb (respectively 24.32, 15.1) and the highest value of density (0.55 g/cm3), redness of crust and crumb (respectively 20.04, 14.17) and browning index of crust and crumb of cake (respectively 190.88, 54.49) were related to the level of 20% replacing of Eleaagnus angustifolia powder.
    Conclusion
    The present study demonstrated that over 10% of Eleaagnus angustifolia powder incorporation, adversely affects cake quality. Thus, 5 and 10% incorporation level of Eleaagnus angustifolia powder in cake resulted in acceptable product.
    Keywords: Browning index, Cupcake, Eleaagnus angustifolia powder, Hardness, Porosity
  • L. Fahmideh, M. Tavakoli *, S. Omranipour, A. Rajabi Pages 89-98
    Background And Objectives
    One of the most important factors of consumer acceptance is the products appearance. Any signs of contamination, caries and softening of fruits during storage, leads to a reduction in market acceptance of the products. So, it is essential to use safe controling methods to prevent the damage and maintain the quality of fruit at proper warehouse temperatures.
    Materials and Methods
    In order to evaluate the effects of preservative and temperature treatments on quantitative and qualitative characteristics of Chico-Oval- fruit at post-harvest stage. A randomised controlled trial with full factorial designs study was conducted at Jiroft Agricultural Research Center. In this study two factors included preservative (calcium chloride 60 mM and spermidine 2 mM) and temperature (7, 12 and 22°C) were studied.
    Results
    The analysis of variance showed that most of the studied factors were statistically significant. The treatments of calcium chloride and storage at 7°C were more effective than other treatments on factors like wieght loss, Soft-Tissue Firmness, pH, soluble solids content, titratable acidity and color. Control and treatment at a temperature of 22°C showed earlier damage, deterioration and chemical changes in the Chico fruit.
    Conclusion
    Calcium chloride and storage at 7°C can increase the storage life of Chico fruit in warehouses.
    Keywords: Chieko, CaCl2, Espermidine, Storage, Quality
  • F. Aliakbari, N. Asefi *, S. Yeganezad Pages 99-106
    Background And Objectives
    The development and production of heat resistant chocolate (HRC) would allow this pleasant treat to be enjoyed in summer-time and tropical climates. The objective of the present study was to increase the melting point of chocolate at elevated temperatures.
    Materials and Methods
    For this purpose, 0, 2, 4, 6, 8, 10 % of gelatin and corn starch were added to formulation of milk chocolate. Produced chocolates were compared with the control sample in terms of melting point profile and sensory properties (colour, odor, taste, texture, melting properties, mouth-feel and overall acceptability).
    Results
    Results showed that the highest temperatures of melting of chocolate containing 10% gelatin and corn starch were 38.5 and 35.9 °C respectively. This concentration increased the temperature of melting point (27.2 °C) compared with control chocolate (P≤0.05). Also the sample with 10% gelatin had highest enthalpy (35.34 J/gr). However no significant difference was observed in the organoleptic properties of treated chocolate samples (P≤0.05).
    Conclusion
    The overall results showed that according to the non-significant effect of these two materials on the sensory properties and increasing the melting point, it can be used in manufacturing heat resistant chocolate in tropical climates.
    Keywords: Chocolate, Corn Starches, Gelatin, Sensory properties, Thermal resistance
  • F. Shafiei, A. Salari-Moghaddam, P. Saneei, B. Larijani, A. Esmaillzade* Pages 107-117
    Background And Objectives
    Although several studies have investigated the association between dietary glycemic index (GI), glycemic load (GL) and depression, results are inconsistent. This systematic review and meta-analysis was performed to summarize earlier evidence on the association between dietary GI, GL and depression.
    Materials and Methods
    After searching PubMed/Medline, ISI Web of Knowledge, Scopus and Google Scholar, related articles published until July 2017 were identified. Two reviewers independently screened the output of the search to identify potentially eligible studies. Studies that fulfilled the following criteria were included in the current study: 1) All human studies that considered GI or GL as the exposure variable and depression as the main outcome variable or as one of the outcomes were included in the systematic review; 2) publications in which odds ratios (ORs), rate or risk ratios (RR) or hazard ratios (HR) were reported as effect size were included in the meta-analysis. Finally, 10 studies, including six cross-sectional studies, one cohort study and three clinical trials were considered for inclusion in the systematic review, and five cross-sectional studies (out of 10 studies included in the systematic review) were included in the meta-analysis. The quality of cross-sectional studies included in this meta-analysis was examined by the Newcastle-Ottawa Scale (NOS).
    Results
    Sample sizes of the included studies ranged from 40 to 87618 participants, and in total, 171508 participants aged ≥18 years were included in five studies. Combining seven effect sizes from five cross-sectional studies, no significant association was observed between dietary GI and odds of depression (summary effect size: 0.99; 95% CI: 0.78, 1.27). We also failed to find any significant association between dietary GL and risk of depression (summary effect size: 0.89; 95% CI: 0.75, 1.05).
    Conclusion
    By summarizing earlier findings, we found no significant association between dietary GI and GL and odds of depression. Further studies are required to reach a definitive conclusion.
    Keywords: Diet, Glycemic index, Glycemic load, Carbohydrate, Depression, Psychology